tgindex
شاهنامه فردوسی

شاهنامه فردوسی

Статистика
@shahnameh_audio2Книгиперсидский

🎧 داستانهای صوتی شاهنامه به زبان ساده شاهنامه خوانی اساتید جنیدی ، محجوب ، کزازی ، قائم مقامی ، قادرپناه و... اینستاگرام https://www.instagram.com/shahnameh_audio آرشیوصوتی @shahnamehArchiev آرشیو کتابها @shahnamehketab ارتباط @Shahnameh_audio_bot

Последний пост
19 апр. 2024 г.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 634
+1 за 5 дн.
Сутки
−2
−0,12%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
5 449
23 постов
Вовлечённость
333,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 23
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • سرو سایه فکن کتابی درباره فردوسی و شاهنامه دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن

  • کتاب از آتن تا هیروشیما بدلیل عدم ارتباط با موضوع کانال حذف شده بود ولی بدلیل درخواست دوستان دوباره برای دانلود در کانال قرار گرفت.

  • @shahnameh_audio2

  • 📚برزونامه منسوب به ✍خواجه عمید عطاء بن یعقوب معروف به عطائی رازی با کشف الابیات و داستان کُـک کوهزاد 📝به اهتمام : دکتر سیدمحمد دبیرسیاقی

  • سیمرغ شاهنامه ، به تعبیری زیبا اشاره به خرد جمعی جامعه دارد. اشاره به حمایت جامعه از یک رویداد یا شخص. هرگاه که سیمرغ در بخشی از حماسه ظاهر می‌شود، در واقع می‌توان چنین دریافت که توده مردم یک جامعه -قشر گمنام ولی پر تاثیر هر دوره از تاریخ- وارد داستان شده و در لحظه‌ی سقوط قهرمان، دستش را می‌گیرد و به سلامت از بحران می‌گذراند؛ به عبارتی جامعه با حمایتش، یک رویداد یا قهرمان ملی را به سمت درست خود باز میگرداند. دقت کنید، آن هنگام که سام، فرزند خود را در دامنه کوه رها میکند، این سیمرغ است که نوزاد را سرپرستی کرده و به ثمر می‌رساند. آموزشش میدهد و به رشدش کمک میکند. همچنان که می‌داند باید روزی از زال جدا شود و جایگاه و طبقه اصلی او، بالاتر است. سپس هنگام وداع می‌رسد، زال را به دامان پدرش و تخت شاهی بازمی‌گرداند، با این دلگرمی که هر زمان پری از من در آتش اندازی خود را برای یاری به تو میرسانم! از آن پس، هر زمان که زال و فرزندش رستم، این قوی‌ترین پهلوانان شاهنامه، از ادامه راه عاجز می‌شوند، باز این سیمرغ است که به یاری آنان می‌آید و آنها را پشتیبانی میکند... ناگفته نماند با محو شدن سیمرغ در شاهنامه، شکوه و عظمت نیز به مرور محو میشود. نام سیمرغ هم به نوعی گویای این برداشت می‌باشد. «سی مرغ!» اشاره دارد به کثرت، که می‌تواند به جمعیت منجر شود و جمعیت به خرد جمعی که اگر از قهرمانی حمایت کند باعث رشد و تعالی آن میشود و اگر مقابل قهرمانی قرار گیرد، آن را مانند اسفندیار نابود میکند و چه بسا میتواند خود را نیز از میان بردارد...

  • سیمرغ شاهنامه ، به تعبیری زیبا اشاره به خرد جمعی جامعه دارد. اشاره به حمایت جامعه از یک رویداد یا شخص

  • 📚 #بوستان_سعدی ، باب دوم در احسان 🎙گفتار زنده‌یاد #دکتر_محجوب 🔹قسمت بیست و پنجم ✔️ ز تاج ملک زاده‌ای در ملاخ... 🆔@shahnameh_audio2 👑کانال شاهنامه فردوسی

