حماسهٔ ملّی ایرانیان
Статистикаخوانش و گزارش شاهنامه حکیم فردوسی رمز و رازهای شاهنامه بررسی برخی واژههای شاهنامه ارتباط با مدیر @farhadbashirian
- Последний пост
- 24 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 38
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 103
- 1/48двое суток
- 118
- 1/72трое суток
- 127
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
شاهنامه ستایش شاهان نیست؛ ستایشِ مردمِ ایران است. #شاهنامه تاریخ و سیرت شاهان است اما بر خلاف آنچه گاهی برخی خاماندیشان و ناآگاهان و مغرضان پنداشته و گفتهاند، ستایش شاهان نیست، ستایش ایران و مردم ایران است. ستایش همهٔ نیکان و دلاوران و خردمندان است. شاهان سلطنت میکردند اما قدرت مطلقهٔ حکومت به دست آنان نبود. شهریاری رشتهای بود که ایرانیان را به هم میپیوست و مرزهای ایران و سنن و آیین و فرهنگ ایران را نگاهبانی میکرد و رمز قدرت و شوکت ایران بود. شاهنامه مجموعهٔ تجارب تاریخی ایرانیان در ادارهٔ صحیح اجتماع و تأمین آسایش مردم است. خرد و دانش و ژرفبینی و باریکنگری حکیم فردوسی سبب گردیده که شاهکار او به صورت آیین کشورداری و درس فرمانروایی خردمندانهای درآید و منطبق با اصول صحیح مدیریت باشد. حتی امروز هم فرمانروایان و زمامداران در همهٔ جهان حتی یک فرماندار و بخشدار ناحیهای کوچک میتواند از شاهنامه نکاتی در مدیریت توأم با عدالت بیاموزد. در میان پنجاه پادشاه ایرانی شاهنامه، شاهانِ خوب هستند، شاهانِ بد هم هستند. فردوسی شاهان خوب را میستاید و شاهانِ بد را مینکوهد. شاهِ خوب گوش به فرمان سروش دارد و فرّ کیانی یا فرّ ایزدی (تأیید خداوندی) با اوست و در دادگری و آبادی کشور و آسایش مردم میکوشد. شاهِ بد گوش به اهرمن و جادو میسپارد و فرّ ایزدی از او دور میشود و مردم هم از او بر میگردند. از نمونههای شاهان خوب، فریدون، کیخسرو، بهرام گور، نوشیروان و نمونههای شاهان بد، ضحّاک و کیکاوس و گشتاسب و هرمز و شیرویه هستند. آنچه فردوسی دربارهٔ فریدون میگوید خطاب به همهٔ فرمانروایان است: فریدونِ فرخ فرشته نبود به مُشک و به عنبر سرشته نبود به داد و دِهِش یافت این نیکوی تو داد و دهش کن فریدون توی برگرفته از: کتاب فردوسی، استاد دکتر محمدامین ریاحی، ۱۳۸۷، طرح نو، صص ۲۰۸- ۲۰۷.
✅ باز دیدم که ظالمان بودند در جهان هفتهای نیاسودند زانکه او ظالم و مسلمان بود خلق عاجز، خدای ناخشنود چشم دل بازکن ز روی یقین ظلم حَجاج، عدل کسری بین این یکی کافر و پسندیده وان مسلمان ولی نکوهیده ظلم از هرکه هست نیک بد است وانکه ار ظالم است نیک بد است هر کجا عدل روی بنمودهست نعمت اندر جهان بیفزودهست هر کجا ظلم رخت افکندهست مملکت را زبیخ برکندهست عدل، بازوی شه قوی دارد قامت مُلک، مستوی دارد 📘 طریق التحقیق-سنایی .
بخشی از سخنان: دکتر #علیرضا_قیامتی در ستایش آشتی و نکوهش جنگ به گواه آموزههای شاهنامهٔ فردوسی …چه پدرها که بیپسر میشوند چه پسرها بیپدر… ساز و کارهای رویارویی با جنگافروزان به موقع حمله و دفاع و تسلیم …
آرمانشهر و ویرانشهر ای کاش خودخواهان و خونخواران عصر طلایی اینجا بودند و از مشاهده این دارالمجانین عبرت میگرفتند زیرا آلات و ادوات جنگی و مجسمه و اوراق سیاه جنایتکار و اعمال سیاسیون عصر طلایی که میلیونها نفوس بیگناه را شهید اغراض خویش نمودند در اینجا به معرض نمایش گذاشته شده است بریدهای از کتاب مجمع دیوانگان اثر صنعتی زاده کرمانی در سال ۱۳۰۳
💚 تالار رودکی (وحدت) 🤍 برنامه *«شاهنامه و هویت ایرانی»* ❤️ شاید باورتان نشود! ولی سخنرانی دکتر سیدحمید پورمحمدی رییس سازمان برنامهوبودجه در خصوص فردوسی گل مجلس بود. بهگونهای که جمعیت چند دقیقه سرپا او را تشویق کردند و چندین بار هم وسط سخنرانی او بهوجد آمدند. یکی از شنوندگان گفت: شما باید وزیر ارشاد میشدی! وزیر ارشاد هم بلافاصله گفت: من حاضرم جایم را با پورمحمدی عوض کنم! پورمحمدی دانشآموخته اقتصاد است.
