سلمان گودرزی
Статистикаتحلیلِ یونگیِ ساحتِ روانیِ جهان + بریدهکتابهایی از روانشناسی یونگ و تسهیل آن + برگزاری دورههای کتابخوانی @S_Goudarzi110
- Последний пост
- 6 июл.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اگه از زاویه عقاید شیعی به کرهشمالیها نگاه کنیم این حجم از سرسپردگی به یک انسان تنها و تنها لایق یک امام معصومه... نمیدونم چرا کرهشمالیها رهبرشونو در حد یک امام معصوم بالابردن و قبولش دارن... احتمالا ناخودآگاه دنبال کسی میگردن که ادای عقلکل دربیاره و زندگی یکیکشونو رهبری کنه و خیلی بهشون گیر و مسئولیت نده و یه کالابرگی چیزی بندازه جلوشون که دورهمی و بهدور از مسئولیتهای فردیِ زندگی و ایشالله و ماشاللهگویان همراه با آیینهای تحریفی و مندرآوردی خودشون بخورن و سیر بشن و خیالشون راحت باشه که اگه شام ندارن بخورن و زندگیشون در چشم رهبر و خودشون خیلی ارزش خاصی نداره (چون روح فردیشون مرده و اگر آیین جمعیشونو بگیری، پوچ و پودر میشن) بهجاش نهتنها تو قلدرها و خرابکارهای دنیا سری توی سرا دارن، بلکه میتونن هرچندهزار نفر که دلشون بخواد آدم بکشن و دزدی کنن چون قدرت دارن و تازه مفتخرن به این که تونستن با نصف بیشتر دنیا دشمن باشن... خدا نجاتشون بده چون اجازه دادن "رهبر" در ازای دو سکه پر سر و صدا ته کاسه گداییشون، روحشونو به شیطان بفروشه کاش حداقل انقدر عرضه داشتن تا خودشون با شیطان معامله کنن از صد فرسنگی شیطان و فرشتهها فرار میکنن، از هر چیز بزرگی میترسن، رهبر اینو میدونه و گهگاهی با بزرگی خودش حسابی میترسونتشون! چه هایوهوی بیهودهای
در حکومتهای تمامیتخواه، همهچیز به همهچیز مربوط میشه!
تا زمانی که ما با نوع عجیبی از خودشیفتگی و خودمقدسپنداری، خودمون رو امامحسین(ع) و در جایگاه اهل بیت تلقی میکنیم کاملا طبیعیه که آمریکاییها و اروپاییها رو در نقش یزید و شمر ببینیم و نگهداریم... و هرچقدر تلاش کنن که در بازی فرافکنی خیر و شر که ما راهش انداختیم، جایگاه همسانی با ما پیدا کنن فایده نداره، ما اجازه نخواهیم داد نقاب امامحسین از چهرهمون بیفته و آمریکا رو از جایگاه شیطان بزرگ خارج نمیکنیم. ما مردابی خودشیفته هستیم که فکر میکنیم دریاییم و بقیه دنیا جوبن🌊
این که رسانههای ما از آزادی بیان و حق انتقاد آمریکاییها از بالاترین مسئول کشورشون سوءاستفاده میکنن و اینو نشانه شکست اونا میدونن تهوعآوره، اونا حتی وقتی رئیس جمهور بهترین کار رو انجام بده باز یه عده منتقد دارن که باگها رو نشون بده مث ما مراد و مریدی نیستن که حاکمشون با چند واسطه، خود خدا باشه!! و عصمت امامو و حکمت الهی رو هم براش سند زده باشیم که دیگه کسی غلط کنه منتقد باشه 😂 وقتی نتونی منتقد باشی و اعتراضت هیچ نتیجه و تغییری به بار نیاره، میشی اغتشاشگر... مثل بچهای که وقتی توجه طبیعی والدین رو که حقشه به دست نیاره عقدهای میشه! اغتشاشات بیشتر نتیجه سیاستهای احمقانه خود ماست نه دشمنی غربیها، ما یه ملت و تمدن معمولی هستیم مثل بقیه ملتها، خیلی تخم دو زرده نیستیم که دنیا برای دشمنی باهامون صف بکشه... اگه دشمن داریم شاید قلدر و زیادهخواهیم نه نابغه! که اگه نابغه بودیم طوری مدیریت میکردیم که اینطور گیر نیفتیم
без подписи
