- Последний пост
- 23 апр.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Экономика
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
چرا در خاورمیانه، بهتر است سیب را به بالا پرتاب نکنیم؟ برای من که فایننس خواندهام، خاورمیانه بهواسطه ریسکهای سیاسی، نااطمینانیهای نهادی و اکسپوژر به ریسکهای دُم توزیع (tail risks)، ریسک پرمیوم بالایی دارد. در واقع نتایج هرگونه اقدام سیاسی، واریانس زیادی دارد، احتمال بهوقوع پیوستن یک «قوی سیاه» در آن بهشکل غیر معمولی بالاست و نتیجه، وابسته به مسیر (path dependent) است. سادهتر آنکه «بالای چندانی ندارد اما پایینش باز است!» بنابراین بهعنوان یک انسان ریسکگریز در خاورمیانه، بهتر است به شرایط موجود دست نزنید مگر اینکه بسیار (تاکید می کنم بسیار!) نسبت به فرد یا ایدئولوژی جایگزین، اطمینان داشته باشید. بهعبارت دیگر باید همیشه سوگیری status quo داشته باشید، زیرا: «سیبی که در خاورمیانه به بالا پرتاب میکنید، علاوه بر هزار چرخی که میخورد، ممکن است وسط راه به موز تبدیل شود و شما احتمالاً این را نمیخواهید!»
وزارت خارجۀ عمان: «ایران و عمان، در سطح معاونان وزرای امور خارجه دو کشور با حضور متخصصانی از هر دو طرف، جلسهای برگزار کردند که در آن گزینههای ممکن در مورد تضمین عبور روان از تنگۀ هرمز در این شرایط منطقه بحث شد. در این جلسه، کارشناسان هر دو طرف دیدگاهها و پیشنهادهایی ارائه کردند که بررسی خواهد شد». شخصاً فکر میکنم زوده برای تصمیمگیری دربارۀ مدیریت تنگۀ هرمز. همین که قدرش رو بدونیم و بفهمیم دنیا رو به قبل و بعد خودش تقسیم کرده، کافیه. این فهم کمک میکنه ایدههای منسوخی مثل لغو تحریم یا معاملۀ هرمز با آمریکا رو حتی بررسی نکنیم. اما محض خیالبافی و نظرورزی، هفتۀ پیش به چند تا از دوستان عرض کردم که با عوارضگیری از تنگه موافق نیستم. اگر بناست این تنگه در اختیار ما بمونه و از دستش ندیم، عوارضگیری ما رو نهایتاً به کشوری مثل مصر تبدیل میکنه، امکان بیماری هلندی رو تشدید میکنه، و درنهایت عبور از تنگه رو تاحدی از صرفه میاندازه. باید به یک سازوکاری فکر کنیم که ایران رو صرفاً تلکهبگیر نکنه. بلکه فرصتی بسازه برای توسعۀ صنعتی ایران. برای مثال، شاید بشه به یک سازوکار «کوتای عبور» فکر کرد. یعنی کل عبورها از تنگۀ هرمز دربرابر کل تجارت خارجی ایران قرار بگیره. تارگت تجارت خارجی ایران رو بذاریم روی عدد X. بعد بگیم کشوری که ۵۰٪ از سهم تجارت خارجی ایران رو به دست بیاره، ۵۰٪ کوتای عبور از تنگه مال اونه. سازوکار خرید و فروشش هم مثل سازوکار خرید و فروش کوتا در هر جای جهان میشه. بدین ترتیب، هر سال هدف تجارت خارجی رو دربرابر میزان عبور سال گذشته از تنگه بالاتر میبریم تا کشورها مجبور شن از ما واردات بیشتری داشته باشن و از طرفی صنعت داخل هم تقویت بشه. اینطوری عملاً تحریمهای ثانویه رو هم بیمعنا میکنیم. عرض کردم. این صرفاً یک خیالپردازیه. به نظرم، صرفاً باید به راههای جایگزین عوارضگیری بیشتر فکر کرد.
