سوشیانت
Статистикаزیر شمشیر حوادث پای بر جاییم ما رو نمیتابیم از سیلاب، دریاییم ما - صائب تبریزی - 👤 @AJM_arshia
- Последний пост
- 9 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 128
- 1/48двое суток
- 146
- 1/72трое суток
- 158
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
باهم یاد بگیریم که توی ابهام بتونیم تاب بیاریم. شرایط عدم قطعیت رو بپذیریم و خودمون رو باهاش تطبیق بدیم. توانایی انطباق با شرایط یکی از مهارتهای نرم کلیدیه، میدیدم که ژاپنیها قبلا عقیدهشون این بود که آدمهایی مناسبن که فیت باشن توی موقعیتها، بعدا این تغییر پیدا کرد به توانایی تطبیقپذیری. میدونم که دیگه همه اینا رو میگن و فوق کلیشهای شده، ولی واقعاً آدمهایی که تاب آوریشون توی این فضای ملتهب و بحرانی بیشتره هم حال خودشون بهتره هم اثرگذارترن 😃
سوشیانت pinned a voice message
پس در نهایت، توی این بحثی که تا اینجا داشتیم گفتیم که به نظر manger mode و founder mode دو سر یک طیف هستن. مسئلهی ما اینجا بود که نقطهی تعادل برای ما کجاست؟ ویژگیهایی که برای نقطهی تعادل به کار میبریم شامل موارد زیره - مدیر در جزئیات امور به حدی غرق نشه که از راهبری کل جا بمونه. - احترام، اختیار و خلاقیت اعضای تیمها حفظ بشه و به جایگاهشون به مجری عملیات تنزل پیدا نکنه. - شاکلهی تیم از بین نره و تیمها کنار هم بتونن به خوبی کار کنن. - تصمیمات اشتباه به خاطر عدم شناخت کافی اعضای تیمها از مخاطب، برند، ضوابط و.. باعث آسیب و خرابیهای هزینهبر نشه. باعث خوشحالیه اگر تا اینجا مطلب رو دنبال کردید، قطعا این اطلاعات همشون بی نقص نیستن و چالشهایی دارن. اگر شما هم تجربه یا ایدهای در این زمینه دارید خوشحال میشم به اشتراک بذارید 🩵 ۷/۷
توی یه تجربهی مشابه، ما توی سامانه به یه مسئله برخوردیم، ورود بیش از اندازهی من به جزئیات داشت چالش برانگیز میشد. یه روز حسین بیشه اومد و گفت: ورود بیش از حدت به جزئیات داره روندها رو کند میکنه!! به تیمت اعتماد کن 🫵🏻 از اون روزا ما کمکم شروع کردیم به اصلاح روندهامون توی سامانه، همه کمک کردن 🤩 علی جلیلی خیلی از گرههای ذهنیمون رو باز کرد، زینب جعفری، کوثر حیدری، حدیث نیکنام و بقیه بچهها وقت گذاشتن و اوضاع بهتر و بهتر و بهتر شد. چه اتفاقی افتاد؟ تیمهای ما آزادی عمل بیشتری رو بدست آوردن و چگونگی پیشبرد کارها به هر تیم واگذار شد، ترس من و ما از شکست کارهامون کمتر شد و خلاقیت و ابتکار عمل تیمها افزایش پیدا کرد. حالا احتمالا تیمهای ما احساس مالکیت و علاقهی بیشتری رو به پروژههاشون دارن. منتهی یه چالش دیگه هم داشتیم! 😶 ما توی سامانه ۶ تیم داریم، مشکل اونجایی بود که این ۶ تیم از کارهای همدیگه بیاطلاع بودن، این باعث میشد که احساس تعلق اعضا به سامانه کاهش پیدا کنه، خلاقیت توی کارها کم بشه و اعضامون از اینکه از کارهای در جریان بیاطلاع هستن ناراحت باشن. با کمک سرتیمها و بقیهی بچههای گل، این چالش هم تا حدود خوبی برطرف شد. ما سعی کردیم مداوم از تیمها گزارش بگیریم، این گزارش دادن باعث میشه تا: ۱- اعضای اون تیم یک دور کاری که دارن میکنن رو از اول تا آخر چک کنن و اگر خطایی در روند هست خودشون اصلاح کنن. ۲- اعضای تیمهای دیگه ایدههاشون رو برای بهتر شدن پروژه با هم به اشتراک بذارن. ۳- من بتونم با نگاه به کل روندها ایدههایی رو بدم که توی افزایش کیفیت کارها تأثیر بذاره. و مهمتر از همه توی یه تشکل دانشجویی نباید دید طبقاتی شکل بگیره و ساختارهای لایهای به نظرم میتونه آفتزا باشه. ۶/۷
