Roshən sulduzlu
Статистикаروشن سولدوزلو | Roshan Sulduzlu پژوهشگر تاریخ، نویسنده، شاعر با تمرکز بر هویت ترک و فرهنگ آزربایجان جنوبی کورگانها، چهرههای تاریخی، شعرهای هویتساز همه در اینجا… دنبال کن در اینستاگرام: instagram.com/roshan_sulduzlu روشن بمانیم...
- Последний пост
- 3 июл. 2025 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
Channel name was changed to «Roshən sulduzlu»
سلام و سایقیلار عزیزلره بو گونن تزدنن فعالیتی باشلاییریخ سیزدهنده ایستییم بودو دوستلارییزی کانالا گتیرهسیز کی بیزه حیمایت ساییلسین
Channel name was changed to «..»
بو گونن کانال قالاجاخ آنجاق فعالیت یوخدو بو یازیلاردا بوردا قالیر باشقا فعاللاریمیزا کومک اولاراق ایشلنسین آللاه آمانیندا قالین
سون سوز من بویون یورددان گئدرم /|\ ائلدهن اوزاخدا گزرم منی حیمایت ائدیبسیز /|\ سیزدهن تشکور ائدرم بویون گئدن صاباح گلر /|\ گنه گلیب یوردو ائلی گزر بو فانی دونیادا گلر /|\ یا قالان دونیادا گلر گئدیرم دوغرو گتیرم /|\ دوغرولار یالانی اَزَر سوزومو قویوب گئدرم /|\ سوزلر ایچینده ایترم آدیم ایتسه ، سوزوم قالا /|\ اوندا تاپیلیب گلرم یالانا قارشی ، یاتمایین /|\ بیزلری باشدان آتمایین بیل بیزلر دونوب گلریک /|\ بیزی اوزگهیه ،ساتمایین منجی معلوم دَییر گله /|\ گوزلییب اونو ، یاتمایین تاریخیمه ائتدیم سلام /|\ بو اولاجاخ قالان کلام نَینَمخدا بوردا بیتدی /|\ نامه سونو بو وسلام
اسطورههای ترکتبار، بهویژه داستانهای ددهقورقود، شباهتهای زیادی با اسطورههای دیگر فرهنگها مانند داستانهای رستم در ایران و گیلگمش در میانرودان دارند. این شباهتها نهتنها در محتوای اسطورهها بلکه در مفاهیم فرهنگی و فلسفی آنها نیز قابل مشاهده است. این مقایسهها بهویژه در زمینههای دینی، اجتماعی و اخلاقی، بهطور چشمگیری نشاندهنده پیوستگی فرهنگی میان این اقوام است. زبان بهعنوان شاخص فرهنگی و دوام زبان تورکی زبان تورکی بهعنوان یکی از ویژگیهای اصلی هویت فرهنگی مردم منطقه اورمیه-سولدوز، در طول تاریخ تا امروز ادامه داشته است. این دوام زبان، بهویژه در کنار دیگر ویژگیهای فرهنگی و تاریخی، نشاندهنده پیوستگی عمیق مردم این منطقه با فرهنگ تورکتبار است. زبان تورکی نهتنها بهعنوان یک وسیله ارتباطی بلکه بهعنوان شاخصی از هویت و فرهنگ این مردم باقی مانده است. ---
--- بخش اول: مقدمه و چارچوب نظری تعریف مسئله: تورکبودن تاریخی مردم منطقه اورمیه-سولدوز منطقه اورمیه و سولدوز (آذربایجان غربی) از دیرباز بهعنوان منطقهای با جمعیت عمدتاً تورکتبار شناخته شده است. این منطقه در طول تاریخ شاهد حضور اقوام مختلف بوده است، اما ویژگیهای فرهنگی، زبانی، و نژادی که از آثار باستانی کشفشده بهدست آمده، نشاندهنده ریشه عمیق و تاریخی تورکان در این سرزمین است. معرفی نمادها: کورگان، شاخ گوزن، ستاره هشتپر، قوپوز و… نمادها و نشانههای فرهنگی، از جمله کورگانها (گورهای دایرهای شکل)، شاخ گوزن، ستاره هشتپر، و قوپوز (آلات موسیقی ویژه آشیقها)، نهتنها بهعنوان نمادهایی از فرهنگ تورکتبارها در این منطقه شناخته میشوند، بلکه تجلیدهنده باورها و آدابورسوم خاصی هستند که در طول تاریخ در این منطقه جاری بودهاند. این نمادها در بسیاری از آثار باستانی و حفاریها یافت شدهاند و ارتباط واضحی با هویت فرهنگی و تاریخی مردم منطقه اورمیه-سولدوز دارند. معرفی نظریه اورمو و اهمیتش نظریه اورمو یکی از مهمترین تئوریهایی است که بر پیوستگی تاریخی و