- Последний пост
- 28 февр.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 58
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم صفای خلوت خاطر از آن شمع چگل جویم فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل چه فکر از خبث بدگویان میان انجمن دارم مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمین سازند بحمد الله و المنه بتی لشکرشکن دارم سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سلیمانی چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز میخانه که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم خدا را ای رقیب امشب زمانی دیده بر هم نه که من با لعل خاموشش نهانی صد سخن دارم چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله نه میل لاله و نسرین نه برگ نسترن دارم به رندی شهره شد حافظ میان همدمان لیکن چه غم دارم که در عالم قوام الدین حسن دارم #حافظ
без подписи
در خرابات مغان نور خدا میبینم این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو خانه میبینی و من خانه خدا میبینم خواهم از زلف بتان نافهگشایی کردن فکر دور است همانا که خطا میبینم سوز دل اشک روان آه سحر، نالهٔ شب این همه از نظر لطف شما میبینم هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال با که گویم که در این پرده چهها میبینم کس ندیدهست ز مشک ختن و نافهٔ چین آنچه من هر سحر از باد صبا میبینم دوستان عیب نظربازی حافظ مکنید که من او را ز محبان شما میبینم _________ #حافظ_شیرازی
هیچی نمیتونه آهن رو از بین ببره…جز زنگِ خودش. تو هم همینطوریای؛ هیچکس نمیتونه نابودت کنه...جز طرز فکرت. بیشتر آدما به خاطر نداشتن استعداد یا فرصت زمین نمیخورن؛به خاطر این میبازن که شک، ترس و فکرای منفی یواشیواش از درون خوردهشون میکنه.فشار آدمِ قوی رو نمیشکنه؛این «خودتردیدیِ» که خردش میکنه. ذهنت رو مثل باارزشترین داراییت مراقبت کن؛چون وقتی اون ضعیف بشه، بقیه چیزا هم دنبالش میریزن. رشدت از اون لحظهای شروع میشه که دست از جنگیدن با دنیا برمیداری و شروع میکنی درست کردنِ درونِ خودت. 🕊️💫🕊️💫🕊️
🌿 ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند دولت احمدی و معجزه سبحانی جلوه بخت تو دل میبرد از شاه و گدا چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی #حافــــظ
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد در دام مانده باشد صیاد رفته باشد از آه دردناکم سازم خبر دلت را روزی که کوه صبرم بر باد رفته باشد آواز تیشه امشب از بیستون نیامد گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد شادم که از رقیبان دامنکشان گذشتی گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد پر شور از «حزین» است امروز کوه و صحرا مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد - حزین لاهیجی | شـــعر
میگن قلب استخون نداره پس اینا چیه توش میشکنه؟!
دفتر عمر مرا دست ایام ورق ها زده است زیر بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بشکست در خیالم اما هم چنان روز نخست تویی آن قامت بالنده هنوز در قمار غم عشق دل من بردی و با دست تهی منم آن عاشق بازنده هنوز "آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش" گر که گورم بشکافند عیان می بینند زیر خاکستر جسمم باقی است آتشی سرکش و سوزنده هنوز،،،🍃💞 #حمید_مصدق
خدا نداي باطن توست.... بايد به درون خويش روي آوري تا بتواني آن ندای آرام و آهسته را بشنوی. زماني كه آن صدا را شنيدی و دانستی چگونه می توانی آنرا شنيد,, زندگي ات كاملا دگرگون مي شود. آنگاه هركاري انجام دهی درست و شايسته خواهد بود.
خانهام ابریست اما... در خیال روزهای روشنم 🍃🌼 #نیمایوشیج
ما هنر را در اختیار داریم تا حقیقت، ویرانمان نکند. #نیچه
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم صفای خلوت خاطر از آن شمع چگل جویم فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل چه فکر از خبث بدگویان میان انجمن دارم مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمین سازند بحمد الله و المنه بتی لشکرشکن دارم سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سلیمانی چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز میخانه که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم خدا را ای رقیب امشب زمانی دیده بر هم نه که من با لعل خاموشش نهانی صد سخن دارم چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله نه میل لاله و نسرین نه برگ نسترن دارم به رندی شهره شد حافظ میان همدمان لیکن چه غم دارم که در عالم قوام الدین حسن دارم #حافظ
صدای پای بهار میاید
🌱🍃نگران حرف مردم نباش، خداوند، پرونده ی پراکنده ای را که مردم می نویسند، نمی خوانَد، زیرا نزدِ ایزد، نمی ارزَد. میکند رها، سخن بی بها "م.سنایی"🌱🍃
без подписи
شما یادتون نمیاد ؟ به اینا میگفتن فشاری سر هر چهار راه بود آب میخوردن مادرا رخت آب میکشیدن جالب بود
رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند من ار چه در نظرِ یار خاکسار شدم رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند چو پردهدار به شمشیر میزند همه را کسی مُقیمِ حریمِ حَرَم نخواهد ماند چه جایِ شُکر و شکایت ز نقشِ نیک و بد است؟ چو بر صحیفهٔ هستی رقم نخواهد ماند سرودِ مجلسِ جمشید گفتهاند این بود که «جامِ باده بیاور که جم نخواهد ماند» غنیمتی شِمُر ای شمع وصلِ پروانه! که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند توانگرا! دلِ درویشِ خود به دست آور که مخزنِ زَر و گنجِ دِرَم نخواهد ماند بدین رَواقِ زَبَرجَد نوشتهاند به زر که «جز نکوییِ اهلِ کرم نخواهد ماند» ز مهربانیِ جانان طمع مَبر حافظ که نقشِ جور و نشانِ ستم نخواهد ماند
جمالت آفتابِ هر نظر باد ز خوبی رویِ خوبت خوبتر باد هُمای زلفِ شاهین شهپرت را دلِ شاهانِ عالم زیرِ پَر باد کسی کو بستهٔ زلفت نباشد چو زلفت درهم و زیر و زبر باد دلی کو عاشقِ رویت نباشد همیشه غرقه در خونِ جگر باد بُتا چون غَمزهات ناوَک فشاند دلِ مجروحِ من پیشش سپر باد چو لعل شکَّرینَت بوسه بخشد مذاقِ جانِ من زو پُرشِکر باد مرا از توست هر دم تازه عشقی تو را هر ساعتی حُسنی دگر باد به جان، مشتاق روی توست حافظ تو را در حالِ مشتاقان نظر باد #حافظ
خودِ دیروزت را محاکمه نکن؛ او با آگاهیِ همان روز، بهترینِ خودش بود ...
از پسِ ظلمت بَسی خورشیدهاست... مولانا