مسیرِ آگاهی
Статистикаایرانیان علیه اهریمن بپاخواهند خاست عصیانی فراگیر علیه پلیدی و تاریکی مسیری تازه پیشرو گشوده خواهدشد مسیری برای آگاهی، آزادی و آبادی میهن #پاینده_ایران #جاوید_شاه ارتباط با ادمین ها: https://t.me/+uDGKHJF9HawxZGU0
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 34
- Всего постов
- 1 272
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 309
- 1/48двое суток
- 354
- 1/72трое суток
- 381
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
. بنیامین نتانیاهو: شاید بتوانید بریتانیا را جمهوری اسلامی بریتانیا بنامید. یک نفر گفته بود که اولین جمهوری اسلامی دارای سلاح هستهای، جمهوری اسلامی بریتانیا خواهد بود. ما داریم مطمئن میشویم که یکی دیگر ( جمهوری اسلامی اتمی در ایران) به وجود نیاید. 🔸@shak_gerayi
. گفتگوی #شهبانو_فرح_پهلوی با نذیره کریمی خبرنگار افغانستانی دهانت قند و شکر میفروشد لبانت در و گوهر میفروشد به دکانداری چشمت بنازم که تیغ و تیر و خنجر میفروشد 🔸@shak_gerayi
. و فراموش نکنیم که موج ضد روسی در روزگار ما، از دلاوران رشت آغاز شد. 🔸@shak_gerayi
. موج ضد چینی و ضد روسی در آثار حکیم نظامی گنجوی؛ آنگاه که موج ضد چینی و ضد روسی باب نبود! 🔸@shak_gerayi
без подписи
. در زمانهای قرار داریم که مردم ایران، تشنه بازگشت به ریشههای تمدنی، هویتی، فرهنگی و زبانی خود هستند. بسیار خوب! جمهوری اسلامی بدیل هر چیز را میسازد و بسیار زیرکانه به مخاطب عرضه میکند؛ چنان که گاه هوشمندترین افراد را نیز میفریبد. استاد سپیدموی ادبیات که به زبان پارسی سره سخن میگوید، در آیین معرفی کتاب «امین* زبان و ادب پارسی» که موضوع آن «بررسی دیدگاهها و راهکارهای سید علی خامنهای در حوزه صیانت و گسترش زبان و ادب پارسی» است و به قلم «محمدحسن مقیسه» نویسنده فعال در حوزه ادبیات پایداری و دفاع مقدس نوشته شده، در موسسه اوج وابسته به سپاه پاسداران حضور مییابد و سخنرانی میکند، در صدا و سیمای کاملا امنیتی، در برابر «علی درستکار» مجری بسیجی و خونشور مینشیند و بر ضد «جنگ» سخن میگوید؛ اما در چنان پوششی که بیننده فراموش میکند که پیشتر، همین سخنان را از دهان مقامات جمهوری اسلامی و مبلغان ریز و درشتشان شنیده - هرچند در لفافهای دیگر - و چه بسا شگفتزده شود که پس چرا مجری امنیتی، با ذوق و شوقی آشکار لبخند میزند و تایید میکند؟ مراد ما نصیحت بود و گفتیم... *امین: تخلص ادبی علی خامنهای 🔸@shak_gerayi
. دکتر #نیما_قاسمی مصدق، قهرمان ملی یا معمار یک بحران؟ دولت مصدق نه تنها بنا بر تعریف «دموکراتیک» نبود، بلکه تنها دولتی در دوران #پهلوی بود که با ترور بر سر کار آمد! 🔸@shak_gerayi
без подписи
. راهپیمایی و گردهمایی ایرانیان #پادشاهیخواه در نیویورک روبروی بیمارستانی که #شاهنشاه_آریامهر در آنجا بستری بودند (همانجا که ظریف بیشخصیت با بلندگو بر علیه #شاهنشاه شعار میداد). هنوز درب اتاقی که آریامهر در آن بستری بود، بسته است. 🔸@shak_gerayi
