و سِـلاحُنـٰا الْـبُـڪــٰاء
Статистика| آخـرین سِـلاح انـسان اشـک اسـت | واشک آبِ رحمتیست که همهی تیرگي هارا از سینه ميشویَد ... | آسد مرتضی آوینی | https://telegram.me/dar2delbot?start=send_2ad1J83
- Последний пост
- 8 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 70
- 1/48двое суток
- 80
- 1/72трое суток
- 86
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
هر کسی سلطنت طلبه و طرفدار پهلوی خائنه، همین الان از این کانال مقدس لفت بده؛ لطفا اینجارو با حضورتون نجس نکنید! نه امیرالمومنین و نه این کانال با تمام مطالبش، به درد نسل منحوس شما نمیخوره، و نخواهد خورد. @alaviaat | شهید حمیدرضا رجب زاده
وایساد کنار ضریح حبیب؛ گفت: دمت گرم همه جوره پای ارباب ما وایسادی ...
خوش به حال مجتبی شکوری که به خاطر امام حسین فحش خورد. همینم لیاقت میخواد.
видео или голосовое, без подписи
شروعم با تو بود و با تو خواهد بود، پایانم ندارد هیچکس آغاز و پایانی که من دارم @Rozekhon
اگه یه روز دیدی کربلات غباره، من همون خاکسترم که توی بادم..:)
تو باعزت زندگی کردی و باعزت شهیدی. من حتم دارم لحظه شهادتت هم با خیال راحت رفتی ولی اینکه جد غریبت مضطر از دنیا رفت عالم و آدمو کشته.
نماز لیلة الدفن؟ بابا یکی بیاد بگه همه ی اینا خوابه😭
بخت ما را ببین چگونه برگشته ...
پدر به پدر رسید.
نوشت: آقا رسید نجف. گفت: پدر به پدر رسید.
خبر نيومد.. به آسمونِ ما قمر نيومد..
یک حسین به «دعوت مردم» به کوفه رفت. کسی که برای جنگ سفر میکنه، خانواده و زن و بچه همراه خودش نمیبره دو وقتی راه حسین سد شد، فهمید که مردم دعوتشون رو پس گرفتن و زدن زیرش. با تهدید و تطمیع. پس «قصد بازگشت» کرد. سه وقتی عمرسعد امام رو گذاشت بین «بیعت» و «جنگ»، امام مِن مِن نکرد. گفت راه برگشت بستهست. میجنگم ولی زیر بار ذلت این مرتیکه نمیرم. چهار به هرکسی که همراهش بود «اجازه» داد برگرده. خیلیارو با تحکم برگردوند. نذاشت فضای لوسبازی و احساسی شکل بگیره. چون میدونست سرانجام این انتخاب مرگه. مرگ معمولی هم نه، قتلعامه. پنج نامهها و اسامی و امضاهای دعوتکنندهها رو خاک کرد که بهدست سپاه ابنزیاد نیفته. حواسش بود زندگی فردای عاشورا هم ادامه داره واسه اون آدما. سبحانالله. شش وقتی به سمت کربلا میرفتند، فقط ۷۲نفر نبودن. خیلی بیشتر از اینا بودن. وگرنه ابنزیاد زحمت لشکرکشی به خودش نمیداد. اونطور که گفته شده، جمعیت زیادی پیش از واقعه «شتابان از هرسو از حسینبنعلی دور شدند». اصلا قبل از فرار اینها، که میشه حدس زد احتمالاً ادعاشونم از همه بیشتر بوده، حسین بیعتش رو از همه برداشت. اونی که قرضی داشت، یا کسی منتظرش بود رو با تحکم فرستاد بره. هفت خوب میدونست بازگشتی تو کار نیست. پس چطور با خودت فکر میکنی که به کانسپت خلافت یا حکومت حتی فکر کرده باشه؟ هشت واقعهی کربلا با مجموعهی حرکات حسین تابلویی از شرافت و مردمداری و شجاعت شد. نه از این تابلو رنگروغن معمولیا. تابلو فرش نفیس تبریز. که هرچی بگذره قیمت میگیره، که گرفته. نه حالا بهتر میشه آنالیز کرد اون بند اول رو. حالا پاسخ اون پرسش که حسین چطوری تنها موند، شکست خورد، ولی تحقیر نشد پیدا میشه. ده از همه ترسناکتر برای من اما اون کلمهی «شتابان» هست. چهکسیست در جهان معاصر که بایسته و در بزنگاه، در لحظهی موعود، شتابان فرار نکنه؟ و اما ای دل، تو چه میکنی؟ میمونی یا میری؟ میمونی یا میری؟ میمونی یا میری؟ داد از اون اراده و قدرت که تو رو از حسین جدا کنه. از قیام حسین جدا کنه. از حق جدا کنه. تو چیکار میکنی؟ میمونی یا میری؟ این ترسناکترین سوال زندگی منه.
کم کم نگاه بر بدنت سخت میشود...
روز عاشورا خیلی به امام حسین میگفتن بُغضاً لأبيك؛ ینی از بغض و نفرت بابات علی میزنیمت.. امروز زیاد به امام حسین بگیم: «حُبّاً لِأبیک»، از محبت پدرت علی، امروز اومدیم برات
گزارش ساعت به ساعت روز #عاشورا بر اساس مقاتل (عاشورای ۲۱ مهرماه ۵۹ شمسی) حدود ساعت ۱۴ شهادت حضرت عباس(ع) عاقبت امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) تنها ماندند. #عباس (ع) اجازه میدان خواست اما امام او را مامور رساندن آب به خیمه ها کرد. دشمن بین دو برادر فاصله انداخت. عباس(ع) دلاور در حالیکه با شجاعت تمام سعی در آوردن مشک آب برای زنان و کودکان داشت در محاصره دشمن دو دستش قطع شده و با عمودی آهنین بر سرش زدند که از اسب بر زمین افتاد. اباعبدلله سراسیمه خود را بر پیکر قطعه قطعه برادر رساند. دشمن کمی به عقب رفت. امام(ع) برای دومین بار بعد از مرگ برادر عزیزش گریه کرد و فرمود «اکنون دیگر پشتم شکست.» @lohuof
روز عاشورا بود و خدمت مرحوم آیةالله آقای #بهجت بودم. یک روحانی نسبتاً مُسِنّ، با لحن و احساسی خاص، به ایشون عرض کرد: حضرت آقا! امروز روز بزرگیه؛ افضل اعمال امروز چیست؟ فرمودند: لعن. پرسید: چهقدر؟ فرمودند: اِلی الموت.» ✍🏻 (ناقل: محمّدجواد اصغری هاشمی) @mahzaredoost
و سِـلاحُنـٰا الْـبُـڪــٰاء pinned a photo
@rstm_128
درخشش موشک تو آسمون جون به جونام اضافه کرد...