صادق رمضانی
Статистикаتماس با مدیر کانال https://t.me/Sadegh12d اینستاگرام https://www.instagram.com/jafar.sadegh.rmzn
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 2
- 1/48двое суток
- 2
- 1/72трое суток
- 2
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
#تیکه_کتاب ✍وقتی در جامعهای، مردم دلمشغولِ مسائل سياسی باشند و راجع به آن پُر صحبت كنند، اين نشانهٔ آن است كه دستاندركاران حرفهای سياست، وظيفهٔ خود را خوب انجام نمیدهند. جامعهای كه خوب اداره شود و مديريت سياسی آن از كفايت برخوردار باشد، به هر كس اين فرصت را خواهد داد كه به كار خود مشغول باشد و در ارتقای مادی و معنوی و بالندگی و پويايی علمی و عملی خود بكوشد، نه آنكه از مسير زندگی خود منحرف شود و داخل سياست گردد. 📒#تاملات_نابهنگام #فریدریش_نیچه
🔊فایل صوتی دکتر عبدالحمید ضیایی مرگ بنیادیترین ترس انسان . 🆔 @sokhanranihaa 🆔 @ 🆑 #کانالسخنرانیها 🌹
چرا بسته های اینترنت زود تمام می شود ؟ جعفر بخشی بی نیاز در حالی که تورم و فشارهای اقتصادی ؛ کمر طبقه متوسط و فرودست را به شدت شکسته ؛ دولت و اپراتورهای خصوصی دست در جیب مردم کردهاند تا کسری بودجه و ناکارآمدی خود را از راهی تازه جبران کنند. غارت در پوشش تعرفه ! اعمال ضریب ۲.۷ برابری برای اینترنت بینالملل ؛ یک ترفند مکارانه و ناعادلانه است. این یعنی وقتی شما یک گیگابایت محتوای آزاد و جهانی را مشاهده میکنید ؛ سیستمِ به اصطلاح هوشمندِ اپراتور ؛ نزدیک به سه برابر آن را از حساب شما کسر میکند. این بازیِ کم فروشیِ قانونی نه تنها توهین به شعور مخاطب است بلکه مصداق بارزِ دست درازیِ سیستماتیک به دارایی مردم است. سوال این است که چرا بستههای اینترنت زود تمام میشود؟ پاسخ بسیار روشن است. چون شما در حال پرداخت مالیاتِ نادیده برای حق دسترسی به جهان هستید. این سیاست در واقع جریمه کردن مردم برای استفاده از پلتفرمهای جهانی ست. دولت با این ضریب گذاریِ ناعادلانه عملاً مردم را به سمت استفاده از پلتفرمهای داخلیِ ضعیف و بی کیفیت سوق میدهد. نه با مزیت بخشی بلکه با محروم سازی از رقیب. این رویکرد ؛ یک دور باطلِ اقتصادی است. ابتدا پهنای باند را با هزینههای سنگین به اپراتورها میفروشند و بعد اپراتورها برای حفظ حاشیه سود خود ؛ با مجوزهای پشت پرده ضریب مصرف را دستکاری میکنند. در نهایت کاربر مجبور است در بازههای زمانی کوتاهتر ؛ پول بیشتری بپردازد تا همان کیفیتِ پایینِ قبلی را دریافت کند. این گونه است که جیب مردم ؛ به قلکِ بی پایانِ بی کفایتیها تبدیل می شود. مسئولان وزارت ارتباطات باید پاسخ دهند که آیا این دست درازیِ ۲.۷ برابری با کدام منطقِ حمایت از حقوق مصرف کننده همخوانی دارد؟ یا شاید در منظومه فکری آنها مردم تنها مهرههایی هستند که وظیفه شان تأمین هزینههای سرسامآورِ سیستم از طریق پرداختهای اجباری ست؟ بستههای اینترنت زود تمام نمیشود بلکه حق دسترسی به جهان توسط یک مکانیسمِ شبه قانونی ؛ قطره چکانی و سرقت میشود. زمان آن رسیده که این دزدیِ نرم نه با سکوت که با مطالبه گریِ حقوقی و رسانهای متوقف شود. نباید اجازه داد که حقِ دسترسی به اطلاعات تبدیل به ابزاری برای پر کردنِ خزانه از جیبِ خالیِ مردم شود. #فرهیختگان راهی به رهایی
🔶 تفاوت نگرش *گرگ وقتی میخواد زندگی کردن را به بچههاش یاد بده، اول گوسفندها را نشان میدهد و میگه گوشت اینا خیلی خوشمزه است،* *بعد چوپان را نشان میدهد و میگه: چوب اینا هم خیلی درد داره!* *بعد نوبت میرسه به سگ چوپان، بچه گرگ میگه بابا این که شبیه ماست، گرگ میگه اینو هر وقت دیدی فرار کن، ما هر چی ضربه خوردیم از کسانی بود که شبیه ما بودن ولی از ما نبودن...* *تفاوت نگرش:* *در قرن شانزده ملکه انگلستان و ملکه هندوستان هر دو از یک بیماری فوت کردند!* *هر دو پادشاه عاشق همسران خود بودند.* *پادشاه هند دستور داد که به یادبود همسر محبوبش، بنای بسیار زیبای تاجمحل را بسازند!* *اما پادشاه انگلستان دستور داد تا یک دانشگاه پزشکی بسازند تا کس دیگری از آن بیماری نمیرد!* *این تفاوت نگرشهاست که تفاوتهای بین ملتها را بوجود میآورد.* *وزیر آموزش آلمان:* *((مدارس باید دانشآموزان را برای گردشهای فضایی و زندگی آینده در فضا آماده کنند. ))* *وزیر آموزش چین:* *((مدارس باید دانشآموزان را برای زندگی با هوش مصنوعی و جهان فوق هوشمندی آماده کنند. ))* *وزیر آموزش سوئد:* *(( آموزش توانمندیهای فوق دیجیتال و زندگی در شهرهای فول تاچ باید در مدارس الزامی شود.))* *شهردار تهران:* *(( بهشتزهرا باید قطب فرهنگی کشور شود، مدارس دانشآموزان را برای گردش به بهشتزهرا بیاورند و تورهای بهشتزهراگردی برگزار کنند.))* *انحطاط بیدلیل نیست،* *پیشرفت هم بیدلیل نیست.*..
