tgindex
شناسه
@shenase_iranПолитикаперсидский

🔻شناسه؛ کارگروه پژوهشی هویت‌ سیاسی زن ایرانی ↙️ وابسته به مرکز نوآوری و تعالی کوثر @‏kosarut ارتباط با ادمین: @allayeakbarzadeh

Последний пост
13 февр.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Политика
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
86
мало замеров
Замеров пока мало
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
165
20 постов
Вовлечённость
191,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • ▫️ پیشنهاد ویژه تیم شناسه: این کتاب را تا دیر نشده، بخوانید! 🔺تقریری بر کتاب شرقی غمگین 🔹 به قلمِ الهه اکبرزاده ▫️مونالیزایی تکیده و رنجور با چشمانی نافذ که پیامی را مخابره می‌کند: «صدای ما باش... نجات‌مان بده»... می‌شنویم «ما» چون این قاب جادویی می‌تواند با اندک تغییراتی در رنگ پوست و لباس، جای هر زن غیر غربی بنشیند و ما را بر آن دارد تا او را بفهمیم، از او بگوییم و او را به دیگران هم معرفی کنیم و برایش نسخۀ رهایی تجویز کنیم... کتاب چنین تصویری را نشانه رفته و به‌نظر می‌رسد غایتی جز همین تلاش برای رسوایی و بی‌اعتبار ساختن این تصویر ندارد. از همین رو کتاب در همین‌جا متوقف می‌شود و راهی به پیش ندارد. @shenase_iran

  • без подписи

  • 🔺 تقریر دوم از کتاب فوکو در ایران 🔹 به قلمِ زینب آورکانی ◽️ بخش جالب توجه دیگری از این کتاب مربوط به مواجهه انقلاب اسلامی با زنان، جنبش‌های فمنیستی غربی و رویکردهای یک جانبه رسانه‌های غربی در توصیف کنشگران زن در تجمعات 8 مارس بوده است. در کتاب حاضر با نقدی صریح اعلام می‌شود که «در میان گروه کُر بین‌المللی که همصدا راجب محکومیت رفتار با زنان در انقلاب اسلامی می‌خوانند، صدای زنان ایرانی جایی نداشت». این عبارت در توصیفاتی که از حضور کیت میلت به عنوان یکی از زنان شاخص فمنیست غربی، در تجمع 8 مارس در تهران رقم خورد و عدم اقبال زنان ایرانی از او و متفاوت بودن شعارها و پوشش‌ها با انتظارات او تکمیل می‌شود. اینکه زاویه دید کیت میلت از زنان انقلابی ایران چقدر تحقیر به همراه داشت و نهایتا با سرخوردگی از ایران خارج شده اما تریبونی برای اشاعه توصیفات خود داشته است، از جمله انتقاداتی است که فوکو به دیدگاه قیم‌مآبانه غربی دارد. @shenase_iran

  • 🔹گروه پژوهشی-ترویجی شناسه وابسته به مرکز نوآوری و تعالی کوثر با همکاری دفتر مطالعات جنسیت و جامعه برگزار می‌کند: ▫️ حلقه #پژواک؛ پژواک زنان در سیاست، تاریخ و جامعه ▫️جمع‌خوانی کتاب‌های حوزه جنسیت، زنان و سیاست با حضور اساتید حوزه مربوطه ▫️کتاب پنجم: چرا شد محو از یاد تو نام‌ام؟ | نویسنده: افسانه نجم‌آبادی 🔹 راهبر: سرکار خانم زینب اعلمی 🕙 زمان: سه‌شنبه‌ها ساعت ۱۵-۱۷ 📍مکان: شهردخت منطقه ۶ خیابان کارگر شمالی، بالاتر از نصرت 💳 اشتراک یکساله پژواک: ۵۷۰ هزارتومان 💳 هزینه جلسات دوره پیش‌رو: ۱۷۰ هزارتومان ▫️مهلت ثبت‌نام: تا ۲۶ بهمن‌ماه ❗️ جلسه نخست این دوره روز سه‌شنبه ۲۸ بهمن‌ماه خواهد بود. ▫️این دوره مخصوص اندیشه‌ورزان حوزه جنسیت و خانواده است. ◀️ جهت ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر در پیام‌رسان بله به شناسه زیر پیام دهید: @asminshenase ⏪ شناسه؛ گروه متمرکز بر هویت سیاسی زن ایرانی 📲@shenase_iran

