ماهنامه ستیز
Статистикаتماس با ما: bidarikargaran@protonmail.com Setizrodarro@protonmail.com
- Последний пост
- 21 нояб.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 30
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
The owner of this channel has been inactive for the last 18 months. If they remain inactive for the next 8 days, they may lose their account and admin rights in this channel. The contents of the channel will remain accessible for all users.
The owner of this channel has been inactive for the last 17 months. If they remain inactive for the next 29 days, they may lose their account and admin rights in this channel. The contents of the channel will remain accessible for all users.
شریفه محمدی آزاد باید گردد اسماعیل گرامی (کارگر بازنشسته) شریفه محمدی فعال کارگری در آذر ۱۴۰۲ بازداشت و با پروندهسازیهای وزارت اطلاعات، در تیر ۱۴۰۳ در دادگاه انقلاب رشت به جرم واهی«بغی»، به اعدام محکوم گردید. توسط وکیل شریفه محمدی پرونده به "دیوان عالی کشور" فرستاده شد که دیوان این حکم را نقض کرد، اما در بهمن ۱۴۰۳ همان دادگاه انقلاب این بار به ریاست فرزند همان قاضی! مجدداً حکم اعدام را صادر کرد. در نهایت نیز شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور، حکم اعدام را تأیید نمود. آنچه را که قوه قضائیه جرم انگاشته و به شریفه محمدی نسبت میدهد، فقط و فقط قدم برداشتن در راه دفاع از حق و حقوق طبقه کارگران است. قوه قضائیه (در حقیقت حکومت) باید بداند کسانی که در این راه قدم برمیدارند، جان خود در کف دست گرفته؛ نه قدمی پس میگذارند و نه در مقابل ظلم و ستم زانو خواهند زد. به جرأت میتوان گفت؛ شریفه محمدی هم اکنون در زندان به حکم اعدام خود پوزخند میزند! احکام اعدام، این مجازات غیر انسانی که برای سرکوب و ایجاد رعب و وحشت در جامعه صادر میشوند؛ نه بر اراده مبارزین راه عدالت و آزادی تاثیر گذارند و نه معضلات اجتماعی را حل میکنند. ما بازنشستگانِ کف خیابان همواره همبستگی قاطع خود را با شریفه محمدی و خانواده او نشان دادهایم و خواهان لغو و توقف فوری اجرای احکام ظالمانه اعدام علیه شریفه محمدی، وریشه مرادی، پخشان عزیزی و دیگر فعالان اجتماعی هستیم. ۲۷ مرداد ۱۴۰۴ #دیدگاه بازنشر از @ettehad 🌀🚩 @setizmonthly
اکثریت مردم ایران در گرمای تابستان با قطعی آب و برق دست به گریبانند آن وقت در مرز مهران برای زائران اربعین «تونل آبی خنک کننده» ساختهاند. و در حالی که مصرف پروتئین خانوادههای کارگری به کمترین میزان خود در دهههای گذشته رسیده، رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان تهران از آغاز توزیع ۱۵۵۰ تن اقلام اساسی شامل برنج، شکر، گوشت قرمز و مرغ میان «موکبداران تهرانی» در آستانهٔ اربعین خبر داد. تنها با نابودی جمهوری اسلامی و چارچوب سرمایهداری اسلامی آن، مردم ایران نفسی راحت میتوانند بکشند. #فیلم_برگزیده 🌀🚩 @setizmonthly
