tgindex
سرمایه گذاری و ثروت آفرینی

سرمایه گذاری و ثروت آفرینی

Статистика

سرمایه گذاری آنلاین در: ✔️صندوق های طلا ✔️ درآمد ثابت ✔️سهام نصب اپلیکیشن: https://dabi.kiangroup.com/a/5985d620 مشاوره و راهنمایی: 021-47184 ارتباط با ما: @ebrahimsheikheh 09364099527

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
20
Всего постов
35
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Экономика
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 158
−2 за 4 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
17
35 постов
Вовлечённость
0,8%
к подписчикам
Постов в день
2,9
всего 35
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
16
1/48двое суток
18
1/72трое суток
19

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • . یادم می‌آید آن وقت‌ها که کله‌ام باد داشت و سرم بوی قورمه‌سبزیِ «یقین» می‌داد..! قاطعانه باور داشتم که تحت هیچ شرایطی نباید جلوی مهارت‌آموزی و علایق بچه‌ها ایستاد. با خودم می‌گفتم: «بچه دوست دارد، علاقه نشان داده پس باید برود دنبالش. هی توی بوق می‌کردم که: «بگذارید بچه‌ها دنیا را تجربه کنند. بگذارید بال و پر بگیرند.» نمی‌دانستم که این « دنبال کردن علایق»، وقتی بدون فیلتر باشد چه دُمَل چرکیِ عجیبی از آب درمی‌آید. با همین فرمانِ روشنفکرانه جلو می‌رفتم که ترمزِ دستی‌ام با دیدنِ صحنه‌هایی که منطقِ تربیتی‌ام را زیر سوال می برد کشیده‌شد. ماجرا از آنجایی شروع شد که مادری تعریف می‌کرد که کودکش را به دلیل علاقه به حرکات ریتمیک به کلاس نماهنگ وحرکات ریتمیک برده بلکه چهار تا بالا وپایین بپردو از کله اش بیافتد وتخلیه انرژی شود حالا دخترکِ ده‌ساله، نشسته است به نقشه کشیدن برای مهاجرت و رقاصه شدن ... میگفت با هزار بدبختی وترفند جورواجور بچه را از کلاس حرکات ریتمیک بیرون کشیده است. اینجا بود که فهمیدم علاقه و مهارت مثل باد و آتش‌اند وقتی به چیزی علاقه داری به سمت مهارت‌آموزی‌اش می‌روی و وقتی مهارتت بالا رفت این باد به آتشِ علاقه‌ات دامن می‌زند و چنان شعله‌ورش می‌کند که دیگر خاموش کردنش به این آسانی‌ها نیست. با حضور این آگاهی، اولین تَرَک، روی شیشهٔ باورهایم افتاد.متوجه شدم درِ هر مهارتی را نباید به روی بچه ها گشود.. بچه‌هایی که به اسم «استعداد ومهارت کلامی» و «سردرآوردن از دنیای دیجیتال» ادمینِ پیج‌ها و کانال‌های اینستاگرام شده‌اند و برای آدم‌بزرگ‌ها «تولید محتوا» می‌کنند! کودکانی اند که باید در دنیای معصومانه‌ی بازی‌ها سیر کنند، اما حالا درگیرِ لایک و بازدید و کامنت هستندو هر روز، بی‌دفاع و بی‌سپر، در فضای مجازی با سیلِ محتواهای نامناسبِ سنشان چشم در چشم می‌شوند محتوایی که روح و روانِ کوچکشان، ظرفیتِ هضمِ آن را ندارد واینگونه است که  غولِ بلوغ، کفش و کلاه کرده و رسیده به کلاس سوم و چهارم... بچه‌های ده‌ساله، حرف‌هایی می‌زنند که ما در هفده سالگی اگر به گوشمان می‌خورد، باید با آب‌قند به هوشمان می‌آوردند! بچه‌ها هنوز جدول‌ضرب را کامل حفظ نشده‌اند، اما درگیرِ طوفان‌های هورمونی شده‌اند.بدن‌ها هنوز کودک است اما ذهن‌ها انگار با کودهای شیمیایی پرورش یافته‌اند.دلیلش هم مواجهه هایی بوده که مناسب سن وسالشان نبوده است و تلخ‌تر از آن وقتی بود که مکالمه دو بچه کلاس دوم دبستان به گوشم خورد. یکی‌شان با غصه به آن یکی می‌گفت: «خوش به حالت... تو خوشگلی. کاش من انقدر زشت نبودم.» دوستش در جواب با یک اطمینانِ بزرگسالانه گفت: غصه نخور... یک کم دیگه که بزرگ شدی، برو دماغت رو عمل کن !» اینجا دیگر بحثِ «استعداد و مهارت» نیست.ما به اسمِ احترام به علایق بچه‌ها، آن‌ها را در معرضِ ویترینِ دنیای خودمان قرار داده‌ایم و نیاز به زیباییِ تصنعی، نیاز به دیده شدن را در آن‌ها بیدار کرده‌ایم ما با انبرکِ «رشد وتوسعه مهارت ها»، افتاده‌ایم به جانِ بچه‌ها و نیازهایی را بیرون کشیده‌ایم که هنوز نارس‌اند وبرای سن بچه ها حکم هیولا را دارند آری ما همراهِ این مهارت‌آموزی‌ها، «هیولاها» را هم بیدار کرده‌ایم. حالا که دوباره دست می‌کشم روی سرم دیگر آن بوی قورمه‌سبزیِ جاافتاده‌ی یقین نیست انگار کله‌ام حالا بوی « واقعیت » می‌دهد. واقعیتِ تلخی که می‌گوید:ما نه باغبان، که سارقانِ کودکی بودیم، ما خامی کردیم فکر کردیم اگر درِ دنیای پر زرق و برقِ بزرگسالان را به روی بچه‌ها باز کنیم آن‌ها فقط مهارت‌هایش را برمی‌دارند، نمی دانستیم تقویمِ طبیعتشان را دست‌کاری می‌کنیم ما بچه‌ها را پیش از آنکه آب‌بازی در حوضِ امنِ کودکی را تمام کنند به عمیق‌ترین و تاریک‌ترین اقیانوسِ دنیای آدم‌بزرگ‌ها پرتاب کرده‌ایم. حالا آن‌ها دارند زیر امواجِ سنگینِ دنیای بزرگترها دست‌وپا می‌زنند و ما بر ساحل ایستاده‌ایم، برایشان دست تکان می‌دهیم و اسم غرق شدنشان را گذاشته‌ایم  «مهارت و توسعه فردی » ✍شایسته احمدی @sarmayeusarvat

