سید محمد مدنی
Статистика- Последний пост
- 14 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- В каталоге с
- 15 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
از مهمترین دلایل ناصبیگری شمس الدین ذهبی(۷۴۸ هـ)، اختصار و تلخیص کتاب منهاج السنّة تأليف استادش ابن تیمیه(۷۲۸ هـ) میباشد. این اثر با تحقیق محبّ الدین الخطیب(۱۳۸۹ هـ) بارها چاپ شده است. نکته قابل توجّه این است که محبّ الخطیب بارها در متن تلخیص ذهبی دست برده و عبارات را تغییر داده است و گاه به این تغییرات در پاورقی اشاره کرده است. وی در اقدامی عجیب حدود ۱۳ صفحه به متن تلخیص ذهبی از اصل آن یعنی منهاج السنة اضافه کرده است! در این صفحات مطالب تندی از ابن تیمیه به ویژه نسبت به ساحت صدیقه طاهره سلاماللهعلیها صادر شده که شاید ذهبی هم حیا کرده و در تلخیص کتاب آنها را ذکر نکرده، اما محبّ الخطیب نزد خود چنین پنداشته که حیف است خواننده از مطالعه آن عبارات تند و وقیحانه نسبت به اهلبیت پیامبر علیهمالسلام محروم شود! وی در ابتدای آن صفحات، به تغییر متنِ ذهبی از سوی خودش اشاره کرده: البحوث الآتية اختصرها الحافظُ الذهبيُّ بنحو صفحة واحدة، فرأينا أنّ الفائدة لا تتمّ إلّا بنقلها عن الأصل! @rasullib
без подписи
این شعر را برای فرزندم نوحهسرایی کنید حموی در معجم الأدباء از خالع نقل میکند که در سال ۳۴۶ که من کودکی بودم با پدرم در مجلس کبودی در بغداد نشسته بودیم و مجلس از جمعیت موج میزد، ناگاه مردی غبار آلود، عصا به دست وارد شد و گفت: "أنا رسول فاطمة الزهراء علیهاالسلام أتعرّفون لي أحمد المزوّق النائح". من فرستاده حضرت زهرا علیهاالسلام هستم، آیا میتوانید احمد مزوق نوحهخوان را به من معرفی کنید؟ گفتند: در همین مجلس نشسته است. آنگاه خطاب به أحمد نوحه خوان گفت: من حضرت فاطمه علیهاالسلام را در عالم رویا دیدم که به من فرمود به بغداد برو و از أحمد مزوّق جویا شو و بگو شعر ناشی را که در آن گفته: " بنی أحمد قلبی لکم یتقطّع" را برای فرزندم نوحهسرایی کند. تصادفا خود شاعر هم یعنی: علی بن عبدالله بن وصیف معروف به "ناشی" (متوفای ۳۶۵) در آن مجلس حاضر بود، چون این سخن را شنید، او و أحمد و بقیه سیلی به صورت خود زدند و آنگاه تا ظهر همچنان به نوحه سرایی مشغول بودند. بني أَحمدٍ قَلبي لَكُم يَتَقَطَّعُ بِمِثلِ مُصابي فيكُمُ لَيسَ يُسْمَعُ فَما بُقْعَةٌ في الأَرْضِ شَرقًا وَمَغْرِبًا وَليسَ لَكُمْ فيها قَتيلٌ وَمَصْرَعُ جُسومٌ عَلى البَوْغاءِ تُرْمى وَأَرْؤُسٌ عَلى أَرْؤُسِ اللُّدْنِ الذَّوابِلِ تُرفَعُ كَأَنَّ رَسولَ اللهِ أَوْصى بقَتْلِكُم فَأَجْسامُكُمْ فِي كُلِّ أَرضٍ تُوَزَّعُ ای فرزندان أحمد، دلم در مصیبت شما خونست و مانند مصیبت شما شنیده نشده است. در مشرق و مغرب، سرزمینی نیست مگر آنکه از شما کشته و یا بخاک و خون آغشتهای در آنجا نباشد. بدنهائی را بر خاک نرم تیره گذاشتند و سرهائی را بر نوک نیزهها برافراشتند. گویا پیامبر صلیاللهعلیهوآله چنین وصیت کرده بود که شما را بکشند هیچ سرزمينی را از بدنهای شما خالی نگذارند. الغدیر، ج۴، ص۳۰ @s_mmadani
