سلفی کست
Статистикаپادکست سلفی کست برای خودشناسی از طریق مطالب علمی، فلسفی، ادبی، هنری، دینی و عرفانی هستش برای پاسخ به سوال من کیستم.
- Последний пост
- 3 июн.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اجرای بنیتا چوتری دختر هندی در بی.جی.تی که حیرت انگیزه. انتخاب هوشمندانه آهنگ و یک پرفورمنس سطح بالای بدون خطا واقعا لذت بخشه
دوست عزیزم مهرزاد به من قول داده بود یک نقد برای کتاب نقشآفرینان آزاد بنویسه که نوشته، چقدر هم مفصل نوشته، واقعا دمش گرم، این نوع مقالات هم دانش عمیق و هم زمان و زحمت زیادی میطلبه https://zenodo.org/records/19390661 لینک کتاب نقشآفرینان آزاد https://t.me/karevankherad/37 من کامل میخونم و اگر نکتهای به نظرم رسید میگم. مهرزاد نقدهای دیگری هم به کتابهایی که من ترجمه کردم داره با توجه به پستهایی که مرتبط با اونها انتشار دادم و نقدهایی هم به سایر پستهایی که در اینستاگرام انتشار دادم داشت. خلاصه قراره حالا حالا ها باهم مخالفت کنیم، البته اگه زورم بهش برسه. لینک کتاب نقشآفرینان آزاد https://t.me/karevankherad/37
درود به همه دوستان و همراهان برای اینکه بتونیم در کنار هم این اجتماع خردورزی رو بزرگتر کنیم و از طرفی دسترسی شما رو به دورههای آموزشی راحتتر کنیم، ربات باشگاه ماز رو راه انداختیم. داستان خیلی ساده است: شما به رشد و معرفی کانال کمک میکنید و ماز هم در عوض بهتون کدهای تخفیف ۳۰ تا ۱۰۰ درصدی (کاملاً رایگان) برای شرکت در دورهها هدیه میده! 🎁 چطوری امتیاز جمع کنیم؟ بعد از اینکه وارد ربات شدید، به دو روش میتونید امتیاز بگیرید: ۱. دعوت عادی (۵ امتیاز): لینک دعوت شخصی خودتون رو برای دوستاتون بفرستید تا عضو کانال بشن. ۲. دعوت کلاسی (۱۰ امتیاز ویژه): لینک اختصاصی کلاسهای فعال ماز رو بردارید و برای دوستانتون بفرستید و یا توی گروههای دانشگاهی یا درسی پخش کنید. ⚠️ شرط ثبت امتیاز: فقط یادتون باشه دوستانی که دعوت میکنید حتماً باید عضو کانال بشن و دکمهی تایید رو داخل ربات بزنند. توضیحات کاملتر و جدول امتیازها رو به محض ورود، داخل خود ربات براتون نوشتیم. از لینک زیر میتونید وارد بشید و شروع کنید: 🔗https://t.me/MazeRewardBot @the_maze2022
به نام ایران؛ سرزمین آزادگان ایرانِ عزیز ما، این کهندیارِ فرهنگ و خرد، روزهای سختی را پشت سر میگذارد. ما در روزهای گذشته شاهد رنجی بودیم که بر پیکرِ هممیهنانمان نشست؛ شهروندانی که پاسخِ میهن دوستیشان با گلوله داده شد. آماری که هر لحظه از جانباختگان به گوش میرسد، تنها روایتِ از دست رفتنِ انسانها نیست، بلکه حکایتِ زخمی است که بر قلبِ یک ملت وارد شده است. هولناکتر آنکه حتی پناهگاههای درمانی و بیمارستانها نیز از گزند اهریمن صفتان در امان نماندند و مجروحان و حتی پزشکان و پرستاران نیز به جمع جاویدنامهای خیزش اخیر ملت ایران اضافه شدهاند. ما در «کاروان خرد»، وظیفهی اخلاقی و ملی خود میدانیم که در این لحظاتِ دشوار، صراحتاً به عنوان فرزندان ایران در کنار هم میهنان خود بایستیم. بر این باوریم که در میانهی این بیداد، سکوت و بیتفاوتی، پشت کردن به آرمانهای والای انسانی و ملی است. ایران را نمیتوان در همزیستی با شروران بازپس گرفت. ضمن ابراز همدردیِ عمیق با خانوادههای سوگوار و آرزوی پایداری برای عزیزانی که در بند یا مجروح هستند، مسیر خود را چنین تبیین میکنیم: تداوم در