tgindex
سایه و موسیقی

سایه و موسیقی

Статистика

طرحِ پژوهشی ۵ جلدی از مهدی فیروزیان (انتشارات هنر موسیقی) ۱. موسیقی ایرانی در شعر سایه (۱۳۹۶- چاپ دوم: ۱۳۹۷) ۲. شعر سایه در موسیقی ایرانی (۱۳۹۸- چاپ دوم: ۱۴۰۰) ۳. گل‌های تازه (آمادۀ انتشار) ۴. گلچین هفته (در دست تألیف) ۵. ترانه‌سرایی سایه (در دست تألیف)

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
68
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 188
+1 за 4 дн.
Сутки
−4
−0,34%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
840
40 постов
Вовлечённость
70,7%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 68
Упоминаний
4
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
641
1/48двое суток
734
1/72трое суток
792

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • «ما هرگز نمیمیریم» نخستین نشست از سلسله‌جلسات یادکردِ «نیلوفرانه» 🌿 شبی به یاد سایه (امیرهوشنگ ابتهاج) شبی با شعر، موسیقی و سخنرانی دربارۀ امیرهوشنگ ابتهاج (سایه)؛ شاعری که شعرهایش با حافظه‌ی جمعی چند نسل از ایرانیان گره خورده است. با سخنرانی: استاد مصطفی_ملکیان دکتر مهدی فیروزیان یلدا ابتهاج (پیام تصویری) شعرخوانی شاعران جوان: جویا معروفی مرتضی لطفی نگین اصل کوثر خدابین 🎵 اجرای موسیقی: گروه موسیقی «سیاه‌مشق» با حضور مهمانان ویژه: دکتر مسعود جعفری خانم بلقیس سلیمانی دکتر تقی پورنامداریان خانم چیستا یثربی با اجرای: علی عطری 📅 ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ 🕕 ساعت ۱۸ 🎟ورود برای عموم آزاد و رایگان و منوط به ثبت‌نام در صفحۀ رویداد است👇👇👇 https://app.eventlly.events/event/ما-هرگز-نمیمیریم-bc201b38-59a8-4578-a337-0b9f00d579ca (پس از ثبت‌نام، آدرس و اطلاعات تکمیلی برای شما ارسال می‌شود) ⚠️ ظرفیت محدود

  • 12 авг.1 322746

    نفس تو شعر #سایه آواز ایرج ویلن پرویز یاحقی سنتور منصور صارمی ای دوست حدیثِ وصل و هجران بگذار کاین عشقِ من و تو داستانی دگرست چون نی نفسِ تو در من افتاد و مرا هر دم ز دلِ خسته فغانی دگرست #گل‌های_تازه (شمارۀ ۵) #شعر_سایه_در_موسیقی_ایرانی 🥀 ایرج (۱۱ دی ۱۳۱۱ - ۲۱ مرداد ۱۴۰۵) پهلوان آواز ایرانی درگذشت. @sayeoMusighi

  • چهار سال از رفتن سایه گذشت. روزان و شبان بسیاری که در محضر آن پیر پرنیان‌اندیش به خواندن شعر و شنیدن موسیقی و گفت‌وگو در باب فرهنگ و هنر ایران‌زمین می‌گذشت در شمار بهترین لحظات عمر نگارنده است. هنوز نیز وقتی اشعار استوار دل‌انگیزش را می‌خوانم یا برنامه‌های گل‌های تازه و گلچین هفته را که او ساخته می‌شنوم بی اغراق حس می‌کنم در محضر اویم و این مهر سوزنده تا زنده‌ام با من خواهد بود: بر آستانِ تو چون سایه سر نهم همه عمر که هر که پیشِ تو ره یافت بازپس نرود عکس: مهدی فیروزیان در محضر سایه (۱۶ مهر ۱۳۹۵؛ روز تولد استاد ایرج افشار؛ عکس از ارشامه تافته) @sayeoMusighi

