tgindex
Sans titre
@sans_tit_reперсидский

No title Just thoughts

Последний пост
11 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
1 026
−21 за 3 дн.
Сутки
−12
−1,16%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
388
20 постов
Вовлечённость
37,8%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
170
1/48двое суток
194
1/72трое суток
210

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • جدی نمیفهمم چرا به جلال آل احمد سیمین دانشور یا بقیه مشاهیر دوره معاصر به خاطر یه سری عقاید مخالفی که داشتن بعد ۷۰ سال فحش میدین اونا هر چقدم اشتباه داشته باشن بازم ما بهشون به خاطر خدمات که به ادبیات و زبان این سرزمین کردن مدیون هستیم Join:@Man_Zaad

  • خواب دیدن، فعّال و منفعل و سپس خستگیِ شدید به وقتِ چشم‌گشودن؛ ذکرِ هر بیداری‌ام این است: آنقدر خواب دیده‌ام که گویی هزارسال زیسته‌ام... و دوباره به ژابس برمی‌گردم، اینبار به یائل: چشمِ خوابان. چشمْ رویان. درخت می‌شود آن‌چه او مي‌بیند. باری... باید خود را بخوابانیم... #لالایی @Liszt0maniaa

  • @RegaPlus

  • خیلی وقت بود میخواستم از ایوان تورگنیف کتابی رو بخونم و بالاخره قرعه به نام " پدران و پسران " افتاد. تورگنیف این رمان رو درست در زمانی نوشت که روسیه بعد از لغو نظام رعیتی (1861) در حال تغییر بود. جامعه به دو اردوگاه تقسیم شده بود: نسل قدیم که شامل اشراف و لیبرال های سنتی بود و نسل جدید شامل نیهیلیست ها و رادیکال ها. جالب اینجاست که واژه نیهیلیست رو این رمان به شهرت رسوند. در واقع این کتاب در مورد تقابل و شکاف نسل‌های قرن 19 روسیه هست برای همین اسمش رو گذاشته پدران و پسران; پدران محافظه کار و پسران رادیکال. البته تورگنیف بدون قضاوت هر دو نسل رو نشون میده و نمیخواد پیروزی یکی رو بر دیگری اعلام کنه. فقط میخواد این حقیقت رو نشون بده که انسان هر موقع بخواد تمام وجود خودش رو در یک ایدئولوژی، یک نظریه علمی یا یک سنت خلاصه کنه، بخشی از انسانیتش رو از دست خواهد داد.

  • 2 авг.256132

    از چت‌جی‌پی‌تی بپرسید. Based on your personal experience while talking to me, please name a movie/tv character who resembles me. Only give me a name. @RegaPlus

  • без подписи

  • این مردم جن دارند بعضی را شما می‌گیرید بعضی را هم من! منتظم الحكماء صلحی از دوستانِ من حكایت كرد كه روزی باتفاقِ ظهیر الدوله مرشد به دیدنِ سید [ابو طالب صدر الذاكرین] رفتیم وارد شدیم، نشستیم، ابداً اعتنا و خوش باشی نكرد متوجهِ زنی بود كه آمده بود آقا جِنَّش را بگیرند، تا چند نوبت دست در سینه‌یِ آن زن كرد و گفت جنِّ تو خیلی حرامزاده است در می‌رود و مستمر تجدید می‌كرد تا آخر جن را از بغلِ آن زن گرفت در شیشه‌ای كرد، درش را محكم بست، آن زن كه پایِ درگاهِ حیاط ایستاده بود یك اشرفی رویِ آستانه گذارد و رفت، آنگاه آقا رو به ما كرد برخاست تواضع كرد خادمی را خواند و سفارشِ شربت و شیرینی داد. ظهیر الدوله گفت این دیگر چه بازی است؟ گفت این مردم جن دارند بعضی را شما می‌گیرید بعضی را هم من، پس بگذارم همه‌یِ جن‌ها را شما بگیرید؟ خاطرات و خطرات، مهدیقلی هدایت، انتشاراتِ زوار، ص ٨٨

  • شما اگه یکم به اپوزیسیون ایران با دقت نگاه کنید می‌فهمید تبدیل شده به اسب تروای ج.ا برای بقای خودش. اصلا بخش بزرگی از این اپوزیسیون ساخته و پرداخته دست خودشونه تا توی موقعیت اضطراری مثل الان ازش استفاده کنند.

  • ترکیب شخصیت اضطرابی و اجتنابی باهمدیگه یه چیز شَلَم شوربایه. از من به شما نصیحت اینو یکی از مهمترین چیزها درنظر بگیرید همیشه. تراژدی رابطه‌های اضطرابی و اجتنابی هم این نیست که عاشق هم نمیشن؛ اتفاقاً اغلب میشن فقط مشکل اینه که زبان عشقشون با هم فرق داره.