مسیر دانش و آگاهی: ما ایمان داریم که بزرگترین پادزهر در برابر استبداد و نادانی، «آگاهی» است. از این رو، استوارتر از گذشته به فعالیت خود در جهت نشر دانش و روشنگری ادامه میدهیم. چراغِ خرد، تنها ابزاری است که میتواند مسیرِ تاریکِ امروز را به آیندهای روشن پیوند بزند. محافظت از حافظهی جمعی: اجازه نخواهیم داد غبارِ فراموشی بر رنجهای ملت بنشیند یا این چرخهی سرکوب به امری عادی بدل شود. یادِ کسانی که برای سربلندیِ ایران هزینه دادهاند، در جانِ فعالیتهای علمی و فرهنگی ما زنده خواهد ماند. ایستادگی در کنار هممیهنان: ما بخشی از این پیکرهی واحد هستیم. رسالتِ ما نه صرفاً تولید محتوا، بلکه ایستادن در صفِ آگاهیبخشی به سوی ساختن ایرانی است که در آن هیچ صدایی به جرمِ حقخواهی خاموش نشود. آیندهی ایران نه با حذفِ انسانها، بلکه با پیوندِ ارادههای بیدار و ذهنهای آگاه شکل خواهد گرفت. ما تا رسیدن به روزگاری که خرد، مبنای کشورداری و دادخواهی، حقِ هر ایرانی باشد، در این مسیر باقی خواهیم ماند. کاروان خرد @karevankherad
در مورد این چند روز شاید بشه کتابها نوشت، امیدوارم این مشکلات بزودی برطرف بشه، قطعا تلخ ترین اتفاقات این چند روز از دست دادن تعدادی از هموطنان عزیزمان بود به دست کسانی که برای جان انسانهاـ ارزشمندترین گوهر هستی ـ اهمیت قائل نبودند. جان لاله نیست که بروید به هر بهار.....
این ویدئوی معرفی کتاب نقش آفرینان آزاد رو چند ماه پیش ضبط کرده بودم و به دلایلی انتشارش خیلی طول کشید. امروز در یوتیوب منتشر شد و میتونید از لینک زیر ببینیدش. نقش آفرینان آزاد-نوشته کوین جی میچل-ترجمهی علی صادقی-منتشر شده در کاروان خرد @the_maze2022
🔻«لحظهی گسست»: عبور مردم ایران از اصلاح به تغییر بنیادین زمانی که جامعه از فاز «نقد عملکرد» (Performance Critique) عبور میکند و به فاز «نقد ساختار» (Structural Critique) میرسد، ما با پدیدهای مواجهیم که در علوم سیاسی به آن «بحران مشروعیت بنیادین» (Fundamental Legitimacy Crisis) میگویند. وقتی مردم اینگونه در خیابان فریاد می زنند که خواستار تغییر اصل نظاماند، یعنی مکانیسمهای روانشناختی و جامعهشناختی زیر فعال شده است: ۱. فروپاشی «قرارداد اجتماعی» (Collapse of Social Contract) ژان ژاک روسو (Jean-Jacques Rousseau) و جان لاک (John Locke) بحث قرارداد اجتماعی را مطرح میکنند. حکومت مشروعیتش را از رضایت مردم میگیرد. تحلیل وضعیت: وقتی امید به “اصلاح” از بین میرود، به زبان علمی یعنی جامعه به این نتیجه رسیده که قرارداد اجتماعی یکطرفه فسخ شده است. دیگر بحث بر سر این نیست که “کارگزاران بد عمل میکنند یا فلان چیز را باید اصلاح کنیم”، بلکه باور عمومی این است که “سیستم حکمرانی این حکومت اساساً برای تولید رفاه و آزادی طراحی نشده است”. این ناامیدی از اصلاح، موتور محرکهی رادیکالیسم (به معنای ریشهای عمل کردن) است. ۲. عبور از «آستانهی تحمل» و نظریه محرومیت نسبی (Relative Deprivation Theory) تد رابرت گر (Ted Robert Gurr) در کتاب معروفش “چرا انسانها شورش میکنند” (Why Men Rebel)، نظریه محرومیت نسبی را توضیح میدهد. شورش زمانی رخ نمیدهد که مردم فقیرند، بلکه زمانی رخ میدهد که شکاف بین “آنچه فکر میکنند حقشان است” و “آنچه در واقعیت دارند” غیرقابل تحمل میشود. نکته کلیدی: اگر مردم خواستار تغییر اصل نظام هستند، یعنی به نقطهای رسیدهاند که