tgindex
ســــــــــرانــــــــــجــــــــــإم

ســــــــــرانــــــــــجــــــــــإم

Статистика
@sarangamарабский

ایدی مدیریت کانال :لطفا کلامات مربوط را به ادمین ارسال نمایید با تشکر،،،،، سلطان مرمو: نیام ای دنیا راگی را گذار @armanijan51

Последний пост
3 июн.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
арабский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
306
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
367
21 постов
Вовлечённость
119,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 3 июн.20512из sarangam

    без подписи

  • 3 июн.2076из pir_dahr

    @pir_dahr👈 💡💡💡💡💡 💡💡💡💡 💡💡💡 💡💡 ❤ هُـــــــ☫ــــــــو 📗مقاله: بررسی تطبیقی «ذات» در ادبیات کردی یارسان با«تجلی» و«فره» در ادبیات فارسی علی نظر نظری تاویرانی سعید امامی...🍀

  • حضرت سلطان برای ماندن توی شب و ادعای نذر و قربانی بسته است و هیچ کسی رو نمیزارن نذر دعا بده و شب بمونه پس اگه قصد زیارت و موندن دارید فقط میتونید زیارت کنید هیچ سیدی نذر دعا نمیده و هیچ امکاناتی رو در اختیارتون نمیزارن چه آشپزخانه چه جای ماندن پس یارانی که شهرهای دور هستن بدانند و خبر دهید

  • یا علی مدد بر یاران عزیز امیدوارم حال دل همتون خوب باشه یاران عزیز خوب گوش بدین

  • 🌸 قانع بودن به بش های باطنی 🌸 هو اول و آخر یار   هر یاری در حضور حق دارای یک سهم ، ( پای ، بش ، بخش ) است که حق مقدر نموده است حال یار با اعمال و کردار خود در جهت حفظ و نگهداری آن میتواند آن را حفظ یا بالعکس با اعمال منفی نیز آن را از دست بدهد مصداق کلامی زیبا و شیوا که بیان کننده این امر است را حضرت شیخ امیر عنوان میدارد . 🌸  شیخ امیر مرمو :🌸 چمه رای شاه بو غلام كسی ون چمه رای شاه بو عین پاك ودل پاك و پاك دیا بو ذرّه ی نه رای حق نلخشیا بو سر نه كارخانه باطن برده بو بی باك سر نه رای حق سپرده بو تاوتاو نه كویره  یاری تاویا بو چوین بلبل نه روی گل شكاویا بو دانای دل وریا اركان طیار بو چمش چمه رای خاوندكار بو یه جرعه نه جام باطن ورده بو نسیمی آسا حق  یاد كرده بو چوین بلبل سوزان روخسارگل بو تشنه پیاله دسّ كامل بو خاكش پخته خاك روی ازل رو بو ذكر زوانش شاه ی شاهو بو خفته دل وریا گوش كّر و لال بو سر سپرده ی یار لاقید ژه مال بو وكوی یاره وه  هر یار یارش بو بارش مینا بو مینا بارش بو چنی خواجای ویش زین و ذیل پاك بو غلام اخلاص تشنه ی هلاك بو شك نه كارخانه حق ناورده بو چی میدان عشق گووش برده بو چن تیر طانه ی خاران كیشا بو نه نیش طانه ی خاران ایشا بو و شرط كلام وشون زانا بو ذره نه باطن پیش نمانا بو چم نه راگه ی حق نه كوره  یار بو آینه ذیل پاك میزان طیاربو گوش و دنگ بانگ خوشین خوش بو بشش بالابش بالای گشت بش بو چنی یار یاور بیزار چه خار بو راهنمای پیر ویش پی وه دیار بو چوین پروانه و شم بریان پیر بو دسش و دامان پیر دس گیر بو بو طور سربره یاریش بتوین بو انتظار و دین پیر بنیامین بو كِردش نه باطن ثبت دفتر بو شربتش ژه آو حوض كوثر بو غلام و اخلاص شای پردیور بو ژار مار چه لاش شهد و شكر بو بو طور یك بتوین یك لاو یكرنگ بو نه كه پی جیفه ی دنیا دل تنگ بو دل تنگ پی جمال دیدار یاربو دایم هر نه فكر كرده وكردار بو دل بی تكبّرخاك سارا بو میرد شرط بتوین وشرط یاوا بو زیاد نواچو ژه منی دویر بو کردار پخته حق چه شرط پیر بو اوسا ژو دما هرچی بدی لاف ونش عیانن ژه قاف  تا و قاف

  • ذات یا شخصیت؟ کدام را تغییر دهیم؟ 🔹اغلب ذات ما درست است. مشکل اصلی در «شخصیت» است، همان بخشی که اگر کنترل نشود، مسیر درست را نشان نمی‌دهد.. ✅ با پالایش شخصیت خود مسیر ما را به جایی که باید می رساند.. @sarangam

