غزل شعر کلاسیک
Статистикаفقط شعر و موسیقی در صورت داشتن انتقاد یا پیشنهاد و یا درج شعر در کانال @turkemturkmen
- Последний пост
- 13 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- Категория
- Картинки
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
📍۵. دستاوردها و تأثیر علمی پژوهشهای دکتر حسینقلی سلیمی تأثیر چشمگیری بر مطالعات بعدی زبانهای ترکی گذاشته است. بسیاری از زبانشناسان در پژوهشهای خود درباره زبان آذربایجانی همچنان به نظریهها و تحلیلهای ایشان استناد میکنند. تحلیلهای ارائهشده درباره ساختار واجی مشترک، تغییرات آوایی و فرایندهای واجی، زمینه را برای پژوهشهای گستردهتر در حوزه زبانهای ترکی فراهم کرده است. از سوی دیگر، فعالیتهای آموزشی ایشان در حوزه زبان مادری نشان میدهد که رویکرد علمی وی تنها محدود به تحقیقات دانشگاهی نبوده و به جنبههای آموزشی و فرهنگی نیز توجه داشته است. 📍۶. نتیجهگیری دکتر حسینقلی سلیمی از پژوهشگران برجسته زبانشناسی ایران به شمار میرود که سهم مهمی در توسعه مطالعات واجشناسی زبان آذربایجانی داشته است. استفاده از نظریه واجشناسی زایشی در تحلیل زبان آذربایجانی، ارائه ساختار واحد برای گویشهای مختلف و بررسی فرایند بومیسازی واژههای قرضی از مهمترین دستاوردهای علمی ایشان محسوب میشود. آثار علمی و پژوهشهای وی نه تنها در مطالعات زبانهای ترکی اهمیت دارند، بلکه در توسعه تحقیقات زبانشناسی نظری نیز نقش مؤثری ایفا کردهاند. علاوه بر رساله دکتری و آثار دانشگاهی، دکتر حسینقلی سلیمی در ایران نیز چندین اثر آموزشی و پژوهشی در زمینه زبان مادری، آموزش و مباحث مرتبط با رسمالخط و نگارش منتشر کردهاند که در توسعه مطالعات زبان آذربایجانی نقش داشتهاند. #سیامک_حیدری_اقدم منابع ۱. سلیمی، حسینقلی. (۱۳۵۵/۱۹۷۶). A Generative Phonology of Azerbaijani (واجشناسی زایشی زبان آذربایجانی). رساله دکتری، دانشگاه فلوریدا، ایالات متحده آمریکا. ۲. سلیمی، حسینقلی. (۱۳۵۱/۱۹۷۲). Definitions of the English Sentence (تعریفهای جمله در زبان انگلیسی). مقاله علمی در حوزه زبانشناسی. ۳. سلیمی، حسینقلی. (۱۳۸۰/۲۰۰۱). Başlaniş Ana Dilindah İlk Darslik (اولین کتاب آموزشی زبان مادری). تبریز: انتشارات یازان. ۴. مجموعه دیجیتال دانشگاه فلوریدا (University of Florida Digital Collections). واجشناسی زایشی زبان آذربایجانی، متن کامل رساله دکتری. ۵. پایگاه اطلاعات زبانشناسی گلاتولوگ (Glottolog Reference Database). اطلاعات کتابشناختی مربوط به پژوهشهای حسینقلی سلیمی. ۶. صفوی، کوروش. (۱۳۸۳). آشنایی با زبانشناسی. تهران: انتشارات سوره مهر. ۷. مشکوهالدینی، مهدی. (۱۳۷۸). زبانشناسی و ساخت زبان فارسی. تهران: انتشارات سمت. ۸. باطنی، محمدرضا. (۱۳۷۲). نگاهی تازه به زبان. تهران: انتشارات آگاه.
