tgindex
📖 کانال شاهکار قرآن 📖

📖 کانال شاهکار قرآن 📖

Статистика
@shahkar114Религияперсидский

﷽بِـسـْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحــیْم﷽ 🇮🇷 تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران لینک گروه شاهکار قرآن @abdolbaset114 لینک کانال شاهکار قرآن https://t.me/shahkar114

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
40
Всего постов
135
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Религия
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
59
0 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1
40 постов
Вовлечённость
1,7%
к подписчикам
Постов в день
5,7
всего 135
Упоминаний
3
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1
1/48двое суток
1
1/72трое суток
1

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.1из irandiyar2021

    اگر طبق آیه عمل کنید و از اهل مستجیبین حکم آیه آمن الرسول باشید باید قبول کنید در رساله محمد رسول الله یعنی قرآن کریم خبری از حکم رجم زانی و زانیه و اعدام مرتدین وجود ندارد شما تابع رساله بخاری و مسلم هستید که در کتابشان چنین احکامی به دروغ به محمد رسول الله تهمت زده شده است ایمان جان با ذکر آیه و تحریف معنای آن نمیتوانید نفاق درونی تان را پنهان کنید به دروغ آیه را نقل میکنید کانه تابع رسول الله هستید و مثل مومنان به آنچه الله در قرآن نازل فرموده ایمان دارید ولی الله شاهد است که دروغ میگویید و با اینکه در کل قرآن یک آیه در مورد رجم زانی و زانیه وجود ندارد ولی باز اصرار دارید به دروغ ثابت کنید رسول الله به درستی طبق سنت رسولان قبلی در کتب وحیانی ماقبل قرآن حکم به قتل مرتد و رجم زانی و زانیه داده است خود را به تجاهل و تحامق زدن حد و اندازه ای دارد ولی برای مذهبیون حدیثی بی نهایت و فاقد معیار خاصی است

  • وره البقرة: ۱۳۶ { ءَامَنَ ٱلرَّسُولُ بِمَاۤ أُنزِلَ إِلَیۡهِ مِن رَّبِّهِۦ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَۚ كُلٌّ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَمَلَـٰۤىِٕكَتِهِۦ وَكُتُبِهِۦ وَرُسُلِهِۦ لَا نُفَرِّقُ بَیۡنَ أَحَدࣲ مِّن رُّسُلِهِۦۚ وَقَالُوا۟ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَاۖ غُفۡرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَیۡكَ ٱلۡمَصِیر

  • 14 авг.2из irandiyar2021

    🔴 حتی پیامبر مأمور است بر اساس آنچه خدا نازل کرده داوری کند: وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ «و میان آنان بر اساس آنچه خدا نازل کرده داوری کن.» مائده، آیه 49 🔴 بنابراین نمی‌توان یک حکم را صرفاً به این دلیل که در تورات منسوب شده وجود داشته، بدون اثبات قرآنی، به‌عنوان قانون الهیِ مسلمانان معرفی کرد. 🔴 قرآن درباره تحریف و تغییر در کتاب‌های پیشین نیز هشدار داده است: يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ «کلمات را از جایگاه‌های خود تحریف می‌کنند.» مائده، آیه 13 و می‌فرماید: ✅🔷🔺🔺🔺✅🔷🔺🔺✅ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَٰذَا مِنْ عِندِ اللَّهِ «پس وای بر کسانی که کتاب را با دست خود می‌نویسند، سپس می‌گویند: این از جانب خداست.» بقره، آیه 79 🔴 بنابراین معیار تشخیص وحی الهی، قرآن است؛ نه اینکه هر حکمی که به تورات یا انجیل نسبت داده شود، خودکار وارد شریعت مسلمانان شود. 🔴 حتی اگر ثابت شود که حکم رجم در توراتِ نازل‌شده بر موسی وجود داشته است، باز هم این سؤال باقی است: آیا خداوند همان حکم را برای امت محمد نیز تشریع کرده است؟ 🔴 پاسخ این سؤال را باید از قرآن خواست، نه از یک گزارش تاریخی یا حدیثی. 🔴 زیرا قرآن درباره پیامبر می‌فرماید: قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ مِن رَّبِّي «بگو: من فقط از آنچه از سوی پروردگارم به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم.» اعراف، آیه 203 🔴 بنابراین دو مسئله را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت: ایمان به تورات و انجیلِ نازل‌شده = ایمان به وحی الهیِ پیامبران پیشین. پذیرش هر حکم موجود در متون منسوب به تورات و انجیل = چیزی است که قرآن آن را به‌عنوان منبع مستقل تشریع برای مسلمانان قرار نداده است. ✅🔷🔺🔺✅🔷🔺🔺✅🔷🔺 🔴 نتیجه نهایی از دیدگاه قرآن 🔴 تورات و انجیلِ نازل‌شده، وحی الهی بودند و مؤمنان به اصل این وحی ایمان دارند؛ اما قرآن آخرین کتاب نازل‌شده و «مُهَيْمِن» بر کتاب‌های پیشین است. ✅🔷🔺🔺🔺🔷✅🔷✅🔺✅ 🔴 بنابراین برای شناخت شریعت محمد، نیازی نیست احکام را از تورات و انجیل موجود استخراج کنیم. 🔴 در مسئله زنا نیز قرآن حکم صریح صد تازیانه را بیان کرده است، اما حکم رجم را در این حکم ذکر نکرده است. 🔴 پس ادعای اینکه «رسول‌الله حکم رجم را از تورات گرفت و به مسلمانان تشریع کرد»، بدون ارائه نص روشن قرآنی، قابل اثبات از خود قرآن نیست. 🔴 اگر رجم حکم قطعی خداوند برای مسلمانان است، باید آیه‌ای ارائه شود که این حکم را برای مسلمانان مقرر کرده باشد؛ نه اینکه با استناد به تورات، حدیث یا گزارش تاریخی، حکمی را به خداوند نسبت دهیم که قرآن آن را بیان نکرده است. حَسْبُنَا اللَّهُ حَسْبُنَا وَكَفَانَا كِتَابُ اللَّهِ