  • غروب (تاسیان) شعر #سایه آهنگ مجید حمزه‌زاده آواز نغمه اصفهانی     آری آن روز چو می‌رفت کسی     داشتم آمدنش را باور     من نمی‌دانستم     معنیِ هرگز را     تو چرا بازنگشتی دیگر؟     آه ای واژۀ شوم!     خو نکرده‌ست دلم با تو هنوز     من پس از این‌همه سال     چشم دارم در راه     که بیایند عزیزانم، آه! #حمایت_از_آوای_بانوان #شعر_سایه_در_موسیقی_ایرانی @sayeoMusighi

  • #minab168 #میناب_۱۶۸ #دبستان_شجره_طبیه #میناب بهار آمد گل و نسرین نیاورد نسیمی بوی فروردین نیاورد بهار آمد شکوفه زد شکرخند تگرگش آمد و از شاخه برکند گل پرپر کجا گیرم سراغت صدای گریه می‌آید ز باغت صدای گریه می‌آید شب و روز ببین بلبل چه می‌سوزد ز داغت عزیزونم همه رفتند در خواب ببین پرپرشده گل‌های میناب @aryatabibzadeh

  • 3 авг.395710

    میهن (مرثیۀ جنگل) شعر #سایه آهنگ پرویز #مشکاتیان کمانچه آرش کامور آواز وحید تاج امشب همه غم‌های عالم را خبر کن بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن 🔸 در آغاز کامور بخشی از ترانۀ «شب‌نورد» (ساختۀ محمدرضا #لطفی) را می‌نوازد. 💐 ۱۲ مرداد زادروز آرش کامور (۱۳۵۸، نیشابور) #شعر_سایه_در_موسیقی_ایرانی @sayeoMusighi

  • 27 июл.5191011

    بازی قدرت به مناسبت ۵ مرداد سالروز درگذشت محمدرضا پهلوی سخنی دربارۀ او برگرفته از بخش بررسی «شعر انقلابی در دهۀ ۵۰» در کتاب #شعر_سایه_در_موسیقی_ایرانی: از نگون‌بختی محمدرضا #پهلوی، منافع دو نیروی متخاصم جهانخوار، یعنی شوروی و امریکا، با همۀ ناسازگاری‌ها، در یک نقطه، یعنی براندازی او، همسان و همسو شده بود. شوروی شاه را، که از سال‌ها پیش با چپ‌گرایان از درِ دشمنی درآمده بود، مانع برآورده شدن منافع خویش می‌دید. هم‌آنان بودند که از راه فرهنگی در درازنای چند دهه با ضربه‌های پیوستۀ قطره‌وار، و شاید نه‌چندان آشکار، سرانجام در تخته‌سنگِ باورهای مردمی شکاف‌هایی پدید آوردند و حتی با راه یافتن به دل گروه‌های مذهبی آنان را آمادۀ اندیشۀ انقلابی کردند و خواه‌ناخواه گونه‌ای رادیکالیسم اسلامی را پدید آوردند (نک: اندیشۀ‌ سیاسی در اسلام معاصر، ص ۲۶۹-۲۶۳). از سوی دیگر امریکا با رصدِ اوضاع ایران دیگر به کوتاه بودن دست شوروی از ایران و در تنگنا قرار گرفتن او دلخوش نبود و بریده شدن دست وی را در سرنگونی شاه می‌دید (نیز نک: ایران بین دو انقلاب، ص ۶۴۶). شاه هرگز از دید سخت‌افزاری آن شایستگی و برّایی بایسته برای یکسره کردنِ کار شوروی را از خود نشان نداده بود و از دید نرم‌افزاری پادزهری فرهنگی برای آنچه به‌دست نیروهای چپ در ایران رخ می‌داد فراهم نیاورده بود (این شاید از بزرگ‌ترین اشتباهات او باشد). اگر باور داشته باشیم «نزاع سیاسی، نزاعی میان گروه‌هایی با منافع متفاوت نیست» (ده تز در باب سیاست، ص ۳۵) دست‌کم برای امریکا و شوروی، که منافعی متفاوت را در ایران می‌جستند، آنچه در ایران رخ می‌داد نه سیاست، که بازی قدرت بود. https://t.me/sayeoMusighi

