اصیلها🪐
Статистикаدر جست و جوی اندکی زندگی🌱https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-1WeJ2OzGd6
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 23
- 1/48двое суток
- 26
- 1/72трое суток
- 28
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
"مرگ یبار مارو میکشه اما شک به خودمون هزار بار. هر بار که به تواناییهامون شک میکنیم، هر بار که خودمون رو کمتر از چیزی که هستیم میبینیم، بخشی از جسارتمون رو از دست میدیم. گاهی چیزی که ما رو متوقف میکنه، نبودِ توانایی نیست. نبرد و سر جنگیست که هر روز با خودمون داریم."
نمیتوانید آن چه را که برای شما رخ میدهد کنترل کنید اما میتوانید نگرش خود را به آن چه برای شما اتفاق میافتد کنترل کنید و در این صورت به جای آن که اجازه دهید آن ها بر شما مسلط شوند شما بر تغییرات مسلط میشوید. #برایان_تریسی @roonibook
وقتی ۲۰ سالم بود، داستانی شنیدم از کسی که توی ۲۸ سالگی یهو شغلشو ول میکنه و میره سراغ کاری که دوست داره. بعد با تمام انرژی اون کار رو ادامه میده تا موفق میشه. اون موقع بهنظرم خیلی کار عجیبی بود. توی اون سن، مگه آدم فرصت از نو شروع کردن داره؟ چطور جرأت کرده بود؟ الآن که سنم بالاتر رفته، متوجهم که تا ۳۰ سالگی وقت آزمون خطاست. هیچ فشاری روی تو نیست و اتفاق بدی نمیافته. احتمالا وقتی پا به دههی ۴۰ زندگیم بذارم، متوجه میشم حتی ۳۰ سالگی هم عدد خاصی نیست و آدم میتونه تا ۴۰ سالگی ریسک کنه و اصلا وحشتناک نیست. انگار همیشه روی خطی ایستادی که وقتی به جلو نگاه میکنی پر از استرس و فشاره. وقتی به عقب نگاه میکنی، متوجه میشی میتونستی آرومتر باشی. ولی متاسفانه پشت سرت هیچ راه نفوذی نداره و مجبوری پا به دنیای روبرو بذاری. دنیا عجیبیه و ما آدمهای عجیبتری هستیم. #عجیب_زادگان #یادداشت @withfarshad
اما در انتها انسان برای زندگی کردن شجاعت بیشتری احتیاج دارد تا کشتنِ خود. #آلبر_کامو @roonibook
و فاصله تجربهای بیهوده است. #مثل_خون_در_رگ_های_من #احمد_شاملو @roonibook
یک مرد هنگامی که سقوط میکند شکست نمیخورد، او هنگامی شکست میخورد که تصمیم میگیرد بلند نشود. #اپیکتتوس @roonibook
من در واقع چیز زیادی ندارم به تو بدهم؛ چای هست اگر مینوشی، من هستم اگر عشق میورزی، راه هست اگر رهگذری. #عاشیق_ویسل @roonibook
بالاخره توی یه روز عادی وسط کارای تموم نشدهت میمیری و دنیا بدون تو به راهش ادامه میده پس یکم زندگی کن! #امیرعلی_ق @roonibook
تولد ادمینهههه :)))
تولدم مبااارککک :))))
و یادت نره امسال هم خوبیها رو پررنگ کنی و بدیها رو کمرنگ، هم درون خودت و هم بقیه! و یادت نره که امسال هم تلاش کنی بینیازتر از قبل از دیگران بشی و همچنان محبتت رو از آدما دریغ نکنی! خلاصه که اگر بخوام چیز میز بگم و ازت تشکر کنم و ازت بگم واقعا تا گل صبح چند روز آینده میتونم یه ریز برات بنویسم! خیلی ماهی دورت بگردم، لطفا ماه بمون و ماهتر شو! عشق منی، دوستت دارم، تولد بیست سالگیت بینهایت از اوج بهشت تا قعر جهنم مبارک!
