- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 143
- 1/48двое суток
- 163
- 1/72трое суток
- 176
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نمیدونم به خاطر استرس زندگیمه یا adhd ای که دارم . همش استرس اینو دارم نکنه تنها بمونم . نکنه از تعطیلاتم درست استفاده نکنم .
جونن
میاو میاو🤍
قبلا اکسم یهو رندوم بهم تکست میداد خوش حال میشدم که برگشته و کسی رو عین خودم پیدا نکرده ولی الان این موضوع ناراحتم میکنه توی یک سیکل تکراری قدم برمیداریم . واقعا احتیاج دارم آدم جدیدی وارد زندگیم بشه و بتوته بهم وایب پارتنر بده .
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
اگر میبینی هر روز داره از حساب بابات کم میشه بدون که من "گرونم " عاجی . بودن با من خرج داره 💅
منو باباهاتون 😔
منو باباهاتون 😔
خستم دلم میخواد از همه چی دور بشم .
داشتم به این فکر میکردم باحال میشه با یکی آشنا بشم و باهاش وارد رابطه بشم . یهو پنیک زدم از ترس 🤣من رسما از روابط تراماتایز شدم .
گاهی اوقات از خودم میپرسم کسی هستش که بتونه مکمل من باشه و بتونم مدت طولانی رو باهاش بگذرونم ؟ حس میکنم ادمی نیستم که نیاز به کسی داشته باشم که مکملمم باشه و این حس عدم نیاز هم از این میادش که مدت خیلی طولانیه که خودم توی تمام شرایط کنار خودم هستم .
اومدم خونه ی سبحان و پارتنرش . بچم گرفت تمام لباس های سرکارمو شست . کمکم کرد ریشامو بزنم و برم حموم 😭 کی این بچه این قدر بزرگ شدش . داره ماکارانی میپزه 😭😭
اومدم خونه ی سبحان و پارتنرش . بچم گرفت تمام لباس های سرکارمو شست . کمکم کرد ریشامو بزنم و برم حموم 😭 کی این بچه این قدر بزرگ شدش . داره ماکارانی میپزه 😭😭
دوتا ویدیو از دی ماه ۱۴۰۴ دیدم . یهو سر دومین ویدیو شروع کردم به گریه کردن . هیچ وقت فکر نمیکردم برای آدمایی که نمیشناسمشون گریه کنم .
بعد سرکار با دوستاتون نرید بیرون شبیه کیر خر میشید 💅
was a good night btw🤌🏻
توی روابطم با آدما خط قرمزهایی دارم که دوست دارم آدمایی که باهاشون ارتباط دارم بهشون احترام بزارن . وقتی میبینم کسی به این خط قرمز های من اهمیت نمیده شاید چندباری کوتاه بیام و چیزی نگم ولی بعد یک مدتی رسما این آدمارو از زندگیم پرت میکنم بیرون .
پشمام فامیلمون رو توی هورنت دیدم