Nirvana
Статистика_ دانشجوی ارشد روانشناسی بالینی کودک و نوجوان _مربی آکادمی کوچینگ _مشاور تحصیلی _ آزمونگر "پرواز رو یاد بگیر، اونجایی که خودِ واقعیت بال میزنه" _نیروانا 🦋🪷 شنونده هستم : 🥢 https://t.me/Harfmanrobot?start=511112184
- Последний пост
- 26 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 33
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Дети
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 17
- 1/48двое суток
- 19
- 1/72трое суток
- 21
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سلام این روزا شاید از همیشه درگیرتر باشم و شاید درگیرتر هم بشم؟ نمیدونم شماها الان توی چه مقطعی از زندگی تون هستید ولی من امروز فهمیدم رابطه کاری سمی، حتی از رابطه عاطفی و دوستانه سمی مخرب تر هست چرا؟! چون توی این وضعیت اقتصادی ما نسلی هستیم حتی تصور فردا داشتن تبدیل شده به شوخی حتی برای امتحانات عادی مدرسه/دانشگاه هم نمیشه برنامه ریزی کرد چه برسه آینده خیلی دارم واقع بینانه باهاتون حرف میزنم نه ناامید کننده نه زرد انگیزشی که یالا تو یک حرکتی بزن گاهی فقط زنده بودن، خودش دستاورد محسوب میشه توی تمام این آشوب ها وقتی به یک موقعیت کاری برخورد میکنیم امکان داره از ترس آینده تن به هر سو استفاده ای بدیم این سو استفاده فقط جنسی نیست کارفرمایی که خارج از تایم کاری انتظار فعالیت داره سواستفاده گر هست استادی که کارهای تورو به اسم خودش ثبت میکنه سواستفاده گر هست رئیسی که به بهونه رزومه میشه برات کار چند نفر رو از تو طلب میکنه و حقوق یک نفر رو بهت میده سواستفاده گر هست میگن نسل Z یا همون هشتاد خودمون تنبل هستن اهل کار نیستن پررو هستن اما ما تنبل بودیم؟ ما فقط نخواستیم عزت نفس مون تخریب بشه سن کمی دارم؟ سابقه ندارم؟ ولی من کلی آموزش دیدم کلی تمرین کردم منت گذاشتن، سرکوفت زدن، ایجاد رقابت ناسالم، انتظارات غیر انسانی، این ها برای من قابل پذیرش نیست نمیدونم اون بیرون تو دنیای شلوغ آدم بزرگ ها کسی هست که منصفانه باهات رفتار کنه؟ ولی اگه نبود، میخوام من اون آدم منصف باشم مامان من شاید مامان خوبی نبود ولی مدیر عالی هست الگوی زندگی شغلی من مامانمه
هیچکس توی سوشال مدیا نمیاد بگه امروز بیدار شدم صورتمو شستم و صبحانه هم نخوردم و تا ظهر اسکرول کردم و حتی این لش کردن بیهوده هم خوب بود، حوصله ناهار درست کردن نداشتم و املت خوردم و این ناهار سرسری هم خوب بود چرا؟
تا اینجایی که من درس خوندم، روانشناسی اسمش (فقط اسمش) شناخته شده میشه که توانایی بالایی در بیان اراجیف با اعتماد به نفس بالا داشته باشه انگار همینکه یک نفر سریع عین پزشک ها چوب بذاره دهنت بگه گلوت چرک کرده آموکسی سیلین مینویسم برات هر هشت ساعت بخور برای درمان روان کافیه و اتفاقا جالبه که مخاطب های میلیونی✌️🏻دارن همایش و کارگاه و سمینار هاشون ظرفیت تکمیل میشه (جدی میگم) توی پیج هاشون هایلایت رضایت مراجعین و محبت مراجعین عزیز دارن و عضو انجمن APA آمریکا هستن (مدیون هستید اگر فکر کنید برای عضویت فقط پرداخت پول کافیه) با سلایق شخصی خودشون شوعاف میکنن از خوردن نوشیدنی های لاکچری گرفته تا مسافرت های پشت سر هم وارد کلینیک/مطب شون که میشی اینقدر خرت و پرت زدن به در و دیوار که ذهنت گم میشه به حرف هاشون که گوش میدی با تعصب درمورد یک مسئله حرف میزنن و فکر میکنن چون این همه آدم زندگیشون وابسته به جلسات مشاوره ایشون هست یعنی آسمون باز شده و فقط این آدم رسالت نجات بشریت از جهل رو بر عهده گرفته خلاصه که دلم پره این روزا هرچی بیشتر روانشناس میبینم باید با تاسف بیان کنم بله این فردی که میشناسید علی رغم دکتر روانشناس بودنش ، بیشتر شبیه اسکیزوفرن های متواری از بیمارستان با توهم درمانگر بودن هست