🌹دکتر حسینقلی سلیمی 🥇نقش ایشان در واجشناسی زایشی زبان آذربایجانی #سیامک_حیدریاقدم 🩸چکیده دکتر حسینقلی سلیمی (متولد ۱۳۱۴ «۱۹۳۵میلادی» در تبریز) از زبانشناسان برجسته ایرانی و از پژوهشگران پیشگام در حوزه واجشناسی زبان آذربایجانی به شمار میآید. ایشان تحصیلات عالی خود را در رشته زبانشناسی تکمیل کرده و موفق به اخذ درجه دکتری از دانشگاه فلوریدا در ایالات متحده آمریکا شدند. رساله دکتری وی با عنوان A Generative Phonology of Azerbaijani از نخستین پژوهشهایی محسوب میشود که نظریه واجشناسی زایشی را بهصورت جامع بر زبان آذربایجانی اعمال کرده است. پژوهشهای ایشان نه تنها در تحلیل ساختار آوایی و واجی زبان آذربایجانی نقش مهمی داشته، بلکه در تبیین فرایندهای واجی، تفاوتهای گویشی و نحوه بومیسازی واژههای قرضی نیز تأثیرگذار بوده است. بنده با هدف معرفی زندگی علمی، فعالیتهای پژوهشی، روششناسی و جایگاه علمی دکتر حسینقلی سلیمی این مقاله را تدوین نمودم. 📍۱. مقدمه مطالعه زبان و ساختارهای درونی آن همواره یکی از مهمترین حوزههای علوم انسانی و زبانشناسی بوده است. با ظهور نظریههای نوین زبانشناسی در قرن بیستم، بهویژه نظریه دستور زایشی و واجشناسی زایشی، نگاه به زبان از سطح توصیف ظاهری فراتر رفت و پژوهشگران تلاش کردند قواعد ذهنی و ساختارهای انتزاعی تولید زبان را تبیین کنند. در میان پژوهشگران ایرانی فعال در این حوزه، دکتر حسینقلی سلیمی جایگاه ویژهای دارد؛ زیرا وی از نخستین زبانشناسانی بود که اصول واجشناسی زایشی را برای تحلیل زبان آذربایجانی به کار گرفت. 📍۲. پیشینه علمی و تحصیلات دکتر حسینقلی سلیمی در سال ۱۹۳۵ میلادی (۱۳۱۴ هجری شمسی) در شهر تبریز متولد شد. دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در این شهر سپری کرد و پس از پایان تحصیلات اولیه، برای ادامه آموزش عالی راهی تهران شد. وی پس از دریافت مدرک کارشناسی در ایران، برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری به ایالات متحده آمریکا عزیمت کرد. ایشان در سال ۱۹۷۶ موفق به اخذ درجه دکتری تخصصی در رشته زبانشناسی از دانشگاه فلوریدا شدند. رساله دکتری وی با عنوان A Generative Phonology of Azerbaijani زیر نظر پروفسور بُهْدان ساچیوک نگارش شد. این پژوهش یکی از مهمترین مطالعات دانشگاهی در حوزه تحلیل واجی زبان آذربایجانی محسوب میشود. 📍۳. جایگاه علمی و آثار پژوهشی دکتر سلیمی از جمله پژوهشگرانی است که نظریه واجشناسی زایشی را در مطالعه زبانهای تورکی به کار گرفت. اهمیت پژوهشهای وی در این است که بهجای توصیف صرف آواها، تلاش کرد ساختارهای ذهنی و قواعد پنهان تولید زبان را شناسایی کند. از مهمترین آثار علمی ایشان میتوان به موارد زیر اشاره کرد: ۱. A Generative Phonology of Azerbaijani (۱۹۷۶) رساله دکتری دانشگاه فلوریدا که تحلیل جامعی از نظام واجی زبان آذربایجانی ارائه میدهد. ۲. Definitions of the English Sentence (۱۹۷۲) این مقاله به بررسی مفهوم جمله در زبان انگلیسی و ارتباط آن با نظریه دستور همگانی و نقش محمول میپردازد. ۳. Başlaniş Ana Dilindah İlk Darslik (۲۰۰۱) کتابی آموزشی در حوزه آموزش زبان مادری که در تبریز منتشر شده است. 