شَبنوشت.
Статистикаصاحبِ نطق، چون قلم لال. https://t.me/HarfChatBot?start=58ca9d3e6f7d جانم؟
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 17
- Всего постов
- 31
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 73
- 1/48двое суток
- 83
- 1/72трое суток
- 90
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
به صفحه موبایل محقرِ مزخرف نگاه کرده بودم و انگار پُتک بر چشمان و پیشانیام کوبیده میشد. انگار پلک هایم تقلا میکنند برای بستهشدن و من با دو چوب تیز تلاش میکنم تا باز نگهشان دارم، برای چه؟ برای کجا؟ من از این چشمان چه میخواهم؟ من چشم انتظار که هستم؟ نفس عمیق میکشم. کمرم، پشت قلبم، تیر میکشد. انگار همان پتک را بر میخ هایی کوبیده بودند که رگ هایم را به استخوان چفت تر میکرد. و من با هر خنده، هر تنفس تلاش میکردم تا رگ هارا از زیر میخ بیرون بکشم. درد داشت. دردی که تمام وجودم را فرا میگرفت. انگشتانی که نای حرکت نداشتند، چشمانی که به زور بیدار بودند و مغزی که حالا حالاها دستور اَمان را نمیداد..
ای معشوقِ همیشه همراهمن گر تو نیز مرا در این زمانه بیرحم هم قدم نباشی چه کسی من را به قیامت برساند؟
گریه را به مستی بهانه کردم ...
من اهل کوتاه و بریده نوشتن نیستم. من مینویسم تا جایی که قلم خسته شود، واژه تمام شود، حروف به ته بکشد ....
پینوشت: اگر شما هم دوست داشتید این پیام رو فوروارد کنید توی کانالتون و هرچی به ذهنتون اومد، بیهوا و بدون فکر بنویسید. هرچند خط و کلمه هم شد فرقی نداره. فقط بنویسید. نمیدونم چالش به حساب میاد یا نه، ولی مشتاق خوندن نوشتههاتون هستم.
پینوشت: اگر شما هم دوست داشتید این پیام رو فوروارد کنید توی کانالتون و هرچی به ذهنتون اومد، بیهوا و بدون فکر بنویسید. هرچند خط و کلمه هم شد فرقی نداره. فقط بنویسید. نمیدونم چالش به حساب میاد یا نه، ولی مشتاق خوندن نوشتههاتون هستم.
لینک این پرایوتشیر هاتون رو به من بدید داره عصبیم میکنه.
بعضی رفتارها قشنگن چون انتخابن، نه چون وظیفهان
без подписи
به جای توجه رو کانالای پرممبر با مطالب تکراری و خط فکری مشخص کانالای روزمره که پشتش یه انسان واقعی نشسته رو بخونید اینجوری انگار دوستانی دارید که مفاهیم ارزشمندی برای انتقال دارن ادمینای مجازی بنا بر گرفتن حداکثری ممبر و نفع مالی کار میکنن
без подписи
راستش من واقعا ناراحت میشم وقتی میبینم دختری توی خانوادهای بهش بیاحترامی یا بی توجهی میشه. نه اینکه بخوام جلوه فمینیستی درست کنم و چنین عقیدهای رو فریاد بزنم، اما آدمای زیادی رو دیدم اطرافم که آسیب دیدن و روزها درگیر این هستن که چرا چنین شد؟ چرا والدینشون نمیخوان دست از این افکار بردارن و چرا نمیتونن رهایی پیدا بکنن. بعد از اینهمه تجربه و خوندن و شنیدن یکی از مهمترین وظایفی که پرودگار به پدر مادری میسپاره تربیت فرزندشونه، و من واقعا جا میخورم که چرا از چنین مسئولیتی سلبِ وظیفه میکنند و گاهی فقط یک جنبه رو به عهده میگیرن؟ اینجاست که بخاطر وجود پدر مادرم به خودم میبالم. مادری که تمام توجهش رو خرجِ فرزندانش میکنه، پدری که روزهاش برای رفاه ما میگذره و هیچتفریح و روزی برای خودش نداره چون اولویتش ما هستیم. پدر مادری که میدونن بچهاشون چی میخوان و تا جایی که بتونن براشون کم نمیذارن. وقتی خالم ازم پرسید خب با مامانت چه صحبتی داری که با من حرف نمیزنی و ساکتی؟ گفتم خاله من تمام زندگیم رو برای مامانم میگم. از اینکه فلان دوستم فلان کار رو کرد تا اینکه امروز توی اکسپلور اینستا فلان چیز رو دیدم. من واقعا با مامانم رفیقم. گفت خب پس، خواهرم در تربیت فرزندش کمکاری نکرده و بهترین بوده. و بله، الحمدلله. الحمدلله بابت داشتن مامان بابام.