  • اول آخر یار مقالەی اول از سری مقالات تفسیری شخصیت شاه تیمور تیمور یک فرد نیست، شاه تیمور در یارسان یک بینش است که در دورەهای مختلف کلام به خصوص دورەی آفرضی ، توسط یاران بزرگوار ایشان وصف گردیدەاند . آنچه برای شناخت شخصیت شاه تیمور مهم است برخلاف تلاش برخی که می‌خواهند او را در میان خرق عادتها و معجزاتش گم کنند. جامه و لباس طیاری که همان لباس زمینی اوست می‌باشد. دوستان؛ یکی از اولین اقدامات تیمور برهم زدن رسم آن زمان بود که مالک و خان صاحب همه چیز بود و در زمان برداشت محصول از مالک تقاضای نصف محصول را می‌نمود؛ که این عمل خود انقلابی در راستای احقاق حقوق مظلومان بود. او نماد وحدت وجود شاه ابراهیم، شاه فراست و درایت و بابایادگار شاه سردادگی و شجاعت بود. او دیگر دوران ذات محوری را خاتمه می‌دهد و به یارسان می‌آموزد که یاران دیگر نباید متکی به عالم بالا باشند و باید با عقل و منطق و تلاش خود به اعتلای دین یاری بپردازند. شیخ امیر در تایید این موضوع میفرمایند: آ گاو نه بن جوی یاری بنالو حکم ذره و ذات جهان بمالو گاو بو نه جلوه ی شهید نازار بنمانو دفتر حسین یادگار یادگار یار بنمانو نشاط ذره و ذات دین برو پی ممات شاه تیمور در انتهای راه یاری فریاد سر می‌دهد و حکم ذات را از جهان پاک خواهد کرد. او جلوەی یادگار دارد و دفتر عشق حسینی را باز خواهد کرد و به عالم نشاط می بخشد و ذره و ذات را با خود می برد. اینک دیگر یاران باید خود به درک درست از مقام حق برسند. حرکت شاه تیمور یک شورش است اما نه از جنس جنگ و کشتن، شورش او از جنس شعور است و عشق، شورش او رسوا می کند آنانیکه سنگ حق را به سینه می زنند، ولی در روز واقعه همه کنار می کشند و سیدجوزی، مظهر شاەتیمور در دوران سیدفرضی، آغاز این شورش را از بانیاران نوید می‌دهد: چه بانیاران‌دا برز بو قوای قو پر بو نه غوغا قاپی دالاهو برز بو همهمه ی شورش تیمور کرو صرافی بدان ذین کور از بانیاران فریادی بر میخیزد که دالاهو را پر از شور و هیجان می کند. همهمەی شورش تیمور بر پا میشود و بدان را مشخص می کند. او همچنین به خوبی هدف مبارزه اش را روشن می کند: یاران مر اوسا تیمور دلشاد بوو آزادی مخلوق دادرسی داد بوو یاران؛ هدف تیمور و دلشادی او آزادی تمامی مخلوقات از بندگی غیر و نیز رسیدن داد ، داد خواهان است. و در این راه خشکه مذهبی را هم بر نمی‌تابد: تیمور نه مشتش نیاز بشانو ذره ی کور ذینان نه جم بسانو تیمور نیازی را که با هدف و نیت غلط بود به بیرون از جم انداخت تا آنانیکه کند ذهن هستند بدانند که اصل در جم، فقط راستی و درستی است. برای او لباس و جایگاه اهمیت ندارد و این حق است که به انسانها ارزش می بخشد نه جایگاه ظاهری: سلیم می فرماید: خلات بسان نه خلات داران خالی بو گوران نه رای اقراران تیمور خلعت و لباس ظاهری را از خلعت داران زمانه میگیرد. بدان و قدرت مداران همواره تیموری اندیشیدن را بر نمی‌تابند و فرمان قتلش را صادر می‌کنند: بدان بر آرون فرمان قتلش نزانان تیمور چیشن نه فصلش بدان و انسانهای منفعت طلب فرمان قتل تیمور را صادر می کنند. اما نمی دانند که شاه تیمور مانند فصول است و زمستان قتلش مصادف خواهد شد با بهار ظهورش. تیمور نو وهار سالی ژە نودا آخیز کی وهار اول آخر یار بیقرار

