tgindex
سایا نویس...💚

سایا نویس...💚

Статистика
@sayanevisперсидский

"به نام خدا" ۱۳۹۸/۹/۲۶ روزی شاعر و نویسنده ی محبوبت میشوم... که در به در دنبال نوشته هایم بگردی... اینستاگرام👇 https://instagram.com/sayaheidary دوست داشتنی تر است با هشتگ کپی شود🌱 #سایا

Последний пост
6 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
135
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
98
24 постов
Вовлечённость
72,6%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 24
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
52
1/48двое суток
59
1/72трое суток
64

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • تمام شد ... آقای اباعبدالله ما برگشتیم تو فراموش نکن مارا...

  • خوش به حالِ کوچه‌گردای نجفت.

  • یکم دیگه مونده تا یک سالش بشه... چیزی حدود ١٢ یا ١٣ روز... :)

  • یاعلی ...

  • جاده های منتهی به معشوق...

  • ‏به دل بگیر؛ باور کن آدما خوب میدونن دارن چیکار میکنن...

  • الان باید غصه ی اینم بخورم که چرا یک عینکم کجه و اون یکی بیل بیلک های روی دماغش نامیزونه...؟

  • تو کلا اینجا نیستی، حست نمی کنم، تو میگی کنارمی اما حرفای دلمو نمی شنوی، یه چیزایی همش ته دلم میمونه، مثِ تهِ یه سیگار نیمه روشن که پرتش می کنی بیرون، تو خیلی وقته منو از دلت پرت کردی بیرون، رهام کردی تو اتمسفرِ غم و دلتنگی دستاشو دورم حلقه کرده، تو میدونی بی کسی چه شکلیه؟! بی کسی یعنی تو اینجایی، خانوادم اینجان، دوستام اینجان، غمام هم اینجاست... تو نمیدونی چی تو دلم میگذره وقتی بی خواب میشم و درد پشتِ پلکام سنگینی می کنه. می خواستم تو مفهومِ همدم باشی، هم درد، هم گناه، پناه گاه، تکیه گاه... تو اما تنها یک دوست ساده بودی، رهگذر، مسافر، بی خبر، ساکت... #شقایق_عباسی

  • سینه خیز میره... چهاردست و پا میره... دستشو از دیوار و میز و مبل میگیره و قدم میزنه... بابا و آب و هم هم و به به و در در و دید دید و چندین کلمه ی نامفهوم برای ما و معنی دار برای خودش میگه... هنوز مامان نگفته و فکر کنم من غش کنم اگر اولین بار بشنوم از زبونش... روزی سه وعده غذای اصلی و دوتا میان وعده با هزار ترفند میخوره... هشت تا دندون داره... شب ها توی خواب شیر نمیخوره و داره عادت می‌کنه مثل آدم بزرگ ها بخوابه... توی تخت خودش می‌خوابه و خوشحالیم از این بابت... دلم نمیاد فکر کنم تا دوسالگی بفرستم توی اتاق خودش بخوابه آخه هنوز شب ها بیدار میشه و دستمو میگیره و دوباره می‌خوابه... :) محبوب ترین اسباب بازیش ماشین قرمزشه... چوب شور تنها خوراکی که همیشه از دیدنش ذوق می‌کنه... از خودم هم بگم که... عجیب حسیه مادر شدن... بعد از تقریبا یک سال روز به روز دیوانه وار تر دوستش دارم... توی بغلم خوابه اما دلتنگشم و ... هر بار نگاهش میکنم بغض میکنم برای موجودی که پاک و زلال سپرده شده به دست ها و افکار من... پ ن : آخرین روزهای یازده ماهگی و اندی مانده به یک سالگی ...

  • جوجه ی نازم ساعاتی پیش ده ماهه شد... چه دلیلی بالاتر برای زندگی کردن ...؟♥️

  • مدت هاست دل نوشتن اینجا نیست اما... خیلی دوست دارم این اتاقک خط خطی هامو...

  • تولدم با تولد ترامپ یک روزه ... چه مزخرف ... :(

  • جسم و روح او یک سال دیگر زنده بودن را تجربه کرد ... با اندک تجربه ای در مادری کردن... قورت دادن قورباغه ای بزرگ... تلاش برای سلامتی و زیبا تر شدن... #سایا #زندگی

  • جهان که لطف ندارد بگو نجف چه خبر ...؟

  • دلم گرفته از این روزگار زجر آور...

  • جوجه ی نازم ساعاتی پیش ده ماهه شد... چه دلیلی بالاتر برای زندگی کردن ...؟♥️

  • ما آن آدم های گذشته نیستیم... ناله و فغان نیست ها... همه مان در سال جدید زندگی را شروع کردیم اما دیگر شکوفه ای دلمان را نلرزاند... ولی چاره ای نیست... زنده ایم و باید بجنگیم برای رشد... باید بمانیم برای زنده بودن...

  • چیزی نیست... دوست داشته اینجوری بخوابه...

  • الهي ارحمني... فرازهایی از #دعای_ابوحمزه_ثمالی @ba_hossein_bash

  • ماه رمضونی که اینجوری شروع شده و ... خدای شهر رمضان برای همه چیز شکرت... :)

سایا نویس...💚 — tgindex