بعد از 50 سال از سقوط شاه، جمهوری اسلامی با همون عواملی که منجر به سقوط شاه شد، مواجه هست: اقتصادی که تورم و فساد در اون نهادینه شده، قدرت نظامی که مورد تنفر مردم هست، رهبری که از حقیقت شرایط به دور هست. در سالهای اخیر، جمهوری اسلامی با اعتراضات و چالش های متعددی مواجه بوده و هر بار معترضان امید سقوط داشتند اما رژیم تونسته از اون شرایط عبور کنه. در شرایطی که جمهوری اسلامی نه توانسته از کشور در برابر دشمن خارجی دفاع کند و نه توانسته نیازهای اولیه شهروندان را فراهم کند و معترضان را آرام کند، رویکرد بشار اسد را پیش گرفته که "یا ما، یا کشور را میسوزانیم". رژیم در برابر معترضان، خشونت را انتخاب میکند چون چیزی برای ارائه و آرام کردن آنها ندارد. آرامش مقطعی در اعتراضات، نشانه خاموش شدن آنها نیست؛ همانطور که در انقلاب 57، اعتراضات در بهار زیاد بود، در تابستان کاهش یافت و در پاییز دوباره اوج گرفت و به انقلاب در زمستان منتهی شد. در دیدگاه عامه پسند، انقلابها خطی هستند: اعتراضات شروع میشه، اعتراضات بیشتر میشه و اوج میگیره، دیکتاتور سقوط میکنه. اما در واقعیت، شرایط متفاوت و ناخوشایند و پیچیده بوده. اپوزیسیون ایران، فاقد برنامه و مسیر مشخص برای تغییر رژیم هستند. دو اتفاق ممکن و ناخوشایند برای آینده میتونه رخ بده: اول اینکه سپاه قدرت رو به دست بگیره و ایران رو به شرایطی مشابه پاکستان و مصر ببره. در این حالت کشور نظامی شده و مشکلات اقتصادی پابرجا هستند و آینده روشنی وجود نداره. دوم: بدون گزینه جانشین و آلترنتیو برای حکومت فعلی، ایران وارد آشوب و سوریه شدن و تکه تکه شدن شه. این گزینه، کشورهای منطقه رو میترسونه چراکه کنترل سلاح ها و موشک ها معلوم نیست به دست کی افتاده و موج عظیمی از پناهندگان به کشورهای اطراف هجوم میبرند. اکونومیست شماره 17 ژانویه 2026
без подписи
без подписи
اینکه میگویند ج.ا اگر فلان کار را نمیکرد یا فلان امتیاز را بدهد جنگ نمیشود، آنهم وقتی یک عده فاشیستِ وحشی که سرمایه اجتماعی و هژمونی انباشت شده امریکا از زمان پدران بنیانگذار را برای ضعیفکشی و توهین به کشورهای دیگر استفاده میکنند، سادهانگارانه است. پوتین نصف اوکراین را گرفته و ترامپ خواهش میکند یک هفته حمله نکند تا بتوانند به یک توافق نصفه و نیمه برسند. چین تهدید تعرفهای ترامپ را با تعرفههای متقابل پاسخ داد و ترامپ از موضعش عقب نشست. اینها فقط زبان قدرت میفهمند. دیروز هستهای بود، امروز موشکی است، فردا نفت است!