بد نیست که به این ویدئو هم نگاه کنید، مسعود طباطبایی مدیرعامل دیجیکالا در خصوص راهبری یه تیم که متشکل از افراد مستعد و صاحب سبک هست صحبت میکنه؛ از طرفی میگه، اگر میخوام قد کسب و کار من از خودم بلندتر بشه، باید آدمای قد بلندتر از خودم رو توی تیمم قرار بدم اضافه کردن کسانی که از شما در حوزه های کاریشون به مراتب بهتر و توانمندتر هستند همواره کار درستی به نظر میرسه اما چالش های خودش رو هم داره. افراد قدرتمند معمولا نظرات خودشون را دارند و در روش مدیریت و تخصصشون صاحب سبک ومستقل هستند. لزوما هر چیزی که شما درست میدونید رو درست نمیدونن و به سادگی قانع نمیشن. قراردادن ستارهها کنار هم خودش یه چالشه و راهبری کردن اونها هم به هیچ وجه کار آسونی نیست. چیزی که تو ۱۵ سال اخیر که با نقش بنیانگذار یا مدیرعامل مشغول به کار بودم، به تجربه یاد گرفتم اینه که طراحی سازمان، مدل تعامل افراد و تیم ها و انتخاب اعضای تیم مهمترین نقش من در هدایت سازمانه. - مسعود طباطبایی | مدیرعامل دیجیکالا ۵/۷
سهیل علوی توی اپیزود ۲۰۰ پادکست طبقهی ۱۶ از سعید محمدی بنیانگذار و مدیرعامل گروه دیجیکالا میپرسه که: آیا احساس نمیکنی دلیل اینکه اینقدر وارد جزئیات میشی این باشه که هنوز خیالت از فلان دپارتمان راحت نیست؟ یعنی اون اعتماده این همه مدت هنوز شکل نگرفته! سعید محمدی اینجا در جواب میگه: به نظرم خیلی از founder ها فکر میکنن دارن درست پیش میرن و چیزی که دارن دیکته میکنن حرف حسابه و بقیه نمیفهمن ولی خیلی وقتا اشتباه میکنن، اما گاهی [ورود founderبه جزئیات] لازمه. نه به این دلیل که منِ بنیانگذار دیجیکالا خیلی چیزا هست که میفهمم ولی تیممون نمیفهمه. بیشتر از این جنسه که گاهی اوقات founder یه تاریخچهای رو میدونه. کاربر و برندش رو بهتر میشناسه و روابط رو بین اجزای مختلف سازمان بهتر درک میکنه و این درک متفاوت میتونه کیفیت کار رو بالا ببره. پس founder نباید بترسه که این کار میکرومنیجمنته، به شرطی که الزاماتش رعایت بشه و احترام و اختیارات لازم به افراد مسئول داده بشه. ۴/۷
چیزی که تا الان یاد گرفتیم اینه که اگر مدیر بیش از اندازه وارد جزئیات بشه یه سری اتفاقات منفی رخ میده • مدیر تبدیل به یه گلوگاه توی تیم میشه. همهی تصمیمها منتظر تأیید مدیر میمونن و سرعت تیمها کاهش پیدا میکنه، خصوصا اگر تیمها زیاد بشن این مسئله تشدید میشه. • توان ماکرومنیجمنت کاسته میشه. وقتی ذهن مدیر درگیر جزئیات روزمره باشه، دیگر زمان و انرژی کافی برای فکر کردن به استراتژی، ایجاد هماهنگی بین تیمها و رفع تعارضات رو نداره. • تیم تضعیف میشه. دخالت مداوم، حس مالکیت و مسئولیتپذیری اعضای تیم رو کم میکنه و اونها رو به «مجریان دستور» تبدیل میکنه. خصوصا این مسئله زمانی که اعضای تیم دستمزدی رو دریافت نمیکنن میتونه پررنگتر باشه. از طرفی، اگر مدیر بخواد فقط و فقط نقش هدفگذاری و رصد عملیات تیمها رو دنبال کنه هم چالشهایی پیش میاد. ۳/۷