هزینه “ماندن در وضعیت موجود” (Status Quo) از هزینه “تغییر رادیکال” (با همه خطراتش) بیشتر شده است. در روانشناسی تصمیمگیری، این تغییر در محاسبه ریسک (Risk Calculation) بسیار حیاتی است. ترس از سرکوب، جای خود را به “ترس از آیندهای تاریکتر در صورت سکوت” میدهد. ۳. انسداد نهادی و رادیکالیزه شدن مطالبات (Institutional Blockage) ساموئل هانتینگتون (Samuel Huntington) در بحثهای توسعه سیاسی اشاره میکند که وقتی نهادهای سیاسی ظرفیت جذب مشارکت و پاسخ مطلوب به مطالبات جدید مردم را ندارند (یعنی کانالهای زیربنایی قانونی برای تغییر بسته است)، در نهایت مشارکت سیاسی به شکل خشونت یا اعتراضات خیابانی سرریز میکند. وضعیت فعلی: ناامیدی مردم از اصلاحات دقیقاً مصداق همین “انسداد” است. وقتی صندوق رای یا گفتگو بیفایده تلقی شود، خیابان تنها رسانهی باقیمانده میشود. شعارهای ساختارشکنانه نشاندهنده این است که جامعه دیگر به دنبال “ترمیم” نیست، بلکه به دنبال “تعویض” سیستم سیاسی و معماری قدرتی جدید است. ۴. پدیده «نقطه بیبازگشت» (Point of No Return) در روانشناسی جمعی در روانشناسی تودهها (Crowd Psychology)، وقتی توده مردم در خیابان احساس میکنند که “قدرت جمعی” دارند و تابوی ترس میشکند، ممکن است به نقطه بیبازگشت برسند. همافزایی (Synergy): تداوم حضور در خیابان باعث ایجاد همبستگی هیجانی شدید میشود. فرد دیگر خود را تنها نمیبیند. این حس “ما بودن” در برابر “آنها” (ساختار حاکم)، انرژی روانی عظیمی آزاد میکند که به راحتی قابل سرکوب یا خاموش کردن نیست، مگر با تغییرات اساسی یا سرکوب بسیار خونین که خود هزینههای ثانویه دارد. ۵. فرسایش اتوریته کاریزماتیک و سنتی (Erosion of Authority) ماکس وبر (Max Weber) انواع اقتدار را دستهبندی میکند. در این وضعیت، به نظر میرسد هر سه نوع اقتدار (سنتی، کاریزماتیک و قانونی-عقلانی) در ذهن مردم معترض فرو ریخته است. وقتی مردم اصل نظام را نشانه میروند، یعنی “تقدسزدایی” (Desacralization) کامل رخ داده است. هیچ نماد، ایدئولوژی یا فردی در ساختار حاکم، دیگر توانایی اقناع یا آرام کردن جمعیت را ندارد. زبان مشترک بین حاکمیت و مردم از بین رفته است. ✅جمعبندی نهایی : به نظر می رسد ما با یک «جنبش انقلابی کلاسیک» روبرو هستیم. علم جامعهشناسی میگوید وقتی امید به اصلاح ساختاری در درون سیستم به صفر میل میکند، سیستم وارد فاز ناپایداری سیستماتیک (Systemic Instability) میشود. در این نقطه، جامعه مثل فنری است که سالها فشرده شده و حالا در حال باز شدن است. انرژی آزاد شده به دنبال ساختن فرم و نظمی جدید است، چون نظم قبلی (Old Order) دیگر قادر به پاسخگویی به ابتداییترین نیازهای زیستی-روانی-اجتماعی و حتی معنوی مردم نیست. این لحظات تاریخی، هم پر از امیدند و هم پر از التهاب. تحلیلهای علمی به ما کمک میکنند بفهمیم “چرا” این اتفاق میافتد، اما “چگونه” پیش رفتن آن به کنشگری تکتک اعضای جامعه بستگی دارد. کانال ؛ mehdi_nadali
