tgindex
رویامگ🌱 +ادبیات

رویامگ🌱 +ادبیات

Статистика
@ruyamagКнигиперсидский

کتاب خواندن دیگه سخت نیست اینجا 🌞🌱

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
25
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
164
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
100
25 постов
Вовлечённость
61,0%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 25
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
18
1/48двое суток
20
1/72трое суток
22

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • سلام صبح آدینه‌تون بخیر.🌱 راستی، حالا آخرش ما قهوه نخوریم یا عاشق قهوه نباشیم، کتابخوان حساب میشیم یا نه؟ 😅🤷‍♀

  • اما پروردگار کم‌توقع نیست. این رابطه‌های دیربه‌دیر نمی‌تواند جوابگوی آن [نیاز] پر از محبت‌آمیزش باشد. می‌خواست شما را بیشتر ببیند، این شیوه‌ی مهربانی اوست و راستش شیوه‌ی دیگری برای ابراز محبت نمی‌شناسد. آلبر کامو ✨ طاعون رابطهٔ بین خدا و انسان از زبان کشیش رمان طاعون، رابطه‌ای متوقعانه با چاشنی اطاعت زیاد به تصویر کشیده شده. جایی که خدا، به عنوان خالق، در برابر محبت‌هایی که می‌کند توقعاتی دارد. اگر این توقعات برطرف نشود تمام عزمش را به کار می‌گیرد تا اجابت شوند. در اینجا طاعون، نمادی است از تمام شدن طاقت خداوند در برابر ناسپاسی یا کم‌مهری و کم‌توجهی بندگان به خداوند که به سبب آن موجب تقویت رابطهٔ بین خالق و مخلوق می‌شود. این خالق، تقصیری ندارد، بلکه تمام مسئولیت و گناه این بلا بر گردن انسانی است که به سبب ناسپاسی چنان گرفتار شده. اگر سپاسگزار یا جبران کننده بود، هرگز به دام این آفت نمی‌افتاد. بلا، نتیجهٔ بی‌توجهی مخلوق به مهر پروردگارش است. چنان که اگر محبتی از سمت خدا هست، باید جبرانش کرد و گر نه... شما زیر کدام بند از کتاب خط کشیدید؟ رویامگ: برای کتابخوان‌های حرفه‌ای

  • امروز روز جهانی عاشقان کتابه. یادم نمیاد اولین بار چرا جذب کتاب شدم، چون خیلی کوچولو بودم. اما یادم میاد که بعده‌ها انتخابم کتاب خواندن شد. ❤️ و اما هدیهٔ من به شما دوستداران کتاب و فرهنگ برای امروز، مجموعه داستان‌های موپاسانه. 🎁 از همهٔ شما دعوت می‌کنم که بعد از دیدن این پیام، گوشی را کنار بگذارید و یک کتاب از توی اتاقتون که خیلی وقته دوست دارید سمتش برید را بردارید و ورق بزنید. فردا زیر همین پست برام بنویسید چه حس و حالی داشت. 😇 لینک هدیه لینک کارت پستال

  • جلسهٔ قبلی کتابخوانی‌مون خیلی بحث‌برانگیز شد. یک داستان کوچک در مورد یک دختر کوچولو بحث در مورد خانواده، جنسیت، شیوهٔ تربیتی، و ... به وجود آورد. داستانی که بچه‌ها فکر می‌کردند اولش که قصه‌ای برای بچه‌های کوچکه ولی در آخر کلی بحث ایجاد شد که همه‌مان را تحت تاثیر قرار داد. چیزی که برای من بیشترین زیبایی را داشت مشارکت خودجوش بچه‌ها توی تشکیل گروه‌های کوچکتر بود. خوشحالم که جلسات باشگاه کتاب‌خوانی‌مان برقراره و امیدوارم که همیشه کنار هم روبه رشد باشیم. 🌱

  • حالا خودمقصرپنداری چیه که اگزیستانسیالیست‌ها جنونش را دارند و یه ابزوردیست مثل کامو نه؟ (بدون پرسیدن از هوش مصنوعی خدایی در موردش تحقیق کن ببین چه حالی میده) آفرین، سوال خوبی پرسیدی ولی نمی‌دونم به قطع. باید برم بخونم🤓