مقابل رد مرز کودکان مهاجر و بیپناه سکوت نکنیم جعفر ابراهیمی درباره جنگ و پیامدهایش موضعگیریهای متعددی صورت گرفته است. شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران نیز که تشکلی مستقل در داخل است، موضعی گرفت بر مبنای اصول صنفی، آموزشی و رویکرد اجتماعی. بیانیه شورا را میشود در ادامه مسیر چندساله تشکلهای صنفی عضو در راستای اجتماعی شدن بیشتر تحلیل و بررسی کرد. با اینکه شورای هماهنگی قبلا بارها درباره پیامدهای جنگ هشدار داده بود، اکنون که جنگ رخ داده و کشور نه در حالت آتشبس، که در تعلیق است و برخی پیامدها سریعا آشکار شدهاند، شاهد موضع و نظر بخش متشکل جنبش معلمان در این زمینه نیستیم. امنیتی شدن فضای عمومی کشور، نتیجه بلافصل جنگ بود که جامعه در آن نقشی نداشت. از نمودهای اصلی این وضعیت، فشار بر فعالان سیاسی و اجتماعی، گسترش اعدامها، سرکوب و بازداشتهای گسترده بود. جلوه برجسته اجتماعیِ این فضای جدید، اجرای سیاست اخراج مهاجران به بهانه مقابله با اتباع غیرقانونی است. این سیاست ضد انسانی و نژادپرستانه، چنان ضربتی و شتابزده اجرا شد که طبق اخبار بیش از ۶هزار کودک بدون والد رد مرز شدهاند. چه سرنوشت تلخی در انتظار این کودکان است! در اقدام اخیر حکومت برای اخراج اتباع به اصطلاح غیرقانونی، مواد کنوانسیون حقوق کودک نقض شدهاست. مهمترین مواد کنوانسیون که مستقیماً به حقوق کودکان مهاجر مرتبطند: ماده۲- کشورها باید تمام حقوق مندرج در این کنوانسیون را بدون تبعیض از جمله بر اساس نژاد، ملیت، وضعیت مهاجرتی، یا وضعیت والدین برای تمام کودکان تضمین کنند. ماده۳- در تمام اقداماتی که بر کودک تأثیر میگذارد، منافع عالیه کودک باید در اولویت باشد. ماده۶- همه کودکان حق دارند زنده بمانند و رشد کنند. ماده۷- کودک حق دارد از بدو تولد دارای نام، تابعیت و در صورت امکان، والدین خود را بشناسد و تحت سرپرستی آنان باشد. ماده۹- کودک نباید از والدین خود جدا شود، مگر به حکم دادگاه و فقط به دلیل منافع کودک ماده۲۲- کشورها باید اقداماتی انجام دهند تا از کودکان پناهنده یا کودکانی که بهتنهایی به کشور وارد شدهاند حمایت و مراقبت شود و سازمانهای بینالمللی مسئول نیز در این روند مشارکت داشته باشند. ماده۲۸- همه کودکان حق آموزش دارند و کشورها باید آموزش ابتدایی رایگان و اجباری را برای همه فراهم کنند. ماده۳۷- کودک نباید تحت شکنجه، مجازات یا رفتار ظالمانه قرار گیرد. بازداشت فقط در شرایط استثنایی وبرای کوتاهترین زمان ممکن باید انجام شود. حکومت با سوار شدن بر موج ملیگرایی احساسی ناشی از جنگ و مقصر جلوه دادن مهاجران، نهتنها مسئولیت ناکامی خود در جنگ را نمیپذیرد، بلکه با کمک جریانات راست افراطی (حتی در میان برخی نیروهای اپوزیسیون) میکوشد مهاجران افغانستانی را عامل اصلی تمام مشکلات معرفی کند. صحنههای زشت و نفرتآلودی که علیه مهاجران در نقاط مختلف کشور در جریان است، گواهی است بر موفقیت نسبی این رویکرد فاشیستی. پیش از اخراج از آموزش و پرورش، بیست سال در مناطق حاشیهای تهران تدریس کردهام. در این مدت، دانشآموزان افغانستانی