میشود گفت که ایرانیان یکی از پرماجراترین ملّتهای دنیا بودهاند. در طیّ تاریخ دراز این کشور، جنگ در آن قطع نشده؛ بر سر هم هیچ نسلی از این مردم نبوده که جنگ ندیده باشد، ما هم دیدیم. سرنوشت ایرانی این بوده که همیشه در تاریخ جهان حضور مؤثّر داشته باشد. گمان میکنم زیاد نیست در جهان، پارهی خاکی که به اندازهی ایران حوادث به چشم دیده باشد؛ جنگ، شهربندان، قحطی، خشکسالی، هوسبازی شاهان و امیران، سالوسِ موبدان و زاهدنمایان، جشن و ماتم، عشق، ایثار، روزهای خوش و روزهای ناخوش، از بوی خوشِ گُل سرخ تا بوی خون... بدینگونه ایران یک گورستان پهناور تاریخ است. چه تعداد انسان در طیّ این چند هزار سال بر این خاک زندگی کرده و رفتهاند، خدا میداند. هم اکنون ردّ پایشان هست؛ عشق ورزیدند و امیدوار بودند و رنج کشیدند و تلاش کردند و گذشتند. وقتی کارنامهی ایران را میگشاییم مانند آن است که چند هزار سال زندگی کردهایم. باد که در درخت میپیچد، به صدایش گوش دهیم: این صدای درخت تناور «ایران» است. دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
برچسبی به نام بیوطنی ✍️مصطفی داننده امیر قلعهنویی مخالفان تیم ملی از جمله عادل فردوسیپور را «وطنفروشهای بیوطن» خطاب کرد. سالهاست در این سرزمین، هر کس انتقاد کند، یک برچسب آماده در انتظارش است، «بیوطن»، «وطنفروش»، «خائن». انگار وطن، ملک شخصی عدهای است و کلید ورود به آن را هم فقط خودشان در جیب دارند. اما واقعاً معیار وطنپرستی چیست؟ آیا وطنپرست کسی است که هرچه دید، سکوت کند؟ کسی که چشم بر ضعفها ببندد تا مبادا آرامش صاحبان قدرت به هم بخورد؟ آیا وطنپرستی یعنی تشویق کردن، حتی وقتی میدانی راه را اشتباه میروند؟ آیا دوست داشتن ایران یعنی دوست داشتن همه تصمیمهایی که به نام ایران گرفته میشود؟ برای من، وطنپرست کسی است که وقتی میبیند خانهاش آتش گرفته، فریاد میزند. نه کسی که از ترس متهم شدن به بیوطنی، کنار دیوار میایستد و کف میزند. وطنپرست کسی است که حقیقت را، حتی وقتی تلخ است، پنهان نمیکند. کسی که نگران آینده این خاک است، نه نگران جایگاه خودش. کسی که اگر لازم باشد، محبوبیتش را خرج حقیقت میکند. کسی که از دیدن مهاجرت جوانانش، خالی شدن روستاهایش، فرونشستن زمینش، خشک شدن رودهایش و کوچک شدن رؤیاهای مردمش شبها خوابش نمیبرد. وطنپرست کسی است که ایران را فقط هنگام پخش سرود ملی دوست ندارد، ایران را در صف نان، در بیمارستانهای شلوغ، در کلاسهای درس فرسوده، در کارگر خسته، در معلم ناامید و در چشمهای مادری که فرزندش را بدرقه مهاجرت میکند، هم میبیند. عجیب است؛ در این سالها بسیاری از کسانی که دیگران را «بیوطن» خواندهاند، هرگز حاضر نبودهاند کوچکترین انتقادی را تحمل کنند. گویی وطن، آنها هستند و هرکس با آنها مخالف باشد، با ایران مخالف است. اما ایران از همه ما بزرگتر است. ایران نه یک تیم فوتبال است، نه یک دولت، نه یک جناح، نه یک رسانه و نه یک چهره مشهور. ایران، مجموعه خاطرات و رنجها و امیدهای میلیونها انسانی است که زیر این آسمان زندگی کردهاند و خواهند کرد. هیچکس حق انحصاری بر وطن ندارد.هیچکس نمیتواند برای عشق مردم به سرزمینشان، متر و ترازو دست بگیرد. وطنپرستی، مسابقه بلندتر فریاد زدن نیست. وطنپرستی یعنی وقتی همه تشویق میکنند، اگر لازم بود بگویی: «این راه، به مقصد نمیرسد» وطنپرستی یعنی حقیقت را قربانی مصلحت نکنی. وطنپرستی یعنی بدانی که گاهی بزرگترین خدمت به وطن، نه کف زدن برای آن، که نقد کردن آن است. و شاید در نهایت، وطنپرستترین آدمها همانهایی باشند که بیش از همه برای ایران غصه میخورند، همانهایی که هنوز بعد از همه این سالها، با وجود تمام زخمها، باز هم آرزو میکنند روزی این سرزمین، جایی بهتر برای زندگی فرزندانش شود. وطن را از روی تعداد پرچمهایی که در دست میگیری نمیسنجند، از روی تعداد شبهایی میسنجند که به خاطرش بیخواب ماندهای. @mostafadanandeh