  • 14 авг.2из irandiyar2021

    🔴 آیا حکم رجم می‌تواند از تورات و انجیل گرفته شده باشد؟ نقد قرآنی ادعای رجم ✅🔷🔺✅🔷🔺✅🔷🔺✅ 🔴 از دیدگاه قرآن، ایمان به اصل وحیِ نازل‌شده بر پیامبران پیشین، به معنای پذیرش تمام متون موجود و منسوب به تورات و انجیل به‌عنوان منبع مستقل تشریع نیست. قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ «بگو: به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل شده و آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده ایمان آوردیم؛ میان هیچ‌یک از آنان تفاوت نمی‌گذاریم و ما در برابر او تسلیم هستیم.» بقره، آیه 136 🔴 ایمان به آنچه خدا بر موسی و عیسی نازل کرده، ایمان به اصل وحی الهی است؛ نه اینکه هر متنی که بعدها با نام تورات و انجیل باقی مانده، برای مسلمانان منبع مستقل احکام باشد. 🔴 قرآن درباره تورات می‌گوید: إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ «ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نور بود.» مائده، آیه 44 ✅🔷🔺🔺🔷🔷🔷🔷🔷✅ 🔴 و درباره انجیل نیز می‌فرماید: وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ «و به او انجیل را دادیم که در آن هدایت و نور بود.» مائده، آیه 46 🔴 پس اصلِ تورات و انجیل، وحی الهی بوده است؛ اما قرآن همچنین از تحریف، کتمان و تغییر سخن می‌گوید و به همین دلیل، قرآن را معیار و حاکم بر کتاب‌های پیشین معرفی می‌کند. 🔴 قرآن درباره جایگاه خود نسبت به کتاب‌های پیشین می‌فرماید: وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ «و این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که کتاب‌های پیشین را تصدیق می‌کند و بر آنها حاکم و ناظر است.» مائده، آیه 48 🔴 بنابراین رابطه روشن است: قرآن معیار و حاکم بر کتاب‌های پیشین است؛ نه اینکه تورات و انجیل موجود، منبع مستقلی در کنار قرآن برای تشریع احکام مسلمانان باشند. ✅🔷🔺🔺🔷🔷✅🔷🔺🔺✅ 🔴 از همین‌جا ادعای اینکه «رسول‌الله حکم رجم را از تورات گرفت و برای مسلمانان اجرا کرد» با یک پرسش اساسی روبه‌رو می‌شود: اگر رجم حکم الزام‌آور الهی برای مسلمانان است، کجای قرآن این حکم را برای مسلمانان تشریع کرده است؟ 🔴 صرف اینکه حکمی در تورات وجود داشته باشد، اثبات نمی‌کند که همان حکم بدون تصریح قرآن، وارد شریعت محمد شده است. 🔴 قرآن صریحاً می‌گوید برای امت‌ها شریعت‌ها و راه‌های متفاوتی قرار داده شده است: لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا «برای هر یک از شما شریعت و راهی قرار دادیم.» مائده، آیه 48 🔴 پس وجود یک حکم در شریعت موسی، به‌تنهایی دلیل وجوب همان حکم در شریعت محمد نیست. 🔴 در مورد زنا، قرآن حکم کیفری را به‌صراحت بیان کرده است: الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ «زن زناکار و مرد زناکار را، هر یک، صد تازیانه بزنید.» نور، آیه 2 🔴 این حکم، صریح و روشن است؛ اما در آن هیچ اشاره‌ای به رجم، سنگسار یا استثنای «محصن» و «محصنه» وجود ندارد. 🔴 بنابراین نمی‌توان حکم دیگری را از یک منبع خارج از قرآن به آن اضافه کرد و سپس آن را حکم قطعی خداوند برای مسلمانان نامید، مگر اینکه دلیل قرآنی مستقلی برای آن ارائه شود. 🔴 ماجرای تورات در سوره مائده نیز دلیل بر تشریع رجم برای مسلمانان نیست. قرآن می‌فرماید: وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِندَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ «چگونه تو را داور قرار می‌دهند، در حالی که تورات نزد آنان است و حکم خدا در آن وجود دارد؟» مائده، آیه 43 🔴 موضوع این آیه، داوری درباره اهل کتاب و کتاب خود آنان است. آیه نمی‌گوید: «هر حکمی که در تورات وجود دارد، برای مسلمانان نیز واجب است.» ✅🔷🔺✅🔷🔺✅🔷🔺🔺✅

  • 14 авг.2из irandiyar2021

    جواب متن شما👇👇👇👇👇 رسول الله ایمان آورده به تمام پیامبران قبل از خود و فرق هم نگذاشته الله می‌فرماید آنچه بر آنان نازل شده بر تو هم نازل شده برو کمی درباره حکم رجم در کتب انبيا مطالعه کن بعد بیا بگو وقتی در کتب آنها هست پس دلیل بر درستی آن حدیث هست 👇👇👇👇👇👇👇

  • 14 авг.2из irandiyar2021

    کتب انبیای سابق مانند تورات و انجیل تحریف شده اند تورات تحریفی شده و کتب حدیثی تلمود و تنخ ها بین آنها رایج است انجیل وحیانی که صد درصد امحاء شده و اناجیل اربعه متی لوقا یوحنا مرقس جایگزین آن شده است ما به کتب وحیانی سابق غیر تحریفی ایمان داریم و ملاک و مرجع و منبع دین ما قرآن است که مهیمن و محافظ احکام تورات و انجیل است با وجود قرآن نیازی به جستجو برای یافتن کتب وحیانی ماقبل قرآن نداریم چون بدلیل تحریف بشری برای ما حجیت ندارند ✅🔷🔺🔷✅🔷🔺🔺✅ در ضمن رسول الله نمی‌تواند از پیش خودش حکم رجم را از کتب تورات و انجیل استخراج کند در حالیکه حکم رجم در قرآن موجود نباشد ✅🔷🔺🔺🔷✅🔺🔺✅ وره البقرة: ۱۳۶ { ءَامَنَ ٱلرَّسُولُ بِمَاۤ أُنزِلَ إِلَیۡهِ مِن رَّبِّهِۦ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَۚ كُلٌّ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَمَلَـٰۤىِٕكَتِهِۦ وَكُتُبِهِۦ وَرُسُلِهِۦ لَا نُفَرِّقُ بَیۡنَ أَحَدࣲ مِّن رُّسُلِهِۦۚ وَقَالُوا۟ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَاۖ غُفۡرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَیۡكَ ٱلۡمَصِیر ✅🔺🔺✅🔷🔺🔷🔷🔷✅

  • 14 авг.1из irandiyar2021

    🔴 «فعل الخيرات» یعنی انجام کارهای نیک؛ نه «کتاب احادیث»، نه «سنت تشریعی مستقل» و نه «وحیِ جزئیات فقهی». 🔴 «يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا» یعنی هدایت به فرمان خدا؛ و هیچ دلیلی در خود آیه وجود ندارد که آن را به ولایت تکوینی بر قلوب تبدیل کنیم. 🔴 همچنین «امام» در قرآن همیشه به معنای یک مقام مقدس و مصون از خطا نیست؛ زیرا قرآن حتی از پیشوایانی سخن می‌گوید که مردم را به سوی آتش دعوت می‌کنند. 🔴 بنابراین تبدیل یک آیه درباره پیامبران گذشته به اثبات یک نهاد دائمیِ تشریعی پس از پیامبر، سپس تبدیل آن به «وحی سنت»، و در مرحله بعد تبدیل آن به حجیت کتب حدیث و فقه، یک زنجیره استدلالی است که هیچ‌یک از حلقه‌های آن از خود آیه 73 سوره انبیاء به دست نمی‌آید. 🔴 از دیدگاه قرآن، رسول مأمور به پیروی از وحی است: قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ مِن رَّبِّي «بگو: من فقط از آنچه از سوی پروردگارم به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم.» اعراف، آیه 203 🔴 و مأموریت رسول نیز ابلاغ است: وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ «و بر عهده رسول جز ابلاغ آشکار نیست.» عنکبوت، آیه 18 🔴 پس نمی‌توان از «اطاعت رسول» نتیجه گرفت که تمام مجموعه‌های رواییِ بعدی، وحی الهی هستند؛ همان‌طور که نمی‌توان از «وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ» نتیجه گرفت که خداوند پس از پیامبران، یک نظام دائمی از امامانِ صاحب وحیِ سنت و ولایت تکوینی برای تشریع دین ایجاد کرده است. 🔴 قرآن را باید با خود قرآن فهمید؛ نه اینکه ابتدا یک عقیده مذهبی پذیرفته شود و سپس آیات برای اثبات آن عقیده تفسیر شوند. حَسْبُنَا اللَّهُ حَسْبُنَا وَكَفَانَا كِتَابُ اللَّهِ

