tgindex
کانال دکتر سعیدآژده شاعر، نویسنده، ژورنالیست

کانال دکتر سعیدآژده شاعر، نویسنده، ژورنالیست

Статистика
@saeedajdehперсидский

کانال سعید آژده

Последний пост
20 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
119
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
33
21 постов
Вовлечённость
27,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
16
1/48двое суток
18
1/72трое суток
19

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🔻 گزارش صدا سیما از بازدید رسانه های اهواز از کودکان سرطانی در بیمارستان شهید بقایی که مورد حمله وحشیانه آمریکا قرار گرفت #نخبگان

  • قدیسه ی قلبم پس کجاست آن چشمانی که با شرم از لای در بمن می نگریست؟! پرنده ای که می گذشت و باد که می وزید من دستمالی برای اشک هایم ندارم گوشه ی چادرت را بمن بده بانو برای گریستن همیشه زمان هایی هست... آنزمان که چشمانم نخستین بار به چشمان تو خورد و از خواب که پریدم عاشق پیری گشته بودم که قلبی جوان داشت با اشکهایی داغ و تازه که از قله های صورتم سقوط می کرد حالا نگاه کن! قدیسه ی قشنگ! این قرن از غم توست که پژمرده در خاطر خویش از خواب بیدارم مکن! میخواهم همچنان خفته باشم.... خفته در خوابهایی که هرکسم دید باور نکرد خفته در خیالهای تو که سرگشته در گناه خویشم خفته در خلسه ی این خیابان خیس که عابری بی چتر زیر باران می رفت با انگشتانی حلقه میان انگشتان عشقش که دیدن او همواره در من طراوت دیگری ست.... #دکترسعیدآژده 🎀 @ghamkadehminaa2🎀

  • без подписи

  • خبرگزاری ایسنا: 🔻یک فعال فرهنگی: حمایت از نخبگان خوزستان کم‌رنگ شده و باید احیا شود 🔘دکتر سعید آژده: کاهش حمایت‌های ساختاری از نخبگان استان، اظهار کرد: در گذشته ساز و کار نخبگان خوزستان نقش بسیار مهمی در تقویت استعدادهای جوان داشت اما امروز این نقش کم‌رنگ شده است. ⭕متن کامل را در خبرگزاری ایسنا با لینک زیر دنبال کنید isna.ir/xdVyRv

  • 🔻صفه سر مسجد ▪️برای نورالله وقتی که در ساز می دمد بر صفه های سرمسجد این صدای نای کیست نورالله؟! که بر گوش های تاریخ آوای محزونی دارد.... در میعادگاه این ماه ؛ مسجدسلیمان ِ ماست ایستاده بر ایستگاه ِ آواها با نوای کوه های در کرنای زاگرس که شاد از شیون ِ این شاهین است بر صفه های سر مسجد این صدای نای کیست نورالله؟! که بهار بختیاری را در بُنگ تو سبزتر میکند... اینجا در میعادگاه مسجدسلیمان با آواها اصالتِ ما، با موسیقیِ ماه با ایلی که با تمام شادی ، غمگین است در صفه های سر مسجد باز هم تو بخوان نورالله پرنده ی آوازخوان در نفس های تو عشق به رنگ ایلیاتی ِ من است..... #سعید_آژده ۱۷ اردی بهشت۱۴۰۵

  • در دشت های لالی پرنده ای که منم پرواز میکنم بر" آب های سور" آرام از التهاب خویش میگذرم ابرهایی که می روند و می گریند تردید میکنم من تردید که در تنگ شاه پرنده ای که منم زخمی است ایلی که می آید ایلی که می رود با نشان اساطیری و ستارگانی بر دوش از فراز قله های مه گرفته لالی این منم که مبهوت از تکلم ماه تمام شب را به کوچ صبح میدهم. #سعید_آژده ۱۴ اردی بهشت۱۴۰۵ اهواز زیتون کارمندی