ما شیعهها یک احساس گناه تاریخی و ناخودآگاه داریم از تنها ماندن امامهای معصوممون که بیگناه به شهادت رسیدن... این کهنالگوی ماست کهنالگو یه چیزی شبیه به غریزه در جانورانه، مثل جوجهای که وقتی سر از تخم درمیاره ژن و تاریخ موجودیتش بهش القا میکنه اولین جنبندهای رو که دید مادرشه و باید دنبالش حرکت کنه این غریزه یا کهنالگو رو همه ملتها و اقوام دارن که تاریخشون خلقش میکنه... کهنالگوی ما بهدنبال امام گشتنه، امامی که بتونه از عذابوجدان و احساس گناه تاریخیمون کم کنه حالا اگه این وسط یه شبیهامامی از راه برسه و بلد باشه چطور این احساس گناه رو فعال کنه و روش سوار بشه نونش تو روغنه عملاً جای امام معصوم رو میگیره و اونوقت کسانی که بهش ایمان پیدا میکنن احساس مسلمانی نخستین مثل یاسر و سمیه رو دارن... توجه کنید که این احساس و شور رو کسی تحریک میکنه که نه پیامبره و نه امام... حتی ممکنه یه شیاد باشه که اسطورهشناسی بلده! کسانی که سروکلهشون توی سیاست پیدا میشه عموماً قدرتطلبن تا خیرخواه و وقتی ما سازوکاری نداریم که بتونیم ریا رو تشخیص بدیم چارهای نداریم جز این که با دید نقاد به تمام ارکان و جایگاههای مدیریتی_اسلامی کشور نگاه کنیم.
ما فکر میکنیم به هر قیمتی باید قدرتمند باشیم و توی قدرتهای مهم جهانی راهمون بدن، این که میخوایم قدرتمند باشیم خوبه و کلی راه داره... اما این که به هر قیمتی میخوایم قدرتمند باشیم اصلا خوب نیست! انگار چشممان کور شده و هیچچیزی جز قدرت رو نمیبینیم... به هر قیمتی قدرتمندبودن هدفیه که استفاده از هر وسیلهی پلیدی رو توجیه میکنه... مثل: استفاده ابزاری از دین، خوندن ذهن خدا و امام زمان و تحمیل خواستههای خودمون به این دو، کشتن مردم خودمون، فرار از تواضع و قلدری برای خودی و غیر خودی... وقتی هدف وسیله رو توجیه کنه، شرارت شکل میگیره... وقتی دائما توی جهان بیرون دنبال شیطان بگردی شیطان با ظرافت تمام جایی قایم میشه که پیداش نکنی و اون درون خودته!!! 😢
گفتاری در ضداخلاقی بودن برگزاری مراسم ترحیم در مساجد و پیشنهاد برگزاری بزرگداشت زندگی نویسنده: کیارش آرامش Rethinking Funeral Rituals in Iran: Moral Concerns and Alternative Forms of Commemoration Abstract: In this paper, I argue that, in the current political and social context of Iran, holding funeral ceremonies in mosques raises serious ethical concerns. I contend that many mosque institutions and segments of the clergy have become deeply entangled with, and in service of, an oppressive political system. For example, mosques are often used to host or support state-aligned armed forces, which makes financial support of these institutions through funeral services morally problematic. As an alternative, I propose the adoption of “celebration of life” ceremonies held in homes or other private spaces. These gatherings can offer more meaningful and ethically coherent forms of mourning by allowing families and communities to design personalized programs that reflect the values and preferences of the deceased, such as sharing memories, storytelling, or