مهمترین دلیلی که یک ایرانی در خاورمیانه از نظر اقتصادی احساس «فلاکت» میکند، پتانسیل از دست رفته فروش نفت و گاز است. در واقع نقطه مرجعش را امارات، قطر، بحرین، کویت یا عربستان قرار داده و بهشدت احساس زیان میکند (جنوب غرب نمودار). در این شرایط کاملا مستعد است که به سمت قمار برود من پیشنهاد میکنم اولاً ایران را با آن پیشینه تاریخی و این موقعیت ژئوپلتیک با کشورهایی که باید ذرهبین بهدست بگیرید تا روی نقشه پیدا کنید مقایسه نکنید، یعنی هیچوقت فکر نکنید قرار است نفت بفروشیم و happily ever after زندگی کنیم. دلیل دیگر احساس فلاکت، شرایط اقتصادی گذشته و خصوصاً دهه 80 (تا حدود 96) است. در واقع ما داریم خودمان را با آنچیزی که قبلاً بودیم مقایسه میکنیم. مقایسهای که البته اشتباه است. ایرانی انتظار دارد دولت نفت را بفروشد و هر ماه کارت بانکی مردم را شارژ کند، اتفاقی که در دهه 80 میفتاد و باعث ایجاد رفاه مصنوعی و بیماری هلندی شد. در واقع در یک حکمرانی درست اقتصادی، پول نفت اصلاً قرار نیست به جیب مردم برود، چون این پول مال مردم «فعلی» کشور نیست، به «آیندگان» هم تعلق دارد. در نتیجه باید در یک صندوق ثروت ملی سرمایهگذاری شود. در واقع فروش نفت مکانیزمی شبیه استقراض دارد، شما دارید از آینده قرض میگیرید. چرا اینها را الان مطرح میکنم؟ چون الان که خطر حمله خارجی جدی شده، خوب است از آن فانتزی که در ذهنتان ساختید قدری خارج شوید، پایتان را روی زمین بگذارید (نقطه مرجع درست) و در ذهن خودتان هزینه فایده کنید.
без подписи
خرید سهام بهشکلی که «انگار فردایی وجود ندارد» در شرایط نرخ بهره مورد انتظار 40 درصد و خطر realized شده جنگ منطقی نیست. خصوصاً وقتی میبینید با خبرهای کماهمیتی مثل حذف حجم مبنا بازار را داغ میکنند. حتی رشد قیمت دلار نیما یا تغییر بازار فروش ارز شرکتها به تالار فلان و بهمان هم با وجود اینکه اهمیت دارد، آنقدرها هم مهم نیست. در واقع ارزش یک شرکت، امید ریاضی جریانهای نقدی آتی آن شرکت است که با نرخ تنزیل مربوطه به امروز آورده شده است. توجه کنید که در حسابداری ما از فرض «تداوم فعالیت» یا going concern استفاده میکنیم. فعلاً از من بپذیرید که این فرض یعنی شرکت قرار است تا «آخرین روز دنیا» باز باشد و به فعالیت ادامه دهد. در نتیجه ما هم زمان ارزشگذاری شرکت همین را فرض میکنیم. حالا اگر فکر میکنید بازار تا «آخرین روز دنیا» داشته فرض میکرده اسپرد دلار آزاد و نیما 80 درصد باقی بماند و حالا با آمدن پالسهای مثبت از سوی سیاستگذار، خیلی سریع مفروضاتش را عوض کرده، این یک فرضیه بر اساس این است که بازار سهام ایران حتی در شکل ضعیف هم کارا (efficient) نمیباشد و حداقل «فلسفه سرمایهگذاری» من بر این اساس نیست. آیا بازار بالاتر از سطوح فعلی را خواهد دید؟ ظاهراً، ولی من از امروز به بعد در حال برداشتن گامهای احتیاطی هستم.