بین ۵ تا۱۰ درصد از کلاسها را تشکیل میدادند. با اینکه در مناطقی فقیر، حاشیهنشین و پرآسیب تدریس میکردم که نزاعهای فردی و جمعی در آن رایج بود، هرگز شاهد صفبندی افغانستانی/ایرانی میان کودکان نبودم. اختلافات در همان سطحی بود که بچههای ترک با کرد یا لر با دیگران داشتند. نه کینهای بود و نه نفرتی. این حاکمیت، رسانهها، نظام آموزشی و برخی بزرگترها هستند که کودکان و نوجوانان را به گرایشهای فاشیستی سوق میدهند. امروز شاهد ویدئوهایی هستیم که در آن نوجوانان ایرانی، نوجوان افغانستانی را کتک میزنند، تحقیر و تهدید میکنند و دیگران فقط تماشا میکنند. منکر رشد گرایشهای نژادپرستانه نیستم اما باور دارم که این تصویر کل جامعه نیست. این چهرهای است که با کمک حکومت و حامیان ناسیونالیسم افراطی برجسته میشود تا بر ناتوانیهای حاکمیتی سرپوش بگذارد. انگار در این وضعیت تعلیق، قرار است در سایه ترسی که برای عموم ایجاد شده مناسبات انسانی نیز به محاق برود. ما چگونه میتوانیم خود را «معلم» بنامیم، اما در برابر این وضعیت سکوت کنیم؟ چگونه میتوانیم تحقق حقوق کودکان را آرمان خود بدانیم، اما در برابر چنین فجایعی خاموش بمانیم؟ کودک، کودک است و منافع عالیه کودکان را هیچ مصلحت یا قانونی نمیتواند نادیده بگیرد. از همین رو، انتظار میرود فعالان صنفی، تشکلهای مستقل معلمان و در رأس آن شورای هماهنگی نسبت خود را با وضعیت فاجعهبار کنونی روشن کنند: آیا با سکوت، در کنار نژادپرستان و فاشیستهای در قدرت و بیرون از قدرت ایستادهایم؟ یا در سمت درست تاریخ؟ آیا دفاع از حقوق کودکان فقط شعار است؟ یا بخشی اساسی از باور ما به احقاق حقوق همه کودکان؟ #دیدگاه بازنشر از @kashowranews 🌀🚩@setizmonthly
در ایران چه میگذرد: انباشت فقر، آوردهٔ جنگ برای مزدبگیران گزارش کامل یاسر کشاورز را اینجا بخوانید. #در_ایران_چه_میگذرد 🌀🚩 @setizmonthly
تازههای دانش #دانش 🌀🚩 @setizmonthly
حرفهای توماج صالحی را بشنوید که از رفتار زندانیان افغانستانی با خودش حرف میزند. 🔻در کنار کارگران افغانتبار ایران و علیه سرکوب و آزار و اخراج مهاجران بایستیم. بعد از افغانها نوبت بقیهٔ ما خواهد بود. https://youtu.be/5kRIYduuP34?si=D6RYUdKbtg4RxfNf 🌀🚩 @setizmonthly
ماهنامه ستیز pinned «ارزیابی فشردهای از جنگ ۱۲ روزه در اینجا بخوانید. #سرمقاله 🌀🚩 @setizmonthly»
ارزیابی فشردهای از جنگ ۱۲ روزه در اینجا بخوانید. #سرمقاله 🌀🚩 @setizmonthly
در ستایش تشکل و سازماندهی و اتحاد کارگران ابوالقاسم لاهوتی گر نیست دو دست ناموَر ما را کس مینرهاند از خطر ما را تا چند برای نفع خود اشراف آواره کنند و دربدر ما را؟ تا کی چو کلاه و کفش بفروشند این بیشرفان به سیم و زر ما را؟ نه نور به دیده مانده از زحمت نه زور به زانو و کمر ما را بایست مطیع شد به تشکیلات تا وصل کند به یکدیگر ما را وقت است که حس ما نماید جمع در زیر لوای کارگر ما را چون جمع شویم، هیچ بازویی از هم نکند جدا دگر ما را پاداری و اعتماد بنشانَد بر دامنِ شاهدِ ظفر ما را وز مقصد خویش برنمیگردیم از تن ببرند اگرچه سر ما را وز هیچ کسی کمک نمیخواهیم کافیست دو دست کارگر ما را تبریز، نوامبر ۱۹۲۱ #شعر #ادبیات 🌀🚩 @setizmonthly