کاش مثلِ برادر حرمی داشت "حسن"ع ..
اینکه الان میبینم بین خانواده های مذهبی و سنتی دخترانِ بالغ و کاملی رشد میکنن که آزادی کارهای زیادی رو دارن خیلی برای من خوشآینده. وقتی میبینم خانواده ای تمام فکر و ذکر خودش رو، روی دختر خانواده گذاشته و میدونه اگر رشد و تربیت دختر عاقلانه و صحیح باشه یکنسل…
اینکه الان میبینم بین خانواده های مذهبی و سنتی دخترانِ بالغ و کاملی رشد میکنن که آزادی کارهای زیادی رو دارن خیلی برای من خوشآینده. وقتی میبینم خانواده ای تمام فکر و ذکر خودش رو، روی دختر خانواده گذاشته و میدونه اگر رشد و تربیت دختر عاقلانه و صحیح باشه یکنسل عاقل و صحیح به بار میاد. وقتی میبینم به یکدختر توی خانواده بیشتر از پسر توجه میشه، یک دختر میتونه شغلو کسب و کار خودش رو راه بندازه، در عرصه های مختلف علمی و ورزشی پیشرفت داشته باشه واقعا زیباست. نمیدونم از کجا و کِی این نور به افکار تاریک تابید و باعث شد خط محوریت عقیدتی پدر مادر ها راجب دخترشون و سبکزندگیشون تغییر کنه از کجا شکل گرفت. اما هرچه که هست تا جایی که خود دختر بیپروا نباشه و گستاخ به دنبال فساد و سوءاستفاده نباشه، جای تشویق و احسنت به این چنین والدینی رو داره.
کار کردن با اینترنت ایران یعنی سیر شدن از جونت و بوسیدن و کنار گذاشتنِ اعصاب و روان.
فورکنید/فولدربزارم . اینجا ، جوین باشید🪿؛
من منتظرت نمیمونم ولی هر وقت اومدی جات خالیه. بیا.
پرسید چرا شب را دوست داری؟! به چشمانش نگاه کردم، گفتم چشم مرا میبینی؟ در میان انبوه تاریکی و ظلمات تنها چیزی که پیداست چشمانتوست. فقط به تو نگاه میکنم، فقط دستان تورا میگیرم، فقط نفسهای تورا گوش میدهم. خیابان خالیست، ماشینی پر سرعت به سمت مقصد گاز میدهد و تایر چرخهایش انگار قلب مرا میسابد. در ظلمات خالص از تیر چراغی نور در آسمان پخش میشود و مور های شبپَر توجه تورا جلب میکنند. توجه تو جلب میشود به نور، به کورسوی ستارگان، به برگ پلاسیده ناپیدای کف پیادهرو، به گربه کزیده کنار درخت. و من از فرصت استفاده میکنم و خوبتر تورا نگاه میکنم. به من میگویی ماه خیلی زیباست و من همانطور که محو تماشای تو هستم حرفت را تایید میکنم. شب خوباست چون اگر سردم شد تورا در آغوش میکشم، اگر ترسیدم تنهام را به تو نزدیک تر میکنم، اگر لرزیدم پیکرم را میان بازوأنت مخفی میکنم. شب خوب است، راحت تر برایت مینویسم، زمزمه وار موسیقیمورد علاقهام را میخوانم، آسوده تر چشم بر روی هم میگذارم و خیالم تخت است که تو، اینجایی. شب را دوست دارم. و تورا، که شمعِ شبهای بیبدیل منی.
без подписи