كتاب هاي صوتي
Статистика“books wash away from the soul the dust of everyday life”
- Последний пост
- 14 мая
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
انسان بیش از آنکه از مرگ بهراسد، از انزوای محضی که مرگ را همراهی میکند، میترسد. ما میکوشیم زندگی را دو نفری تجربه کنیم، ولی هر یک از ما مجبوریم تنها بمیریم. کسی قادر نیست با ما یا به جای ما بمیرد. مامان و معنای زندگی اثر #اروین_د_یالوم
کلمات، تنها چیزی بودند که میتوانستند هم نجات بدهند و هم نابود کنند. آنها میتوانستند جهانی بسازند یا آن را به آتش بکشند و این همان چیزی بود که انسانها را هم زیبا و هم خطرناک میکرد… 📕 کتاب دزد اثر #مارکوس_زوساک
ویکتور فرانکل تو کتاب "انسان در جستجوی معنی" میگه: اما دلیلی نبود که برای اشک هامون خجالت بکشیم چون اشکها شاهد شجاعتمون بودن شجاعت تحمل دردهامون...
گاهی کتابهای چارلز دیکنز را که در میان نویسندگانِ مورد ستایشم، جایگاهی ویژه دارد، از نو میخوانم. اخیرا عبارت فوقالعادهای در کتاب "داستان دو شهر"، توجهم را جلب کرد «پس هرچه به پایان نزدیک و نزدیکتر میشوم، انگار دایرهای را میپیمایم و به آغاز نزدیک و نزدیکتر می شوم. شاید این یکی از شیوههای هموارسازی و آمادهسازی مسیر باشد. اکنون قلب من متأثر از خاطرهها و یادگارهایی است که مدتهای مدید به خواب فراموشی رفته بودند....» این قطعه مرا فوقالعاده تحت تأثیر قرار میدهد: من هرچه به پایان نزدیکتر میشوم، درمییابم بیشتر و بیشتر به سوی آغاز بازگشتهام...
«انسان میتواند همزمان که دارد برای زندگی تلاش میکند و میجنگد، به رفتن و گم و گور شدن هم فکر کند.» یادداشتهای زیرزمین اثر #فئودور_داستایفسکی
без подписи
من از بیرون آرامم اما درونم مثل دادگاهیست که قاضیاش هم منم و متهمش هم من و هیچوقت رأی صادر نمیشود فقط محاکمه ادامه دارد بیپایان بیرحم آشنا
صبح بیدار میشوم. نور مثل همیشه از پنجره رد میشود، بیاینکه چیزی را توضیح دهد. جهان همان است که بود: بیتوضیح، بیتوجیه، بیتمایل به فهمیده شدن. من هم همانام که بودم، فقط با این تفاوت که دیگر تلاش نمیکنم معنایی به این تکرار اضافه کنم. گاهی فکر میکنم زندگی باید دلیلی داشته باشد، اما این فکر هم مثل بقیه فکرها میآید و میرود، بدون اینکه چیزی را تغییر دهد. پس فقط ادامه میدهم— نه از امید، نه از ناامیدی، فقط چون توقف هم معنای بیشتری ندارد.
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
زندگی پوچ است، اما همین پوچی ما را آزاد میکند تا معنای خود را بیافرینیم.
без подписи
پدرم، تو با انتقاد های بی پایان خود اعتماد به نفس مرا از بین بردی ومرا به موجودی ترسو و نامطمئن تبدیل کردی!… -کافکا
без подписи
без подписи