. 💥 راز محبوبیت دیکتاتورها... 📌 چرا توده مردم از رهبران مستبد حمایت میکنند...؟! ✍️ حسین حسینیپناه وقتی به تاریخ نگاه میکنیم، با یک پرسش تکرارشونده و تأملبرانگیز مواجه میشویم: چرا برخی دیکتاتورها نهتنها سالها در قدرت باقی میمانند، بلکه گاه از حمایت پرشور بخشهایی از جامعه نیز برخوردار میشوند؟! پاسخ این پرسش را نمیتوان صرفاً در سرکوب، سانسور یا ماشین ارعاب جستوجو کرد. دیکتاتورها معمولاً بر ترسها، نیازها و سازوکارهای عمیق روانی انسانها تکیه میکنند و از شرایط بحرانی برای جلب یا حفظ حمایت عمومی بهره میبرند. دلایل این پدیده را میتوان در چند محور اصلی خلاصه کرد: ✅ نیاز به یک ناجی: انسانها در شرایط ناامنی، بحران یا بیثباتی، بهطور ناخودآگاه به دنبال فردی میگردند که احساس امنیت، نظم و اطمینان را به آنها بازگرداند. دیکتاتورها اغلب خود را در قالب ناجی ملت یا تنها فردی که قادر به حل مشکلات است معرفی میکنند و از این طریق به نیاز عمیق انسان به امنیت و قطعیت پاسخ میدهند. ✅ فریب اعتمادبهنفس کاذب: بسیاری از رهبران مستبد دارای درجات بالایی از خودشیفتگی هستند و با قطعیتِ تمام حرف میزنند. مشکل آنجاست که انسانها گاهی این اعتمادبهنفس کاذب را با شایستگی اشتباه میگیرند و ادعاهای بزرگ یا سخنان قاطع را به اشتباه پای هوش، شایستگی و قدرت حل مسئله فرد میگذارند. ✅ تله دشمنسازی و مقصریابی: یکی از قدیمیترین ابزارهای دیکتاتورها، تقسیم جامعه به دو گروه «ما» و «آنها» است. در این چارچوب، مشکلات کشور به یک #دشمن داخلی یا خارجی نسبت داده میشود. چنین روایتی ضمن سادهسازی مسائل پیچیده، حس تعلق گروهی و وفاداری به رهبر را تقویت میکند و جامعه را حول یک تهدید مشترک بسیج میسازد. ✅ همرنگی با جماعت و توجیهِ روانی: وقتی مخالفت با قدرت هزینههای سنگینی داشته باشد، بسیاری از افراد ترجیح میدهند در ظاهر با جریان غالب همراه شوند. اما انسانها بهطور طبیعی از تناقض میان باورها و رفتارهای خود احساس راحتی ندارند. به همین دلیل، برخی افراد بهمرور زمان برای کاهش این تنش روانی، باورها و نگرشهای خود را با رفتارهایشان هماهنگ میکنند و در نتیجه روایت رسمی را بیش از پیش میپذیرند. ✅ معامله امنیت در برابر آزادی: در شرایط فقر، ناامنی، آشوب یا ترس از جنگ، بسیاری از شهروندان ثبات و امنیت را بر آزادی ترجیح میدهند. در چنین فضایی، وعده نظم و کنترل میتواند جذابتر از ارزشهایی مانند آزادی بیان، رقابت سیاسی یا نظارت بر قدرت به نظر برسد. ✅ بتسازی رسانهای و توّهّم محبوبیت حداکثری: با انحصار کامل رسانهها، تصویری مقدس و بیعیب از حاکم ساخته میشود. در سایه این بمباران اطلاعاتی و ترسِ حاکم بر جامعه، مردم نظرات واقعی خود را پنهان میکنند و به دروغ تظاهر به عشق و حمایت میکنند. خودِ دیکتاتور هم در این دام میافتد و دچار این توهم میشود که محبوبیتی بینظیر دارد. #دموقراضه 🕊🕊🕊🕊🕊🕊 عضویت در کانال دموقراضه 👇👇👇 👉 @demogorazee .
چطور باختن در فینال غم شکست را کمتر میکند 🎞️ اسپانیا شایسته فتح جام / فینال دوباره، تجربه دور از انتظار آرژانتینیها 🔗 تماشا در یوتوب فوتبال ۳۶۰ @Ft360_ir
عصارهٔ قصه! آن دسته از محافل و جماعاتی که تاکنون تحت عنوان "حمایت از منويات رهبری" سران قوا بخصوص شخص رئیسجمهور را آماج بهتان و اهانتهای سخیف قرار میدادند، حالا پس از حمایت روشن آقای خامنهای از سران هر سه قوه، چرا به ماجرا پایان نمیدهند و همچنان بر طبل اهانت و بهتان میکوبند؟ واضح است که بحث "منويات رهبری" در میان نیست. این ادعا صرفاً پوششی برای پیشبرد یک نقشهٔ سیاسی خطرناک است. خطر این نقشه هم از هر جهت متوجه کیان کشور است چون با گفتمان مذاکرهستیزی به صورت مطلقِ آن، دنبال میشود. وقتی نفس مذاکره فارغ از شرایط و نتایج آن، خیانت معرفی شود، یعنی درِ جنگ باید تا ابد باز بماند! پشتِ پشتِ ماجرا هم اما صرفاً علاقه به جنگ نیست، تمام نگرانیشان مربوط به پس از جنگ است. از آن بیم دارند که پایان جنگ به هر صورت و با هر فرمولی، موقعیت سیاسی آنان را تضعیف کند. عصارهٔ قصه واقعاً همین است! حالا این وسط، تقصیر این کشور و این مردم و شماری از مسئولان کشور چیست که جماعتی هر نوع آرامشی را مغایرِ تداوم نفوذ و بقای سیاسی خود میدانند و برای حفظ قدرت خود حاضرند قیصریه را به آتش کشند؟ #احمد_زیدآبادی @ahmadzeidabad
پا جای پای اللهکرم! آتشی که این روز و شبها بر سر سواحل و جزایر و خاک و مردم مظلوم جنوب کشورمان میبارد، شعلهاش دل هر ایراندوستی را در هر گوشه از این کرهٔ خاکی به راستی که کباب میکند! سال ۸۶ در میزگردی برای بحث در مورد پیامدهای برنامهٔ هستهای ایران در دانشگاه تهران، حسین اللهکرم خطاب به من گفت؛ مرعوب شدهای و از جنگ میترسی! گویی قرار بود اگر جنگی در گرفت، تفنگی هم به دست من دهند و راهی جبههام کنند و بنابراین من از بیم جانم هراسناک شدهام! به او توضیح دادم که جنگهای امروزین غرش بیامان موشکهای ویرانگر و بمبهای پرحجم است و علاوه بر مراکز نظامی، شهروندان و منابع زیست آنان را نیز هدف میگیرد بیآنکه امکان دفاع مؤثری از آنان باشد. من چطور میتوانم از قدرت مخرب و هولانگیز تسلیحاتی که این دوپای "ظلوماً جهولا" از رهگذر پیشرفت دلهرهآور تکنولوژی به دست آورده و از به کارگیری آنها نیز برای نابودی زمین خدا نگرانی ندارد، در هراس نباشم؟ او اما چنان مقدم جنگ را گرامی میداشت که گویی هیچ نوع نگرانی از هر سطح از ویرانیِ کشور و مصیبت مردمان آن ندارد و این را هم به حساب شجاعت و دلیری خود میگذاشت! شگفت آنکه حسین اللهکرم این روزها خاموش است. شاید با نوع رویکردی که به جنگ و مذاکره و صلح دارد، امر به خاموشی شده باشد. نمیدانم. البته وقتی که دکتر بیژن عبدالکریمی پا جای پای آقای اللهکرم گذاشته و بلکه گامی هم فراتر رفته و حتی همان خردهمعرفت و لوتیگری او را نیز در گفتار خود رعایت نمیکند، چه نیازی به حضور رسانهای دبیر کل انصار حزبالله در این وانفسا! #احمد_زیدآبادی @ahmadzeidabad
شیادیِ سازمانیافته یا حماقتِ دیندارانه علیرضا آزاد در سال ۱۳۹۲ کتابی با عنوان "۱۴۰۱ سال نابودی اسرائیل" نوشته "حجتالاسلام والمسلمین سیدعبدالله حسینی" منتشر شد که با استفاده از آیات قرآنی و علوم غیبی و زبان ریاضی پیشگویی کرده بود که اسرائیل در سال ۱۴۰۱ (۲۰۲۲ میلادی) سقوط خواهد کرد و از بین خواهد رفت... چقدر بابت این توهمات پول پرداخت شده و چقدر مردم هزینه داده اند! حماقتی که پوستین دیانت بپوشد و آبروی ایمان را سکه بازار سیاست بازان کند، از هر دشمنی خطرناکتر است. اخبار حملات وحشیانه اسرائیل به غزه و مواضع ایران را که میخوانم و کلیشه "انتقام سخت" و "واکنش در زمان و مکان مناسب" را که میشنوم ، به یاد کتاب "سال نابودی اسرائیل" میافتم که در سال ۱۳۹۱ منتشر شد، در این کتاب ادعا میشود که بر اساس محاسبه اعجاز عددی آیات قرآن، نابودی اسرائیل در سال ۱۴۰۱ هجری شمسی اتفاق خواهد افتاد. (جزئیات محاسبات در کتاب موردنظر موجود است) و اما نویسنده کتاب، حجهالاسلام حسینی، از مدیران حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی مشهد، استاد جامعه المصطفی و رئیس مرکز اسلامی ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی و مشاور دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و... بود، بعد از مراسم رونمایی کتاب ایشان که با حضور مشاهیری مثل علیرضا قزوه و اساتید بنام دیگری برگزار شد، در مصاحبههایش، از دیدار با مسؤولان بلندپایه ایران و حزبالله لبنان و خشنودی و استقبال فراوان آنها از مطالب این کتاب گفت (مصاحبه نویسنده) و اکنون که ۲ سال و اندی از تاریخ پیشبینیشده او گذشته و ادعای محاسبات قرآنیاش غلط از آب در آمده، اسرائیل نه تنها نابود نشد بلکه کمر به انهدام ما بسته، مُهر خاموشی بر لب زده و احتمالاً در فکر محاسبه مجدد ابجد آیات و تألیف جلد دوم این کتاب است. الله اعلم (نقد رسول جعفریان بر این کتاب) این قبیل متوهمانِ ایدهپرداز و استراتژیستهای آخرالزمانباز، ابلهانه یا شیادانه، درّه را بسان قلّه میآرایند و از آیات و روایات و آمارهای جعلی مایه میگذارند و توهمات خود را به خورد تصمیم گیران کشور میدهند و باد نخوت در پوستین این جماعت میدمند و مواجب هنگفت و مناصب دولتی متعدد میگیرند. یکی از - طرح اقتصاد مدینهالنبی رونمایی میکند - آن دیگری از آمادگی لشکر اجنه برای حمله به اسرائیل خیال میبافد - و آن یکی، ایده انتقال مسافر با آبزیان مطابق الگوی یونس(ع) میدهد - و این یکی، اختیار دادستان را یک بندانگشت کمتر از خدا میداند - و آن یکی از استقرار تکتیراندازهای سعودی در اطراف کعبه برای هدف قرار دادن امام زمان در لحظه ظهور خبر میدهد - و شخصی هاله نور میبیند - و فردی از رهنمودهای امام زمان در دیدارش با مسؤولان میگوید - و مجنونی ظهور را چنان نزدیک میداند که مملکت را بینیاز از برنامهریزی میپندارد و مدیریت آنی و بیبرنامه را با تکیه بر روایات اسلامی پیشنهاد میکند و... کاش این موارد، صرفاً کار شیادان بود که در آن صورت تکلیف، عیان بود. مشکل آنجاست که شیادیِ سازمانیافته، لباس حماقتِ دیندارانه میپوشد و تبدیل به جهلِ مقدس میشود؛ مطالب کتاب "سال نابودی اسرائیل" توسط برخی مسؤولان کشور، واقعاً باور میشود و مبنای تصمیمگیریهای مملکتی قرار میگیرد. #فرهیختگان روزن آگاهی