  • #بوستان_سعدی ، باب دوم در احسان ✅ حکایت ز تاج ملک زاده‌ای دَر ملاخ شبی لعلی افتاد در سنگلاخ پدر گفتش اندر شب تیره رنگ چه دانی که گوهر کدام است و سنگ؟ همه سنگها پاس دار ای پسر که لعل از میانش نباشد به در در اوباش، پاکان شوریده رنگ همان جای تاریک و لعلند و سنگ چو پاکیزه نفسان و صاحبدلان بر آمیختــستند با جاهلان به رغبت بکش بار هر جاهلی که افتی به سر وقت صاحبدلی کسی را که با دوستی سرخوش است نبینی که چون بار دشمن کش است؟ بدرد چو گل جامه از دست خار که خون در دل افتاده خندد چو نار غم جمله خور در هوای یکی مراعات صد کن برای یکی کسی را که نزدیک ظنت بد اوست چه دانی که صاحب ولایت خود اوست؟ در معرفت بر کسانی است باز که درهاست بر روی ایشان فراز بسا تلخ عیشان و تلخی چشان که آیند در حله دامن کشان ببوسی گرت عقل و تدبیر هست ملک زاده را در نواخانه دست که روزی برون آید از شهر بند بلندیت بخشد چو گردد بلند مسوزان درخت گل اندر خریف که در نوبهارت نماید ظریف 🆔@shahnameh_audio2 👑کانال شاهنامه فردوسی

  • 📚 #بوستان_سعدی ، باب دوم در احسان 🎙گفتار زنده‌یاد #دکتر_محجوب 🔹قسمت بیست و چهارم ✔️ یکی را پسر گم شد از راحله... 🆔@shahnameh_audio2 👑کانال شاهنامه فردوسی

  • #بوستان_سعدی ، باب دوم در احسان ✅ حکایت یکی را پسر گم شد از راحله شبانگه بگردید در قافله ز هر خیمه پرسید و هر سو شتافت به تاریکی آن روشنایی بیافت چو آمد بر مردم کاروان شنیدم که می‌گفت با ساروان ندانی که چون راه بردم به دوست! هر آن کس که پیش آمدم گفتم اوست از آن اهل دل در پی هر کسند که باشد که روزی به مردی رسند برند از برای دلی بارها کشند از برای گلی خارها 🆔@shahnameh_audio2 👑کانال شاهنامه فردوسی

  • 📚 #بوستان_سعدی ، باب دوم در احسان 🎙گفتار زنده‌یاد #دکتر_محجوب 🔹قسمت بیست و سوم ✔️ شنیدم که مغروری از کبر مست 🆔@shahnameh_audio2 👑کانال شاهنامه فردوسی

  • #بوستان_سعدی ، باب دوم در احسان ✅ حکایت شنیدم که مغروری از کبر مست در خانه بر روی سائل ببست به کنجی فرو ماند و بنشست مرد جگر گرم و آه از تف سینه سرد شنیدش یکی مرد پوشیده چشم بپرسیدش از موجب کین و خشم فرو گفت و بگریست بر خاک کوی جفایی کز آن شخصش آمد به روی بگفت ای فلان ترک آزار کن یک امشب به نزد من افطار کن به خلق و فریبش گریبان کشید به خانه در آوردش و خوان کشید بر آسود درویش روشن نهاد بگفت ایزدت روشنایی دهاد شب از نرگسش قطره چندی چکید سحر دیده بر کرد و دنیا بدید حکایت به شهر اندر افتاد و جوش که آن بی بصر دیده بر کرد دوش شنید این سخن خواجه سنگدل که برگشت درویش از او تنگدل بگفتا حکایت کن ای نیکبخت که چون سهل شد بر تو این کار سخت؟ که بر کردت این شمع گیتی فروز؟ بگفت ای ستمکار آشفته روز تو کوته نظر بودی و سست رای که مشغول گشتی به جغد از همای به روی من این در کسی کرد باز که کردی تو بر روی وی در، فراز اگر بوسه بر خاک مردان زنی به مردی که پیش آیدت روشنی کسانی که پوشیده چشم دلند همانا کز این توتیا غافلند چو برگشته دولت ملامت شنید سر انگشت حیرت به دندان گزید که شهباز من صید دام تو شد مرا بود دولت به نام تو شد کسی چون به دست آورد جره باز فرو برده چون موش دندان آز؟ الا گر طلبکار اهل دلی ز خدمت مکن یک زمان غافلی خورش ده به گنجشک و کبک و حمام که یک روزت افتد همایی به دام چو هر گوشه تیر نیاز افکنی امید است ناگه که صیدی زنی دری هم بر آید ز چندین صدف ز صد چوبه آید یکی بر هدف 🆔@shahnameh_audio2 👑کانال شاهنامه فردوسی

