tgindex
کانال شخصی شفیع صادقی

کانال شخصی شفیع صادقی

Статистика

@shafiesadeghi t.me/shafiesadeghi https://t.me/shafiesadeghi

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
33
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 362
−2 за 5 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
484
32 постов
Вовлечённость
35,5%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 33
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
298
1/48двое суток
341
1/72трое суток
368

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • اوقات شرعی شهرستان ارومیه شنبه1405/05/24 ۲ربیع الاول ۱۴۴۸ هجری قمری صبح: 04:22 طلوع: 05:45 ظهر: 12:49 عصر: 16:25 مغرب: 19:31 عشاء: 20:46

  • اوقات شرعی شهرستان ارومیه جمعه1405/05/2 ۱ربیع الاول۱۴۴۸ هجری قمری صبح: 04:21 طلوع: 05:44 ظهر: 12:49 عصر: 16:25 مغرب: 19:32 عشاء: 20:47

  • ﷽ «آیپاک» و پایان دوران چک سفید . در تحولی سیاسی بی سابقه که محافل آمریکایی و اسرائیلی را به وحشت انداخت، الهان عمر، نماینده دموکرات، با کسب بیش از ۸۰ درصد آرا در انتخابات مقدماتی حوزه پنجم ایالت مینه‌سوتا به پیروزی قاطع دست یافت و چهار رقیب را پشت سر گذاشت. این پیروزی که پس از سالها حملات سیاسی دونالد ترامپ علیه عمر به دلیل مواضع ضداسرائیلی و انتقاد از جنگ غزه به دست آمد، پیامی روشن به واشنگتن و تلآویو فرستاد که جریان مترقی در حزب دموکرات به اوج نفوذ خود رسیده است. در همین حال، «بیگی فلانگان»، معاون فرماندار مینه سوتا، با غلبه بر رقیب تحت حمایت «آیپاک» لابی قدرتمند اسرائیل یعنی «انجی کریگ»، نامزدی دموکراتها برای کرسی خالی سنای این ایالت را از آن خود کرد و ضربه سختی به استراتژیستهای اسرائیلی وارد ساخت. موج این پیروزیها به مینه‌سوتا محدود نشد؛ در میشیگان، «عبدال السید» با شکست «هیلی استیونس» که بیش از ۶۰ میلیون دلار از سوی سازمانهای حامی اسرائیل پشتیبانی شده بود، نامزدی دموکراتها برای سنا را به دست آورد. سید که از سرسختترین منتقدان کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل است، با تکیه بر حمایت جوانان در شبکه‌های اجتماعی، معادله قدرت را به هم ریخت. در ایلینوی، «دنیل بید»، دیگر چهره ضدرسائیلی، در حوزه نهم مجلس نمایندگان پیروز شد و علیرغم هزینه ۲۲ میلیون دلاری آیپاک در این ایالت، رقبای طرفدار اسرائیل را مغلوب کرد. همچنین در پنسیلوانیا، «سومالی احمد» در حوزه دوازدهم و در کالیفرنیا، «دیو کیم» در حوزه سیام، هر دو با شعارهای صریح ضد سیاستهای اسرائیل و جنگ غزه، بر رقبای تحت حمایت لابی صهیونیست غلبه کردند تا نقشه قدرت در کنگره به نفع جبهه مخالف اسرائیل بازنویسی شود. این زنجیره شکستها برای آیپاک، که زمانی قدرتمندترین بازوی نفوذ اسرائیل در واشنگتن محسوب میشد، نشان از افول بی‌سابقه این لابی دارد. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در واکنش به این تحولات اذعان کرد: «بزرگترین تغییر غافلگیرکننده در ربع قرن اخیر، از دست رفتن قدرت لابی آیپاک در آمریکا است.» این اعتراف تلخ از سوی یکی از سرسختترین حامیان اسرائیل، بیانگر دگرگونی عمیق در معادلات سیاسی آمریکاست؛ جایی که افکار عمومی آمریکا به شدت از سیاستهای نتانیاهو در غزه رویگردان شده و نامزدهای ضداسرائیلی با اقبال بی‌سابقه‌ای مواجه میشوند. بررسی آرا نشان میدهد که در ایالتهای کلیدی مانند اوهایو، جورجیا و آریزونا نیز مترقیان مخالف اسرائیل عملکردی فراتر از پیش‌بینی‌ها داشته‌اند و گویا طومار نفوذ تاریخی آیپاک در هیل رو به پایان است. به نظر میرسد با این روند، قدرتمندترین حامی اسرائیل در قلب واشنگتن در حال افول است و آینده این رژیم به سوی ناکجاآباد در حرکت است. پیروزی همزمان چهرههای ضد صهیونیسم در شش ایالت مختلف، نشان میدهد که جبه های جدید در کنگره شکل گرفته که از هرگونه تعهد و دادن چک سفید به تلآویو فاصله گرفته و خواهان بازنگری کامل در روابط واشنگتن-تلآویو است. تحلیلگران سیاسی معتقدند اگر این موج تا انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ ادامه یابد، برای اولین بار در تاریخ، اکثریت دموکراتها در هر دو مجلس به حامیان قطع کمکها به اسرائیل تبدیل خواهند شد؛ سناریویی که تلآویو را در بی‌سابقه‌ترین انزوای سیاسی خود از زمان تأسیسش قرار خواهد داد و معادلات خاورمیانه را به کلی دگرگون میکند. شفیع صادقی ۴۰۵٫۵٫۲۲

  • 13 авг.143удалён 14 авг.

    🕰اوقات شرعی شهرستان ارومیه پنج شنبه 1405/05/22 ۲۹صفر ۱۴۴۸ هجری قمری صبح: 04:20 طلوع: 05:43 ظهر: 12:49 عصر: 16:25 مغرب: 19:33 عشاء: 20:48

