چیزای مفید
Статистикаهرروز یه بیلبیلکی،چیزی،باهم یاد میگیریم!✨ ✉️📬صندوق نامه: t.me/HidenChat_Bot?start=692701724
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 3 514
- 1/48двое суток
- 4 027
- 1/72трое суток
- 4 343
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
یه قانون یادت بدم که همیشه یادت بمونه؟ ✨اسمش قانون فالکلنده! ✨(Falkland's law) خیلی هم ساده و کوتاهه! میگه هروقت که مجبور نبودی تصمیم بگیری، تصمیمی نگیر! شاید الانه خوب نگیری چی میگم! اما خیلی وقتا تو زندگی هست که یکی مارو تو یه موقعیت فوری میذاره که سریع یه تصمیمی بگیریم! در صورتی که وقتی میای عقب نگاه میکنی اصلا نیاز نیست اون لحظه! مثلا خیلی از فروشندهها اینکارو میکنن یا بلاگرا! تو یه موقعیتی قرارت میدن میبینی داری بین چندتا چیز انتخاب میکنی، در صورتی که اصلا کل اون خرید و قضیه ضروری نیست! کافیه یه هفته صبر کنی و ولش کنی! پارتنرت خیلی ممکنه تو موقعیتای اینجوری قرارت بده! کارفرمات سرکار و هرکسی که میخواد تورو تو حالتی بذاره که فککنی سریع باید یه کاری کنی، در صورتی که هیچ ضرب الاجلی نیست! و نوروساینس ثابت کرده که اگه تو موقعیتای غیرضروری تصمیمای کمتری بگیری،توان واقعی مغزت حفظ میشه و خرج نمیشه و تو موقعیتهای واقعا مهم و ضروری تصمیم بهتری میگیری! یادت میمونه؟❤️✨
نمیدونم چجوری اینو توضیح بدم بهت که برسونم حرفمو:)) قشر الیت انقدر هویت و اون هسته درونی شخصیتشون از بچگی قویه و دنبال اثبات خودشون نیستن که اصلا اهمیتی نداره درباره اینجور مسائل که دیگران چجوری قضاوتشون میکنن و با اعتماد به نفس صلاح و راحتی خودشون رو الویت قرار میدن. و بسیاااار جالبه که چون اعتماد به اون هسته درونی خودشون دارن، دیگران هم احترام بیشتری همیشه بهشون میدن، دیدین؟✨ گفتم که اگر بچهای نزدیکتون هست حتما و حتما این مدلی بزرگشون کنین! حس ارزشمندی به شخصیتشون از درون تغذیه شه! نه از عاملهای گذرای بیرونی! خیلی مهمه❤️
حالا که چی؟ هیچی واقعا:) ولی من چون از اوناییم که خیلیییی فک میکنم و تجریه تحلیل میکنم رفتار آدما رو خیلی چیزای مشترکی بین این قشر میبینم که بقیه جامعه دقیقا برخلافش رفتار میکنن، یکیش مثلا که همین امروزم پیش اومد ، اینکه:«این آدمها راحتی خودشون رو الویت قرار میدن» اصلاا فرقی نمیکنه چی باشه! لباس پوشیدن، قسطی خریدن یه چیزی یا هرکاری نگاه میکنن برای خودشون چه حالتی بهتره؟ اون کارو میکنن. یک عزیزی هست ایشون بسیاااااااار ثروتمندن، خودشون به تنهایی کارخونه برق دارن!(میدونستید برق کارخونه داره جدی؟:|من اوایل فکر میکردم پولشویی میکنن چرت میکه بنده خدا😂) این بجز اموال خونوادگیشونهها! بعد برای یه پروژهای که اصلاااا مبلغش قابل توجه نبود۴ تا چک داد! نه از روی خساستها! از روی حسابگری و اینکه اینجوری براش راحته و فردا اگر دوباره جنگ شد فشار بهش نمیاد و استرس اضافهتر نکشه! درصورتی که تو یه موقعیت مشابهی یه عزیزی که من میدونم اصلا شرایطش قابل مقایسه با ایشون نیست، فقط واسه اینکه اون آقای متصدی نگه با خودش که وا این چیه که قسطیش میخوای کنی، پول قرض کرد که یکجا بده! فقط بخاطر حرف و نگاهِ احتمالیِ اون کارمنده!