  • ایضاح استاد گرامی، جناب آقای دکتر محمد استعلامی، در نامه‌ای که به فصلنامۀ وزین رازان نوشته‌اند دربارۀ مقالۀ نگارنده در نقد کتاب گل‌های تازه به کوشش سیّد علیرضا دربندی مرقوم فرموده‌اند: «نقد آقای فیروزیان دربارۀ کتاب گل‌های تازه هم قصّۀ غم‌انگیز این روزگار بود. نمی‌دانم چند در صد از تحصیل‌کرده‌های ما از آنچه داوود پیرنیا و بعد از او سایه برای رشد و تعالی موسیقی ملی ایران کرده‌اند خبر دارند. نقد آقای فیروزیان را باید ستایش کرد که با شهامت نشان داده‌اند که در این روزگار فرهنگ‌زدایی‌شده، هر بی‌مایه‌ای دعوی پژوهندگی دارد و لابد این «سیّد!» مؤلف گل‌های تازه خودش را در شمار محققان بزرگ هم می‌بیند. بر احوال این ملک باید گریست!» باید عرض کنم شخص #سایه نیز از انتشار این کتاب ناخرسند بود؛ همان‌طور که از دیدن پایان‌نامه‌هایی پر از کاستی و ناراستی در بررسی واژه‌های موسیقایی شعر خویش ناراضی بود. از همین رو بود که نگارنده بر آن شد که واژه‌های موسیقایی شعر سایه را در جلد نخست از طرح پژوهشی پنج‌جلدی «سایه و موسیقی» منتشر کند و جلد سوم این مجموعه را نیز به گل‌های تازه اختصاص دهد. کتاب گل‌های تازه با پژوهش و کوشش نگارنده به زودی در انتشارات هنر موسیقی منتشر خواهد شد. غرض بنده از نقد کتاب گل‌های تازه (چاپ دربندی) این بود که عیار کار بسیار پرغلط او بر وی و نیز خوانندگان آشکار شود تا بعد از چاپ کتاب بنده مدعی آن نشود که کار بنده از کتاب او برداشته شده است؛ اتفاقی که سال‌ها پیش در کمال شگفتی دربارۀ جلد نخست طرح پژوهشی بنده یعنی موسیقی ایرانی در شعر سایه (تهران: هنر موسیقی، ۱۳۹۶) افتاد و نویسندۀ پایان‌نامه‌ای بسیار ناقص در کمال وقاحت مدعی شد کتاب بنده برگرفته از پایان‌نامۀ اوست؛ حال آنکه وی تنها از سیاه‌مشق استفاده کرده بود و بنده افزون بر اینکه چاپ متفاوت و کامل‌تری از سیاه‌مشق را ملاک قرار داده‌ام دو کتاب تاسیان و بانگ نی را نیز بررسی کرده‌ام. از طرف دیگر در همان کتاب سیاه‌مشق هم مدخل‌هایی در کار او هست که در کار من نیست و مدخل‌هایی در کار من هست که در کار او نیست. یعنی بر هر عاقلی آشکار است که دو اثر کاملاً از یکدیگر مستقل است. وانگهی کدام دزد ناشی به چنین کاهدانی می‌زند که دو کتاب سایه را خود بررسی کند و برای کتاب سوم به سراغ پایان‌نامه‌ای ثبت‌شده و البته ناقص برود و ابیات دارای کلمات موسیقایی را از آن بردارد و سپس ارجاعات آن را با جست‌وجوی تک‌تک همان ابیات در چاپی دیگر عوض کند؟ مگر استخراج کلمات موسیقایی یک کتاب کم‌حجم شعر معاصر (آن هم برای کسی که اولاً شبانه‌روز با شخص شاعر یعنی سایه همنشین است و هر سؤالی داشته باشد می‌تواند از او بپرسد و ثانیاً خود پیش‌تر واژه‌های موسیقایی دیوان دشوار و پرحجمی چون دیوان خاقانی را به عنوان رسالۀ دکتری استخراج و بررسی کرده است) چقدر زمان می‌برد که نیاز به چنین زحمت ابلهانه‌ای داشته باشد؟ کسی که چنین ادعایی می‌کند (اگر واقعاً این ادعا را باور داشته باشد و قصد و غرض دیگری در کار نباشد) بی‌گمان از عیار کار خود آگاه نیست. تا حدی هم قابل درک است که دانشجویی تازه از گرد راه رسیده در نخستین (و احتمالاً آخرین) گامی که در راه پژوهش می‌گذارد چنان از عالم تحقیق بی‌خبر باشد و چنان از کار خامدستانۀ خویش ذوق‌زده شود که حس کند شاخ غول را شکسته و دیگران نیازمند نوشتۀ وی هستند. اگر بنده پیش از چاپ کتاب خود نقدی بر پایان‌نامۀ پرکاستیِ وی می‌نوشتم شاید از زدن این تهمت شرم می‌کرد. البته نقد کردن پایان‌نامه به هیچ وجه مرسوم نیست و من از این رو در آن زمان از چنین کاری سر باز زدم. به هر روی در نقد کتاب گل‌های تازه (چاپ دربندی) دفع دخل مقدّر کردم و به اصطلاح امروزی‌ها به «حملۀ پیشدستانه» متوسّل شدم. امیدوارم در آینده‌ای نزدیک با چاپ کتاب گل‌های تازه با پژوهش و کوشش نگارنده ارزش واقعی زحمات سایه در ساخت و پرداخت برنامۀ ارزشمند گل‌های تازه در رادیو ایران بر خوانندگان و دوستداران شعر و موسیقی ایرانی آشکار شود. @sayeoMusighi