  • 🌹شكر مرمو🌹           @sarangam ...در وصف اقا عباس....ذات داود بودن و ذات سلطان مهمان بودن وسومین مسند نشین خاندان شاه حیاس شهرياري ديم يك شو نه خواو دا شهرياري ديم سرسري سرسام مات مدهوش بيم ناگاه ديم طفلي خلاصه نجيم نگام كرد و طفل رخ زيبا عظيم تمز يه ويشن داراي هفت اقليم دل نه زيبائيش مشغول بي و ذوق نورش شوق مدا ژ نعلين تا فوق شوق ديدارش ذوقن پي دلان زينتن پي دنگ صف آراي گلان دل مست بي نه شوق شعاي شعله نور درونم كيل بي نه باده طهور مدرايم نه حضور يك خورشيد روي زيبا قامتي جواهر خوئي پرسام نو شخصه اي طفله كين عالم نه شوقش منور بين او شخصه واتش يه شاه حياسن ديدارش پي شوق يكرنگان خاصن رونق نه ديده خواصان خاص او رو علي بي آرو شاه عباس نازاري جمال دين و دنيام ديم دل مست و مغرور نه خواو بيدار بيم فداي نامت بام و طفلي باور شوق جمالت كفتنم نه سر كفتن نه سرم شوق جمالت گيانم و فداي لبان لعلت شو و روژ خيال ديدار تو من دل هانه پرواز يا هو منهو من ايدن خيالم شو و روژ نه دل چوين بلبل جوياي شوق شعله گل كاوم نه درگات ايدن آرزوم شو و روژ حاضر نه خاك پات بوم نجاتم بدين يكتاي يگانه خاكساري بوم نو خاندانه شو و روژ مشغول و خاكساري هرگز نوازم نه گيان بيزاري هيچ خاصتر نين نو ديدار تو بدر نجاتم شاه آيه منهو گناه كارم گنام بيشون اميدم و لطف دانايي تون عازيز آمانه به عشق بنيامين بوخش عصيانم شاي دكه نشين شكر ورد زوانش اينه آرزوي جمال دكه نشينه دوستداران راسن وتاي بي همتا اي حرفه راسن هر كسي شكدار قاپي عباسن نه ديوان يار رنگ چوين پلاسن هفتاد و دو دين حق سرشت كردن هر ملتي راي پيشان سپردن او روي كه بناي كارخانه بيا اي ملته وست نه عالم اولا شاه پيشان سپرد سر نروي راستي خدا باآشان آشان با خدايي خانه بي حساب صاحب خانه يك تو نه خانه ويت هيچ ماوره شك راگه شكداري مگيره نه پيش نه روي عرصات بكره انديش هر كس نه راي ويش شك آورد نه دل بي شك او كسه ممانو خجل او رو كه ظهور شاه مردان مبو شكداران تمام سرگردان مبو سرگردان مو و جمله شكداران صاف مون و پن نارواي شاران معطل ممانن نه بازار يار پي روژ عذاب مون گرفتار بي يار بي ياور بي دسگير دس هر آه مكيشن پي باده الس دلگير غمناك خاطر پريشان پشيمان موون و كار ويشان بي بش نه خرمان اعظم داور معطل ممانن نه صحراي محشر منيشن نه ساي درخت بي بر نا اميد مون نه چشمه كوثر هو اول و اخر يار @sarangam

  • #کانال سرانجام #مرنو " بخش هفدهم ، پایانی " « مدد از ذات حکیم حکمت بحر و برّ مکان » ‹ بسته شدن درب ورودی مرّ توسط فــریاد به امر سلــطان ‌› حضرت سلطان به فریاد فرمود که درب ورودی مرّنو را بسته و آنرا از نظر روح بدان غیب کن تا روح بدان نتوانند وارد مرّ شده و حتی آنها درون مرّ را نبینند و این جم مستانه مارا مشاهده نکنند زیرا این جم مستانه را من جهت نیکان برقرار کردم و این جم تا روز باقی همچنان جاودانه بماند . •🌺🍂• سلـطان مرمو ؛ فریاد بِوَستَه فریاد قاپی مَرّ نَه بد بِوَستَه دَرَجِش غیب بُو آو هم پیوَستَه تا نَیُو نه دِلی روحان گُسستَه بِمدَران چاویم وَ زارو خَستَه بَدان نَوینو اِی جم و مَستَه نَوِینان دیده‌ی جام و الستَه یانه‌ی شکاکان رِمیاوُ هرستَه بزم وُ باقیم پَی نیکان پرستَه •🌺🍂• فریاد هم به امر سلطان درب ورودی مَرّ رابدان می بندد و به سلطان عرض میکند که ماموریت راانجام دادم و درب مَرّ را به روی بدان بستم و نمیگذارم که روحشان وارد شود زیرا آنهااز نعمت دین یاری محروم هستند و بدان هیچوقت سعادت دیدن جم شاه رانخواهند داشت . •🌺🍂• فــریاد مـرمو ؛ عازیز ها بَستَم عازیز قاپی مَرّ چه بدان بَستَم نِمیو روُحشان پَی دیم ورستم صف بستن روحُ و بدان چا پستم محرُومنی چَی دین الستم بَد کَی دینَ جم شاهِ سرمستم 🔸پـایـــان •🌺🍂• 📚منبع ؛ دفتر کلام دست نویس سید ایمان خاموشی . @sarangam

  • 13 нояб.1 18039

    نمایی از بارگاه مقدس حضرت بابا ویسی

  • без подписи

  • ترجمه و معنی لغات کلام: ۱-رَوز : در زبان کُردی یعنی سبز شدن و روئیدن گل و گیاه و شاخه ۲-پَول : گروه، دسته ۳-صَیفور یا سَیفور: پارچه ابریشمی گرانبها (به نقل از لغتنامهٔ معین)