. پاسخ پدر جاویدنام #سپهر_شکری به هنربند حکومتی فرزاد فرخ که با سو استفاده از صدای ایشان (سپهر بابا کجایی؟) خواستها و سیاستهای جمهوری اسلامی (نه به جنگ، حمله به #پهلوی) را در قالب یک ترانه ریخت. 🔸@shak_gerayi
. . ❇️ احتمالا بارها از اصحاب فرقه پنجاه و هفت شنیدهاید که: «ما میخواستیم کتاب بخوانیم و رژیم #پهلوی جلوی کتاب خواندن ما را گرفته بود!» در زیر نگاهی میاندازیم به تعدادی از بنگاه های انتشاراتی در دوران پهلوی: - انتشارات گوتنبرگ تاسیس ۱۳۲۴ - انتشارات امیرکبیر تاسیس ۱۳۲۸. انتشارات امیرکبیر در زمان خود، بزرگترین بنگاه انتشاراتی خاورمیانه بود! - انتشارات فرانکلین (نمایندگی انتشارات فرانکلین ایالات متحده آمریکا) تاسیس ۱۳۳۲ - سازمان کتابهای جیبی (بهعنوان بخشی از انتشارات فرانکلین) تاسیس در سالهای پایانی دهه ۳۰ - بنگاه ترجمه و نشر کتاب تاسیس ۱۳۳۳ - انتشارات توس تاسیس ۱۳۴۰ - کانون فرهنگی کودکان و نوجوانان تاسیس ۱۳۴۴ - انتشارات خوارزمی تاسیس ۱۳۴۷ - انتشارات نیلوفر تاسیس ۱۳۵۶ - از اواسط دهه ۴۰، حتی شاهد ورود کتابهای فارسی نشر شوروی به ایران هستیم. کتابهایی متعلق به انتشارات پروگرس، میر و رادوگا. بخش بزرگ این کتابها، از آنِ انتشارات پروگرس و شامل ادبیات کلاسیک روسی یا آثار نویسندگان متأخر شوروی (و گاه از اقوام غیر روس) و حتی ادبیات کودکان و نوجوانان هستند. همچنین مجموعههای متعلق به «اداره انتشارات ادبیات خاور» (وابسته به فرهنگستان علوم اتحاد شوروی) که شامل چاپهای متون ادبیات کهن فارسی بودند. در این میان حتی دروغهایی نیز - بنا بر عادت این فرقه - رواج یافتند: کتابهای نویسندگانی مانند صمد بهرنگی هرگز ممنوع نبودند. کتاب «ماهی سیاه کوچولو» نوشته صمد بهرنگی (کتاب قصه کودکان که بسیاری از اصحاب پنجاه و هفت مدعی هستند که در دوران پهلوی ممنوع بود و عدهای به خاطر آن به زندان رفتهاند!) از سال ۱۳۴۷ هر سال توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چاپ و منتشر میشد و تا دی ماه ۱۳۵۷ به چاپ دهم رسید. حتی کتابهای ماکسیم گورکی (نویسنده مبلغ حزب کمونیست شوروی و دست راست لنین و استالین) در سالهای پایانی حکومت پهلوی مجوز چاپ گرفتند. رمان «مادر» گورکی - که اثری سفارشی، شعاری، و مانیفست جنبشهای کمونیستی کارگری بود؛ و به اقرار خود گورکی «تحت تاثیر هیجانات و با بی دقتی نوشته شده است» - توسط نشر امیرکبیر به چاپ رسید. اما سوال اینجاست: شما دقیقا به دنبال چه کتابهایی بودید؟ کدام کتابها بودند که توسط این بنگاهها چاپ و نشر نمیشدند؟ در پی خواندن و آموختن چه چیزی بودید؟ این «کتاب خوانی» دقیقا بنا بود چه تاثیر مثبتی را بر زندگی شما و سرنوشت کشور و ملت بگذارد؟ مگر بنا بر این نیست که کتاب خوانی زندگی بهتری را برای بشر بسازد؟ پس این چه نکبتی بود که باید به قیمت کتاب خوانی شما بر سر کشور و ملت و حتی خودتان آوار میشد؟ در اینجا نگاهی میاندازیم به عناوین برخی از کتابها که توسط فرقه پنجاه و هفت نوشته و خوانده میشدند: - کتابهای «مبارزه مسلحانه چگونه تودهای میشود؟» و «رابطه جنبش انقلابی مسلحانه با خلق، رابطه پیشاهنگ با توده» نوشته بیژن جزنی - «ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقا» نوشته امیر پرویز پویان (همان که نامش را در تصنیف «شب شکن» به خوانندگی محمدرضا شجریان میشنوید) - «مبارزه مسلحانه، هم استراتژی هم تاکتیک» نوشته مسعود احمدزاده - «یک سال مبارزه چریکی در شهر و کوه» و «حماسه سیاهکل» نوشته حمید اشرف - «جنگ پارتیزانی» نوشته ولادیمیر لنین با مقدمه اشرف دهقانی اینها کتابهایی هستند که در عنوانشان صراحتا به «مبارزه مسلحانه»، «مبارزه چریکی»، و «جنگ پارتیزانی» اشاره شده است. کتابهایی با این درونمایه - اما با عناوین دیگر - بسیار بیشتر هستند. در کنار این دست کتابها، کتابهایی با محتوای مارکسیستی بسیار مورد علاقه و توجه این جماعت بودند؛ و به نظر میرسد که تا به همین امروز منظور حضرات از «کتاب»، هر آن نوشتهای است که به مارکسیسم، کمونیسم، لنینیسم و «ایسم» هایی از این دست بپردازد؛ و اصولا نوشتههای دیگر را شایسته نام و عنوان «کتاب» نمیدانند! عجیب است که این فرقه چگونه توانست از کتابخوانی نیز مفهومی مبتذل و چندشآور بسازد و آن را ابزاری برای نکبت کنونی کند! در دوران پهلوی آزادی وجود داشت. آنچه وجود نداشت، آزادیخواه بود. کتاب وجود داشت. آنچه وجود نداشت، دانایی بود. درک و فهم و شعور، به تحصیل یا کتاب خوانی وابسته نیست. گاه تحصیل و یا کتابخوانی، میتواند از چاقوکشان پابرهنه، تروریستهای ایدئولوگ بسازد که هیچ حد و مرز و اصول اخلاقی را به رسمیت نشناسند. چه بسا تحصیلکردگان و کتابخوانان ایدئولوگ که به جایگاه رهبری رسیدند و جهان را به خون و آتش کشیدند. بارها شنیدهایم که: «آنکه نیمه داناست، میتواند به مراتب از کسی که به کلی نادان است، خطرناکتر باشد». نیمه دانایان مدعی، میتوانند در جوامع تاثیری به مراتب مخربتر از بمب اتم داشته باشند. این را ما ایرانیها به لطف فرقه پنجاه و هفت با تمام وجود تجربه کردهایم. 🔸@shak_gerayi
. #بهزاد_مهرانی ✅ دیدهام که کسانی پس از دیدار #شاهزاده_رضا_پهلوی با نویسندگان و روشنفکران ایرانی، به طعنه گفتهاند که در زمان #محمدرضاشاه، شهروندان را به خاطر خواندن و با داشتن کتاب زندانی و شکنجه میکردهاند. این مطلب را در این موضوع نوشتهام. بعدها مقالهای طولانیتر در این زمینه خواهم نوشت. یکی از ادعاهای بزرگی که انقلابیان پنجاهوهفتی و تاریخنگاری معوج آنان به خورد جامعه دادند - و چنان تکرار شد که امروز به صورت یک «داوری جاافتاده» درآمده - این است که رژیم #شاه افراد را صرفاً به دلیل داشتن یا خواندن فلان کتاب بازداشت