در پناهِ کتاب | مهدی شاطری
Статистика✨📚 سلام، من مهدیم. 🙂 یه مهدی ساده... 👤 یه مهدی شاطریِ ساده که میخواد 📖 با کمک کتابها، گرههای زندگیمون رو 🤝 کنار هم باز کنیم و 🌱 هر روز یه قدم بهتر بشیم. 💚 همین... من اینجا👇🙂 @The_mahdi_Shateri
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 17
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 78
- 1/48двое суток
- 89
- 1/72трое суток
- 96
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
گمان میکردیم عارفی چیزی هستیم. «ابلیسسرا» از آب در آمدیم... @shateri_be
به راستی که من چه کسی هستم؟ بهشتی یا جهنمی؟ چرا نه دوزخ را میخواهم و نه بهشت را؟ چرا نه زمین را میخواهم و نه آسمان؟ من برای کدام سویم؟ @shateri_be
❤️🩹
پیامم رو به یکی دوستام دادم. با اینکه بیادبیه ولی به نظرم خوب میتونه سیر تکاملی مردان رو تبیین کنه. @shateri_be
در باب فیلم بیداد مدتهاست که گفتن و نوشتن از فیلم را برای خود ممنوع دانستهام. ترجیح میدادم و میدهم وارد فضایی که بویی از دانش سینمایی از آن نبردهام نشوم. اما به نظرم فیلمهایی همچون «بیداد» که کارگردان، از همان ابتدای ساخت، میداند چنین فیلمی در سینمای ایران اکران نخواهد شد، شایسته تأملاند. قرار نیست از این بگویم که چه بد که هنجارهای اجتماعی در چنین فیلمهایی بهراحتی شکسته میشوند، و قرار نیست بنویسم که سیاهنمایی چقدر بد است و کارگردانهایی که چشم به دست و پای و صدای کشوری دیگر دارند، چرا به آن روی میآورند. من میخواهم از بخشی از جامعه صحبت کنم که به هر دلیلی، در بازتابهای رسانهای جمهوری اسلامی هیچگاه به اختیار دیده نشدهاند؛ و حالا دو پیامد، به شکلی طبیعی، از این نادیده گرفته شدن در جامعه در حال رخ دادن است. نخست، بازنمایی چهرهای ابلیسوار از دستگاه و نهاد امنیتی و هر آنچه در ظاهر به حاکمیت برمیگردد؛ موجودی هوسباز در قامت دین که هیچ ابایی از ریختن آبروی یک فرد، زنا برای گرفتن باج و آزار دختر ایرانی برای خالی کردن عقدهای نامعلوم ندارد. این ابلیس هر آنچه را برای برساختن نفرت از دستش بربیاید انجام میدهد، هیچ نسبتی با خیر ندارد و هیچ دغدغهای برای اولویتهایی همچون امنیت در ذهن او متبلور نمیشود. و دوم، برونریزی نوعی «خود اجتماعی» متولد فرهنگی دیگر؛ خودی که نه از سر خودبودگی، بلکه از سر دیده نشدن و کینه با آن ابلیس میخواهد ظهور کند و نجاتدهنده باشد؛ در تضاد با حاکمیت خود را بفهمد و، از همه مهمتر، خود را نماینده مردمی آزاده و صاحب فکر و ایده بداند. در این ستیز و برونریزی اجتماعی، به گمانم هیچ برندهای وجود ندارد. چراکه فرد مبارزهگر، جدا از اینکه هیچ تمایلی به شناخت ندارد، بهجای شناخت، واکنش به تصویری که به بدترین شکل ساخته شده را ارج مینهد؛ خالی از ایده و راهحل است و مبتنی بر هیجان و حمله پیش میرود. از طرف دیگر، پلیس و نهاد حکمران که وظیفهاش ساختن امنیت است نیز در مقابل چنین تصویری آسیب میبیند. در این نقطه، تقصیر کیست؟ من میگویم آن نیرویی که در ساخت این سیستم بیشترین نقش را داشته، حال باید پاسخگوی فریادی همچون فیلم «بیداد» باشد؛ نه برای اینکه حرف آن را تأیید یا رد کند، یا فیلم را به محاکمه بکشد یا نکشد؛ بلکه برای اینکه توضیح دهد با این تصویر ابلیسواری که ساخته شده، چه باید کرد؟ آیا باید فیلم را توقیف کرد و گفت برخاسته از دل غربزدگی و وطنفروشی است؟ یا باید یکبار برای همیشه نگاهی مسئلهمحور داشت، کثرت و تنوع جامعه را درک کرد و در راستای آن گلی به سر ریخت و فرسودگی در حل مسائل گذشته را رها کرد؟ و از طرفی باید بدانیم که فیلم «بیداد» برای آنانی همچون من، که با تصاویر ساختهشده و تصورات مهندسیشده موافق نیستند، میتواند ابزاری بهدردبخور برای همدردی با بخش قابلتوجهی از جامعهای باشد که نسبت به دین و حاکمیت تنفر دارند. ✍ محمد مهدی شاطری @shateri_be
یه شدت نیازمند یک دوست باشگاهی هستم. کمی گندالو که منو بیاد ببره باشگاه به زور ورزش کنم... @shateri_be
یه شدت نیازمند یک دوست باشگاهی هستم. کمی گندالو که منو بیاد ببره باشگاه به زور ورزش کنم... @shateri_be
خودم از رو از یه جایی به بعد توی زندگی مصداق بارز این استیکر میدونم: :) حالتی که هم تلخی توی اونه، هم شیرینی، و هم کنار اومدن با حقیقت زندگی... @shateri_be
حق:) @shateri_be
:) @shateri_be
وفاداری قشنگترین ویژگیایه که یه آدم میتونه داشته باشه.
