آثار سمنانی《سمنی قلمه》همراه با نقد و بررسی
Статистикаارتباط با مدیر کانال و ارسال پیام و نقد؛ @Jafar_seyed
- Последний пост
- 1 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 4
- 1/48двое суток
- 4
- 1/72трое суток
- 4
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
■ خاموشی دوست ادیب زنده یاد فرهنگ شکوهی ای که فرهنگ، با تو پُر معناست قدر تو، در نبودنت پیداست ... خبر درگذشت استاد فرهنگ شکوهی موجب اندوه و تاثر خاطر شد. این وداع تلخ را به فرزندان شریف و بستگان و اهالی فرهنگ و دوستداران آن عزیز و ادیب که عمر خود را در پژوهش و بیان فرهنگ بومی گذاشت، صمیمانه تسلیت میگویم، اما این تسکین هم وجود دارد که شکوهی با آثاری که پدید آورده و صوتی که از اشعار خود به یادگار گذاشته، در تاریخ ادبیات سمنان زنده خواهد ماند. ارزش اشعار آن مرد باصفا در دو جنبه قابل توجه است؛ یکی استفاده از اصطلاحات و تعابیر اصیل سمنانی و دیگر الزام در آوردن واژههای کمتر رایج زمان ماست و چون تمرکز وی روی این موارد بوده، طبیعی است که کمتر به فنون معانی و بدیع شعر بپردازد. رسم الخطهای متفاوت هم چندان مانع و رادع انتقال مفهوم نیست. بنابراین استاد شکوهی در نشر فرهنگ عامه بسیار موفق عمل نموده و از آنجا که اغلب اشعارش را به صورت صوتی هم منتشر نموده تاثیر کلامش با لحنِ صحیح برای شنوندهی بیاطلاع بیشتر میشود. دیگر عامل موفقیت استاد شکوهی، نشست و برخاست با مردم به ویژه اشخاص بومی است و با هر طیف و سلیقهای میجوشید و از گفتوگوی با آنان انجا احساس میکرد جالب است، بهره میبرد و یادداشت برمیداشت. خدا را شاکرم که این توفیق را داشتم در نخستین انجمن ادبی سمنان که از سال ۵۸ به مدیریت مرحوم عبدالصمد مفیدی در اداره ارشاد برگزار میشد، با ایشان دوستی و مراوده داشتم و در اوایل دهه هفتاد پس از آنکه در واحد فعالیتهای ادبی حوزه ستادی وزارت اشتغال یافتم، ایشان را به همایش ادبی کشوری به عنوان یکی از عوامل اجرایی تدوین نشریه به بوشهر دعوت کردم. آنزمان بعضی از دوستان خدوم ادب و فرهنگ در سمنان، همچون زنده یاد عباسپور تمیجانی نزد ادارات کجسلیقه، مطرود و مردود شمرده میشدند و من برعکس برای اثبات جایگاهشان آنان را به برنامههای سراسری دعوت میکردم. همان زمان در هفته نامه سیر و سیاحت طی مقالهای اشعار بومی استاد شکوهی را با منظومه حیدر بابای استاد شهریار مقایسه کردم. این را هم اضافه کنم موسسهای برای تبلیغ خود دو بزرگداشت برای استاد شکوهی برگزار کرد، اما بیانصافان حتی دو دقیقه برای ابراز ارادتم مهلت ندادند. امیدوارم مدعیان کممایه که برای زبان سمنانی در رسانهها بساط پهن کردهاند و با کلیپهای زرد، ناشیانه به ترویج آثار پرغلط خود میپردازند، ارج و اجر استاد شکوهی را پایمال نکنند. ما نمانیم و عکس ما ماند گردش روزگار برعکس است جعفر سیّد مدیر انجمن کومشیان مقیم مرکز ۸ مردادماه ۱۴۰۵