  • 🍁مبحثی کوتاه در بارهٔ شیخ عیسی برزنجی، پدر ظاهری حضرت سلطان اسحاق. کانال سرانجام شیخ عیسی برزنجی، اولاد پیغمبر و از نسل امام حسین است یعنی او سیدِ حسینی می باشد (طبق اسناد «کلام بَرزنجه» در دفتر سرانجام). 🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼 هو اول و آخر یار طبق متن دفترسرانجام، شیخ عیسی و شش برادر دیگرش قبل از ظهور حضرت سلطان سحاک در روستای برزنجه از توابع حلبچه در کردستان عراق زندگی می کردند. اسم شیخ عیسی و شش برادر دیگرش، طبق متن ″کلام برزنجه″عبارتند از: ۱-شیخ عیسی(ذات سید باوَیسی) ۲-شیخ موسی(ذات سید محمد گَورَه سوار) سَرحلقهٔ هفتوانه ۳-شیخ ناجی(ذات سید ابوالوفاء) ۴-شیخ باقی(ذات سید میر یا سید میر احمد) ۵-شیخ قدرت(ذات سید مصطفی) ۶-شیخ بالانتران (ذات سید شهاب الدین) ۷-شیخ اِیمام (ذات سید حبیب شاه) طبق″کلام برزنجه″ وقتی که بنیامین، داود، پیرموسی خواستند به خواستگاری خاتون دایراک برای شیخ عیسی بروند بحضور شیخ عیسی رسیدند و در بارهٔ این موضوع با او گفتگو کردند حضرت داود در این گفتگوها ابتداء او را سید و از نسل پیغمبر و از اولاد امام حسین خطاب کرد و اینچنین فرمود. داود مرمو: یا نسلِ رسول یاهُو وَ دِینِت، یا نسل رسول یا رَوزِ علي، حسینِ مَهلول(محلول)(۱) یا سیدِ ناج، پوست نشینِ پَول(۲) یا کامل عمر، دینِ دو سَر مُول یا صَیفور صاف، اَزلین وصول(۳) ترجمه: داود میفرماید: ای نسل رسول خدا// یاهو به دین تو باد، ای نسل رسول خدا// ای سبز شده از ریشهٔ علی که حسین محلول است (یعنی ذات حسین، حَل و فناء فی الله در خداوند است)// ای سیدِ رستگار، ای که بر روی پوست در میان گروه(درویشان) نشسته ای// ای که عمر کامل داری و دینِ دو سر تو(دنیا و آخرتت)مُهر و کامل است// ای تو که(مانند)‌پارچهٔ ابریشمی گرانقیمت، صاف و زیبا هستی و از ازل(تعیین شده)که به اینجا برسی// ★منابع استناد کلام فوق در سه نسخهٔ دفتر سرانجام ذیل: ۱- بند ۱۶۲ کلام برزنجه، از اپلیکیشن کلامات مرحوم استاد سید ایمان خاموشی ۲- بند ۱۴۷ کلام برزنجه، از نسخهٔ ا‌پلیکیشن کلامات جمخانهٔ مرحوم استاد سید امرالله شاه ابراهیمی ۳- صفحه ۲۳۷ کلام برزنجه، از دفتر سرانجام ۳، نسخهٔ مرحوم استاد سام الدین تبریزی طبق متن دفتر سرانجام، بعداز اینکه شیخ عیسی و شیخ موسی هر دو در برزنجه فوت کردند حضرت سلطان اسحاق به داود و قهار(مصطفی)فرمود آنها را در برزنجه بخاک بسپارید تا مقبرهٔ آنها محل زیارتگاه مردم بشود. اکنون بارگاه آنها در برزنجه، زیارتگاه مردم اهل سنت و خصوصأ پیروان طریقت قادري است، پیروان و ‌درویشان طریقت قادري، بسیار به شیخ عیسی و شیخ موسی اعتقاد دارند. شیخ عیسی بعداز اینکه در برزنجه فوت کرد ذات او بهمراه ذات شش برادر دیگرش، مجددأ در پردیور در جامهٔ هفتوانه به دنیا آمدند که به آنها«سادات هفتوانه» میگویند، در دفترکلام به سادات هفتوانه، هفت فرزند سلطان سحاک یا هفت پُور سلطان گفته شده است. شیخ عیسی بعداز فوت در برزنجه، در جامهٔ حاجی باوَیسی که یکی از هفتوانه است در پردیور به دنیا آمد و اکنون نام یکی از خاندانهای سادات یارستان «خاندان حاجی باوَیسی» است. علت اسم گذاری حاجی باویسی این است که حضرت سلطان اسحاق بخاطر اینکه پدر ظاهریش شیخ عیسی را بسیار دوست داشت، موقعی که او در پردیور در جامهٔ یکی از سادات هفتوانه به دنیا آمد حضرت سلطان اسم او را ″حاجی باباعیسی″ گذاشت که بطور اختصار ″حاجی باوَیسی″ گفته میشود یکی از اسناد تأیید این سخن در «کلام گِلیمَه کُول» موجود است در موقعی که حضرت سلطان به هفتوانه فرمود شما برای نجات گلیمه کول و مردم کشتی‌نشین، رِجا و شفاعت بکنید تا من داود را فورأ برای نجاتش در کشتی طوفان‌زده به دریا بفرستم، برادران هفتوانه و از جملهٔ سید باویسی برای بنیامین(گلیمه‌کول) از سلطان، رِجا و طلب امداد نمودند و به سلطان گفتند بنیامین را نجات بده و به پردیور بیاور. حضرت سلطان نیز خطاب به داود اینچنین میفرماید. سلطان مرمو: عیسی باوَه ما داود، باب عیسیم عیسی باوَه ما شیخ و برزنجه، حاجی کاوَه ما چیگا آخر مُور، فرزند لاوه ما رِجاچیِ بنیام، چَیور هاوه ما هفت فرزند اصل رِجاشان وانا، هفت فرزند اصل ریشه و جَرگمنِی، جه اصل و نور فصل جَرگم ها سِرّا، سرّ جه توی سر نصل منابع استناد کلام فوق: ۱-بند ۹ کلام گلیمه کول در اپلیکیشن کلامات مرحوم استاد سید ایمان خاموشی ۲-بند ۹ کلام گلیمه کول در ا‌پلیکیشن کلامات جمخانهٔ مرحوم استاد سید امرالله شاه ابراهیمی ۳-صفحه ۲۱۲ و ۲۱۳ کلام گلیمه کول از دفتر سرانجام ۲, نسخهٔ مرحوم استاد سام الدین تبریزی ۴-صفحهٔ ۲۰۹ کلام گلیمه کول از دیوان گَورَه، نسخهٔ استاد سید محمد حسینی ۵-صفحه ۴۲۰ کلام گلیمه کول از دفتر سرانجام, نسخهٔ استاد طیب طاهری @sarangam