فرهنگی تورکان در منطقه اورمیه تأکید دارد. این نظریه بر اساس شواهد باستانشناسی و فرهنگی نشان میدهد که اقوام تورکتبار در این منطقه نهتنها از دوران باستان، بلکه از زمانهای پیش از اسلام نیز در این سرزمین حضور داشتهاند و پیوستگی تاریخی آنها در طول قرون متمادی باقی مانده است. --- بخش دوم: شواهد باستانشناسی و تدفین کورگانها و نوع تدفین کورگانها (گورهای دایرهای یا تپهای شکل) یکی از مهمترین شواهد باستانشناسی در منطقه اورمیه و سولدوز هستند که بسیاری از آنها شامل دفنهای با ویژگیهای خاص فرهنگی و تدفینی هستند. این کورگانها نهتنها بهعنوان محلهای دفن بلکه بهعنوان مراکز فرهنگی و اجتماعی در این منطقه عمل میکردند. تدفین با اسب یا زن، جهت دفن، دیوارچینی اطراف مرده در بسیاری از کورگانها، دفن همراه با اسب یا زن مشاهده شده است که بهشکل خاصی با فرهنگ تورکی ارتباط دارد. همچنین در برخی از این دفنها، جهت دفن و دیوارچینی اطراف مرده نیز نمایانگر باورهای خاصی است که در تمدنهای تورکتبار مشاهده میشود. این ویژگیها نهتنها در منطقه اورمیه، بلکه در دیگر مناطق تورکنشین اوراسیا نیز یافت میشوند. پیوند این موارد با فرهنگ تورکی تمامی این شواهد باستانشناسی و فرهنگی بهطور مستقیم به فرهنگ تورکتبارها و ویژگیهای خاص آنها از نظر مذهبی، اجتماعی و فرهنگی ارتباط دارند. بهویژه، تدفین با اسب و زن بهعنوان نمادهای قدرت، شجاعت و احترام به روح انسانهای پیشین، نشاندهنده فرهنگ غنی و تاریخچهای است که در منطقه اورمیه-سولدوز نهفته است. --- بخش سوم: پوشش، چهره و بازسازیها شباهت چهرههای بازسازیشده با مردم امروز چهرههای بازسازیشده از اسکلتهای کشفشده در منطقه حسنلو و دیگر مناطق آذربایجان، شباهتهای زیادی با مردم امروز منطقه اورمیه دارند. این شباهتها نهتنها در ویژگیهای صورت بلکه در ساختار بدنی و نژادی نیز بهطور واضح نمایان است. این شواهد، نشانهای از پیوستگی نژادی مردم منطقه با اقوام ترکتبار از دیرباز تاکنون است. کلاهخود حسنلو، ابزار جنگی، پوشاک سنتی کلاهخودهای کشفشده در تپه حسنلو و ابزار جنگی مانند شمشیرها و نیزهها، همگی با فرهنگهای تورکی همخوانی دارند. طراحی کلاهخودها و پوشاک سنتی نشاندهنده تأثیرات مشترک میان اقوام ترکتبار در منطقه اوراسیا است. این ویژگیها نهتنها بهعنوان نمادهایی از قدرت نظامی و اجتماعی اقوام ترک شناخته میشوند بلکه بهطور دقیقتری به تاریخ این منطقه پیوند دارند. پیوستگی نژادی و عدم تغییر بافت جمعیتی با توجه به یافتههای باستانشناسی و بازسازیهای چهرهای، میتوان نتیجه گرفت که بافت جمعیتی منطقه اورمیه در طول تاریخ تغییرات زیادی نداشته است و بسیاری از ویژگیهای نژادی و فرهنگی این منطقه بهطور مداوم حفظ شدهاند. این مسأله بهویژه در مقایسه با دیگر مناطق ایران که در طول تاریخ دستخوش تغییرات فرهنگی و نژادی شدند، نشاندهنده پایداری و حفظ هویت فرهنگی تورکان در این منطقه است. --- بخش چهارم: زبان، افسانه و اسطوره کتاب ددهقورقود، آشیقلیق، اسطورهها کتاب ددهقورقود یکی از بزرگترین میراثهای ادبی ترکتبارها است که در آن، داستانهای تاریخی، فرهنگی و اسطورهای از پیشینیان ترک نقل شده است. این کتاب و داستانهای آن، بهویژه در مقایسه با دیگر افسانهها و اسطورههای اقوام دیگر، نظیر رستم و گیلگمش، شباهتهای زیادی دارند. این مقایسهها نشاندهنده ارتباط عمیق فرهنگی میان اقوام ترکتبار در اوراسیا و دیگر فرهنگها است. مقایسه با اسطورههای سایر فرهنگها (رستم، گیلگمش...)