سوسیالیسم میلیونها بار بهتر از سرمایهداری است در تداوم گفتگوهایی که بعد از انتشار ویدئوهای رفیق یعقوب ریگی پیرامون انقلاب سوسیالیستی چین شکل گرفت، این بار متنی از رفیق ریموند لوتا را با هم میخوانیم. این فایل، فصلی از یک کتاب مفصل بوده و اهمیتش در این نکته است که در تحلیل تاریخ سوسیالیسم و تجربیاتی که کارگران و زحمتکشان در شوروی و چین رقم زدند، روی این موضع صحیح تاکید دارد که آنچه در آنجا رخ داد و ساخته شد، در قیاس با وضع عمومی بشر در همان زمان در کشورهای دیگر از ایالات متحده و انگلیس تا ایران و آلمان و ژاپن و ترکیه و... میلیونها بار بهتر بود. شرم و خجالت از گفتن این حقیقت، گردن نهادن به تبلیغات دروغین استثمارگرانی است که برای تضمین بردگی اکثریت زحمتکشان، دائم تلاش میکنند تا این دو تجربهٔ درخشان بشری را فاجعه و حتی فاجعهتر از وضع اسفناک بشر طی این چند قرن نشان دهند. نسل نو انقلابی کشورمان برای يک تغییر واقعی و ریشهای در وضع جامعه، نیاز به بازنگری و پرسشگری در تمام پیشفرضها و جزمهای رایج خود و دیگران دارد. #آموزش #اقتصاد_سیاسی #ریموند_لوتا 🌀🚩 @setizmonthly
📚📚📚 بامداد بیدار نام نشریهای است که جمعی از زندانیان سیاسی زندانهای ایران در ادامهٔ کارزار سهشنبههای نه به اعدام برای آگاهیرسانی از وضعیت زندانیان زیر حکم اعدام و زندانیان اعدامشده راه انداختهاند. این اولین شمارهٔ این نشریه است. #دیدگاه 🌀🚩 @setizmonthly
به خوانندگان گرامی ستیز در کانال ستیز (طبق روال نسخه کاغذی آن) مطالب و نوشتههایی که ذیل دستهبندی #مطلب_دریافتی و یا #دیدگاه منتشر میکنیم نه تنها لزوما موضع و نظر ستیز نیست بلکه در اغلب موارد مطالبی است که ممکن است با مواضع ستیز اختلاف داشته باشد. اما از روز اول نظر ما این بود که تا جایی که اصل وفاداری به سوسیالیسم رعایت میشود باید نوشتههای دریافتی مخالف و برخی دیدگاههای متمایز در جنبش سوسیالیستی ایران را (حتی اگر برای ما ارسال نشده باشد) در اینجا منعکس کنیم تا درهایی برای گفتگو و جدال نظری (پلمیک) شکل گیرد. این حرفمان به این معنی نیست که ایدههای نادرست را همتراز با ایدههای درست در کنار هم بنشانیم؛ و برای جلوگیری از چنین مشکلی عناوین دستهبندی دیدگاه و مطلب دریافتی به کار میرود. و باز این حرفمان به این معنی نیست که در تحلیلها و نظرات خودمان اشتباه یا ایده نادرستی وجود ندارد. تمام تلاش ما این است که با گفتگو و بحث و کنکاو با ایده های نادرستی که سنگ پای طبقه کارگر و سایر اقشار تحت ستم در ایران برای حرکت به سوی مدیریت اجتماعی (سوسیالیستی) است مبارزه اصولی و علمی کنیم. تمام تلاشمان این است که در این مسیر پر پیچ و خم بیشتر از تجربیات و از همدیگر بیاموزیم. #تحریریه 🌀🚩@setizmonthly