عجب دوزردهای! صدا و سیما نسبت دادنِ نسبتِ برادری بین فرید و وحید سریعالقلم از اعدامیان دههٔ شصت با دکتر محمود سریعالقلم را پس گرفت و تکذیب این موضوع را نشانهٔ پایبندی خود به "اصول اخلاق اسلامی" و "حرفهایگری" قلمداد کرد! به قول ماهطلعت "عجب دوزردهای گذاشتند!" صحت و سقم چنین نسبتی که با یک استعلام ساده از سجلاحوال قابل راستیآزمایی بود و اصرار بر آن که فقط رسوایی به بار میآورد! در واقع آنچه صدا و سیما باید از آن عذرخواهی کند، پیش کشیدن روابط فامیلی برای حمله به یک شهروند است. اصلاً به فرض که فرید و وحید واقعاً برادران دکتر سریعالقلم میبودند این چه ربطی به خود او دارد؟ از شیخ احمد جنتی گرفته تا محمدی گیلانی، فرزندانشان در دههٔ شصت اعدام شدند، چرا این موضوع دلیلی برای حمله به آنان قرار نمیگیرد؟ ادعای پایبندی صدا و سیما به "اصول اخلاق اسلامی" و "حرفهایگری" با وجود حملات یکطرفهٔ آن به شمار بسیاری از شهروندان بیگناه و طرح هر اتهامی علیه آنها بدون پخش پاسخشان، مشابه ادعای عدالتگستری ژوزف استالین است! اگر بویی از اخلاق اسلامی و حرفهایگری برده بودند حداقل به دستورالعمل مرحوم آیتالله خمینی عمل میکردند که طبق آن، هر گاه در صدا و سیما مسئلهای به شهروندی نسبت داده شد، باید به فرد مورد اتهام فرصتی دو برابر مدت آن در همان ساعت و در همان شبکه برای دفاع از خود داده شود. با نادیده گرفتن این دستورالعمل صدا و سیما عملاً به صورت ماشين سمپاشی علیه مردم درآمده است. #احمد_زیدآبادی @ahmadzeidabad
مغالطه ژئوپلیتیک در ردای فلسفه جناب عبدالکریمی به عنوان استاد فلسفه، با ورود به حوزهی تخصصی ژئوپلیتیک، حکمی قطعی و صفر و یکی صادر کرده و میگوید: «یا ایران باقی خواهد ماند یا اسرائیل! راه سومی وجود ندارد.» شگفتی در آن است که ایشان این دوقطبیِ هستیشناختی را نه میان «جمهوری اسلامی و اسرائیل»، بلکه میان «ایرانِ تاریخی (بماهو ایران) و اسرائیل» ترسیم میکند. این حکم با هیچیک از استنتاجات و اصول ژئوپلیتیک همخوانی ندارد. این ادعا را میتوان در چند بند اساسی به چالش کشید و رد کرد: ۱- تاب آوری تمدنی ایران تاریخ نظامی ایران گواه است که این سرزمین بیش از ۲۳۰ هجوم و اشغال بزرگ و ویرانگر را تجربه کرده و از سر گذرانده است؛ از مقدونیان و یونانیان گرفته تا هپتالیان، کوشانیان، اعراب، مغولان، تاتارها و در سدههای اخیر، روسها، انگلیسیها و آمریکاییها. با این حال، ایران کمر خم نکرد و پابرجا ماند. تمدنی که در برابر انواع هجوم های دهشتناک نابود نشد، چگونه ممکن است موجودیت و سرنوشتش به دولتی خردتر، کم جمعیت تر و با عمق استراتژیک ناچیز، در صدها کیلومتر دورتر، گره خورده باشد؟! دگرگونی های سیاسی ممکن است رخ دهد، ولی مابودی ایران به عنوان یک جغرافیا و ملت، فرضیه ای کاملا غیر تاریخی است. ۲- کدام اختلاف ژئوپلیتیک در ژئوپلیتیک، تضادهای بنیادین و آشتیناپذیر معمولا بر سر مرزهای جغرافیایی، ادعاهای ارضی، منابع آب مشترک یا ژئومورفولوژی خطوط تماس شکل میگیرد. ایران و اسرائیل: هیچ مرز مشترکی ندارند و بین آنها چندین کشور (عراق، سوریه، اردن) فاصله انداخته است. هیچ مناقشه ارضی، سرزمینی یا دعوایی بر سر منابع طبیعی با یکدیگر ندارند. بنابراین، از منظر ژئوپلیتیک کلاسیک، هیچ عامل جغرافیایی پایداری برای دشمنی ذاتی میان «ایران بماهو ایران» و دولت اسرائیل وجود ندارد و تضاد کنونی، تضادی ایدئولوژیک و محصول دوران پس از سال ۱۳۵۷ است. ۳- حذف با کدام الگو؟ نکته شگفتآور دیگر در حکم دکتر عبدالکریمی این است که چرا چنین دوقطبیِ مرگباری برای همسایگان بلافصل اسرائیل صادر نمیشود؟ کشورهایی مانند مصر، اردن، سوریه و حتی عربستان سعودی: بیشترین مرزهای مشترک و بالاترین تنشهای سرزمینی را با اسرائیل داشتهاند. چندین جنگ خونین و مستقیم (۱۹۴۸، ۱۹۵۶، ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳) را با این دولت تجربه کردهاند. ولی امروز همین کشورها بر اساس دکترین «واقعگرایی و منافع ملی» به سمت همزیستی، معاهدات صلح (کمپ دیوید و وادی عربه) یا عادیسازی روابط (پیمان ابراهیم) حرکت کردهاند. اگر قرار بود بقای یک کشور در گرو نابودی اسرائیل باشد، این حکم باید پیش از همه شامل حال مصر یا اردن میشد، نه ایرانی که فرسنگها از معرکه دور است. ۴- خلط مبحث خطای متدولوژیک این استاد فلسفه در آن است که «منافع ملی و ژئوپلیتیک ایران» را با «رویکرد آرمانگرایانه فراملی» یک ساختار سیاسی اشتباه گرفته است. دشمنی کنونی میان تهران و تلاویو، ناشی از هویت تاریخی ایران نیست، بلکه حاصل دکترین صدور انقلاب و تعریف هویت حاکمیت فعلی بر پایهی «محور مقاومت» است. با تغییر یا تعدیل این دکترین ایدئولوژیک و بازگشت به سیاست خارجیِ ملت-دولتمحور، تعارض وجودی نیز فورا جای خود را به یک رابطه عادی دیپلماتیک یا حداکثر یک رقابت استراتژیک استاندارد منطقهای (مانند رابطه ایران و ترکیه) خواهد داد. ۵- راه سوم هم هست حتی با فرض تداوم ساختار سیاسی کنونی، حکم به اینکه «راه سومی وجود ندارد» از نظر استراتژی مردود است. در