شاه دُخت
Статистикаیه آدم که با نوشتن فقط حالش خوب میشه یه آدم که به روزمرگی های زندگی جور دیگه نگاه میکنه یه آدم که وسط این هیاهو فقط میخواد حالش رو خوب نگهدارِ:) ارتباط مدیرhttps://t.me/seyedhkhanom1376sadat
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 12
- Всего постов
- 90
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 2
- 1/48двое суток
- 2
- 1/72трое суток
- 2
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
یادآوری: آدمِ عاشق، پیگیره
با آدمایی که دوسشون دارید حرف بزنید؛ وقتی ناراحتن، وقتی خوشحالن، وقتی عاشقن، وقتی دلخورن و نمی تونن ببخشن، وقتی غصه امونشونو بریده، وقتی اعصابشون خورده. آدمیزاد اگه حرف نزنه، باید تنهایی بار درداشو به دوش بکشه؛ حرف دل آدمارو پیر می کنه؛ حرف بزنید.
نیازی به آدم جدید ندارم،همینا که دورمن هر روز یه آدم جدید میشن.
پرنسس واقعی به روایت تصویر :😍 👿@iShiyaf | شیاف
بعد از اینکه از رابطه همه ایراد گرفتم من و پسری که عاشقش شدم: 😶 @Okhtapooous
آرام بودن را تمرین کن… نه فقط در ظاهر، بلکه در عمق وجودت. آرام خوردن یعنی مزه کردن لحظه، یعنی احترام به بدن، یعنی تبدیل غذا به مراقبهای بیکلام. آرام راه رفتن یعنی حس کردن زمین زیر پا، یعنی هر قدم را آگاهانه برداشتن، نه برای رسیدن، بلکه برای بودن. آرام فکر کردن یعنی رها شدن از شتاب ذهن، از قضاوتهای بیوقفه، از پرسههای بیهدف در گذشته و آینده. آرام صحبت کردن یعنی انتخاب واژهها با دقت، با مهر، با حضور؛ یعنی تبدیل گفتوگو به ارتباطی واقعی، نه فقط تبادل صدا. آرام بودن، تمرینیست برای بازگشت به خود. برای اینکه در میان هیاهوی جهان، صدای درونت را بشنوی. برای اینکه بفهمی زندگی فقط در لحظهی حال جریان دارد، نه در خاطرهی دیروز و نه در خیال فردا. آرام بودن، نوعی مراقبه است؛ مراقبهای که در آن، هر حرکت، هر نگاه، هر نفس، تبدیل میشود به فرصتی برای آگاهی، برای اتصال، برای آرامش. و وقتی این آرامش را تمرین میکنی، کمکم به خودت نزدیک میشوی. به آن بخش از وجودت که همیشه بوده، اما در شتاب روزمرگی گم شده. به آن سکوتی که درونت هست، و فقط منتظر است شنیده شود. 📚 @bo0ok_lovers
آدم یه جایی از زندگی دیگه دنبال آدم کامل نمیگرده. دنبال کسی میگرده که مجبور نباشه کنارش خودش رو سانسور کنه. کسی که بشه باهاش سکوت کرد، حرف زد، خندید، و حتی بعضی روزها حال خوبی نداشت؛ بدون اینکه ترس از دست دادنش رو به دوش بکشی. چون آدم وقتی زیاد آسیب میبینه دیگه عاشق هیجان نیست؛ دنبال آرامشه. دنبال یه نفر که موندنش رو هر روز ثابت نکنه، فقط با رفتارش کاری کنه که به موندنش شک نکنی. آخرش همه چیز برمیگرده به یه حس ساده؛ اینکه کنار یک نفر، بالاخره خیالت از خودت راحت باشه.
کمتر از ۴۵ روز دیگه پاییزه بارون میباره هوا خنک میشه میریم قهوه میخوریم دووم بیار. Mariy2020✍
توی آسانسور یه بچه حدودا پنج شیش ساله با مامانش بود. از طبقه سوم تا همکف بدون پلک زدن منو نگاه میکرد. رسیدیم همکف برگشت به مامانش گفت: «مامان این خانومم با ما میاد؟» مامانش گفت: «نه عزیزم.» گفت: «خوبه.» چرا خب توله سگ! مگه من چیکارت داشتم :))) Zahra Amiri✍
او زخم میزد،و من به همه میگفتم چشمانش معصومیتی بی مانند موج میزند،عشق آدم را احمق میکند،شاید هم ناباور.
