dream
Статистика- Последний пост
- 4 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 30
- 1/48двое суток
- 34
- 1/72трое суток
- 37
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
زنده باد تمامِ نرسیدنهایی که بعدها فهمیدم خودِ «معجزه» بودند.
بیا مثل تام و جری، پت و مت، باب و پاتریک، سگو گربه باشیم، جنگ کنیم قهر کنیم و پارادوکس بسازیم ولی هیچ وقت از جدایی حرف نزنیم چون ما الان دوتا روح تو یک جسمیم.
بعدا؟ بعدا دیگه کی باشی واسه من وقت تعیین کنی. بعدا؟ بعدا دیگه حوصلتو ندارم. بعدا؟ بعدا دیگه با نوتیف پیامت لبخند نمیزنم. بعدا؟ بعدا دیگه دلم برات تنگ نمیشه. بعدا؟ بعدا دیگه از دل برود هر آنچه از دیده برفت. بعدا؟ بعدا دیگه درگیر رشد خودمم واسه تو وقت ندارم. بعدا؟ بعدا دیگه نمیتونم "باشم" واسه کسی که لایق بودنم، نبود.
دير سين زدن از تو، قطع ارتباط از من. بى تفاوتى از تو، فاصله گرفتن از من. كم توجهى از تو، كم رنگ شدن از من. سرد شدن از تو، حذف کردن از من. منتظر گذاشتن از تو، منصرف شدن از من. سكوت از تو، خداحافظى از من. كم گذاشتن از تو، كنار كشيدن از من. اولويت نبودن از تو، دست كشيدن از من. ناديده گرفتن از تو، فراموش كردنت از من.
بخشش مکرر، تکرار مجدد میاره.
_استوری گذاشتم آدما چقدر مار شدن ؛ خود افعی ریپلای کرده : گل گفتی.
مهم نیست چقدر دوسش داری، اون لحظه ای که میفهمی نه مشکلاتتون قراره حل بشن، نه میتونی ببخشیش، نه میتونی ادامه بدی، نه دلت باهاش صاف میشه، نه دیگه بهش فکر میکنی حس خوب میگیری، نه حتی میتونی باهاش حرف بزنی و توی چشماش نگاه کنی؛ اون لحظه لحظه ی پایان و سقوط اون آدم توی زندگی تو برای همیشهست. حتی اگه کنارت حضور داشته باشه. -دیاکو.
اگه برگردم عقب، خیلی از پیامهای بلندم تبدیل میشن به یه «باشه». آدمها بیشتر از چیزی که فکر میکردم، ارزش توضیح دادن نداشتن.
یه جایی فهمیدم که مهم نیست چقدر آدم درست و اصیلی باشی آدما آخرش تورو از دریچه ذهن خودشون میبینن نه از دریچه حقیقت.
من کینه ای نیستم، ولی نمیتونم آدمایی که عمیقاً ناراحتم کردنو ببخشم.
شمارو نمیدونم ولی من اگه برگردم عقب، هر متن بلندی که برای کسی فرستاده بودم یا توضیحی داده بودم رو پاک میکنم و به جاش مینویسم «باشه»؛ هیچ چیز و هیچ کسی ارزشش رو نداشت.
من هیچگاه نمیخواستم با تو وارد بحث شوم؛ من فقط میخواستم، به تو بفهمانم که رفتارهایت چگونه مرا آزار میداد. اما هر بار مجبور به معذرت خواهی شدم. چون ناراحتی تو، برای هر دوی ما مهمتر بود.
اگر بخوام مودمو توصیف کنم اینجوریه که: خستم ولی جوری نیست که با خوابیدن بشه حلش کرد، عصبیم و چیزی نیست که آرومم کنه فقط عصبیتر میشم، بیقرارم ولی نمیدونم برا چی و آهنگو ترجیح میدم به حرف زدن با آدما، من خستم ولی نمیدونم از چی.
از تو توقع زیادی ندارم؛ جز اینکه با چند بطری شراب، پاکت های سیگار و پلی لیست موسیقی های کلاسیک به خانهام بیایی تا در آغوش هم صحبت کنیم.
هربار که تو چشمت نگاه میکردم از خدا میخواستم که هیچوقت تو نگاهِ کسی جز من اینجور خوب نیای :)
دیگه پیامی از من دریافت نخواهی کرد، این داستان با همهی خوبیا و بدیاش برای همیشه به پایان رسید.
تهش سرت میخوره به همون سنگی که میزنی به سینت.
بعضیا میگن من مهربونترین آدم دنیام، بعضیای دیگه هم میگن من خیلی بدم. هر دو رو باور کن. هر کسی همون نسخهای از من و دیده که لیاقتش رو داشته.
کنار من خودت باش؛ اگه ناراحتی، الکی نخند. اگه خوشحالی ، از دیدن خنده هات محرومم نکن. اگه بی حوصله ای، خودتو خوب نشون نده. اگه خسته ای، سرتو بزار رو شونم تا وقتی خستگیت در بره. اگه میخوای گریه کنی، بغل من برات بازه. کنار من خودت باش، من ازت انتظار ندارم همیشه بهترین ورژن خودت باشی ، بعضی روزا هیجوره حال آدم سر جاش نمیاد و فقط باید بگذره، تو همون روزا رو من حساب کن.
من از اونام که جواب پیامها رو زود میدم. اگه زنگ بزنی جواب ندم، بعدش زنگ میزنم و میگم چرا نبودم، توضیح میدم. نه که بیکار باشم یا ساده و احمق باشم، چون از نظر من اینها ادب و احترامه.