  • ﷽ رونق کیفی، نه گله از جامعه گاه در فضای مجازی، دوستانی با دلسوزی اما ناخواسته، جملاتی یأس‌آمیز منتشر می‌کنند از این دست که «مردم دین‌گریز شدند» «کلاس‌های قرآن و احکام خالی مانده و موسیقی و زبان پررونق است». غافل از اینکه همین گزاره‌های کلی، سم مهلکی برای امید جامعه است؛ چراکه هم مردم را متهم به بی‌تفاوتی می‌کند و هم زحمت سال‌ها تلاش مبلغان مخلص را نادیده می‌گیرد. به جای این نگاه سیاه، بیایید بپذیریم که رونق هر برنامه‌ای ، فرقی نمی‌کند کلاس موسیقی باشد یا درس خداشناسی ، حاصل برنامه‌ریزی دقیق، هنرمندی در اجرا، استفاده از خلاقیت و احترام به مخاطب است؛ و اگر جایی جمعیت روی می‌آورد، حتماً پشت آن، مدیریتی هدفمند ، دلسوز ، کاردان و خلاق نشسته است. برعکس، هر جا کیفیت، عملکرد و مدیریت دچار سستی شود، طبیعی است که خروجی کار فرو می‌ریزد، خواه آن کار نماز جماعت باشد، خواه تدریس ریاضی. مخاطب امروز، با وجود انبوهی از سرگرمی‌ها و فرصت‌های رقیب، تشنهٔ کیفیت است و با دیدن زحمت و هنر، پای کار می‌ایستد. این ما هستیم که باید سؤال کنیم: برای جذاب‌سازی برنامه‌های دینی چه کرده‌ایم؟ آیا از قالب‌های نو، زبان روز، فناوری و حتی ساده‌سازی مفاهیم بهره گرفته‌ایم، یا همچنان بر روش‌های کلیشه‌ای اصرار داریم؟ رونق یا کسادی محافل دینی، بیش از آنکه نشانهٔ دین‌گریزی مردم باشد که قطعا اینگونه نیست ، آینهٔ کیفیت عرضهٔ ماست. در همین میان، مساجد و علما و سرپرستانی هستند که در طول سال، با انبوه جمعیت و شرکت‌کنندگان پرشور در نمازهای جماعت و نشست‌های دینی روبرویند؛ چراکه با مشاوره و هدفمند کار می‌کنند، برای وقت مردم ارزش قائل‌اند، و با اخلاق و دانش روز، دل‌ها را می‌ربایند. در مقابل، عالم دینی که خود برای نماز جماعت وقت نمی‌گذارد، یا قرآن را با اصول ابتدایی تجوید و صحیح‌خوانی هم درست تلاوت نمی‌کند، و نوجوانی پشت سرش نماز می‌خواند و از او ایراد می‌گیرد، طبیعی است که مسجد و کلاسش خالی شود. چنین کسی ، الگویی برای نسل جوان نیست، و با عملکرد نادرست، زحمت دیگر مبلغان را نیز هدر می‌دهد. پس به جای گلایه‌های مکرر و مقصر جلوه دادن جامعه، بیایید روی خودمان کار کنیم؛ کیفیت دانش دینی‌مان را بالا ببریم، اخلاق و برخوردمان را اصلاح کنیم، به هنر بیان و مدیریت مسجد مسلط شویم و بدانیم که مردم، مشتاق حقیقت‌اند، اما حقیقتی که با جان و دل و هنر ارائه شود. اگر خودمان را نقد کنیم و نقص‌هایمان را بپذیریم، خواهیم دید که رونق یا رکود، محصول عملکرد ماست، نه فطرت مردم. جامعهٔ ما تشنهٔ دین و معنویت است، اما معنویتی پویا، مقنع ، کارآمد ، امروزی و باکیفیت؛ و تحقق این مهم، با خودسازی و تلاش جمعی ممکن و شدنی است. شفیع صادقی ۴۰۵٫۵٫۲۱

  • اوقات شرعی شهرستان ارومیه چهار شنبه 1405/05/21 ۲۸صفر ۱۴۴۸ هجری قمری صبح: 04:19 طلوع: 05:43 ظهر: 12:49 عصر: 16:25 مغرب: 19:34 عشاء: 20:49

  • ﷽ اسلام و ازدواج سالم الحاد و رابطه با محارم خداوند متعال می‌فرماید: حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا. النسآء ۲۳ «[ازدواج با] مادرانتان، و دخترانتان، و خواهرانتان، و عمه‌هایتان، و خاله‌هایتان، و دختران برادر، و دختران خواهر، و مادرانی که به شما شیر داده‌اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرانتان که در دامان شما پرورش یافته‌اند [به شرطی که] با آن همسران همبستر شده‌اید -پس اگر با آنها همبستر نشده‌اید بر شما گناهی نیست [که با دخترانشان ازدواج کنید]- و همسران پسرانتان که از نسل خودتان هستند، و [نیز] جمع کردن میان دو خواهر [در یک زمان] بر شما حرام شده است، مگر آنچه در گذشته رخ داده باشد؛ که خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.» چرا رابطه با محارم حرام است؟ جماعت ملحد که هیچ قید و بندی برای رفتارهای خود قائل نیستند، می‌پرسند چرا رابطه جنسی با محارم باید اشتباه باشد؟ این سؤال، ریشه در نادیده گرفتن فطرت پاک انسانی و پیامدهای شوم این عمل زشت دارد. قرآن کریم با حکمتی بی‌نظیر، این عمل را حرام، و نشانه‌ای از دوری از مسیر عقل و سلامت اعلام کرده است. رابطه‌ای که اینها مایل به انجام آن هستند، از چند جهت مضر و زیانبار است: اختلالات ژنتیکی و پیامدهای جسمانی. ازدواج با محارم، به دلیل اشتراک ژنتیکی بالا، خطر بروز بیماری‌های ارثی و اختلالات ژنتیکی را به شدت افزایش می‌دهد. در این نوع روابط، احتمال اینکه فرزند، دو نسخه از یک ژن معیوب را از هر دو والد به ارث ببرد، بسیار زیاد است و این امر می‌تواند منجر به تولد کودکانی با معلولیت‌های ذهنی و جسمی، نقص‌های مادرزادی و بیماری‌های ژنتیکی همچون تالاسمی، کم‌خونی و... شود. این یک حقیقت علمی و انکارناپذیر است که حتی در مجامع علمی غرب نیز به رسمیت شناخته شده است. آسیب‌های روانی و اجتماعی جبران ناپذیر فراتر از آسیب‌های جسمانی، این عمل ویرانگر، تأثیری هولناک بر روان انسان‌ها می‌گذارد. تحقیقات نشان داده‌اند که قربانیان این روابط معمولاً از افسردگی شدید، احساس گناه طاقت‌فرسا، اضطراب و گرایش به مصرف مواد مخدر و الکل رنج می‌برند. این آسیب‌ها تنها به فرد قربانی محدود نمی‌شود، بلکه پایداری و تعادل روابط خانوادگی را بر هم می‌زند، خطر تکرار این فجایع در نسل‌های بعد را افزایش می‌دهد و جامعه‌ای بیمار و آکنده از مشکلات عاطفی و روحی پدید می‌آورد. اسلام با نگاهی حکمت آمیزو آینده‌نگر، با تحریم این روابط، از سلامت جسم و روان انسان‌ها محافظت می‌کند، و بنیان خانواده را به عنوان اساسی‌ترین رکن جامعه، استوار و پاک نگه می‌دارد. در مقابل، ملحدان با نادیده گرفتن این حقایق آشکار، چه پاسخی برای این همه رنج و ویرانی که بر اثر چنین روابطی بر جوامع بشری تحمیل شده است، دارند؟ 📚· سازمان جهانی بهداشت (WHO) · دانشگاه کوئینز بلفاست (مطالعه منتشر شده در JAMA Psychiatry) · نشریه علمی European Psychiatry (محققان فرانسوی) · پژوهشکده ملی معلولین ذهنی هند (National Institute for the Mentally Handicapped) شفیع صادقی ۴۰۵٫۵٫۲۰

  • بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ۱. أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ ۲. فَذَٰلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ ۳. وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِينِ ۴. فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ ۵. الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ۶. الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ ۷. وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ

  • مردانی که بر بخش بزرگی از زمین حکومت میکردند. ولما مرض هارون الرشيد ويئس الأطباء من شفائه، وأحس بدنو أجله، قال: أحضروا لي أكفانا فأحضروا له، فاختار منها واحدا .. ثم قال: احفروا لي قبرا .. فحفروا له .. فنظر إلى القبر وقال: ما أغنى عني مالية ... هلك عني سلطانيه! وحينما حضر الخليفة المأمون الموت قال: أنزلوني من على السرير. فأنزلوه على الأرض، فوضع خده على التراب، وقال: يا من لا يزول ملكه .. ارحم من قد زال ملكه. وقتی هارون‌الرشید بیمار شد و پزشکان از بهبودی اش ناامید گشتند و نزدیکی مرگ را حس کرد، گفت: «کفن‌ها را بیاورید.» کفن‌ها را آوردند، یکی را انتخاب کرد. بعد گفت: «قبری برایم بکنید.» کندند. نگاهی به قبر انداخت و گفت: «دارایی ام به چه کارم آمد؟ سلطنت و قدرت هم از دستم رفت!» و وقتی خلیفه مأمون در آستانهٔ مرگ قرار گرفت، گفت: «مرا از روی تخت پایین بیاورید.» او را روی زمین گذاشتند. گونه بر خاک نهاد و گفت: «ای آنکه پادشاهی‌ات هرگز زوال نمی‌پذیرد، بر کسی رحم کن که پادشاهی‌اش از بین رفت.» 📚تاریخ طبری البدایة والنهایة: ابن کثیر تاریخ الخلفاء ، جلال الدین سیوطی

  • ﷽ معمای ثروت در سفری کوتاه با یکی از آشنایان، فرصتی دست داد تا گفت‌وگویی صمیمی دربارهٔ فراز و نشیب‌های زندگی داشته باشیم. در میانهٔ صحبت، یاد پدر مرحومش افتاد و از مردی گفت که هم دیندار بود و هم ثروتمند، اما گاهی از او گلایه می‌کردیم که چرا زکات و صدقات و انفاق را کمتر از حد انتظارشان انجام می‌دهی و فردا پس فردا دور از جان بالاخره مجبوری از این مال و ثروت دل بکنی. پدر اما در پاسخ، آرام می‌گفت: «من با خدای خودم یک کارهایی دارم» و به نوعی یاد آور یعقوب نبی علیه السلام بود که به فرزندانش می گفت : من از خدا چیزهایی می دانم که شما نمی‌دانید ،و بحث را فی‌الجمله تمام می‌کرد، بدون آنکه توضیح بیشتری بدهد یا دلخور شود. سال‌ها گذشت و آن پدر مهربان به رحمت خدا رفت. پس از مراسم تعزیه و خاکسپاری، تازه ماجرای اصلی آغاز شد؛ روزها و هفته‌هایی که مردمی آشنا و بیشترشان ناآشنا، یکی‌یکی به منزل، مغازه و محل کار خانواده مراجعه می‌کردند. هرکدام با چشمانی اشک‌بار و قلبی سرشار از شکر، پرده از رازی قدیمی برمی‌داشتند؛ یکی می‌گفت نزدیک به پانزده سال است که مرحوم هزینه‌های درمان فرزند بیمارش را بی‌چشم‌داشت تقبل کرده، دیگری تعریف می‌کرد که خانه‌ای که اکنون در آن آسوده زندگی می‌کند، به دستان خیر آن مرد ساخته شده، و دیگری هم از اجارهٔ مغازه و تهیهٔ اجناسش می‌گفت که بدون هیچ قرار و مدار مکتوبی، تنها با یک وعدهٔ صادقانه انجام شده بود. فرزند مرحوم با حیرت و اشتیاقی وامانده از این همه کرامت، تعریف کرد که حدود شصت نفر از این مراجعان، هر کدام به نوعی وام‌دار محبت پنهان پدرشان بودند، در حالی که خودشان پنج پسر، از هیچ یک از این بخشش‌ها کوچک‌ترین خبری نداشتند. در ادامه تعریف کرد : وقتی از آن افراد پرسیده می‌شد چرا تا امروز سکوت کرده‌اید، و الان این خبرها را به ما میدهید ؟ همه تقریباً یک پاسخ داشتند: «والله پدرتان از همان ابتدا شرط میکرد که اگر کسی از این کمک‌ها مطلع شود، دستش را از ما کوتاه می‌کند؛ ما هم به احترام اخلاصش، زبان به سخن نگشودیم.» و اینگونه، آن مرحوم با عملی خالصانه و بی‌ریا، میراثی به یادگار گذاشت که در دفتر حساب و کتاب دنیا نمی‌گنجید؛ میراثی که نه با سر و صدا و نه با منت‌گذاری، بلکه در سکوت شب‌ها و در پناه خلوت با خداوند، جاودانه شد. راستی که اگر اخلاص، بی‌هیچ شیله‌پیله‌ای در عمق وجود ریشه دواند، همان یک کار بی‌نام‌ونشان با خداست که پس از مرگ، نامش را بر زبان‌ها و در دل‌ها جاری می‌سازد و ثمری صدچندان به بار می‌آورد که نه چشم‌ها دیده و نه گوش‌ها شنیده بود. شفیع صادقی ۴۰۵٫۵٫۱۹

