- Последний пост
- 23 февр.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
گفتم بیام یچیز تعریف کنم براتون… اممم…ذوقشو داشتم… من امروز برای اولین بار خودم تا خونه رانندگی کردم🥹🚘✨
دامبلدور چپه شده ی اون پشتو میبینین؟ اون الان منم🚶🏻♀ کلی فکر عجیب غریب فکر ایران فکر آینده حتی فکر همین فردا که کی حال داره موهارو از رو تخت جمع کنه فکر اینکه چقد این تابلو قشنگ شده... فکر اینکه شایسه تو بیمارستان ویروس نورو پخش شده فکر اینکه کی انقلاب میشه فکر اینکه کی مامانبابامو دوباره میبینم کالین لوپینو کی میبینم شایسه ماه بعد چویشن پروفونگ شروع میشه فکر اینکه دمت گرم دختر بیشتر از نصف آوسبیلدونگتو تموم کردی فکر اینکه بعد مرگ چه اتفاقی میفته فکر اینکه با دیوار بالای میز چیکار کنم فکر اینکه ۲۰۲۶ سالیه که ایران آزاد میشه فکر اینکه بعدش چی میشه فکر اون تار موهام که اول بیست سالگی سفید شدن فکر کنم ذهنم خالی شد میتونم سعی کنم بخوابم...
نشستم موهامو قاب کردم نصف شبی🫠🌊
без подписи
به طرز عجیبی خوابم نمیبره و باید بخوابم چون باید برم سرکار
این دختره خفن ترین آیینهی دنیارو خریده و بیصبرانه منتظرشه✨🪞
وااااای یادم باشه از اتاق عمل تعریف کنم براتوووون
فردا صبح قراره برم اتاق عمل و از نزدیک یه جراحی رو ببینم🩸🩻 bin gespannt drauf
اتفاقات کوچیک و ریزیه ها… ولی درطول روز انقدر تکرار میشه… خیلی حالت فرسایشی داره رو مغزم هرچقد که تو آمبولانت اوکیام با پرستاری تو Externeisatzها پشیمون میشم تنها امیدم اینه که کمتر از دوماه مونده فقط
ولی چند دقیقه یبار: „Du kannst jederzeit jeden fragen.“☺️ 🤦🏻♀️
خب از کجا مونده بودم…
پاشم برم اون سر بیمارستان… امروز SPTداریم Schüler- Praxis Tag مثل یه روز مدرسه ولی تو بیمارستان این قابلیتاشون خیلی خوبهها اتفاقا همکارا خیلی خوبن و واقعا بیمارستان خفنیه ولی این ویژگیاشون خیلی هست… جاهای مختلف دیدم از بقیه بچههام شنیدم🤦🏻♀️ پاشم برم…
پاشم برم اون سر بیمارستان… امروز SPTداریم Schüler- Praxis Tag مثل یه روز مدرسه ولی تو بیمارستان این قابلیتاشون خیلی خوبهها اتفاقا همکارا خیلی خوبن و واقعا بیمارستان خفنیه ولی این ویژگیاشون خیلی هست… جاهای مختلف دیدم از بقیه بچههام شنیدم🤦🏻♀️ پاشم برم برگردم ادامه غرهامو بزنم
ولی چند دقیقه یبار: „Du kannst jederzeit jeden fragen.“☺️ 🤦🏻♀️
دیگه اینکه… همیشه آدم حس میکنه یک همکاری هست که بینشون جا نداره و حس اینو میدن که تو یه کارآموز دست و پاگیری که با سوالات مارو کلافه میکنی و وقتمونو میگیری Aberrrrr ولی باید همه چیو بدونی و کار کنی یعنی من اگه اعتمادبنفسم بالا نبود و خودم و قابلیتامو نمیشناختم… بین اینا تبدیل میشدم به یه آدمی که همش به خودش شک داره و فک میکنه که احمقه
خب… اولین بخش رو مخیش اینه که نمیفهمم چرا هیشکی نمیاد اون اولش یک دور اون محل کارو به کارآموز جدید درست و حسابی نشون بده🤦🏻♀️ با اینکه چندبارم ازشون خواستم ولی هربار خیلی سطحی نشون دادن این باعث چی میشه؟ باعث میشه هربار میگن فلان چیزو بیار، اینو بذار فلانجا و … شما هزاربار باید بپرسین خب کجاست؟؟؟؟؟ و بعد طوری نگات میکنن که انگار اسکلی😕🦦
قبلش بگم… Externeinsatz دوره اجباری هست که شما چند ماه تو محل کار دیگهای بجز محل کار اصلیتون تو دوره آوسبیلدونگ باید بگذرونین
بیاین یکم از حسهای مختلفم تو Externeisatz بگم
فردا صبح قراره برم اتاق عمل و از نزدیک یه جراحی رو ببینم🩸🩻 bin gespannt drauf
این دختره امروز امتحانشو تو بیمارستان ۱ گرفته🫠 خیلی خسته و بیحالم... کاش یکم حالم بهترشه بشینیم حرف بزنیم کلی چیزای تعریف کردنی دارم براتون