در جستجوی معنی
Статистика⬅️در عصر سیطره رسانه ها و دنیای شبکه ای شده ، معانی را هدفمند باید جستجو کرد.... ~~~~~~~~ 👌در این کانال با مبانی و تحولات حوزه ارتباطات ، رسانه ، سواد رسانه ای و تکنولوژی های ارتباطی آشنا میشود ~~~~~~~ ارتباط با ادمین 👇 @kimiagar98
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 3
- 1/48двое суток
- 3
- 1/72трое суток
- 3
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
👇 ۱۱. گسترهی کلان جغرافیایی هلپرکی در گونههای متنوع ولی با ماهیتی یکسان، از عفرین تا بویراحمد و از خراسان تا ایلام رواج داشته و بیش از ۷۰ میلیون نفر را دربرمیگیرد. امروز بیشتر کردها پاسدار آناند: کردهای شمالی (کرمانجی): سنجاری، جدیکانی، ارفی، بوتانی، بایزیدی، هکاری، سورچی، کرمانجی خراسانی، شکاکی، وانی، شمدینانی، جزیری و بادینانی کردهای میانی: مکریایی، بشدری، خوشناوی، اربیلی، اردلانی، سلیمانیهای، ورماوهای، گرمیانی، کرکوکی، بنگردی، رواندزی و جافی کردهای جنوبی (پهلوانی): کرمانشاهی، کلهری، ایلامی (فیلی)، دالاهویی، سنجانی، زنگنهای، کلایی، گروسی، عبدویی، دوانی، ملکشاهی، کرونی، لکی و کردی بغدادی همهی این اقوام، به اضافهی دوسوی سیمره، بویراحمد و کهگیلویه، در این رقص دستهجمعی شراکت فرهنگی دارند. رقص دودستمالهی کرمانشاه و ایلام نیز شکلی دیگر از همین هلپرکی است. ۱۲. دیرپا و دیرمان تا آنجا که تاریخ رقص شناخته، هلپرکی همان هلپرکی بوده است. شاید از دوران پارینهسنگی، یا دستکم از هزارهی نخست پیش از میلاد، اینگونه پایکوبی در باختر ایران رایج بوده. امروز نیز با وجود تغییرات، نهتنها به حیات خود ادامه میدهد، بلکه دستکم در گسترهی ایران در مراسم شادی و عروسی رو به گسترش است. هلپرکی تنها رقص نیست؛ پیوندی است میان آسمان و زمین، میان آزادی و ایستادن بر خاک، میان شادی و ماتم، میان فرد و جمع. حلقهای باز که هنوز هم میچرخد. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k https://t.me/Karimipour_K/90
پیوند آسمان و زمین در «هله پرکی» جغرافیای رقص گروهی، جغرافیایی شگفتانگیز است؛ شگفتانگیزتر از بسیاری پدیدههای زمینی، بهویژه وقتی فلسفهاش را بدانیم. پایکوبی یا همان رقص، یکی از هنرهای هفتگانه است که نماد پیوند انسان با زمین و چرخهی زندگی است؛ همان که در واژهی آلمانی Welt (جهان) بازتاب یافته. رقص گونههای بسیاری دارد: صحنهای، آیینی، عرفانی، محلی (فولکلور)، سنتی و ملی، بالروم و اجتماعی. از دههی ۱۹۲۰ در بسیاری از دانشگاههای معتبر جهان بهعنوان رشتهی دانشگاهی پذیرفته شده و در مقاطع کارشناسی تا پسادکتری دارای نظریهها، مکاتب و روشهای پژوهش خاص خود است. امروز هیپهاپ، بریکدنس و جاز شهرت جهانی دارند. در میان رقصهای گروهی نیز رقصهای ایرانی، آذری، باله، عربی، گرجی، هولا، لزگی، هندی، شمشیر و کردی شناختهشدهاند. ولی از نگاه یک بینندهی صرف، «هلپرکی» بر پایهی دوازده ویژگی، پرمعناترین و شورانگیزترین رقص در جغرافیای پایکوبی جهان است. این ویژگیها آن را ممتاز و متفاوت کردهاند: ۱. حلقهای بیکانون هلپرکی حلقه و چرخهای باز از رقصندگان است که هیچ نقطهی محوری و مرکزی ندارد. همه در این حلقه یکیاند. هرچند مسئولیت هدایت با «سرچوپیکش» (کارکشتهترین رقصنده در سمت راست حلقهی باز) و کمک «گاوانی» در منتهیالیه سمت چپ است، ولی این پایکوبی به معنای راستین گروهی، بیمحور و آزاد است. ۲. یکپارچه و متحد هلپرکی اغلب حلقهای است از پیوستن دستها، گره خوردن پنجهها، هماهنگی شانههای چسبیده و هارمونی شگفتآور پاها. حتی اگر ده