آبیِپوسیده.
Статистикаچرا آبی؟ _من را در آن مییابم. . دیوارای آبی اینجا رو آبی میکنم، به امید رسیدن به سفیدی. . متنا رو به هیچ وجه کپی نکنید. . ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1060985541 پینو بخونید.
- Последний пост
- 8 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 77
- 1/48двое суток
- 88
- 1/72трое суток
- 95
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
راستش،من خودمو باختم.
میخواستم بدونم چجوری میشه به همه چی پایان داد و حتی بعد اینکه فهمیدم ؛ متعجب بودم که چرا هیچوقت به هیچ چیز پایان ندادم
شاید حال خوب برای من نبود
2:18
I KNOW YOU'RE DYING TO MEET ME
“ستاره بخت ما چراغ هواپیما بود”
حس میکنم روحِ زندگی درونم مرده.
نمیدانم بنده زودتر تمام میشوم یا استرس بنده.
اضطرابم اونقدری زیاد شده که دیگه نمیتونم حسش کنم،دقیقا مثل ثانیهی اولی که اب جوش میریزه رو دستت و یه لحظه حس میکنی ابش سرده و نمیترسی. فلجم هیچکاری نمیتونم بکنم ثانیه های بعدی اومدن و پوستم داره اتیش میگیره،میسوزم،دستام پوسته میشه و ازشون خون میاد و من انگار هیچ کاری ازم بر نمیاد قرمز-
یه بار دیگه هم خاک بر سر تموم سازمانهای بینالمللی حقوق بشر، ۱۰۰ کا توییت تو چند ساعت زده شد، ککتون نگزید. بدویید برید تبریک ۲۲ بهمن بعدیو آماده کنین آخوند به کونا.
کسی که عدالت علیش اعدامه، صد درصد روانیه. اگه علیتون این روندو قبول داره اونم روانیه.
فکر کن معترضو بیاری وسط شهر که اعدام کنی، مردم اعتراض کنن، بالا سر اونا هم تفنگ بیاری. چقدر حقیر و پست.
چرا اومدم تلگرام و چرا خبر خوندم.
لعنت به اذانتون.
چرا همه انقدر سحرخیزن و سوال اصلی تر اینه که چرا من هرروز تا میخوام از خواب بلند شم خورشید بیست بار طلوع و غروب میکنه؛ هر نیم ساعت چشام صرفا باز میشه و یه نگاه به سقف میندازم و بخاطر فشاری که به بدنم و مغزم طی شب اومده دستامو مثل کارتونا و فیلما به حالت “خدایا بدبخت شدم لطفا تمومش کن” میزنم تو سرم و این میتونه فان ترین قسمت زندگیم از دور ولی ترسناک ترین و بدترین وضعیت ممکن از نزدیک بنظر برسه بیچارگی و درموندگی چیز ترسناکیه من هرشب تا خوابم ببره و هرروز تا از خواب بیدار شم بیچاره ترین و درمونده ترین ادم کرهی زمینم. قرمز-
انگار قرار بود همیشه اینجوری بمونه؛ اگه شرایط خوب پیش بره دیگه برام فرقی نمیکنه و اگه بد پیش بره انقدر عادت کردم بهش که معمولا انکار و بی اهمیتی تنها راه فرار ازشه ولی اگه جدی، ”واقعا” قرار باشه همیشه اینجوری بمونه چی. قرمز-
- rottenblue
از وقتی یادمه ادمای اینجا سعی داشتن خودشونو پیدا کنن و تو راه پیدا کردن خودشون من بودم کوتاه ترین دیواری که دورشون وجود داشت و حدس بزنین کی هیچوقت نتونست خودشو پیدا کنه؟ بدنم از داخل میلرزید،فضا دور سرم میچرخید و دریغ از کوچیک ترین ریکشنی بهش نگاه میکنم و هیچی نمیگم،بهت زده از حرفایی که بهم زده شده پاهام قفل میشه و دستم و میزارم روی میز تا نیفتم. میری،تو با حق به جانب ترین حالت خودت میزاری و میری و من میشینم کف زمین گُنگم گرممه مسکن اثر نمیکنه دیگه سعی نمیکنم ازت مراقبت کنم دیگه حساس بودنت برام مهم نیست باهات مثل بقیه رفتار میکنم همونقدر حرومزاده برات بنظر میرسم و میزارم خشم و تنفرم نسبت به تو هم به صد درصد خودش برسه خودت باعثش شدی،چیکار کنم؟خریت ادمای دیگه چیزی نیست که من بخوام بابتش دلسوزی کنم من شخصیتی که باید میساختمش ازم گرفته شد؛ و هیچوقت هیچ احدیو بابتش نمیبخشم. قرمز-
- rottenblue
без подписи