🔹 جلالِ فرهنگ در حق زنده یاد فرهنگ شکوهی ✍ جعفر سیّد ای که فرهنگ با تو پُر معناست قدر تو ، از نبودنت پیداست با تو لبخند شهر جاری بود بی تو غم در نگاه ما حالاست شعر تو آن چکیدهی شیرین نثر تو چون حلاوت حلواست شیوهی طنز و نغزِ گفتارت روشی از صراحت یغماست در غبار و دَم هوای ادب سخنت پاکیِ لب دریاست هیچ، یک لحنِ تند در تو نبود گرچه در طبع دیگران صفراست از نمدهای رشتهات، رندان میسرشتند و کارشان بیجاست نه عجب دارم از تجارتشان کاسبان را چه باکی از سوداست؟! من چهل سال پیش از تو سخن گفتهام در مقاله و برجاست آن زمان شعر و دل حراج نداشت حال، اغوایِ دعوی و دعواست تو از آن ماندهای که با مردم سخنت شاد و خارج از بلواست میدرخشی تو بیشتر از پیش سخنت وصف تازهی فرداست ۸ مردادماه ۱۴۰۵
🔹رجزخوانی میدانِ خیابان به زبان سمنانی. t.me/semenighalema 🇮🇷 🌺 🇮🇷 🌺 🇮🇷 🌺 🇮🇷
без подписи
без подписи
خاطرهای شیرین از آقای جواد خطیبی
без подписи
سلام .اِن سِمِنی همه جا دَرَن، خارج هم دَرَن.😁
هر جا شَهیدی دَبیچَن، هَمَه ای جادَّه بِشیچَن نِداره فَرقی، مِگی بات تاریخی راستی ولیکَن شهدا در هرجا که بوده اند، همه یک مسیر را رفته اند فرقی به حال آنان ندارد ولی باید تاریخ را درست گفت اِسَه هِشکین مِنِوایِه کُو او اُولِمین شهیدَه دویِّمین عُنچا با «بهروز» کُو هَمیشَه رو سِپیدَه۱۳ حالا هیچ کس نمی گوید که او نخستین شهید سمنان است دومین غنچه بهروزی بود که همیشه رو سپید است روحی ایرانی شهیدی، مخصوصاً سِمنی، شاد بو هرچی دارین هَما قوّت، همَه جا ژون پی یَه آرو روح شهیدان ایران، به ویژه شهیدای سمنان شاد باشد هر قدرتی در هرجا امروز داریم از آنان است ۱۷ شهریور ماه ۱۳۷۱ ......................................... ۱- شهید«جمشید سیّد» از روستای اعلای سمنان و شهید«علی توفیقیان» از مهدی شهر هردو در ۱۷شهریور ۱۳۵۷ در تهران به شهادت رسیدند و نخستین شهید انقلاب اسلامی از استان سمنان هستند. مجلس ختم شهید «جمشید سیّد» در روستای اعلای سمنان با حضور علمای معظم سمنان «حاج آقا عالمی» و «شیخ محمدتقی نصیری» و مردم انقلابی سمنان و با سخنرانی پرشور «محمدباقر عبدوس»، روحانی جوان آن هنگام، آغازگر حرکت انقلابی تازه¬ شد. برخی غفلتاً شهید نوجوان: «بهروز بهروزی دهخوارقانی» را که در تاریخ ۱۰ دی ماه ۱۳۵۷ یعنی دقیقاً (سه ماه و بیست و پنج) روز بعد به شهادت رسیده، به اشتباه نخستین شهید سمنان عنوان می کنند. ۲- خا: خُب، لفظی برای مکث و تأمّل. ۳- می جوشید: در اینجا به معنی صمیمی بود. ۴- در مسجد شاهجوی (جهادیه ی فعلی) ۵- نام محلی در یکی از کوچه های بازار بالای سمنان که تکیه اش مراسم مذهبی داشت. ۶- رِسِت: قسمت، نصیب، سهم. ۷- در اصل این واژه واو معدوله دارد (خوآکه) گفته می شود که در اینجا به ضرورت وزن، مخفف شده است ۸- گُرّی: زیاد و نیز به معنی تند و زود. ۹- جمعیتی که با هجوم و حریصانه وارد شوند. ۱۰- بخشی از آن شعر چنین بود: «حسین(ع) بود آنکه گفت:/ یا که من و یا یزید،/ و ما دو تن که مظهر دو مکتبیم/ نمی شود قدم به راه واحدی نهیم.» ۱۱- حجت الاسلام «محمدباقر عبدوس» و حجت الاسلام «شیخ علی اکبر ادب» در آن هنگام دو روحانی جوان بودند که در پناه حضرات «عالمی، نصیری و شاهچراغی» اعلامیه های انقلاب را قرائت می نمودند، در آن مجلس آقای «عبدوس» به توصیه ی حوزه علمیه ی سمنان به سخنرانی انقلابی پرداخت و آن مجلس موجب ایجاد تظاهرات و درگیری با مأموران ژاندارمری شد که با وساطت بزرگان روستا ختم به خیر گردید. ۱۲- خون به جوش آمدن: کنایه از شدّت ناراحتی و عصبانیت است. ۱۳- رو سپیدَه: رو سپید است: کنایه از اینکه موجب افتخار و سربلندی مردم سمنان است.