یا بیست نفر برقصند، از بیرون که بنگری، در اوج نشاط و هیجان، «یک تن» میبینی. با رهبری سرچوپی و همراهی کرنا و دهل، همه «یکی» و یکپارچهاند. ۳. برابری جنسیتی زنان و مردان میتوانند حلقههای جداگانه بسازند یا چند حلقه همزمان داشته باشند. ولی در اوج هیجان، حلقهها به گونهای شگفت انگیز درهم گره میخورند، بیآنکه هارمونی مختل شود. زنان و مردان با گرفتن دستهای یکدیگر چرخهای یکپارچه میسازند. همه برابر و یکی میشوند و دستکم برای لحظهای، مفهوم نابرابری جنسیتی رخت برمیبندد. این حلقه، حلقهی زندگی است؛ همانگونه که واژهی «ژن» (زن) در زبانشناسی با مفهوم زندگی پیوند دارد. جالب آنکه این درآمیختن رقصندگان را «گندم و جو» میخوانند؛ دو نماد محوری زندگی زاگرسی که در کنار هم قرار گرفتهاند. ۴. آزادی آسمانی دستمالها پیاپی در هوا میچرخند و رقصندگان همراه سرچوپی بالا و پایین میشوند. گویی چیزی در آسمان گم شده که حلقه ناخودآگاه و بیمحابا در پی آن است. هزاران سال است، از پیش از دیاکو و ایختیویگو تا امروز، در حصارهای تودرتو، در صلح و نبرد، در پی گمشدهای هستند: آزادی. و این را میتوان با تمام جزئیات در هلپرکی دید. ۵. زمینی هستم دستها رو به زمین و در امتداد پهلوهاست و پنجهها حلقهای پیوسته و باز ساختهاند. رقصندگان سه گام به چپ میروند و سپس پای راست را جلوی پای چپ به زمین میکوبند و نیمدایرهای میچرخند. سر به آسمان و پا در زمین دارند. میدانند که طالب پروازند، ولی زمینی و زمینگیرند. آموختهاند که برای پرواز کردن، نخست باید بتوانند بایستند؛ راه بروند، بدوند و برقصند. آنان میدانند که در نهایت زمینیاند. ۶. جنگ و صلح رنگ دستمال سرچوپی و گاوانی معنادار است. دستمال سفید نماد صلح و دوستی است؛ دستمال قرمز نشان آمادگی برای پیکار. گاه هر دو با هم به کار میروند و از درهمآمیختگی بزم و رزم حکایت میکنند. ۷. پوشیدگی هلپرکی با وجود ریتم تند، هیجان و گاه مختلط بودنش، پوشیدهترین رقص گروهی در جغرافیای رقصهای اجتماعی جهان است. زنان و مردان سر و تن را با کلاه، شال و قبا پوشاندهاند و بیشتر رقصندگان فامیل و محرمند. ۸. بیطبقگی در حلقههای هلپرکی همه میتوانند شریک باشند: فقیر و دارا، پیر و جوان، زن و مرد. این رقص طبقاتی نیست. حتی برای کسانی که لباس مناسب ندارند، تدارک دیده میشود. در کمتر فرهنگی چنین رقص گروهیِ غیرطبقاتی دیده شده است. ۹. تمرین آفند و پدافند گروه با هدایت سرچوپی پیاپی سه گام به جلو و چپ میرود، بیآنکه چرخه و جایگاهها در هم بشکند. این حرکت، تمرینی است برای آفند و پدافند؛ در بزم، در رزم و حتی در ماتم. ۱۰. شادی و ماتم هلپرکی و پایکوبیهای کردی تنها ویژهی شادی و عروسی نیست. در عزا، ماتم و حتی سماع نیز به کار گرفته میشود. این خود نشاندهندهی همبستگی دستهجمعی در هر شرایطی است. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k https://t.me/Karimipour_K/90
رقصی برای آزادی امروز همین جوری در پی نخستین پست های کانال می گشتم. چشمم به یادداشت شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶(۲۵ نوامبر ۲۰۱۷)خورد. کلیپی قدیمی از هلپرکی. کار اداره کل امور سینمایی. گفتم کمی حال و هوای کانال را عوض کنم. حیفم آمد آن را باز پخش نکنم. با اجازه همه زاگرس نشینان، آن را به زنده یاد حسین خواجه امیری(ایرج)، که امروز ترکمان کرد، تقدیم می کنم. کوتاه آن که هلپرکی رقصی است که هنوز، پس از هزاران سال، در پی آزادی می چرخد. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k 👇ادامه