  • 14 авг.1из irandiyar2021

    🔴 دقت کنید که خود آیه علت این مقام را چنین بیان می‌کند: لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ «هنگامی که شکیبایی کردند و به آیات ما یقین داشتند.» 🔴 آیه نمی‌گوید آنان صاحب قدرت تکوینی بر قلوب بودند یا حامل یک کتاب حدیثی مستقل بودند. 🔴 چهاردهم: «امام» در قرآن لزوماً به معنای یک مقام تشریعی دائمی پس از پیامبر نیست 🔴 قرآن می‌فرماید: وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ «و از میان آنان پیشوایانی قرار دادیم که به سوی آتش دعوت می‌کنند.» قصص، آیه 41 🔴 اگر «امام» ذاتاً به معنای صاحب مقام مقدس و معصوم و صاحب ولایت تکوینی باشد، چگونه قرآن از امامانی سخن می‌گوید که به سوی آتش دعوت می‌کنند؟ 🔴 بنابراین «امام» در قرآن در اصل به معنای پیشوا و پیشرو است و معنای آن باید از سیاق مشخص شود. 🔴 پانزدهم: قرآن حتی درباره پیامبر می‌گوید او مالک هدایت قلبی مردم نیست إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ «تو نمی‌توانی هر کس را که دوست داری هدایت کنی، بلکه خدا هر که را بخواهد هدایت می‌کند.» قصص، آیه 56 🔴 پس عبارت «يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا» دلیل ولایت تکوینی بر قلب انسان‌ها نیست. هدایت به فرمان خدا می‌تواند به معنای دعوت، راهنمایی و هدایت بر اساس فرمان الهی باشد. 🔴 شانزدهم: ادعای «بن‌بست نماز و زکات بدون احادیث» نیز دلیل قرآنی نیست 🔴 گفته شده: «چون قرآن جزئیات نماز و زکات را به شکل یک کتاب فقهی بیان نکرده، پس حتماً باید احادیث را منبع تشریع قرار دهیم.» 🔴 این استدلال یک فرض را به عنوان نتیجه وارد می‌کند. اینکه قرآن همه جزئیات را در قالب یک کتاب فقهی ارائه نکرده، اثبات نمی‌کند که هر روایت تاریخی منسوب به پیامبر وحی الهی است. 🔴 قرآن خود می‌گوید: وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ «نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید.» این اعمال در جامعه مسلمانان، علاوه بر متن قرآن، به‌صورت عمل جمعی و مستمر نیز انجام شده‌اند. 🔴 عمل دینیِ مشاهده‌شده و منتقل‌شده با ادعای حجیت مطلق برای تمام روایات حدیثی یکی نیست. 🔴 هفدهم: اگر «سنت عملی» وحی مستقل است، چرا باید آن را از کتاب‌های حدیثی قرن‌ها بعد استخراج کرد؟ 🔴 اینجا یک سؤال اساسی برای حدیث‌گرایان باقی می‌ماند: اگر خداوند برای هدایت امت یک «وحی عملی مستقل» نازل کرده بود، چرا قرآن نگفت: «بعد از من به فلان مجموعه روایات مراجعه کنید.» یا: «دین خود را از کتاب‌های حدیثی آینده بگیرید.» یا: «هر آنچه را راویان قرن‌های بعد از من نقل کردند، وحی دوم بدانید.» 🔴 هیچ‌کدام از اینها در قرآن وجود ندارد. بنابراین نمی‌توان از یک آیه درباره وحی به پیامبران گذشته برای انجام خیرات، یک نظام کامل «کتب حدیثی و فقهی پس از پیامبر» استخراج کرد. 🔴 هجدهم: قرآن از کامل بودن کتاب در بیان هدایت سخن می‌گوید أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا «آیا جز خدا داوری بجویم، در حالی که اوست که کتاب را به سوی شما نازل کرده و آن را تفصیل داده است؟» انعام، آیه 114 و: مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَىٰ وَلَٰكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ «این سخنی ساختگی نیست، بلکه تصدیق‌کننده آنچه پیش از خود است و تفصیل‌دهنده هر چیز و هدایت و رحمتی برای مردمی است که ایمان می‌آورند.» یوسف، آیه 111 🔴 بنابراین نمی‌توان نیاز به فهم و اجرای دین را به‌سادگی تبدیل به نیاز به یک منبع تشریعی مستقل کرد. ✅🔷🔺🔺🔷🔷✅🔷🔺✅ 🔴 جمع‌بندی نهایی و پاسخ به سه ادعای اصلی 🔴 ادعای اول: «جعل امام» یعنی ولایت تکوینی ❌ اثبات نمی‌شود. «جعل» به‌خودی‌خود ولایت تکوینی را اثبات نمی‌کند و «يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا» نیز چنین معنایی را در خود ندارد. 🔴 ادعای دوم: «وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ» یعنی وحیِ سنت و حدیث ❌ اثبات نمی‌شود. آیه درباره وحی الهی به پیامبران برای انجام خیرات، اقامه نماز و ایتاء زکات سخن می‌گوید؛ هیچ سخنی از «احادیث»، «سنت مستقل»، «کتب حدیثی» یا «مرجعیت امامان بعد از پیامبر» در آن وجود ندارد. 🔴 ادعای سوم: جزئیات نماز و زکات ثابت می‌کند که باید امامان و احادیث را منبع تشریع بدانیم ❌ این نیز نتیجه منطقی آیه نیست. وجود جزئیات عملی در دین، به‌خودی‌خود ثابت نمی‌کند که هر روایت منسوب به پیامبر یا امامان، وحی الهی و منبع مستقل تشریع است. 🔴 نتیجه از دیدگاه قرآن 🔴 آیه 73 سوره انبیاء نه تنها دلیلی بر وجود یک سلسله امامانِ دارای ولایت تکوینی و وحیِ سنت نیست، بلکه متن آیه اساساً چنین ادعاهایی را مطرح نمی‌کند. 🔴 این آیه درباره ابراهیم، اسحاق و یعقوب و هدایت آنان به فرمان خداست.

  • 14 авг.1из irandiyar2021

    🔴 ششم: اگر این آیه اثبات‌کننده یک سنت مستقل است، چرا قرآن آن را برای همه مسلمانان به‌عنوان منبع دین معرفی نکرده است؟ 🔴 قرآن هنگام بیان منبع هدایت، می‌گوید: اتَّبِعُوا مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ «از آنچه از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید و به جای او از سرپرستان دیگری پیروی نکنید.» اعراف، آیه 3 🔴 اگر قرار بود یک مجموعه سنتِ مستقلِ وحیانی در کنار قرآن منبع الزام‌آور دین باشد، انتظار می‌رفت قرآن آن منبع را به‌صراحت معرفی کند؛ نه اینکه صرفاً از «فعل الخيرات» در مورد پیامبران گذشته سخن بگوید. 🔴 هفتم: قرآن خود رسول را تابع وحی معرفی می‌کند 🔴 قرآن به محمد می‌گوید: قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ مِن رَّبِّي «بگو: من فقط از آنچه از سوی پروردگارم به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم.» اعراف، آیه 203 🔴 این آیه بسیار مهم است. پیامبر در قرآن تابع وحی است. پس اگر گفته شود پیامبر علاوه بر وحی قرآن، یک مجموعه مستقل تشریعی دارد که بعداً از طریق روایت‌های انسانی به مسلمانان منتقل شده، باید برای این ادعا دلیل قرآنی مستقل ارائه شود. 🔴 هشتم: پیامبر مأمور به پیروی از وحی است، نه ساختن دین مستقل وَاتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ «و از آنچه از پروردگارت به تو وحی شده پیروی کن.» انعام، آیه 106 و: وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ «و میان آنان بر اساس آنچه خدا نازل کرده داوری کن.» مائده، آیه 49 🔴 این آیات جایگاه رسول را به‌روشنی نشان می‌دهند: او حامل و پیرو وحی الهی است و بر اساس آن حکم می‌کند. 🔴 نهم: «اطیعوا الرسول» را نمی‌توان خودکار به «اطاعت از احادیث بعدی» تبدیل کرد 🔴 یکی از مهم‌ترین استدلال‌های حدیث‌گرایان این است: «قرآن گفته از رسول اطاعت کنید؛ پس باید از احادیث اطاعت کنیم.» 🔴 این استدلال یک حلقه مفقوده دارد: اطاعت از رسول ≠ اثبات هر روایت منسوب به رسول برای اثبات این نتیجه باید ابتدا ثابت شود: هر روایتی که قرن‌ها بعد از پیامبر توسط راویان نقل شده، قطعاً سخن اوست. اما همین ادعا محل نزاع است. 🔴 نمی‌توان با آیه «اطیعوا الرسول» ابتدا حجیت حدیث را فرض کرد و سپس همان حدیث را دلیل حجیت حدیث قرار داد. این دور استدلالی است. 🔴 دهم: قرآن وظیفه اصلی رسول را «بلاغ مبین» معرفی می‌کند فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ الْمُبِينُ «بر عهده تو جز ابلاغ آشکار نیست.» نور، آیه 54 و: وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ «و بر عهده رسول جز ابلاغ آشکار نیست.» عنکبوت، آیه 18 🔴 بنابراین وقتی از نقش رسول سخن می‌گوییم، باید آن را در مجموعه آیات قرآن ببینیم: وحی → ابلاغ → دعوت → هدایت بر اساس وحی نه اینکه بعداً هر مجموعه‌ای از روایت‌های تاریخی را به عنوان یک «وحی مستقل» در کنار کتاب خدا قرار دهیم. 🔴 یازدهم: آیه «لتبین للناس» نیز اثبات‌کننده کتاب‌های حدیثی نیست 🔴 ممکن است گفته شود: «خداوند فرمود: لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِم؛ پس پیامبر باید قرآن را با احادیث تبیین کند.» 🔴 آیه چنین چیزی نمی‌گوید. وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ «و این ذکر را بر تو نازل کردیم تا آنچه را برای مردم نازل شده است برای آنان روشن کنی، باشد که بیندیشند.» نحل، آیه 44 🔴 «لتبين» در خود آیه به معنای تبدیل سخنان پیامبر به یک مجموعه حدیثی نیست. پیامبر مأمور به تبیین آنچه نازل شده است. 🔴 و قرآن در جای دیگر، «بیان» را به خدا نسبت می‌دهد: ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ «سپس بیان آن بر عهده ماست.» قیامت، آیه 19 🔴 پس نمی‌توان واژه «تبیین» را به‌تنهایی دلیل تأسیس یک منبع تشریعی مستقل به نام حدیث قرار داد. 🔴 دوازدهم: آیه 73 انبیاء حتی نمی‌گوید امامان بعد از پیامبران می‌آیند 🔴 این نکته بسیار اساسی است. آیه می‌گوید: وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یعنی خداوند آنان را امامانی قرار داد. «آنان» در سیاق آیات، ابراهیم، اسحاق و یعقوب هستند. 🔴 هیچ اشاره‌ای در این آیه به: امامان بعد از محمد، دوازده امام، مرجعیت دائمی امامان، احادیث، کتاب‌های حدیثی، ولایت تکوینی، یا تشریع مستقل وجود ندارد. بنابراین استفاده از این آیه برای اثبات یک نظام خاص امامت، تفسیر فراتر از متن آیه است. 🔴 سیزدهم: قرآن نمونه دیگری از «أئمة يهدون بأمرنا» را بیان می‌کند 🔴 آیه 24 سوره سجده می‌فرماید: وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ «و از میان آنان امامانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می‌کردند، هنگامی که شکیبایی کردند و به آیات ما یقین داشتند.»