📍۴. روششناسی و رویکرد پژوهشی رساله دکتری دکتر سلیمی در حدود ۱۷۲ صفحه و در قالب پنج فصل تدوین شده است. این پژوهش بر مبنای اصول واجشناسی زایشی شکل گرفته است. هدف اصلی این رویکرد، پیشبینی صورتهای تلفظی زبان از طریق مجموعهای از قواعد نظاممند است که میان ساختار زیرین و صورت نهایی واژه ارتباط برقرار میکنند. مهمترین ویژگیهای روش پژوهشی ایشان عبارتاند از: 🧷۴–۱. تحلیل گویشی پژوهش ایشان بر گویش ترکی تبریزی به عنوان یکی از گویشهای اصلی آذربایجانی متمرکز بوده و در کنار آن، مقایسههایی با گویش باکو نیز صورت گرفته است. 🧷۴–۲. نقد و بازتحلیل مطالعات پیشین در بخشی از پژوهش، مطالعات پیشین در حوزه واجشناسی زبان آذربایجانی مورد بررسی انتقادی قرار گرفتهاند تا محدودیتهای رویکردهای گذشته آشکار شود و ضرورت استفاده از چارچوب واجشناسی زایشی تبیین گردد. 🧷۴–۳. ارائه ساختار واجی واحد یکی از مهمترین دستاوردهای پژوهش وی، ارائه نظریهای درباره وجود یک نظام واجی مشترک میان گویشهای مختلف زبان آذربایجانی است. وی استدلال میکند که اختلافهای موجود در تلفظهای گوناگون، ناشی از اعمال قواعد واجی بر یک ساختار زیرین مشترک است. 🧷۴–۴. نظریه بومیسازی وامواژهها در بخش پایانی رساله، دکتر سلیمی به بررسی واژههای قرضی فارسی و عربی واردشده به زبان آذربایجانی پرداخته است. یافتههای وی نشان میدهد هرچه یک واژه بیشتر تحت تأثیر قواعد واجی زبان مقصد قرار گیرد، میزان سازگاری و بومیشدن آن افزایش مییابد.
@Sheereclassic ترک یاران کرده ای ای بی وفا، یار این کند؟ دل زپیمان برگرفتی، هیچ دلدار این کند؟ ترک ما کردی و کردی دشمنی با دوستان شرم بادت زین عمل ها، یار با یار این کند؟ جور تو با عاشق سرگشته امروزینه نیست آزمودم عشق را صدبار، هر بار این کند طالب عشق رخ خوب تو بودم سال ها خود ندانستم که با من آخر کار این کند نرگست در عین بیماری کند قصد دلم کس ندانم در جهان با هیچ بیمار این کند @Sheereclassic #صائب_تبريزے
عاشق دیوانه منم،وارث میخانه منم بی در و کاشانه منم،راوی افسانه منم @Sheereclassic خسته منم،بسته منم،شاعر برجسته منم از قفست جسته منم،کوزه ی بی دسته منم عود منم،دود منم،مهدی موعود منم طالع مسعود منم،آتش نمرود منم ساده منم،باده منم،از همه جا رانده منم از نفس افتاده منم،خنده ی افسرده منم نور منم،شور منم،بنده ی مجبوچر منم نفخه ی آن صور منم،زنده ی در گور منم ساز منم،راز منم،قافیه پرداز منم پشت هم انداز منم،عارف طنّاز منم گشنه منم،تشنه منم،زخمی هر دشنه منم بر لجن آغشته منم،سوی تو برگشته منم پیر منم،شیر منم،از همه دلگیر منم آیه ی تطهیر منم،سوره ی تکویر منم راه منم،چاه منم،در دلِ گِل کاه منم گرچه گدا شاه منم،فرصت کوتاه منم هوش منم،گوش منم،عاقل مدهوش منم یادِ فراموش منم،آتش خاموش منم هست منم،مست منم،آیِنه در دست منم گفت مرا پست منم،لایق این شست منم باد منم،شاد من. م،هفتصد و هفت داد منم معنی اعداد منم،رابط ابعاد منم گریه ی یعقوب منم،طاقت ایوب منم ساقی مشروب منم،پیش تو مغلوب منم. مولانا https://t.me/sheereclassic