  • 9 авг.583514

    بررسی دو دیدگاه تاریخی پیرامون سن حضرت عایشه در زمان ازدواج. در این نوشتار، به بررسی دو روایت تاریخی متفاوت درباره سن حضرت عایشه -رضی الله عنها- در هنگام ازدواج با پیامبر اکرم ﷺ می‌پردازیم. از یک سو، روایت مشهور و متواتر در منابع معتبر حدیثی، سن شش سالگی را هنگام عقد و نه سالگی را هنگام عقد ذکر کرده است. از سوی دیگر، برخی محققان با استناد به قرائن تاریخی و محاسبات مربوطه، سنی بالاتر را مطرح می‌کنند. هر دو دیدگاه نیازمند بررسی علمی و منصفانه در بستر فرهنگی و زمانی خود هستند. دیدگاه اول: روایت مشهور بر اساس منابع اصیل حدیثی. بر اساس آنچه در صحیح بخاری و دیگر کتب معتبر آمده، پیامبر ﷺ با حضرت عایشه در شش سالگی عقد ازدواج بست و در نه سالگی به خانه رسول اللهﷺ وارد شد. این روایت به‌طور مستقیم از خود حضرت عایشه نقل شده و از حیث سند، مورد قبول اکثر محدثان است. علمای بزرگی چون ابن‌حجر عسقلانی و نووی و دیگر بزرگان حدیث بر صحت و اتفاق نظر اهل علم بر این مطلب تأکید کرده‌اند. در آن دوران، ازدواج در سنین پایین در میان عرب‌ها امری رایج بود و با معیارهای بلوغ و آمادگی جسمانی و روانی در اقلیم گرم حجاز سازگاری داشت. پیامبر ﷺ نیز این ازدواج را به فرمان الهی و پس از دیدار در خواب انجام داد، نه از روی هوس،قال رسول الله ﷺ: «أُرِيتُكِ فِي الْمَنَامِ ثَلَاثَ لَيَالٍ، جَاءَنِي بِكِ الْمَلَكُ فِي سَرَقَةٍ مِنْ حَرِيرٍ، فَيَقُولُ: هَذِهِ امْرَأَتُكَ، فَأَكْشِفُ عَنْ وَجْهِكِ، فَإِذَا أَنْتِ هِيَ، فَأَقُولُ: إِنْ يَكُ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ يُمْضِهِ». رسول خداﷺ  فرمود: «تو را سه شب در خواب دیدم. فرشته تو را در پارچه ای از حریر نزد من آورد و گفت: این همسر توست. نقاب از چهره ات کنار زدم، ناگاه تو همان بودی. پس گفتم: اگر این از جانب خداست، آن را به انجام خواهد رساند.». چنان‌که پیش از آن سال‌ها با حضرت خدیجه -که از ایشان مسن‌تر بود- زندگی کرد و پس از ایشان نیز با زنان بیوه و سالخورده ازدواج نمود. دیدگاه دوم: استناد به قرائن تاریخی و محاسبات سنی. برخی از پژوهشگران با اشاره به شواهد تاریخی، سن حضرت عایشه را در زمان ازدواج بالاتر می‌دانند. از جمله استدلال‌های ایشان این است که حضرت اسماء -خواهر بزرگتر عایشه- ده سال از او بزرگ‌تر بود و در سال ۷۳ هجری در صد سالگی وفات یافت، که با محاسبه، سال تولد عایشه را حدود ده سال پیش از بعثت نشان می‌دهد و در نتیجه سن او در زمان ازدواج به هجده سال می‌رسد. همچنین حضور فعال عایشه در رویدادهای مهم مکی و آگاهی‌اش از جزئیات آن دوران، با سن بسیار کم سازگاری کمتری دارد. برخی نیز به تغییرات در نقل‌های راوی معروف، هشام بن عروه، پس از مهاجرت به عراق به دیده شک نگریسته اند که بر دقت روایت تأثیر گذاشته باشد. البته این دیدگاه به‌معنای رد کامل روایت مشهور نیست، بلکه نشان‌دهنده وجود مجالی برای بحث تاریخی در این موضوع است. تفاوت معیارها در دو عصر. نکته کلیدی در قضاوت درباره این واقعه، توجه به تفاوت بنیادین معیارهای اجتماعی و زیستی در دو دوره تاریخی است. در جامعه عربستان قرن هفتم میلادی، بلوغ جنسی و روانی در سنین پایین‌تر از امروز رخ می‌داد و ازدواج در آن سنین، عجیب نبود، و پذیرفته شده و طبیعی تلقی می‌شد. هیچ‌یک از صحابه و معاصران این ازدواج را نکوهش نکردند و خود حضرت عایشه هیچ‌گاه از این بابت گلایه‌ای نداشت. پس از ازدواج، ایشان به یکی از برجسته‌ترین فقیهان و راویان حدیث تبدیل شدند و نزدیک به پنجاه سال پس از پیامبر، منبع علمی و دینی مسلمانان بودند. این ازدواج با موافقت پدر بزرگوارشان، ابوبکر صدیق رضی الله عنه، و با رضایت خود ایشان انجام شد و هیچ‌گونه اکراه یا استثماری در آن نبود. رد شبهات معاصرین اشکال‌گیری بر اساس معیارهای اخلاقی و حقوقی قرن بیست‌ویکم به واقعه‌ای که در فضای کاملاً متفاوتی رخ داده، خطایی روش‌شناختی است. عالمانی چون شیخ محمد غزالی تأکید کرده‌اند که نباید سن‌های ازدواج در قرن هفتم را با سن‌های متداول امروزی سنجید. اصل ماجرا نکوهیده نیست، و حکمت‌های بزرگی چون تربیت علمی و دینی حضرت عایشه را در دل خود دارد. لذا بنا بر دیدگاه اول، هیچ خدشه‌ای به اخلاق و جایگاه رسول اللهﷺ وارد نمی‌کند؛ زیرا این ازدواج در چارچوب عرف و شرع زمان خود انجام گرفت و مورد تأیید جامعه اسلامی بود. آنچه مهم است، درک بستر تاریخی و پرهیز از قضاوت‌های مبتنی بر زمان‌زدگی‌ است. 📚منابع: · صحیح بخاری و مسلم · فتح الباری، ابن‌حجر عسقلانی · شرح صحیح مسلم، النووی · البدایة والنهایة، ابن‌کثیر · أضواء البیان، محمد الأمین الشنقیطی · الشفا بتعریف حقوق المصطفی، قاضی عیاض · زاد المعاد، ابن‌قیم الجوزیة · فقه السیرة، محمد الغزالی شفیع صادقی ۴۰۵٫۵٫۱۸