  • 14 авг.1из irandiyar2021

    🔴 نقد استدلال به آیه 73 سوره انبیاء؛ آیا «امامان» حامل وحیِ سنت و واسطه تشریع هستند؟ 🔴 ادعای اصلی متن حدیث‌گرایان این است که آیه 73 سوره انبیاء با عبارت «وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ» ثابت می‌کند که خداوند علاوه بر قرآن، «وحیِ فعلی» یا سنتی را به امامان داده و آنان واسطه دریافت و تبیین این وحی برای مردم هستند. 🔴 اما این برداشت، چندین مطلب را به آیه تحمیل می‌کند که خود آیه چنین چیزی نمی‌گوید. 🔴 اول: آیه درباره چه کسانی است؟ 🔴 آیه 73 سوره انبیاء در ادامه سخن درباره ابراهیم، اسحاق و یعقوب است: وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ «و آنان را امامانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می‌کردند، و انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات را به آنان وحی کردیم، و آنان عبادت‌کنندگان ما بودند.» 🔴 آیه مشخصاً درباره ابراهیم، اسحاق و یعقوب و در همان سیاق، درباره پیامبران الهی سخن می‌گوید؛ نه درباره یک نهاد دائمی به نام «امامان» که پس از پیامبران مرجع تشریع دین باشند. 🔴 هیچ کجای آیه گفته نشده است: «پس از این پیامبران، امامانی خواهند آمد که احادیث و سنت‌های دینی را برای مردم تشریع و تبیین کنند.» این مطلب در آیه وجود ندارد و باید از بیرون به آیه اضافه شود. 🔴 دوم: «جَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً» به‌تنهایی اثبات ولایت تکوینی نمی‌کند 🔴 استدلال شده که واژه «جعل» حتماً نشان‌دهنده مقام تکوینی و ولایت بر قلوب است. این ادعا نیازمند دلیل است. خود قرآن بارها «جعل» را در معانی مختلف به کار می‌برد و صرف وجود این واژه، هیچ‌گاه به‌تنهایی «ولایت تکوینی» را ثابت نمی‌کند. برای نمونه: وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا «و شب را پوششی قرار دادیم.» نبأ، آیه 10 و: وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا «و روز را وسیله زندگی و معاش قرار دادیم.» نبأ، آیه 11 بنابراین باید معنای «جعل» را از سیاق آیه فهمید، نه اینکه از خود واژه، یک نظام کامل کلامی به نام «ولایت تکوینی امامان» استخراج کنیم. 🔴 در آیه انبیاء، بلافاصله توضیح داده می‌شود که این امامان چگونه هدایت می‌کردند: يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا یعنی: «به فرمان ما هدایت می‌کردند.» 🔴 «بأمرنا» در خود آیه هیچ دلالتی بر تسلط تکوینی بر قلوب انسان‌ها ندارد. «امر» در قرآن معانی مختلف دارد و در اینجا می‌تواند به معنای فرمان و هدایت الهی باشد. 🔴 سوم: اگر «يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا» ولایت تکوینی بر قلوب بود، قرآن باید چنین چیزی را روشن می‌کرد 🔴 قرآن درباره هدایت انسان‌ها صراحتاً می‌گوید: إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ «تو نمی‌توانی هر کس را که دوست داری هدایت کنی، بلکه خداست که هر کس را بخواهد هدایت می‌کند.» قصص، آیه 56 🔴 پس حتی رسول نیز مالک هدایت درونی انسان‌ها نیست. اگر رسول چنین ولایت تکوینی بر قلب انسان‌ها ندارد، چگونه از عبارت «يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا» می‌توان یک ولایت تکوینی برای امامان استخراج کرد؟ 🔴 هدایت تشریعی و دعوت به راه خدا با تصرف تکوینی در قلب انسان‌ها یکی نیست. 🔴 چهارم: مهم‌ترین خطای متن، تبدیل «فعل الخيرات» به «وحیِ یک سنت مستقل» است 🔴 متن حدیث‌گرا می‌گوید: «وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ» یعنی خداوند به امامان «وحیِ فعل» کرده و این وحی در قالب سنت عملی باقی مانده است. 🔴 اما خود عبارت هیچ اشاره‌ای به «سنت» یا «احادیث» ندارد. آیه می‌گوید: وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ نه: «وأوحينا إليهم أحاديث دينية» و نه: «وأوحينا إليهم سنة تشريعية» و نه: «وأوحينا إليهم كتباً بعد الرسل» 🔴 معنای طبیعی آیه این است که خداوند انجام کارهای خیر، برپا داشتن نماز و پرداخت زکات را به آنان وحی کرد؛ یعنی آنان را به انجام این اعمال الهی هدایت و مأمور کرد. 🔴 تبدیل «وحیِ انجام خیرات» به «وحیِ یک مجموعه احکام و روایات مستقل در کنار قرآن» نیازمند دلیل دیگری است که در آیه وجود ندارد. 🔴 پنجم: «فعل الخيرات» به معنای «وحی کردن جزئیات اجرایی سنت» نیست 🔴 اگر خداوند می‌فرماید: وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ این عبارت از نظر ساختار، درباره انجام دادن خیرات سخن می‌گوید، نه اینکه خداوند کتابی از جزئیات سنتی را به آنان داده باشد. همان آیه خودش سه نمونه را ذکر می‌کند: فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ یعنی: انجام کارهای نیک، برپا داشتن نماز و پرداخت زکات. 🔴 هیچ عبارت «وحیِ جزئیات نماز» یا «وحیِ مجموعه احادیث» در آیه وجود ندارد.