📚#فلسفه 🎥ویدئو : چرا انسانها از حقیقت فرار میکنند؟ (تمثیل غار افلاطون) ▪️در این ویدیو به بررسی تمثیل غار افلاطون میپردازیم؛ چرا انسانها از حقیقت میترسند و دروغ را به بیداری ترجیح میدهند؟ فلسفه به زبان ساده. آیا انسان واقعاً به دنبال حقیقت است، یا فقط به آسایش دروغها عادت کرده؟ چرا آزادی ترسناک است؟ چرا حقیقت درد دارد؟ چرا بیشتر انسانها زندان را به بیداری ترجیح میدهند؟ در این ویدیو به سراغ یکی از عمیقترین ایدههای تاریخ فلسفه میرویم: تمثیل غار افلاطون. داستان انسانهایی که در زنجیرند، سایهها را حقیقت میپندارند و از نور میترسند. مجله هنری آرت ژورنال @ARTTJOURNAL
قطعاتی در جهان موسیقی اند که گویی نغمه ها متعلق به قوم و زبان خاصی نیستند. ... کار هنر از بین بردن مرزهای میان انسانهاست. بنت الشلبیه از مشهورترین قطعات جهان عرب به شمار میرود که در مقام نهاوند که مقامی نزدیک به بیات اصفهان است ساخته شده است نام این ترانه (دختر شلبیه) ممکن است به ناحیه سیلوس در جنوب کشور پرتغال اشاره کند که در عربی «شلب» نامیده میشود. مجله هنری آرت ژورنال @ARTTJOURNAL
#برند #دیزاین #گرافیک #بازاریابی #لوگو ٣🔸آمازون و والمارت آپدیت شدند برخی از افراد واقعاً متوجه تغییرات نشدهاند و منتقدان هم میگویند این تغییرات جسورانه نبوده و شاید حتی خسته کننده هم باشند. در این زمینه باید گفت بله این یک نکته است اما هر دو لوگو بیشتر برای عملکرد بهتر ریدیزاین شدهاند، نه برای هیجانزایی. برندهای بزرگ دیگر نیز همین کار را انجام میدهند. شرکتهای فناوری، برندهای زیبایی و پلتفرمهای خدماتی لوگوها را ساده میکنند تا در صفحهها و فروشگاهها مقیاس شوند؛ واضحتر، منعطفتر و قابل تشخیصتر شوند و این تنما چیزی است که اکنون اهمیت دارد. تغییرات این دو لوگو مانند برندهای میراثی باعث خشم نشدهاند. و بنابراین هیچکس در مورد این میم توییت نمیکند. اما همین موضوع نشان میدهد که چگونه اولویتها در حال تغییر هستند. لوگوها باید در همه جا، سریع و واضح کار کنند. #آمازون و #والمارت جدید نیامدهاند که تیتر خبرها شوند، آنها آمدهاند تا مطمئن میشوند که هر کجا که آنها را ببینید درست به نظر میرسند. پایان
#برند #دیزاین #گرافیک #بازاریابی #لوگو ٢🔸آمازون و والمارت آپدیت شدند لوگوی آمازون (Amazon) دارای حروف نرمتر، گردتر و رنگهای روشنتر شده است. لبخند هنوز وجود دارد، اما کمی بهتر با متن مطابقت دارد و احساس گرمتری را منتقل میکند. شرکت #آمازون چیزی میخواست که در همه جا کار کند - از جعبههای تحویل گرفته تا برنامهها و همه برندهای فرعی کوچک مانند فِرش (Fresh)، پرایم (Prime) و الکسا (Alexa). و در یک جمله؛ آمازون قدیمی بد نبود، اما مقیاس خوبی نداشت. #والمارت (Walmart) در به روز رسانی خود؛ بیصداتر اما کماکان قابل توجهتر شده است. کلمه والمارت؛ واضحتر، جرقه روشنتر، و آبی و زرد بیشتر دیده میشوند و با اینهمه هنوز شبیه Walmart به نظر میرسند، طراحی هم جسورانهتر و مدرنتر به نظر میرسد. راهبران بازارها میگویند اکنون در وبسایتها، تابلوهای فروشگاهی یا حتی صفحههای پرداخت بهتر کار میکند. والمارت حالا کوچک، کاربردی، اما مهمتر هم شده است.
#برند #دیزاین #گرافیک #بازاریابی #لوگو ١🔸آمازون و والمارت آپدیت شدند #آمازون (Amazon) و #والمارت (Walmart) هر دو لوگوهای خود را امسال به روز کردند. احتمالاً در ابتدا متوجه نشدید، اما تغییراتی وجود دارد. هر دو شرکت به دنبال ظاهر سادهتر و تمیزتر هستند که به صورت آنلاین و موبایلی بهتر کار کنند. صفحه نمایش جایی است که اکثر مردم اکنون آنها را میبینند، بنابراین کارشان منطقی است.