تنگریسم دینی غیرمتمرکز، بدون ساختار روحانیت رسمی، و مبتنی بر نمادهایی چون گرگ، پرنده، خورشید و ستاره هشتپر بوده است. برخلاف آن، دین زرتشتی از ساختار منظمتری برخوردار بود؛ با روحانیون رسمی (موبدان)، متون مقدس (اوستا)، آتشکدهها و آیینهای بسیار منظم. با آنکه زرتشت بر پایه برخی منابع از ناحیه آذربایجان برخاسته است، شواهد نشان میدهند که این دین در آذربایجان گسترش عمیق و عمومی نداشته است. نبود آتشکدههای گسترده، فقدان گوردخمهها و استمرار تدفین کورگانی این نظریه را تقویت میکند. بنابراین، حتی در صورت وجود اقلیتهای زرتشتی، اکثریت جامعه آذربایجان با نظام فرهنگی تنگریستی زیستهاند؛ دینی که با روح آزاد، کوچنشینی و شمنباوری همراستا بوده و با ساختار متمرکز و سلسلهمراتبی دین زرتشتی تفاوت بنیادین دارد. --- بخش پنجم: تمایزات فرهنگی، زبانی و هویتی – چرا آذربایجان بخشی از ایرانشهری نیست؟ نگاه ایرانشهری میکوشد همه فرهنگهای ایران کنونی را در چارچوبی یکپارچه و تحت عنوان «ملتی آریایی، زرتشتی و فارسیزبان» تعریف کند. اما از نظر زبانشناسی، فرهنگنگاری، پوشش، معماری و آیینهای مردمی، تفاوتهای بنیادینی میان مردم آذربایجان و فارسزبانان وجود دارد. زبان: مردم آذربایجان به زبان تورکی سخن میگویند، که از خانواده زبانهای آلتایی است و ریشهای جدا از فارسی (هندواروپایی) دارد. پوشش سنتی: لباسها، کلاهها، شالها و حتی کفشهای سنتی ترکهای آذربایجان با پوشش سنتی اقوام فارس تفاوت چشمگیری دارد. ادبیات عامیانه: داستانهای دده قورقود، افسانههای گرگ خاکستری، منظومههای قهرمانی مانند کوراوغلو، همگی نشانگر ریشهای فرهنگی متفاوت با شاهنامه فردوسیاند. باورهای آیینی: آیینهای نوروزی، مراسم قربانی، آیینهای مربوط به بارانخواهی، و نقش اسطورههایی چون تنگری، آتای، یا اُما، با آیینهای رسمی زرتشتی یا اسلامی متفاوتاند. از این رو، آذربایجان نهتنها یک لهجه یا شاخهای از ایران فرهنگی نیست، بلکه دارای تمدنی باستانی، زبان مستقل، دین پیشاتاریخی و نظام فکری جداگانهای است که در قالب «تورکستان غربی» قابل تعریف است. بخش ششم: بازخوانی تاریخ و ریشهنام «آریا» در پرتو دادههای زبانی و فرهنگی جدید یکی از مفاهیم مناقشهبرانگیز در تاریخنگاری ایران، واژه «آریا» و مشتقات آن چون آریایی، ایران، و آریامنش است. در نگاه سنتی ایرانشهری، این واژه به معنای "نجیب"، "آزاد" یا "برگزیده" تعریف شده و به اقوام مهاجر هندواروپایی نسبت داده میشود. این در حالی است که معنای دقیق، منشأ زبانی و زمینه فرهنگی این واژه هنوز در پردهای از ابهام است. بر اساس استدلالی که ارائه شد، احتمال میرود واژهی «آریا» در اصل از زبان مردمان بومی فلات ایران، یعنی اقوام پروتو-تورک سرچشمه گرفته باشد. در زبان ترکی، واژهی آرییان (Arıyan) از ریشهی فعل آراماق (aramaq) به معنای «جستجو کردن» گرفته شده و به صورت اسم فاعل، «آرییان» به معنای جستجوگر یا جوینده کاربرد دارد. این واژه میتوانسته توسط مردمان بومی به اقوام مهاجر تازهوارد که به دنبال سرزمین یا چراگاه جدید بودند اطلاق شود. بهتدریج، در اثر نزدیکی فرهنگی، این واژه به درون زبان