musical performances. In this way, mourning practices can become more authentic, humane, and aligned with the moral convictions of participants. این روزها فضای مجازی پر است از تصاویر گونهای دیگر از سوگواری: خانوادههای جاویدنامان با موسیقی و رقصهای آیینی و شعر و سرود، عزیزانشان را تا مزار بدرقه میکنند یا بر سر مزارشان به سوگ مینشینند. یادآور صدای مظلوم آن اسیری که با دستهای شکسته گفت که به خانوادهاش پیام داده است که بعد از اعدام، برایش شادی کنند. یک حقیقت روشن دربرابر چشمهای ماست. به دلیلهایی واضح، برگزاری مراسم سوگواری در مسجدها و به شیوهی سنتی ضداخلاقی است. روش اخلاقی این است که سوگواری را چه دینی و چه غیردینی در جایی غیراز مسجد برگزار کنیم. دلیل این که برگزاری مراسم در مسجد متضمن رونق دادن و از آن مهمتر، پول دادن به دو نهاد فاسد است: نخست، نهاد مساجد که تبدیل شدهاند به لانهی تبلیغات برای رژیم و مرکز نیروهای سرکوب. پایگاههای بسیج در مساجد قرار دارند. مساجد در زمان سرکوب، به طور کامل در اختیار سرکوبگرانند. و نیز برنامههای مساجد با هدف تبلیغ و ترویج رژیم برگزار میشوند. دوم، نهاد روحانیت که اعضایش در این مراسم با دریافت پول به سخنرانی و نوحهخوانی میپردازند و نیز تمامی نوحهخوانان و مداحان،. این نهاد چنان توسط حکومت فاسد شده است که به عنوان ابزار توجیه و تبلیغ ستم و سرکوب عمل میکند. البته این درست نیست که تمامی و تک تک روحانیون افرادی ستمکار یا یاریگر ستم یا ساکت در برابر ستم باشند. بسیاری از روحانیون انسانهایی پاک و منزه از سیاهکاریهای رژیماند. اما سلطهی سامانیافته و سازمانی رژیم بر نهاد روحانیت، از مدارس تا مساجد و انجمنها، این نهاد را تبدیل به جزئی از سرکوب و ستم کرده است. صداهای مخالف یا مجبور به خاموشی میشوند با به زور خاموش میگردند. بودجه و توان سازمانی این نهاد به تمامی در خدمت سرکوب و فساد است. بنابراین تا زمانی که رژیم جمهوری اسلامی برقرار است، برگزاری مراسم در مساجد که متضمن رونق دادن یا پول دادن به این نهادها باشد، عملی غیراخلاقی است. چه برای دینداران و چه برای نادینداران. به جای آن میتوان در منازل و هر مکان مناسب دیگری مراسم را برگزار کرد و از افراد سخنور یا هنرمند دعوت کرد که در «بزرگداشت زندگی» عزیز از دست رفته شرکت کنند. بزرگداشت زندگی را میتوان بر اساس باورها و ارزشهای فرد از دست رفته یا خانوادهاش برگزار کرد. به جای تکرار کلیشههای نخنما که ابزار کاسبی آخوندها و مداحان شدهاند، میتوان کارهایی زیباتر و معنا دارتر انجام داد. برای مثال: (۱) گفتن خاطرههایی از عزیز از دست رفته. در بسیاری از کشورها، در این بخش حتی خاطراتی بانمک و طنزآمیز گفته میشوند که کمی هم اندوه حاضران را تسکین دهد. (۲) سخنرانی با موضوع و محتوایی متناسب و در عین حال همراستای ارزشها و سلیقهی صاحبان سوگ. مانند خواندن اشعاری از مولوی یا خیام یا از شاهنامه با موضوع مرگ و قدردانی از زندگی. (۳) اجرای مراسم هنری که بازتاب سلیقه و ارزشهای مورد نظر باشد، مانند یک قطعهی موسیقی یا آواز که میتواند اجرای زنده یا حتی ضبط شده باشد. این روش بسیار اخلاقیتر و معنادارتری برای بدرقه و بزرگداشت عزیز از دست رفته است.