  • توی یکی از شناخته‌شده‌ترین و تحسین شده‌ترین مجله‌های ادبی انگلیسی زبان هم یه مقاله مرتبط با طاعون پیدا کردم. این مقاله را هم از توی گوگل اسکولار دیدم و به نظرم جالب اومد. توی یکی از مصاحبه‌های کامو در مورد همین رمان طاعونش یک جملهٔ جنجالی(برای افرادی که کامو را اگزیستانسیالیست می‌دانند) هست که میگه طاعون در مورد اگزیستانسیالیست‌هاست، اون‌هایی که دقیقا مثل شخصیت اصلی رمان سقوط درگیر جنون خودمقصرپنداری هستند و برای همین هم می‌توانند دیگران را مقصر بکنند. ادامه‌اش را اینجا بخونید(زبان اصلی)

  • سلام! من دارم طاعون را می‌خونم از آلبرکامو و خب تموم نمیشه ماشاالله. حجمش زیاده، نه به خاطر صفحاتش بلکه به خاطر وزن کلماتش. قشنگ مثل لواشک که چندلاش می‌کنی تا خوشمزه‌تر بشه، کامو هم اومده حقایق را چندلا کرده و توی یه جمله خلاصه. فقط طعمش مثل لواشک دلچسب نیست مثل قهوه به توان دوهزاره. حالا که خیلی قشنگ مجابتون کردم که طاعون را نخوانید باید بگم که فهمیدم بنده شخصی شبیه خود آلبرکامو هستم! (بدبخت اطرافیانم!) این تست را دادم و فهمیدم که بله، من و ایشون تفاهم‌های زیادی داریم ولی خب دلم می‌خواست سارتر شوهرم باشه! بگذریم. این شما و این تست. اگه دوست داشتید بیاید بهم بگین شما شبیه کدوم هنرمند یا نویسنده بودید. تست سنجش جهت فکری

  • سلام چند روز پیشْ صبح، چشمم خورد به یه مقاله‌ای در مورد زخم اخلاقی! عنوان جالب بود و شروع کردم به خواندن.... و مطمئنم خیلی هامون درگیرش هستیم. آخر پست چندتا فیلم هم معرفی کردم. داشت در مورد پزشکان، افسران ارتش و نیروهای امداد و اورژانس صحبت می‌کرد که آنقدر درگیر شغلشون میشن که هویتشون باهاش گره می‌خوره. مثال آورده بود از سربازان ارتشی که بعد از اخراج و خروج از ارتش نتونستن به زندگی عادی برگردن و معنای زندگی را از دست داده بودن و نهایتا کارشون به خودکشی کشیده بود در بعضی از موارد. حالا زخم اخلاقی کجای داستانه پس؟ ببین، بعد می‌گفت همین درد بزرگیه برای خودش، تازه بعضی‌هاشون این درد را می‌کشن که جاهایی شاهد فجایع انسانی، یا ظلم و بی‌عدالتی‌هایی بودن که در برابرشون کنترلی نداشتن و نتوانستن که متوقفشون کنن. برای همین بعد اخراج، این درد را هم به دوش می‌کشن. بحث فقط کافی نبودن نیست. بحث این هم هست که شاهد چیزی بودن که به نظرشون درست و منصفانه نبوده و نتونستن باهاش مبارزه کنن، برای همین به این درد و خورهٔ روحی دچار میشن. بعد هم چندتا راهکار برای خوب شدن از این زخم داده بود نویسنده. لینک مقاله را می‌ذارم اگه دوست داشتید خودتون بخونید. الان هم چندتا فیلم معرفی می‌کنم که مربوط به همین موضوع هستند: Eye in the sky The Hurt Locker First Reformed Atonement Manchester by the Sea

  • هر عضله‌ای را که بکار نبریم ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود؛ شعور و وجدان هم در انسان مثل یک عضله هستند. یوستین گردر