  • اوقات شرعی شهرستان ارومیه یکشنبه 1405/05/18 ۲۵صفر ۱۴۴۸ هجری قمری صبح: 04:15 طلوع: 05:40 ظهر: 12:50 عصر: 16:28 مغرب: 19:38 عشاء: 20:53

  • قرآن در باره لانه گزینی جنین چه میگوید؟ خداوند متعال می‌فرماید: «ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ».مؤمنون ۱۳ سپس نطفه را در جایگاهی استوار و امن قرار دادیم. این "قرار مکین" در دانش جنین‌شناسی امروز، به لایه‌های تخصصی رحم اطلاق می‌شود که محیطی کاملاً طراحی‌شده برای رشد جنین فراهم می‌آورند. آنچه در این آیه شگفت‌انگیز است، اشاره به استواری این جایگاه در زمانی است که هیچ ابزاری برای مشاهده رحم و ساختار آن وجود نداشت. علم جنین‌شناسی میگوید: که رحم از سه لایه مجزا تشکیل شده: اندومتر (لایه داخلی مخاطی) میومتر (لایه ضخیم ماهیچه‌ای) پریمتر (پوشش خارجی). هر یک از این لایه‌ها، نقشی حیاتی در استقرار و تغذیه نطفه ایفا می‌کند و در هماهنگی کامل، محیطی بی‌نظیر برای آغاز حیات انسانی پدید می‌آورد. لانه‌گزینی در اندومتر. عملکرد فیزیولوژیک اندومتر، شاهکاری از تدبیر الهی است. این لایه که در دیواره داخلی رحم قرار دارد، با یک چرخه دقیق از تغییرات ماهانه، خود را برای پذیرش جنین آماده می‌سازد . در حالت طبیعی، نطفه در مرحله بلاستوسیست (حدود روزهای سوم تا پنجم)، در امتداد دیواره رحم، دقیقاً در فاصله غدد و مویرگ‌ها لانه‌گزینی می‌کند. آنچه این مکان را به قرار مکین تبدیل می‌کند، واکنش شگفت‌انگیز اندومتر است: در صورت بارور نشدن تخمک، مویرگ‌ها پاره شده و قاعدگی رخ می‌دهد؛ اما در صورت تشکیل نطفه، گره‌های مویرگی تقویت شده، قطر اندومتر و ضخامت مویرگ‌ها افزایش می‌یابد و یک لایه مخاطی چسبنده و استوار برای تثبیت نطفه ایجاد می‌گردد. این فرایند پیچیده در کتاب‌های مرجع جنین‌شناسی چون Before We Are Born پیش از که به دنیا بیاییم . اثر کیث ال. مور که اتفاقا از همین آیات متاثر و مسلمان شد ، و تی.وی.ان. پرساد به تفصیل آمده است . آماده‌سازی مخاط: پذیرش بلاستوسیست موفقیت لانه‌گزینی، که سنگ بنای استواری نطفه است، به سه عامل کلیدی وابسته است: کیفیت جنین، وضعیت پذیرش آندومتر، و ارتباط هماهنگ بین بافت رحم مادر و بلاستوسیست. این سه رکن، که امروزه در پزشکی تولیدمثل به عنوان عوامل حیاتی شناخته می‌شوند، در سایه تعبیر قرآنی قرار مکین به زیبایی قابل درک است. قرآن  از جایگاهی استوار سخن گفته،که بر هماهنگی ظریف میان جنین و رحم دلالت دارد؛ چیزی که علم امروز به عنوان "پنجره لانه‌گزینی" می‌شناسد. مطالعات تطبیقی نشان داده که واژگان قرآنی نظیر "علقه" (خون بسته) با تصویر جنین چسبیده به دیواره رحم هماهنگی شگفت‌آوری دارد . این هماهنگی، که در قرن هفتم میلادی قابل تصور نبود، امروزه با پیشرفت میکروسکوپ‌ها به روشنی اثبات شده است. جلوه‌های تدبیر الهی. اندومتر یک بافت پویا و پیچیده است که در سه فاز اصلی پرولیفراتیو (تکثیری)، ترشحی و قاعدگی تغییر می‌کند. هر فاز، هدفی خاص برای آماده‌سازی محیط آناتومیک و هورمونی مناسب برای جنین در حال رشد دارد. در فاز ترشحی، غدد رحم مواد مغذی ترشح می‌کنند و ضخامت دیواره به حداکثر می‌رسد تا قرارگاه مستحکم‌تری برای نطفه ایجاد شود. این تغییرات چرخه‌ای که علم امروز به عنوان بخشی از معجزات خلقت از آن یاد می‌کند، در قرآن با عبارت کوتاه قرار مکین بیان شده؛ واژه‌ای که همه این پیچیدگی‌ها را در خود جای داده است. پژوهشگرانی چون جمال بدوی و دکتر البر نیز به هماهنگی این آیه با سه لایه رحم و عملکرد تخصصی هر یک اشاره کرده‌اند . اعجاز قرآن در این است که با زبانی ساده، دقیق‌ترین حقایق علمی را برای مردمان تمام اعصار به تصویر کشیده است. 📚منابع Before We Are Born _پیش از اینکه به دنیا بیاییم ، اثر کیت ایل مور. تی وی ان پرساد _جنین‌شناسی بالینی :،کیت ال. مور، تی. وی. ان. پرساد، مارک جی. تورچیا _انسان در حال رشد : دکتر جمال بدوی _تکامل انسان در قرآن و حدیث :دکتر محمدعلی البر شفیع صادقی ۴۰۵٫۵٫۱۷

  • اوقات شرعی شهرستان ارومیه شنبه 1405/05/17 ۲۴صفر ۱۴۴۸ هجری قمری صبح: 04:14 طلوع: 05:39 ظهر: 12:50 عصر: 16:29 مغرب: 19:39 عشاء: 20:54