  • 14 авг.1из irandiyar2021

    نقد طریقت قرآنیون و جواب ما ✅🔷🔺✅🔷🔺✅🔷🔺✅ 🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹 ❇️ قرآن_بسندگان با تکیه بر #شعارِ «حسبنا کتاب‌الله»، #اصالتِ معرفتی را منحصراً به متنِ مکتوبِ قرآن بازمی‌گردانند و هرگونه مرجعیتِ مستقل برای سنت یا امامان را نفی می‌کنند. اما واکاوی آیه ۷۳ سوره #انبیاء («وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ»)، این دیدگاه را با چالش‌های جدیِ هرمنوتیکی و کلامی مواجه می‌سازد که می‌توان آن را در سه محورِ کلیدی نقد کرد: 1⃣ اثبات «جعلِ امامت» فراتر از رهبریِ فکری ✅ #قرآن‌_بسندگان #امامت را اغلب به معنای یک نقشِ ساده‌یِ ترویجی می‌پندارند. در حالی که واژه «جعل» در ادبیاتِ #قرآنی، حکایت از مقامی #تکوینی و #انتصابِ الهی دارد. آیه صراحتاً بیان می‌کند که خداوند، امامان را «مأمور به هدایت» قرار داده است. اگر هدایت تنها در خواندنِ متنِ قرآن خلاصه می‌شد، نیازی به «جعلِ امام» به عنوانِ واسطه‌ی هدایت نبود. قید «يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا» (هدایت به امر ما)، نشان می‌دهد که امامان دارای نوعی نفوذ و ولایتِ #تکوینی بر قلوب هستند که از طریقِ «امرِ الهی» (مقامِ ملکوتی) حاصل می‌شود؛ امری که فراتر از دلالت‌های #ظاهریِ کلمات است و تنها از طریق واسطه‌ای که به این مقام دسترسی دارد، محقق می‌شود. 2⃣ ضرورتِ پذیرش «وحیِ فعل» و سنتِ عملی ✅یکی از قوی‌ترین ادله علیه #قرآن‌_بسندگان، عبارتِ «وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ» است. این وحی، وحیِ متلو (الفاظ قرآن) نیست، بلکه وحیِ «فعل» و «عمل» است. این آیه اثبات می‌کند که خداوند برای پیاده‌سازیِ دین، فراتر از متنِ مکتوب، محتوایی را به #امامان وحی کرده که در قالبِ «فعل» (سیره و سنت) تبلور می‌یابد. نفیِ مرجعیتِ امامان توسط #قرآن‌_بسندگان، به معنای نادیده گرفتنِ این بخش از وحیِ الهی است که «چگونگیِ فعلِ خیرات» را تبیین می‌کند. در واقع، امام #مبیّنِ #وحیِ فعلی است که در قرآن به صورتِ مجمل بیان شده است. 3⃣ تبیینِ اجراییِ احکام (اقامه صلاة و ایتاء زکات) #قرآن‌_بسندگان همواره در ارائه الگوی عملیِ #احکام (مانند کیفیتِ دقیقِ نماز یا جزئیاتِ زکات) با بن‌بستِ تفسیری روبرو هستند؛ چرا که قرآن این موارد را در سطحِ کلیات بیان کرده است. آیه ۷۳ انبیاء با پیوند دادنِ «اقامه صلاة» و «ایتاء زکات» به «وحیِ الهی به امامان»، به روشنی نشان می‌دهد که #مجرایِ دستیابی به #جزئیاتِ اجراییِ این فرامین، همان امامانی هستند که خداوند به ایشان #وحی کرده است. نادیده گرفتنِ نقشِ #هدایت‌_گرِ امام، عملاً مؤمن را در مقامِ عمل، از «سنتِ وحیانی» #محروم کرده و او را به ورطه‌ی تفسیر به رأی یا سرگردانی در احکام می‌افکند. ✅نتیجه‌گیری: نقدِ بنیادی بر رویکردِ #قرآن‌_بسندگان این است که آن‌ها دچارِ «تقلیل‌گرایی» شده‌اند؛ آن‌ها «هدایتِ الهی» را به «متن‌خوانیِ فردی» #تقلیل داده‌اند. آیه ۷۳ سوره انبیاء با معرفیِ امامان به عنوان «حاملانِ وحیِ فعل» و «هادیانِ به امر الهی»، #اثبات می‌کند که در نظامِ تشریعِ الهی، وجودِ واسطه‌ای که متصل به ملکوت باشد و سنتِ عملی را تبیین کند، نه تنها یک امرِ زائد نیست، بلکه برای تحققِ عینیِ #احکام (اقامه صلاة و ایتاء زکات) ضرورتِ مطلق دارد. بنابراین، انکارِ #مرجعیتِ امامان، مستقیماً به معنایِ نادیده انگاشتنِ بخشی از سازوکارِ وحیانیِ هدایت است که قرآن خود بدان تصریح کرده است. ❤️❤️ #قرآن_بسندگان #قرآنیون #فرق_ضاله

  • توضیح و تبیین آیات ۳۷ الی ۴۸ سوره مائده جلسه ششم مطابق با فهم بنده فقط مبتنی بر قرآن، بررسی و تحلیل آیه : والسارق و السارقه فاقطعوا.... بعنوان یکی از مصادیق جرائم و مجازات آن مطابق با آیه ۳۳ و اثر بازدارندگی، مهمترین فلسفه مجازات. بررسی آیات حکم به ماانزل الله: ومن لم یحکم بماانزل الله فاولئک هم الکافرون. هم الظالمون. هم الفاسقون. موفق باشید........ عاکف

  • 14 авг.3из irandiyar2021

    مخلص کلام : 🔴 بنابراین معیار قرآنی این نیست که یک عقیده چون در میان میلیاردها نفر رایج شده، الزاماً حق است؛ معیار، موافقت آن با وحی خداست. 🔴 اما درباره قرآن یک تفاوت اساسی وجود دارد قرآن درباره خود قرآن می‌فرماید: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ «همانا ما خود این ذکر را نازل کردیم و قطعاً خود نگهبان آن هستیم.» حجر، آیه 9 و می‌فرماید: لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ ۖ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ «باطل از پیش رو و از پشت سر به آن راه نمی‌یابد؛ نازل‌شده از سوی حکیمی ستوده است.» فصلت، آیه 42 🔴 بنابراین از دیدگاه قرآن، نباید میان «وحی مکتوب الهی» و «روایات تاریخی منسوب به پیامبر» خلط کرد. 🔴 نتیجه قرآنی 🔴 عیسی بن مریم رسول خدا بود، نه خدا و نه فرزند خدا. 🔴 محمد نیز رسول خدا بود، نه صاحب یک دین و مذهب مستقل در کنار دین خدا. با کتب حدیثی در کنار قران کریم 🔴 عیسی باید در چارچوب توحید و وحی الهی شناخته شود، نه بر اساس غلوهای بعدی. 🔴 محمد نیز باید در چارچوب قرآن و وحی الهی شناخته شود، نه بر اساس تشریعاتی که قرن‌ها بعد به نام او نقل و تدوین شده‌اند. 🔴 قرآن درباره اهل کتاب هشدار می‌دهد که سخنان بشری می‌توانند به خدا نسبت داده شوند و دین می‌تواند دچار غلو و تحریف شود. 🔴 اما درباره اینکه دقیقاً اناجیل کنونی چگونه و در چه تاریخی شکل گرفته‌اند، قرآن جزئیات تاریخی ارائه نمی‌کند؛ بنابراین نمی‌توان جزئیات تاریخی را به قرآن نسبت داد. 🔴 آنچه می‌توان با اطمینان از قرآن استخراج کرد، یک اصل کلی است: پس از پیامبران، خطرِ غلو، کتمان، تحریف و وارد کردن سخن بشری در دین وجود دارد. 🔴 از همین منظر، هر روایت منسوب به محمد نیز باید در برابر قرآن سنجیده شود و صرف انتساب آن به پیامبر، آن را وحی الهی نمی‌کند. 🔴 اگر چیزی واقعاً دین خداست، باید برای نسبت دادن آن به خدا دلیل الهی وجود داشته باشد. 🔴 قرآن می‌گوید: وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا «چه کسی ستمکارتر است از کسی که بر خدا دروغ ببندد؟» انعام، آیه 21 🔴 بنابراین همان‌گونه که قرآن با غلو درباره عیسی مقابله می‌کند، باید با هرگونه غلو درباره محمد نیز مقابله کرد؛ و همان‌گونه که تبدیل سخنان بشری به دین الهی در مورد امت‌های پیشین خطرناک است، تبدیل روایات تاریخی به احکام الزام‌آور دینی بدون اذن روشن خدا نیز باید با معیار قرآن سنجیده شود. 🔴 رسول، رسول است؛ خدا، خداست؛ و وحی، وحی است. 🔴 مقام رسول، مجوز ساختن دین در کنار وحی نیست. 🔴 و معیار نهایی برای تشخیص دین خدا، کتابی است که خدا نازل کرده است. حَسْبُنَا اللَّهُ حَسْبُنَا وَكَفَانَا كِتَابُ اللَّهِ