  • این کارتون روی دست نداشت توی شخصیت پردازی. نه تنها کودکانه بودنش را حفظ کرد بلکه عمقش را هم از دست نداد. مثلا از شخصیت کرانک یاد می‌گیریم سوال بپرسیم، اطاعت محض نکنیم و دنبال مسیر شخصی خودمان باشیم. از کرانک چندین صحنه یادمه. یادم میاد که آدم بدی نبود ولی نمی‌دونست هم که دقیقا باید چیکار کنه. انگار گم و گیج بود و نیاز داشت که مسیر خودش را پیدا کنه. کرانک هم انگار سرنوشتش به کوزکو گره خورده بود. دقیقاً به خاطر سر به نیست کردن کوزکو و بعدش هم به خاطر اینکه باید پیداش می‌کرد بعد از اینکه نکشتش، توی یک مسیری قرار گرفت که نهایتا باعث شد خودش را بشناسه. اون با کودکان مهربون بود و روحیهٔ پرسشگری داشت. مثلاً وقتی خواست کوزکو را از بالا پرت کنه توی آبشار یکی از نقاط عطف شخصیتش بود. به جای اطاعت محض، سوال پرسید:« دارم چه غل.طی می‌کنم؟» کرانک بهمون یاد میده که گاهی اطاعت صرف از کسی که نسبت بهش علاقه یا مسئولیت داریم نمی‌تونه کار اخلاقی‌ای باشه. گاهی از دستورات باید سرپیچی کرد تا نهایتا کار درست را انجام داد. نظر شما چیه؟

  • هر عضله‌ای را که بکار نبریم ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود؛ شعور و وجدان هم در انسان مثل یک عضله هستند. یوستین گردر

  • یکی از بهترین انیمیشن‌هایی که دیدم. کارتونی که نه فقط برای صرف وقت و سرگرمی خوبه بلکه باعث میشه در مورد مفاهیمی مثل قدرت، اعتراض، همدلی، دوستی و رفاقت و بخشش فکر کرد. سکانسی که خیلی باهاش ارتباط گرفتم اونجا بود که کوزکو موقع افتادن پاچا از دره نجاتش داد. اون وقت بود که پاچا گفت:« تو منو نجات دادی!» بعد کوزکو در جواب گفت:« هیچ کسی اونقدر بد نیست.» در واقع کوزکو از طریق دوستی با پاچا و ایجاد یک ارتباط انسانی سالم و اصیل تونست به خودخواهی ویرانگرش پایان بده و به جای دنبال کردن خواست و خواهش‌های کودکانه و منفعت‌طلبانه‌اش، با دیگری ارتباط معنادار بسازه و سعادت و خوشبختی‌اش را جور دیگه‌ای (جز منفعت طلبی) پیدا کنه. مثلا آخر داستان به جای ساختن جکوزی در ازای نابودی یک روستا، تصمیم گرفت جای دیگه‌ای که کمتر برای بقیه آسیب‌زاست را انتخاب کنه. کوزکو از نگاه ابزاری و سودجویانه به انسان‌ها دست برداشت و تونست که با اون ها به شکل دیگه‌ای رفتار کنه که هم به خودش احترام بگذاره و هم به دیگران. برای همین من سیر شخصیت کوزکو را واقعا هم دوست دارم و هم پخته و بالغانه می‌دونم. نظر شما چیه؟ برام توی کامنت‌ها بنویسید.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 🌱 معرفی رمان مرشد و مارگریتا اولین رمان بزرگسالی‌ام همین رمان مرشد و مارگریتا بود. یادم میاد رفته بودم شهر کتاب و از فروشنده کمک خواستم. از توی قفسه کتاب را در آورد و احتمالا برای اینکه متقاعدم کنه گفته بود که باید بخونمش چون خیلی خفنه. درست یادم نمیاد چی بهم گفت ولی خب با بی‌میلی خریدمش. موقع خوندش که خیلی اذیت شدم یه چندباری گذاشتمش کنار و از نو رفتم سراغش تا تموم شد. 😅 ولی واقعا شخصیت شیطان را دوست داشتم😂

  • امروز بعد مدت‌ها نظریهٔ ادبی را شروع کردم به مطالعه! عجب دنیاییه! هر بار تازگی داره. ولی این بار یه تازگی ناخوشایند داشت: سختم بود فهمیدنش. چیه این مهارت خواندن، وقتی ولش می‌کنی باز از نو باید بشینی تمرین کنی 🫠

  • دوستان، این مدت خیلی توی کانال کم کار شدم چون دارم یکی از اهداف اصلی زدن کانال را محقق می‌کنم: دور هم جمع شدن و گفتگو کردن🌱 برای فردا عصر دورهمی کتابخوانی داریم، قدم روی چشم ما می‌گذارید اگر تشریف بیارید. اصفهان، کافه اریکه هنر 📍 جمعه (فردا) ساعت ۱۷ برای اعضای کانال، هدیهٔ ویژه داریم. برای رزرو یا اطلاعات بیشتر بهم پیام بدید. @narrateus