  • م عبدالعزیز سلیمی: ایمان به قیامت و درجات آن... ایمان به روز قیامت زمانی تحقق می‌یابد که انسان در وجودش احساس مسئولیت کند و خود را نسبت به افکار و اعمال‌اش مسئول بداند. ایمان به آخرت نیز دارای درجاتی است؛ بالاترین درجه‌اش این است که انسان پیش از آن‌که مرتکب گناه شود، برای خود در درون‌اش محکمه‌ای تشکیل می‌دهد و نسبت به ارتکاب گناهان، خود را بازخواست می‌کند و برای انجام آن، از خود دلیل نمی‌تراشد و آن را خلاف امر الهی می‌یابد، پس آن را انجام نمی‌دهد. پس از این مرتبه، درجه‌ی وسط قرار دارد که انسان در آن چنان احساس مسئولیت قوی‌ای دارد که هنگام ارتکاب گناه، به‌یاد قیامت می‌افتد و خود را در محضر خداوند در آن روز تصور می‌کند، پس از ادامه‌ی گناه خودداری می‌کند و نفس خود را محاسبه و محاکمه می‌کند. پس از این به سومین مرتبه‌ی ایمان به قیامت می‌رسیم که پایین‌ترین درجه‌ی آن است و انسان در این مرتبه چنان احساس مسئولیت در وجودش پدیدار می‌شود که وقتی مرتکب گناه شود، به‌یاد روز قیامت می‌افتد و پیش از آن‌که در قیامت، محاکمه گردد، در همین دنیا خود را محاکمه کرده و فوراً توبه می‌کند. بنابراین با صرف دانستن وضعیت قیامت و تفاصیل بهشت، دوزخ و... ایمان به قیامت حاصل نمی‌شود؛ چون فرعون هم این‌ها را می‌دانست. ✍ کاک ناصر سبحانی 📚 منبع: شرح اربعین شفیع صادقی ,: بحث ماموستا ناصر سبحانی درباره «مراتب ایمان به قیامت» اگرچه در نگاه نخست به تقوا و اصلاح باطن دعوت دارد، اما نقطه چالش بنیادین آن با دیدگاه اهل سنت، همسان انگاری شخص تأخیر کننده در توبه یا حتی ترک آن با فرعون است. این رویکرد، حال آنکه در مکتب اهل سنت، ایمان حقیقتی است مرکب از باور قلبی، اقرار زبانی و عمل جوارحی، و ارتکاب گناه  حتی گناه کبیره  تا زمانی که گناهکار آن را حلال نشمرد، موجب خروج از دایره ایمان نمیگردد. تفاوت ماهوی چنین مؤمن گنهکاری با فرعون در این است که فرعون با تکبر و انکار ریشه ای و ادعای ربوبیت «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ» اساس ایمان را نفی کرد، نه آنکه صرفاً در توبه تأخیر ورزیده باشد. اهل سنت معتقدند گناه، اصل ایمان را معدوم نم یسازد، هرچند کمال و مراتب آن را کاهش میدهد. قرآن کریم میفرماید: ﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَاءُ﴾ (نساء: ۴۸)؛ پس گناهان غیرشرکی در حیطه مشیت الهی قرار دارند و سرنوشت نهایی مؤمن گنهکار به دست خداست، چنانکه در آیات «يَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ» و حدیث نبوی «أَخْرِجُوا مِنَ النَّارِ مَنْ كَانَ فِي قَلْبِهِ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ مِنَ الْإِيمَانِ» تثبیت شده است که با کمترین میزان ایمان، سرانجام رهایی از دوزخ و ورود به بهشت میسر میشود. جنایت فرعون تنها به تأخیر در توبه خلاصه نمیشد، بلکه او تا دم مرگ بر کفر و استکبار پافشاری کرد و ایمانش در هنگام غرق شدن  که از آن به «ایمان هنگام معاینه» یاد شده  مقبول درگاه الهی نگردید: ﴿حَتَّىٰ إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ﴾ (یونس: ۹۰). در مقابل، تأخیر در توبه در طول حیات، اگر همراه با نیت راسخ به بازگشت باشد و گناه حلال شمرده نشود، هرگز در زمره کفر و استکبار فرعونی قرار نمیگیرد. رسول اللهﷺ میفرمایند: «كُلُّ بَنِي آدَمَ خَطَّاءٌ، وَخَيْرُ الْخَطَّائِينَ التَّوَّابُونَ»؛ بنابراین، دیرتر متوجه خطا شدن و تأخیر در توبه  هرچند ناپسند  به معنای همسانسازی با فرعون نیست، مشروط بر اینکه قلب از کفر و شرک پیراسته باشد و مرگ بر این پاکی فرا رسد؛ و والله اعلم. شفیع صادقی ۴۰۵٫۵٫۱۵

  • ﷽ چرا پیامبر ﷺ سخنان خود و یا سلام را سه بار تکرار می‌کرد ؟ آیا عادت همیشگی آن حضرت بود ، یا به مناسبتهای خاصی این کار را انجام می‌دادند؟ علما و بزرگان دین پاسخ میدهند . ابتدا نص حدیث : قال رسول الله ﷺ: "كَانَ إِذَا تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ أَعَادَهَا ثَلَاثًا، حَتَّى تُفْهَمَ عَنْهُ، وَإِذَا أَتَى عَلَى قَوْمٍ فَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ سَلَّمَ عَلَيْهِمْ ثَلَاثًا." قال الإمام النووي رحمه الله: هذا محمول على ما لو كان الجمع كثيرا. امام نووی رحمه الله مبگوید: این (تکرار سلام) حمل بر جایی میشود که جمعیت زیاد بوده باشد. قال الحافظ ابن حجر العسقلاني: يحتمل أنه كان يفعله إذا خاف عدم سماع كلامه. حافظ ابن حجر عسقلانی میگوید: احتمال دارد که این کار را زمانی انجام میداد که نگران بود کلامش (به خوبی) شنیده نشود. قال الملا علي القاري : كان... أي: غالبًا أو أحيانًا... والاقتصار على الثلاث -والله أعلم- بمقتضى مراتب فهوم الناس من الأدنى والأوسط والأعلى. ملا علی قاری میگوید: «کان» به معنای غالباً یا گاهی است... و اکتفا به سه بار -والله اعلم- به دلیل مراتب فهم مردم است که (به سه دسته) پایینترین، متوسط و بالاترین تقسیم میشوند. قال الخطابي : إنما كان يفعله لأحد معنيين: أحدهما: أن يكون بحضرته من يقصر فهمه... وإما أن يكون القول الذي يتكلم به نوعًا من الكلام الذي يدخله الإشكال والاحتمال، فيظاهر بالبيان لتزول الشبهة فيه." خطابی میگوید: او این کار را به یکی از دو دلیل انجام میداد: اول: اینکه در حضورش کسانی بوده باشند که ترکشان ضعیف بوده است... و دوم: اینکه سخنی که میگفت از نوع سخنانی بود که احتمال (ابهام یا اشتباه) در آن میرفت، پس با بیان (مجدد) آن را آشکار میکرد تا شبهه برطرف شود.» قال الكوراني : فظاهر أن لفظ: «إذا» إنما يدل على الجزم بالوقوع لا على الدوام، إذ لا يشك أحد في أنَّه في محاورته مع أصحابه، أو مع الوفود لم يُعدْ كل كلمةٍ ثلاث مرات." کورانی میگوید: پس معلوم است که لفظ «إذا» فقط بر وقوع (این کار در برخی مواقع) دلالت دارد، نه بر دوام و همیشگی، زیرا هیچ کس شک ندارد که او در گفتوگوهای روزمره با اصحاب یا هیأتها، هر کلمه ای را سه بار تکرار نمیکرد.» قال ابن بطال: وذلك عندهم كان ليفهم عنه كل من جالسه من قريب وبعيد، وهكذا يجب أن يكرر المحدث حديثه حتى يفهم عنه، وأما إذا فهم عنه فلا وجه للتكرير." ابن بطال میگوید: این کار برای این بود که هر کس (چه نزدیک و چه دور) با او همنشین بود، از او بفهمد، و بر محدث (گفتگوکننده) واجب است که سخنش را تکرار کند تا فهمیده شود، اما اگر فهمیده شد، دیگر وجهی برای تکرار نیست.» قال المناوي ما تكرار السلام، فيحتمل أنه كرره إذا لم يسمع صاحب البيت ويأذن له، فيكرر السلام ثلاثا، فإن لم يؤذن له رجع..." مناوی میگوید احتمال دارد که وقتی صاحب خانه (سلام اول را) نمیشنید و اجازه ورود نمیداد، سلام را سه بار تکرار میکرد، و اگر پس از سه بار اجازه داده نمیشد، برمیگشت...» صحیح البخاری شرح صحيح مسلم: امام النووی فتح الباري: ابن حجر العسقلانی مرقاة المفاتيح:.الملاعلی القاری أعلام الحديث: خطابی (الكوثر الجاري: الکورانی شرح صحيح البخاري:ابن بطال فيض القدیر: المناوی. شفیع صادقی ۴۰۵٫۵٫۱۵