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • حلقه جمع‌خوانی #پژواک پژواک زنان در سیاست، تاریخ و جامعه 📚 چه کتاب‌هایی می‌خوانیم و چرا؟ 🔹جهت ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر به شناسه بله پیام دهید: @adminshenase ⏪شناسه؛ گروه متمرکز بر هویت سیاسی زن ایرانی @shenase_iran

  • 24 дек.1 753128

    🔹گروه پژوهشی-ترویجی شناسه وابسته به مرکز نوآوری و تعالی کوثر با همکاری دفتر مطالعات جنسیت و جامعه برگزار می‌کند: ▫️ حلقه #پژواک؛ پژواک زنان در سیاست، تاریخ و جامعه ▫️جمع‌خوانی کتاب‌های حوزه جنسیت، زنان و سیاست با حضور اساتید حوزه مربوطه ▫️کتاب چهارم: سیاست‌های خیابانی | نویسنده: آصف ببات 🔹 راهبر: سرکارخانم سحر دانشور 🕙 زمان: سه‌شنبه‌ها ساعت ۱۵-۱۷ 📍مکان: شهردخت منطقه ۶ [خیابان کارگرشمالی، بالاتر از نصرت] 💳 اشتراک یکساله پژواک: ۵۰۰ هزارتومان 💳 هزینه جلسات دوره آخر: ۱۷۰ هزارتومان ▫️مهلت ثبت‌نام: تا ۱۰ دی ❗️ جلسه نخست این دوره روز سه‌شنبه ۱۶ دی‌ماه خواهد بود. ▫️این دوره مخصوص اندیشه‌ورزان حوزه جنسیت و خانواده است. ◀️ جهت ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر در پیام‌رسان بله به شناسه زیر پیام دهید: @asminshenase ⏪ شناسه؛ گروه متمرکز بر هویت سیاسی زن ایرانی 📲@shenase_iran

  • 2 дек.6732из kosarut

    🔹رویداد گفتاورد زنان حکمران ایران ▫️ روایت‌های الهام‌بخش از کنش‌گری سیاسی زنان در دل ساختار حکمرانی 🔹محورهای رویداد: ▫️ بررسی کم و کیف اثربخشی زنان در ساختارهای قدرت و تصمیم‌گیری ▫️شناسایی موانع ساختاری، فرهنگی و حرفه‌ای در مسیر کنش‌گری ▫️ الگوهای ایجاد تعادل میان نقش‌های خانوادگی و مسئولیت‌های مدیریتی ▫️ وجه مزیت کنش‌گری زنانه و ظرفیت‌های ارتقای مشارکت در حکمرانی 🔹با روایت‌هایی از: ▫️مرضیه وحیددستجردی ▫️فهیمه فرهمندپور ▫️فریبا علاسوند ▫️فاطمه قاسم‌پور ▫️زهرا شیخی ▫️فاطمه بداغی ▫️الهام یاوری ▫️فاطمه تنهایی سیده صدیقه حجازی 🕗چهارشنبه ۱۹ آذر ماه ۱۴۰۴| ساعت ۸ تا ۱۲ 📍تهران، خیابان انقلاب اسلامی، بین خیابان ولیعصر (عج) و برادران مظفر، پلاک ۹۰۷، خانه اندیشه‌ورزان برای برنامه‌ریزی بهتر، لطفاً جهت پیش ثبت‌نام به شناسه @gpttwomenadmin در بله یا تلگرام پیام دهید. 🆔 @shenase_iran 🆔 @kosarut