  • 14 авг.2из irandiyar2021

    «و در میان آنان گروهی هستند که زبان خود را هنگام خواندن کتاب می‌پیچانند تا آن را از کتاب بپندارید، در حالی که از کتاب نیست؛ و می‌گویند از نزد خداست، در حالی که از نزد خدا نیست؛ و با آگاهی بر خدا دروغ می‌بندند.» آل عمران، آیه 78 🔴 پس قرآن اصلِ امکان نسبت دادن سخن غیرالهی به خدا و وارد کردن سخن بشری در دین را به‌صراحت مطرح کرده است. 🔴 آیا همین الگو می‌تواند برای امت محمد نیز یک هشدار قرآنی باشد؟ 🔴 قرآن این هشدار را محدود به یک قوم نمی‌کند. قرآن نشان می‌دهد که پس از پیامبران، یکی از بزرگ‌ترین خطرها این است که انسان‌ها به جای وفاداری به وحی الهی، سخنان و احکام بشری را به دین وارد کنند و سپس آنها را مقدس و الزام‌آور بدانند. 🔴 اما درباره تاریخ مسیحیت باید با دقت سخن گفت. نمی‌توان صرفاً از آیات قرآن نتیجه گرفت که دقیقاً «چه شخصی»، «در چه تاریخی» و «با چه روشی» اناجیل موجود را جایگزین انجیل اصلی کرده است. قرآن چنین جزئیات تاریخی‌ای را بیان نکرده است. ولی ما در عصر حاضر می بینیم اثری از انجیل وحیانی بین مسیحیان وجود ندارد و انجیل عهد جدید یعنی اناجیل رابعه همانند کتب حدیثی مسلمانان است تنها انجیل برنابا قسمتی از انجیل اصلی و غیر شرک آلود است 🔴 آنچه قرآن به‌صراحت بیان می‌کند، این است که در میان اهل کتاب تحریف، کتمان، نسبت دادن سخن غیرالهی به خدا و غلو درباره عیسی رخ داده است. بنابراین اصل قرآنیِ قابل استناد این است: وحی الهی → پیامبر → پس از پیامبر خطر تحریف، غلو و تشریع بشری 🔴 قرآن درباره عیسی: رسول، نه خدا قرآن می‌فرماید: مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ «مسیح پسر مریم جز یک رسول نیست.» و درباره محمد می‌فرماید: وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ «محمد جز یک رسول نیست.» 🔴 پس باید یک معیار واحد برای هر دو پیامبر وجود داشته باشد اگر تبدیل کردن عیسی از رسول به خدا یا فرزند خدا انحراف از توحید است تبدیل کردن محمد از رسول به صاحب یک منبع تشریعی مستقل در کنار قرآن نیز باید با همان معیار قرآنی بررسی شود. 🔴 اطاعت از رسول در قرآن به معنای اطاعت از وحی اوست، نه ساختن کتاب‌های حدیثی پس از او قرآن می‌گوید: اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ «از آنچه از جانب پروردگارت به تو وحی شده است پیروی کن؛ معبودی جز او نیست.» انعام، آیه 106 🔴 خطاب به خود پیامبر نیز این است که از وحی پیروی کند. پس وقتی قرآن از اطاعت رسول سخن می‌گوید، نمی‌توان بدون دلیل قرآنی نتیجه گرفت که منظور، اطاعت از مجموعه کتاب‌هایی است که قرن‌ها بعد توسط انسان‌ها گردآوری شده‌اند. 🔴 قرآن میان «اطاعت رسول» و «پیروی از وحی» جدایی قرار نمی‌دهد وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ اطاعت خدا و رسول، در ساختار قرآن، اطاعت از رسولِ حامل و ابلاغ‌کننده فرمان خداست. خود رسول مأمور است: قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ مِن رَّبِّي «بگو: من فقط از آنچه از سوی پروردگارم به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم.» اعراف، آیه 203 🔴 بنابراین رسول در قرآن، سازنده دین مستقل در کنار وحی نیست؛ بلکه تابع و ابلاغ‌کننده وحی است. 🔴 قرآن هشدار می‌دهد که پس از خدا و آیات او، چه حدیثی را می‌پذیرند؟ تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ ۖ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ «اینها آیات خداست که آنها را به حق بر تو می‌خوانیم؛ پس بعد از خدا و آیات او، به کدام حدیث ایمان می‌آورند؟» جاثیه، آیه 6 🔴 این آیه دست‌کم نشان می‌دهد که «حدیث» نمی‌تواند بدون دلیل، به منبعی هم‌سطح آیات الهی تبدیل شود. 🔴 قرآن از پیروی از آنچه خدا نازل کرده فرمان می‌دهد اتَّبِعُوا مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ ۗ قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ «از آنچه از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید و به جای او از سرپرستان دیگری پیروی نکنید. چه اندک پند می‌پذیرید.» اعراف، آیه 3 🔴 معیار قرآن: «ما أُنزِلَ إليكم» است؛ یعنی آنچه از جانب خدا نازل شده است 🔴 قرآن از ساختن احکام دینی بدون اذن خدا هشدار می‌دهد أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ «آیا آنان شریکانی دارند که برایشان در دین چیزی را تشریع کرده‌اند که خدا به آن اجازه نداده است؟» شوری، آیه 21 🔴 این آیه یک معیار بنیادین می‌دهد: هیچ انسانی حق ندارد چیزی را به عنوان «دین» تشریع کند، مگر آنکه خداوند به آن اذن داده باشد. 🔴 خطر تحریف دین فقط مخصوص مسیحیان نیست قرآن به مسلمانان نیز هشدار می‌دهد: وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ «حق را با باطل درنیامیزید و حق را کتمان نکنید، در حالی که می‌دانید.» بقره آیه 42