  • 🌹 هو اول آخر یار... زیارتگاه حضرت حاجی باویسی واقع در شهرستان صحنه منطقه دینور روستای قره قاچ کانال سرانجام @sarangam

  • #کانال سرانجام #مرنو "قسمت شانزدهم" « مدد از ذات حکیم حکمت بحر و برّ مکان » ‹ غیب شدن هفتوانه توسط فــریاد به امر سلــطان › سلطان پس از بیان ماموریت خود به فــریاد امر فرموده که هفتوانه راغیب کن تا از پیش ما بروند و هرکدام را به سرزمینی منتقل کن تا به صورت هفتوانه که هفت برادر باشند به نام یاران قولتاس در پردیور به حضور می آورم ، سفارش میکنم این روزه و ریاضت و عباداتی که در مرّنو بنا نهاده ایم . باید همین ریاضت و روزه و عبادت در مورد یاران قولتاس °هفتوانه° هم بجا بیاورند چون این سه روز قولتاس به هفتوانه تعلق دارد . •🌺🍂• سلـطان مرمو ؛ فریاد بوینَه فریاد و اَمروُ اِزی بِوینَه هَم هفت لالهَ‌م بَرآو غیب نِگینَه روح و جامَه‌شان چَی وَر دَمینَه هَر وجای ویش شُو وَ شَمینَه مظهری هنی بَوان جِسمینَه هم سَر بَراران نه سَرزمینه بِزیانه راگه‌ی قولتاسینه •🌺🍂• هم و هفت بِرا هفت لاله‌م بِزیو همُ و هفت بِرا بِراو یکتربان دُوهم چا سرا چا قَوَلتاسیان وِرگرنان چِرا هم ای ریاضته چَی مَرَّه نِریا رای قَوَلتاسیم مَوهم بُو وَ راه بِدَری پیشان اِی روژه ویَرا 🔸 ادامه دارد ... •🌺🍂• @sarangam