امسال یکی از قشنگترین، سختترین، شیرینترین، پر رنجترین، آموزندهترین، جدیدترین و باحالترین سالای زندگیم بود، کلی خندیدم و کلی گریه کردم، کلی حماقت کردم و کلی عاقلتر شدم و کلی چیز جدید تجربه کردم! انتخابهایی داشتم و کارایی کردم که شاید اگر سالهای گذشته زندگیم بهش فکر میکردم حتی توی احمقانهترین و بیعقلترین حالتم هم فکر نمیکردم انجامشون بدم و احتمالا وقتی سالهای آیندهی زندگیم به این سالی که گذشت نگاه کنم به خودم میگم وای چقدر حماقت کردم و شاید هم اصلا گردن نگیرم که من اون کار رو کردم با اینکه میدونم اون کار رو انجام دادم! امسال شراب زندگی رو نوشیدم(قبح خیلی چیزا رو برای خودم شکستم) و ته زندگی رو تا جایی که برام مقدور بود باز کردم، یعنی تا تهش رو رفتم و البته که فهمیدم آدم نباید تا ته همه چیز رو بره، گاهی اوقات افتخار آدم به انجام ندادن خیلی چیزاس و نه انجام دادنشون! جدای از اون هم شنیدین میگن آدم باید یه چیزی رو داشته باشه که از دستش بده؟! منم یجورایی به تبع خودم خواستم یه حماقتهایی رو داشته باشم که بتونم از دستشون بدم، مثلا خواستم احمق باشم که اگر یه روزی خواستم حماقتم رو از دست بدم، بتونم این کار رو انجام بدم! به نظرم شاید کسی که هیچوقت احمق نبوده نتونه هیچوقت به درجهی زیادی از عقل برسه، هر آدم عاقلی یه روزی احمق بوده مگر اینکه کسی به اجبار و تحمیل زندگی دائما از اول زندگیش جوری بوده باشه که همه بهش میگفتن عاقل و این صفتی که بهش میدادن هیچوقت انتخاب خودش نبوده، اصلا شاید هم احمق بودن مکمل عاقل بودنه، کی میدونه؟! آدم باید تا حدی تجربه کنه که بتونه انتخاب کنه که چطور آدمی باشه و دوست داره چجوری رفتار کنه! امسال حس کردم که واقعا دارم دیگه بزرگ میشم، باید یکسری تغییرات تو زندگیم ایجاد کنم، باید آدم مسئولیت پذیرتری باشم هم در قبال خودم و هم در قبال دیگران دیگه اون روناک کوچولوی ۱۵ ساله نیستم، دیگه اون آدمی که فقط بازیهای کودکانه میکنه نیستم، باید علاوه بر بازی تو دنیای کودکانهی خودم توی دنیای بزرگسالان هم بازی کنم، باید زندگیم رو بسازم نه اینکه فقط بگذرونمش و یادم نره که در کنار ساختن زندگیم زندگی کردن رو از یادم نره! امسال شکستهای زیادی رو تو زندگیم تجربه کردم و شاید بهتره بگم تجربههایی که منجر به ناکامی شدن! اگرچیزی باشه که بخوام توی این یک سال زندگیم بابتش به خودم افتخار کنم اون ادامه دادن و ناامید نشدن در عین ناکامیهای پی در پی بود، به نظرم این ادامه دادن و درک و یادگیری بیشتر ادامه دادن یکی از قشنگترین و کارآمدترین چیزهایی بود که تجربه کردم و یاد گرفتم! امسال با کلی آدم قشنگ و ناناز آشنا شدم و شکر بابت وجود تک تکشون چه اونایی که موندن چه اونایی که رفتن و چه اونایی که معلوم نیست هستن یا نیستن، واقعا میتونم بگم کلی چیز ازشون یاد گرفتم و کمترینش تا حدودی یادگیری مهارتهای ارتباطیه! اگر بخوام یه ویژگی پررنگ برای امسالم به خودم بدم یعنی پررنگترین ویژگیای که امسال داشتم اون جسارته و فکر میکنم امسال توی جسورترین ورژنی از خودم بودم که تا الان از خودم دیده بودم که بابت این هم به خودم کلی افتخار میکنم و البته که این جسارت قشنگ منجر به بخشی از حماقتهای زندگیم هم شد اما باز هم جالب بود و دوستش داشتم. امسال عشق به خانواده و محبت خانوادهم برام پررنگتر از همیشه بود و خیلی بیشتر از قبل قدردان حضورشون و زحماتی که برام کشیدن بودم و هستم و امیدوارم که بتونم فرزند خوبی براشون باشم به اندازهای که واقعا شایستهی اون هستن و همچنین لایق عشقی که بهم میدن و محبتی که در قلبم جاری میکنن باشم! اگر بخوام یه شعار از ته امسال زندگیم برای خودم بکشم بیرون اون ضرب المثل "تا رنج نبینی گنج نبینی" هست! end واقعیت! حداقل end واقعیت برای من و امسال من! خیلی خب دیگه خیلی گفتم میخواستم بگم تولدم مبارک، فکر کنم جدی جدی یه شروع جدیده ولی زشته که این شروع جدید رو به خودم تبریک نگم، مگه نه؟! میدونم با من موافقین پس بریم سخنان مادر عروس رو بشنویم: تولدت مبارک روناک قشنگم، مرسی که امسال هم مثل هر سال همراهم بودی و توی تمام لحظات زندگیم شریک بودی و با غمم گریه کردی و با شادیم خندیدی، احتمالا هیچوقت کسی رو تو زندگیم مثل تو پیدا نکنم پس بدون که خیلی خیلی قدردان حضورت و بودنت هستم! خالصانه و صادقانه عاشقتم با تمام باگهایی که داری و با تمام خوبیها و بدیهات! راستی نگران آینده هم نباش با هم درستش میکنیم و از پسش بر میایم ما قویتر از این حرفاییم، مگه نه؟!