♦️ ۱۴ تیر ماه روز "قلم" گرامی باد. جلال آل احمد، دکترغلامحسین ساعدی (گوهر مراد)، یونس نابدل، بهروز دولت آبادی (چای اوغلو)، سخنران پروفسور دکتر علی اکبر ترابی (حلاج اوغلو) @samadbehrang مکان : دانشگاه تبریز زمان : سال ۱۳۴۶ #مشاهیر_ایران #مفاخر_آذربایجان #پروفسور_علی_اکبر_ترابی #بنیانگذار و #پدر_جامعه_شناسی_نوین و #علوم_اجتماعی_ایران #حلاج_اوغلو #دانشگاه_تبریز
بیانیهی کانون نویسندگان ایران در گرامیداشت روز جهانی زبان مادری https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C-02-21
🔴 یۇنئسکوْ: "اؤز دیلینده یازېب اوْخۇیا بیلمهین کیمسه، بیلیکسیز سایېلېر" ▪️ آجۇنسال (دونیا) آنا دیلی گۆنۆ، سیز یوْلداشلارا قۇتلۇ اوْلسۇن. 🔴 یونسکو: "هر کس نتواند به زبان خود بنویسد و بخواند، بیسواد محسوب میشود" ▪️ روز جهانی زبان مادری، بر شما همراهان مبارک باد. 🔴 Unesco: "Öz dilində yazıb oxuya bilməyən kimsə, biliksiz sayılır" ▪️ Acunsal ana dili günü, siz yoldaşlara qutlu olsun.
طبق روایات «سنت ولنتاین»، کشیش معبدی در نزدیکی رم یا پیری جد کنونی بود که در ۱۴ فوریه سال ۲۶۹ میلادی به دستور امپراتور کلادیوس دوم و به دلیل کمک به زوجهای جوان مسیحی برای ازدواج، گردن زده شد. اما ساکنان رم کشیش ولنتاین را فراموش نکردند و حتی کلیسایی را به یاد او نام گذاری کردند. بتدریج نیز ولنتاین به قدیس حامی عاشقان تبدیل شد. @Sheereclassic ولنتاین در ۵ کشور جهان شامل ایران، مالزی، عربستان سعودی، اندونزی و پاکستان ممنوع است 😳😳😳😳👆👆👆👆 @Sheereclassic
افسانههای بسیاری در مورد ولنتاین بر سر زبانهاست اما بیشتر آنها باید ساختگی باشند. @Sheereclassic باور عمومی در مورد قدیس ولنتاین این است که او از روحانیان روم باستان در قرن سوم میلادی بوده است. جشنهای روز ولنتاین با افسانه مخلوط شده است. انگیزه وجود چنین روزی و حتی وجود خود قدیسی به نام ولنتاین در هالهای از شک و تردید قرار دارد. با توجه به اینکه حداقل سه قدیس با چنین اسمی وجود دارد، این موضوع چندان عجیب نیست. @Sheereclassic اولین اعلام رسمی ولنتاین در ۱۴ ماه فوریه را پاپ ژلازیوس اول در سال ۴۹۶ میلادی به یادبود جان باختن این کشیش رومی قرن سوم انجام داد؛ اما اطمینان نداریم که پاپ ژلازیوس این روز را به افتخار کشیش قرن سوم میلادی اعلام کرد یا یکی از دو کشیش دیگر ولنتاین نامی که در راه دین کشته شدند. یکی از آنها اسقف شهر اینترامنا بود و دیگری تا جایی که میدانیم همراه با چند نفر از همراهانش در آفریقا کشته شد. اطلاعات بیشتری در مورد این دو قدیس ولنتاین دیگر نداریم و این کشیش روم باستان در میان این سه ولنتاین از همه بیشتر مشهور شده است. @Sheereclassic چرا ولنتاین، کشیش رومی معروف شد؟ باور بر این است که دلیل شهرت این کشیش جوان این بود که در سال ۲۷۰ میلادی از امر امپراتور کلادیوس سرپیچی کرد و به طور مخفیانه مراسم ازدواج زوجهایی را در شهر برگزار کرد. امپراتور کلادیوس گفته بود که مردان متأهل سربازان خوبی نیستند و به همین دلیل مانع ازدواج مردان جوان شهر میشد. اما اسقف ولنتاین، بر این باور بود که ازدواج بخشی از خواست و ارادهٔ خداوند در جهان است. او به نام عشق، شروع به انجام مراسم ازدواج مخفیانه میان جوانان و گاهی حتی