و زندانی میکرد. این ادعای کلی، دستکم با روایت بسیاری از خود زندانیان سیاسی سازگار نیست. خاطرات آنان نشان میدهد که بسیاری از آثار کمونیستی و اسلامگرایانه حتی در کتابخانههای زندانها نیز وجود داشت و زندانیان آنها را میخواندند، دربارهشان بحث میکردند و گاه جلسات آموزشی برگزار میکردند. لطفالله میثمی، از اعضای اولیهٔ سازمان مجاهدین خلق که همچنان دلبستهٔ «مجاهدین اولیه» است، در خاطرات خود مینویسد: «عضدی* در اواخر ۱۳۵۵ در زندان گفته بود برای ما اهمیتی ندارد که کتاب تضاد مائو را بخوانید، بلکه مهم این است که اسلحه نباشد. ازاینرو ساواک کوتاه آمد که هر کتابی - ولو خطرناک - خوانده شود، ولی اسلحه نباشد. تمام تلاش آنها هم این بود تا کسانی که کار مسلحانه میکردند عدول کنند و به سیاسیکاری برگردند. یعنی مأموریت ساواک در آن زمان این بود.» (لطفالله میثمی، تولدی دوباره، جلد سوم، نشر صمدیه، ص ۲۴۶) طاهره سجادی، زندانی سیاسی مسلمان، نیز در خاطرات خود با عنوان خورشیدواره میگوید: «در اوین، دو قفسهٔ بزرگ بهعنوان کتابخانه درست کرده بودیم. یکی از آنها مخصوص کتابهای مذهبی و دیگری مربوط به مارکسیستها و گروههای دیگر بود.» (طاهره سجادی (غیوران)، خورشیدواره: خاطرات طاهره سجادی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۳) فرجالله میزانی، مشهور به «ف.م. جوانشیر» و از اعضای برجسته حزب توده نیز در خاطراتش از برگزاری جلساتی در زندان اوین برای شرح جلدهای اول و دوم سرمایه مارکس سخن میگوید؛ درسهایی که بعدها در سه جلد تدوین و منتشر شد. نمونههایی از این دست کم نیست. بنابراین، هرگاه گفته میشود فردی «فقط بهخاطر داشتن یک کتاب» زندانی شده بود، باید پرونده و علت محکومیت او را جداگانه بررسی کرد. وجود کتاب در میان وسایل یک متهم، لزوماً به این معنا نیست که علت بازداشت یا محکومیت او همان کتاب بوده است. تاریخنگاری تبلیغاتی دقیقاً با حذف همین فاصله، عضویت تشکیلاتی، فعالیت مخفی و اقدام مسلحانه را پشت تصویری بیخطر از یک «کتابخوان» پنهان کرده است. * محمدحسن ناصری، با نام مستعار «عضدی»، از بازجویان ساواک در کمیتهٔ مشترک ضدخرابکاری بود. 🔸@shak_gerayi
خانوادههای جاویدنامان کاری میکنند آدم شرمنده میشه از ناامیدی و ترس. پست مادر جاوید نام #امیرمحمد_حاتمی: “عزیز باغیرتم دیدارت با #جاویدشاه نوش روحت” 🔶 @shak_gerayi
با بهانه جنگ، تمام ایدههای گران کردن را اجرا میکنند. بنزین ۸۷۰۰۰ تومان! الان یک عده اقتصاددان نفهم ادعا میکنند که بنزین از آب معدنی هم ارزانتر است و قیمت بنزین در ایران، بر اساس تبدیل نرخ ارز، نسبت به قیمت جهانی پایینتر است و... پاسخ: ماشین را چندین برابر قیمت جهانی به ما میفروشند و بعد مالیاتش را هم میگیرند! پایه حقوق، یک چهارم استاندار جهانی است! اگر قرار است بنزین را به قیمت جهانی بفروشید، اول خودرو را هم به قیمت جهانی بفروشید! نمیشود خودرو را با قیمتهای نجومی به مردم قالب کرد، پول چند دهه بنزین را از جیبشان پیشپیش گرفت، بعد نوبت بنزین که رسید، ناگهان «قیمت جهانی» یادتان بیفتد. این اسمش اصلاح اقتصادی نیست؛ غارتگری است! 🔸@shak_gerayi