💠با سینما فکر کرد، با حذف پاسخ گرفت 👈 عبدالرضا خزایی، روزنامهنگار، در یادداشتی برای #راهبرد نوشت: ✍ #بهرام_بیضایی از آن دست سینماگرانی بود که مرگش، نه شوک میآفریند و نه غافلگیر میکند؛ زیرا سالها پیشتر، بهتدریج از صحنهای که حق طبیعیاش بود، کنار گذاشته شده بود. ✍ مرگ او در روز تولدش، اگرچه واجد بار نمادین است، اما آنچه اهمیت دارد نه این تقارن، بلکه روندی است که به آن انجامید: روند حذف آرام، سیستماتیک و بیاعلام یکی از جدیترین مؤلفان تاریخ سینمای ایران. این یادداشت، نه درباره فقدان یک فرد، بلکه درباره شکست یک ساختار در مواجهه با اندیشه است. ✍ بیضایی سینما را نه ابزار روایت، بلکه میدان اندیشه میدانست. در آثار او، تصویر صرفاً حامل قصه نیست؛ حامل تاریخ، حافظه و تعارض است. ✍ او بهجای آنکه روایت را به خطی ساده و قابلهضم تقلیل دهد، آن را میشکست، چندپاره میکرد و دوباره میساخت. ✍ این رویکرد، سینمای بیضایی را به سینمایی دشوار، اما ماندگار بدل کرد؛ سینمایی که تماشاگر را وادار به مشارکت فعال میکند. چنین سینمایی، در ساختاری که عادت به پیامهای صریح و نتایج کنترلشده دارد، ناگزیر به حاشیه رانده میشود. ✍ بیضایی با تاریخ همان کاری را میکرد که سینما با واقعیت میکند: آن را بازسازی، بازخوانی و بازخواست. ✍ از «مرگ یزدگرد» که تاریخ را به دادگاه میکشد، تا «چریکه تارا» که اسطوره را از روایت مردانه جدا میکند، ✍ او همواره در پی شکستن روایت مسلط بود. این شکستن، نه از سر لجاجت، که از سر وفاداری به حقیقتی پیچیدهتر انجام میشد. اما تاریخِ چندصدایی، برای نظامهای فرهنگی عادتکرده به روایت واحد، همواره خطرناک است. ✍ حذف بیضایی، حذفِ کلاسیک نبود. نه ممنوعالکاری صریح در کار بود و نه اعلام رسمی. حذف او، حذفِ زمان بود؛ زمانهایی که از دست رفت، پروژههایی که معلق ماند، فاصلههایی که میان فیلمها افتاد. ✍ این تعلیق مزمن، کارآمدترین شیوه حذف است، زیرا نه هزینه سیاسی دارد و نه واکنش عمومی برمیانگیزد. ✍ نتیجه اما روشن است: سینماگری که باید در اوج بلوغ فکریاش فیلم بسازد، به انتظار عادت میکند و انتظار، دشمن خلاقیت است. ✍ بیضایی اهل تعدیل زبان نبود. نه جهانش را ساده کرد، نه فرم را قربانی محتوا کرد و نه زن را از مرکز روایت کنار زد. در سینمای او، زن نه نماد، که کنشگر است؛ نه موضوع نگاه، که صاحب نگاه. این انتخاب، پیشروتر از زمانه بود و بههمیندلیل، پرهزینه. ✍ او سینما را به فضایی برای نقد قدرت بدل کرد، بیآنکه به شعار یا بیانیه پناه ببرد. همین استقلال فرمی و فکری، او را به مؤلفی تبدیل کرد که مدیریت فرهنگی نمیدانست با او چه کند. ✍ رفتن بیضایی از ایران، نه مهاجرتی انتخابی، که پیامد طبیعی یک بنبست ساختاری بود. بنبستی که در آن، نه امکان تولید پایدار وجود داشت و نه افق روشن برای ادامه کار. ✍ بیرون از ایران، بیضایی دوباره به حیات فکری بازگشت؛ نوشت، تدریس کرد و اندیشه تولید کرد. ✍ این بازگشت، خود یک سند است: سندی علیه این تصور که مشکل، فرد بوده است. مشکل، همیشه میدان بوده؛ میدانی که برای سینمای اندیشمند، تنگتر از آن بود که تصور میشد. ✍ اکنون، پس از مرگش، بازخوانی آثار بیضایی به یک وظیفه فرهنگی بدل شده است. اما این بازخوانی، اگر با پرسش از چرایی حذف او همراه نباشد، صرفاً به تجلیل دیرهنگام ختم میشود. ✍ ما در ستایش پس از فقدان مهارت داریم، اما در حفظ سرمایههای فکریمان ناتوانیم. بیضایی، قربانی همین تناقض شد. ✍ بهرام بیضایی از ایران نرفت تا جای دیگری موفق شود؛ او رفت، چون اینجا امکان ادامه نداشت. ✍ اما سینما، برخلاف نهادها، حافظه دارد. و حافظه سینمای ایران، بیضایی را نه بهعنوان یک نام بزرگ، بلکه بهعنوان معیاری برای سنجش آزادی، اندیشه و استقلال، همچنان زنده نگه خواهد داشت. @javadrooh #بیضایی #بهرام_بیضایی @akhalaji