  • без подписи

  • 🌐در حملات وحشیانه اسراییل به سعادت آباد تهران کودکی معصومانه به ساختمان روبرو پرتاب شده بود..... در تجسم چشمان تو بودم در تبسم لبهایت ناگهان جنگ شد و من معشوق خویش را در سعادت آباد کودکی شهید دیدم که بسمت جاودانگی پرتاب شده بود بسمت رویاهای تاریکی از بمب و آوار من اکنون کیستم من؟! که اینگونه با ملائکه از مرگ می گذرم... از تاریخ تبآلود یک وطن که عاشقانه ایستاده است..... از خورشید صبح که طلوعش بنام ایران است. 🔷️سعید آژده ۲۸ اردی بهشت۱۴۰۵ اهواز

  • 🌐در حملات وحشیانه اسراییل به سعادت آباد تهران کودکی معصومانه به ساختمان روبرو پرتاب شده بود..... در تجسم چشمان تو بودم در تبسم لبهایت ناگهان جنگ شد و من معشوق خویش را در سعادت آباد کودکی شهید دیدم که بسمت جاودانگی پرتاب شده بود بسمت رویاهای تاریکی از بمب و آوار من اکنون کیستم من؟! که اینگونه با ملائکه از مرگ می گذرم... از تاریخ تبآلود یک وطن که عاشقانه ایستاده است..... از خورشید صبح که طلوعش بنام ایران است. 🔷️سعید آژده ۲۸ اردی بهشت۱۴۰۵ اهواز

  • 🔸مداد سفید لای جعبه مدادرنگیها.... 🔻به یارمحمد اسدپور که سرود: (( اما تو ای کودک! مداد سپیدت چه نقشی دارد/ جز سپیدی که بر سپیدی کشیده میشود/ بی نقش و گیاه......)) 🌫تازه ترین سروده سعید آژده اینروزها حتی خودم را از یاد برده ام خودم را از دست داده ام چشمانم را برای همین به شب که می‌نگرم تاریک میگریم سیاهی که در سیاهی بخود مینگرد این بخت تیره کدام ماست که گریبان مرا گرفته؟! سفیدی که روی سفیدی کشیده میشود مداد سفید من است در جعبه مدادرنگی ام که طرحی جز بیرنگی ندارد این تشنگی که گلویم را سخت فشرده و رهایم نمی‌کند تقدیر ِ تیره ی کدام تب من بوده که از حنجره ام پایین نمی خزد این تردید که پشت تشنگی امانم را بریده این تشنگی که از تردید تُرد چشمان تو خرابم کرده اکنون تب پشت تب تمام مرا در خود فشرده که چنین خشکیده ام برای تو کجایی سیاهی که بر سیاهی می افتد آیا سهمی از سوختن این سعید بود که نام من است؟! پس این که متضاد معنای من است که سعد تنها ستاره ای است که از دور مرا مینگرد و میگرید..... سفیدی که بر سفیدی کشیده میشود گوشه ای از قلب دردمند من است که بی گلایه و گناه همین گوشه گاهی مانده است حالا... مثل همین مداد سفید اين زندگي که منم لای مدادهای رنگی که طرح روزهای مرا هیچ وقت زیبا  مطرح نکرد گناه ِ نکرده کدام گمگشته ی شبم که گشت های مرا دید و باور نکرد .... این اشک که لحن چشم مرا میداند و نگفت آشوب‌ها همه از عشق بود و عشق که آتشم را   شعله تر آرامم نکرد هرگز آشفتگی چشمان تو! ❇️ #سعید_آژده سی ام شهریور ۱۴۰۴ تابستانی که دارد به پایان می‌رساند در اولین قطرات باران اهواز

  • از پشت عینک‌ها جهان شکل اندوه توست که به گریه می آیی ...آی! شکل تنفس ماهی دودی وقتی که تُنگ شکسته باشد... ما همه عینکهای اندوه بچشم زده ایم برای همین دود شده ایم در روزهایی که گریه دلیل دلهایمان بود سعید آژده ۱۹مرداد۱۴۰۴ اهواز زیتون کارمندی