امروز یکم زودتر رسیدم سر کار و تنها هم بودم. تصمیم گرفتم یه تجدید نظری روی انشای 6 سال پیش بزنم :) @shateri_be
منم آقای اردکانی منم:)))) @shateri_be
گفتم؛ «خداتون عاشق منه، عب نداره دستش خورد» _صادق:) @shateri_be
این ویدئو رو دوست قدیمیم چند لحظه پیش برام فرستاد. گویا برای کلاسهای مجازی سال هشتم و درس انشا بوده. خودم نداشتم این فیلم و راستش دارم به این حرف خودم فکر میکنم که؛ «کاش مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید نمیترسید» :) @shateri_be
این ویدئو رو دوست قدیمیم چند لحظه پیش برام فرستاد. گویا برای کلاسهای مجازی سال هشتم و درس انشا بوده. خودم نداشتم این فیلم و راستش دارم به این حرف خودم فکر میکنم که؛ «کاش مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید نمیترسید» :) @shateri_be
:) @shateri_be
نمیخوام آقامیری بازی دربیارم ولی این چرخه نفرت کی قراره تموم بشه؟ @shateri_be
خرده شیشه ورودش در حرم ممنوع است. اما از بالا به خادمین فرمان دادهاند که یکسری از شیشه خردهای خاص را اجازه بدهند رد شوند. شیشههایی که برای دل مردمان غریب این شهر است. گاه که میشکند و هزار زحمت سعی میکنند به هم بچسبانند و نمیشود، چارهای نمییابند جز شرف حضور در محضر آنکه با گوشه چشمی دل شکستهی درست نشو را از روز اول نیز بهتر میکند. اما راستش من خرده شیشهای ندارم. دیگر چیزی از دلم نمانده که برایت بیاورم. آمدم ببینم یک دل اضافه داری؟ گوشه انبار حرمت برای من دلی پیدا نمیشود که دربیاوری و خاکش بتکانی و به من دهی؟ من هدیه دوست دارم، مخصوصا اینکه از دست تو باشد. تروخدا. لطفا. من زیارت نامه خواندنم حوصله نمیکشد. قرآن نیز بلد نیستم برایت بخوانم. اما تو را میدانم دل بسیار دادهای و بسیار بلدی. مگر قرار نبود هرکس به اندازه بلدیتش قدمی بردارد؟ میدانم بیادبی است. میدانم شاید رعایت ادب نباشد. اما شازده کوچولو را خواندهای؟ آنجایی که روباه به شازده میگوید؛ «تو در قبال کسی که اهلی کردی مسئولی» را چی؟ @shateri_be
دقت کنید. در انتخاب اطرافیان، دوست، همسر، همکار و شریکتون دقت کنید. مهمتر از هرچیزی شیوه گفتوگو کردن باشه براتون. معیارتون پروسه تفکر و تعقل باشه. «مسیر به نظریه رسیدن» باشه. حتی خود نظریه آنچنان مهم نباشه. نظرها و نظریهها ممکنه عوض بشن ولی مسیرهای فکر کردن و اصلا «قابلیت فکر کردن درست» انگار عوضنشدنی هستند.