‼️فوری: نتفلیکس Warner Bros را به ارزش ۸۲.۷ میلیارد دلار خرید در رویدادی بیسابقه در صنعت سرگرمی، شرکت نتفلیکس اعلام کرد که مجموعهٔ «وارنر برادرز» — شامل استودیوهای فیلمسازی، سریالسازی و سرویسهای استریم مرتبط — را با ارزشی حدود ۸۲.۷ میلیارد دلار خریداری میکند. این معامله یکی از بزرگترین خریدهای تاریخ صنعت رسانه بهشمار میرود. بر اساس بیانیهٔ رسمی نتفلیکس، سهامداران کنونی شرکت مادر سابق (Warner Bros. Discovery) برای هر سهم ۲۷.۷۵ دلار دریافت خواهند کرد که بخشی از آن نقدی و بخش دیگر سهام نتفلیکس خواهد بود. این خرید پس از جداسازی بخش «Discovery Global Networks» نهایی میشود و تکمیل کامل آن تا سهماههٔ سوم ۲۰۲۶ به تصویب نهادهای نظارتی وابسته است. چرا این اتفاق بزرگ است؟ این خرید، نتفلیکس را از یک پلتفرم پخش آنلاین به یک امپراتوری کامل فیلمسازی و استودیو محور تبدیل میکند. با آرشیوی که شامل هری پاتر، بتمن، ارباب حلقهها، بازی تاجوتخت، ماتریکس و صدها عنوان کلاسیک و مدرن است، نتفلیکس اکنون به رقیبی بدون مشابه برای دیزنی و سایر استودیوهای هالیوودی تبدیل میشود. ✅ @commac
🔵 آیا زمان آن رسیده که از «خواندن» دربرابر «سواد» دفاع کنیم؟ 🔹 خواندن را معمولاً با سواد اشتباه میگیرند. سواد مهارتی است برای رمزگشایی از متونِ مکتوب، اما خواندن فراتر است. خواندن با تفسیر و تخیل سروکار دارد؛ دستاوردی فرهنگی است که معنا در دل آن خلق میشود. سواد یعنی دریافت «سطر»ها، و خواندن یعنی دریافت آنچه «بین سطرها» پنهان شده. 🔹 خواندن ما را به دیدگاهها و ایدههای متفاوت دربارۀ مخمصههایمان مجهز میکند. این عمل همواره قابلیت براندازیِ پیشفرضها را دارد و به تجربۀ بشری معنا میبخشد. 🔹 ازطریق خواندن است که «آگاهیِ معطوف به تغییر» امکان مییابد و میل به نوشدن در ما پدید میآید. تاریخ مطالعه نشان میدهد که خواندن، بیش از آنکه پاسخ به دست دهد، پرسش برمیانگیزد. 🔹 و دقیقاً به همین دلیل، خواندنْ عملی «در جستوجوی معنا»ست، نه تضمینی برای «دریافت معنا». این گریزپاییِ معنا تاریخی به درازای خودِ نوشتار دارد و در طول تاریخ انتقادات زیادی به دنبال داشته است. سقراط نسبت به فناوریِ جدیدِ نوشتن تردید داشت و اظهار نگرانی میکرد از اینکه عامۀ مردم کتاب بخوانند. قدما معتقد بودند که حتی متنهای خوب را نیز نباید هر کسی بخواند. معتقد بودند مطالعه، ازآنجاکه شامل عمل «تفسیر» است، غالباً مردم را به نتایجی سوق میدهد که نظم اخلاقیِ غالب را به چالش میکشند. سقراط، با زبان استعاره، خواندن و نوشتن را نوعی «مخدر» میدانست که هم میتواند دوا باشد و هم سم. 🔹 او هشدار میداد که، برخلاف گفتوشنودهای شفاهی که میان افرادی با جایگاه مشابه و رسوم مشترک و آن هم در یک محیط فرهنگیِ محصور و امن رخ میدهد، واکنشها و رفتار خوانندۀ دور از دسترس را نمیتوان سنجید. سقراط میگفت نوشتجات قدرت تمایزگذاری ندارند و میان خوانندهای که آن را میفهمد و از محتوایش سود میبرد با کسی که گمراه و سردرگم میشود فرقی نمیگذارند. 🔹 بااینحال، در طی سالیان، مطالعه به چیزی فراتر از عمل مکانیکیِ رمزگشایی از متن تبدیل شد و رفتهرفته نوعی دستاورد فرهنگی قلمداد شد که افراد را به «خلق معنا»، و نهفقط «درک و دریافت» آن، توانا میساخت. پیوند میان خواندن و حس مکاشفه رنگی معنوی و گاه عارفانه به آن میبخشید. ادیانی همچون یهودیت و مسیحیت خود را بهواسطۀ رابطهشان با یک متن مقدس تعریف میکردند. 🔹 با اوجگیری اومانیسم، بُعد معنویِ مطالعه به قالب فردی و شخصی درآمد. فعالیتِ خواندن بهتدریج از کاربرد ابزاریِ هدفمندش در جستوجوی حقیقت، بهسمت راهبردی برای خودپروری حرکت کرد. 