  • 💢 راز تکاملی برتری دست راست بر چپ؛ چرا ۹۰ درصد انسان‌ها راست‌دست‌اند؟ راست‌دست بودن انسان‌ها احتمالاً نتیجه میلیون‌ها سال تکامل است؛ از لحظه‌ای که اجداد ما روی دو پا ایستادند تا زمانی که مغز انسان برای زبان، ابزارسازی و حرکات دقیق تخصصی‌تر شد. تقریباً همه ما در اطراف‌مان افراد راست‌دست بیشتری می‌بینیم؛ از نوشتن و غذا خوردن گرفته تا کار با ابزار و تلفن همراه. حدود ۹۰ درصد انسان‌های جهان راست‌دست‌اند؛ آماری عجیب که دهه‌هاست ذهن دانشمندان را مشغول کرده است. چرا انسان‌ها تا این اندازه به یک سمت گرایش پیدا کرده‌اند؟ و چرا این ویژگی در دنیای حیوانات تا این حد نادر است؟ پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد پاسخ احتمالاً در مسیر تکامل انسان پنهان شده؛ جایی میان راه رفتن روی دو پا، رشد مغز و توانایی ساخت ابزار. راست‌دستی؛ ویژگی‌ای نادر در «طبیعت» در بسیاری از حیوانات، ترجیح واضح یک دست یا پنجه نسبت به دیگری دیده نمی‌شود. حتی در میان نزدیک‌ترین خویشاوندان انسان، مثل شامپانزه‌ها، برتری یک دست بسیار ضعیف‌تر از انسان است. اما در انسان، راست‌دستی تقریباً به یک «استاندارد جهانی» تبدیل شده است. این موضوع باعث شده پژوهشگران مدت‌ها دنبال یک «ژن راست‌دستی» بگردند، اما تاکنون هیچ ژن واحد و قطعی‌ای پیدا نشده که بتواند این ویژگی را توضیح دهد. همه‌چیز شاید از راه رفتن روی دو پا شروع شد مطالعه‌ای تازه از پژوهشگران دانشگاه آکسفورد می‌گوید راست‌دستی احتمالاً نتیجه دو تغییر مهم در تکامل انسان بوده است: راه رفتن روی دو پا و بزرگ‌تر شدن مغز. وقتی اجداد انسان شروع کردند روی دو پا حرکت کنند، دست‌ها دیگر وظیفه اصلی حرکت را نداشتند و آزاد شدند تا کارهای دقیق‌تری انجام دهند؛ مانند: حمل اشیا، استفاده از ابزار، شکار و انجام حرکات ظریف. به‌مرور، مغز انسان احتمالاً برای انجام مؤثرتر این کارها، یک سمت بدن را «تخصصی‌تر» کرد. مغز انسان نامتقارن است دانشمندان می‌گویند مغز انسان کاملاً متقارن عمل نمی‌کند. دو نیمکره مغز وظایف متفاوتی دارند: نیمکره چپ بیشتر با زبان و حرکات ظریف مرتبط است و نیمکره راست بیشتر در پردازش فضایی و تصویری نقش دارد از آنجا که نیمکره چپ کنترل سمت راست بدن را برعهده دارد، بسیاری از پژوهشگران معتقدند رشد مراکز زبانی و حرکتی در نیمکره چپ، به تقویت راست‌دستی کمک کرده است. ابزارسازی؛ نقطه عطف تکامل برخی انسان‌شناسان معتقدند ساخت ابزار نقش مهمی در شکل‌گیری راست‌دستی داشته است. استفاده مداوم از یک دست برای انجام کارهای دقیق، می‌توانست سرعت، هماهنگی و دقت را افزایش دهد. به‌تدریج، این برتری ممکن است در طول نسل‌ها تثبیت شده باشد. پس چرا چپ‌دست‌ها باقی ماندند؟ اگر راست‌دستی این‌قدر رایج است، چرا هنوز حدود ۱۰ درصد مردم چپ‌دست‌اند؟ پژوهشگران می‌گویند چپ‌دستی احتمالاً بخشی طبیعی از تنوع زیستی انسان است. برخی نظریه‌ها حتی پیشنهاد می‌کنند در بعضی شرایط، چپ‌دست بودن می‌توانسته مزیت‌هایی داشته باشد؛ مثلاً در مبارزه یا رقابت‌های فیزیکی، چون کمتر قابل پیش‌بینی بوده‌اند. راست‌دست یا چپ‌دست؛ از قبل تعیین می‌شود؟ دانشمندان معتقدند ترکیبی از ژنتیک، رشد مغزی و عوامل محیطی در تعیین دست غالب نقش دارند. حتی در دوران جنینی هم نشانه‌هایی از ترجیح یک دست دیده شده است. نگاه جامعه به چپ‌دستی در بسیاری از فرهنگ‌ها، چپ‌دستی در گذشته با نگاه منفی همراه بود و بعضی کودکان مجبور می‌شدند با دست راست بنویسند. اما امروز دانشمندان تأکید می‌کنند چپ‌دستی یک تفاوت طبیعی مغزی است، نه مشکل یا اختلال. راست‌دست بودن انسان‌ها احتمالاً نتیجه میلیون‌ها سال تکامل است؛ از لحظه‌ای که اجداد ما روی دو پا ایستادند تا زمانی که مغز انسان برای زبان، ابزارسازی و حرکات دقیق تخصصی‌تر شد. دانشمندان هنوز همه پاسخ‌ها را پیدا نکرده‌اند، اما به نظر می‌رسد راز دست غالب، بیش از آنکه در یک ژن خاص باشد، در تاریخ تکامل مغز و بدن انسان پنهان شده است. https://www.nature.com/articles/nrn1930 @sarmayeusarvat

  • ‏از پایان تفاهم‌نامه تا پاییز پرتنش؛ سناریوهای پیش‌روی ایران و آمریکا ‏✍️ عبداله باباخانی ‏آرام‌آرام به پایان تفاهم‌نامه‌ای نزدیک می‌شویم که دست‌کم بر اساس روند اجرای آن، نمی‌توان کارنامه موفقی برایش متصور بود. از این نقطه به بعد نیز، با توجه به نشانه‌های موجود، می‌توان تصویری کلی از یکی از سناریوهای محتمل ترسیم کرد. ‏-  روز یکشنبه، دوره ۶۰روزه تفاهم‌نامه به پایان می‌رسد. در ارزیابی عملکرد این دوره، به نظر می‌رسد تنها بخشی از توافق و آن هم به‌صورت محدود، حدود ۲۶ روز اجرایی شده است. در بخش دیگری از این دوره، محدودیت‌ها و محاصره دریایی ادامه داشته و طی ۱۳ شب نیز تنش‌هایی میان دو طرف گزارش شده است. ‏-  با کنار هم قرار دادن تحولات و رفتارهای دو طرف، سناریوی محتمل در مقطع پیش‌رو می‌تواند ادامه وضعیت موجود، همراه با تلاش هر طرف برای افزایش اهرم‌های فشار خود باشد. ‏-  در مورد ایران، این احتمال وجود دارد که از اوایل سپتامبر تا اواسط اکتبر، سطح فشار نظامی افزایش پیدا کند؛ اقدامی که در صورت وقوع، می‌تواند با هدف تقویت موقعیت مذاکراتی و افزایش امکان امتیازگیری از آمریکا ارزیابی شود. ‏در سوی مقابل، احتمالاً آمریکا نیز فشارهای اقتصادی و مالی و محدودیت‌های موجود را از هفته آینده تا اوایل اکتبر افرایش شدید خواهد داد. ‏-  همچنین می‌توان این سناریو را در نظر گرفت که در ماه اکتبر، هم‌زمان با نزدیک شدن به انتخابات آمریکا، مذاکرات یا تماس‌های محدودی برای مدیریت سطح تنش صورت گیرد و تصمیمات پرهزینه‌تر یا احتمال تشدید تنش به مقطع پس از انتخابات و ماه نوامبر منتقل شود. ‏البته این صرفاً یک سناریوی تحلیلی بر مبنای روندها و نشانه‌های فعلی است و نباید آن را به‌عنوان اطلاع قطعی از تصمیمات یا برنامه‌های طرفین تلقی کرد. ‏🔹در این میان، رفتار بازیگران ثالث، به‌ویژه اسرائیل و روسیه، می‌تواند مسیر تحولات را تغییر دهد؛ چرا که محاسبات و منافع این بازیگران لزوماً با سناریوی فوق هم‌راستا نیست و ممکن است متغیرهای تازه‌ای وارد معادله کند. @sarmayeusarvat