نظر یکی از خوانندگان در واکنش به نوشتهٔ امیرحسین محمدیفرد (ورود رسمی نئوتوده ایسم به میدان سیاست) اقدامات اینچنینی (تجمع) را به اپورتونیست بودن سوژههای هوادار آن نسبت دادن، همچنین نشاندن ایدهها و افکارشن در متن تاریخ احزاب سیاسی (تودهای-اکثریتی) هرچند کاریاست درست و میتواند یکی از پایههای انتقاد باشد؛ اما انتقاد رادیکالی که این یادداشت از آن بی بهره است، نشان دادن تناقضات مبنایی در خود دستگاه فکری نوع خاصی از چپ قرن بیستمی است. برای مثال تئوری تضاد عمده یا طرح مسئلهی اولویت یا فهم محدود از امپریالیسم در پیکار میان دو اردوگاه همچنین نداشتن درک درست از شرارت دولت و زور ماورای اقتصاد دولت برای شکل دادن به انباشت سرمایهی خود ویژه از جمله گرفتاریهای این سنتاند. «رفقا» صرفا فرصتطلبی را به ارث نبردهاند میراثدار نوع ویژهای از ادبیات مارکسیستی دوران جنگ سرد نیز هستند. نقد موثر نمیتواند بر فراز این تناقضات حرکت کند و خود از فروبستگی چشم انداز حاصل از همان تناقضات بینصیب باشد. #دیدگاه #پیام_دریافتی 🌀🚩 @setizmonthly
بازنشر از کانال تلگرامی بازپرس: https://t.me/Baaz_pors مواهب ناتمام خصوصیسازی اینروزها برق شما هم قطع میشود؟ شما هم شنیدهاید که تا تحریم رفع نشود و بخش خصوصی و سرمایهی خارجی در صنعت برق سرمایهگذاری نکند ناترازیها حل نمیشود؟ البته شرط دیگرش را یواشکی میگویند: «اینکه قیمت برق برای شما چندین برابر شود.» اینجا وزیر اسبق نیرو که مخالفتش با ساخت نیروگاه از دلایل ناترازی امروز برق است، میگوید خصوصی سازی چراغ برق را روشن نکرد چون چراغ قیمت خاموش ماند. یعنی مثل فولاد و غیره که به قیمت بیشتر از بازار جهانیشان در ایران فروخته میشوند، برق هم باید قیمتش «جهانی» شود تا خصوصیسازی «فایده» داشته باشد. وگرنه دولت ۱۸۰۰۰مگاوات از ظرفیت تولید برقش را به یکسوم ارزشش واگذار کرد، که پولش را هم در سال ۹۲و ۹۳ بعد از سهبرابر شدن دلار به قیمت سال ۸۹ گرفت و بخش خصوصی باز هم ناراضی بود چون قیمت برق «واقعی» نشدهبود. نگاهی به جهان واقعیشدن قیمتها و سرمایهگذاری خصوصی و خارجی در کشورهای دیگر بیندازیم؟ در سالهای ۱۹۹۰ (درست سالهای پس از جنگ ما) در بیشتر کشورهای در حال توسعه خصوصیسازی صنعت دولتی برق شروع شد. ایران اما در همان سالها به پشتوانه سرمایهگذاری دولتی، علیرغم اینکه شرکتهای بزرگ نیروگاهسازی با ایران کار نمیکردند، ظرفیت تولید برقش را از ۷هزار مگاوات در سال ۵۷ به ۷۰هزارمگاوات در ابتدای دهه ۹۰ شمسی رساند. در همانزمان، کشورهایی مثل هند، پاکستان و اندونزی پیشگام خصوصیسازی صنعت برقشان بودند. اما از آنجا که این صنایع زیرساختی بسیار سرمایهبرند، سرمایهگذاریهای پرریسکی محسوب میشوند که دولتها را مجبور میکند به سرمایهگذاران (خارجی یا داخلی) انواعی از قراردادهای خرید تضمینی را ارائه دهد. قراردادهایی که معمولا ۲۵تا ۳۰سالهاند، دلاری هستند حتی در شرایطی که آن کشور با کمبود ارز خارجی مواجه باشد، و در حالی بخش عظیمی از منابع ملی را صرف میکنند که عمده مردم بر اثر این خصوصیسازیها، با لگد قیمت از بازار بیرون انداختهشدهاند و در حالیکه مازاد ظرفیت تولید برق وجود دارد، بخش قابل توجهی از مردم توان خرید برق برای تمامروز را ندارند. یعنی اگر