نظام بینالملل، بازیگران لزوماً یکدیگر را حذف نمیکنند، بلکه بارها به نقطه «بازدارندگی پایدار» یا جنگ سرد مدیریتشده رسیدهاند (مانند تجربه شوروی و آمریکا). راه سوم، همین وضعیت موازنه وحشت و تنش کنترلشده است که در آن هیچکدام توان یا ارادهی پذیرش هزینه نابودی دیگری را ندارد و دو طرف در یک همزیستی متخاصمانه به حیات خود ادامه میدهند. لب کلام حکم صادر شده توسط این استاد فلسفه، بیش از آنکه یک تحلیل علمی و ژئوپلیتیکی باشد، یک شعار رادیکال خطابی است. ایران به عنوان یک حقیقت تمدنی، اصیلتر و پایدارتر از آن است که بقایش به سرنوشت یک بازیگر سیاسی نوظهور در مدیترانه گره خورده باشد. تقلیل دادن تاریخ چند هزار سالهی ایران به دوقطبیِ «حذف یا ماندن» در برابر اسرائیل، نادیده گرفتن آشکار قوانین ژئوپلیتیک، دکترینهای امنیت ملی و از همه مهمتر، اصالت و تابآوری تاریخی ملت ایران است. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k
رفراندوم خیابانی در کدام قانون تعریف شده است؟ ✍️احمد زیدآبادی دکتر بیژن عبدالکریمی حضور جمعیت در مراسم تشییع آقای خامنهای را "رفراندوم" نامیده است. کاش توضیح میداد که اولاً موضوع این "رفراندوم" مشخصاً چیست و ثانیاً "رفراندوم خیابانی" در کدام قانون تعريف شده است؟
🛑حمیدرسایی از سردار محسن رضایی سوال دارم : فیش حقوقی شما از سپاه ۱۹۰ میلیون صادر میشود در دو هیات مدیره هرکدام ماهانه ۲۵۰ میلیون دریافتی دارید و از ایرانخودرو هم ماهی ۳۰۰ میلیون گرفته اید چطور با این درامد توانسته اید25 درصد سهام قطار شهری کشور امارات بنام همسرتان خريداري كنيد؟
عمق فاجعه چگونه غنی سازی، ما را در علم هستهای و اقتصاد فقیر کرد؟ ما علم هستهای نداریم بلکه یک صنعت قدیمی هستهای با فناوری مربوط به ۸۰ سال پیش محسن رنانی مناقشه اتمی ایران ۲۰سال است با ایجاد بیثباتی مستمر، آب را بر روی بذر توسعه ایران بسته است؛ و با گشودن راه ورود نظامیان به همه عرصهها، هوای توسعه را آلوده کرده است؛ و با گسترش راههای مخفیکاری و فرار از قانون (به بهانه مشکلات حقوقی، سیاسی و اقتصادی تحریم) و در واقع با بی حرمت کردن قانون، بذر توسعه را از نور هم محروم کرده است. ۱۴ سال پیش (یعنی وقتی اوباما برای دور اول، کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا شده بود و هنوز انتخاب نشده بود ولی پیشنهاد شروع مذاکره بدون پیش شرط با ایران را داده بود)، من در مهر ۱۳۸۷ طی یک نامه غیرعلنی ۶۶۱ صفحهای به مقام رهبری (که ۵ سال بعد بدون هیچ تغییری، با عنوان «اقتصاد سیاسی مناقشه اتمی ایران» به صورت کتاب انتشار یافت)، پیشنهاد دادم که قبل از اینکه اوباما بیاید و درگیر تحریممان کند ایران برای ده سال به صورت داوطلبانه غنیسازی را متوقف و شروع به اعتمادسازی با جهان کند. در آن نامه پیشبینی کردم که اگر اوباما در انتخابات پیروز شود، به ایران حمله نمی کند اما به سرعت و خیلی شدید ما را به سوی تحریم میبرد. گفتم که اگر وارد تحریم شویم بین ده تا ۲۰ سال درگیر انواع تنش ها و بیثباتی ها خواهیم بود و فرصتهای زیادی از اقتصاد ایران و نسل جوان ایران خواهد سوخت. من در آن کتاب حرفهای زیادی درباره خسارت های مناقشه اتمی برای ایران زدهام و ۱۰ پیش بینی کردهام که تاکنون ۹ مورد از آنها محقق شده است. اما وقتی که مصاحبه اخیر دکتر رضا منصوری استاد برجسته فیزیک دانشگاه شریف را خواندم، دود از سرم بلند شد. او میگوید پافشاری ما بر «صنعت هستهای» باعث شده که ما از «علم هستهای» روز دنیا عقب بمانیم. میگوید آنچه ما اکنون داریم نه علم هستهای بلکه یک صنعت قدیمی هستهای با فناوری مربوط به ۸۰ سال پیش است. او میگوید ما اکنون هیچ دانشمند هستهای نداریم و از مرزهای علم هستهای دنیا بسیار عقب ماندهایم. میگوید با پولی که صرف صنعت هستهای کردیم میتوانستیم ۵۰ شتابگر ذرات بنیادی بسازیم و خود را در مرز جهانی علوم هستهای نگهداریم و صنایع مدرن بسیاری را پیرامون این علم گسترش بدهیم؛ بدون آنکه این همه هزینه بر کشور تحمیل کنیم. در کتاب اقتصاد سیاسی مناقشه اتمی گفتهام که اگر ده سال غنی سازی را به طور داوطلبانه متوقف کنیم برای ما کمهزینهتر از ادامه غنی سازی است؛ اما اکنون میگویم اگر آنچه دکتر منصوری میگوید درست باشد، در مذاکرات احیای برجام در وین، اگر برای سی سال هم به غرب تضمین بدهیم که غنی سازی نخواهیم کرد و به سرعت خودمان را از بازی اتمی خارج کنیم، جلوی خسارت بیشتر را گرفتهایم. مثل این است که به غرب تضمین بدهیم که کارخانه سایپا برای سی سال پراید تولید نخواهد کرد، معلوم است که