با اشتیاق از بینرفتهام به رمضان چیکار کنم؟ دین و آیین وقتی مورد سوءاستفاده قرار بگیره خاصیت حقیقی خودش رو که همون اثرگذاری روحی و روانی بر پیروانشه از دست میده نمیشه از یه طرف در بالاترین سطوح، ملعبه دست یه عده شیاد باشه و هر روز به مفاهیم و گزارههاش تجاوز کنن و از اون طرف بتونه روی پیروانش اثرگذاری روحی و متعالی داشته باشه! خیلی بیچارهات کردن دین عزیز این وظیفه انسان نیست که به زور اعتقادش به دین رو حفظ کنه بلکه وظیفه اون دین یا متولیان دین هست که اونقدر تاثیرگذار باشن و اونقدر ظرفیت ایجاد تجربههای معنوی برای پیروانشون داشته باشن تا در روح مردم باقی بمونن و در روانشون به حیات ادامه بدن ... به نظرم آینده مذهب در کشور ما در بهترین حالتش، رهاشده در کتابهاست برای معدود علاقمندان به تاریخ اندیشه بشری این دین تا آخرین قطره، دوشیده شده و دیگه جز کالبدی خالی، ظرفیتی برای تولید معنویت نداره، هنوز هم دینداران زیادی داریم ولی سیر و روندی که میبینیم، افول کامل دین خواهد بود یاد جمله یونگ میافتم که حقیقت میتونه خاصیت حقیقیبودنش رو از دست بده و تبدیل به چیزی مبتذل بشه... ابتذال دین از دستاوردهای مهم حکومتهای دینی مثل جمهوری اسلامیه پس عزیزان مذهبی اگه در این روزها کسی روزه نمیگیره و از دین زده شده بهش نگین اوا چراااا؟ رفتار حاکمیت چه ربطی به روزهگرفتن تو داشت؟؟؟ همهچیز به همهچیز ربط داره... به نظر میاد توی این شرایط کشور ما هرکسی که دینداره از این دو حالت خارج نیست: یا از اول هم دیندار واقعی نبوده و دینرو در نماز و روزه خلاصه کرده و مفاهیم انسانی و مسئولیتهای بشری اونو نادیده گرفته یا ریاکاره!
زندگی را جدی نمی گیرم.... ما هر روز صبح که از خواب برمی خیزیم با این نیت برمی خیزیم که کاری کنیم که اوضاع زندگی بهتر شود نام این برخاستن با نیت بهتر شدن را امید گذاشته ایم اجازه دهید نامش را فرافکنی بگذارم چرا؟ چون واقعیت این است که معلوم نیست کاری که امروز انجام می دهم دقیقا به بهبود زندگی مان کمک خواهد کرد یا نه ..... زندگی آن قدرها جدی نیست که برخی آن قدر آن را جدی گرفته اند مطمینا همین جدی گرفتن هاست که مایه رنج ناتمام بشر است زندگی فراخوانی است برای ما انسان ها که ما را به بازی دعوت می کند هر روز به امید این که چیزی را بهبود دهم از خواب بلند نمی شوم با خود می گویم الهی به امید تو منتظرم بازی امروز را تعیین کنی و من شروع کنم چه لحظات با شکوهی است لحظاتی که رنج ها بر تو نازل می شوند و تو پنجه در پنجه آنان می اندازی و حس می کنی جریان بازی به مرور که توانمندیت بیشتر می شود جذاب تر می شود.... دوست ندارم دست رد به این دعوت نامه های بازی بزنم دوست ندارم از گردونه بازی خارج شوم دوست ندارم روزی که قرار است دنیا را ترک کنم حسرت روزهایی را بخورم که همبازی خوب با جریانات زندگی ام که پیش می آمدند، نبودم امروز برای همه همکاران ما فرم بازی را داشت سیستم اس ام آس چالش داشت سیستم اینترنت چالش داشت سیستم آوردن سهیل رضایی از کانادا به ایران چالش داشت ولی ما دعوت شده ایم که در این روزها جریان امید را زنده نگه داریم با وجود این که همه عوامل بیرونی جلوی ما را سد کنند و ما را به مرگ و کوتاه آمدن و کنار کشیدن دعوت کنند جریان زندگی انرژی اش بیش از مرگ است شما که جلو می آیید مرگ خود را عقب می کشد و تسلیم می شود از همه شما همراهان بنیاد اولا ممنون که همبازی خوبی بودید، حرکت شگفت انگیز شما در تکثیر لینک بدون مجوز از ما (😁) ، سیستم را به چالش کشید ولی نشان داد که جریان زندگی برای شما هم جدی است ..... هر چه ما ظرفیت را بالا می بردیم٫ جمعیت بیشتر می شد از حمایت شما ممنون از این که به زحمت افتادید عذرخواهی میکنیم...