  • 14 авг.1из irandiyar2021

    بررسی اشتراک عقیدتی و انحراف عقیدتی پیروان عیسی ع و محمد ع ✅🔷🔺✅🔷🔺✅🔷🔺✅ 🔴 عیسی بن مریم نیز جز یک رسول نبود 🔴 قرآن درباره عیسی بن مریم با صراحت می‌فرماید: مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ ۖ كَانَا يَأْكُلَانِ الطَّعَامَ ۗ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآيَاتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ «مسیح، پسر مریم، جز یک رسول نبود؛ پیش از او نیز رسولانی بودند، و مادرش زنی بسیار راستگو بود. هر دو غذا می‌خوردند. بنگر چگونه آیات را برای آنان روشن می‌کنیم، سپس بنگر چگونه از حقیقت روی می‌گردانند.» 🔴 قرآن در اینجا شخصیت عیسی را به مقام الوهیت ارتقا نمی‌دهد؛ بلکه صریحاً او را در سلسله رسولان الهی قرار می‌دهد. 🔴 همین اصل درباره محمد نیز صریحاً بیان شده است وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ۚ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ «و محمد جز یک رسول نیست؛ پیش از او نیز رسولانی بوده‌اند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به عقب بازمی‌گردید؟» آل عمران، آیه 144 🔴 ساختار دو آیه بسیار قابل توجه است: عیسی: «مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ» محمد: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ» 🔴 پس از دیدگاه قرآن، هیچ رسولی پس از مرگ خود نباید به شخصیتی فراتر از مقام رسالت تبدیل شود و سخنان منسوب به او نباید جای وحی مکتوب و نازل‌شده الهی را بگیرد. 🔴 قرآن درباره غلو در مورد عیسی هشدار مستقیم داده است يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ ۚ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَىٰ مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ ۖ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ۖ وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ ۚ انتَهُوا خَيْرًا لَّكُمْ ۚ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ «ای اهل کتاب، در دین خود غلو نکنید و درباره خدا جز حق نگویید. مسیح عیسی پسر مریم فقط رسول خدا و کلمه اوست که آن را به مریم القا کرد و روحی از جانب اوست. پس به خدا و رسولان او ایمان بیاورید و نگویید: سه‌گانه. بازایستید که برای شما بهتر است. همانا خدا فقط معبودی یگانه است. او منزه است از اینکه فرزندی داشته باشد.» نساء، آیه 171 🔴 قرآن دقیقاً با همین نقطه مقابله می‌کند: رسول، رسول باقی می‌ماند؛ انسان نباید رسول را به خدا یا فرزند خدا تبدیل کند. 🔴 قرآن درباره نسبت دادن فرزند به خدا نیز هشدار می‌دهد لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ ۖ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ وَمَن فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ۗ وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۚ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ «قطعاً کسانی که گفتند خدا همان مسیح، پسر مریم است، کافر شدند. بگو: چه کسی می‌تواند در برابر خدا اختیار چیزی داشته باشد اگر بخواهد مسیح پسر مریم و مادرش و همه کسانی را که در زمین هستند هلاک کند؟ فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست از آن خداست؛ هر چه بخواهد می‌آفریند و خدا بر هر چیزی تواناست.» مائده، آیه 17 🔴 قرآن حتی می‌گوید برخی از اهل کتاب، عالمان و راهبان خود را در جایگاه تشریع الهی قرار دادند اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَٰهًا وَاحِدًا ۖ لَّا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ «آنان دانشمندان و راهبان خود و مسیح پسر مریم را به جای خدا ارباب گرفتند در حالی که فرمانی جز این نداشتند که تنها معبود یگانه را عبادت کنند. معبودی جز او نیست؛ او از آنچه شریک قرار می‌دهند منزه است.» توبه، آیه 31 🔴 این آیه یک هشدار بسیار مهم برای تمام امت‌هاست: خطر فقط بت‌پرستی آشکار نیست؛ بلکه تبدیل کردن عالمان دینی به مرجع تشریع مستقل نیز می‌تواند انسان را از توحید خارج کند. 🔴 قرآن درباره تحریف و جابه‌جایی سخن الهی نیز هشدار داده است وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ

  • 14 авг.1из irandiyar2021

    ✅🔷🔺✅🔷🔺🔷🔷✅

  • 14 авг.1из irandiyar2021

    نتیجه گیری کلی : 🔴 نیت صالح + عمل حرام = عمل صالح نیست 🔴 نیت صالح + عمل باطل = عمل صالح نیست 🔴 نیت خوب نمی‌تواند حرام را حلال کند. 🔴 نیت خوب نمی‌تواند ظلم را عدالت کند. 🔴 نیت خوب نمی‌تواند سرقت را صدقه کند. 🔴 نیت خوب نمی‌تواند قتل انسان بی‌گناه را عبادت کند. 🔴 قرآن درباره کسانی که خود را نیکوکار می‌پندارند هشدار می‌دهد 🔴 آیات 103 و 104 سوره کهف قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا ۝ الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا «بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم از نظر اعمال آگاه کنم؟ آنان کسانی هستند که تلاششان در زندگی دنیا گم شده است، در حالی که می‌پندارند کار نیک انجام می‌دهند.» 🔴 این آیات نشان می‌دهد که تصور انسان درباره خوب بودن کار خودش، به‌تنهایی معیار الهی برای صالح بودن آن عمل نیست. ممکن است انسان خودش تصور کند نیت خوبی دارد، اما عمل او از نظر خداوند صالح نباشد. ✅🔷🔺🔺🔷🔷✅ 🔴 پس جایگاه نیت در قرآن چیست؟ 🔴 نیت و قصد قلبی مهم است. 🔴 قصد و اراده‌ای که انسان عمداً در قلب خود کسب کرده، می‌تواند موضوع مؤاخذه الهی باشد. 🔴 اما نیت به‌تنهایی جایگزین عمل صالح نیست. 🔴 فکر گذرا و ناخواسته با قصد و اراده عمدی یکی نیست. 🔴 عمل صالح نیز باید مطابق معیارهای الهی باشد. بنابراین از دیدگاه قرآن: 🟢 نیت صالح + عمل صالح = راه صحیح 🔴 نیت صالح + عمل حرام = عمل صالح نیست 🔴 نیت صالح + عمل باطل = عمل صالح نیست 🔴 فکر ناخواسته و گذرا = با قصد عمدی یکی نیست 🔴 ارتباط این موضوع با حدیث «إنما الأعمال بالنيات» آیات قرآن نشان می‌دهند که اصل اهمیت قصد و نیت قابل انکار نیست. بنابراین نقد حدیث نباید بر این اساس باشد که: «قرآن هیچ اهمیتی برای نیت قائل نیست.» این ادعا صحیح نیست. 🔴 نقد اصلی این است که قرآن، نیت را به‌تنهایی معیار کامل برای صالح بودن عمل قرار نمی‌دهد. قرآن هم درباره قلب و قصد سخن می‌گوید: يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ و هم درباره عمل صالح می‌گوید: وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ بنابراین: نیت و عمل، دو موضوع مرتبط اما یکسان نیستند. نیت می‌تواند در مسئولیت انسان مؤثر باشد؛ اما نیت خوب، عمل بد را به عمل صالح تبدیل نمی‌کند. 🔴 نتیجه نهایی از دیدگاه قرآن قرآن اصل مؤاخذه نسبت به قصد و آنچه عمداً در قلب کسب شده را تأیید می‌کند. اما از مجموعه آیات نمی‌توان نتیجه گرفت که: «هر عملی صرفاً به نیت بستگی دارد.» بلکه قرآن همزمان دو حقیقت را بیان می‌کند: 🔴 قصد و آنچه قلب عمداً کسب می‌کند، مورد توجه و مؤاخذه الهی است. 🔴 عمل صالح نیز معیار اساسی در پاداش و سرنوشت انسان است. ✅🔷🔺🔺🔷🔷✅✅🔺 بنابراین دقیق‌ترین جمع‌بندی این است: قرآن نیت را نفی نمی‌کند؛ قرآن «نیت به‌تنهایی» را معیار کامل برای صالح بودن عمل معرفی نمی‌کند. نیت صالح، مجوز انجام عمل حرام نیست؛ و قصد خوب، عمل باطل را صالح نمی‌کند. همان‌گونه که عمل ظاهراً خوب نیز اگر با قصد فاسد همراه باشد، لزوماً نزد خداوند ارزشمند نیست. پس از دیدگاه قرآن: 🟢 نیت صالح + عمل صالح = قابل قبول 🔴 نیت صالح + عمل حرام = قابل قبول نیست 🔴 نیت صالح + عمل باطل = صالح نمی‌شود 🔴 نیت بد + عمل بد = مردود و در نهایت، معیار نهایی دین، کتاب خدا است؛ نه اینکه هر خبر منسوب به رسول خدا، صرفاً به دلیل شهرت یا قرار گرفتن در کتاب‌های حدیثی، خودبه‌خود هم‌سطح وحی قطعی قرآن قرار گیرد. حَسْبُنَا اللَّهُ حَسْبُنَا وَكَفَانَا كِتَابُ اللَّهِ