حالا تو ایران ما یک قشر اصطلاحا «الیت» داریم، شاید به اندازه خاندانهای اروپای غربی طولانی نباشه چرخه ثروت توشون، اما به اندازه چند دهه لااقل خانواده سطح بالایی داشتن. و این سطح بالا فقط پول نیست! بخاطر این اقتصاد بیمار، خیلیها الان مثلا ملکشون ناگهانی رشد کرد و به پول زیادی هم ممکنه رسیده باشن، اما هرکز تو این طبقه الیت نه جا دارن نه باهاشون معاشرت میکنن این افراد. قشر الیت منظور اصالت! و سطح بالایی از کیفیت زندگیه! و این فقط پول نیست! این آدما بسیار زیاد اهل فرهنگ و هنرن! بسیار میفهمنش و براش ارزش قائلن و پول خرج میکنن! بشدت کیفیت زندگی بالایی دارن! اصلا برای نمایش به شما زندگی نمیکنن و عمده پولشون برای رفاهشون و جایی خرج میشه که شما نمیبینید! کسب و کار و محافل خاص خودشون و معاشرتهای خودشون رو دارن و بین بقیه خانوادههای هم سطح خودشون هم نفوذ و رفت و آمد دارن، یه نوعی از سبک زندگی رو دارن که درواقع فقط با پول به دست نمیاد❤️
کارام تموم شد و یک ساعت وقت دارم تا باشگاه که انتخابم ول کردن خودم رو تخت، یه موهیتو و تعریف کردن یه چیزی برای توعه که چندین سال پیش تو کارم فهمیدم! موقع ارشد که کار جدیدم تو زندگیم شروع شد، سر و کار من بیشتر از هر وقت دیگهای با قشر الیت بود، از اصطلاح old money استفاده نمیکنم چون غلطه! ما تو ایران هیچ اولدمانیای نداریم! حتی یک نفر. اینو همیشه یادتون بمونه، بسیار خنده داره وقتی از این لفظ استفاده میکنیم! دلیلش هم واضحه، بارها تغییر حکومت طی هر چند دهه و به زیر کشیده شدن و یا مهاجرت اجباری و مصادره اموال خانوادههای متمول هردوره دلیلی هست که توی ایران و در هر کشوری که شرایط این چنینی داشته، ما اصطلاح اولدمانی رو کلا نداریم❤️ ایران برخلاف مثلاً بریتانیا، فرانسه یا بعضی خاندانهای اروپایی،هرگزز چند قرن ثبات نهادی برای تداوم یک طبقه اشرافی مدرن نداشته! و تعریف اولدمانی یعنی فرهنگ، ثروت و نفوذ سیاسی و جایگاه اجتماعی خانوادگی بصورت چندین و چندد نسل! تو اروپای غربی میبینید که مثلا یکی باهاتون صحبت که میکنه میگه از قرن ۱۸ این ملک خونوادگی ماست! این اوکی؟:)
از هر طرف نگاه میکنم این داستان یک پوینت جدید بهم میده،زندگیم فستیواله :)) نکته دیگه این داستان آشنایی با یک ضربالمثل ایرانیه که همیشه یادتون بمونه: «نون و پنیر با دل دردش،هم قیمت چلوکباب درمیاد!» یعنی چی؟ من یک خیاط بسیار کار درستی میشناختم ولی چون راهش دور بود گفتم چه کاریه،برم یه جای نزدیک در وقت صرفه جویی کنم! نتیجهی کار رو ملاحظه میفرمایید:)) ۴ بار رفتم اومدم اینجا بازم الان رفتم پیش همون خیاط خودم فردام دوباره باید برم. صرفه جویی که نشد هیچ تا فت باشمااخ رفت تو پاچهام. قصهی ما مَثَل شد-اپیزود دو😂