@OstadFazelNazari نشسته سایهای از آفتاب بر رویش به روی شانۀ طوفان رهاست گیسویش کجاست یوسف مجروح پیرهنچاکم که باد از دل صحرا میآورد بویش کسی بزرگتر از امتحان ابراهیم کسی چنان که به مذبح برید چاقویش نشسته است کنارش کسی که میگرید کسی که دست گرفته به روی پهلویش هزار مرتبه پرسیدهام ز خود او کیست که این غریب نهادهاست سر به زانویش؟ کسی در آن طرف دشتها نه معلوم است کجای حادثه افتاده است بازویش کسی که با لب خشک و ترک ترک شدهاش نشسته تیر به زیر کمان ابرویش کسیست وارث این دردها که چون کوه است عجب که کوه زِ ماتم سپید شد مویش عجب که کوه شده چون نسیم سرگردان که عشق میکشد از هر طرف به هر سویش طلوع میکند اکنون به روی نیزه سری که روی شانۀ طوفان رهاست گیسویش #فاضل_نظری #آنها #طلوع_میکند_اکنون_به_روی_نیزه_سری
عظّم اللَّه اجورنا بمصابنا بالحسين عليه السّلام، و جعلنا و إيّاکم من الطالبين بثاره مع وليّه الإمام المهدي من آل محمّد صلوات اللَّه عليهم؛
السلامعلیکیاعبداللهبنالحسن-ع شمسی و روی زمین با روی ماه افتادهای تا اذان مانده چرا در سجدهگاه افتادهای سینه تنگ و عرصه تنگ و غربت تو میکشد زیر دست و پای دشمن بی سپاه افتادهای گفت بابا دست خود را حائل رویت کنم راست گفته مثل زهرا بی پناه افتادهای ای عمو از خیمه میآیم کمی آرام باش از چه با زانو به سوی خیمه راه افتادهای خوب معلوم است از پیشانی و ابروی تو با رخت از روی مرکب گاه گاه افتادهای در دل گودال جای ماهرویی چون تو نیست یوسف زهرا چرا دربین چاه افتادهای من به هل من ناصر تو آمدم در قتلگاه آمدم دشمن نگوید از نگاه افتادهای •معنی•
نهان از چشم مردم باز بوسیدم دهانت را... •معنی•
без подписи
عن الریان بن شبیب قال : دخلت علی الرضا علیه السلام فی اول یوم من المحرم ، فقال : یا ابن شبیب اصائم انت ؟ فقلت : لا، فقال : ان هذا الیوم هو الیوم الذی دعا فیه زکریا علیه السلام ربه عزوجل فقال: «رب هب لی من لدنک ذریه طیبه انک سمیع الدعاء» فاستجاب الله له وامر الملائکه، فنادت زکریا« وهو قائم یصلی فی المحراب ان الله یبشرک بیحیی » فمن صام هذا الیوم ثم دعا الله عزوجل استجاب الله له کما استجاب الله لزکریا ،ثم قال : یا ابن شبیب ان المحرم هوالشهر الذی کان اهل الجاهلیه یحرمون فیه الظلم والقتال لحرمته ، فما عرفت هذه الامه حرمه شهرها ، ولا حرمه نبیها صلی الله علیه وآله ، لقد قتلوا فی هذا الشهر ذریته وسبوا نساءه ، وانتهبوا ثقله ، فلا غفرالله لهم ذلک ابدا ، یا ابن شبیب ان کنت باکیا لشی ء فا بک للحسین بن علی بن ابی طالب علیهما السلام ، فا نه ذبح کما یذبح الکبش ، وقتل معه من اهل بیته ثمانیه عشر رجلا ما لهم فی الارض شبیهون ، ولقد بکت السموات السبع والارضون لقتله ، ولقد نزل الی الارض من الملائکه اربعه آلاف لنصره ، فلم یؤذن لهم ، فهم عند قبره شعث غبر الی ان یقوم القائم علیه السلام ، فیکونون من انصاره وشعارهم : یا لثارات الحسین .یا ابن شبیب ، لقد حدثنی ابی ، عن ابیه ، عن جده علیهم السلام : انه لما قتل جدی الحسین صلوات الله علیه أمطرت السماء دما و ترابا أحمر، یا ابن شبیب ، ان بکیت علی الحسین حتی تصیر دموعک علی خدیک غفرالله لک کل ذنب اذنبته صغیرا کان او کبیرا ، قلیلا کان او کثیرا ، یا ابن شبیب ان سرک ان تلقی الله عزوجل ولا ذنب علیک فزر الحسین علیه السلام ، یا ابن شبیب ان سرک ان تسکن الغرف المبنیه فی الجنه مع النبی صلی الله علیه وآله و سلم ، فالعن قتله الحسین ، یا ابن شبیب ان سرک ان یکون لک من الثواب مثل ما لمن استشهد مع الحسین بن علی علیهما السلام فقل متی ذکرته : یا لیتنی کنت معهم فأفوز فوزا عظیما ، یا ابن شبیب ان سرک ان تکون معنا فی الدرجات العلی من الجنان فاحزن لحزننا وافرح لفرحنا، وعلیک بولا یتنا ، فلوان رجلا احب حجرا لحشره الله عزوجل معه یوم القیامه.
