tgindex
دُچار به تو؛

دُچار به تو؛

Статистика
@sehrrrrrhперсидский

💙

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
125
−2 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
111
22 постов
Вовлечённость
88,8%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 23
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
21
1/48двое суток
24
1/72трое суток
25

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • این داستان از چشم افتادن آدم‌ها هم واقعا ترسناکه. چه کردی با اون همه علاقه‌ای که بهت داشتم احمق.

  • آدما‌ پشیمونت می‌کنن؛ اونقدر‌ که دیگه نمی‌تونی با هیچ‌کدومشون مهربون باشی.

  • خسته‌ام و می‌دانم دوام خواهم آورد؛ و همین خسته‌ترم می‌کند.

  • من هیچوقت تو زندگیم آدمِ زشتی ندیدم. اگر کسی به نظر من زشت بود، بخاطر قلبش بود.

  • you..

  • без подписи

  • دروغ بود هرچی گفتم رو به راهم

  • :)))

  • درونم جنگه؛ بین منی که خیلی اهمیت می‌ده و منی که سعی می‌کنه اهمیت نده.

  • 10 июн.140из tavahomte

    یه جایی از زندگی میرسه که دیگه نه توضیح میدی، نه خواهش میکنی، نه دنبال قانع کردن کسی میدوی. خسته میشی از اینکه هر بار خودتو ثابت کنی و آخرش باز هم اشتباه فهمیده بشی. دیگه برای موندن کسی نمیجنگی و برای رفتن کسی هم راهو نمیبندی. نه دلخوری‌هاتو میگی، نه انتظار داری کسی بفهمتشون. آروم‌ آروم یاد میگیری بعضی چیزا ارزش جنگیدن ندارن. یاد میگیری هر آدمی همونجوری که میخواد تو رو ببینه، میبینه. از یه جایی به بعد سکوت میکنی، نه از روی ضعف؛ از روی خستگی. خستگی از تکرار، از انتظار، از دل بستن به آدم‌های اشتباه. دیگه نه گله‌ای میمونه، نه توضیحی، نه حرفی برای گفتن. فقط نگاه میکنی و میذاری هر چیزی مسیر خودش رو بره. چون بعضی پایان‌ها رو نباید رقم زد؛ باید فقط پذیرفت.

  • من به سندروم بیش از حد فکر کردن به کوچیک ترین مشکلات مبتلام.

  • نمیدونم شاید امشبم بشینم برای تمام چیزهایی که حقم نبود ولی تجربه کردم گریه کنم.

  • روزامو با دلتنگی سر میکنم،

  • من از زیادی تلاش کردن، زیادی نگران بودن، زیادی اهمیت دادن، زیادی دوست داشتن، زیادی حرص خوردن، زیادی متنفر بودن، زیادی درد کشیدن، زیادی تجربه کردن، زیادی حس کردن خستم. آره من خستم و نمیتونم بگم؛ نمیتونم بگم چقد نا امیدم. از خودم، از آدما، از همه چی. من همه‌‌ی خودمو خرج کردم و همه انتظار دارن بیشتر باشم ولی نیستم و این حس مزخرفی بهم میده. از کمک کردن خستم، از بودن خستم. من حتی از اینکه همیشه نبودمم خستم. من خیلی خستم.

  • ناامید شدن از یه نفر، بدترین اتفاقیه که ممکنه توی یه رابطه‌ی عاطفی، خانوادگی و دوستانه بیفته. اینکه بدونی روی این عزیز، هرچقدر عزیز، نمیتونی حساب کنی دیگه. به هر دلیلی.

  • روند جالبیه، آدم‌ها ممکنه برامون از یه غریبه تبدیل به یه دوست بشن و بعدش از یه دوست به چیزی بیشتر، و یهو خیلی غریبه‌تر از غریبه.

  • ‏من اگه یه روز بخوام از همه آدما دوری کنم بازم تو رو با خودم می‌برم.

  • چیزی که تکلیفش مشخص نباشد امن نیست. چه اعتقاد باشد، چه رابطه، چه کشور.

  • بعد از ماه ها سلام،🫡

  • Channel photo updated