  • 🔹گروه ترویجی-پژوهشی شناسه وابسته به مرکز نوآوری و تعالی کوثر با همکاری دفتر مطالعات جنسیت و جامعه و حمایت خانه اندیشه‌ورزان برگزار می‌کند: ▫️ حلقه #پژواک؛ پژواک زنانه در سیاست و تاریخ ▫️جمع‌خوانی کتاب‌های حوزه جنسیت، زنان و سیاست با حضور اساتید حوزه مربوطه ▫️کتاب سوم: شرقی غمگین | نویسنده: شیوا علینقیان 🔹 راهبر: سرکارخانم سحر دانشور (دانشجوی دکتری مطالعات زنان) 🕙 زمان: سه‌شنبه‌ها ساعت ۱۶-۱۸ 📍مکان: خانه اندیشه‌ورزان 💳 هزینه ثبت نام: ۵۰۰ هزارتومان ▫️در صورت حضور منظم در دوره، مبلغ عودت داده می‌شود. ▫️مهلت ثبت‌نام: تا ۱۰ آبان ❗️ جلسه نخست این دوره روز سه‌شنبه ۱۳ آبان‌ماه خواهد بود. ▫️این دوره مخصوص اندیشه‌ورزان حوزه جنسیت و خانواده است. ◀️ جهت ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر در پیام‌رسان بله به شناسه زیر پیام دهید: @adminshenase ⏪ شناسه؛ گروه متمرکز بر هویت سیاسی زن ایرانی 📲@shenase_iran

  • 🔻 مصاحبه با سرکار خانم #لاله_افتخاری؛ نمایندۀ سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ▫️ #بخش_دهم آنچه خوبان همه دارند... وقتی همسرم تصمیم گرفت به جبهه برود، نگرانی نداشتم. حتی خودم فرم اعزامش را پر کردم چون مدیرعامل یک شرکت تأسیساتی بود با مسئولیت‌های سنگین و سرمایه‌گذاری شخصی و فرصت چندانی نداشت. اما دلش با جبهه بود و می‌خواست برود. توی فرم پرسیده بودند هدف شما از رفتن به جبهه چیست؟ وقتی از او پرسیدم هدفش از رفتن چیست، گفت: "تو که بهتر می‌دانی. من نه مشکل مالی دارم، نه کمبودی در زندگی‌ام هست؛ فقط برای رضای خدا می‌خواهم بروم." من هم همان‌جا به او اطمینان دادم: حتی اگر در غیاب او هیچ‌‌کس پشتیبان‌مان نباشد، من می‌مانم و اگر لازم باشد، شب تا صبح بیدار می‌مانم، مراقب خانه و بچه‌ها هستم. تو با خیال راحت برو. به‌هر حال سختی و فشار روانی کم نبود. شب‌هایی که نباید چراغی روشن می‌کردیم، خیابان‌های تاریک، مواد غذایی کوپنی، نگرانی‌های پی‌درپی، تماس‌های مشکوک و تهدیدهایی که خانواده رزمندگان را هدف می‌گرفتند. اما ما رفتن به جبهه را وظیفۀ خود می‌دانستیم. آن روزها به همسرم می‌گفتم: "تو برو. من تازه چند سالی‌ست از خانه پدری آمده‌ام، بازگشت به شرایط قبل برایم آسان‌تر است تا دیگران که چندین فرزند دارند." همیشه فکر می‌کردم اگر قرار به رفتن باشد، ما شرایط بهتری برای پذیرش این مسئولیت داریم و الحمدلله خدا هم قبول کرد. با همۀ این‌ها اما وابستگی من به همسرم زیاد بود. بعد از شهادتش، راضی بودم که فرزندانم می‌رفتند، اما او می‌ماند. می‌گفتم در آن صورت لااقل کنار هم می‌نشستیم و در غم فرزندان گریه می‌کردیم. دوری از انسان‌هایی مثل شهدا سخت‌ترین بخش ماجراست. افرادی که زندگی‌شان کاملاً طبیعی و ساده بود، همراه با لذت‌های پاک، اما دین را چنان که باید، فهم کرده بودند و در همان مسیر زیستند. هر دو خیلی سخت بود: دوری از پدرم که اهل سلوک و از اولیای الهی بود و دوری از همسرم که یک انسان خیلی خوش‌اخلاق، شوخ، بزرگوار، خوش‌برخورد، زیبارو، شیک و دست‌ودلباز بود. یعنی هرچه که خوبان همه داشتند، ایشان تنهایی داشت! البته هنوز هم هستند، اما چشمان ما از دیدارشان محروم است. تنها دعای ما این است که خودمان، فرزندانمان، و نسل‌های بعدی‌مان نیز در مسیر شهادت قدم بگذارند؛ باقیِ زندگی می‌گذرد. شما هم برای این دعا آمین بگویید. پایان. ⏪شناسه؛ گروه متمرکز بر هویت سیاسی زن ایرانی 📲 @shenase_iran