فرمایشات حضرت آیتالله میلانی مدظله العالی پیرامون حواشی مطرح شده در خصوص قیاس با اهل بیت سلام الله علیهم. 🆔️ @ayatollahalimilani
دیدار مرحوم آیتالله صافی گلپایگانی(ره) با آیتالله فیاض(ره) @Nardebane_feghahat
اللّهُمَّ إنّي أسألُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ أن تُصَلّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأن تَلعَنَ مَن جَحَدَ حَقَّ هذا اليَومِ وَأنكَرَ حُرمَتَهُ فَصَدَّ عَن سَبيلِكَ لإطفاءِ نورِكَ فَأبى اللهُ إلّا أن يُتِمَّ نورَهُ. اللّهُمَّ فَرِّج عَن أهلِ بَيتِ مُحَمَّدٍ نَبيِّكَ وَاكشِف عَنهُم وَبِهِم عَنِ المُؤمِنينَ الكُرُباتِ، اللّهُمَّ املَإِ الأرضَ بِهِم عَدلاً كَما مُلِئَت ظُلماً وَجَوراً وَأنجِز لَهُم ما وَعَدتَهُم إنَّكَ لا تُخلِفُ الميعادَ.
🏴 انالله و انا الیه راجعون 🏴 ▪️با نهایت تأسف و تأثر درگذشت حجة الاسلام والمسلمين سيد محمد حسن میلانی رحمة الله علیه را محضر مبارک اخوی بزرگوار ایشان حضرت آیت الله میلانی مدظله العالی و بیت شریف ایشان تسلیت عرض نموده و برای آن مرحوم علّو درجات و مغفرت و رحمت الهی و برای بازماندگان صبر و اجر مسئلت داریم.
یا امّالمومنین؛ ای فیض قدیم بر حُدوث ای همه کُن ای منت تشریف به دنیا ز لَدُن.. سرمایهی ذات لایزالی با توست ای ظرف بتول، ظرف ما را پُر کُن.. •معنی•
درفقه، قاعدهای با عنوان حرمت یا نفیِ «اختلال نظام» شناخته میشود. فقها میگویند از مجموع ادله شرعی و سیره عقلایی استفاده میشود که شارع مقدس با هرجومرج و فروپاشی نظم اجتماعی مخالف است؛ چون اگر نظام زندگی مردم مختل شود، نه دین بهدرستی اقامه میشود و نه دنیا سامان میگیرد. این معنا را بسیاری از بزرگان مانند مرحوم شیخ انصاری و پس از ایشان مرحوم آخوند خراسانی در مباحث مختلف اصولی و فقهی مطرح کردهاند؛ به این بیان که اگر ترک یک حکم یا رواج یک رفتار به «اختلال نظام» بینجامد، شارع نمیتواند به آن راضی باشد. فقهای معاصر نیز در بحثهای حکومتی، حفظ نظام را از مهمترین مصالح میدانست؛ چون بدون نظام، اجرای هیچ حکمی ممکن نیست. مثلا سردی بی مثالی که در نیمه شعبان و یا ورود ماه مبارک رمضان می بینیم، بعد اجتماعی و روانی همین قاعده است. اختلال نظام فقط به معنای فروپاشی ساختار اداری یا اقتصادی نیست؛ بلکه وقتی: امنیت روانی مردم سست شود امید اجتماعی کاهش یابد افق آینده مبهم گردد و احساس بیثباتی گسترش پیدا کند نوعی «اختلال نرم» در جامعه رخ میدهد. در چنین فضایی، حتی مناسبتهای معنوی مثل نیمه شعبان یا ورود ماه رمضان هم آن نشاط همیشگی را ندارند؛ چون شادی جمعی، نیازمند حداقلی از آرامش و اطمینان است. از منظر دینی، حمکت بسیاری از احکام دقیقاً حفظ همین نظم است: نمازهای جماعت، جمعه، اعیاد، حتی تقویم عبادی، همگی نوعی ریتم منظم به حیات فردی و جمعی میدهند. وقتی این ریتم بههم میخورد، احساس سردی و بینشاطی طبیعی است. با این حال، یک نکته امیدبخش هم در همین سنت فقهی وجود دارد: همانطور که اختلال نظام خلاف مذاق شارع است، اصلاح و بازسازی نظم هم محبوب اوست؛ و این اصلاح فقط از بالا اتفاق نمیافتد، بلکه از بازسازی نظمهای کوچک آغاز میشود: نظم در خانواده، در هیئتها، در عبادتهای فردی، در روابط همسایگی. گاهی در دوران آشفتگی کلان، بازگشت به نظمهای کوچک و معنادار، اولین قدم احیای نشاط جمعی است.