ترجمه اولیه قسمتی از از پایان نامه خانم دکتر آزاده حسننژاد نظیر چکیده در دنیای امروز، در میان بمباران اطلاعات، سلامت روان و بهزیستی جامعهای با سطح مسئولیت بالاتر، به یک مسئلهی مرکزی مرتبط با تصمیمگیری و عاملیت انسان (Human Agency) گره خورده است. جوهرهی مطالعهی این مسائل در گرهگشایی از نقش تجربیات زندگی فردی و اجتماعی در تکامل انتخابهای انسان و کنشهای قصدمند (ارادهمند) نهفته است. پژوهشگران با درک اینکه چگونه مغز به عنوان یک سیستم پیچیده میتواند مفهومسازی شود، از نظر روانشناختی درک شود و از نظر اجتماعی مورد توجه قرار گیرد، به دنبال کشف اصول بنیادین شکلدهندهی رفتار فردی هستند. در این پایاننامه، مدلهای محاسباتی-عصبی (Neurocomputational models) برای پر کردن شکاف بین سطوح میکرو (نورونی)، مزو (نواحی مغزی) و ماکرو (شناخت/رفتار) توسعه یافتهاند. این مدلها عمدتاً بر پویایی عصبی مقیاس مزو (Mesoscale) در ساختارهای قشری تمرکز دارند، با این هدف که ساختارهای عصبی، عملکردها و تأثیرات عوامل درونی و محیطی را به فرآیندهای تصمیمگیری و کنترل کنش ارادی مرتبط کنند. اینها مدلهایی با الهام از سیستم عصبی هستند که از طریق شبکههای جاذب (Attractor networks) بینشی در مورد پویایی نوسانات عصبی فراهم میکنند؛ نوساناتی که به عنوان نشانگرهای متمایز عملکردهای شناختی مختلف شناخته میشوند. پژوهش من به دو بخش تقسیم میشود: مطالعه تصمیمگیری بدون در نظر گرفتن عاملیت انسان و با در نظر گرفتن آن. در بخش اول، تمرکز بر مطالعه مکانیسمهای عصبی زیربنایی تصمیمگیری بدون در نظر گرفتن صریح عاملیت انسان است. دو مدل محاسباتی-عصبی که اندکی متفاوت هستند بر اساس منابع اطلاعات ورودی (یعنی درونی یا بیرونی) توسعه یافتهاند. در هر دو مدل جوهرهی فرآیند تصمیمگیری، ادغام فرآیندهای عقلانی (Rational) و هیجانی (Emotional) است. این برهمکنش منجر به رفتارهای مدل (رفتارهای الگو) متفاوت بر اساس منابع اطلاعات میشود: ۱) ارزشها و نگرشهای ذهنی (سوبژکتیو) و ۲) رفتار درکشدهی دیگران بر اساس مشاهده. مدل اول به چگونگی تغییر پویای رفتار فرد در پاسخ به برهمکنش بین عوامل عقلانی و هیجانی در مورد سیگنالهای درونی میپردازد، در حالی که مدل دوم با ویژگی سازگاری اجتماعی فرد سروکار دارد، جایی که تغییرات پویا در رفتارهای او با تأثیر اعتماد بر تعاملات عقلانی-هیجانی مرتبط است. این بخش، جزئی از پروژهی با بودجه اتحادیه اروپا (COMPLEX-سیستمهای کاهش تغییرات اقلیمی مبتنی بر دانش برای اقتصاد کمکربن) بود. در بخش دوم، فرض مرکزی درک فرآیند تصمیمگیری ارادی است، جایی که کنشهای فرد هدفمند (Goal-directed) بوده و توسط محرکهای درونی یا پیشبینیشدهی بیرونی هدایت میشوند. در این زمینه، پرسشهای اساسی در مورد اثربخشی علّی قصدمندی (Intentions) در تصمیمگیری، و همچنین تمایز بین ۱) کنشهای خود-آغازگر و ۲) کنشهای برانگیخته بیرونی (Externally-triggered) مورد بررسی قرار گرفت. در این راستا، یک مدل محاسباتی-عصبی برای مطالعه پویایی عصبی ساختارهای درگیر در فرآیند آمادهسازی قصدمند این دو فرآیند ارادی توسعه یافته است، و همزمان تغییرات پویایی شبکههای جاذب و تغییرات دینامیک عصبی را روشن میسازد. علاوه بر این، نتایج بهدستآمده در هر دو زمینه ارادی به صورت کیفی با دادههای واقعی EEG مقایسه شدهاند تا مدلها اعتبارسنجی شوند و رفتار عصبی واقعی مشاهدهشده بر اساس این مقایسه توصیفی توضیح داده شود. این پژوهش به عنوان بخشی از پروژه «نوروفلسفه اختیار» (Neurophilosophy of Free Will) که توسط سرمایهی مشترک تمپلتون/فتزر تأمین مالی شده، انجام گرفته است. با توجه به اینکه نتایج شبیهسازی، خروجیهای EEG و MEG را تقلید میکنند، مقایسههای کیفی بیشتر با دادههای تجربی و بالینی باید در آینده انجام