اقوام مهاجر وارد شده و از طریق تحول آوایی به شکلهای «آریه»، «آریا»، و سپس «آریَن» درآمده است. نکته مهم اینجاست که اقوام مهاجر هندواروپایی در اوستا و ودا نیز خود را "آریه" معرفی میکردند، که میتواند نشانگر پذیرش یک نامِ برونزاد (exonym) باشد. اگر این تحلیل را بپذیریم، در آن صورت: 1. ریشه واژه «آریا» نه در هندواروپایی، بلکه در زبان بومیتر ترکی قابل پیگیری است. 2. مفهوم آن از توصیف موقعیت مهاجرگونه این اقوام برآمده، نه فضیلت یا نژاد برتر. 3. این خود نشانهای دیگر از تقدم فرهنگی و زبانی پروتوتورکها در فلات ایران است. در کنار شواهد زبانی، یافتههای فرهنگی، دینی و باستانشناختی نیز نشان میدهند که قومیت تورک آذربایجان با نهادهای زبانی، دینی و هویتی ایرانشهری تفاوت بنیادین دارد. به همین دلیل، خوانش واحد و یکسانساز تاریخ ایران نه تنها نادقیق، بلکه ناعادلانه و گمراهکننده نیز هست. --- جمعبندی نهایی: دعوت به بازاندیشی تاریخ اکنون زمان آن فرا رسیده است که تاریخ را نه از بالا و از نگاه حکومتهای مرکزی، بلکه از پایین و از چشم اقوام، زبانها، آیینها و روایتهای محلی بازنویسی کنیم. روایت مردم آذربایجان، روایتی است از کورگانها، تنگری، گرگ خاکستری، تپهنشینان هزاران ساله و واژگان ریشهداری چون «آرییان» که فهم ما از تاریخ منطقه را به چالش میکشد. این مقاله، دعوتی است به بازاندیشی، بازگشت به منابع خاک و فرهنگ، و نه تکرار نسخههای رسمی تاریخنویسی. تهیه و نگارش: Roşən Sulduzlu بر پایه شواهد میدانی، باستانشناسی، زبانشناسی تطبیقی و روایتهای مردمی
مجموعهمقاله: نقد مکتب ایرانشهری و بازشناسی هویت مستقل تورکهای آذربایجان بخش اول: مقدمهای بر تقابل دو نگرش تاریخی (بازنویسی و گسترشیافته) در تاریخنگاری رسمی ایران معاصر، نظریهای به نام "مکتب ایرانشهری" رواج دارد که بر پایهی روایتی یکپارچه از تاریخ و تمدن ایران استوار است. این روایت، با الهام از متون کهن ایرانی چون اوستا، شاهنامه فردوسی، و برخی منابع پهلوی، تلاش دارد همه اقوام و نواحی تاریخی ایران را در قالب یک فرهنگ و هویت آریایی-زرتشتی تعریف کند. این روایت، بهویژه در دوره پهلوی و با تاثیرپذیری از ناسیونالیسم مدرن غربی، به صورت یک گفتمان سیاسی-تاریخی تثبیت شد. اما از قرن بیستم به بعد، با رشد روشهای علمی در باستانشناسی، زبانشناسی تطبیقی، ژنتیک تاریخی، و مردمشناسی فرهنگی، بسیاری از مفروضات ایرانشهری زیر سوال رفتهاند. یکی از مهمترین نمونهها، بازشناسی ریشههای قومی، زبانی و فرهنگی مردمان آذربایجان است. پژوهشهای میدانی در سایتهای باستانی نظیر حسنلو، یانیقتپه، حاجفیروز، قلایچی و تپههای اطراف دریاچه ارومیه، نشان دادهاند که فرهنگ این منطقه پیوستگی تاریخی روشنی با فرهنگهای استپی، اوراسیایی و بهطور خاص تورکتبار دارد. در این مجموعهمقالات، تلاش خواهیم کرد ضمن نقد علمی مبانی مکتب ایرانشهری، به شواهد روشن باستانشناسی، زبانی و فرهنگی در دفاع از هویت مستقل و دیرینه تورکهای آذربایجان بپردازیم. بخش دوم: ریشهشناسی واژه «آریا» و بازنگری در خاستگاه آن (توسعه یافته) واژهی "آریا" یکی از محوریترین اصطلاحاتی است که در منابع ایرانشهری و متون کهن ایرانی بهکار رفته است. این واژه، در اوستا، ریگودا و برخی سنگنوشتههای دوران هخامنشی آمده است و همواره با نوعی بار معنایی مثبت همچون «نجیب»، «دوست» یا «انسان والا» همراه بوده است. اما سوال اصلی این است که این واژه چگونه شکل گرفته و آیا خاستگاه آن الزاماً از دل زبانهای هندواروپایی بوده یا ممکن است خاستگاه بومیتر و متفاوتتری داشته باشد؟ یک نظریه بدیل که بر پایه شواهد زبانشناسی تاریخی و مقایسه تطبیقی شکل گرفته، احتمال میدهد که واژهی "آریا" از ریشهای در زبانهای آلتی (Altaic) بهویژه تورکی گرفته شده باشد. در زبان تورکی باستان و شاخههای امروزی آن، فعل «آرِماق» (aramaq) بهمعنای جستن، پوییدن و کاوشکردن است. از این فعل، اسم فاعل «آرییان» (Arıyan) ساخته میشود که بهمعنای «جوینده»، «جستجوگر» یا «مهاجر در پی یافتن مکان» است. این واژه میتوانست بهطور طبیعی توسط اقوام بومی آذربایجان که بر پایهی نظریه اورمو، از پروتو-تورکهای کهن بودهاند، به اقوام مهاجری اطلاق شود که بهتازگی از نواحی شرقی وارد منطقه میشدند. در این صورت، «آریا» در اصل نامی است که توسط بومیان برای توصیف مهاجران جویای سرزمین بهتر بهکار رفته، نه خودنام (endonym) آن مهاجران. این نظریه از دیدگاه زبانشناسی و تطبیق معنایی، تطابق منطقی و ساختاری دارد و با شرایط تاریخی مهاجرتهای دورهٔ دوم هزارۀ پیش از میلاد همخوانی دارد. (ادامه مقاله شامل بخشهای سوم تا ششم بهتفصیل نوشته خواهد شد و در پیامهای بعدی به صورت کامل ارائه میگردد.) بخش سوم: شواهد باستانشناسی و گورهای کورگانی در آذربایجان از مهمترین شواهد برای اثبات حضور و پیوستگی تاریخی اقوام پروتو-تورک در آذربایجان، یافتههای باستانشناسی است. سایتهایی نظیر تپه حسنلو، یانیقتپه، قلایچی بوکان، حاجفیروز، و گورستانهای کورگانی در سولدوز، سهگردان و گلوان نهتنها بقایای سکونتهای مستمر را از هزاره ششم تا اول پیش از میلاد نشان میدهند، بلکه الگوهای تدفینی خاصی را نیز برجای گذاشتهاند که با گورهای کورگانی استپهای اوراسیا، بهویژه فرهنگ یامنا، آندرووو و سروبنا نزدیک است. گورهای کورگانی (Kurgans) که با تپههای خاکی، دفن فرد به همراه اشیای فلزی، ابزارهای سوارهنظام، اشیای آیینی و اسب همراهاند، بهعنوان نشانگر فرهنگی تورکها و دیگر اقوام استپی شناخته میشوند. این در حالی است که در تمدنهای زرتشتیمآب یا آریاییِ مرکز فلات ایران، تدفین به شکل گوردخمه (دخمههای صخرهای، برجهای خاموشی، و دفن استخوانها پس از تجزیه در دخمه) رایج بوده است. فقدان کامل گور دخمه و فراوانی گورهای کورگانی در آذربایجان نهتنها نوع تدفین، بلکه هویت فرهنگی و دینی مردمان منطقه را از سایر نقاط ایران متمایز میسازد. --- بخش چهارم: تنگریسم در برابر زرتشتیگری – تحلیل تطبیقی نظامهای دینی یکی از مهمترین تفاوتهای میان فرهنگ تورکهای آذربایجان و فرهنگ آریایی-زرتشتی فلات مرکزی ایران، نظام اعتقادی و دینی آنهاست. آیین تنگریسم (Tengrism) کهنترین دین ترکان است و بر پرستش آسمان (تنگری)، احترام به ارواح نیاکان، شمنباوری، و زندگی هماهنگ با طبیعت تاکید دارد.