بین نوجوانان دوازده ساله کرد. موفقیت او باعث شهرت ناخواستهاش شد که منجر به مرگ اسقف ولنتاین شد. او زندانی و در نهایت گردن زده شد اما پیش از آن عاشق دختر زندانبان خود شد. میگویند شب قبل از اعدامش، اسقف یادداشتی برای دختر نوشت که آن را "از طرف ولنتاین تو" امضا کرد. اولین تبریک و پیام ولنتاین. هرچند این داستان خیالپردازانه زیباست اما بعید است که واقعیت داشته باشد. @Sheereclassic چنین داستانی در توضیح ریشهٔ روز ولنتاین در طول سالها شاخوبرگ بسیاری پیدا کرده است @Sheereclassic
برای زیستن دو قلب لازم است: قلبی که دوست بدارد قلبی که دوستش بدارند قلبی که هدیه کند قلبی که بپذیرد قلبی که بگوید قلبی که جواب بگوید... #احمد_شاملو 14 فوریه؛ روز ولنتاین @Sheereclassic
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
@Sheereclassic ویران کن وبگذار که ویرانه بماند ازقصه ی تو غصه ی جانانه بماند! ازروی سرم ردشو و نگذار پس ازتو جز خاطره ی موی توبرشانه بماند! ازپشت همین پنجره ی بسته گذر کن... تاعطر قدم های تو درخانه بماند! حیرانی محض است نصیب همه مرغان تاگوشه ی لبهای تو این دانه بماند! آنسوی زمین خنده به لب های توآمد باعث شده این سو گل وگلخانه بماند بایاد تو عشق است که این شاعرمجنون دیوانه ی دیوانه ی دیوانه بماند..
روزگاری بود که مردها با یک نگاه، با لرزش صدای دلشان در یک نامهی دستنوشته، عشقشان را فریاد میزدند. دلی را که دوست داشتند، سالها با غرور و صبر از پیاش میرفتند... نه از ترس نه از بازی، بلکه از عمق جانشان عاشق بودند. مردی بود که ساعتها در کوچهای مینشست، فقط برای آنکه شاید یک لحظه، نگاه معشوقهاش را از پشت پنجرهای تار ببیند. دلخوش به همان لحظه، شبها را تا سحر، با یادش سر میکرد. اما حالا... عشق در یک لحظه میآید و در یک لحظه میرود. با یک عکس دل میبازند و با یک استوری دل میکَنند. قلبهایی که هنوز گرم نشده، در سرمای بیوفایی میشکنند. و مردمانی که نام عشق را میبرند، بیآنکه حتی طعم صبر و دلتنگی را چشیده باشند. چه تلخ است… وقتی عشق، اینچنین آسان شده… و عاشق، اینچنین بیتاب و بیثبات. @Sheereclassic روزی روزگاری… مردی عاشق میشد نه با لمس، بلکه با لرزش نگاهی از دور، با عطری که از باد جا مانده بود، با نامهای که واژههایش، با خون دل نوشته میشد... سالها دنبالش میرفت، بیآنکه دستی را لمس کند یا صدایی را بشنود، فقط برای دیدن یک لحظه از پشت پنجرهای، ساعتها زیر باران میماند… دلش را میسپرد، و دل کندن را بلد نبود… اما حالا… یک عکس کافیست تا دل ببازند، یک اموجی کافیست تا دل ببرند، و یک جملهی بیفکر از غریبهای، تا قهر کنند و بروند… سراغِ یکی دیگر… عشق دیگر صبر نمیخواهد، دلتنگی نمیطلبد، و حتی فرصت نمیدهد برای دلدل کردن… چه غمانگیز است… وقتی دلی، اینهمه ساده فراموش میشود… وقتی عشقی، اینهمه بیصدا میمیرد… س. ح. ا
