صدای تغییر : توانمند سازی اجتماعی
Статистика<< مرکز توانمند سازی و اشتغال زنان مهر راستین >>
- Последний пост
- 8 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 35
- 1/48двое суток
- 40
- 1/72трое суток
- 43
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
برای شمعهای روشن در باد... جنگ برای ما پروژه نبود، منتظر رسیدن کمک مالی هم نماندیم، فقط هر کدام هر جا ایستاده بودیم فکر کردیم حالا که این اتفاق افتاده چه تغییری در وضعیت مخاطبانمان اتفاق افتاده و چه باید بکنیم. بعدش کمک مالی و دستهای یاری هم رسید و ما به…
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
برای شمعهای روشن در باد... جنگ برای ما پروژه نبود، منتظر رسیدن کمک مالی هم نماندیم، فقط هر کدام هر جا ایستاده بودیم فکر کردیم حالا که این اتفاق افتاده چه تغییری در وضعیت مخاطبانمان اتفاق افتاده و چه باید بکنیم. بعدش کمک مالی و دستهای یاری هم رسید و ما به هم پیوند خوردیم. برای همهٔ حاضران بدیهی بود که وقتی جنگ شد، نباید دست روی دست بگذاریم و هر کس در توان خود کاری کرده بود. شاید برای همین بود که شکلی از تواضع در این جمع دیده میشد. با یک محاسبهٔ سر انگشتی فقط تا آن حد که من اطلاع داشتم چیزی نزدیک ۱/۵ میلیارد تومان کمک مالی از دست تعدادی از اعضای این جمع کوچک گذشته بود تا خرده خرده به زخمهایی مرهم شود که جنگ بر تن این کشور و این مردم زد. جای همهٔ عزیزانی که کنارمان نبودند خالی. بخصوص آن ها که گوشه گوشهٔ این کشور کارهایی مهمتر از ما انجام دادند. دستهایتان پرقوت و دلتان روشن میزبان برنامه: گلخانهٔ گلشن و بامسبز سیروس
без подписи
پنجشنبه، توی گلخونه گلشن، در محله سیروس، یه تعداد آدمِ باعشق و بیادعا دور هم جمع شدند؛ آدمهایی که بیسروصدا و با تمام وجودشون کار میکنن و اثر میذارن. من هم افتخار داشتم که توی جمعشون باشم. این دورهمی با عنوان «شمعهای روشن در باد» شکل گرفت؛ فرصتی برای کنار هم بودن، شنیدن روایتها و حرف زدن از تجربههامون در روزهای سخت. الهام مراد عزیز روایت اون روز رو نوشته که اینجا با شما به اشتراک میذارم. 🌱
امروز جشن یکسالگی دوره نوجوانهامون بود؛ به پیشنهاد خودشون این روز رو تو مؤسسه جشن گرفتند ،یک روز پر از بازی، خنده، رقابتهای بامزه و کلی حال خوب. خانم دکتر فلاح با چند بازی هدفمند، هم حسابی بچهها را به هیجان آوردند و هم مثل همیشه یادگیری را با شادی همراه کردند. آخر برنامه هم دور هم پیتزا خوردند و با کلی خاطره خوب، روزشان را به پایان رساندند. ممنون از خانم دکتر فلاح عزیز که یک سال تمام، هر هفته از تهران به مؤسسه آمدند و با عشق، خودشناسی، برنامهریزی و هدفگذاری را به نوجوانها یاد دادند و کلی حال خوب برایشان ساختند. و چه خوب که این مسیر قشنگ همچنان ادامه دارد و نوجوانهای عزیزمان باز هم در کنار هم یاد میگیرند، رشد میکنند و تجربههای تازهای به دست میآورند. ✨ @sedayetaghir
محدثه بعد از بازدیدهاش بهم زنگ زد و گفت: «چند تا خانواده هستن که واقعاً نباید منتظر بمونن...» 🌿 برای زهرا، که با دو تا بچه توی گرمای خونه هیچ وسیله خنککنندهای نداشت، یه پنکه خریدیم. دوچرخه علی، تنها دلخوشی پسر ۸ سالهش هم تعمیر شد. ۱۴ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان 🌿 خانم اکبری که توی کارگاه کنار ماست و از همسر بیمار و دو تا بچهش مراقبت میکنه، بهخاطر هزینه درمان سوختگی پسرش ۸ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان به بقالی محل بدهکار شده بود. با کمک شما این بدهی هم پرداخت شد. 🌿 راضیه هم کنار همسر بیمارش توی بیمارستان مونده بود و برای پرداخت هزینه درمان کم آورده بود. با همراهی شما ۴ میلیون تومان هم برای بیمارستان واریز شد. ممنون که باعث میشید وقتی یکی از اون طرف خط میگه «دیگه واقعاً راهی ندارم»، بتونیم با خیال راحت بگیم: نگران نباش، تنها نیستی... @sedayetaghir