  • 💢 چرا زنان برای خرید خانه به ۱۲ برابر حقوقشان نیاز دارند اما مردان فقط به ۸ برابر؟ اختلاف پایدار دستمزد و دشواری بیشتر در پس‌انداز برای پیش‌پرداخت نسبت به مردان از عواملی است که زنان را از مالکیت خانه بازمی‌دارد. مالکیت مسکن در چند سال اخیر در سراسر جهان بسیار دشوارتر شده است. افزایش نرخ بهره، تورم مداوم و بحران هزینه‌های زندگی که در بسیاری از نقاط اروپا دیده می‌شود، رسیدن به این رویا را برای بسیاری از جوانان به مراتب سخت‌تر کرده است. افزایش سرسام‌آور قیمت املاک و راکد ماندن دستمزدها نیز لایه دیگری از پیچیدگی به این مشکل اضافه کرده است. به گزارش پرتال جوانان اروپا (منبع به زبان انگلیسی)، بیش از ۱۰ درصد جوانان اروپایی ۲۰ تا ۲۹ ساله بیش از ۴۰ درصد درآمد قابل تصرف خود را فقط صرف هزینه‌های مسکن می‌کنند. این رقم بسیار بالاتر از شاخص متعارف استطاعت‌پذیری ۳۰ درصدی است. با این حال، زنان، به‌ویژه زنان مجرد جوان، هنگام فکر کردن به خرید خانه در اروپا و بریتانیا در موقعیت ضعیف‌تری قرار دارند؛ وضعیتی که به گسترش شکاف جنسیتی در مسکن منجر شده است. یکی از مهم‌ترین دلایلی که باعث می‌شود زنان، به‌خصوص زنان مجرد، بیشتر از مردان برای خرید خانه به مشکل بخورند، تداوم شکاف دستمزد میان زنان و مردان در بریتانیا و چندین کشور اروپایی است. در سال ۲۰۲۴، شکاف دستمزد جنسیتی در اتحادیه اروپا ۱۱.۱ درصد بود و گزارشی که کنگره اتحادیه‌های کارگری بریتانیا در فوریه امسال منتشر کرد، شکاف دستمزد جنسیتی در این کشور را در حال حاضر ۱۲.۸ درصد برآورد می‌کند. زنان همچنین در طول عمر کاری خود بیشتر با درآمد پایین‌تر و نرخ بالاتر اشتغال پاره‌وقت روبه‌رو هستند؛ امری که عمدتا به دلیل سهم بیشتر آنها در نگهداری از فرزندان، کارهای خانه و مسوولیت‌های مراقبتی است و می‌تواند پیشرفت شغلی آنها را به‌شدت تحت تاثیر قرار دهد. به گفته بانک مرکزی اروپا (منبع به زبان انگلیسی)، اگر این واقعیت را هم در نظر بگیریم که زنان کمتر از مردان درخواست افزایش حقوق می‌دهند، چرخه‌ای معیوب شکل می‌گیرد که شکستن آن بسیار دشوار است. در نتیجه، آنها معمولا برای پس‌انداز پیش‌پرداخت خانه، پرداخت مالیات خرید (استمپ دیوتی) و دیگر هزینه‌های تعمیر، نوسازی و نگهداری که علاوه بر وام مسکن معمولا با مالکیت خانه همراه است، با دشواری بیشتری مواجه می‌شوند. زنان بیشتری نیز به دلیل فشارهای مالی ناچار می‌شوند از میزان پس‌انداز خود برای پیش‌پرداخت خانه کم کنند و در عین حال، بیش از مردان، ازدواج و تشکیل خانواده را به تعویق می‌اندازند تا پس‌انداز برای خرید خانه را در اولویت قرار دهند. گروه بودجه زنان (منبع به زبان انگلیسی) دریافته است که زنان برای آنکه بتوانند در انگلستان خانه بخرند، به بیش از ۱۲ برابر حقوق سالانه خود نیاز دارند؛ در حالی که این نسبت برای مردان کمی بیش از ۸ برابر است. این شکاف در مورد قیمت مسکن در مراکز مهمی مانند لندن حتی بیشتر می‌شود. بر اساس یک نظرسنجی اخیر بانک تخصصی آلدرمور، ۳۳ درصد زنان پس‌انداز پیش‌پرداخت را بزرگ‌ترین مانع مالکیت مسکن می‌دانند؛ در حالی که این رقم در میان مردان ۲۰ درصد است. به همین ترتیب، این نظرسنجی نشان می‌دهد هزینه‌های اجاره نیز احتمالا فشار بیشتری بر زنان نسبت به مردان وارد می‌کند؛ ۷۶ درصد زنان گفته‌اند پرداخت این هزینه‌ها برایشان دشوار است، در حالی که این نسبت در میان مردان ۶۷ درصد است. از آنجا که زنان میانسال و سالمند به‌طور قابل‌توجهی بیشتر از مردان تنها زندگی می‌کنند، از مزیت درآمد دو نفره در یک خانوار محروم می‌شوند و به همین دلیل، انجام پس‌انداز قابل‌توجه و گرفتن وام مسکن برای آنها حتی چالش‌برانگیزتر است. این در حالی است که زنان اروپایی پس از طلاق، به‌مراتب بیشتر از مردان با افت شدید درآمد خانوار مواجه می‌شوند.تقسیم یک خانه مشترک زناشویی نیز می‌تواند سرمایه‌ای را که به زن می‌رسد برای ورود دوباره او به بازار خرید مسکن به‌عنوان خریدار تنها ناکافی بگذارد و او را به سمت بازار اجاره، که روزبه‌روز رقابتی‌تر می‌شود، سوق دهد. یکی دیگر از بزرگ‌ترین موانع اقتصادی بر سر راه مالکیت مسکن برای زنان این است که به دلیل همین دستمزدهای ساعتی و سالانه پایین‌تر، سقف وامی که وام‌دهندگان مسکن برای آنها در نظر می‌گیرند معمولا پایین‌تر از مردان است. در بسیاری از موارد، با وجود داشتن درآمدی ثابت یا نسبتا بالا، ممکن است بانک‌ها و موسسات وام‌دهنده، زنانی را که شغل پاره‌وقت یا آزاد دارند، دارای ریسک اعتباری بالاتر بدانند؛ امری که احتمال تایید وام را برای آنها باز هم کاهش می‌دهد. به گفته بانک مرکزی اروپا (منبع به زبان انگلیسی)، تنها ۱۵ درصد زنان از سواد مالی بالا برخوردارند؛ در حالی که این سهم برای مردان ۲۷ درصد است. @sarmayeusarvat