  • 14 авг.1из irandiyar2021

    🔴 نیت، قصد قلبی و مؤاخذه انسان در قرآن 🔴 آیه 284 سوره بقره لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَإِن تُبْدُوا مَا فِي أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللَّهُ ۖ فَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ «آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ خداست؛ و اگر آنچه را در درون خود دارید آشکار کنید یا پنهانش سازید، خداوند شما را به سبب آن محاسبه می‌کند؛ سپس هر کس را بخواهد می‌آمرزد و هر کس را بخواهد عذاب می‌کند؛ و خدا بر هر چیزی تواناست.» 🔴 اما نکته بسیار مهم این است که قرآن در آیه دیگری، مفهوم مؤاخذه نسبت به درون انسان را دقیق‌تر بیان می‌کند. 🔴 آیه 225 سوره بقره لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَٰكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ «خداوند شما را به سبب سوگندهای لغو مؤاخذه نمی‌کند، ولی شما را به سبب آنچه دل‌هایتان کسب کرده است مؤاخذه می‌کند؛ و خداوند آمرزنده و بردبار است.» 🔴 عبارت بسیار مهم این آیه: بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ یعنی: «به سبب آنچه دل‌هایتان کسب کرده است.» بنابراین قرآن اصلِ مسئولیت انسان نسبت به قصد، اراده و آنچه عمداً در درون خود پذیرفته و کسب کرده را تأیید می‌کند. اما این به معنای آن نیست که هر فکر ناخواسته، گذرا و غیرارادی گناه محسوب می‌شود. 🔴 قرآن میان فکر گذرا و چیزی که انسان در قلب خود آن را عمداً کسب کرده، تفاوت می‌گذارد. به همین دلیل تعبیر قرآن: مَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ است؛ یعنی چیزی که قلب آن را کسب کرده است، نه صرفاً هر چیزی که لحظه‌ای از ذهن عبور کند. 🔴 آیه 286 سوره بقره لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ «خدا هیچ‌کس را جز به اندازه توانش تکلیف نمی‌کند؛ آنچه به دست آورده به سود اوست و آنچه کسب کرده به زیان اوست.» 🔴 این آیه نیز بر مفهوم «کسب» تأکید می‌کند. یعنی مسئولیت انسان با چیزی ارتباط دارد که آن را کسب و اختیار کرده است. پس نمی‌توان گفت قرآن انسان را به خاطر هر تصور ناخواسته و غیرارادی مؤاخذه می‌کند. 🔴 آیا قرآن مجازات یا مؤاخذه نیت انسان را تأیید می‌کند؟ 🔴 بله، اگر منظور از نیت، قصد و اراده‌ای باشد که انسان عمداً آن را در قلب خود کسب کرده باشد. قرآن صریحاً می‌گوید: يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ اما این موضوع با این ادعا که: «هر عملی فقط به نیت بستگی دارد» تفاوت اساسی دارد. قرآن از یک طرف قصد و نیت قلبی را در مسئولیت انسان مؤثر می‌داند و از طرف دیگر بارها بر عمل صالح تأکید می‌کند. بنابراین قرآن یک نظام تک‌بعدی به نام: «فقط نیت» ارائه نمی‌دهد. 🔴 قرآن هم نیت را معتبر می‌داند و هم عمل را 🔴 آیه 82 سوره بقره وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ «و کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، آنان اهل بهشت‌اند و در آن جاودانه خواهند بود.» 🔴 دقت شود که قرآن می‌فرماید: وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ یعنی: «اعمال صالح انجام دادند.» قرآن نگفته است: «کسانی که فقط نیت صالح داشتند.» 🔴 آیه 124 سوره نساء وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَٰئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ نَقِيرًا «و هر کس، مرد یا زن، در حالی که مؤمن باشد اعمال صالح انجام دهد، آنان وارد بهشت می‌شوند و به اندازه گودی هسته خرما نیز مورد ستم قرار نمی‌گیرند.» 🔴 باز هم ساختار قرآن روشن است: ایمان + عمل صالح نه: نیت خوب + هر نوع عمل 🔴 آیه 110 سوره کهف فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا «پس هر کس امید دیدار پروردگارش را دارد، باید عملی صالح انجام دهد و در عبادت پروردگارش هیچ‌کس را شریک نکند.» 🔴 باز هم قرآن معیار را عمل صالح قرار داده است. 🔴 آیه 97 سوره نحل مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً «هر کس، از مرد یا زن، در حالی که مؤمن باشد عمل صالح انجام دهد، قطعاً او را به زندگی پاکیزه‌ای زنده می‌داریم.» 🔴 نیت خوب، عمل حرام را به عمل صالح تبدیل نمی‌کند اگر کسی با نیت کمک به فقرا مال دیگری را بدزدد، آیا سرقت تبدیل به عمل صالح می‌شود؟ خیر. اگر کسی با نیت اصلاح جامعه ظلم کند، آیا ظلم تبدیل به عمل صالح می‌شود؟ خیر. اگر کسی با ادعای نیت الهی انسان بی‌گناهی را بکشد، آیا قتل انسان بی‌گناه تبدیل به عمل صالح می‌شود؟ خیر.

  • 14 авг.1из irandiyar2021

    بررسی و مقابله بیشتر حدیث انما الاعمال بالنیات با آیات قرآن حول محور نیت قلبی ✅🔷🔺🔺🔺✅✅🔷🔺✅

  • 14 авг.1из irandiyar2021

    ثانیاً: شخصیت عمر بن خطاب، دلیل قطعی بودن انتساب یک خبر به رسول خدا نیست. ثالثاً: صحیح دانستن سند در اصطلاح علم حدیث، مساوی با وحی قطعی و هم‌سطح قرآن نیست. رابعاً: اگر «إنما الأعمال بالنيات» به معنای مطلق و انحصاری فهمیده شود، با معیارهای صریح قرآن درباره ایمان و عمل صالح سازگار نیست. خامساً: قرآن نیت خوب را جایگزین عمل صالح قرار نداده است. سادساً: نیت خوب نمی‌تواند عمل حرام را به عمل صالح تبدیل کند. سابعاً: بنابراین این روایت نمی‌تواند برای ساختن یک اصل مستقل تشریعی در کنار قرآن مورد استناد قرار گیرد. از دیدگاه قرآن، معیار دین چیزی نیست که صرفاً در یک خبر منسوب به یک راوی آمده باشد؛ معیار نهایی، کتاب الله است. أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا «آیا جز خدا داوری بجویم، در حالی که اوست که این کتاب را به‌صورت تفصیل‌یافته بر شما نازل کرده است؟» انعام، آیه 114 و: مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ «ما هیچ چیزی را در کتاب فروگذار نکرده‌ایم.» انعام، آیه 38 بنابراین، حدیث هرچقدر مشهور باشد و هرچقدر در کتاب‌های حدیثی تکرار شده باشد، نمی‌تواند به‌عنوان منبعی مستقل، چیزی را که قرآن معیار و حکم آن را مشخص نکرده، به دین اضافه کند. فرمول روشن از دیدگاه قرآن: 🟢 ایمان + نیت صالح + عمل صالح = راه صحیح 🔴 نیت صالح + عمل حرام = عمل صالح نیست 🔴 نیت صالح + عمل باطل = عمل صالح نیست 🔴 تکرار یک روایت در چند کتاب = تبدیل خبر واحد به وحی قطعی نیست 🔴 صحیح حدیثی = قرآن نیست 🔴 سخن منسوب به صحابی = سخن قطعی خداوند نیست 🔴 سخن منسوب به رسول = بدون دلیل قطعی، هم‌سطح قرآن نمی‌شود وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ حَسْبُنَا اللَّهُ حَسْبُنَا وَكَفَانَا كِتَابُ اللَّهِ ✅✅🔷🔺🔺🔷✅✅🔷✅