  • #کانال سرانجام #مرنو "بخش پانزدهم" « مدد از ذات حکیم حکمت بحر و برّ مکان » ‹ برقراری روزه سه روزه مَرّنوی توسط سلطان و ماموریتهای سلطان با هفتن › ( قسمت دوم ) حضرت سلطان با هفتن در این سه روزه مرّنوی هرکدام جمعا 9 ساعت ماموریت دارند ، با توجه به کلامات سلطان میفرماید که این مرّ همان دُرّ است که دوباره ما به درون آن آمده ایم . •🌺🍂• سلطان میفرماید که راه و روش من ‹ روزه های مرّنوی و قولتاسی › که به افتخار خلقت روزه در ازل میباشد برقرار نمودم و آن سه ساعتی که مربوط به من است در ساعت اول آسمان را خلق را خلق نمودم و ستارگان و زمین را در آن قرار دادم ، مشاهده شد که روشنی به عالم دیجور نبخشید و ساعت دوم ماه را خلق نمودم باز روشنی کمی به دیجور بخشید و چنان بود که تاریکی و ظلمت دیجور زدوده نشد ؛ ساعت سوم خورشید را خلق نمودم دیدم تمام دیجور نورانی شده و روشنایی کافی به دیجور رسید خورشید را ثابت کردم و زمینه حیات در زمین فراهم شد ؛ روز چهارم از روز مرّنوی و قولتاسی را به افتخار و میمنت خلقت شش روزه جشن میگیرند و سلطان این روزه را عید و پادشاهی نام گذاری میکنند ، روز چهارم با یاران جم بستیم و مشغول ریاضت شدیم ؛ روز پنجم وارد کره آفتاب شدیم و روز ششم کائنات را خلق نمودم . •🌺🍂• سلـطان مرمو ؛ رای یِری رُوی اینا نیام رَوِشت رای یری رُوی یِری روی اَزَل قابِ دُرّ کُوی ها وَ یری سات سازام سَر مُوی پایِک ساعت سَمام ساخته چا هُوی صَف و سِتاران راز نام اوُردوی کم روشنیش وَست نه دیجور جوی •🌺🍂• ساعتُ و دومین ها سازنام مانگ ساعتُ و دومین هم پاک نَوی پاک دیجور تمین تمام روشنیش نَدا و جَمین •🌺🍂• ساعتُ و سوّمی سازنام آفتاو ساعتُ و سوّمی تمام بی روشن دِیجور تَمی ایمجار یری روژ چا سَروُ دَمی هم آو شُمم دا ریاضَت خَمی رَوژ چُوارمنان زیا آو جَمی رَوژ پَنجُمین وَستم آو شَمی رَوژ شِشُمین ساختم عالَمی 🔸 ادامه دارد ... •🌺🍂• @sarangam

  • #کانال سرانجام #مرنو "بخش چهاردهم" « مدد از ذات حکیم حکمت بحر و برّ مکان » ‹ برقراری روزه سه روزه مَرّنوی توسط سلطان و ماموریتهای سلطان با هفتن › ( قسمـــت اول ) سلطان مرمو ؛ مَوُ بو وَ عادت اِی یری روژم مَوُ بو دعات یاران مو گیرو ای راو ریاضت ریاضت شُمه پِیشان بو شادت اِی اَمرَه وَران سِیّد و سادت روحتاف بوینان ای پا ایستادت •🌺🍂• این روزه برای یاران شما قرار دادم و یاران باید این قول مرا مطیع باشند و آنرا بجا آورند . عشق شما در وجودم بود و به هرکدام از شما هفتن در بیست و چهار ساعت سه ساعت تعلق دارد که ماموریت های خود را دراین سه ساعت انجام داده و من هم باشما جمعاً میشویم هشت نفر بنابراین در بیست و چهار ساعت هر کدام از ما هشت نفر سه ساعت متعلق به ماست ؛ یاران بعد از این به بعد باید این روزه را در عالم فانی بجا آورند تا من هم در عالم باقی قسمت و پاداش آنانرا بدهم و به آنها پیاله کوثری بنوشانم و کردار من هم باکردار شما مخلوط است من هم با هفتن و هفتوانه جمعاً 15 نفر هستیم و دین یاری بهشتی است که 8 درب ورودی دارد که هفت دروازه آن مربوط به هفتن و یک دروازه هم مربوط به خودم ←سلــــطان→ است و یاران باید از طریق این هشت دروازه وارد دین یاری شوند ، هفتن و هفتوانه همگی برای من یکسان هستند و همه آنها مانند قند و نبات میباشند . •🌺🍂• سلـطان مرمو ؛ رای نامَه وَرتان اِینه مَوُ و َقَول رای نامه وَرتان نَه عشق وَشُمه روچَه و ثَمَرتان هرکی سه ساعت مَوُ و هدرتان بیستُ و چوار ساعت بُو وَ لنگرتان رَوژه و یری رو پَی هفت مظهرتان نَه عشق وَ شُمه شُوو بَشَرتان یاران بگیراش چی کوی ای سرتان تا چَو سَرژیتان بوینان مَمَرِتان مَمَروُ عشقی پیاله و کوثرتان •🌺🍂• ازیش سه ساقی ازیش نَه وَرِم مگنُو سه ساقی بشتان چنی بشما قاتی شُمَه هفتندی اِز هشتم هاتی هشتمینه نان قاپی وُ حیاتی هشت قاپی و بهشت شادی ومماتی دوهفتم چوارده قند و نباتی اِز وِیمَنان مُهر هشتمین ذاتی اِز ویم پانزدهمین چوارده پاکتاتی 🔸 ادامه دارد ... 🔴با جستجوی #مرنو پستهای مربوط به روزه مرّنو و اتفاقات مرّنو را مطالعه نمایید . •🌺🍂• @sarangam