  • چگونه ممکن‌ است ببازیم؟ یکی از وجوه مشترک هیتلر، موسولینی و صدام این بود که همواره در جنگ فقط به پیروزی می‌اندیشیدند و طرح و برنامه‌ای برای فرض شکست نداشتند. درست برعکس، وجه مشترک هیروهیتو (امپراتور ژاپن)، مائو و ژنرال جیاپ این بود که هر سه، افزون بر تلاش برای پیروزی، برای احتمال شکست هم سناریو داشتند. سرنوشت رهبران، حکومت، کشور و مردم در مورد نخست فاجعه‌بار بود؛ دستکم دو نسل سوختند تا کشورشان دوباره سرپا شود. ولی هیروهیتو و مائو، وقتی با بن‌بست مواجه شدند، خود را نباختند؛ با تغییر اهداف و استراتژی، مسیر متفاوتی برای پیشرفت کشورشان در پیش گرفتند، یا زمینهٔ قدرت‌گیری زیردستان‌شان را فراهم آوردند. نمونه مائو در این میان برجسته‌تر است: پس از شکاف چین-شوروی و انزوای استراتژیک، به‌جای پافشاری ایدئولوژیک، مسیر گشودن روابط با غرب و آمریکا را برگزید. نمونه‌ای روشن از پذیرفتن پایان یک راه و رفتن به‌سراغ راهی دیگر. ویتنام نیز پس از صلح با ایالات متحده همین رویکرد را در پیش گرفت. صدام اما نمونه متضاد است. ممکن است گفته شود او برای دوران پس از سقوط، از پیش زمینه‌سازی کرده بود (مثلاً شبکه‌های وفادار که بعدها به شورش مسلحانه بدل شدند)؛ ولی این با «نظریه شکست» به معنای واقعی آن فرق دارد. نظریه شکست یعنی بازتعریف اهداف و استراتژی برای اجتناب از تکرار فاجعه؛ حال آن‌که صدام پس از شکست فاحش ۱۹۹۱، هیچ بازنگری راهبردی نکرد و همان رفتار تهاجمی و بازی با ابهام درباره سلاح‌های کشتارجمعی را ادامه داد. نتیجه، تکرار عین همان فاجعه در سال ۲۰۰۳ بود. به این معنا، سرنوشت صدام نه فقط شاهدی برای نبود نظریه شکست، بلکه دلیلی بر ضرورت آن است. منظورم  در این‌یادداست تشریح و تایید دیدگاه دیاکو حسینی در گفتگو با محمد فاضلی است. او باور دارد و به رهبران کنونی جمهوری اسلامی توصیه می‌کند که پیش از آن‌که حکومت در پی پاسخ به این پرسش باشد که «چگونه پیروز شویم؟»، باید از خود بپرسد: «چگونه ممکن است ببازیم؟» ممکن است جمهوری اسلامی در مقاطعی پیروزی‌های مقطعی کسب کند: حملات آمریکا را دفع کند، به برخی اهداف آمریکایی ضربه بزند، تنگه هرمز را برای مدتی محدود کند، آمریکا را به مذاکره وادارد، و... ولی هیچ‌کدام از این‌ها به‌معنای پیروزی در جنگ نیست. پرسش اصلی برای حکومت‌مسئولی در جنگ این است: نهایتا آمریکا چگونه می‌تواند این پیروزی‌های کوتاه‌مدت ایران را تحمل کند و حتی به شکست بلندمدت بدل سازد؟ فرض کنیم ایران بتواند آمد و شد در تنگه هرمز و حتی باب‌المندب را مختل کند؛ این از منظر نظامی می‌تواند موفقیت تلقی شود. ولی اگر نتیجه نهایی این زنجیره باشد: اختلال هرمز ← افزایش قیمت نفت ← فشار اقتصادی بر جهان ← ائتلاف بین‌المللی علیه ایران ← مشروعیت بیشتر برای حضور نظامی آمریکا ← فشار اقتصادی شدیدتر بر ایران، آنگاه همان اقدامی که در کوتاه‌مدت پیروزی تاکتیکی محسوب می‌شد، ممکن است در بلندمدت به شکست استراتژیک بدل شود. بنابراین نظریه شکست از خود می‌پرسد: «اگر این اقدام من موفق شد، دشمن چگونه می‌تواند همان موفقیت را علیه خودم به کار گیرد؟» یدالله کریمی‌پور @sarmayeusarvat

  • پیروزی نظامی، شکست استراتژیک تفاوت میان دو تفکر مسلط بر رهبری و تصمیم‌سازان( یعنی «نظریهٔ پیروزی» و «نظریهٔ شکست»)یکی از بنیادهای استراتژی است. باورمند به نظریهٔ پیروزی در وهلهٔ نخست می‌پرسد: من چه کنم که برنده شوم؟ ولی باورمند به نظریه شکست می‌پرسد: دشمن چه می‌تواند بکند که من، حتی پس از چند پیروزی، در نهایت بازنده شوم؟ استراتژیست پخته باید هر دو را داشته باشد. برای نمونه، جمهوری اسلامی ممکن است برای خود چنین نظریه پیروزی‌ای داشته باشد: «هزینهٔ جنگ را برای آمریکا آن‌قدر بالا می‌بریم که واشنگتن مجبور به عقب‌نشینی شود.» ولی باید همزمان نظریه شکست خود را نیز تعریف کند: «اگر جنگ طولانی شود، صادرات نفت و درآمد ارزی کاهش یابد، اقتصاد داخلی فرسوده شود، آمریکا ائتلاف منطقه‌ای گسترده‌تری بسازد و حمایت بین‌المللی از ایران کاهش یابد، آیا همین استراتژی در نهایت ما را شکست نمی‌دهد؟» چنان‌چه  پاسخ مثبت باشد، باید پیش از رسیدن به آن نقطه، راه خروج و پایان جنگ از پیش طراحی شده باشد. نکتهٔ عمیق‌تر دیاکو حسینی، به گمان من، این است: جنگ را نباید با معیار «چه کسی ضربه بیشتری زد» سنجید، بلکه باید با معیار «در پایان، چه کسی توانست شرایط سیاسی پس از جنگ را مطابق منافع خود شکل دهد» سنجید. این همان تفاوت میان پیروزی نظامی و پیروزی استراتژیک است. ممکن است کشوری در میدان نبرد موفق باشد، ولی در میز مذاکره، اقتصاد، دیپلماسی و نظم منطقه‌ای شکست بخورد؛ و برعکس، ممکن است کشوری در میدان نبرد امتیازاتی از دست بدهد، اما در پایان جنگ به هدف سیاسی اصلی خود برسد. در یک جمله، منظور حسینی از «نظریه شکست» این است: ایران باید از هم‌اکنون  بداند چه زنجیره‌ای از رویدادها می‌تواند یک پیروزی نظامی امروز را به شکست استراتژیک فردا بدل کند، و سپس استراتژی جنگ را طوری طراحی کند که هرگز وارد آن زنجیره نشود. این مفهوم، به‌ویژه دربارهٔ تنگه هرمز، بسیار کلیدی است؛ زیرا هرمز می‌تواند همزمان ابزار قدرت ایران باشد یا، اگر بد مدیریت شود، ابزار ائتلاف‌سازی و فشار علیه ایران. کوتاه بگویم: درک و وجدان کردن این مفهوم و ترتیب دادن ساز وکار مناسب برای آن،‌ در بطن و متن جمهوری اسلامی نیست. یدالله کریمی‌پور @sarmayeusarvat