  • یادگار خون سرو شعر #سایه تار و آواز محمدرضا لطفی (اجرای زنده در کنسرت ایتالیا) دلا دیدی که خورشید از شبِ‌ سرد چو آتش سر ز خاکستر برآورد زمین و آسمان گلرنگ و گلگون جهان دشتِ‌ شقایق گشت ازین خون نگر تا این شبِ خونین سحر کرد چه خنجرها که از دل‌ها گذر کرد ز هر خونِ دلی سروی قد افراشت ز هر سروی تذروی نغمه برداشت صدای خون در آواز تذرو است دلا این یادگار خون سرو است 🔺در بیت چهارم «خون» به خطا «خونی» خوانده شده است. #شعر_سایه_در_موسیقی_ایرانی @sayeoMusighi

  • «آسیب بر گل‌های تازه»، مهدی فیروزیان، رازان، س ۹، ش ۳۷، بهار ۱۴۰۵، ص ۱۱۶-۱۲۹. کتاب گل‌های تازه به اهتمام سید علیرضا دربندی دربارۀ برنامۀ رادیویی «گل‌های تازه» (به سرپرستی #سایه) تهیه شده، اما به ‌دلیل کاستی‌های جدی و اغلاط فراوان، اثری غیر قابل اعتماد و فاقد اعتبار علمی است. این کتاب از اساس با روشی نادرست و غیر علمی تدوین شده است. از جمله نقایص عمده می‌توان به ثبت برنامه‌های جعلی به‌ جای برنامه‌های اصیل، نام‌گذاری‌های خودسرانه و گاه بی‌معنی بر آثار، فقدان رویکرد پژوهشی و انتقادی، و غلط‌های پر‌شمار در ثبت اشعار اشاره کرد. گردآورنده اشتباهات فاحش در نقل اشعار مرتکب شده و حتی در توضیحات و اطلاعات پایه نیز دچار خطاهای متعدد شده است. همچنین اطناب بی‌جا و تکرارهای غیر ضروری حجم کتاب را به طور مصنوعی افزایش داده، در حالی‌ که اطلاعات کلیدی مانند سازهای همراهی‌کننده گاه نادیده گرفته شده است. در نهایت، نمایه‌های کتاب به دلیل اتکا بر داده‌های نادرست، غیر قابل استناد است. در مجموع، این اثر نه تنها به عنوان منبعی پژوهشی کارایی ندارد، بلکه با ثبت نادرست اطلاعات، به اصالت برنامۀ «گل‌های تازه» آسیب زده است. @sayeoMusighi