تو سال ۱۹۹۹ دوتا دوست به اسم دیوید دانینگ و جاستین کروگر یه چیزی فهمیدن! «این که هرچقدر یکی گوسالهتر و خرتره! اتفاقا بیشتر ادعاش میشه» مطمئن نیستم حالا با همین ادبیات! احتمالا کینهام از خیاط داره تاثیر خودشو میذاره ولی خب:)) بعد جدی جدی رفتن آزمایش و تحقیق و اینا، دیدن که آرره هرچی توی یه موضوع کمتر بلد باشی، احتمال اینکه فکر کنی خیلی بلدی بیشتره! و همیشه این آدما اعتماد به نفس بیشتری دارن و مدعیترن! و اتفاقا اون کسایی که واقعا مهارت دارن و سطح خوبی دارن، احساس میکنن کافی نیست و خوب نیستن و همش خودشون رو کمتر از چیزی که هستن تصور میکنن! واسه همین هم تو سال ۲۰۰۰ نوبل ig گرفتن و اسم این پدیده شد دانینگ کروگر 🫱🏻🫲🏽
مثل سگ پاسوخته تا نیم ساعت پیش کار کردم و گفتم برم لباس مزون دوز و حساسی{چصی داشت این کلمات حس میکنم ولی میخوام بگم لباسه مهم بود یعنی:)} که دادم یه خیاط بسیااار با اعتماد به نفس و مسلط!! تنگ کنه، تحویل بگیرم بیام خونه، اومدم پوشیدم با این پدیده مواجه شدم و از شدت عصبی شدن سیاتیکام گرفت! عااادیه؟؟؟دامن پرنسسی رو به این تبدیل کردهها گایز :))) در همین حین یاد یک درس علمی افتادم که براتون بازگو کنم!
ما دیروز یک کت و شلوار از هاکوپیان خریدیم، توی دفترچهاش نوشته: «چون الیاف کار طبیعی و باارزشه، اگر دو روز پشت سر هم کت رو پوشیدین،حتمااا روز سوم باید استراحت بدین بهش و اجازه بدین بدین لباس ریکاوری شه!» خداشاهده پنج دیقه با دهن باز زل زده بودم به این خط که به کت استراحت بده:)) واقعا ما یعنی از یه کت کمتر لوکسیم؟:)) استراحت بده داداش، بدون عذاب وجدان:)
🤌🏻میخوام اینو بهت بگم، منابع زیاد شده و هرکی تریبون داره که یه چیزی به ما بگه و توصیهای کنه و... اما یادت نره هیچکس بهتر از تو خودتو بلد نیس! به صدای بدن باید گوش بدی! همونجوری که وقتی تنبلی میکنه متوجه باشی و بزنی در باسنش! همونقدرم گوش بدی کجا واقعا حال نداره؟ خستهاس؟ میخواد یکم بشینه، گریه میخواد، هیچکاری نکردن میخواد و...
الانه یه چیزی به نظرم خیلی مهمه! اینکه انقدر ما از این حرفا میشنویم که«غلبه کن به خودت! پاشو تکون بخور،برو ورزش مثلا،شروع کنو فلان..» ممکنه دچار یه توهم بشیم که توی هر حالی بخوایم به بدن فشار بیاریم، چه تو کار،چه ورزش یا درس خوندن! من امروز خودم واسه ورزش تو این چالش داشتم میفتادم که واقعا تنبلی دارم میکنم؟ یا بدنم الان براش خوب نیست که امروز برم تمرین؟ نشستم چندتا رفرنس خوندم،دیدم پریود به تنهایی عامل ناتوانی نیست! اما توی سه روز اولش خیلییییا هستیم که عملا توان بدنیمون پایین میاد یا درد داریم و بهتره که اصلا ورزش سنگین نکنیم چون نه تنها فایدهای نداره بلکه بشدت میتونه به بدن آسیب بزنه این فشار! دست و پا شکسته با ai واسه توام خلاصه کردم چیزایی که خوندمو:
حالا تو مدیریت ما یه اصطلاحی داشتیم اسمش «Strategic Recovery Point» (نقطه بازیابی استراتژیک) بود. یعنی توی روزهایی که انرژی و حال خوب نداری، عمداً یه اتفاق کوچولو و لذتبخش تو برنامه میذاری که روزت رو از حالت نزولی خارج کنه. تو سازمان باید حواست باشه مثلا این مدلی برنامه بچینی واسه کارمندات، من تو روزای خودم خیلی استفاده میکنم همیشه، یه چیز کوچولویی میذارم اون وسط مثلا میگم امروز روز جالبی نبود اما ساعت ۷ نقطه بازیابی استراتژیکمه! که حس خوب بهم برگردونه، حالا یه کاری میذارم که یا خوش بگذره، یا حس مفید بودن بهم بده میدونی چی میگم؟ ولی خب پریود و هورمون قطعا زورش بیشتره از همه ماسماسکهای مدیریتی=)) شاید امشب انیمه دیدم یا یه مستند باحال✨ همین ازم برمیاد فعلا،توام ببین یا یه کاری بکن خلاصه❤️