سخنرانی معروف و بسیار شنیدنی از خادم الزهراء علیهاالسلام الوحید الخراسانی به مناسبت میلاد حضرت ولی عصر امام زمان عجل الله فرجه الشریف و در پایان درس خارج اصول، در مسجد اعظم قم
ببین ز برج اسد وضع کشتگان ضعیفت دلیل دلکش و قاتل شریف و حکم و سبب خوش ز مضجع تو بلند است آستانه انگور چرا نباشد از این اعتبار دور عنب خوش شبی ز برج اسد بر گدای خویش نظر کن سگیاست ناخوش و دارد گمان خویش به رب خوش به یاد لعل لبت کز شکر خراج گرفته است به هیج جا نشود چون عراق حال رطب خوش حدیث عشق تو با ناکسان چگونه شود جفت رسید وصل خوش آن را که داشت اصل و نسب خوش
بازگشت همهٔ منحرفان، به سوی شیطان است! برگ دیگری از پشت پرده افکار ضدشیعی جماعت موسوم به «غلوپژوه» برداشته شد. این که ایشان برای تأیید افکار باطل و مقصرانه خود، به آثار گمراه خبیثی همچون «محمد حسین فضل الله» استناد کرده و وقیحانه، کتاب او را نشر میدهند، نشان از مسیر مشترکی دارد که همانند آن خبیث بسیاری دیگر از ضروریات قرآن و سنت و مذهب را هم انکار میکنند و به راحتی کتابها و مقالات و مستندات آن را هم جهت اضلال عمومی، به نشر میرسانند. { وَٱلَّذِینَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔایَـٰتِنَا سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَیۡثُ لَا یَعۡلَمُونَ } [سوره اﻷعراف: ۱۸۲] 🔹پینوشت: مراجع و علمایی همچون آیت الله میرزا جواد تبریزی، وحید خراسانی، سیدصادق روحانی، فاضل لنکرانی، علامه سیدجعفر مرتضی عاملی و... در مقابل انحرافات فضل الله تلاشهای زیادی انجام دادند، اما اینک یک گروه وهابیمسلک به بهانه داشتن حرف خوب! کتاب او را نشر میدهند! و البته شیعیان فریب این وهابیمسلکان را نخورده و میدانند این جماعت، خود فضل اللهِ دیگری هستند! این جماعتی که بشدت مراقبت میکنند تا کسی با کانالهای نقد ایشان آشنا نشود، چگونه است که کتاب فرد خبیثی را به راحتی منتشر میکنند و فقط یک جمله مینویسند که با دیدگاههای مشکلدار این کتاب موافق نیستند! 🔹فهرستی از عقاید این وهابیمسلکان موسوم به غلوپژوه که نشان میدهد اینان فرزندان معنوی همان فضل الله هستند: https://t.me/nosakh_shii/3826
💡تحقیقی در تاریخ ولادت حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام ❖ استاد معظم آقای حاج سیدمحمدجواد شبیری: ● محقّق تستری قدّسسرّه در رساله فی تواریخ النبی و الآل صلواتاللهعلیهم، ص۷ آورده است: و اما مولد امیر المؤمنين عليهالسلام فالمشهور انّه الثالث عشر من رجب لثلاثين سنة بعد عام الفيل صرّح به المفيد في ارشاده و الرضيّ في خصائصه و الشيخ في تهذيبه و ابن عيّاش و عليّ بن محمّد المالكي. وفي خبر عن صفوان الجمّال عن الصادق علیهالسلام انّه كان لسبع خلون من شعبان. و قال المفيد في مسارّه: في الثالث و العشرين منه. و قال المسعودي في اثبات الوصيّة في النصف من شهر رمضان .