🔹 بروندادِ این تحولات در آرمانِ «عشق به مطالعه» در سدۀ هجدهم متبلور شد که، در مقام پاسخ به نقدهای سقراطی، غایتِ خواندن را تربیتِ خوانندۀ بصیری تعریف میکرد که بهتنهایی قادر به تمایزگذاری و قضاوت مستقل است. 🔹 امروزه، انواع جدید سواد (سواد بصری، سواد شنیداری، سواد رایانهای، سواد مالی و ...) دوباره جایگاه منحصربهفرد و اقتدار فرهنگیِ این آرمان را زیر سؤال برده و، بهجای «جستجوگریِ معنا»، تضمین «دریافت معنا» میدهند. در این وضع، این پرسش بنیادین مطرح میشود که «اگر خواندن صرفاً نوعی از انواع سواد باشد، آیا محکوم به ابتذال نیست؟». 🔹 آیا در این جهان چندپارۀ مملو از سواد نباید نگرانیهای سقراط را جدی گرفت و این بار از «خواندن» دربرابر «سواد» دفاع کرد؟ 🔺 آنچه خواندید برگرفته از کتاب «قدرت خواندن؛ از سقراط تا توییتر» است. این کتاب را فرانک فوردی نوشته و محمد معماریان ترجمه کرده است. برای مطالعۀ بخشهای بیشتری از این کتاب و تهیۀ آن میتوانید به فروشگاه اینترنتی ترجمان بروید. 🔗 لینک ورود: https://B2n.ir/ze8096 ✅ @commac
без подписи
🔻تلگرام با فقط ۳۰ کارمند حدود ۳۰ میلیارد دلار ارزش دارد اگرچه تلگرام بهطور رسمی ارزشگذاری نشده، اما براساس اطلاعات منابع مختلف، سرمایهگذاریهای انجام شده در این پلتفرم و بررسی ارزش سایر پیامرسانها، تلگرام حدود ۳۰ میلیارد دلار ارزش دارد. ارزش بالای این پلتفرم درحالی بهدست آمده که طبق صحبتهای مدیرعامل تلگرام در مصاحبههای مختلف، تعداد کارمندان اصلی این پیامرسان تنها به ۳۰ نفر میرسد./ دیجیاتو @eskannews_com instagram.com/eskannews ↪️ @commac
هشدار پژوهشگران؛ 🔸خطاهای خطرناک چتباتها در جایگاه رواندرمانگر 🔹تحقیقات جدید پژوهشگران نشان میدهد چَتباتهای هوش مصنوعی در نقش رواندرمانگر، مرتکب خطاهای خطرناکی میشوند؛ از تأیید افکار خودکشی گرفته تا تقویت باورهای مخرب. این مطالعه ۱۵ خطر اخلاقی را در پنج دسته اصلی شناسایی کرد: 🔹ناتوانی در درک زمینه فردی: ارائه توصیههای کلی بدون توجه به تجربیات شخصی؛ 🔹همکاری درمانی ضعیف: کنترل گفتوگو و تأیید باورهای نادرست کاربران؛ 🔹همدلی کاذب: استفاده از جملاتی مانند درکت میکنم برای ایجاد ارتباط مصنوعی؛ 🔹تعصب و تبعیض: پیشداوری درباره جنسیت، فرهنگ یا مذهب؛ 🔹پاسخ ناکافی به بحران: واکنش نامناسب در موقعیتهای حساس. 🔹پژوهشگران خواستار ایجاد استانداردهای اخلاقی، آموزشی و قانونی برای مشاوران هوش مصنوعی شدهاند. هوش مصنوعی میتواند موانع دسترسی به مراقبتهای روانی را کاهش دهد، اما اجرای خردمندانه و نظارت مناسب برای تضمین ایمنی و اثربخشی آن ضروری است. لینک خبر tv.irna.ir @IRNA_1313 ✅ @commac
قابلیت جدید توییتر درباره جزئیات حساب کاربران در سایر کشورها چه رسوایی هایی به بار آورد؟ 🔹قابلیت جدید توییتر که در ایران موجب افشای خط سفیدها و نابرابری در دسترسی به اینترنت شد. در باقی کشورها هم مسائل دیگری بوجود آورد. 🔹مثلا در آمریکا طرفداران ترامپ که خود را MAGA معرفی می کردند افشا شد حساب هایشان از کشورهای خارجی مثل روسیه، نیجریه، هند، مقدونیه، تایلند، اروپای شرقی و بنگلادش مدیریت میشوند. 🔹حسابهای طرفدار فلسین و ضد اسراییل که ادعا می کردند از حامیان غزه در آمریکا هستند، مشخص شد از پاکستان و هند با جاهای دیگر بودند. 🔹در کشورهای عربی (مثل عربستان، سوریه، عراق): بحثهایی در مورد حسابهایی که پرچم سوریه یا عربستان را دارند اما از مصر، عراق، یمن یا لبنان مدیریت میشوند، ایجاد شده 🔹در ترکیه، کاربرانی که به زبان ترکی محتوای ضد فلسطینی و در حمایت از اسرائیل منتشر می کردند مشخص شد که به صورت حساب بات و جعلی و از کشورهای مثل اسرائیل، امارات متحده عربی یا هند مدیریت میشوند 🔹برخی حسابهای اندونزیایی که خود را ژاپنی نشان میدهند، محتوای ضد کره جنوبی تولید میکردند اما لو رفتند. 