  • 🌱 قمارخانه عشق @sarmayeusarvat

  • مردها به مردها احتیاج دارند... چندی پیش یکی از اقوام با من تماس گرفت و گفت: «بیا همدیگر را ببینیم.» در یک رستوران قرار گذاشتیم. او در ذهن من همیشه مردی مقتدر بود. تکیه‌گاه خانواده. خانه، ماشین، شغل، اعتبار... تقریباً همه نشانه‌هایی را داشت که ما معمولاً از یک مرد موفق در ذهنمان می‌سازیم. هنوز چند دقیقه از دیدارمان نگذشته بود که شروع کرد از خودش گفتن. از کتک‌های گاه‌وبیگاه پدرش. از این‌که هیچ‌وقت نزد مادر جدی گرفته نشد. از احساس حقارتی که سال‌ها به خاطر پیشینه خانوادگی با خودش حمل کرده بود. بعد آرام‌آرام رسید به زندگی مشترکش. گفت هر کاری می‌کند، باز هم احساس می‌کند برای همسرش کافی نیست. از توقع بچه‌ها گفت. از خستگی کار. از این‌که دیگر صبح‌ها با شوق از خواب بیدار نمی‌شود. ساعت‌ها فقط حرف زد. من هم گوش می‌دادم. اما در درونم اتفاق دیگری می‌افتاد. هرچه بیشتر از خودش می‌گفت، تصویر آن مرد قدرتمند در ذهنم آرام‌آرام فرو می‌ریخت. با خودم می‌گفتم: «چه‌قدر درمانده...» بعد، بی‌آنکه از من چیزی خواسته باشد، شروع کردم از تجربه‌ها و آموخته‌هایم گفتن. او فقط گوش می‌داد. نه سؤال می‌پرسید، نه مخالفت می‌کرد، فقط گوش می‌داد. نزدیک ساعت یک شب از هم جدا شدیم. وقتی سوار ماشین شدم، ناگهان تمام گفت‌وگوی آن شب از جلوی چشمم گذشت. از خودم پرسیدم: او چرا همه اقتدارش را پیش من فرو ریخت؟ چه چیزی می‌خواست؟ همان‌جا بود که انگار آیینه‌ای مقابلم قرار گرفت. دیدم خود من هم سال‌هاست نقش آدم مقتدر را بازی می‌کنم. بی‌وقفه کار می‌کنم، استراحت را عقب‌ماندن می‌دانم، به دستاوردهایم افتخار نمی‌کنم و آن‌ها را به شانس نسبت می‌دهم، و خیلی وقت‌ها جرئت نمی‌کنم ضعف‌هایم را به زبان بیاورم. بعد فهمیدم... او اصلاً دنبال راه‌حل نیامده بود. او آمده بود کسی فقط دردش را ببیند. ابراز ضعف یک مرد، در بسیاری از مواقع، درخواست کمک نیست. اعلام امنیت است. یعنی: «آن‌قدر به تو اعتماد دارم که دیگر مجبور نیستم نقش مرد شکست‌ناپذیر را بازی کنم.» همان لحظه به او زنگ زدم. گفتم: «اگر فرصت داری، فردا دوباره همدیگر را ببینیم.» روز بعد، قبل از هر حرفی، او را در آغوش گرفتم. اشکم بی‌اختیار جاری شد. این بار دیگر از او چیزی نپرسیدم. از ترس‌های خودم گفتم. از ضعف‌های خودم. از این‌که دیشب چطور در ذهنم او را قضاوت کرده بودم. وقتی از هم جدا شدیم، فقط یک جمله گفت: «سبک شدم... باز هم همدیگر را ببینیم.» آن روز فهمیدم مردها بیش از آنکه به راه‌حل احتیاج داشته باشند، به حضور احتیاج دارند. به مرد دیگری که بتوانند بی‌ترس از قضاوت، کنار او فروبریزند. شاید یکی از بزرگ‌ترین فقرهای مردان امروز همین باشد؛ این‌که جایی ندارند تا بدون بازی کردن نقش «مردِ قوی»، فقط خودشان باشند. شاید مردان، بیش از هر چیز، به مردانی نیاز دارند که در حضورشان مجبور نباشند مرد باشند. 👤 یاسر رضایی @sarmayeusarvat

  • 🔺 ۲۰ دقیقه حضور در پارک چگونه هورمون استرس را به طور واقعی کاهش می‌دهد؟ 🔹 ارزیابی‌های زیست‌شناختی دانشمندان دانشگاه میشیگان بر روی نمونه‌های بزاق نشان می‌دهد که گذراندن تنها ۲۰ تا ۳۰ دقیقه زمان در یک پارک یا فضای سبز شهری، سطح هورمون استرس (کورتیزول) بدن را با سرعتی بسیار بیشتر از سیر طبیعی افت روزانه آن کاهش می‌دهد. شگفت‌انگیزتر اینکه آزمایش‌ها اثبات کردند نشستن آرام روی نیمکت به اندازه راه رفتن در کاهش این هورمون موثر است. ❕ هورمون کورتیزول چیست و نوسان طبیعی آن چگونه است؟ کورتیزول هورمون اصلی پاسخ به استرس در بدن است، اما سطح آن در حالت عادی ثابت نیست. میزان کورتیزول هنگام بیدار شدن از خواب در بالاترین حد قرار دارد و در طول روز به طور طبیعی کاهش می‌یابد (حدود ۱۱.۷ درصد در هر ساعت). دانشمندان برای اطمینان از اثر واقعی طبیعت، اثر افت طبیعی زمان را در محاسبات جدا کردند و دریافتند حضور در فضای سبز، افت کورتیزول را ۲۱.۳ درصد دیگر در ساعت افزایش می‌دهد. 🔹 نکته حیاتی این پژوهش این است که کاهش کورتیزول نیازی به ورزش سنگین، برنامه‌های پیچیده تنفسی یا رفتن به جنگل‌های دوردست ندارد. شرکت‌کنندگان در این مطالعه مجاز بودند راه بروند یا روی نیمکت بنشینند (بدون استفاده از موبایل، شبکه‌های اجتماعی، مطالعه یا مکالمه). نتایج نشان داد که شیب افت کورتیزول برای کسانی که کاملاً ساکت نشسته بودند با کسانی که پیاده‌روی آرام داشتند کاملاً یکسان بود. ❕ چرا بازه زمانی ۲۰ تا ۳۰ دقیقه «پنجره طلایی» نامیده می‌شود؟ این پژوهش نشان داد که بیشترین بازدهی کاهش هورمون استرس در فاصله دقیقه ۲۰ تا ۳۰ رخ می‌دهد. این بدان معنا نیست که ۱۰ دقیقه بی‌فایده است یا بعد از ۳۰ دقیقه اثر آن متوقف می‌شود؛ بلکه نشان می‌دهد در این بازه ۲۰ تا ۳۰ دقیقه‌ای، بدن بالاترین سرعت بازگشت به آرامش را نسبت به زمان صرف‌شده تجربه می‌کند و پس از ۳۰ دقیقه، سرعت افت کورتیزول کندتر اما همچنان ادامه دارد. 🔹 این یافته‌ها ثابت می‌کند که استراحت در طبیعت نیازی به تبدیل شدن به یک هدف ورزشی یا عملکردی ندارد. حتی فردی که خسته است یا توانایی حرکتی کمی دارد، می‌تواند تنها با نشستن در یک فضای سبز شهری، به بدن خود فرصت یک بازتنظیمی فیزیولوژیک واقعی و زیست‌شناختی را بدهد. منبع @sarmayeusarvat