без подписи
без подписи
без подписи
دو جلسه از هشت جلسهی کتابخوانی تابستانی، با همراهی گروه ترویج شورای کتاب کودک، در مهرراستین برگزار شد. این دو جلسه پر بود از قصه، بازی، خنده، گفتوگو و کلی یاد گرفتن. بچهها کتاب خواندند، بازی کردند، ساختند، فکر کردند و حسابی لذت بردند. نوجوانهای مهرراستین هم مثل همیشه کنار گروه ترویج بودند؛ کمک کردند، مسئولیت گرفتند و در کنار بچهها، خودشان هم تجربههای تازهای به دست آوردند. چه خوب که قصهها هنوز هم میتوانند بچهها را دور هم جمع کنند. ❤️ @sedayetaghir
دومین سفارش مهرنگ با دستهای هنرمند نوجوانهای مهرراستین انجام شد؛ سفارشی که براشون پر از ذوق، هیجان و تجربههای شیرین بود. قرار نیست بچهها از روز اول حرفهای باشن؛ این فرصتهاست که ازشون آدمهای حرفهای میسازه. هم اعتمادبهنفسشون بیشتر میشه، هم تجربه کسب میکنن و هم با کلی حال خوب مسیرشون رو ادامه میدن. ممنونیم که با سپردن سفارشتون به مهرنگ، این فرصتهای قشنگ رو برای یاد گرفتن، تجربه کردن و رشد کردن به بچههای ما هدیه میدید. 🌱💚 @sedayetaghir
خوب مردمی داریم💚 خدا را شکر، مبلغ مورد نیاز لیلا کامل تأمین شد. از همه شما که به هر شکلی همراه شدید، ممنونم. انشاءالله همیشه دستِ خیرتان پربرکت باشد. https://t.me/sedayetaghir
معمولاً توی این کانال از کارهایی مینویسم که توی مهر راستین انجام میدهیم؛ از کلاسها، بچهها، خانمها و اتفاقهای ریز و درشتی که هر روز کنار هم تجربه میکنیم. اما این روزها با خودم فکر کردم شاید بد نباشد گاهی از نگرانیهای خانوادههایی هم بگویم که سالهاست همراهمان هستند. شاید گفتنش گرهی باز کند و خدا از دل همین نوشتهها، گشایشی برایشان رقم بزند. امروز میخواهم از لیلا بگویم... لیلا، مادر سه فرزند است. محمدجواد، پسر کوچکش، تقریباً همیشه همراهش به مهر راستین میآید و خیلی از ما، بزرگ شدن و رشدش را از نزدیک دیدهایم. حالا لیلا برای اینکه خانهاش را از دست ندهد، باید ۵۰ میلیون تومان به پول پیش خانه اضافه کند و این روزها واقعاً نگران است. امروز بهش گفتم: «لیلا جان، خیالت راحت... درست میشود. توکلت به خدا باشد.» من هم با همان امید اینجا مینویسم؛ شاید خدا این بار هم گره کار لیلا را به دست یکی از شما باز کند. اگر دوست دارید کنار لیلا باشید، به من پیام بدهید: @fdaneshmandi 💚 پ.ن: به محض اینکه مبلغ تأمین شود، همینجا خبرش را مینویسم. 📷 عکس: محمدجواد، در حال ساختن کاردستی با تکههای کاغذ رنگی. 😍
تمام این سالها سعی کردیم تمرکز مهر راستین بیشتر روی آموزش و توانمندسازی باشد. کمکهای مستقیم هم بود، اما محدود؛ چون همیشه باور داشتیم اگر آدمها توانمند شوند، میتوانند مسیر زندگیشان را خودشان بسازند. اما چند ماه گذشته، مخصوصاً بعد از جنگ، شرایط فرق کرده. همان روزها بخشی از بودجه مؤسسه را به حمایت از کارگرهای روزمزدی اختصاص دادیم که کارشان را از دست داده بودند و با کمک شما، چند مرحله کنارشان بودیم. حالا هم تقریباً روزی نیست که یکی از خانمهای مهر راستین از نگرانی اجاره خانه، خالی شدن سفره یا جور نشدن خرج زندگی حرف نزند. برای همین، این روزها دوباره آستینها را بالا زدیم و با لطف خدا و همراهی شما، برای ۶۰ خانواده بستههای معیشتی تهیه کردیم. از همهی شما که در این روزهای سخت کنار خانوادههای مهر راستین ایستادید، از صمیم قلب ممنونم. امیدوارم هیچ سفرهای خالی نماند. 💚 https://t.me/sedayetaghir
без подписи