🔴 اطلاعیه عرضه اولیه #اروند 🔴 سهام شرکت پتروشیمی اروند یکم دی ماه 1404 در بورس تهران عرضه اولیه میشود 🔵 نماد: #اروند 🗓 دوشنبه 1404/10/01 ➕ حداکثر تعداد: 2,000 سهم 💵 سقف قیمت : 37,500 ریال
🔴 اطلاعیه عرضه اولیه #اروند 🔴 سهام شرکت پتروشیمی اروند یکم دی ماه 1404 در بورس تهران عرضه اولیه میشود 🔵 نماد: #اروند 🗓 دوشنبه 1404/10/01 ➕ حداکثر تعداد: 2,000 سهم 💵 سقف قیمت : 37,500 ریال
خروج ترامپ از برجام واقعاً برای ایران خسرانآفرین بود. نکته اساسی این است که سقوط اقتصادی که از آن زمان تاکنون رخ داده، واقعاً در تاریخ ایران کمنظیر است. کاملاً قابل پیشبینی بود که عدم معامله با دولت نخست ترامپ منجر به تعلیق و در نهایت فروپاشی توافق خواهد شد و دولت ایران میباید قبل از وقوع، «چارهاندیشی» کند و چیزی را که بعد از سالها تنش و دشمنی بوجود آمده، یکشبه بر باد ندهد. از طرفی دیگر از یاد هم نمیبریم که چطور فضای باز ناشی از توافق دست عدهای را برای ماجراجوییهای بیشتر در منطقه باز گذاشته بود. چه کسی یا گروهی جوابگوی این «افتضاح»ی است که پیش آمده و از آن روز تابحال ادامه دارد؟ چه مقامی این سقوط ارزش ریال(قیمت دلار) و مسکنت و نکبت و رکود و فقری که بر جامعه حاکم شده را میتوان چاره کند؟ چه چیزی «ارزش»ی بیشتر از ثبات و رفاه جامعه داشت که بابتش چنین هزینهٔ سنگین و ناتمامی پرداخت شود؟
به جای درآمد ثابت میتونید صندوق نهال رو بخرید ۳۹۵۰ جای خوبی هست با توجه به موجودی نقدی که داره و گواهی نقره و مس و زعفران، به زودی روند صعودی نرمی رو شروع خواهد کرد پ ن:جای طلا رو نمیگیره به جای درامد ثابت خوبه و واسه مدیریت پرتفو
این ادعا که پول همیشه بین سهام و طلا میچرخد و «خروج پول از سهام برابر با ورود پول به طلا و بالعکس» هست هم دیدگاهی بسیار سرگرمکننده است!
یک نکته: صداقت یک گروه مدیریت دارایی را از تفاوت بین عملکرد سبدها و صندوقهای آن میتوان تشخیص داد؛ عملکرد سبدها معمولاً شگفتانگیز است و عملکرد صندوقها رقتآور!
🟢وزیر اقتصاد از شمش های طلای گرمی بورس کالا رونمایی کرد/ 🟡هر شمش طلا، 30 گرم سید علی مدنیزاده وزیر امور اقتصادی و دارایی در سومین همایش تجلیل از برترینهای بورس کالای ایران از شمشهای طلای گرمی بورس کالا رونمایی کرد. شمشهای طلای گرمی بورس کالای ایران در این مرحله با وزن 30 گرم و با عیار 995 است و امکان تحویل آن در معاملات گواهی سپرده بورس کالا در آینده ای نزدیک آغاز می شود؛ همچنین امکان تحویل شمش های طلای 10 گرمی بورس کالای ایران در دستورکار این بورس قرار دارد.
دلار زیر ۱۱۰ـ۱۰۵ خریدنی هست.
گوشه ذهنتون داشته باشید و فکر کنین دربارهش: تبدیل اونس به بیتکوین خیلی دور از ذهن نیست. بیت اگر بره زیر ۱۰۰.۰۰۰ دلار خیلی منطقی میشه این کار. پارسالم مشابهش اتفاق افتاد
طلا ۹ هفته هست که پشت هم رفته بالا، طلا هیچوقت ده هفته پشت هم نرفته بالا، ۵ بار تو تاریخش ۹ هفته پشت هم رفته بالا اگر تاریخ دوباره تکرار شه از اینجا ریزش شروع میشه.
کف دلار حسب نقدیندگی 109.160 تومان کف دلار حسب معاملاتی آتی طلا 110.256 تومان سقف دلار در ماه جاری حسب نقدینگی 113.906 تومان سقف دلار در ماه جاری حسب معاملات آتی طلا 114.696 تومان پ.ن: آخرین عدد نقدینگی و تخمین اتفاق افتاده بر اساس نقدینگی گزارش شده بهار میباشد