  • ⬜️شعری از #سعید_آژده 🔷️موشکهای "تام هاک" روی تابوت "یکصدوهشتم" ❇️برای کودکی که رفت و عروسکش ماند موشک ها یکی یکی کنارم می افتند می ترکند... من سرم را می فشرم کودکان می ترسند گنجشکها فرار میکنند پیرمردی دستش را به کمر می گیرد زنی آبستن از ترس بچه اش سقط میشود ما میان بمب ها ، باران را نمی بینیم و کوه های سفید تیره میشوند اینجا کودکان میناب ، مرگ را پرواز میکنند با قامت های کوچک خونین با عروسکی میان آوارها با گُلی لای گیسویی که در سنگها گیر کرده است... نگاه کن! نبضم نمی زند.... و کلمه روی کاغذ خونین است و وطن دوباره درد می کشد اینجا من مانده ام و جهانی که خاموش است نه صدای باران را می شنوم نه آواز گنجشکان را تنها تابوت پشت تابوت از کودکانی که به مدرسه رفتند و هرگز باز نگشتند.....

  • 🔸مداد سفید لای جعبه مدادرنگیها.... 🔻به یارمحمد اسدپور که سرود: (( اما تو ای کودک! مداد سپیدت چه نقشی دارد/ جز سپیدی که بر سپیدی کشیده میشود/ بی نقش و گیاه......)) 🌫تازه ترین سروده سعید آژده اینروزها حتی خودم را از یاد برده ام خودم را از دست داده ام چشمانم را برای همین به شب که می‌نگرم تاریک میگریم سیاهی که در سیاهی بخود مینگرد این بخت تیره کدام ماست که گریبان مرا گرفته؟! سفیدی که روی سفیدی کشیده میشود مداد سفید من است در جعبه مدادرنگی ام که طرحی جز بیرنگی ندارد این تشنگی که گلویم را سخت فشرده و رهایم نمی‌کند تقدیر ِ تیره ی کدام تب من بوده که از حنجره ام پایین نمی خزد این تردید که پشت تشنگی امانم را بریده این تشنگی که از تردید تُرد چشمان تو خرابم کرده اکنون تب پشت تب تمام مرا در خود فشرده که چنین خشکیده ام برای تو کجایی سیاهی که بر سیاهی می افتد آیا سهمی از سوختن این سعید بود که نام من است؟! پس این که متضاد معنای من است که سعد تنها ستاره ای است که از دور مرا مینگرد و میگرید..... سفیدی که بر سفیدی کشیده میشود گوشه ای از قلب دردمند من است که بی گلایه و گناه همین گوشه گاهی مانده است حالا... مثل همین مداد سفید اين زندگي که منم لای مدادهای رنگی که طرح روزهای مرا هیچ وقت زیبا  مطرح نکرد گناه ِ نکرده کدام گمگشته ی شبم که گشت های مرا دید و باور نکرد .... این اشک که لحن چشم مرا میداند و نگفت آشوب‌ها همه از عشق بود و عشق که آتشم را   شعله تر آرامم نکرد هرگز آشفتگی چشمان تو! ❇️ #سعید_آژده سی ام شهریور ۱۴۰۴ تابستانی که دارد به پایان می‌رساند در اولین قطرات باران اهواز