شود. با این حال، به دلیل محدودیت در دادههای موجود، گام بعدی میتواند شامل ارائهی دادههایی با وضوح بالاتر با استفاده از الکترودهای منبع-یابی شده (Source-localized) باشد. علاوه بر این، من قصد دارم یک فرا-مدل (Meta-model) را برای بررسی چگونگی تبدیل دو مدل کنشهای خود-آغازگر و برانگیخته بیرونی به یکدیگر تفکیک کنم. این اکتشاف میتواند بینشهایی را در مورد سازگاریهای رفتاری انسان در زندگی روزمره فراهم کند. کلیدواژهها: آمیگدال، قشر سینگولیت قدامی (ACC)، تصمیمگیری، قصدمندی (Intention)، قشر پیشپیشانی جانبی (LPFC)، یادگیری مشاهدهای، قشر اوربیتوفرونتال (OFC)، کنترل کنش ارادی.
ترجمه قسمتی از پایان نامه خانم آزاده حسننژاد نظیر خلاصه پایاننامه به زبان علمی ساده ما کیستیم؟ آیا ما سرنوشت خود را شکل میدهیم؟ آیا ما واقعاً در انتخاب مسیرهایمان آزاد هستیم؟ شرایط محیطی چگونه بر انتخابهای ما تأثیر میگذارد؟ و چگونه میتوانیم فرآیندهای تصمیمگیری خود را در زندگی روزمره بهبود بخشیم؟ اینها پرسشهایی هستند که اغلب در طول زندگی ما مطرح میشوند و بازتابی از مفاهیم «خود» (Self)، «تصمیمگیری» و «اراده» (Volition) هستند. ما دائماً با اطلاعاتی از محیط اطرافمان بمباران میشویم که باورها و نگرشهای ما را شکل میدهند و این باورها به نوبه خود، شخصیت و انتخابهای زندگی ما را هدایت میکنند. به عنوان موجودات اجتماعی، بخش بزرگی از این تأثیر از سوی جامعه میآید و دیدگاهها و رفتارهای ما را شکل میدهد. عوامل اجتماعی نقش مهمی در شکلدهی عقاید و اعمال دارند و تصمیمات ما بر جهان اطرافمان تأثیر میگذارند. درک فرآیندهای تصمیمگیری نه تنها برای افراد، بلکه برای جامعهای که به دنبال تأثیرگذاری بر رفتار انسان است، پیامدهایی دارد. من برای بررسی این پرسشها، تحقیقاتم را بر فرآیند تصمیمگیری از دریچه علوم اعصاب شناختی (Cognitive Neuroscience) متمرکز کردهام. هدف اصلی، کاوش در تعامل بین سطوح میکرو (نورونها)، مزو (ساختارهای مغزی) و ماکرو (شناخت/رفتار) در تصمیمگیری، در هر دو زمینه تجربی و اجتماعی است. مدلسازی شبکه عصبی به عنوان ابزار اصلی برای دستیابی به این اهداف عمل میکند و تمرکز آن بر ساختارهای عصبی درگیر در فرآیندهای تصمیمگیری است. مدلهایی که من توسعه دادهام شامل مناطق حیاتی مغز مانند قشر اوربیتوفرونتال (Orbitofrontal Cortex)، قشر پیشپیشانی جانبی (Lateral Prefrontal Cortex) و آمیگدال (Amygdala) با تمرکز بر تصمیمگیری فردی است. عوامل اجتماعی، بهویژه اعتماد، جزء جداییناپذیر فرآیندهای تصمیمگیری هستند و تعاملات را شکل میدهند. من مدل را گسترش دادهام تا قشر سینگولیت قدامی (Anterior Cingulate Cortex) را نیز شامل شود تا تأثیرات اجتماعی بر تصمیمگیریها را مطالعه کنم. علاوه بر این، این مطالعه پویایی عصبی (نورودینامیک) ساختارهای قشری را در طول کنشهای خود-آغازگر (Self-initiated actions) بررسی میکند و فرآیندهای قصدمندی (Intentional) آمادهساز که پیش از کنشهای ارادی رخ میدهند را میکاود. همچنین پویایی عصبی را در طول پاسخ به محرکهای بیرونی بررسی کرده و مکانیسمهای زمینههای ارادی مختلف را از هم متمایز میکند. برای اعتبارسنجی دادههای شبیهسازی شده، نتایج با دادههای واقعی EEG مقایسه میشوند. نورودینامیک دادههای واقعی توصیف شده و مکانیسمهای عصبی زیربنایی بر اساس شباهتهای مشاهده شده پیشبینی میشوند.