لایو در صفحه اینستاگرام
لایو در صفحه اینستاگرام
تلویزیون به جای واقعیت: روانپریشی جمعی! ۱- بین سال های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۶ شبکه تلویزیونی ABC آمریکا سریالی پخش میکرد با نام "دکتر مارکوس ولبی". رابرت یانگ هنرپیشهی آمریکایی در این سریال نقش یک پزشک حاذق را بازی میکرد. در این دوران رابرت یانگ هر روز صدها نامه از مخاطبان سریال تلویزیونی دکتر ولبی دریافت میکرد که از او راجع به بیماریهای خود سؤال می کردند! آنقدر ذهن هفتاد میلیون بینندهی شبکهی تلویزیونی این "نقش" را باور کرده بود که شرکتهای تولیدکنندهٔ قهوه هم برای تبلیغ قهوهی بدون کافئین از چهرهٔ این هنرپیشه استفاده کردند! ۲- بین سال های ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۵ که "ریموند بار" هنرپیشهی آمریکایی در سریال "آیرون ساید" شبکه تلویزیونی NBC در نقش یک کارآگاه پلیس بازی میکرد هر روز صدها نامه دریافت میکرد که از او تقاضای خدمات پلیسی و کارآگاهی میکردند، و هنگامی که همین هنرپیشه در سال های ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۳ به ایفای نقش وکیل در سریال "پری میسون" پرداخت هر روز صدها نامه دریافت میکرد که از او تقاضا کرده بودند وکالت آن ها را قبول کند! * * * شاید موارد فوق شگفت آور باشند اما نمونههای نادری نیستند، تلویزیون ذهن مخاطب غیرمسلح را تسخیر می کند! "ژان بودریلار" جامعه شناس فرانسوی میگوید: "امروز واقعیت یعنی همان چیزی که تلویزیون نشان میدهد!" بودریلار میگوید تلویزیون خالق یک امر شبهواقعی است که تسخیرکنندهٔ جایگاه واقعیت است و چنان این کار را انجام میدهد که هم غیاب و نبود امر واقعی پنهان میماند و هم امر شبهواقعی از واقعیت واقعیتر نمایانده میشود! این امر شبهواقعی ضد واقعیت را بودریلار Hyper - Reality نامیده که آن را فرا-واقعیت، افزون-واقعیت و واقعیت حاد ترجمه کردهاند. بودریلار میگوید مخاطبان تلویزیون چنان با این شبهواقعیت محاصره میشوند که نه در دنیای واقعی، بلکه در دنیای نمایشی (همچون یک شهرک سینمایی) زندگی میکنند؛ بودریلار این جهان را جهان بازنموده یا Simulation مینامد. "امبرتو اکو" فیلسوف ایتالیایی می گوید تلویزیون گاهی برای مخاطبانش یک فضای بسته خلق میکند، یعنی شما ابتدا یک سریال تلویزیونی را میبینید، بعد پشت صحنههای آن را تماشا میکنید، سپس مصاحبه و میزگرد راجع به آن سریال را میبینید، آنگاه رسانهها آن قدر با هنرپیشههای آن سریال مصاحبه میکنند و از زندگی آنها عکس و فیلم تهیه میکنند که این آدمها بیش از آدمهای اطراف شما در زندگیتان جا اشغال میکنند! زندگی در این جهان بازنموده و فضای بسته مخاطب را از حق انتخاب محروم میکند بدون این که او خود بداند که چه وقت و چگونه و به چه کسی حق رأی خود را واگذار کرده است! تلویزیون ابزار صاحبان قدرت و ثروت است، ابزاری که به جای ایجاد آگاهی، ناآگاهی و غفلت و وهم بازتولید میکند. محمدرضاسرگلزایی _ روانپزشک پینوشت: نقاشی اثر Pawel Kuczynski فیلسوف و هنرمند لهستانی است. @drsargolzaei drsargolzaei.com
سلام عزیزان روز پنجشنبه در تالار وحدت، گروه کرمون در کنار ارکستر شرر کنسرت داره. خیلی خوشحال میشم که ببینمتون لینک تهیه بلیط: https://www.iranconcert.com/concert/17360/%da%a9%d9%86%d8%b3%d8%b1%d8%aa%20%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b3%d8%aa%d8%b1%20%d8%b4%d8%b1%d8%b1%20-%2013%20%d8%b4%d9%87%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b1%20-%20%d8%aa%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%b1%20%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa/
لایو کتابخوانی نوجوان ابدی جلسه دهم
без подписи
без подписи
کتابخوانی نوجوان ابدی جلسه نهم
کتابخوانی نوجوان ابدی جلسه هشتم
без подписи