  • ⚫️ خداحافظ ای خسته از شب های بی تلالویی خاموش نخواهی ماند تو هرگز ......... ♦️به : حبیب :خنیاگر خاطره های خوب فروردین هفده سالگی ام.... ➖➖➖ خداحافظ خنیاگر خاطره ها !من مثل همه نوجوانان دهه شصت یک طرف گوشمان صدای خمپاره و موشک بود و یک سوی دیگر پنهانی صدای تو را در خفقان شنیدن..... "هنوزم تموم قصه هات جوونه" پس بخوان دوباره خنیاگر خسته! خنیاگر خاطره ها...... صدای تو غم و بغض عجیبی را در خود پنهان داشت که وقتی تو را می شنیدیم بی امان اشک ،میهمان ناخواسته پلک هامان بود اکنون خسته تر از همیشه زود احساس پیری می کنم..... حس می کنم دارم به پایان خودم نزدیک می شوم برای همین دستانم اینروزها شتاب عجیبی برای نوشتن گرفته اند..../اما هرگز متصور نبودم که روزی بخواهم مرثیه خوان خنیاگری شوم که حالا حالاها وقت خاموشی اش نبود..... ▪️آه...! چگونه بگویم که روزهای آغاز نوجوانی بودم و میلادم در فروردین هفده سالگی ام ،همیشه برایم بهترین طعم از بهاران عمرم را داشته است چرا که انگار آن سال ها تمام دنیا از آن من بود....سبکبال بودم و نفس هام شتاب پر تپشی داشتند و نبض هام مثل قلب گنجشکان برای عشق می زد..... ▪️بعدها دختری که دوستش می داشتم را به خدا قسم دادم که جز من شب ها به هیچ چشمی نیاندیشد....! و او از من پرسید شب ها چه گوش می دهی ....و من هم با سری پایین از شرم /حیا در حضور عشق /اجازه ام نمی داد که چیزی بگویم و او بی درنگ یک کاست از آلبوم حبیب هدیه داد تا حبیب هر شب صدایش کنارم موسیقی عشق و عصیان باشد...... ▪️و در تمام آن سال های نوجوانی این صدای حبیب بود که بخشی از اصلی ترین خاطرات عاشقانه های مرا تشکیل داده بود و ای بسا الهام بخش اشعار زیادی در من شده بود....... سال ها قبل آن دخترک را در سانحه ای عجیب در جنگلی زمستانه و شبی که برف سنگینی می بارید معصومانه از دست دادم و اکنون این خبر خاموشی خنیاگر خوب خاطره های نوجوانی ام شب 22خرداد مرا غمگین تر از تمام سال ها کرد است......حالا بخواب.....نوبت من است تا برای تو کمی ترانه بخوانم.......بخواب....! بخواب ....! ▪️خنیاگر خاطره های نوجوانی من .....!تو بخشی از بهترین و ناب ترین خاطره های هنر صدا و موسیقی ایران منی..... ▪️صدای تو هرگز خاموش نخواهد ماند چرا که تنها صداست که می ماند و خاطره های خوب نوجوانی ما از خنیای تو : 🔻ای خسته از شب های بی تلالویی تو خاموش نخواهی ماند هرگز! 🖋 سعید آژده ساعت 50 دقیقه بامداد شنبه 22خرداد95

  • انکه به سایه می رود از آفتاب می ترسد به کجا بگریزم من که خود آفتابی در سایه توام.. #دکتر_سعیدآژده 🎀 @ghamkadehminaa2 🎀

  • 🟡برنامه شوگار با حضور #دکتر_سعید_آژده مجری : استاد وصی الله عبداللهی #آرشیو #نخبگان

  • نگاهت ڪه مے ڪنم پلک مے گشایے به دیدنم اے همه ے فصل هاے خدا و خلق چگونه صدا ڪنم این عشق را؟ تا بداند ڪه من دیوانه ے نگاه  اوم.. #دڪتر_سعید_آژده

  • آه ای عشق.... کدام دقیقه زودتر از من زیر پل عاشق شده ای که من پرنده به پرنده این قلب را رو به چشمانت برای گفتن دوستت دارم پرانده ام.... #دکتر__سعید_آژده 🎀 @ghamkadehminaa2 🎀

  • 🛑آقای ‌#دکتر_مقداد_محمودی ‌#مدیر_عامل_توسعه_نیشکر_خوزستان آیا وقت آن نرسیده در روابط عمومی تغییر و تحول صورت گیرد/لزوم ارائه لیست افرادی که سمت هایی چون مشاوره یا عناوین دیگر دارند و ماهانه صدها میلیون اعتبار از این شرکت به جیب این افراد هدر میرود که سهم کارگران شریف نیشکر است https://x.com/saeedazhdeh/status/2015957536139002251?t=eKxeJ4EAouoI_M9xvf8Iwg&s=19

  • جناب ‌#دکتر_نجار_مدیرعامل_بانک_ملی از تعهدت به فوتبال مطلعیم اما مسئول این سومدیریت سالهای اخیر در استقلال خوزستان بر عهده چه کسی است؟! مسئول پرونده ‌#بوژویچ و ‌#بیفوما و قراردادهای ننگین با تعدادی بازیکن تا:از دست دادن ‌#حجت_احمدی گلزن این تیم در نیم فصل بعهده کیست؟ ‌@ab_najarzadeh https://x.com/saeedazhdeh/status/2015957536139002251?t=eKxeJ4EAouoI_M9xvf8Iwg&s=19