بعد از این تجربهی چالشبرانگیز، چسکی با الهام از استیو جابز مسیر شرکت رو عوض کرد. ساختار شرکت رو از حالت ماتریسی و لایه به لایه به ساختار functional بر اساس تخصص تبدیل کرد. بعدا توی یه سخنرانی، چسکی تجربیات خودش راجب این تغییرات ساختاری رو ارائه کرد و پل گراهام تحت تأثیر صحبتهای چسکی مقالهای با عنوان Founder Mode منتشر کرد که خیلی وایرال شد. کش و قوسهایی بود که از بحث ما خارجه، ولی در نهایت چسکی اومد و بیشتر در مورد ایدهاش توضیح داد، اون گفت: «اگر بخوام در چند جمله خلاصهاش کنم: بودن در جزئیات. رهبری بزرگ یعنی حضور، نه غیبت.» چسکی تاکید کرد که این کار میکرومنیجمنت نیست. تفاوتش اینه که تو در جزئیات هستی، با تیم کار میکنی و مشکلات رو با هم حل میکنین، نه اینکه صرفا دستور بدی. البته این مسئله به نظر من یه طیفه، هر دو سرش میتونه چالش ایجاد کنه و باید نقطهی تعادل رو پیدا کنیم. (این مسئلهای هست که این روزا بهش فکر میکنم و روندهای مختلفی رو توی سامانه باهم تست میکنیم) ۲/۷
ورود بیش از حدت به جزئیات داره روندها رو کند میکنه!! به تیمت اعتماد کن 🫵🏻 وقتی تیم یا سازمان از حدی بزرگتر میشه، کسی که در موقعیت مدیر قرار داره نمیتونه به اندازه قبل در تمامی جزئیات مشارکت کنه، دلیلشم واضح و مشخصه، حجم عملیاتهای اجرایی توی مجموعه میره بالا و مدیر اگر بخواد توی همهی این موارد خودش رو درگیر بکنه از مدیریت کل سیستم، جلوگیری از تعارضات و راهبری تیم باز میمونه! ساز و کاری برای هدایت تیمهای از یه حدی بزرگتر هست که Manger mode نامیده میشه. تفویض اختیار به نفراتی که موقعیتهای مدیریتی توی پروژهها دارن، تعیین اهداف و شاخصهای سنجش به اون افراد و در نهایت دریافت خروجی. توی این روند مدیر ارشد توی روندهای جزئی دخالتی نداره و اختیار به اعضای اون تیم سپرده میشه. برایان چسکی (همبنیانگذار و CEO ایربیانبی) سالها طبق توصیههای رایج مدیریتی عمل میکرد. «آدمهای خوب استخدام کن و بهشون فضای کار بده» این همون چیزیه که پل گراهام بعداً اسمش رو گذاشت Manager Mode. امااااااا نتیجه برای ایربیانبی منفی بود. 🤕 لایههای مدیریتی زیاد شد، بروکراسی رشد کرد، تصمیمگیری کند شد و چسکی متوجه شد هر چقدر کمتر وارد جزئیات میشه، مشکلات بزرگتری میاد سمتش. خودش بعداً گفت: «هر چقدر کمتر hands-on بودم، بیشتر درگیر مشکلات میشدم. و وقتی مشکل به من میرسید، ده برابر کار بیشتری میخواست.» ۱/۷
توی این وویس ۱۵ دقیقهای آموختهها و تجربیات خودم و دوستانم رو راجب مدیریت تیم زمانی که از حدی بزرگتر میشه به اشتراک گذاشتم پیشنهاد میکنم که چند دقیقهای وقت بذارید و با سرعت 2x به این وویس گوش بدین. خلاصهی متنی این صحبتها رو هم توی ۷ پیام براتون قرار میدم 🩵💥
تقریباً همهی ما از کودکی با یک باور بزرگ شدیم؛ باوری که اونقدر عادی به نظر میرسه که حتی متوجه حضور و تأثیرش توی زندگیمون نمیشیم. 🤔 این باور به ما میگه: «مثل بقیه باش... گاهی بهتر.» مدام خودمون رو با بقیه مقایسه میکنیم، توی رقابتهای اشتباهی قرار میگیریم…
تقریباً همهی ما از کودکی با یک باور بزرگ شدیم؛ باوری که اونقدر عادی به نظر میرسه که حتی متوجه حضور و تأثیرش توی زندگیمون نمیشیم. 🤔 این باور به ما میگه: «مثل بقیه باش... گاهی بهتر.» مدام خودمون رو با بقیه مقایسه میکنیم، توی رقابتهای اشتباهی قرار میگیریم و معتقدیم بعضیها معمولیان. اما واقعیت اینه که هیچ انسان متوسطی وجود نداره. 🚫📉 توی دوره رایگان «منحصر به فرد» با تلهی میانگینگرایی آشنا میشیم، از این تله فرار میکنیم و با یادگیری اصول فردیت، مدل فکریمون رو منحصر به فرد میکنیم. ✨🧠 روی لینک بزن تا توی دوره هم مسیر بشیم: لینک دوره ♾@MyRahrow♾ #منحصر_به_فرد #دوره #توسعه_فردی