  • درک و فهم مخاطبان را گرامی بداریم. عَنْ أَنَسٍ ، عَنِ النَّبِيِّ ﷺ أَنَّهُ كَانَ إِذَا تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ أَعَادَهَا ثَلَاثًا، حَتَّى تُفْهَمَ عَنْهُ، وَإِذَا أَتَى عَلَى قَوْمٍ فَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ سَلَّمَ عَلَيْهِمْ ثَلَاثًا. وَعَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا: أَنَّ النَّبِيَّﷺ كَانَ يُحَدِّثُ حَدِيثًا، لَوْ عَدَّهُ الْعَادُّ لأحْصَاهُ. از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که پیامبر ﷺ هرگاه سخنی می‌گفت آن را سه بار تکرار می‌کرد تا کاملاً فهمیده شود، و هنگامی که به گروهی می‌رسید سلام را تا سه بار تکرار می‌فرمود. و حضرت عایشه رضی‌الله‌عنها می‌گوید: رسول خدا ﷺ چنان شمرده و آرام سخن می‌گفت که اگر کسی می‌خواست، می‌توانست کلماتش را بشمارد. ارتباط صحیح با مخاطب ، پیش‌نیاز هر تعامل سالمی است، و رسول خدا ﷺ با سیرهٔ عملی خود، والاترین الگو را در این زمینه ترسیم فرمودند. ایشان هرگاه سخنی مهم را بیان می‌کردند، آن را تا سه بار تکرار می‌نمودند تا شنونده فرصت درک کامل بیابد؛ و هنگام ورود بر گروهی، سلام را سه‌باره بر زبان می‌آوردند تا همه پاسخ گویند و گرمای تحیت الهی به هر کس برسد. این تکرار، از سر طولانی‌گویی یا تردید نه، که نشانهٔ ادب نبوی و احترامی اصیل به ظرفیت ذهنی و حالات گوناگون مخاطب بود. شیوهٔ سخن گفتن ایشان، چنان شمرده و آهسته بود که هر شنونده‌ای می‌توانست واژه‌ها را یکی‌یکی بشمارد؛ زبانی که از شتاب و ابهام تهی بود و با حوصله و نرمی، پیام را به جان‌ها می‌نشاند. این روش، اولویت انتقال صحیحِ معنا را بر سرعت بیان آشکار می‌سازد و می‌آموزد که گفتار حکیمانه، ارزشش نه در کمیت، که در وضوح، سنگینی و تأثیرگذاری‌اش بر دل و عقل شنونده است. سه حکمتِ طلایی: نخست، احترام به فهم مخاطب با تدارک فرصت بازشناسی و پرسش؛ دوم، پیشگیری از سوء تفاهم که ریشهٔ بسیاری از کدورت‌ها را می‌بُرد؛ و سوم، اعتباربخشی به کلام از طریق وقار، دقت و وزنی که گفتار را در یادها ماندگار می‌کند. نیز تکرار سلام، فضای محبت و امنیت را می‌گسترد و نشان می‌دهد که حتی یک تحیت ساده، اگر با ملاحظهٔ دیگران همراه باشد، می‌تواند پیوندی ناگسستنی بیافریند. این رویکرد نبوی، راهنمایی است برای تمام عرصه‌های زیستی: از آموزش و تربیت فرزند تا مدیریت و مشاوره، از گفت‌وگوهای خانوادگی تا ارتباطات اجتماعی. هرجا که تعلیم و تعلمی در میان باشد، تکرار بجا، شمرده‌گویی و توجه به سطح فهم طرف مقابل، نه نشانهٔ ضعف، که عین درایت و مهربانی است. بدین‌سان، سنت رسول اللهﷺ ، ارتباط را به هنری اخلاقی بدل می‌کند که در آن، مخاطب نه شنونده‌ای منفعل، که شریکی محترم در انتقال معناست. 📚صحیح بخاری شفیع صادقی ۴۰۵٫۵٫۱۴