  • # کانال سرانجام #مرنو "بخش سیزدهم" « مدد از ذات حکیم حکمت بحر و برّ مکان » ‹ سرنوشت هفتاد و یک پیر › پس از گفتگوی پیرخدر با حضرت سلطان ؛ حضرت سلطان میفرماید که شما به خانه های خود بروید و کاری کنید که کسی شمارا نشناسد ، مبادا شیخ قادر بهانه پیدا کرده و شمارا آزار دهد ، بیائید سجده جم کرده و بروید که بزودی شما را با رشید دوباره در پردیور جمع خواهم کرد . میر خدر باهفتاد سوار سجده جم کرده و از جم همت گرفته راهی برزنجه میشوند و به خانه هایشان میروند و به دستور سلطان عمل مینمایند ؛ سلـطان به روحـتاف میفرماید که هفتادو یک سوار رفتند اما بعد از چهل روز توسط قــهار قبض روح شده و دوباره با رشید به صورت هفتادو دو پیر آنهارا در پردیور جمع خواهم کرد ، بعد از چهل روز هفتادو یک سوار فوت شده و به امر سلطان روح آنها درسراسر دنیا پخش شده و هر یک در سرزمینی متولد شده و چشم انتظار فرمان سلطان هستند تا ندا رسیده و در پردیور به حضور برسند . 🔸 ادامه دارد ... •🌺🍂• @sarangam

  • # کانال سرانجام #مرنو "بخش دوازدهم" « مدد از ذات حکیم حکمت بحر و برّ مکان » ‹ ماجرای هفتادو یک پیر › فـریاد میفرماید ؛ هفتادو یک پیر همچنان در خارج مر ّمنتظر دستور هستند ، حال که جنگ خاتمه یافته و بدان همگی کشته شده اند و روح آنها خجالت زده ایستاده اند ، از حضور حضرت سلطان استدعا دارم که روح بدان به حضور نپذیرفته زیرا که آنها لایق نیستند که وارد جم زرده گل خاکان شوند و آنها از بشِ نذری محروم ساز . اما فــریاد از برای هفتادو یک پیر استدعا نموده که آنها را پذیرفته و همگی مشتاق دیدار و دستورات لازم هستند . حضرت سلطان در مورد روح بدان به فــریاد میفرماید که مشتی خاک که مایه از موسی سیاوه دارد بردار و روی روح بدان بپاش تا آنها اینجا را ترک کنند ؛ فــریاد اطاعت امر فرموده مشتی خاک را بر روی روح بدان پاشیده و همگی از اطراف مرّ دور شدند و هرکدام به دون شخصی رفته و در سراسر جهان پخش گردیدند . سلطان هفتادو یک پیر را پذیرفته و به فــریاد میفرماید که آنها را به طرف مرّ راهنمایی کن ، فریاد آنها را به حضور سلطان آورده و میرخدر شاهوئی که در پردیور پیرنریمان شاهوئی از هفتادو دوپیر میباشد و به نمایندگی از هفتادو یک پیر به درون مرّ خوانده شده و سلطان با او گفتگو میپردازد . •🌺🍂• میر خدر شاهوئی به خدمت سلطان عرض میکند که اجازه ندادی که در آبادی برزنجه به حضور برسیم نزدیک بود کوه برزنجه مارا هم از بین ببرد و لطف فــریاد شامل حال ما شد و از بلا نجات پیدا کردیم و فـریاد مشتی از خاک که مایه از زرده گل داشت در دشت پوشین روی ما پاشید و مارا بیدار نمود و بوسیله آن دونهای گذشته خود را از روز ازل تا حال شناختیم . میر خدر شاهوئی میفرماید ؛ خواجای غلامان سلطان رنگین خواجای غلامان چاکوی برزنجه ندایت صلامان هم نوشامی پِیمان ژار وُ بلامان لُطفِ فریادی بی وَ قلامان روشن بیمان بَی خاکُ و جَلامان هم رژیایم آو نور زَردَه طلامان •🌺🍂• پس از گزارش پیر خدر شاهوئی حضرت سلطان در جواب او میفرماید ای پیر خدر توهمیشه دوست من هستی ، من بخاطر شما ‹ هفتادو دو پیر › این آشوب را بپا کردم وشمارا مامور نابودی سپاه بدان نمودم گفتم که انتقام واقعه کربلا را ازبدان گرفته باشید . بهانه ای بود که روح بدان بدست قهار نابود شوند و شما که ازیاران هستید در جمع خودمان بپذیریم و از نعمت جم و دین یاری برخوردار باشید ، این جنگ بهانه ای بود که شما دوستان را به حضور آوریم . سلطان مرمو ؛ میرخدر شاهو میرخدر دوست زِیدِ کوی شاهو اِز پَی خاطرتان نِمانام آشو شَمه‌م کِرد زِوال خاران بد خو واتم حقِّ شام وَدستان گِنو بِکردی حقِّ جنگ مَدیِن رَو تا قهار روحشان وَ رای بَدِو زو تاشُمیش بَیدی وَی جَم وَ شخو شاد بودی وَ دین یارانِ هی هو خیزنام فتنه‌ی تابد بر بِلو وَی بهانه‌ی جنگ دوست آو وَرمیو •🌺🍂• پیرخدر شاهوئی در جواب سلطان میفرماید که ما و هفتادو دو پیر درتمام جنگها فاتح هستیم زیرا به فرموده تو از روز ازل ما سرخود را برای برقراری دینت فدا کرده ایم اگر ما سر و جان خود را در راه تو داده ایم در عوض عالم باقی مزد خود را گرفته ایم هدف ما رضایت خاطر تو میباشد . ماهم جریان مرّنو را به شما و یاران تبریک گفته وخلعت پوشان هفتن را شاد باش میگوئیم ؛ ماهم به میمنت این خلعت پوشان خود را شناختیم و اکنون در حضورت هستیم و افتخار ما این است که در رکاب تو هستیم هرچند که در دونهای گذشته رنج و مشقت کشیدیم شکر گزاریم که اکنون به مراد و مقصود خود رسیدیم ؛ امید است که تاآخر دنیا این صبوری که نصیب ما کردی از ما نگیری . 🔸 ادامه دارد ... •🌺🍂• @sarangam