  • به مناسبت ۳۱ خرداد زادروز بانو هنگامه #اخوان، خوانندۀ موسیقی دستگاهی ایران، بخشی برگزیده از کتاب #موسیقی_ایرانی_در_شعر_سایه 🔶 مرغ سحر ای مرغ سحر ناله به دل بشکن هنگامۀ آواز شباویز است (سیاه‌مشق، ص ۲۵۴) «مرغ سحر» در کنار واژۀ موسیقایی «آواز» یادآور ترانۀ نامدار محمدتقی بهار روی آهنگ مرتضی نی‌داوود است که چنین آغاز می‌شود: مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه‌تر کن #سایه «مرغ سحر» را بسیار می‌پسندد؛ به‌گونه‌ای که دو بار و با دو شیوۀ اجرایی در دو برنامۀ گل‌های تازه خواستار پخش آن شده است. نخستین‌بار در برنامۀ شمارۀ ۱۵۰ با تنظیم فرامرز پایور و آواز نادر گلچین، و بار دیگر در شمارۀ ۲۰۱، که واپسین برنامۀ گل‌های تازه بود، با تار #لطفی و آواز هنگامه اخوان. با آگاهی یافتن از نکته‌هایی که گفتیم، دو ایهام تناسب دیگر در بیت می‌یابیم. «مرغ سحر» در معنی غایب (ترانۀ بهار)، با «ناله» ایهام تناسب می‌سازد. گویی سایه «ناله به دل بشکن» را در برابر «ناله سر کنِ» بهار از مرغ سحر خواسته و گفته است: دیگر چنان روزگار تیره و تار شده است که حتی ناله سر کردن هم درمان درد نیست. ای مرغ سحر همان بهتر که در برابر بانگ شباویز، خاموش بمانی! از سوی دیگر «مرغ سحر» با واژۀ «هنگامه» که نام خوانندۀ ترانه است ایهام تناسبی دیگر می‌سازد. گفتنی است یابنده و برکشندۀ هنگامه اخوان سایه بوده است. اخوان از شاگردان ادیب خوانساری بود که سایه با شنیدن آوایش او را دارای توانایی و تحریری ویژه یافت و از لطفی خواست تا پرورش پیشرفتۀ او را بپذیرد و سپس خوانندگی برنامه‌های ۲۰۰ و ۲۰۱ گل‌های تازه را به او سپرد. مهدی #فیروزیان https://t.me/sayeoMusighi

  • گرامیداشت یاد جلیل شهناز، در ۲۷ خرداد، سالروز درگذشت ایشان چهارمضراب و ساز و آواز با تار شهناز، آواز محمدرضا #شجریان و شعر #سایه همراه با گزارشی کوتاه به قلم مهدی #فیروزیان: تو را به آینه‌داران چه التفات بود چنین که شیفتۀ حسن خویشتن باشی زیبایی و فریفتگی یا حسن و غرور، هر دو دوستان قدیم‌اند. زیبایی آدمی را می‌فریبد، و اگر این زیبایی در خود شخص باشد صدچندان اثر می‌کند.؛ چرا که آدمی بر بنیاد سرشت خودپسندش عیب خویش را نیز هنر می‌بیند، چه رسد به هنر. سایه به معشوق می‌گوید: این‌گونه که (به قول استاد سخن، سعدی) «تو هم در آینه حیران حسن خویشتنی» دیگر توجهی به عاشقانی که زیبایی‌ات را بازمی‌نمایند نخواهی داشت. خواجوی کرمانی در همین مضمون گفته است: به حسن خویش تو را چون نظر بود، چه عجب گرت به جانب خواجو نظر نمی‌باشد از همین‌روست که کمتر پیش می‌آید شجریان آواز خواننده‌ای پس از خود را بپسندد و شهناز تکنوازی تارزنی را و سایه غزل شاعری را. این نه آن غرور مذموم، که واقعیت ناگزیر رسیدن به اوج زیبایی و آفرینشگری است. @sayeoMusighi