امروز برق شما به علت ناترازی یا ضعف مدیریتی دولت گاهی قطع میشود، در آن شرایط خودتان باید برقتان را ساعات بسیار بیشتری قطع میکردید چون پولش را نداشتید. این قراردادهای تضمینی که در کشورهای زیادی از آمریکای لاتین تا آفریقا، هند، اندونزی و ... اجرایی شدهاند اغلب غیر شفافند ومردم حتی مفاد آن را هم نمیدانند، پاکستان یکی از معدود کشورهایی بود که این قراردادها و ارقامشان در دسترس بود، و تیمی از دانشگاه آکسفورد یک مطالعه پژوهشی روی آن انجام دادند، نتایج جالب بود: ۱- هزینههای سرسام آور از جیب دولت: این قراردادها دو مبدا پرداخت از جانب دولت دارند، پرداخت برای تضمین میزان تولید (حجمی) و پرداخت بهازای افزایش هزینهی تولید. پرداخت اول در مجموع در زمان تهیه این گزارش رقمی بیش از ۶ برابر کل بودجه بهداشت و درمان پاکستان است. بدهی بالا آمده از این تعهدات به ۵٪ تولید ناخالص داخلی پاکستان رسیده، که عمدهی آن به شرکتهای خارجی (عمدتا چینی) است. ۲-ناکارآمدی: افسانه کارآمدی بخش خصوصی اینجا شکسته میشود که درست یکسال پیش از اینکه هزینه نیروگاه خورشیدی با نیروگاه زغالی برابر شود، دست دولت را در پوست گردوی قرارداد ۲۵ ساله توسعه نیروگاه زغالی گذاشتند. ۳- فساد: بسیاری از اینتولیدکنندگان خصوصی برق، صاحب شرکتهای بزرگ نساجی هستند که خودشان بزرگترین مصرفکنندگان برق در پاکستانند، و با این قراردادها هم از توبره میخورند و هم از آخور. مثلا ایرادی نمیداشت اگر شما به فولاد مبارکه میگفتید، خودت برقت را تولید کن، بهشرطی که هیچ امتیازی برای تولید برق بهش نمیدادید. راستش در عمل هم محدودیتی برای شرکتها نبوده که برق خودشان را تولید کنند، دلیل اینکه تولید نکردهاند همین است که معطل آن امتیازاتی هستند که از جیب ملت بهشان پرداخت شود. این نوع از فساد خصوصیسازی زیرساختها در تمام کشورها وجود داشتهاست. گزارش مدعی است جلوگیری از شکلگیری چنین فسادهایی مستلزم وجود نهادهای عمومی و نظارتی قدرتمندی است که نفع عمومی را بر منافع خصوصی ترجیح دهند، اما نمونهای ار این مدینه فاضله ذکر نمیکند. حتی در کشورهای توسعه یافتهی اروپایی هم در مواردی که تولید برقخصوصی است، بازار خصوصی انرژی در عمل یکقطبی یا چندقطبیایست که قیمتها در انحصارات و بسیار بالا تثبیت میشوند و با تحمیل هزینههای کمرشکن به جمعیت، جیب آن الیگارشی را پر میکنند. خلاصه اینکه ته این چاهی که به عنوان راه نشانمان میدهند، در هند و پاکستان و اندونزی ونیجریه و آمریکای لاتین پیداست. #دیدگاه 🌀🚩@setizmonthly
بازنشر از: https://t.me/Link_note ورود رسمی نئوتودهایسم به میدان سیاست امیرحسین محمدی فرد خرداد ۱۴۰۴ ۱- وقاحت و فرصتطلبی و بیپرنسیپی از خصایل فرهنگی بارز نیروهای متعلق به مکتب تودهایسم و خط سیاسی نئوتودهایسم است، که در تجمع مقابل دانشگاه تهران خیلی واضح دیده شد. «آزاده شعبانی» و «سیامک امین» که از چهرههای «چپ محورمقاومت» و نئوتودهایها هستند، بارها با انگهای امنیتی، به خیزشهای انقلابی اخیر برچسب «بلوای منحط» و «غائلهی ۱۴۰۱» میزنند، اما از توازن قوای