  • . سیاست مالی درست تو ایران اینه که اگه کالایی لازم داری و پولشو هم داری، یا میتونی پولشو به هر نحوی مثل وام گرفتن و خرید قسطی با سود منطقی و... جور کنی، حتی یک ثانیه نباید واسه خریدش صبر کنی‌. بگیر بره و ترس اینکه فرداش قراره ۲ درصد بیاد پایینو نداشته باش، چون یهو یه اتفاقی میفته و چنان رشد قیمتی میکنه که ممکنه واسه همیشه از دسترست خارج شه. پول هرچیو داری بخر. از موتور و ماشین گرفته تا گوشی و لپتاپ و هر کالای دیگه که فکرشو میتونی بکنی. حتی کالا های ساده تر و ارزون تر. @sarmayeusarvat

  • روز جهانی چپ‌دست‌ها؛ جشن تفاوتی که امضا می‌شود با دست چپ ✍️🏻 امروز، ۱۳ اوت، روز جهانی چپ‌دست‌هاست؛ روزی برای یادآوری و پاسداشت اقلیتی کوچک اما ارزشمند. استفاده از دست چپ، تنها یک ویژگی جسمانی نیست؛ نشانه‌ای است از نگاهی متفاوت به جهان. در دنیایی که ابزارها، ساختارها و حتی قواعد آن برای راست‌دست‌ها طراحی شده، ما چپ‌دست‌ها آموخته‌ایم با انعطاف، خلاقیت و دقت، مسیر خود را بسازیم و همان راه را به شکلی خاص و منحصربه‌فرد طی کنیم. ✍️🏻 پژوهش‌ها نشان داده‌اند که درصد چشمگیری از نوابغ، هنرمندان و مخترعان در میان چپ‌دست‌ها قرار دارند. این امر، نتیجه کارکرد ویژه مغز و هماهنگی متفاوت دو نیمکره آن است؛ عاملی که باعث می‌شود زاویه دید ما نسبت به جهان، متمایز و پیشرو باشد. 📌روز جهانی چپ‌دست‌ها یادآور این حقیقت است که تفاوت‌های کوچک می‌توانند سرچشمه توانایی‌های بزرگ باشند. ما نه‌تنها «دیگرگونه»، که «دیگرگونه و خلاق» می‌اندیشیم. @sarmayeusarvat

  • ماجرای «راحت خانه‌دارشدن» نیمه دهه ۹۰ چه بود؟ خانه‌دارشدن با «وام بانکی» شبیه مدل نیمه دهه ۹۰، یعنی اینکه امروز نزدیک به ۴ میلیارد تومان «وام مسکن» در اختیار زوج‌ها قرار بگیرد؛ اما نه بانک‌ها می‌توانند این رقم را تامین کنند و نه «زوج‌ها توان بازپرداخت» دارند. سال‌های ۹۵ و ۹۶، جمعیت قابل‌توجهی از زوج‌های جوان توانستند بعداز ۳ تا حداکثر ۵ سال صاحب‌خانه شوند؛ اتفاقی که برای زوج‌های جدید تقریبا غیرممکن است. ۱۰سال پیش، شرایط چگونه بود که خانوارها براحتی می‌توانستند صاحب «مسکن‌اول» یا با تبدیل مسکن اول‌ خود، صاحب «مسکن‌ بهتر» شوند؟‌ بررسی‌های کانال «رصدخانه بازار مسکن» برای پاسخ این پرسش نشان می‌دهد: فضای اقتصاد ایران برای خانه‌دارشدن در نیمه دهه۹۰ از ۵ بابت مساعد بود.  اول اینکه، وضعیت درآمدی خانوارها به مراتب مناسب‌تر از الان بود. در سال ۹۵ درآمدسرانه ایرانی‌ها به قیمت ثابت سال ۱۴۰۰، حدود ۱۰۰ میلیون تومان بود که ۷.۵ درصد بیشتر از سال ۹۲ بود.  الان اما درآمد سرانه نسبت به ۸ سال گذشته حدود ۱۲ درصد افت کرده است. دوم اینکه، شبکه بانکی در آن مقطع هنوز به «فکر ابزارآفرینی و نوآوری برای تقویت نظام تامین مالی مسکن» بود؛ امروز بانک‌ها تقریبا تامین مالی مسکن را کنار گذاشته‌اند. سهم مسکن از کل تسهیلات بانکی به ۲ تا ۳ درصد سقوط کرده است.کارشناسان اقتصادی، علت این اتفاق بد را «ویروس ویرانگر تسهیلات تکلیفی»  عنوان می‌کنند.  سوم اینکه، سال۹۵ یک وام خرید مسکن به اسم «مسکن‌یکم» تصویب شد که ۸۰ میلیون تومان تسهیلات در اختیار زوج‌های فاقد مسکن قرار می‌داد.  چهارمین عنصر «فضای مساعد»، این بود که قیمت مسکن در آن زمان مترمربعی ۴ میلیون تومان بود و ۴ سال همین رقم تقریبا ثابت ماند.یعنی خریداران مسکن با وام «یکم» می‌توانستند بهای ۲۰ مترمربع آپارتمان در تهران را تامین کنند؛ رقم قابل‌قبولی که امروز به ۲ مترمربع سقوط کرده است. پنجم؛ و اما رمز آخر «خانه‌دار شدن راحت» نیمه دهه۹۰ «توان بالای بازپرداخت وام مسکن» بود.اگر قرار باشد امروز معادل ۲۰ مترمربع از بهای خرید یک واحدمسکونی در تهران «وام خرید» داده شود، رقم آن باید چیزی حدود ۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیوپ تومان باشد.قسط این تسهیلات ماهانه حداقل ۸۵ میلیون تومان خواهد بود. مبلغی که دست‌کم ۲ برابر «متوسط دستمزد ماهانه یک شاغل جوان در تهران» است و چنین معادله‌ای یعنی «سلب توان وام‌پذیری برای خانه‌دارشدن». آنچه باعث شده در این دهه، «۵ فاکتور مناسب نیمه دهه۹۰ برای خانه‌دار شدن» به عناصر کمیاب بدل شوند، مجموعه‌ای از ریسک‌های اقتصادی و غیراقتصادی هستند/عصر ایران @sarmayeusarvat