شنبهها چرا اینجوریه؟ نمیدونم چطور توضیح بدم،اصن یه طوریمه! رو روال نیستم. انگار یه ماهی زلال پرستم تو شبنشینی خرچنگهای مردابی! که نمیدونم چگونه رقص کنم:| واسه توام همینه؟
همین الان که داشتم میگشتم یه مقاله خوندم از هاروارد بیزنس ریویو، جالب بود گفتم واست تعریف کنم! اومدن تحقیق کردن دیدن بیزنسها رو نظرات منفی خیلی حساسترن نسبت به نظرای مثبت و تا یه نظر منفی میبینن، جوابای طولانی براش تایپ میکنن و تلاش میکنن دل اون مشتریه رو به دست بیارن و...! در صورتی که اون بیزنسهایی که به نظرات مثبت بیشتر اهمیت میدادن خیلی خیلی رشد بیشتری کردن طبق آمار و نظرهای مثبت بیشتری گرفتن و حجم فروششون بالا رفته و پول بیشتری دراوردن! تو تحقیقشون، واسه هتلها اومده بودن حساب کرده بودن و به ازای هر ده درصد که این نسبت بالاتر میرفت، هتل به طور متوسط ماهی ۱۶۴ دلار بیشتر درآمد داشت. خیلی شبیه مغز ما بود:)) چون تکامل پیدا کرده که سیخ کنه رو چیزای منفی! در صورتی که واقعا کافیه! نمیگم ضعفاتو نبین و خودتو باد کن! ولی بهتره یکم سهم بیشتری بدیم به اینکه رو پوینتای خوبمون کار کنیم و اونارو بهتر کنیم و به اونا تکیه کنیم،رشد در این صورت واقعا بیشتره.. به آدمای دورت یه نگاه کن و ببین اینجوری نیست؟✨ #مقاله
کار ژاپنی امروزم بامزهاس:)) «مرطوب سازی پوست همانند یک آیین!» باید به پوستت برسی یه جوری که انگار وظیفهاته. در راستای این موضوع یک فکت بهت بدم: «۹۹ درصد روتینهای پوستی و چیزایی که میبینی میکنن تو مغزت ،۶۰۰۰ مدل کرم و سرم و قربیلک رو هم رو هم :)) اصلا نه نیازن نه ضرورت و نه حتی مفید! هر دوره یه سری چیز رو مارکتینگ شرکتها میندازن سر زبونا و یهو از زبون همهه بلاگرا اونو میشنوید! اوایل و قدیما گیر داده بودن به اسکراب!بعدا سراغ کرمهای شب و روز بعد رسیدیم به تونر و بعد کلاژن! الانم بحث «سد دفاعی» خیلی داغه و لق لقهی زبون همه بلاگرا،دقت کردی؟» نمیگم رسیدگی بده دمتون هم گرم اگه انجام میدین! اما نیاز واقعی پوست عادی و جوان،طبق تمام رفرنسهای روز پزشکی سه تا چیزه فقط: 🫧تمیز نگهش دار (یه شوینده خوب هرشب،اگه ارایش داشتی تونر هم بزن) 💦بی آب و خشک نذارش (یه مرطوب کننده و ابرسان) ☀️و از خورشید بپوشونش (و یه ضدافتاب و تمام.) همین و بس:)
دیدی جوری خجالت کشیدم رفتم دو روز نیومدم؟😂 ولی جدی خیلی دیتاکس دیجیتال کیف میده! فرقی هم نمیکنه اصن تو اون زمانی که سراغ گوشی نمیای چیکار میکنی! قرار نیست هسته اتم بشکافی! میتونی بشینی زل بزنی به بیلبیلک در کمد، ولی همون خیلی خیلی مغزتو آزاد میکنه! تو این تایم اینترنتو کامل قطع نمیکنم ولی روی گوشیم به ندرت استفاده میکنم، واسه پیاما از لپتاپ استفاده میکنم که به مراتب کارو سختتر میکنه و اسکرول کردن هم حذف میشه! واسه من خیلی خیلی لازمه،مغزم ریست میشه✨ اون ریحون ایتالیاییهایی هم بود که هفته پیش به جای اسکرول کردن کاشتیم یادته؟ دراومدن^-^