به نفع کشور است. در همان کتاب در چند جا نشان دادهام (بویژه با نظریه بازیها) که ماندن در بازی مناقشه اتمی به هر شکلی (چه موفق به غنیسازی بشویم یا نشویم)، بازی در میدان غربی هاست و نهایتاً به سود غرب و به زیان ماست. من آن زمان فقط از منظر اقتصادی تحلیل کردهام و اکنون بعد از ۱۴ سال از ارسال آن نامه، یک دانشمند فیزیک آن حرف را از منظر علم فیزیک تکرار میکند. اکنون فرصت های نسل جوان به سرعت در حال سوختن و پنجره جمعیتی کشور به سرعت در حال بسته شدن و مغزها و سرمایههای فکری و سرمایه های انسانی ما به سرعت در حال تخلیه یا فرسوده شدن است؛ اینها اصلی ترین سرمایه های ماست که باید تضمین کنیم ماندگاری شان را. پافشاری بر غنیسازی اتمی، توان و فرصتهای ما برا ی غنیسازی خودمان را بیش از این میستاند. هماکنون غنیسازیِ چند نسل از دانش آموختگان و جوانان و مادران و کودکان متوقف مانده است. اینها هستند که انرژی بنیادین برای جهش یک ملت به سوی توسعه را فراهم می کنند؛ که در شرایط کنونی کاملا فراموش شدهاند. #فرهیختگان راهی به رهایی
🔊فایل صوتی دکتر ناصر مهدوی نبرد عشق با نفرت و انزجار عنوان: چرا جامعهی امروز بهشناخت مولانا نیازمند است؟ . 🆔 @sokhanranihaa 🆔 @kanoon_neshan 🆑 #کانالسخنرانیها 🌹
🖊 چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟ ✍️ برتراند راسل @sokhanranihaa ▪️برای پرهیز از انواع عقاید احمقانهای که نوع بشر مستعد آن است، نیازی به نبوغ فوق بشری نیست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهای ابلهانه بازمیدارد. ▫️اگر موضوع چیزی است که با مشاهده روشن میشود، مشاهده را شخصاً انجام دهید. ارسطو میتوانست از این باور اشتباه که خانمها دندانهای کمتری از آقایان دارند با یک روش ساده پرهیز کند: از خانمش بخواهد که دهانش را باز کند تا دندانهایش را بشمارد. او این کار را نکرد چون فکر میکرد میداند. تصور کردن این که چیزی را میدانید در حالی که در حقیقت آن را نمیدانید، خطای مهلکی است که همه ی ما مستعد آن هستیم. من باور دارم که خارپشتها سوسکهای سیاه را میخورند، چون به من این طور گفته اند؛ اما اگر قرار باشد کتابی درباره عادات خارپشتها بنویسم، تا زمانی که نبینم یک خارپشت از این غذای اشتهاکورکن لذت میبرد، مرتکب چنین اظهار نظری نمیشوم. درهرحال، ارسطو کمتر از من محتاط بود. نویسندگان باستان و قرون وسطا اطلاعات جامعی درباره تکشاخها و سمندرها داشتند. با وجود آن که هیچکدامشان حتا یک مورد از آنها را هم ندیده بودند، یک نفر هم احساس نکرد لازم است از ادعاهای جزمی درباره آنها دست بردارد. ▫️اغلب موضوعات از این سادهتر به بوتهی آزمایش درمیآیند. اگر مثل اکثر مردم شما ایمان راسخ پرشوری نسبت به برخی مسائل دارید، روشهایی وجود دارد که میتواند شما را از تعصب خودتان باخبر کند. ▫️اگر عقیده مخالف، شما را عصبانی میکند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه میدانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر میکنید، ندارید. اگر کسی مدعی باشد که دو بعلاوه دو میشود پنج، یا این که ایسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جای عصبانی شدن، احساس دلسوزی میکنید، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافی شما آن قدر کم باشد که این حرفها در افکار شما تزلزل ایجاد کند. ▫️اغلب بحثهای بسیار تند آنهایی هستند که طرفین درباره موضوع مورد بحث دلایل کافی ندارند. شکنجه در الاهیات به کار میرود، نه در ریاضیات؛ زیرا ریاضیات با علم سر و کار دارد، اما در الاهیات تنها عقیده وجود دارد. ⚠️ بنابراین هنگامی که پی میبرید از تفاوت آرا عصبانی هستید، مراقب باشید؛ احتمالاً با بررسی بیشتر درخواهید یافت که برای باورتان دلایل تضمین کننده ای ندارید. ♨️ یک راه مناسب برای این که خودتان را از انواع خاصی از جزمیت خلاص کنید، این است که از عقاید مخالفی که دوستان پیرامونتان دارند آگاه شوید. وقتی که جوان بودم سالهای زیادی را دور از کشورم در فرانسه، آلمان، ایتالیا و ایالات متحده به سر بردم. فکر میکنم این قضیه در کاستن از شدت تعصبات تنگ نظرانه ام بسیار مؤثر بوده است. اگر شما نمیتوانید مسافرت کنید، به دنبال کسانی بگردید که دیدگاههایی مخالف شما دارند. روزنامه های احزاب مخالف را بخوانید. اگر آن افراد و روزنامه ها به نظرتان دیوانه، فاسد و بدکار میآیند، به یاد داشته باشید که شما هم از نظر آنها همینطور به نظر میرسید. با این وضع هر دو طرف ممکن است بر حق باشید، اما هر دو نمیتوانید بر خطا باشند. این طرز