https://youtu.be/ZziYT6WDGD8?si=MmccQcHKR6Xl9ptP
این پایان نامه خانم آزاده حسن نژاد هستش که در انتشارات اسپرینگر هم چاپ شده. امیدوارم از مطالعه این مطلب لذت ببرید Neurocomputational modelling of human decision making and volition: from neural mechanisms to behavioral outcomes
چندی پیش با دوست عزیزم بنیامین فراهانی مناظره ای درباره جبر و اختیار داشتیم. بنیامین مدافع رویکرد ماشینی و جبری بود و من از موضع ارگانیسم محور و سیستمی مدافع اختیار، من از این گفتگو لذت بردم و یاد گرفتم. امیدوارم که برای شما هم چنین باشه. ویدئوی این مناظره رو میتونید از لینک زیر از کانال بنیامین ببینید. https://www.youtube.com/watch?v=OzTNRoz24KI پ.ن: گول این مخالفت های جدی ما توی بحث رو نخورید ما پشت پرده دستمون توی یه کاسه است🫠😂 @the_maze2022
مکانیزمهای اراده آزاد شماره 1 "تکینگیهای" جیمز کلرک ماکسول ماکسول به دنبال اختیار در شرایط فیزیکیای بود که بر لبه تیغِ رفتن به این سو یا آن سو قرار داشتند و ذهن میتوانست با حداقل (در حالت ایدهآل صفر) انرژی مورد نیاز، آنها را به هر دو جهت سوق دهد22. توجه داشته باشید که ماکسول نظریه "آشوب" جبری مدرن را پیشبینی میکند که در آن تفاوتهای بینهایت کوچک منجر به تغییرات عظیم جهانی میشوند. این ویژگی اکثر نظریههای "تقویتکننده" است؛ آنها نشان میدهند که عدم قطعیت میکروسکوپی میتواند به اثرات ماکروسکوپی منجر شود. هنگامی که وضعیت امور به گونهای است که یک تغییر بینهایت کوچک در حالت فعلی، تنها به اندازهای بینهایت کوچک حالت را در آینده تغییر دهد، گفته میشود که وضعیت سیستم، چه در حال سکون و چه در حرکت، پایدار است25. اما هنگامی که یک تغییر بینهایت کوچک در حالت فعلی ممکن است در یک زمان محدود، تفاوت محدودی در وضعیت سیستم ایجاد کند، گفته میشود که وضعیت سیستم ناپایدار است. بدیهی است که وجود شرایط ناپایدار، پیشبینی رویدادهای آینده را غیرممکن میسازد، اگر دانش ما از حالت فعلی تنها تقریبی و نه دقیق باشد. پروفسور بالفور استوارت به خوبی اشاره کرده است که پایداری فیزیکی ویژگی آن سیستمهایی است که جبریون استدلالهای خود را از تأمل در آنها استخراج میکنند، و ناپایداری فیزیکی ویژگی آن اجسام زنده، و ناپایداری اخلاقی ویژگی آن ارواح قابل رشدی است که به آگاهی، اعتقاد به اختیار را ارائه میدهند. حال که به برخی از روابط علوم فیزیکی با این مسئله اشاره کردیم، آمادگی بهتری داریم تا بپرسیم منظور از جبر (determination) و منظور از اختیار چیست. گمان میکنم هیچکس محدودهای بیش از یک مقدار بینهایت کوچک برای اختیار قائل نمیشود. هیچ پلنگی نمیتواند خالهای خود را تغییر دهد، و هیچکس نمیتواند تنها با آرزو کردن، یا آنگونه که برخی میگویند، اراده کردن، گسستگی در مسیر وجودی خود ایجاد کند. اختیار ما در بهترین حالت شبیه اتمهای لوکرتیوس است — که در زمانها و مکانهای کاملاً نامشخص، به شیوهای نامطمئن از مسیر خود منحرف میشوند. در طول این زندگی فانی، ما کم و بیش مکرراً خود را بر یک آبخیز فیزیکی یا اخلاقی مییابیم، جایی که یک انحراف