без подписи
با این وضعیت مصر و بلژیک ۲۰۰ میلیارد دیگه بزنین به حساب ژنرال نیوکاسل
نظرتون رو راجب این ویدئو برام بنویسید 😃🩵
تنها چپِ خوبی که میشناسم، پای چپ مسی است _ خاویر میلی، رییسجمهور آرژانتین
سلام، سلام بعد از نمیدونم چند ماه! دوباره فرصت کردم بیام و بنویسم، آخرین باری که توی سوشیانت چیزی نوشتم رو یادم نمیاد، اتفاقاتی که زندگی عجیب خاورمیانهایمون رو پیچیدهتر کرد. از اعتراضات بزرگ دی ۴۰۴ گرفته تا جنگ و جنگ و جنگ.. جدی تبدیل شدیم به یه کشور جنگ زده! ولی خب عیبی نداره چه میشه کرد. توی این مدتی که گذشت همه چیز عجیب و معلق بود ولی اتفاقات خوب هم کم نداشت، به شخصه از اینکه توی بحرانها خسته نشم، جا نزنم و ادامه بدم واسم یه ارزشه، اینکه نگم جنگه پس ولش کن، اینکه نگم حالم بده پس نباید مفید باشم و همچنان تلاش کنم شرایط رو برای اطرافیان و خودم بهتر کنم. ما توی سامانه تلاش کردیم امیدی رو زنده کنیم که ممکن بود تحت شعاع اتفاقات کشور از بین بره، حداقله حداقلش برای خودمون، برای من، برای حسین، زینب، کوثر، علی، حدیث، نیکان، پریا، مریم، جواد، آیلین، نازنین، مریم، سیما، جهان و حمزه🩵 فعالیتهامون رو از ۱۳ اسفند جدیتر از همیشه در حالی که اینترنت بدترین وضع خودش رو داشت و همه استرس داشتیم شروع کردیم. هفتخان رو شبی شروع کردیم که قرار بود فرداش زیرساختها نابود بشه و قرنها به عقب برگردیم. ما همچنان ادامه میدیم🌱
سامانهنو دانشگاه علم و صنعت با همراهی داتین و انجمنهای علمی سراسر کشور شما رو به این مسابقهی داستانی-مهندسی دعوت میکنه: 🏆مسابقه بزرگ «هفتخان»🏆 💰 ۱۳/۵ میلیون تومان جایزه نقدی برای ۶ قهرمان این نبرد حماسی! کولهبارت رو ببند و آمادهی یه سفر پرماجرا شو! 🎒 سفری که قراره نقشی از تار و پود قصههای اساطیری بشی و قهرمانِ داستان با کمکِ تو از پسِ خطرناک ترین موانع بربیاد! 🫵🏻🗺️ توی این رویدادِ آنلاین مرزهایِ زمان رو جا به جا میکنیم و دوشادوش شخصیتهای شاهنامه قدم به مسیری پر از چالشهای مهندسی میذاریم! 🌐 اینجا فقط ترکیب تفکر مهندسی، دقت و تحلیلهای تو میتونه طلسم موانع رو بشکنه. ⚙️ 🎁 سهم ۶ فاتح برتر نبرد هفت خان: 🥇 نفر اول: ۴/۵ میلیون تومان 🥈 نفر دوم: ۳/۵ میلیون تومان 🥉 نفر سوم: ۲/۵ میلیون تومان 🎖️ نفر چهارم: ۱/۵ میلیون تومان 🎖️ نفر پنجم: ۱ میلیون تومان 🎖️ نفر ششم: ۵۰۰ هزار تومان 🔥 این مسابقه بهصورت انفرادیه و برای هر کسی که آمادهی روبهرو شدن با چالشها و محک زدن خودش باشه طراحی شده پس وقتشه خودی نشون بدی و قهرمان این مسابقه بشی! برای ثبتنام، همین الان روی لینک زیر کلیک کن!👇🏻 لینک ثبت نام هفتخان
https://ble.ir/new_samaneh_mag/ یه سر به چنل سامانه بزنین، فعلا فعالیتمون تو بله هست چون تلگرامِ عزیز در دسترس نیست🩵
سلام! سلام بعد از ۵۲ روز، چه ۵۲ روز عجیبی بود واقعاً پنجاه دو روز پیچیده، پر از سردرگمی و شاید برای من پر از تلاش برای رشد و خوب نگه داشتن حال خودم و دوستانم. توی سامانه، به عنوان مدیرمسئول سعی کردم اثرگذار باشم، حداقل برای خودم و دوستام. خوشحالم فعال بودیم و هستیم، جوانه زدن تو بدترین شرایط برام لذتبخشه. 🌱