بودن و نبودن آدمها تا یه زمانی مهمه! اگه به وقتش خبری ازشون نباشه، که با جای خالیشون حرف بزنیم؛ بعد یه مدت عادی میشن! اینکه نباشن، اینکه صداشون نباشه، همین هم میشه که بعد چند وقت، آدمها همدیگهرو فراموش میکنن! خوبه که حواسمون به مهم بودن جای خالیمون باشه! #صنم_عابدینی @roonibook
گاهی اوقات برای تجربهی شادی عمیق و لمس عمق زندگی، انسان مستلزم انتخاب رنجهاییست که منجر به عمق شادی در ادامهی زندگی ما بشوند! فکر میکنم حتی گاهی انتخاب رنج از بین شادی سطحی و رنج برای ما بهتر باشد و عمق و معنای بیشتری به زندگی ما بدهد! شادی الزاما همیشه انتخاب درستی نیست! به گمانم میبایست بر حسب معنا زیست کرد و برای معنا جنگید، نه برای احساسات لحظهای که اکثرا عمق زندگی و عمق تجربهی زیستهی زندگی را از ما میربایند! مخالف احساسات لحظهای نیستم و حتی گاها پیشنهاد آنها را هم میدهم و خودم هم گاهی انتخابشان میکنم؛ اما فکر میکنم اینکه پایه و بنیان زندگی خود را بر حسب چنین احساساتی بنا کنیم چندان کار عاقلانه و معناداری نیست و حتی شاید نتوان با این روال زیستن عمق زندگی را چشید و لمس کرد! #روژینا_موسی_زاده #روزنوشت @roonibook
اینکه من اینجا نشستم و دارم زندگیم رو میکنم ولی ۴ تا شهر اون ور ترم آدما دارن با جنگ و موشک و استرس زندگیشون رو سر میکنن واقعا قلبم رو به درد میاره! چی میشد اگر همه با هم خوب میبودن؟! چرا اینهمه جنگ؟! اینهمه تفرقه؟! اینهمه خودخواهی؟!!! #دلی @roonibook
میخواهم طوری زندگی کنم که از زندگی لذت ببرم. اگر در کنارش موفقیتی هم حاصل شد، چه بهتر. ولی اگر نشد، لااقل خوب زندگی کردهام و همین کافی است. #برایان_مگی @roonibook
مرگ منتظر نمیماند، پس زندگی هم نباید انتظار بکشد. #داستان_آسیا #ایوان_تورگنیف @roonibook
. جنگ و صلح . به آن هنگام که واژه ی ( جنگ) به گوشمیرسد افکارمان ما را به کشتار، درگیری، دعوا، بمب و موشک و سلاح های گرم میبرند. اینگونه میاندیشیم که جنگ میان دو یا چند کشور، افراد ، عقاید و باورها و ... است؛ و صلح زمانیست که دیگر جنگ وجود ندارد. درگیری و صدا و اختلاف نظر نیست و همه چیز آرام است. اما خیر ، این چنین نیست. هر چیزی سه بعد ظاهری، باطنی و معنوی دارد جنگ میتواند چیزی فراتر از بعد ظاهری و اختلاف نظر باشد که خود آن نیز ابعاد مختلفی دارد، و صلح چیزی فراتر از سکوت و عدم درگیری است. حال سوال میشود آیا صلح، نبودن جنگ بیرونی است یا حضور یافتن آگاهی؟ انسان ابتدا باید به شناخت و درک و فهم این موضوع برسد. جنگ و صلح مفاهیمی متضاد نیستند، بلکه دو وضعیت از یک حقیقتاند؛ حقیقت جهان دو قطبی. جهانی که در آن خیر بی شر، شب بی روز ،خوب بدون بد، روشنایی بدون تاریکی ، زن بی مرد و .... معنا ندارد. پس صلح هم بدون جنگ معنا ندارد. هنگامی که تضادی باشد با خویش، خداوند، جهان هستی و دیگران، خود نیز گونه ای جنگ است و بزرگترین و آسیب زا ترین جنگ، جنگ و تضاد با خویشتن است.