اپیزود چهارم پادکست «نبض روان» منتشر شد 💯 «زنده باش» فصل اول: اتاقهای پنهان روان وقتی ابتهاج میپرسد «چه فکر میکنی... که بادبانِ شکسته، زورقِ به گل نشستهایست زندگی؟»، در دلِ شعرش یک پاسخ قاطع میگذارد: «نه». توی این اپیزود، از سهگانهٔ شناختی افسردگی گذشتیم و رسیدیم به پنجرهای کوچک برای اتاقی که مدتها تاریک بوده. جایی که کمک خواستن، نه نشان ضعف، که نشانهٔ امید است. 🧠 در روانشناسی شناختی، آرون بک از مفهومی سخن میگوید که آن را «سهگانهٔ شناختی افسردگی» مینامد: خودمان را ناکافی میبینیم، دنیا را بیرحم، و آینده را بسته و تاریک. 👤✍️ ناظر علمی و مدیر مجله: سرکار خانم دکتر رویا فلاحیان (مدیر گروه رشته روانشناسی) 🎧 همین حالا بشنوید در: 🎓 | اطلاعرسانی دانشکده روانشناسی 🔗 | @Counseling_psychology 🆔 @iaukhshb8
🎧 انگار یکی پیچ صدای زندگی رو کم کرده باشه در چهارمین اپیزود از «مجله صوتی نبض روان»، دیگر از تعریفِ کتابیِ افسردگی نمیگوییم این بار، با صدای هوشنگ ابتهاج و روایت کوشا حسنپور و زهرا آصالح، به سراغ غمی میرویم که همیشه با اشک و سکوت نمیآید؛ گاهی فقط رنگِ دنیا را کمرنگ میکند 🧠 در این اپیزود میشنوید: ⭕️ چرا افسردگی همیشه غم نیست؛ گاهی خاموش شدنِ آرامِ لذت است ⭕️ سهگانه شناختی افسردگی: وقتی خودمان را ناکافی، دنیا را بیرحم، و آینده را بسته میبینیم ⭕️ یک «نه»ی کوچک، چطور میتواند مهمترین واژهٔ شعر ابتهاج باشد ⭕️ کمک خواستن، شجاعانهترین جملهایست که یک انسان میتواند به زبان بیاورد 👤✍️ ناظر علمی و مدیر مجله: سرکار خانم دکتر رویا فلاحیان (مدیر گروه رشته روانشناسی) 🎙 گویندگی و تنظیم: کوشا حسنپور | زهرا آصالح 🎭 صداپیشه مهمان (آرشیو): زندهیاد هوشنگ ابتهاج 🎨 کاور آرت: نرگس حمزه 🎧 همین حالا بشنوید: 🎓 | اطلاعرسانی دانشکده روانشناسی 🔗 | @Counseling_psychology «به سانِ رود که در نشیبِ درّه سر به سنگ میزند، رونده باش✨️» 🆔 @iaukhshb8
🎨 کاور آرت: نرگس حمزه
امروز استاد روانکاوی مون خط بطلان کشید روی تمام چیزایی که چهار سال خوندیم😂💔 کل فلسفه تشخیص گذاری رو رد کرد اصلا ما نباید تشخیص گذاری کنیم
چقدر احساس تنها بودن بهم دست میده وقتی توی یک مکان عمومی مجبورم یک تایمی رو بگذرونم جدی هیچ دوست و آشنایی ندارم👩🏻🦯 عاقبت همیشه درس خوندن :
без подписи
без подписи
без подписи
سنگین بودن کارگاه روانکاوی>>>>>>>>
حقیقتا من دیگه نمیتونم😭 دلم برای حوصله سر رفتن تنگ شده
ساعت ۲۳:۲۸ شب ، یک سوال چالشی ذهنم رو خیلی درگیر کرده فکر کنید شما یک هدف و آرزو برای خودتون دارید (عشق _ شغل _ تحصیل _ زندگی و هرچی) بابتش خیلی هم زحمت میکشید! اما به هر دلیلی نمیشه چون خدا یه برنامه بزرگتر براتون داره اگر اون برنامه بزرگتر خدا باعث درد و رنج شما بشه، آیا حاضرید از خواسته خودتون دست بکشید؟ ممکنه زمانی صد پله موفق تر بشید اما مسیر شما را دلزده کنه یا خواسته کوچیکتر خودتون رو که بیشتر دوستش دارید میخوایید؟
راستی، اینطوری از روزمرگی هام بنویسم؟
یکم بهم ریختم و یکم زیادی حالم بده تخریب شدم چون پاسخ تخریب کردنش رو دادم نمیدونم کار درستی بود با کسی که بهم پیشنهاد کار داده بود اینقدر تند حرف زدم؟ راستش فقط میخواستم محکم بایستم و اجازه ندم به من، مادرم و کادر آموزشگاه توهین بشه
آدم ها اینطورین که : نهههه من اصلا هدفم کسب درآمد به هر ترفندی نیست و دقیقا همون آدم ها: کسب درآمد به هر ترفندی
یادم بمونه وقتی یک بزرگسال شدم تا نخواستن هیچکس رو توصیه نکنم به هیچکس باید نباید نکنم هرکسی درست یا غلط تصمیم خودش رو میگیره چرا اصرار دارید مسیر شما مسیر درسته؟
حالا کی میتونه به خانواده توضیح بده چرا موقعیت شغلی خوب رو میخوام رد کنم؟😊 فقط چون آقایی بود که خیلی تحقیر آمیز نگاه میکرد و من نتونستم تحمل کنم راستش من به شدت منزجر میشم از آدمایی که سنشون بالاست و فکر میکنن اونقدری کوچیک هستی که باااید نصیحتت کنن و بیشتر منزجر میشم از اینکه اون آدم روانشناس باشه
یه زمانی اینقدر مستاصل بودم که فقط میخواستم کار پیدا کنم ولی امروز راحت بودن خودم با کسی که باهاش کار میکنم خیلی مهم تره شاید این توی جامعه ما با صد درصد تورم شدنی نباشه ولی حداقل برای امروز من نمیتونم با کسی که اینقدر حس بد بهم میده کار کنم