  • #کانال سرانجام #مرنو "بخش یازدهم" « مدد از ذات حکیم حکمت بحر و برّ مکان » ‹ کلام خواندن توسط روحـتاف در درون مرّنو به امر سلــطان › پس از تقسیم ذات بین یاران حضرت سلطان به روحـتاف میفرماید که همگی یاران مست ذات شده اند کلامی بخوان تاماهم دست بزنیم و کلام را جواب دهیم . روحـتاف میفرماید ؛ طبل جاوِدی یا حقّ ایسحاق چی مرّ ژَنیاوَه یاشاه ایسحاق به امر سلطان دین یاری پایدار و جاویدان خواهد ماند و قدای این طبل جاویدی در درون این مرّ به صدا درآمده و تا ابد پایدار خواهد ماند . •🌺🍂• روحــتاف کلام را ادامه داده و حدود چهل و یک بیت کلام را باآهنگ خوانده و یاران هم جواب میدهند و دراین کلام موضوعات مختلفی بیان شده و توصیف و کنایه و اشاراتی دارد . مطلبی که مربوط به تاریخ و موعد روزه مرنوی میباشد به آن اشاره میشود . روحـتاف مرمو ؛ اَصلِ اُمیدی چَی زَر ونیاوَه فَصلِ سفیدی دوازده پَریاوه امیدی که ما به آن دل بسته ایم ‹ جاودان بودن دین یاری › به وسیله قلم زرّین پیرموسی نوشته شده و ماخوانده ایم که زمان روزه مرّنوی دوازده روز از ماه قمری گذشته است . •🌺🍂• پس از اتمام کلام در روز چهارم که به فرموده سلـطان هم عـید است و هم پادشاهی سلطان هفت خلعت از نور خود خلق کرده و در زیر قالیچه قرار داده و به شیخ ناجی از هفتوانه میفرماید که آن هفت خلعت را بیرون آورده تا هفتن را خلعت بپوشانیم . ⇐ روحـتاف ⇐ دُرّ ⇐ فــریاد ⇐ گوهَر ⇐ مـلارکـن ⇐ صَدَف ⇐ قــهار ⇐ شَوَه ⇐ هـاتـف ⇐ لؤلؤ ⇐ زرده بام ⇐ یاقوت ⇐ روچیـار ⇐ عَقیق 💎 الماس هم مربوط به حضرت سلـطان میباشد . •🌺🍂• سلطان مرمو ؛ جوهَر دُرَّن خلات روحـتاف جوهر دُرَّن ساخته و نورینن چاکان حُرَّن خلات فــریاد گوهر گُرَّن ـــــــــــــــــــــ صاف صَدَفَن خلاتُ و رُکــن صاف صَدَفَن خلاتُ و قــهارشَوَه وسیاه کَفَن شَوَهَ‌ی رونقی ساجُ وسَر زَفَن خلات و هاتــف لؤلؤی سَرقُفَن هاتفم دایراک اِزی مُنَفَن خلاتُ و حسین جامِ وسنجُفَن ساخته‌ی یاقوتی اَزَل اشرفَن خلاتُ و حسن جام و مجرَفَن ساخته‌ی یاقیقی نورین مَصرفَن ـــــــــــــــــــ آو هفت مَلَکَم ناجی بپوشان آو هفت مَلَکَم کَرَه‌شان نَه‌وَر بافته فَلَکَم هابیشان چَوکان الماس و لَکَم 🔸 ادامه دارد ... •🌺🍂• @sarangam