❤️ اُولِمین شهیدی سمنی (شعر سمنانی) برای «جمشید سیّد» نخستین شهید استان سمنان۱ در ۱۷ شهریور ۵۷ ✍ جعفر سید (بر وزن رمل بخوانید): فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن اون سالی پنجاه و هفتی، ماهی روزه با تُووِستون مملِکت با انقلابی، مُنقِلب با، با شهیدون در آن سال ۱۳۵۷ ماه رمضان در تابستان بود مملکت با خون شهیدان در حال انقلاب بود خا۲، سِمن خیلی کَسین با، هَما دِرمون اِن خجالت: هَمَه جا دِردِش شهیدی هَما نِدِرمون شِهادت خُب، سمنان خیلی کوچک بود، و ما این خجالت را داشتیم که همه جا شهید داشته و ما شهادت نداشته ایم اون تَیی گرمایی روزه، تَیی اون شور و شعاری بی یَما تهرون پی سِمن، هَما «جمشید» با قِطاری در آن گرمای ماه رمضان و در آن شور و شعار «جمشید» ما با قطار از تهران به سمنان آمده بود نوزدَه سالَه با و پر جوش هَمَه فامیلی ژو مِگْیا هَمَه بِن ژو دست پی راضی، وَختی ژون سِراغ کُو مِشا او نوزده ساله و پرجوش بود، همه فامیل او را دوست داشتند همه از او راضی بودند، هنگامی که به سراغشان می رفت بی یَما تعطیلی سِمن، نزدیکی ای ماهی اِنجُو با سمنی خُو مِجوشْیا۳، او مِنَشا جایی بی مُو در تعطیلات تابستان به سمنان آمد و مدت یک ماه اینجا بود با سمنان می جوشید ، او بدون من به جایی نمی رفت با ژو مِشِن هر رو مِسچِد، پیشینی «عالِمی» گَل با «شاهچراغی» شُوم ژو محفل، «عابدینیَّه» با غوغا با او هر روز به مسجد می رفتیم ظهر نزد آقای عالمی شب ها نزد آقای شاهچراغی در مسجد عابدینیه غوغایی بود یا کُو «شاهجی»۴، «عباسیَّه»۵ هرجایی ای شوقی دِرمُون تَم بِبا اون ماهی روزه، بِِِشا «جِمشید» دیمی تهرون یا در محله شاهجوی و عباسیه و هر جای دیگر چه شوقی داشتیم آن ماه رمضان تمام شد و جمشید به تهران رفت بعدی عیدی فطری تهرون، هَمَه با هُوم عهد دِبسشُون بَشین تا مِیدونی ژاله، اُونجُو پی قیام هاکِرشُون بعد از عید فطر مردم تهران با هم عهد بستند تا میدان ژاله رفتند و از آنجا قیام کردند هِفدِه ای شهریوری با، «عالِمی» بعدی نمازین وِتِش میکروفونَه باتِش: آرو تهرون بِیچی پُرخین هفده شهریور بود که آقای عالمی بعد از نماز میکروفون را گرفت و گفت: امروز تهران پر از خونریزی شده است بِشی یون کی یَه و بِِدْین هَمَه فامیلی جَمعی یَن باتَن اِن خَبِر، بدییِن، قبلی مُو پاک بُرمَه کِچَن به خانه رفتم و دیدم همه ی فامیل ما جمع شده اند به آنها خبر را گفتم، قبل از گفتنم آنان به گریه افتاده بودند مِگّیشُون مُو رَه نِواین، ولی اَ مُو دل تَیی کِت بِفَهمِن، خُوشتونَه باتَن شهادت بِبا ژو رِسِت۶ می خواستند خبر او را به من نگویند امّا دلم خالی شد آگاهی یافتم و به خود گفتم شهادت نصیب او شده است «حُکومِتْ نظامی» با و اَسلَحِه بِن دیمی شَستی ملّتی بعضی شهیدون بیرین اِور با ژون دَستی حکومت نظامی بود و اسلحه ها روی ماشه آماده مردم بعضی از شهیدان را از دسترس آنان خارج کرده بود ملّتی بیاربا مِسچِد، ژو جنازه یَخ دوریشّون با چاهار شهیدی ایجا گوشه ای مِسچِدی واشُّون مردم جنازه ی او را به مسجد برده بودند و رویش یخ ریخته بودند با چهار شهید دیگر یکجا در گوشه ای از مسجد گذاشته بودند اِتّفاقی مِشو مِسچِد، ژو خآکَه۷ با عامی دُوتِر غَش مِکِره تا ژو مِینِه، برار جنازَه بِرابِر خواهرش با دخترعموی خود اتفاقی به مسجد می رود تا برادر شهیدش را در مقابل خود می بیند، غش می کند «حکومِتْ نظامی» با و ژون کی یَه خَتمی بِگیتمُون بی یمِِن سِمن و اُِنجو باز ای برنامَه