انگار شاهنامه فردوسی در تاجیکستان بیشتر از ایران رواج دارد البته که تاجیکستان جزو ایران فرهنگیاست
آرش، مرزبان روشنایی (به یاد جانبازی آن که مرز را با جانش نوشت) در هنگامهای که مرزهای خاک، به تیغ و خون رقم میخورد، در روزگاری که سرزمین از درون گداخته و از بیرون تهدیدشده بود، مردی برخاست… نه با شمشیر، نه با سپاه، بل با راستی، با جانی که در تیر نهاد، و با تیری که از جان افروخته شد. آرش، آن پهلوان خاموشسخن، از تبار مهر پرستان، که آوازش در میان بادها گم نشده، و افسانهاش بر بلندای تاریخ، ایستاده است. توران و ایران در نزاع بودند. مرزها فرو ریخته و آشتی، دور و ناپیدا بود. پس گفتند: مرز را کجا باید کشید؟ و پاسخ آمد: تیری باید افکند، از دامنه دماوند، و هر کجا که بیفتد، آنجا مرز ایران است. اما این تیر، تیری ساده نبود؛ نه از چوب، که از جان ساخته شد. و کسی را میخواست که جانش را در آن نهد. آرش، پیش آمد. خاموش، آرام، با چشمی به آسمان و دلی در آتش. و آنگاه، در بامداد تیرگان، آرش بر فراز دماوند ایستاد. تن، آشفته از باد و سرما؛ جان، آکنده از ایمان. تیر را کشید، کشید، تا آنجا که جان تاب آورد. و با آخرین بازدم خویش، تیر را رها کرد… و جان خویش را نیز. آوای..فرزانه بهرامی 🦋 تقدیم به سرزمینم ایران❤️
Live stream finished (8 seconds)
Live stream started
مقاله 《از شاهنامه تا خداینامه》 این مقالهی مفصل، یکی از آثار برجستهی استاد خالقیمطلق است که در آن، به بررسی و شناسایی منابع احتمالی شاهنامه و شیوهی استفادهی فردوسی از آثار تاریخی و حماسی دورهی ساسانی میپردازد.
✅ سخنرانی: زبان فارسی در سه قرن اول پس از اسلام 🟡سرگذشت زبان فارسی در قرون اولیه اسلامی چه بود؟ زنده و پویا یا دوقرن سکوت؟ آتش زیر خاکستر یا شعله فروزان؟ 🔺سخنران: دکتر علیاشرف صادقی .
✅ منابع جدید فارسی دوره ساسانی 🔹 دکتر محمود فاضلی بیرجندی .
✅ احیای هویت ایرانی و زبان فارسی در عهد مغول 🔺دکتر جواد عباسی
✅ تأثیر شاهنامه فردوسی بر آثار سعدی 🔺دکتر منصور رستگارفسایی
سخنرانی استاد #جلال_خالقی_مطلق درباره مقایسه شاهنامه با ایلیاد و اودیسه.
🎬 #مستند آتشی که نمیرد. کارگردان: شاهرخ گلستان آتشی که نمیرد، مستندی درباره تاریخ شاهنشاهی ایران تا دوران پهلوی است که اندکی پیش از انقلاب ساخته شد ولی با وقوع انقلاب اسلامی امکان پخش نیافت.
❤️ پیشینه و فشرده داستان خسرو و شیرین
❤️ قصه خسرو و شیرین .
✅ عرب و تازی؛ پادشاهی حیره و تاریخنگاری ساسانیان 🔺 دکتر خداداد رضاخانی
پندهای شاهتامه وقتى يزدگرد، _شاه ایران_ آسيابان را براى تهيه اندكى غذا فرستاد ، ماهوى، _مرزبان مرو_ از حضور يزدگرد در آسيا خبردار شد و آسيابان را مأمور كشتن شاه كرد . موبدان و بزرگانى كه نزد ماهوى بودند يك به يك او را از اين كار باز داشتند و عواقب اين كار خطا را بر او گوشزد كردند . از جمله پند مهرنوش به ماهوى كه بعد از ياد كردن از زندگى گذشتگان چنين مىگويد : بپرهيز از اين گنج آراسته از اين مُردرى تاج و اين خواسته به چيزى كه بر تو نزيبد همى بدانى كه ديوَت فريبد همى به آتش تن و جان خود را مسوز مكن تيره اين تاجِ گيتى فروز تنِ خويش ، بر خيره رسوا مكن كه بر تو سرآرند ، زود اين سخُن هر آن كس كه با تو نگويد دُرست چنان دان كه او دشمنِ جان توست همى كينه با پاك يزدان نهى ؟ ز راهِ هنر ، جوى تختِ مهى و بعد از آن، پندی از زبان فردوسى حكيم : شبانزاده را دل پُر از تخت بود ورا پندِ آن موبدان سخت بود چنين بود تا بود و اين تازه نيست گزافِ زمانه به اندازه نيست يكى را برآرد به چرخِ بلند يكى را كند خوار و زار و نژند نه پيوند با آن ، نه با اين به كين نه شرم و نه دانش ، نه آيين و دين