این روزا فقط مرتضی پاشایی جوابه..
«به خاطر داشته باش که میمیری.»
آدمی که فقط موقع نیازش سراغت میاد حق نداره اسم خودش رو رفیق، عشق یا همدل بذاره. بعضیا فقط تا وقتی حالت خوبه کنارتن، تا وقتی میتونی براشون کاری انجام بدی، تا وقتی حضورت براشون منفعتی داره؛ اما همین که یه روز خودت خسته بشی، خودت به یه نفر احتیاج داشته باشی، آرومآروم ناپدید میشن، انگار نه انگار که یه روز ادعای موندن داشتن. یه زمانی ناراحت میشدم، دنبال دلیل رفتنشون میگشتم، فکر میکردم شاید تقصیر از منه؛ اما امروز میفهمم بودن بعضی آدمها ارزش نبود، فقط عادت کرده بودم به حضورشون و وقتی این عادت از بین رفت، دیدم نه چیزی از من کم شد، نه زندگی متوقف شد. بعضیا از زندگیت نمیرن که تنهات بذارن؛ میرن تا بهت ثابت کنن از اول هم ارزش موندن نداشتن.
🔴شاید به این عکسا نگاه کنید فکر کنید اینا اشغالن اما اینا آدمن که دست به خودکشی دست جمعی زدن. ۴۰ سال پیش ۹۱۸ نفر باهم با سیانور خودشونو کشتن. رهبر یه فرقه به اسم جونز با سوءاستفاده از نفوذش، به اعضای فرقه القا کرده بود که دنیا علیه آنهاست و مرگ تنها راه رهایی است 😶 @Okhtapooous
همه چیز رو از دست بده اما اون دوستی که تورو تا خونه میرسونه و خودش تنهایی به خونه برمیگرده رو هرگز.
کاش یه روز بفهمی که هیچوقت نمیخواستم دعوا کنیم فقط میخواستم بفهمی اون موضوع چقدر اذیتم میکرد.
برای اونهایی که درگیر جدایی از یه آدم نامناسبن، بهتون قول میدم زمان که بگذره و آدمهای جدید وارد زندگیت بشن چنان اون قبلیها فراموش میشن که انگار هیچوقت نبودن، پس نترس، این رنج رو تحمل کن و آدمی که اذیتت میکنه، بهت احترام نمیذاره و اولویتش نیستی رو رها کن.
از دست دادن من سخت نیست. سختی ماجرا از روزیه که بخوای برگردی و بفهمی دیگه چیزی مثل قبل منتظرت نیست. بعضی آدما همیشه فکر میکنن هروقت اراده کنن همه چیز از همون جایی ادامه پیدا میکنه که رهاش کرده بودن. فکر میکنن همیشه یه فرصت دیگه هست، همیشه یه بخشش دیگه، همیشه یه اشکالی نداره دیگه هست. اما زندگی اینطوری نیست. بعضی درها فقط یه بار باز میشن، بعضی دلها فقط یه بار با تمام وجود اعتماد میکنن، و بعضی فرصتها وقتی از دست برن دیگه هیچ راهی برای جبرانشون وجود نداره. امیدوارم وقتی قدر بعضیارو فهمیدی، هنوز دیر نشده باشه؛ چون بعضی رفتنها، راه برگشت ندارن.
یه اتفاق خوب لطفاً.
شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد آه... ای گنجشک های مضطرب شرمنده ام! لانۀ بر شاخه های لاغرم را باد برد من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند ... نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد از غزل هایم فقط خاکستری مانده به جا بیت های روشن و شعله ورم را باد برد با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز دیر کردی... نیمۀ عاشقترم را باد برد بال کوبیدم قفس را وا کنم عمرم گذشت وا نشد، بدتر از آن بال و پرم را باد برد