نامحسوس برای تعیین اینکه به کدام یک از دو دره فرود خواهیم آمد، کافی است. دکترین اختیار ادعا میکند که در برخی از این موارد، "خود" (Ego) به تنهایی علت تعیینکننده است. دکترین جبرگرایی ادعا میکند که در هر مورد، بدون استثناء، نتیجه توسط شرایط قبلی سوژه، چه بدنی و چه ذهنی، تعیین میشود و "خود" در فرض اینکه به هر نحوی علت نتیجه واقعی است در اشتباه است، زیرا هم آنچه که او تصمیم مینامد و هم عمل ناشی از آن، رویدادهای متناظری هستند که ناشی از همان قوانین ثابت میباشند. (مقاله درباره علم و اختیار، ۱۸۷۳) شش سال بعد، ماکسول مجذوب کار سه فرانسوی به نامهای بوسینسک، کورنو و سنت ونان بر روی نقاط تکین در حل معادلات هیدرودینامیکی شد که پیشبینیناپذیری کامل حالتهای آینده را پیشنهاد میکردند. اینها شبیه انحرافات اتمی لوکرتیوس (در واقع اپیکور) بودند و آشوب جبری و غیرخطی مدرن را پیشبینی میکردند. اگرچه ماکسول این ایده را واقعاً رضایتبخش نمیدانست، اما مابعدالطبیعه جبرگرایی علیِ سخت را به چالش کشید. ماکسول در نامهای به فرانسیس گالتون (که هرگز به این پیشنهاد پاسخ نداد) نوشت: "موارد خاصی وجود دارد که در آنها یک سیستم مادی، هنگامی که به فازی میرسد که در آن مسیر خاصی که در حال پیمودن آن است با پوشش همه این مسیرها منطبق میشود، ممکن است یا در مسیر خاص ادامه دهد یا مسیر پوشش (که در این موارد یک مسیر ممکن نیز هست) را در پیش بگیرد و مسیری که انتخاب میکند توسط نیروهای سیستم (که برای هر دو حالت یکسان هستند) تعیین نمیشود؛ اما هنگامی که انشعاب مسیر رخ میدهد، سیستم، ipso facto (به خودی خود)، نوعی اصل تعیینکننده را فرا میخواند که فرافیزیکی (اما نه فراطبیعی) است تا تعیین کند کدام یک از دو مسیر را باید دنبال کند. هنگامی که در مسیر پوششدهنده است، ممکن است در هر لحظه، به میل خود، بدون اعمال هیچ نیرویی یا صرف هیچ انرژیای، در امتداد آن یکی از مسیرهای خاصی برود که اتفاقاً با وضعیت واقعی سیستم در آن لحظه منطبق است. من فکر میکنم روش بوسینسک روشی بسیار قدرتمند علیه استدلالهای متافیزیکی درباره علت و معلول است".
#اراده_آزاد
https://www.aparat.com/v/iij75x3
https://youtu.be/advupLcJGuM
https://www.aparat.com/v/qwgbowd
https://youtu.be/3tTOagkS07M
کاروان خرد برگزار میکند: بررسی سریال نوجوانی برای دریافت اطلاعات بیشتر به کانال تلگرام مهدی نادعلی و کاروان خرد مراجعه کنید. 〽️انتظار میره قبل از ورود به جلسه سریال رو دیده باشید(حدودا ۴ ساعت در چهار قسمته و قابلیت دانلود و پخش آنلاین در اکثر سایت های مرتبط وجود داره). ♻️مشارکت آنلاین برای همگی رایگان و پرسش و پاسخ نیز در جلسه برای همه شرکت کنندگان آزاد می باشد. ♦️این جلسه فقط یک تحلیل سطحی از وقایع سریال نیست، شما قراره توی این جلسه وارد عمیق ترین لایه های روانیِ انسان بشید. ⏰️زمان برگزاری: پنجشنبه یکم آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۰ به وقت ایران 📲پیج اینستاگرام؛ mehdi_naadali 🔗کانال تلگرام؛ Side.of.psyche زیلینک کاروان خرد @karevankherad
https://youtu.be/en0_uvYj_cg