  • 5 авг.6691010

    ﷽ انواع بلوغ در قرآن کریم قرآن کریم سه نوع بلوغ را برای انسان برمی شمارد که هر یک نمایانگر مرحله ای از رشد جسمی، اجتماعی و عقلی اوست. نخست: بلوغ حلم این نوع، همان بلوغ جنسی است که با ظهور نشانه های آشکار در دوران نوجوانی پدید میآید و نقطهٔ آغاز ورود به مرحلهٔ جدیدی از زندگی به شمار میرود. ﴿وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴾ (نور: ۵۹) و هنگامی که کودکان شما به مرز بلوغ حلم رسیدند، باید [برای ورود به خلوت خانه شخصی شما] اجازه بگیرند، همانگونه که کسانی که پیش از آنان [به مرز بلوغ رسیده بودند] اجازه میگرفتند. خدا اینگونه آیاتش را برای شما بیان میکند و خدا دانا و حکیم است. دوم: بلوغ نکاح این بلوغ زمانی حاصل میشود که فرد توانایی ازدواج و تشکیل خانواده را پیدا کند. روشن است که چنین بلوغی مستلزم تدبیر و مدیریت در امور اقتصادی، زناشویی، تربیت فرزند و دیگر زمینه های زندگی خانوادگی است. ﴿وَابْتَلُوا الْيَتَامَىٰ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ...﴾ (نساء: ۶) و یتیمان را [نسبت به امور زندگی] بیازمایید تا زمانی که به حدّ ازدواج (بلوغ نکاح) برسند، پس اگر در آنان رشد لازم را یافتید اموالشان را به خودشان بدهید و آن را به اسراف و شتاب مخورید. سرپرست ثروتمند باید [از تصرّف در مال یتیم] خودداری کند؛ و هر که فقیر است به اندازه متعارف مصرف نماید. سوم: بلوغ اشد و خارق‌العاده این والاترین مرحلهٔ بلوغ است که با کامل شدن قوای جسمی ،عقلانی و درک فردی ظهور مییابد. زمان دستیابی به این بلوغ برای هر کسی متفاوت است؛ قرآن برای عموم مردم، این بلوغ فکری را حدود چهل سالگی ذکر کرده است: ﴿حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ...﴾ (احقاف: ۱۵) تا زمانی که به رشد و نیرومندی خود و به چهل سالگی برسد، گوید: پروردگارا! به من الهام کن تا نعمتت را که بر من و پدر و مادرم عطا کرده ای سپاس گزارم، و کار شایسته ای که آن را میپسندی انجام دهم. استثناهای بلوغ اشد برخی در سنین پایین تر به بلوغ اشد میرسند؛ چنانکه یوسف پیامبر در نوجوانی به این مرحله نائل آمد: ﴿وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا﴾ (یوسف: ۲۲). و یحیی نبی در کودکی بدان رسید: ﴿وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا﴾ (مریم: ۱۲). و در مواردی استثنایی و به صورت اعجاز، عیسی مسیح در طفولیت به این درجه دست یافت: ﴿قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا﴾ (مریم: ۳۰) گفت : من بنده الله هستم و به کن کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است ، (به اعتبار آنچه در آینده اتفاق می‌افتد). 📚 منابع: تفسیر طبری، قرطبی، ابن کثیر، کشاف. شفیع صادقی ۴۰۵٫۵٫۱۴

  • اوقات شرعی شهرستان ارومیه چهارشنبه 1405/05/14 ۲۱صفر ۱۴۴۸ هجری قمری صبح: 04:06 طلوع: 05:37 ظهر: 12:50 عصر:. 16:30 مغرب: 19:42 عشاء: 20:57

  • 4 авг.1 40267

    ﷽ به داد فرزندانمان برسیم واقعیت دردناک: «موبایل، پرستار بچه‌ی مدرن» بیایید روراست باشیم. خیلی از ما برای اینکه پنج دقیقه آرامش داشته باشیم یا سر سفره غذا بچه‌مان سر و صدا نکند، تبلت یا گوشی را جلویش می‌گذاریم. این کار، مثل این است که بچه را توی یک جنگل تاریک رها کنیم و بگوییم «خودش بلد است برگردد!» درحالی که شبکه‌های اجتماعی امروز، ترفندهایی دارند که بچه را به سمت محتوای خشونت‌بار، غیراخلاقی و شبهات اعتقادی هدایت می‌کنند، حتی بدون اینکه خودش دنبالش باشد. چرا این قضیه از «انحراف» خطرناک‌تر است؟ خیلی از پدرها و مادرها نگران «دوست بد» یا «محله‌ی بد» هستند، اما غافل‌اند از اینکه فضای مجازی، یک «محله‌ی بی‌مرز» است که هر لحظه دهها و صدها شبهه‌ی فکری و وسوسه‌ی روانی را بدون فیلتر به مغز کودک می‌ریزد. این فقط مسئله‌ی «دیدن یک فیلم بد» نیست؛ بلکه واقعیت «شکل‌گیری هویت» یک انسان در فضایی است که هیچ نظارتی روی آن نیست. فقط «نه» گفتن کارساز نیست. اگر فقط به بچه بگوییم «گوشی را بگذار»، باهوش‌تر از ما راه میانبر را دور می‌زند. به جای نرده‌کشی سخت، باید «دیوار محافظ» بسازیم: همراهی دیجیتال: به جای اینکه بگوییم «چی دیدی؟»، بگوییم «بیا با هم این محتوا رو ببینیم و درباره‌ش حرف بزنیم.» قانون شفاف: برای استفاده از فضای مجازی، «زمان» و «مکان» مشخص کنیم (مثلاً اتاق خواب جای گوشی نیست). آموزش سواد رسانه‌ای: به بچه‌ یاد بدهیم هر محتوایی که می‌بیند، سه سوال از خودش بپرسد: «این محتوا چی می‌خواد؟»، «چه حسی به من منتقل می‌کنه؟»، «آیا این با ارزش‌های خودم هماهنگه؟» نقش دعوت‌گران و والدین: ترساندن ،نه روشن‌گری ، آری وظیفه‌ی ما فقط این نیست که فریاد بزنیم «فضای مجازی نابودگز است!»؛ چون بچه‌ها به این حرف‌ها اعتقاد ندارند. وظیفه‌ی ما این است که با دانش روز، جذابیت‌های گمراه‌کننده را افشا کنیم و جایگزین‌های جذاب مثل بازی‌های گروهی، کتاب‌های تعاملی، یا مهارت‌آموزی را برایشان فراهم کنیم. سکوت در این زمینه، یعنی خیانت به فطرت پاک آنها. ناامیدی، ممنوع. خدایا! ما نمی‌خواهیم فرزندانمان را از دنیای امروز جدا کنیم، اما از تو قدرت می‌خواهیم که چشمان بینا و قلبی حکیم به ما بدهی تا بدانیم کی وارد شویم، کی خارج شویم و چگونه در این دنیای اغواگر، ،ناخدای خوبی برای کشتی خانواده باشیم. کمک کن که روش تربیت‌مان، هم قوی باشد و هم مهربان. شفیع صادقی ۴۰۵٫۵٫۱۳