  • 📚 #بوستان_سعدی ، باب دوم در احسان 🎙گفتار زنده‌یاد #دکتر_محجوب 🔹قسمت بیست و دوم ✔️ حکایت یکی را خری در گل افتاده بود 🆔@shahnameh_audio2 👑کانال شاهنامه فردوسی

  • #بوستان_سعدی ، باب دوم در احسان ✅ حکایت یکی را خری در گل افتاده بود ز سوداش خون در دل افتاده بود بیابان و باران و سرما و سیل فرو هشته ظلمت بر آفاق ذیل همه شب در این غصه تا بامداد سقط گفت و نفرین و دشنام داد نه دشمن برست از زبانش نه دوست نه سلطان که این بوم و بر زآن اوست قضا را خداوند آن پهن دشت در آن حال منکر بر او بر گذشت شنید این سخنهای دور از صواب نه صبر شنیدن، نه روی جواب ملک شرمگین در حشم بنگریست که سودای این بر من از بهر چیست؟ یکی گفت شاها به تیغش بزن که نگذاشت کس را نه دختر نه زن نگه کرد سلطان عالی محل خودش در بلا دید و خر در وحل ببخشود بر حال مسکین مرد فرو خورد خشم سخنهای سرد زرش داد و اسب و قبا پوستین چه نیکو بود مهر در وقت کین یکی گفتش ای پیر بی عقل و هوش عجب رستی از قتل، گفتا خموش اگر من بنالیدم از درد خویش وی انعام فرمود در خورد خویش بدی را بدی سهل باشد جزا اگر مردی احسن الی من اسا 🆔@shahnameh_audio2 👑کانال شاهنامه فردوسی

  • 23 нояб. 2020 г.3 0301из shahnameh_audio2

    без подписи

  • 📚 #بوستان_سعدی ، باب دوم در احسان 🎙گفتار زنده‌یاد #دکتر_محجوب 🔹قسمت بیست و یکم ✔️ حکایت حاتم طائی 🆔@shahnameh_audio2 👑کانال شاهنامه فردوسی

  • #بوستان_سعدی ، باب دوم در احسان ✅ حکایت حاتم طائی ز بنگاه حاتم یکی پیرمرد طلب ده درم سنگ فانید کرد ز راوی چنان یاد دارم خبر که پیشش فرستاد تنگی شکر زن از خیمه گفت این چه تدبیر بود؟ همان ده درم حاجت پیر بود شنید این سخن نامبردار طی بخندید و گفت ای دلارام حی گر او در خور حاجت خویش خواست جوانمردی آل حاتم کجاست؟ چو حاتم به آزادمردی دگر ز دوران گیتی نیامد مگر ابوبکر سعد آن که دست نوال نهد همتش بر دهان سؤال رعیت پناها دلت شاد باد به سعیت مسلمانی آباد باد سرافرازد این خاک فرخنده بوم ز عدلت بر اقلیم یونان و روم چو حاتم، اگر نیستی کام وی نبردی کس اندر جهان نام طی ثنا ماند از آن نامور در کتاب تو را هم ثنا ماند و هم ثواب که حاتم بدان نام و آوازه خواست تو را سعی و جهد از برای خداست تکلف بر مرد درویش نیست وصیت همین یک سخن بیش نیست که چندان که جهدت بود خیر کن ز تو خیر ماند ز سعدی سخن 🆔@shahnameh_audio2 👑کانال شاهنامه فردوسی

  • 21 нояб. 2020 г.1 9502из shahnameh_audio2

    без подписи

  • @shahnameh_audio – باب دوم بوستان سعدی_دکترمحجوب

  • 28 окт. 2020 г.4 79412из shahnameh_audio2

    🔆کوروش بزرگ🔆 ✅ متفرقه ⚜اجرا: زئوس منبع: @khod2 ⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜ @Shahnameh_audio