جنگ انسان با خود ، بر ارتباطات و روح جمعی تأثیر میگذارد. انسانی که در درون خود آشفته است، حتی اگر در جهانی بیجنگ زندگی کند، همچنان در حال نبرد است. و انسانی که با خود به صلح رسیده، حتی در میانهی آشوب بیرونی، آرامشی درونی دارد که از جنس صلح حقیقی است؛ بنابراین صلح نه از خاموش شدن سلاحها، بلکه از خاموش شدن تضادهای درونی آغاز میشود؛ با نبود تضاد هایی در درون که بودنشان بیماری زاست، این باید اولین و مهم ترین قدم برای رسیدن به کمال صلح و آرامش باشد. اما چگونه تضاد های درونی خاموش میشوند؟ این تضاد ها با انکار و دوری از نه، با قدم برداشتن به سویشان و شناخت آنها . با مبارزه با خویش نه، بلکه با آشتی آگاهانه با خویشتن. وقتی انسان بداند چه چیزی او را میشکند و چه چیزی او را میسازد، بر اثرات و بار هر افکار و احساساتش آگاه باشد، دیگر درونش میدان جنگ نمیماند و آنگاه، آرامش فقط یک حس گذرا نیست؛ یک انتخاب عمیق است. گویند همه چیز از خود ما شروع میشود بنابراین برای رسیدن به صلح جهانی و جاری شدن عشق ، ابتدا باید به صلح با خویشتن، سپس با آفریدگار ، جهان هستی و دیگران به صلح برسیم و صلح درونی الگوی جمعی میسازد. همچنین در این مسیر از یاد نبریم همه چیز در درون ماست و جنگ و صلح هم بخش جداناپذیر ما و جهان خلقت هستند.🌱
میشود هر برهه از زندگی را برای خود خاص و به یاد ماندنی کرد به شرط آنکه بپذیریم که لحظهها در گذرند و لحظههای درگذشته را با آغوش باز بپذیریم و از آنها گذر کنیم. شاید نیازی به توقف نیست، نیاز به پذیرش هر لحظه از زندگیست و بار دیگر گذر مداوم از آن! شاید نیاز است به جای ماندن در لحظات خوش گذشته، لحظات خوش حال و آینده را بسازیم. زندگی کوتاهتر از آن است که در حسرت گذشته باقی بمانیم! زندگی را باید هر لحظه زیست و حس کرد و نیز باید دانست که تمام آن خوشی نیست و باید توانست که ناخوشی ها را هم زیست کرد که حتی گاها در ناخوشیها هم خوشیهای بسیار است. و شاید و شاید هدف زندگی چیزی جز آموختن زیستن و چگونگی زیست کردن نیست. و شاید زندگی آنقدرها هم بد نباشد، آنقدرها هم ظالم نباشد، اگرچه که سختیها و رنجهای دنیا غیر قابل انکارند، اما شاید باید اندکی دیدگاه خود را نسبت به آن تغییر دهیم، شاید باید اندکی از مظلومیت خویش بکاهیم! #روژینا_موسی_زاده @roonibook
حرکت کنید دَرها باز میشوند و آنگاه متوجه میشوید هیچ دَری بسته نبوده آنچه بسته بوده؛ ذهن شما بوده است! #پونه_مقیمی @roonibook