  • 8 июн.939724

    💐 ۱۹ خرداد زادروز کامبیز روشن‌روان گرامی باد آینه در آینه شعر #سایه آهنگ روشن‌روان آواز حسین نورشرق رهبر جرمی واکر اجرای زنده در سالن اصلی کنسرواتوار چایکوفسکی (۱۲ می ۲۰۱۹) نوازندگان سازهای ایرانی: پگاه زهدی (سنتور)، آزاده امیری (تار) حمید قنبری (کوبه‌ای)، علیرضا دریایی (کمانچه)، لیلا ظهیرالدینی (بربت) مژده بده، مژده بده، یار پسندید مرا سایۀ او گشتم و او برد به خورشید مرا جان دل و دیده منم، گریۀ خندیده منم یار پسندیده منم، یار پسندید مرا کعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نماز کان صنم قبله‌نما خم شد و بوسید مرا پرتو دیدار خوشش تافته در دیدۀ من آینه در آینه شد، دیدمش و دید مرا آینه خورشید شود پیش رخ روشن او تاب نظر خواه و ببین کآینه تابید مرا گوهر گم‌بوده نگر تافته بر فرق فلک گوهری خوب‌نظر آمد و سنجید مرا این اثر، بازخوانی است و اجرای اصلی آن سال‌ها پیش با آواز خوش بیژن بیژنی در آلبوم «آینه در آینه» منتشر شده است. شرح پرده‌گردانی‌های متنوع روشن‌روان در این آهنگ را می‌توانید در کتاب #شعر_سایه_در_موسیقی_ایرانی (ص ۴۲۰-۴۲۱) بخوانید. @sayeoMusighi

  • 23 мая1 276830

    خونِ سیاووش* شعر #سایه آواز علیرضا قربانی بیا ساقی آن می که چون بنگریم ز خونِ سیاووش یاد آوریم به من ده که داغِ دلم تازه شد سرِ دردمندم پر‌آوازه شد از آتش گذشتند با جانِ پاک که پاکان از آتش ندارند باک چه پُرخون نوشتند این سرگذشت دلی کو کزین غصه پُرخون نگشت؟ خردمندِ دیرینه خوش می‌گریست: «اگر مرگ داد است بیداد چیست؟»** __________ * خون سیاووش: بر اساس داستان مشهور شاهنامه مظهر خون به‌ناحق‌ریخته‌شده و خون جوان مظلوم است. سیاوش که از آتش گذشت تا پاکی خود را ثابت کند، پس از چندی به دست گرسیوز دام‌ساز فریبکار، کشته شد. بر بنیاد افسانه‌ها پس از کشته شدن سیاوش جوان «خون در زمین فرو نرفت. روی زمین پخش شد. از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هر کس آن را می‌دید می‌فهمید جایی بی‌گناهی را کشته‌اند» (سوگ سیاوش، شاهرخ مسکوب). ** خردمندِ دیرینه: حکیم ابوالقاسم #فردوسی که سایه مصرع مشهور او در آغاز داستان رستم و سهراب را در اینجا تضمین کرده است. #شعر_سایه_در_موسیقی_ایرانی @sayeoMusighi