انتهى ● در کفایه الطالب ص ۴۰۷ با سند از حاکم نیشابوری نقل شده : ولد امير المؤمنين علي بن الي طالب بمكّة في بيت الله الحرام ليلة الجمعة لثلاث عشرة ليلة من رجب سنة ثلاثين من عام الفيل و لم يولد قبله و لا بعده مولود في بيت الله الحرام. ● عتّاب بن اسيد که از جمله کسانی است که قول ۱۳ رجب را نقل کرده، از راویان محمد بن عثمان عمری است (کمال الدین ص ۴۳۳ ) لذا تقریبا معاصر کلینی است. از وی درباره تاریخ ولادت و وفات ائمه علیهمالسلام چندین نقل در کتب حدیثی دیده شده که البته گاه عتّاب به غیاث تحریف شده است. عیون اخبار الرضا عليهالسّلام، ج ۱، ص ۱۸ و ۹۹ ؛ کمال الدین، ص۴۳۲ ؛ غیبت شیخ طوسی، ص۳۹۳. نقل اخیر نشان میدهد که وی از تبار عتّاب بن اسید (صحابی پیامبر صلیاللهعلیهوآله) بوده است. عتّاب در سالهای پایانی حیات پیامبر صلیاللهعلیهوآله امیر مکه بوده است. استیعاب، ج۳، ص ۱۰۲۳ ؛ اسد الغابة، ج٣، ص ٤٥٢ 🔹چند نکته: 1⃣ در مسارّ الشیعه نسخه چاپی ص ۵۹ در حوادث ماه رجب آمده است: في اليوم الثاني و العشرون منه ولد امير المؤمنين علي بن ابي طالب عليه افضل الصلاة و السلام بمكّة في البيت الحرام سنة ثلاثين من عام الفيل. شواهد نشان میدهد که در این عبارت تحریف نسخه رخ داده است. اوّلا: پس از این عبارت در متن نسخه چاپی آمده است: في اليوم الثاني و العشرين منه سنة ستّين من الهجرة كان هلاك معاوية بن ابي سفيان ... تكرار عدد ٢٢ نشانگر وقوع تحریف در نسخه است، رسم شیخ مفید تکرار عدد روز نیست، بلکه عبارتی شبیه " و فی مثل هذا الیوم " به کار میبرد ر.ک .ص ۲۴، ۳۲ ، ۳۶ ، ۴۰ ، ۴۹ ، ۵۸ ثانیا: عبارت فوق بعینه در ارشاد مفید ج۱، ص۵ و با اختصار در مصباح المتهحد ص۸۱۹ به نقل از عتّاب بن اسید آمده و در هر دو ، روز ۱۳ رجب ضبط شده است و ظاهرا در مسارّ الشیعه هم همین طور بوده است. گفتنی است در برخی نسخههای خطی مسارّ الشیعه تاریخ هلاکت معاویه ۱۲ رجب و مقدّم بر نیمه رجب آمده و بعید نیست که در مورد ولادت حضرت امیر علیهالسلام هم همین تقدیم و تاخیر رخ داده باشد. 2⃣ نقل ۷ شعبان تنها در روایتی در مصباح المتهجّد ص ۸۵۲ (در فصل زیادات ماه شعبان نه در فصل اصلی) آمده است، شیخ طوسی در این کتاب نقل ۱۳ رجب را از ابن عیّاش ( در ص ۸۰۵ در فصل اصلی ماه رجب) و از عتّاب بن اسید (در ص ۸۱۹ ، در فصل زیادات ماه رجب) آورده است. نحوه آوردن این دو قول تمایل شیخ به قول ۱۳ رجب را میرساند، قولی که در تهذیب تنها این قول را آورده است . به هر حال نمیتوان گفت که شیخ طوسی در مصباح المتهجّد به روایت ۷ شعبان اعتماد کرده است. در مجموع به نظر میرسد قول ۱۳ رجب درباره ولادت حضرت امیر علیهالسلام که از دوران صفویه رسمی گردیده، ارجح هم باشد. 3⃣ بجز این اقوال مؤلّف تاريخ قديم قم، ولادت حضرت را در ٨ ربيع الاول دانسته است.(چاپ توس ص ۱۹۱، چاپ مرعشی ص ۴۸۱) این قول اصلا قابل اعتنا نیست. 4⃣ اثبات الوصیه بنابر تحقیق کتاب الاوصیاء شلمغانی است که در این بحث در مقابل سائر اقوال، قابل اعتنا نیست. 👈نتیجه: قول مشهور در ولادت حضرت امیرالمومنین علیهالسلام (۱۳ رجب) ارجح است . @madras_emb
تنها دعای مستجاب ، محبت امیرالمؤمنین سلام الله علیه