برای هر ملتی خاستگاهی تعیین میشود که ممکن است درست یا غلط باشد، خاستگاه هنداروپایی ها را شمال دریای سیاه در نظر گرفتند که کاملا درست است ولی خاستگاه تورک ها به صورت غلط در شرق تعیین شده است، تئوری شرقی بودن خاستگاه تورکان زمانی مطرح شد که هیچ رقیب دیگری نداشت و به همین دلیل بیشتر جوامع علمی قبولش کردند درحالی که این تئوری تاکنون نتوانسته به بیشتر سوالات و انتقادات راجب خودش پاسخ قابل قبولی ارائه دهد، در مقابل تئوری نسبتا جدید اورمو که خاستگاه تورک ها را در غرب و حوالی دریاچه اورمو میداند میتواند از هر صد سوالی که درباره اش پرسیده میشود تماما پاسخ دهد تئوری آلتای امروزه دیگر یک تئوری منسوخ شده در نظر گرفته میشود. 🆔@TURK_ORDUSUO | تورک اوردوسو
بخش دوم: شواهد باستانشناسی و تدفین کورگانها و نوع تدفین کورگانها (گورهای دایرهای یا تپهای شکل) یکی از مهمترین شواهد باستانشناسی در منطقه اورمیه و سولدوز هستند که بسیاری از آنها شامل دفنهای با ویژگیهای خاص فرهنگی و تدفینی هستند. این کورگانها نهتنها بهعنوان محلهای دفن بلکه بهعنوان مراکز فرهنگی و اجتماعی در این منطقه عمل میکردند. ( با نام کورگان گلوان ، کورگانهای سه گردان و قبرستان عصر آهن تبریز در اینباره نوشته شده ) تدفین با اسب یا اشیا، جهت دفن، دیوارچینی اطراف مرده در بسیاری از کورگانها، دفن گاهی همراه با اسب و همواره با اشیا مشاهده شده است که بهشکل خاصی با فرهنگ تورکی ارتباط دارد. همچنین در برخی از این دفنها، جهت دفن و دیوارچینی اطراف مرده نیز نمایانگر باورهای خاصی است که در تمدنهای تورکتبار مشاهده میشود. این ویژگیها نهتنها در منطقه اورمیه، بلکه در دیگر مناطق تورکنشین اوراسیا نیز یافت میشوند. پیوند این موارد با فرهنگ تورکی تمامی این شواهد باستانشناسی و فرهنگی بهطور مستقیم به فرهنگ تورکتبارها و ویژگیهای خاص آنها از نظر مذهبی، اجتماعی و فرهنگی ارتباط دارند. بهویژه، تدفین با اسب و زن بهعنوان نمادهای قدرت، شجاعت و احترام به روح انسانهای پیشین، نشاندهنده فرهنگ غنی و تاریخچهای است که در منطقه اورمیه-سولدوز نهفته است. https://t.me/roshan_sulduzlu/54 اطلاعات بیشتر درباره این نوع قبور
ریضا تبریزی ( وطن ماهنیسین اوخویان ) توتولموشدو و اکانت زادی سیلینمیشدی ایندی یئنیده آچیب ایندی نوبه بیزده وطنه چالیشانان حیمایت ائدهک کانالینین لینکی : https://t.me/rizatabrizii
تیراختور یولان چیخمیشمیدیر ؟ Join us ☞ @roshan_sulduzlu
#شعر @roshan_sulduzlu
Channel photo updated
این هم به چشمم خورد اتفاقی تصویر گوزن نر در نقش برجسته هتیان بر روی دیوار سلحشوران در محوطه کارکمیش
حمایت کنید بخش دوم در راه است ...
без подписи
без подписи
از روی این پیکرکها بیشتر طراحی شدند ✍روشن سولدوزلو @roshan_sulduzlu @turan_qurultay @mektebchilik_org