  • چه کسی در زمستان پارسال-که تب سرمایه‌گذاری روی طلا و احتمال جنگ در اوج بود- فکرش را می‌کرد جنگ با آمریکا اتفاق بیفتند و بعد ۶ ماه، بازدهی طلا منفی ۴% و در مقابل بازدهی متوسط صندوق سهامی بورس حدود ۵۰% و صندوق اهرمی نزدیک ۸۰% باشد؟ خلاصه هزار باده ناخورده در رگ تاک است.. @sarmayeusarvat

  • ‏دوباره پاکستانی‌ها برای ۶۰ روز دیگر خود را به تهران رساندند ‏✍️ عبداله باباخانی ‏آیا پاکستان واقعاً میانجی ایران است، یا بحران ایران به ابزاری برای افزایش ارزش ژئوپلیتیکی پاکستان تبدیل شده است؟ ‏پاکستان طبیعتاً به‌دنبال منافع ملی خود است و نمی‌توان از هیچ دولتی انتظار داشت منافع ایران را بر منافع خودش مقدم بداند. مسئله از جایی آغاز می‌شود که تهران، بدون تعیین «قیمت میانجی‌گری»، بدون مطالبه امتیازی مشخص و بدون تعریف شاخصی برای سنجش نتیجه، به دیگران اجازه می‌دهد از پرونده ایران برای افزایش وزن سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود استفاده کنند. ‏نمونه قابل تأمل، «پیمان مکه» و تحولات پیرامون آن است؛ تحولاتی که اگر ایران نسبت به پیامدهای بلندمدت امنیتی و اقتصادی آن بی‌تفاوت بماند، می‌تواند در آینده به افزایش فشار ژئوپلیتیکی بر ایران و حتی تضعیف جایگاه کشور در کریدورهای مهم اقتصادی منطقه منجر شود. ‏حال پرسش این است: آیا قرار است ۶۰ روز دیگر نیز به همین شکل سپری شود و حاصل آن برای ایران، بار دیگر چیزی جز وعده، سفر، عکس و بیانیه نباشد؟ ‏ایران باید از همین امروز بپرسد: ‏در پایان این ۶۰ روز، دقیقاً چه چیزی باید تغییر کرده باشد؟ ‏کدام تحریم کاهش می‌یابد؟ ‏کدام مسیر بانکی باز می‌شود؟ ‏کدام دارایی آزاد می‌شود؟ ‏کدام مانع تجاری برداشته می‌شود؟ ‏و در مقابلِ اعتباری که پاکستان از نقش میانجی به دست می‌آورد، سهم مشخص ایران چیست؟ ‏دیپلماسی بدون دستاورد، اگر برای پاکستان اعتبار سیاسی، اهمیت ژئوپلیتیکی و فرصت اقتصادی تولید کند، اما برای ایران تنها «زمان منفی» بخرد، دیگر میانجی‌گری متوازن نیست. ‏در چنین شرایطی، میانجی‌گری می‌تواند به معامله‌ای یک‌طرفه تبدیل شود: اعتبار برای واسطه، فرسایش برای ایران. مسئله مخالفت با میانجی‌گری پاکستان نیست؛ مسئله این است که ایران نباید هزینه بازی‌ای را بپردازد که ارزش ژئوپلیتیکی آن نصیب دیگران می‌شود. @sarmayeusarvat

  • 🌱 روزی حواله است و رزق و برکت بی انتها همه چی به مظروف برمیگرده پس بلند طبع باش @sarmayeusarvat

  • «هر کس باید هر روز تصمیم بگیرد هیولا باشد یا انسان» می‌گوید از همان دوران دبستان تصمیم گرفت که نویسنده شود. دلیلش پاسخی بود که به مدیر مدرسه داد وقتی که در پایان سال قرار شد هر یک از بچه‌ها کلکسیون چیزهای با ارزشی که جمع کرده‌اند را، به سالن اجتماعات بیاورند. «یکی تمبر جمع می‌کرد، یکی تخم پرندگان، یکی کلکسیون پروانه داشت و یکی گل‌های خشک شده» او با دست خالی به نمایشگاه مدرسه می‌رود. مدیر با تعجب می‌پرسد مگر نمی‌خواهی به کلاس بالاتر بروی، کلکسیون تو کو؟ و ویلیام گلدینگ پاسخ می‌دهد: «من واژه جمع می‌کنم آقا!» می‌گوید از کودکی شیفته‌ی کلمات بود و وقتی در ۱۲ سالگی تصمیم گرفت اولین رمانش را بنویسد، در پاسخ خنده‌های اطرافیان گفت رمانی خواهم نوشت در ۶ جلد! کتابی که نه تنها هرگز تمام نشد، که حتی از سطر اول هم فراتر نرفت. گلدینگ اما بعدها پاسخ تمامی سرکوفت‌های‌ معلمان و تردیدهای والدینش را با دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات داد. هر چند کمی دیر! چون همگی آن‌ها سال‌ها بود که مُرده بودند. هر چه بود، با تمامی بداقبالی‌ها و دیده نشدن‌ها، راهش را از میان درختان جنگل ناامیدی و تردید، کوبید و پیش‌رفت. سال‌ها نوشت! سال‌ها. معلم بود و سپس استاد ادبیات دانشگاه. قهرمان جنگ‌جهانی دوم بود و دشمن هر گونه استبدادی… چهار رمان نوشته بود که هیچ ناشری حاضر به چاپ‌شان نشد. تا که “سالار مگس‌ها” چشم‌های منتقدان را خیره کرد و “برج” تا مدت‌ها پرفروش‌ترین رمان شد. شاید خودش می‌دانست که برای آن‌کس که کلکسیون واژه و گنجینه‌ی کلام جمع‌آوری می‌کند، هیچ راهی کوتاه نیست. و شاید برای همین بود که در مجموعه‌ی “هدف متحرک” نوشت: «کسی که بر رود نیل می‌راند باید بادبان‌هایی بافته شده از صبر داشته باشد» @sarmayeusarvat