@Sheereclassic ابوالحسن ورزی زن زیبائی داشت که از خوبرویان تهران به شمار میآمد و علاوه بر چهرهی جذاب، روحی زیبا پرست و لطیف داشت. اهل دل و شیفته شعر و ادبیات و هنر بود و با این خصائل جسمی و روحی، الهامبخش طبع شاعرانه ورزی به شمار میآمد. وی نیز در جلساتی که همسرش شرکت میکرد، حضور داشت و در همین نشست و برخاستها بود که بین او و آن جوان بلندبالای مازندرانی علائق عاشقانه شکفته شد و بتدریج حدیث مهرورزی آنها به یکدیگر از پرده بیرون افتاد و نهایتاً بین ورزی و همسرش جدائی رخ داد و آن عاشق و معشوق باهم ازدواج کردند. طبع ظریف و حساس ورزی از این جدائی بسیار آزرده و مکدّر و ملول شد و به تدریج به آشفتگیهای روحی گرفتار آمد. دوستان مشترک آنها که رنج و عذاب بیحد ورزی را میدیدند و احتمال میدادند که به جنون گرفتار آید، از این رویداد بسیار رنجیده و ناراحت شدند و آن را مغایر آئین دوستی و جوانمردی میدانستند و جمعاً به مرد بلندبالای مازندرانی فشار وارد آوردند که زن را رها کند و نهایتاً پس از ۷-۶ ماه آن دو از هم جدا شدند و زن بار دیگر به زندگی ورزی پیوست و غزل زیبا و پرمعنای «آمد امّا در نگاهش آن نوازشها نبود»، بازتاب این رویداد بود. داستانی که موجب شد تا ورزی، آزردگیهای روحی و احساسات لگدمال شده خود را در این غزل بیان کند. از سردی بوسهها و نگاههای بینوازش و آغوش بدون مهر شکوه و شکایت کند و از رسوائیها ناله سردهد. تردید ندارم که خوانندگان صاحبنظر این نوشته براحتی میتوانند به عمق ملال و آزردگیهای روحی شاعر پیببرند. شعری که استاد بنان از آن آهنگی حزین و زیبا آفرید ..................... @Sheereclassic آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود چشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبود نقش عشق و آرزو از چهره ی دل شسته بود عکس شیدایی، در آن آیینه ی سیما نبود لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت دل همان دل بود، اما مست و بی پروا نبود در دل بیزار خود جز بیم رسوایی نداشت گرچه روزی همنشین جز با من رسوا نبود در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود برق چشمش را، نشان از آتش سودا نبود دیدم، آن چشم درخشان را ولی در آن صدف گوهر اشکی که من میخواستم پیدا نبود بر لب لرزان من، فریاد دل خاموش بود آخر آن تنها امید جان من تنها نبود جز من و او دیگری هم بود اما ای دریغ آگه از درد دلم زان عشق جانفرسا نبود... @Sheereclassic "#ابوالحسن_ورزی"
@Sheereclassic همه در حسرت دیدار خدا بود که ناگه مهسا آمد و رفت و خدا را بوسید همه صد رنگ و ریا دخترک صاف و صدیق شاد بود و پر از شوق و شعف حسرتش بی پدری مادر او پرمهر خواهرانش زر و سیم چهره اش زیبا بود پر زشوق پرواز حسرتش زیستن همراه پدر هیچکس درد دل او نشنید همه کس یار و غریب هم غمخوار و فریب حسرتش بی پدری غم دل کس نشنید روزی از روز خدا زد و از خانه جهید رفت و آن روی مهش درد دنیا نچشید خاک بیمار و خشن تن اورا بربود دل پر دردش را کرکسی خورد و پرید شور و شوقش پرواز حسرتش بی پدری بال و پر ، شوق پریدن او را برد تا نزد خدا حسرتش پایان یافت او شد آن ماه که بود شب زیبا و پر اختر پدرش هر شب آرام در آغوش پدر قصهء زندگی و درد شنید شب که میشد همگی پدر و مادر و هر دو خواهر دور آن سفرهء دل پر اختر میشدند جمع و ماه زیبا آرزویش این بود همه را یکجا خواست مه زیبا مهسا حسرتش پایان یافت @Sheereclassic #سیامک_حیدری_اقدم 93/12/10 به مهسا که به پدرش پیوست