  • "این که چطور ظرفِ این سه ماه ایوان ایلیچ زمینگیر شد، گفتنی نیست؛ چون همه‌یِ این جریان آرام‌آرام و نامحسوس اتفاق افتاد. زنش، دخترش، پسرش، خدمتکارانش، آشنایانش، پزشکان و، به‌خصوص، خودش می‌دانستند همه‌یِ اهمیت ماجرا در این است که چقدر طول می‌کشد تا او زنده‌ها را از شرِّ خود و، مهم‌تر از همه، خود را از عذابی که می‌کشد، خلاص کند؟ به مرور خوابش کم‌وکمتر می‌شد. اوایل به او تریاک می‌دادند. بعد از آن تزریقِ مورفین شروع شد. اما، اینها هم دردش را تسکین نداد. اندوهِ بی‌معنایی که در وضعی نیمه‌هوشیار احساس می‌کرد، اوایل، گویی حالی تازه به او بدهد، دردش را تا حدودی تسکین می‌داد؛ اما مدتی بعد درد آشکارتر و از قبل هم شدیدتر باز می‌گشت. به تازگی برایِ قضایِ حاجت هم نیاز به لگن پیدا کرده بود، و این هر بار برایش با رنج و عذابِ سختی توأمان بود. از نجاست، تعفن و عفونت، و از اینکه تازه در این کار شخصِ دیگری باید شرکت کند، بیش از اندازه در رنج بود." -مرگِ ایوان ایلیچ، لِف تولستوی، ترجمه‌یِ حمیدرضا آتش‌برآب، نشرِ هرمس، ص ٨۴

  • شما اگه یکم به اپوزیسیون ایران با دقت نگاه کنید می‌فهمید تبدیل شده به اسب تروای ج.ا برای بقای خودش. اصلا بخش بزرگی از این اپوزیسیون ساخته و پرداخته دست خودشونه تا توی موقعیت اضطراری مثل الان ازش استفاده کنند.

  • یک نظریه پرداز یا یک فیلسوف میتونه صدها صفحه در مورد آزادی، عشق، مرگ، پوچی و... بنویسه اما تا زمانی که این ایده ها در زندگی انسان دیده نشن، کامل فهمیده نمیشن. برای همینه که رمان ابزار مهمی برای فلسفه هست. شما صد صفحه در مورد نظریه انسان برتر بخون ولی وقتی میتونی تمام و کمال درکش کنی که ببینی راسکولنیکوف با تصمیمی که گرفت چه رنجی رو تحمل و چه مسئولیت‌های سنگین روحی و جسمی رو به دوش کشید. از این زاویه حتی میشه گفت کار رمان از بعضی کتاب‌های فلسفی سخت‌تره. فیلسوف میتونه مستقیماً بگه «انسان آزاد است». اما رمان‌نویس باید شخصیتی خلق کنه که تو پس از صدها صفحه، بدون اینکه کسی برات موعظه کرده باشد، این آزادی رو لمس کنی. کامو میتونست فقط اسطوره سیزیف رو بنویسه، اما احساس کرد این کافی نیست. برای همین بیگانه رو نوشت تا نشون بده انسان پوچ‌گرا روی کاغذ چی میگه و توی زندگی واقعی چطور رفتار میکنه. بعد هم طاعون رو نوشت تا نشون بده پاسخش به پوچی، بی‌عملی نیست، بلکه مسئولیت‌پذیری و همبستگی هست.

  • به واقعیت‌های عقلانی رسیدم که نمیتونم از اون‌ها دل بکنم. نمیدونم آیا جهان معنایی فراتر از محدوده خودش داره یا نه، اما این رو میدونم که با این معنا آشنا نیستم و در حال حاضر شناخت اون برام ناممکنه. ولی خب، اونچه که در خارج از وضعیتی هست که درونم مفهوم پیدا میکنه، چه مفهومی برای من داره؟ حقیقتا دیگه به این فکر نمیکنم که جهان نقشه از پیش تعیین شده ای برای من داره یا نه. هیچ علاقه ای هم ندارم که طبق یک نقشه کیهانی زندگی کنم.

  • حیفه گوش ندید. اسماعیل هستم یک الکلی انجمن الکلی های گمنام ایران

  • و در آن نزدیکی گله گراز بسیاری بودند که در کوه میچریدند. پس از او خواهش نمودند که به ایشان اجازت دهد تا در آنها داخل شوند. پس ایشان را اجازه داد. ناگاه دیوها از آن آدم بیرون شده داخل گرازان گشتند که آن گله از بلندی به دریاچه جسته خفه شدند. چون گرازبانان ماجرا…

  • و در آن نزدیکی گله گراز بسیاری بودند که در کوه میچریدند. پس از او خواهش نمودند که به ایشان اجازت دهد تا در آنها داخل شوند. پس ایشان را اجازه داد. ناگاه دیوها از آن آدم بیرون شده داخل گرازان گشتند که آن گله از بلندی به دریاچه جسته خفه شدند. چون گرازبانان ماجرا را دیدند فرار کردند و در شهر و اراضی آن شهرت دادند. پس مردم بیرون آمدند تا آن واقعه را ببینند. نزد عیسی رسیدند و چون آن آدمی را که از او دیوها بیرون رفته بودند دیدند که نزد پاهای عیسی رخت پوشیده و نشسته است، ترسیدند. و آنانی که این را دیده بودند، ایشان را خبر دادند که دیوانه چطور شفا یافته بود. انجیل لوقا، باب هشتم، آیه ۳۲ الی ۳۶

  • 12 июл.1973из Ali

    без подписи

  • без подписи

  • الجنون فنون جنون کشف و اختراع، مجتبی مینوی، مجله یغما، سال پنجم، شماره چهارم، تیرماه ۱۳۳۱

  • عجیب اما واقعی امروز حماس رسماً اعلام کرد از حکومت در غزه کناره گیری میکنه و اداره امور غیرنظامی رو به تکنوکرات های فلسطینی واگذار میکنه(کمیته ملی اداره غزه). البته هنوز بحثه سر خلع سلاح حماس و حضور نیروهای اسرائیلی. عملا حماس بعد ۱۹ سال شُل کرد. این همون تصفیه ای هست که قبل جنگ ایران گفتم تو خاورمیانه شروع شده. چهره همه چیز داره عوض میشه…