حقیقتا الان خیلی حس کرینجو چندشی دارم عین این عکس :))) در نهایت که بنده خاک پای تمام عزیزان استم! و جدی،همون ده سال پیش هم که اینستاگرام اومدم فقط بخاطر این بود که کلیشهها درباره رتبه کنکوری بودنو اینارو بریزم دور و بگم عین حرفای مشاورا و این صحبتا نیست.. و کل زندگی ترکیبی از انتخابهای درست، تلاش و موقعیت و البته که شانسه بخش زیادیش! و هیچ برتری عجیب و غریبی وجود نداره❤️✨ پایااان
دانجو چی هست؟ اگه اسمشو شنیدین کنار اسم من اینور اونور،یکی از استارتآپهامون که بچهها میشناسنش «دانجو» هست❤️ که نور امید و سحر همهامونه اینجا✨ و واسه بچههای خودمونه و عام المنفعهاس. یه آکادمی آنلاینه که هرکدوم از بچههای خودمون که چیزی بلد باشن یاد میدن و اونایی که نیاز دارن هم یاد میگیرن! با کمترین قیمت و کیفیت خداا :)خودمم وبینارای مختلف برگزار میکنم و چکیده دورههای گرون یا خارجی رو میگم❤️ هیچوقت هم قدرتی خداا ظرفیت نداریم در ثانیه پر میشه😂(اینجا یکم مارکتینگی کار کردم خدایی یعنی ما خوبیمو اینا گرفتی:)؟) اینجوری هم چیزای مفید یاد میگیریم، هم ایجاد اشتغال میشه،هم کلی ادم از جاهای حتی خیلی دوور اموزش با کیفیت میگیرن✨ دانجو هم کلی جایزه مختلف و تندیس و اینا داره که با اینکه خیلی دوس دارم بگم😂ولی نمیگم چون اصن نمیخوام تبلیغ چیزی باشه اینجا و فروش و اینا نیست هیچوقت✨ همین دیگه فک کنم همه چیو گفتم :))
استارتاپ نمنه؟ این وسط اها اینم جا انداختم، من تقریبا از ۱۸ سالگی وارد دنیای «استارت اپ» شدم، اونموقع یه ایده داشتیم واسه اجرا که با دوستم تیم شدیم و توی استارت اپ ویکند بردیم! همین باعث شد بریم پارک علم و فناوری و شروع کنیم کار کردن روی استارت اپای مختلف،این…
استارتاپ نمنه؟ این وسط اها اینم جا انداختم، من تقریبا از ۱۸ سالگی وارد دنیای «استارت اپ» شدم، اونموقع یه ایده داشتیم واسه اجرا که با دوستم تیم شدیم و توی استارت اپ ویکند بردیم! همین باعث شد بریم پارک علم و فناوری و شروع کنیم کار کردن روی استارت اپای مختلف،این اپیزود از زندگیم خودش خیلی داستاان داره که دوس داشتید بعدا میگم، نتیجتا بعد کلی شکست و پیروزی اومدیم سراغ شرکت دانش بنیان خودمون که زیرمجموعههای مختلف داره تو حوزه دانش بنیان،جوانترین عضو بنیاد زنان کارافرین شدم و جوایز مختلف بردیم به لطف خدا و توی بستر مجازی هم نیستیم اصلا از همون سال❤️ یه کار دیگهام اینه که نتیجهاش این شد که پیر این راه شدم و بعدها خودم چندتا استارت اپ مختلف راه انداختم، به بیزنسای مختلف مشاوره دادم و میدم اگه هر کمکی ازم بربیاد،داور رویدادهای مختلف بودم و توی دانشگاه تهران،علامه،شریف،صنعتی شیراز و... تدریس کردم همین رو و برای کسایی که ایده داشتن تیم تشکیل میدادم و به سرمایه گذارا معرفیشون میکردم و... این هم یه بعد کسب و کاری دیگه از زندگیمه که بچههای اینستا دیدن این سالا ولی شما ندونید شاید❤️