  • چاپ سوم نامه‌های محمّدعلی فروغی منتشر شد. ‌ در این کتاب با تفحّص در کتابها، مجلّات و اسناد مجموعه‌های خصوصی و عمومی، ۱۳۰ نامه از محمّدعلی فروغی به ترتیب تاریخی گرد آمده است. این نامه‌ها در نیمۀ دوم عمر پربار ذکاءالملک (بین سالهای ۱۲۸۸ تا ۱۳۲۱) خطاب به شخصیتهای سیاسی و فرهنگی ایرانی (ازجمله رضاشاه و محمّدرضاشاه پهلوی، مستوفی‌الممالک، مخبرالسلطنه، تیمورتاش، تقی‌زاده، قزوینی، ابوالقاسم کاشانی، مستشارالدوله و رجبعلی منصور) و خارجی (ازجمله چرچیل، استالین، آنتونی ایدن، ویلیام بولارد، توفیق رشدی‌بیک، شولنبرگ، میلسپو و ادوارد براون)، خویشان فروغی (مانند فرزندانش و برادرش ابوالحسن و وقارالسلطنه) و برخی مطبوعات و ادارات و وزارتخانه‌ها نوشته شده است. نامه‌های محمّدعلی فروغی، به کوشش محمّد افشین‌وفایی و مهدی فیروزیان، تهران، انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، چاپ سوم، ۱۴۰۴، ۵۰۵ ص. @MohammadAli_Foroughi

  • پیام سایه صبر کن ای دل پرغصه درین فتنه و شور گرچه از قصۀ ما می‌ترکد سنگ صبور #سایه @sayeoMusighi

  • هوای روی تو شعر #سعدی و #سایه آهنگ پویا سرایی تنظیم امین عطایی آواز ابوالفضل دهقان تصنیف (سعدی): خبرت خراب‌تر کرد جراحت جدایی چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی چه ازین بهْ ارمغانی که تو خویشتن بیایی بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی تو جفای خود بکردی و نه من نمی‌توانم که جفا کنم، ولیکن نه تو لایق جفایی آواز (سایه): هوای روی تو دارم نمی‌گذارندم مگر به کوی تو این ابرها ببارندم مرا که مست توام این خمار خواهد کشت نگاه کن که به دست که می‌سپارندم من آن ستارۀ شب‌‌زنده‌دار امّیدم که عاشقان تو تا روز می‌شمارندم چه جای خواب که هر شب محصّلان فراق خیال روی تو بر دیده می‌گمارندم 💐 اول اردیبهشت‌ماه روز بزرگداشت سعدی #شعر_سایه_در_موسیقی_ایرانی @sayeoMusighi

  • بی‌ستاره در هفت آسمان     در هفت آسمان چو نداری ستاره‌ای ای دل کجا روی که بود راه چاره‌ای؟ حالی نماند تا بزنی فالی ای رفیق خیری کجاست تا بکنی استخاره‌ای؟ از موج‌خیز حادثه‌ها مأمنی نماند کشتی کجا برم به امید کناره‌ای؟ دیدار دل‌فروز تو عمر دوباره بود اینک شب جدایی و مرگ دوباره‌ای #سایه https://t.me/sayeoMusighi

  • سایه از زبان سایه برنامه‌ای صوتی درباره‌ی استاد امیرهوشنگ ابتهاج در هفتادسالگی ایشان 💐 ششم اسفندماه زادروز #سایه #شعر_سایه_در_موسیقی_ایرانی @sayeoMusighi

  • 17 февр.4 105994

    داغ ماتم‌ها شعر #سایه آواز شهرام #ناظری موسیقی زمینه محمدرضا #لطفی نی عبدالنقی افشارنیا یوسفِ من! پس چه شد پیراهنت؟ بر چه خاکی ریخت خونِ روشنت؟ بر زمینِ سرد، خونِ گرمِ تو ریخت آن گرگ و نبودش شرمِ تو تا نه پنداری ز یادت غافلم گریه می‌جوشد شب و روز از دلم داغِ ماتم‌هاست بر جانم بسی در دلم پیوسته می‌گرید کسی #شعر_سایه_در_موسیقی_ایرانی @sayeoMusighi