دوریتمُون حکومت نظامی بود و در منزلشان مجلس ختم گرفتیم آمدیم به سمنان و دوباره در اینجا برنامه ریزی کردیم جَمعَ بِِبِِِن با رفیقون کِلِه با مِجلِسی ختمی باز مِگی فِریایی بِنجین اُونجُو ظلمی دست پی حتمی با دوستان جمع شدیم، در روستای اعلا مجلس ختم گرفتیم قطعاً باید دوباره در آنجا علیه ظلم فریاد بکشیم به حُرمِتی اِن شهیدی کِلِه بِبا ای مُحِرِّم «عالمی» و «شیخ نصیری» بی یَمابِن اُونجو مُحکم به حرمت این شهید روستای اعلا تبدیل به صحنه ی محرّم شد آقایان عالمی و شیخ نصیری با عزمی انقلابی آنجا حضور یافتند هَمَه جا شلوغ و پُر با، می یِِمِن سِمن پی گُرّی۸ «شاهجی» و «چومِسچِدی» پی، هَمَه رشیدی و بُرّی۹ همه جا مملو از جمعیت و شلوغ بود و از سمنان مردم زیادی می آمدند از محله شاهجوی (جهادیه) و چوب مسجد جوانان رشید مثل یک هجوم قبلی «شیخ عبدوسی» مُنبر، مو ای یَه شعره بُخوندَن چِقِد «عالِمی» خوش اِما، مِثلی ای تیری دووِندَن پیش از شیخ عبدوس من یک شعر انقلابی خواندم۱۰ آقای عالمی لذت برد و مانند تیری بود که پرتاب می کردم بَعدی مو شعری «شیخ عبدوس»۱۱ راستی چه خُو حِکات هاکِرد حکومِتی دَست پی اون رو، هَمُنون خین جوشی اِوِرد۱۲ بعد از شعرخواندنم انصافاً شیخ عبدوس چه خوب سخن گفت آن روز خون همه از دست حکومت شاه خونشان به جوش آمده بود ادامه 👇
без подписи
❤️ سالگرد شهید ۱۷ شهریور، شهید جمشید سیّد، نخستین شهید استان سمنان گرامی باد. لازم به یادآوری است که نخستین حرکت انقلاب اسلامی در سمنان با شرکت پرشور مردم سمنان و با حضور علمای گرانقدر زنده یادان آیات الله عالمی و نصیری در مجلس ختم شهید جمشید سیّد در روستای اعلا برگزار شد و من یک شعر حماسی خواندم که آیت الله عالمی به وجد آمد. بخشی از آن شعر چنین بود؛ حسین بود آنکه گفت: یا که من و یا یزید و ما دو تن که مظهر دو مکتبیم نمیشود قدم به راه واحدی نهیم ... و حجت الاسلام شیخ عبدوس که آن هنگام طلبه بود، به صورت نمادین سخنرانی کرد و گفت: ماه رمضان را گذراندیم و مقاومت را آموختیم تا محرم را برپا کنیم و پس از مراسم اولین تظاهرات سمنان با شعارهای انقلابی شکل گرفت. با درود به روان پاک همه شهدای انقلاب اسلامی ❤️ یاد و خاطره انقلاب گرامی جعفر سیّد
وقتی شاعر از نسل استادان بزرگ و فرهیختگان ادبیات باشد وقتی مجری رادیو از نسل بزرگان و فرهیختگان رادیو باشد وقتی نوازنده از نسل بزرگان و فرهیختگان موسیقی باشد ، نتیجه میشود کلیپ بالا چشم ببندید و گوش دهید و لذت ببرید. 🪷
https://www.instagram.com/reel/DMuSHy1N58U/?igsh=MWRnbGNqMXJ3ZG1kdQ==
💐اینجا کجاست .....؟؟؟؟؟!!
روز عاشورا روستای علاء آیین عزاداری سنتی سنج زنی در روستای علا #ارسالی : ابوالفضل جوادی 🗣دیارقومس آدرس صفحات مجازی 👇👇 اینستا گرام https://instagram.com/_u/diyar.ghomes 🔺️ 🔻 تلگرام و ایتا 🗣 @diyar_ghomes
#نماهنگ 🎥 *نماهنگ زیبای "سِمَن سلام"* 📌کاری از رسانه شهر مدیریت ارتباطات، تشریفات و امور بین الملل شهرداری سمنان 💐انتشار برای نخستین بار در روز میلاد حضرت ثامن الحجج امام رضا (ع) ، تقدیم به مردمان خونگرم و باصفای سمنان بین الحرمین رضوی و پایتخت بین المللی راه ابریشم ایران کلام ، آهنگسازوتنظیم کننده : علی ترحمی/خواننده: مجتبی توحیدی پور/تاروسه تار: وحیددارایی/تمبک ودف: جوادشعبانی/سنتوروسنتورباس،علی ترحمی/صدابردار ،میکس و مسترینگ: فرشاد صالحیان لینک ویدیو در آپارات https://www.aparat.com/v/eht14xb
без подписи
без подписи
без подписи