ایجادشده بهنفع مردم انقلابی بهرهمند میشوند، و در خیابان و دانشگاه و حتی در تجمع دولتی بدون پوشش اجباری رژه میروند؛ در این حین با بیقیدی و بیمسئولیتی آمیخته به صفات زنندهی سیاسی اپوزیسیون مجاز و پرورژیمی اعلام کردند، که تجمع مذکور ربطی به مسالهی «حجاب» و بهتبع ربطی به مردم انقلابی نداشته است؛ درحالیکه متحد واقعی و بیواسطهی مردم ستمدیدهی فلسطین در برابر جنایتهای رژیم اسرائیل، همین مردم آزاده هستند. ۲- اگر طیفهایی از جریان نئوتودهایستی پای کار برگزاری مراسم مشترک با باندهایی از دولت رفتند، در عالم سیاستورزی و در سپهر سیاسی جامعهی ایران به معنی همراه شدن جناح چپ جنبش ملیاسلامی با جناح راستِ آن است، که در تاریخ مبارزات سیاسی این جامعه و در گذشته تکرار شده و به خودیِخود نمیتواند امر غریبی باشد. در عنفوان انقلاب پنجاهوهفت نیز اسلاف سنت نئوتودهایسم، یعنی حزب توده و سازمان فدائیان اکثریت و حزب رنجبران، دنبالهروی از دولت تازه تاسیس سرمایهداری را به جایی رساندند، که آنان را «مترقی» و ضد امپریالیسم ارزیابی کردند. ۳- کار سیاسی مشترک میان اپوزیسیون مجاز و پرورژیمی با گروههایی از دولتسرمایه تحت لوای مشروعیت دفاع از حق مردم فلسطین، درواقع پردهی ساتری است، که همجنبشی بودن و آمدن از خانوادهی مشترک سیاسی با نیروهایی از حکومت را پنهان میکند. به خیال خام سنت نئوتودهایسم اعتراض به جنایتهای رژیم فاشیستی اسرائیل به اندازهی کافی گردوخاک میکند، که سازش با دولت حاکم، و دنبالهروی از سیاستهای آن، از انظار مردم انقلابی مخفی بماند، مردمی که بیشک مدافعان مردم ستمدیدهی فلسطین در برابر تعرضهای ضد بشری دولت نتانیاهو هستند. از طرف دیگر چنانچه این تجمع همراهی نیروهای سیاسی سنت نئوتودهایسم بهمثابه زائدهی سیاسی دولت حاکم با گروههایی از حاکمیت نبود، برگزارکنندگان باید خود را متحد جریانها و نیروها و احزاب چپ و مترقی برخاسته از جامعهی فلسطین اعلام میکردند. ۴- درنتیجه از آنجایی که نئوتودهایها به مانند نیاکان خود که از خط سیاسی تودهایاکثریتی میآمدند، متعلق به همان جنبشی هستند که جناحهایی از دولت حاکم را آفریده است، و از آنجایی که هر دو خانواده چه در حکومت و چه خارج از آن از فامیل مشترک سیاسی میآیند، تئوتودهایها نیز به پیروی از اجدادشان هیچوقت علیه پوشش اجباری موضع نگرفتند، و سرکوب و استبداد در تزهای این نیروها تضادی ایجاد نمیکند، کمااینکه عامل سرکوب کارگران معترض هفتتپه را دخالت کمونیستها و مطرح شدن آلترناتیو شورایی اعلام کردند، و حتی خیزشهای انقلابی اخیر را به دادگاه لیبرالی خود کشاندند. آنان با پوشش و حمایت رسانهای بهطور رسمی وارد میدان مبارزه شدند. #دیدگاه 🌀🚩@setizmonthly
شکاف مداوم در مزد و معیشت؛ گسترش اعتراضات: مروری بر اعتراضات فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ در اینجا بخوانید. #در_ایران_چه_میگذرد 🌀🚩 @setizmonthly
تازههای دانش: از اهمیت گفتگو و چندزبانی تا تولید شیر کامل در آزمایشگاه در اینجا بخوانید. #دانش 🌀🚩 @setizmonthly
ماهنامه ستیز pinned a file