🔹حساب هایی که مدعی طرفدار خودجوش سیاست های دولت چین بودند و ادعا می کردند در خارج از چین هستند مشخص شد ساختاریافته و طی عملیات رسمی فعالیت می کنند. 🔹گزارش داده کاوی کانال آکادمی ارتباطات می افزاید: اما در هیج کجا به اندازه ایران بحث اجتماعی عمیقی مثل نابرابری اینترنت و استفاده از رانت ایجاد نکرده. 🔸حسین امامی تحلیلگر رسانه های اجتماعی ↪️ @commac
یکی از کاربران تو اینستا درمورد داروی تجا*وز پستی گذاشته و در ادامه گفته که : امروز یه خبر عجیب دیدم که تو تلگرام دارن یه داروی عجیب میفروشن به اسم داروی تـ.جاوز. اما واقعیتش اینه که همچین دارویی رسماً وجود نداره، اما سوءاستفاده از ترکیب یه سری مواد دارویی همچین چیزیو درست کردن و میفروشن و کاملاً واقعی و خطرناکه. مشکل اصلی این مواد بیرنگ و بیبو هستن و وقتی وارد نوشیدنی میشن معمولاً قابل تشخیص نیستن. فقط چند قطره کافیه تا تو ۱۰–۲۰ دقیقه تمرکز، قدرت تصمیمگیری و توان حرکتی طرف از بین بره و فرداش هم چیزی یادش نیاد. چندتا راه ساده اما مهم برای جلوگیری: نوشیدنیت رو هیچوقت روی میز تنها نذار حتی چند ثانیه. از لیوان کسی دیگه ننوش. حتی اگر “دوستِ دوستت” باشه. اگر طعم یا بوی نوشیدنی عجیب بود، ادامه نده. اگه ناگهانی سرت گیج رفت یا حس کردی بدن واکنش نمیده، سریع برو جای روشن و امن. به یکی از دوستات بگو چه حسی داری نذار خودت تنها تصمیم بگیری. تو مهمونیهای شلوغ، همیشه نوشیدنی رو خودت بگیر. در کل از کسی که نمیشناسی چیزی قبول نکن… @Moris_news
без подписи
без подписи
🖌شیونا مککالوم، گزارشگر فناوری بر اساس تحقیقات جدید، کودکانی که والدینشان تصاویر آنها را به صورت آنلاین منتشر میکنند، در آینده بیشتر در خطر آزار، قلدری سایبری و سرقت هویت قرار میگیرند. پدیدهای که از آن با عنوان «اشتراکگذاری والدین» (شرنتینگ) یاد میشود، یعنی به اشتراک گذاشتن لحظات خاص زندگی کودکان در شبکههای اجتماعی، امروزه به امری رایج تبدیل شده است. حالا پژوهشگران هشدار میدهند که این رفتار میتواند پیامدهای ناخواستهای به همراه داشته باشد. طبق یافتههای پژوهشگران دانشگاه ساوتهمپتون، همرسانی این تصاویر، کودکان را بیشتر در معرض جرایم سایبری قرار میدهد. https://bbc.in/3KXkiKD @BBCPersian 📸 Oscar Wong, Getty Images / Halfpoint Images via Getty Images / Doble-d, Getty Images / Jatuporn Tansirimas, Getty Images / Isabel Pavia, Getty Images / Xavier Lorenzo, Getty Images ✅ @commac
برندگان و بازندگان هوش مصنوعی اکونومیست ترجمه: فاطمه لطفی سم آلتمن میگوید «پیروزیهای شگفتانگیزی» از توقف تغییر اقلیم گرفته تا تاسیس مستعمرات فضایی، توسط هوش مصنوعی امکانپذیر میشود. رئیس OpenAI در این امیدواریها تنها نیست. ساتیا نادلا، رئیس مایکروسافت، معتقد است که هوش مصنوعی «فناوری تعیینکننده زمان ما»ست. مارک زاکربرگ هم باور دارد هوش مصنوعی امکان کشف «چیزهایی را که امروزه قابل تصور نیستند» فراهم خواهد کرد. اما آخرین شاهکار این فناوری معجزهآسا، خلق بچه گربههای اسکیتبوردسوار، مادربزرگهای کشتیگیر و آلبرت انیشتین مبارز در قفس است. از زمانی که OpenAI برنامه ساخت ویدیوی Sora را راهاندازی کرد، فیدهای رسانههای اجتماعی پر از کلیپهای سورئال هوش مصنوعی شده. متا رقیبی به نام Vibes دارد که مثل Soraاست. و اینترنت به سرعت پر شده از ویدیوهای عجیب و غریب هوش مصنوعی که به طرز تحقیرآمیزی Slop [تفالههای هوش مصنوعی] نامیده شدهاند. حالا در آمازون به دنبال یک کتاب جدید بگردید و کپیهای ساخته شده توسط هوش مصنوعی با عناوین مشابه را خواهید دید. و محتوی صوتی هم هست: در سال گذشته اسپاتیفای ۷۵ میلیون آهنگ «اسپم» را از پلتفرم خود حذف کرد که هوش مصنوعی ساخته بود. نفوذ سریع محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی در هر قالب رسانهای، سوالاتی را در مورد آینده صنایع خلاق مطرح میکند. چه کسی در دنیایی از محتوای بینهایت که توسط خالقان بیشماری ساخته شده، برنده و بازنده است؟ واضحترین برندگان، هنرمندانی هستند که زمانی ناامید بودند و حالا میتوانند ایدههای خود را به واقعیت تبدیل کنند. هوش مصنوعی میتواند هر کسی را به نویسنده، هنرمند، آهنگساز یا فیلمساز تبدیل کند. دموکراتیزه کردن تولید محتوا فقط به افراد یک خروجی خلاقانه نمیدهد. بلکه برای اقلیت بزرگی از آنها وسیله امرار معاش فراهم میکند. سال گذشته یوتیوب ۳۲ میلیارد دلار درآمد برای ۳ میلیون خالق محتوا به همراه داشت. اسپاتیفای بیش از ۱۰ میلیارد دلار حق امتیاز به دارندگان حق نشر پرداخت کرد. هوش مصنوعی در حال تقویت توانایی افراد عادی برای کسب درآمد از محتوای خودشان است. اما: اسپاتیفای هشدار میدهد که اگر آهنگهای بیکیفیت مخفیانه وارد پلتفرمها شوند، تجربه گوش دادن خراب میشود؛ اوپنایآی اذعان میکند که اجازه دادن به همه برای تولید رایگان ویدیو، پرهزینهتر از حد انتظار بوده. اما کمک به افراد برای ایجاد ویدیوهای جذاب فرصتیست برای معکوس کردن روند کمتر پستگذاشتن کاربران. و وقتی محتوا را تعداد زیادی کاربر میسازد نسبت به زمانی که تعداد کمی کاربر متخصص تولید محتوا میکنند، پلتفرمها دست قویتری دارند. کسب و کار موسیقی مدتهاست که تحت سلطه تعداد انگشتشماری شرکتهای بزرگ ضبط موسیقی بوده که در ۲۰۱۷، ۸۷درصد اسپاتیفای را از آن خود دارند. امروزه پس از آپلود دهها میلیون آهنگ خانگی، سهم شرکتهای بزرگ از گوش دادن به موسیقی به ۷۱درصد کاهش یافته. پس دارندگان حق نشر بیشترین نگرانی را دارند. دیزنی، یونیورسال، سونی، وارنر و یونیورسال موزیک از میدجورنی و دیگر تولیدکنندگان هوش مصنوعی موزیک و ویدئو شکایت دارند. در دریایی از محتوای بیپایان، کاربران برای هدایت بهترین مطالب به الگوریتمها متکی هستند. از سال ۲۰۱۷، تعداد کسانی که سالانه بیش از ۱۰۰۰ دلار از حق امتیاز اسپاتیفای درآمد دارند، سه برابر شده؛ تعداد هنرمندانی که ۵ میلیون دلار درآمد دارند، چهار برابر شده و تعداد هنرمندانی که ۱۰ میلیون دلار درآمد دارند، هفت برابر شده. الگوهای مشابهی را میتوان در صنایع کتاب و فیلم مشاهده کرد که در آنها، با وجود محتوای بیشتر، بزرگترین موفقیتها از همیشه بیشتر است. بازندگان اسلوپ Slop [تفالههای هوش مصنوعی]، خالقان حرفهای خواهند بود که به اندازه کافی موفق نیستند تا به صدر جدول برسند و اکنون باید این درآمدها را با میلیونها رقیب به اشتراک بگذارند. اما Slop فرصتی برای کشف افراد خلاق فراهم میکند. صدور مجوز برای آثار دارای حق چاپ Slop میتواند طرفداران پروپاقرص را خوشحال کند و مطالب را به مخاطبان جدید معرفی کند. بسیاری از افراد خلاق هنوز از دوران اولیه اینترنت، که صنعت موسیقی به دلیل دزدی و پخش بدون اجازه کلیپهای کپی شده از تلویزیون در یوتیوب، تجربهای نزدیک به مرگ را تجربه کرد، نگرانی دارند. اما کسانی هم هستند که درس دیگری گرفتهاند. بسیاری در صنایع موسیقی و تلویزیون هنوز نمیخواستند قبول کنند که streaming آمده که بماند. سالها طول کشید و میلیاردها دلار هدر رفت تا با پلتفرمها برای کسب درآمد از محتوایشان قرارداد ببندند. نباید همین اشتباه را با هوش مصنوعی تکرار کرد. هر جا slop باشد، پول هم هست. @NewJournalism 🆔 @commac