tgindex
تَن ها؛
@sarvariii1персидский

«گاهی شعر می‌نویسم تا فراموش نکنم هنوز می‌شود زیبا بود... من، مهدی سروری، واژه‌هایم را از دل برمی‌گیرم و بر دل می‌نشانم.»

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
15 авг.
Подписчики
97
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
27
22 постов
Вовлечённость
27,8%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
11
1/48двое суток
12
1/72трое суток
13

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • خورشید مردّد است، کمرنگ شده هر چیز که دست می‌زنم، سنگ شده انگار که حال و روز دنیا خوش نیست شاید که دلت برای من تنگ شده!

  • ابر تو. در خیابانِ خیسِ مهر، برگ‌ها مثل فکرهایی‌اند که از درختِ صبر می‌ریزند. رهگذری رد می‌شود با چترِ سیاهِ خاطرات، و باران روی شانه‌اش نامِ کسی را آرام پاک می‌کند. تمامِ شهر بویِ دلتنگی می‌دهد و من در انتظارِ نوری که از پشتِ ابرِ تو طلوع کند. سروری

  • از خواب میپرم،خوابی که در هم است آغوش تو کجاست بدجور سردم است.

  • 10 авг.141из Abbas_Asgharpour

    «سیتیزن دل پاک؟» مرسی، ما از نسل «یاور همیشه مومنـ»یم...

  • کاشکی عروسک توی اتاقت بودم.💔

  • کسی نمانده که بر شانه‌هاش گریه کنم به کوه تکیه کنم لحظه‌ی شکستم را کسی نمانده که در وقتِ رعد و برق زدن بگیرد از وسط ترس‌هام دستم را

  • без подписи

  • تایم فداش.

  • 💔

  • 5 авг.32из seyedmehdimoosavi2

    شده‌ای شاعرانه عاشقِ من شده‌ام عاشقانه شاعرِ تو شانس می‌خواهد اینکه یک آدم بشود شاعر معاصر تو! بغلم باش و باش تا به ابد که نفس می‌کشم به خاطر تو تنِ تو کشتزار خشخاش است اعتیادی‌ست بیشتر به اتاق بین این شهرها و کشورها با تو خوب است یک سفر به اتاق! خسته‌ام از جهان و آدم‌هاش بغلم کن! مرا ببر به اتاق وحشیانه بیفت در بغلم بدنت را عمود کن با عشق وحشیانه ببوس و گاز بگیر گردنم را کبود کن با عشق بعد آرام شو، بچسب به من بعد سیگار دود کن با عشق تخت طوفانی است، دستم را دُور آن گیسوانِ لَخت ببند تو کوآلای کوچکم هستی خواب خود را به این درخت ببند خفه کن با تنت دهانم را دست‌های مرا به تخت ببند تو اگر کفری و اگر ایمان باید امشب که بت‌پرست شوم جام‌ها را یکی یکی پُر کن تا به آنجا که مستِ مست شوم بغلم کن که از تو نیست شدم بغلم کن که با تو هست شوم رازها را، نگفتنی‌ها را توی مستی بگو درِ گوشم بغض‌ها را بریز در تن من من که کوهم، همیشه خاموشم گریه کن روی سینه‌ی لختم بعد بیهوش شو در آغوشم تو اگر سیب سرخ را بدهی حاضرم تا ابد گناه کنم اگر این عشق، اشتباه من است با تو خوب است اشتباه کنم کاشکی صبح لعنتی نرسد که تو را تا ابد نگاه کنم آفریده شده زمین و زمان که مرا با تو آشنا بکند حل شوم در تن تو، در روحت که مرا از خودم رها بکند هیچ چیزی نمی‌تواند که این دو دیوانه را جدا بکند شاد و غمگین، مجاز و غیرمجاز من که با هر نوار عاشقتم! چون‌که دریای بی‌کران هستی مثل ماهی، دچار، عاشقتم با تن بی‌قرار عاشقتم با دل شرمسار عاشقتم در بلیط قطار عاشقتم وقت شام و ناهار عاشقتم موقع انتظار عاشقتم در مسیر فرار عاشقتم روی میز قمار عاشقتم روز و شب، چند بار عاشقتم در سیاهی غار عاشقتم در جوک خنده‌دار عاشقتم پشت مرز و حصار عاشقتم زیر سنگ مزار عاشقتم چون‌که دیوانه‌وار عاشقمی چون‌که دیوانه‌وار عاشقمی چون‌که دیوانه‌وار عاشقمی چون‌که دیوانه‌وار عاشقتم... مهدی موسوی @seyedmehdimoosavi2

  • سیگار میکشی درون بوم نقاشی معشوق من گه میخوری مالِ کسی باشی گه میخوری با او بخندی توی مهمانی میخواهمت بدجور و تو بد جور میدانی.

  • بر روی ماه تو به سجود است خورشید هر غنچه تا که روی تو را دید خندید افلاک و آسمان و زمین و دنیا هر روزه با اشاره ی دستت چرخید.

  • به تار موی تو من گرفتارم.

  • без подписи

  • ولی من ساکت میمونم .

  • بعضی وقت ها همچین عکس هایی یا نوشته هایی تو بعضی از کانال ها میخونم بد جور حال دلم عوض میشه.

  • без подписи

  • برا خوشحالی باید چیکار میکردیم که نکردیم

  • 29 июл.44из nargesi_artt

    و انگاه که من مردم مرا بسوزان و خاکسترم را در سیگاری بگذار و کامی عمیق از من بگیر می خواهم سپری کنم زندگی دیگری را در ریه های تو.

  • رسیده درد به اعماق استخوان، نمانده هیچ امیدی برایمان