. شما به چهره خود "شیطان" زل زدهاید! تاریخ قرن بیستم پر از اسمهایی است که میلیونها نفر را به خاک سپردند. لنین و استالین و مائو و پل پوت و بقیه، مستقیم رفتند سراغ مالکیت خصوصی و آن را از ریشه کندند. هیتلر و موسولینی کمی زرنگتر بودند؛ اسم مالکیت را نگه داشتند اما با هزار جور قانون و دستور و فشار، کاری کردند که صاحب کارخانه یا زمین عملاً هیچ کارهای نباشد و همهچیز دست دولت بیفتد. نتیجه در هر دو حالت یکی بود: دولت همهکاره شد و مردم هیچ امنیتی نداشتند. این تجربه یک چیز ساده را نشان میدهد. وقتی مالکیت خصوصی یا کلاً از بین برود یا آنقدر با مقررات پیچیده و مداخلههای دولتی تحریف شود که دیگر معنایی نداشته باشد، قدرت دولت دیگر حد و مرزی نمیشناسد. مالکیت خصوصی فقط یک مسئله پولی نیست. این حق مثل یک دیوار است بین فرد و قدرت. وقتی آدم بداند خانهاش و کارگاهش و زمینش مال خودش است و هیچ مقام دولتی نمیتواند یکشبه تصمیم بگیرد که با آن چه کند، آن وقت میتواند آزادتر نفس بکشد و حرف بزند. اما وقتی این دیوار فرو بریزد، فرد تبدیل میشود به چیزی شبیه رعیت و دولت تبدیل میشود به ارباب مطلق. به همین خاطر است که یک سیاستمدار اگر واقعاً بخواهد درس تاریخ را جدی بگیرد، باید بدون هیچ لکنت و بدون هیچ «اما» و «اگر» از این حق دفاع کند. چون تاریخ بارها نشان داده که هر نرمشی در این اصل، شروع یک سراشیبی است. اول میگویند مالکیت خصوصی خوب است اما در موارد خاص دولت حق دارد دخالت کند. بعد میگویند باید عادلانهتر توزیع شود. بعد میگویند باید در خدمت منافع عمومی باشد. و در نهایت همان چیزی باقی میماند که در شوروی و چین مائو و آلمان نازی و کامبوج دیدیم: دولتی که همهچیز را کنترل میکند و جان آدمها برایش ارزان میشود. دفاع قاطع و بیقید از مالکیت خصوصی، در واقع دفاع از آزادی خود آدم است. این موضعگیری راه را بر آنهایی میبندد که با بهانههای قشنگ، قدرت دولت را ذرهذره بزرگتر میکنند. وقتی سیاستمدار از همان اول بگوید این حق خط قرمز است و هیچ مصلحتی بالاتر از آن نیست، حداقل یک مانع جدی جلوی تمامیتخواهی گذاشته است. چون تمامیتخواهی معمولاً یکشبه نمیآید؛ از تضعیف تدریجی حقوق فرد شروع میشود. آن رهبران خونین به ما یادآوری میکنند که هرجا مالکیت خصوصی امن نبود، آزادی هم نبود و جان انسانها هم ارزان شد. پس اگر سیاستمداری واقعاً نمیخواهد تاریخ تکرار شود، چارهای ندارد جز اینکه بدون هیچ لکنتی بگوید مالکیت خصوصی حق مطلق است و هیچ دولتی حق ندارد آن را نقض کند یا با مقررات پیچیده بیمعنایش کند. 🔶 @shak_gerayi
