نجات یافته از زمستان
Статистика- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 17
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 45
- 1/48двое суток
- 51
- 1/72трое суток
- 55
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
موزیک - بیکلام یکی از معدود بیکلام هایی که هيچ وقت از گوش دادن بهش خسته نمیشم و به شدت آرومم میکنه، خلاصه بگم این قطعه واقعا معجزه میکنه... 📀 @SoundSilence
به نظرم اسم کانال و عکسش الان درست تره:) شما هم نظر بدین اگر اسم بهتر برام پیشنهاد دارید بگید
Channel photo updated
Channel name was changed to «نجات یافته از زمستان»
بالای صفحه ی گوشیش همون علامتی ظاهر شده که نشونه ی بارونه. بارون نیمه ی دوم مرداد واقعا کمیابه.هفته ی پیش یکی بهش گفت اگر هفته ی بعد این موقع شب تولدم بارون بیاد دیگه چی میخوام از خدا؟ از دو طرف خونه پنجره هارو باز میکنه و چراغ هارو خاموش. از پنجره های مجاور که نمیدونه درست کدومشونه صدای همهمهی آدم ها و صدای قاشق و چنگال هاشون سکوت خونه ی خالیش رو میشکونه. توی تاریکی دراز میکشه و به سقف خیره میشه و به صداهاشون گوش میده. هر صدایی که میشنوه تو ذهنش برای صدا یه صورت میکشه. کم کم صدای قاشق چنگال ها قطع میشه.چند نفر انگار از جمع دور میشن و خودشون رو به تراس میرسونن. صدای فندک رو میشنوه و بوی سیگارِ خودش رو حالا زیر دماغش داره. این بوی سیگار شبیه همون سیگاریه که اونشبِ بهاری از یکی از مهموناش گرفت و بعد خودش رو تنها به تراس رسوند.کفش های پاشنه بلند مشکیش رو دراورد و پا برهنه رو سنگ سرد ایستاد و از سیگارش یه کام محکم به قدر خستگیش گرفت و مهموناش رو نگاه کرد که داشتن از ضیافتی که ترتیب داده بود لذت میبردن. اونشب هم باد میومد.باد پیچید دور خستگی های تنش و هیچ کس جز خودش اونجا نبود. اونشبم مثل امشب صدای همهمه میومد.اما اونوقت لازم نبود قیافه ی آدم هارو متصور بشه. برعکس؛ تک تک جزییاتشون رو میدونست.اینکه فلانی قسمت پرپنیر لازانیا رو دوست داره و اون یکی گیاهخواره.اینکه یکیشون بعد یه مدت از صدای بلند کلافه میشه و یکی دیگه اصلا نمیتونه با بقیه بجوشه و باید حواسش باشه اونکه معاشرتیه یه وقت زیاد بهش نچسبه. چشماش رو روی هم فشار داد انگار که بخواد تصویر همه ی اون آدم هایی که حالا مدت ها بود صداشون رو هم نشنیده بود رو خرد و خاکشیر کنه. اما هنوز باد میومد و بوی سیگار. بارون وسط مرداد محبت نبود انگاری. پاشد پنجره رو بست و کولر رو روشن کرد و خزید زیر پتو.یه جوری خزید،انگار خزونه.انگار یه خرس گنده اس و باید آماده بشه برای خواب زمستونی. کاش یه خرس بود.یه خرس سفید که نمیفهمید صدای همهمه ی آدما چیه،باد چیه،بارون وسط مرداد چیه! ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
استاکر عزیزم کاش واقعا بیخییاااااال بشی:))
I don't care if it hurts I wanna have control
بعد با خودت فکر میکنی نکنه قراره همیشه اینجوری بمونه؟نکنه قراره هیچوقت نفهمی کار درست چیه؟نکنه باز گند بزنی و اشتباه تشخیص بدی. و در حالی که بغضت گرفته نمیتونی گریه کنی چون اون هنوز داره نگاهت میکنه.و تو میخوای قوی بمونی
هیچی بدتر از این نیست که خودت رو از خودت نا امید کنی. اون لحظه که والد سرزنشگرت میاد بالاسرت و نگاهت میکنه.فقط هم نگاهت میکنه.نه حرفی نه چیزی.و تو باید حدس بزنی خب چقدر گند زدی و تا کی قراره اینجوری نگاهت کنه.
کیا میرن بارش شهابی رو ببینن؟جاهای مناسبش کجاست؟
راستش احتیاج دارم نقدم کنید و اون تیکه از اخلاق های بدی که فکر میکنید دارم ولی نمیتونید مستقیم بهم بگید رو بهم بگید:)) امشب واقعا احتیاج دارم رست بشم و قول میدم ظرفیتش رو داشته باشم پس این لینک پیام ناشناس برای شما https://t.me/HarfBeManBOT?start=HBM3983462
امیدوارم میزان کنترل خشمتون هیچوقت با بحث کردن با یک انسان خودشیفته مورد امتحان قرار نگیره😂
امیدوارم میزان کنترل خشمتون هیچوقت با بحث کردن با یک انسان خودشیفته مورد امتحان قرار نگیره😂
یا ادمای ادایی
امیدوارم میزان کنترل خشمتون هیچوقت با بحث کردن با یک انسان خودشیفته مورد امتحان قرار نگیره😂
видео или голосовое, без подписи
زندگیم واقعا شبیه سریال the bear شده.خستگی،خواب،کار و تکرارش عشق به آشپزخونه و ریتمش همون چیزیه که هم زنده نگهم داشته هم نجاتم داده و هم خیلی جاها بین من و بقیه فاصله ای انداخته و احساس جدا افتادگی کردم:) امشب دقیقا کارمی بودم که تو سرد خونه گیر کرده بود
اگر تو هم با تمام تروماها و چیزهایی که پشت سر گذاشتی،تمام سعی خودت رو کردی که بازم سالم رفتار کنی، بازم تلاش کردی اعتماد کردن رو تمرین کنی ولی متهم شدی به اینکه خب بی معرفتی،سردی،یا کنار گذاشته شدی اتفاقا خوشحال باش. میدونی اینکه بتونی با وجود همه ی اینا نرمال بمونی و درست رفتار کنی انرژی زیادی ازت میبره و اتفاقا دایره ی اطرافت رو کوچیک میکنه.
قشنگ ترین مرداد چند سال اخیره:) انقدر هوا رو دوست دارم که واقعا مثه یه دختر بچهی کوچیک میشم از ذوق یه لحظه هایی
از زیبایی های امروز