فکر زاینده نوعی احتیاط است. ✔️ برای کسانی که قدرت تخیل ذهنی قوی دارند، روش خوبی است که مباحثه ای را با شخصی که دیدگاه متفاوتی دارد در ذهن خود تصور کنند. این روش در مقایسه با گفتگوی رودررو یک فایده و تنها یک فایده دارد و آن این که در معرض همان محدودیتهای زمانی و مکانی قرار ندارد. مهاتما گاندی راه آهن و کشتیهای بخار و ماشین آلات را محکوم میکرد، او دوست میداشت که تمام آثار انقلاب صنعتی را خنثی کند. ▫️شما ممکن است هرگز این شانس را نداشته باشید که با شخصی دارای چنین عقایدی روبرو شوید، زیرا در کشورهای غربی اغلب مردم با دستاوردهای فن آوریهای جدید موافقند. اما اگر شما میخواهید مطمئن شوید که در موافقت با چنین باور رایجی بر حق هستید، روش مناسب برای امتحان کردن این است که مباحثه ای خیالی را تصور کنید و در نظر بگیرید که اگر گاندی حضور میداشت چه دلایلی را برای نقض نظر دیگران ارائه میداد. من گاهی بر اثر این گونه گفتگوهای خیالی واقعاً نظرم عوض شده است؛ به جز این، بارها دریافتم که با پی بردن به امکان عقلانی بودن مخالفان فرضی، تعصبات و غرورم رو به کاستی میگذارد. ‼️نسبت به عقایدی که خودستایی شما را ارضاء میکند، محتاط باشید. از هر ده نفر، نه نفر چه مرد و چه زن قویاً معتقدند که جنسیتشان برتری ویژه ای دارد. دلایل زیادی هم برای هر دو طرف وجود دارد. اگر شما مرد باشید میتوانید نشان دهید که اغلب شعرا و بزرگان علم مرد هستند؛ اگر زن باشید میتوانید پاسخ دهید که اکثر جنایتها هم کار مردان است. این پرسش اساساً حل شدنی نیست، اما خودستایی این واقعیت را از دید بسیاری از مردم پنهان میکند. .
من عاشق #کتاب شدم بعضی مردم زیبایی را در موسیقی می یابند ، بعضی در نقاشی ، بعضی در مناظر طبیعت ، اما من زیبایی را در کلمات یافتم #زیبایی از نگاه من تجربه غریبی است که شخص در آن تجربه احساس می کند که به ناگاه چشمش به یک جهان دیگر می افتد گویی دروازه ای به روی او باز می شود و رویایی شگرف و جادویی عظیم چشم او را می رباید به عالمی که جهان محسوس از آنجا نشأت می گیرد و شخص حس می کند که بی گمان در آفرینش چیزی ورای عالم محسوس وجود دارد و برایش توجیه می شود که چرا ما این صحرای پر محنت را قدم به قدم با دشواری پشت سر می گذاریم. ✍ #دونالد_میلر
❗️۶. مدیریت منابع آب، انرژی و محیط زیست. ایران با بحران کمآبی، فرونشست زمین، آلودگی هوا و ناترازی انرژی روبهروست. آیندهی پایدار، بدون برنامهی جامع زیستمحیطی و گذار به انرژیهای تجدیدپذیر، ناممکن است. این عامل باید در رأس سیاستهای توسعه قرار گیرد، نه در حاشیه. ❗️۷. سرمایهی اجتماعی و اعتماد عمومی. شکاف میان حاکمیت و جامعه، یکی از بزرگترین موانع پیشرفت است. بازسازی اعتماد اجتماعی، نیازمند التیام زخمهای پیشین، پذیرش نقد، عذرخواهی صادقانه در قبال خطاهای گذشته، وفای به عهد، و شفافیت در بودجهریزی است. سرمایهی اجتماعی همچون هوای پاک است؛ وقتی از دست برود، هیچ طرح توسعهای امکان اجرا ندارد. ❗️۸. عدالت بیننسلی و مسئولیت تاریخی. آینده فقط به نسل امروز تعلق ندارد. باید پرسید: چه میراثی برای فرزندان این سرزمین باقی میگذاریم؟ آیا بدهیهای ملی، تخریب محیط زیست، و وابستگی به نفت را به ارث میدهیم، یا آموزش باکیفیت، زیرساختهای مدرن، و آزادیهای مدنی را؟ این عامل، وجدان تاریخی حکمرانان را محک میزند. ❗️۹. انسجام ملی و گفتوگوی درونی. در فضای چندصدایی و چندفرهنگی ایران، آیندهی روشن منوط به رقابتهای سالم سیاسی، احترام به تنوع قومی و مذهبی، و حل منازعات از طریق میز گفتوگو است، نه حذف یا امنیتیکردن مخالفان. انسجام ملی یعنی «ایران برای همهی ایرانیان». ❗️۱۰. توان نظامی و بازدارندگی هوشمند. آیندهی امن ایران، تنها با موشک و پهپاد تأمین نمیشود، بلکه نیازمند بازدارندگی ترکیبی (نظامی، سایبری، دیپلماتیک و اقتصادی) است. مدیریت بحرانهای منطقهای، کاهش تنشهای نیابتی، و افزایش شفافیت در فعالیتهای دفاعی، میتواند هزینههای امنیتی را کاهش دهد و فضای مانور دیپلمات را گسترش دهد. ✅ موارد دهگانه محقق نمیشود مگر این که: ✔️. قدرت، به تمامه، شفاف و پاسخگو شود. ✔️ گسترهی وظایف حکومت باز تعریف گردد و رسالت حکومت، از رستگاری اخروی جامعه، به تنظیم و بهبود امور دنیوی تغییر یابد. ✔️. مسیر اصلاح به منزلهی امکانی خردمندانه باز گردد. ✔️. مشارکت مردم برای ساختن آینده به رسمیت شناخته شود. ✔️. و در نهایت، شیوه حکمرانی به سمت دموکراسی میل پیدا کند. 🖋 علی زمانیان، ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ @kherade_montaghed