. تام کاتن سناتور جمهوریخواه آمریکایی، درباره وقایع امرداد ۱۳۳۲ در برنامه هفتگی پربیننده مارک لوین در شبکه فاکسنیوز: اوباما ادعا کرد که ما نخستوزیر منتخب دموکراتیک ایران را در ۱۳۳۲ سرنگون کردیم. این یک افسانه کامل است. او (مصدق) نخستوزیر دموکراتیک نبود. او اساسا سرنگون نشد (عزل شدن سرنکونی نیست) برعکس مصدق کسی بود که سعی کرد قدرت را تصاحب و به طور غیرقانونی حفظ کند. ولی باراک اوباما عمیقا باور داشت و بارها درباره آن نوشت و سخنرانی کرد که آمریکا برای دههها تنش با ایران سزاوار سرزنش است و برای همین هم به دنبال توافق بهتری نبود. 🔸@shak_gerayi
. 👑 دیدار #رضاشاه_دوم با گروهی از نویسندگان و مترجمان ایرانگرا رضا شاه دوم در دیدار با شماری از نویسندگان و مترجمان ایرانگرا، درباره نقش اندیشه، قلم و فرهنگ در مبارزه برای آزادی ایران و بازپسگیری روایت ملی از گفتمانهای مسلط بر فضای روشنفکری، رسانهای و آکادمیک گفتوگو کرد. نویسندگان حاضر در این نشست، از تداوم سنت ایرانگرایی و آزادیخواهی از دوران #مشروطه تا امروز، نقش زنان و نسلهای جدید در گسست از میراث فکری ۵۷، و ضرورت بازتعریف تصویر ایران در رسانهها و فضای فکری غرب سخن گفتند. آنان همچنین بر اهمیت تقویت شبکههای مستقل نویسندگان و روشنفکران، مقابله با کلیشهها و روایتهای تحریفشده از جامعه ایران، و تفکیک حاشیه و هیاهو از گفتمان واقعی جامعه تأکید کردند. زهرا خانلو نویسنده و مترجم ادبیات فرانسه آزاد عندلیبی نویسنده و مترجم و سردبیر مجله «بارو» مسعود سالاری نویسنده و مترجم ادبیات فرانسه ایلیا نیک نویسنده و مترجم ادبیات فرانسه سهراب مختاری مترجم آلمانی 🔸@shak_gerayi
. لحظه ورود «عاطف نجیب» ملقب به «جلاد درعا» و پسرخاله بشار اسد به جلسه دادگاه برای اعلام حکم اعدام! این بدبخت هم فکر میکرد که حکومت اسد تا ابد باقی خواهد ماند و او هم خواهد توانست در سایه بشار اسد و سپاه پاسداران، آدم بکشد و دارایی و قدرتش را اضافه کند. این تازه پسرخاله بشار اسد بود. بسیجی فلکزده تو که به اندازه پاشنه دمپایی او هم برای جمهوری اسلامی ارزش نداری! 🔸@shak_gerayi
. یعنی باید به عدهای بدیهیات را هم توضیح داد؟ باید شرح داد که آنتیتز ارتجاع جمهوری اسلامی، برهنه شدن جلوی دوربین نیست؟ زمانی بود که تنها برای گرفتن ویو و لایک و ایمپرشن و فالوور لخت میشدید؛ بدون اینکه فاز روشنفکر و فیلسوف و مرشد جمع و خر دانا بگیرید؛ یا این که بدننمایی و لودهبازی را به عنوان «مبارزه» برای ملت فاکتور کنید! چپ در هر لباس و با هر عنوان (کمونیست، فمینیست، ووکیست، زن زندگی آزادی...) استعداد عجیبی در مبتذل کردن و به انحراف بردن مفاهیم و مبارزات دارد. حتی خیزش ۲۵۸۱ را چنان به لجن و ابتذال کشاندید که «زن زندگی آزادی» معادل مبارزه فقط برای آزادی حجاب، اصلاحطلبی، برهنگی، فمینیسم، ووکیسم، تجزیهطلبی... و سرانجام خوانشی جدید از نکبت پنجاه و هفت شد! *بخش پایین تصویر حذف شده است. 🔸@shak_gerayiت
без подписи