  • 💢 علم چه می‌گوید؛ آیا کتاب خواندن مغز انسان را تغییر می‌دهد؟ اگر از یک عصب‌شناس این سؤال را بپرسید، پاسخ او احتمالا «بله» خواهد بود..... تحقیقات مبتنی بر تصویربرداری که توسط استانیسلاس دُهان انجام شد، بوضوح نشان داد مناطقی از مغز که برای بینایی، پردازش بصری، زبان، حافظه، تولید گفتار و درک معنا استفاده می‌شوند، همگی به هم متصل می‌گردند تا «خواندن» را ممکن و به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل کنند. این کار مستلزم ایجاد ارتباطات گسترده‌ای میان لوب گیجگاهی، لوب پیشانی و لوب پس‌سری است؛ به همین دلیل هرچه فرد بیشتر مطالعه کند، هماهنگی میان این شبکه‌ها بیشتر می‌شود و انتقال اطلاعات میان آن‌ها کارآمدتر خواهد شد. تحقیقات همچنین نشان داده است که کتاب خواندن منظم، ذخیره شناختی (Cognitive Reserve) مغز را تقویت می‌کند؛ یعنی توانایی مغز برای مقاومت در برابر آسیب‌های مغزی و آثار پیری. @sarmayeusarvat

  • گزارش روزانه صندوق‌های سرمایه‌گذاری ۲۰ مرداد 🔵 صندوق‌های درآمد ثابت: - ورود پول حقیقی ۳۷۵۲ میلیارد تومانی پول به صندوق‌های درآمد ثابت و ارزش معاملات ۳۴ هزار میلیارد تومانی - کیان با ورود پول حقیقی ۶۴ میلیارد تومانی روبرو شد. - امروز هم بازار درآمد ثابت‌ها شبیه به دیروز بود. با توجه به وضعیت مناسب بورس، صندوق‌های درآمد ثابت در ابتدای بازار با خروج پول به مقصد سهام و صندوق سهامی روبرو بودند. با این حال، در ادامه بازار مدام از میزان خروج پول کاسته شد و در نهایت شاهد ورود پول خوبی هم شدند. بخشی از این تصمیم به تعطیلی سه روز آینده و ترجیح برخی افراد برای حضور در گزینه‌ای کم‌ریسک برمی‌گردد. 🟡 صندوق‌های طلا: - ورود پول ۷۰۳ میلیارد تومانی حقیقی‌ها با ارزش معاملات ۱۰ هزار میلیارد تومانی. - صندوق طلای گوهر ورود پول حقیقی ۹۵ میلیارد تومانی را تجربه کرد و در رتبه چهارم ورود پول این صندوق‌ها قرار گرفت. - امروز، صندوق‌های طلا با توجه به رشد قیمت جهانی طلا و ثبات نسبی قیمت دلار مثبت معامله شدند و شاهد ورود پول هم بودند. ارزش معاملات امروز بالاترین میزان در سه هفته اخیر بود که البته تداوم آن در روزهای آینده مهم است. امروز شمش بورسی تقاضای خوبی داشت و معادل حدود ۸۳ کیلوگرم معامله شد. همچنین، حباب منفی شمش بورسی در پایان بازار به کمتر از یک درصد رسید و غالب صندوق‌های طلا هم با حباب اسمی منفی بسته شدند. البته باید به یاد داشت که در حال حاضر به دلیل ابهامات و انتظارات موجود، طلا در بازار همچنان ارزان‌تر از قیمت ذاتی آن معامله می‌شود. ارزش صندوق‌های طلا در روزهای آینده همچنان به اتفاقات منطقه، نرخ ارز و قیمت جهانی طلا بستگی دارد. با این حال، انتظار می‌رود در بلندمدت قیمت طلا صعودی باشد. 🟢 بازار سهام و صندوق‌های سهامی: - رشد ۸۲ هزار واحدی شاخص کل بازار سهام و مثبت شدن ۷۴ درصد از نمادها در انتهای بازار. - افزایش ۱.۴۶ درصدی شاخص کل بورس و رشد ۱.۱۱ درصدی شاخص کل هم‌وزن. - ثبت ارزش معاملات ۳۴ هزار میلیارد تومانی در سهام، حق تقدم و صندوق‌های سهامی و ورود پول حقیقی ۱۹۰۵ میلیارد تومانی به آنها. - خروج پول ۱۲۰ میلیارد تومانی از صندوق‌های اهرمی و صف خرید شدن اغلب این صندوق‌ها از جمله صندوق اهرمی شاخصی دوایکس در انتهای بازار. - خروج پول ۹۷ میلیارد تومانی از صندوق‌های بخشی و مثبت معامله شدن اغلب این صندوق‌ها. صندوق دارویی فارماکیان امروز شاهد خروج پول ۴۷ میلیارد تومانی بود ولی مثبت معامله شد. البته این صندوق حباب منفی یک درصد نیز دارد. - صندوق‌های شاخصی ۳۷ میلیارد تومان خروج پول حقیقی داشتند و اغلب آنها در محدوده مثبت معامله شدند. صندوق شاخصی هم‌وزن کیان امروز ۱۴ میلیارد تومان خروج پول حقیقی داشت و متعادل معامله شد. - صندوق‌های سهامی کلاسیک شاهد خروج پول حقیقی ۳۳۵ میلیارد تومانی بودند. با این حال، صندوق رشدی کیان امروز حدود ۵ میلیارد تومان ورود پول داشت و از این نظر رتبه پنجم را در میان صندوق‌های سهامی کلاسیک به دست آورد. در این دسته نیز بیشتر گزینه‌ها مثبت معامله شدند. - امروز بازار سهام بار دیگر یک کانال بالا رفت و وارد کانال ۵.۷ میلیون واحدی شد. همچنین شاخص کل امروز هم عملکرد بهتری نسبت به شاخص هم‌وزن داشت. با وجود پتانسیل‌های رشد بازار، همچنان سایه‌هایی از نااطمینانی در بازار حس می‌شوند اما در صورت رسیدن خبرهای مثبت از مذاکرات، بازار پتانسیل رشد خوبی را دارد. @sarmayeusarvat

  • ✅  گزارش عملکرد یکماهۀ صندوق‌های اهرمی 🟩بازدهی ۲۶ درصد دوایکس به عنوان صدرنشین رقابت یکماهه؛ 🟪اختصاص رتبه‌های بعدی به: نارنج | موج | بیدار 🟥بازدهی شاخص کل بورس: ۱۱ درصد @sarmayeusarvat

  • رشدی کیان؛ انتخاب خوب سرمایه‌گذاران بورسی خیلی از سرمایه‌گذاران سهامی دنبال بهترین سهم‌های بازار هستند، اما پیدا کردن و شکار این فرصت‌ها همیشه ساده نیست. نیاز به دانش تحلیلی، صرف زمان زیاد و گاهی هم صف‌های سنگین خرید و فروش، سرمایه‌گذاری مستقیم در سهام را برای خیلی‌ها سخت می‌کند. اگر پرمشغله‌اید و می‌خواهید در یک گزینه حرفه‌ای سرمایه‌گذاری کنید و از رشد بازار جا نمانید، صندوق رشدی کیان می‌تواند انتخاب مناسبی باشد. این صندوق با تمرکز بر سهام مناسب، تلاش می‌کند فرصت‌های جذاب بازار سرمایه را برای شما فراهم آورد. ✅ بالاترین بازدهی سالانه در میان صندوق‌های سهامی کلاسیک: ۱۶۷٪‌ (منتهی به ۱۹ مرداد) ⬅️ نماد قابل معامله: رشدی کیان @sarmayeusarvat