  • 25 сент. 2025 г.732из khane_andishevarzan

    🎥 تصاویری از فصل اول جمع‌خوانی کتاب حلقه پژواک: جنسیت، تجدد و ناسیونالیسم در ایران ▪️ فصل اول جمع‌خوانی کتاب حلقه مطالعاتی پژواک، با تمرکز بر حوزه جنسیت، زنان و خانواده، با حمایت خانه اندیشه‌ورزان برگزار شد. در این فصل، طی سه جلسه، در شهریور‌ماه گذشته، کتاب جنسیت، ناسیونالیسم و تجدد در ایران، نوشته فاطمه صادقی بررسی شد. فصل دوم این رویداد، از هفته آینده با جمع‌خوانی کتاب فوکو در ایران آغاز خواهد شد. ▫️ انتخاب کتاب‌ها بر اساس چهار حوزه موضوعی ایران، فمنیسم، انقلاب اسلامی و جامعه بوده و کتاب‌هایی چون شرقی غمگین، سیاست تقوا، فاطمه فاطمه است برای فصل‌های آتی انتخاب شده‌اند. هر فصل به تناسب کتاب انتخاب شده، سه الی پنج هفته به طول خواهد انجامید. #کلیپ #کتاب‌خوانی #زنان_و_خانواده #محتوا 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام دنبال کنید!

  • 🔻 مصاحبه با سرکار خانم #لاله_افتخاری؛ نمایندۀ سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ▫️ #بخش_نهم دورۀ آزمون‌های سخت همان‌طور که امروز هم نفوذی‌هایی در جامعه هستند، آن روزها هم ما با منافقین درگیر بودیم؛ کسانی که ادعای همراهی داشتند اما از درون ضربه می‌زدند و عملاً در صف دشمن ایستاده بودند و جنایت‌های بی‌شماری مرتکب می‌شدند. ترورها بسیار زیاد بود. امام جماعتی را بی‌هیچ اقدام نظامی؛ فقط چون به نماز جمعه رفته بود، ترور می‌کردند و به‌همراه او جماعتی از مردم، زن و مرد و پیر و کودک، در همان‌جا به شهادت می‌رسیدند. قرآن می‌فرماید: «إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ»؛ این‌ها از کفار هم خطرناک‌تر بودند، چون از دل جامعه اسلامی آمده بودند، همه‌چیز را می‌دانستند و دقیقاً می‌دانستند کجا باید ضربه بزنند. در کنار این عملیات‌های تروریستی، منافقین در میدان فرهنگی هم فعال بودند. با تبلیغات، با نفوذ در خانواده‌ها، با سوءاستفاده از ناآگاهی برخی. مثلاً خانواده‌هایی بودند که فرزند دانشجویشان جذب این جریان‌ها شده بود. خب یک پدر و مادر بی‌سواد که چندان متوجه عمق ماجرا نبود، با توجه به علقه‌ای که به فرزندش دارد بعید نیست از او حمایت کند. جالب این بود که منافقین هم از همۀ ظرفیت‌ موجود بهره می‌بردند. مثلاً به یک پیرزن ساده گفته بودند: تو نه نیاز به اسلحه داری، نه سخنرانی؛ فقط هر جا رفتی، بگو: «شش ماه دیگر کار انقلاب تمام است» و با انگشت‌هایت هم نشان بده. همین حرف ساده، نگرانی به جان مردم می‌انداخت. در جلسۀ قرآن، در روضه، در صف نان و... اینطور دل مردم را خالی می‌کردند. این‌ها هم نوعی عملیات روانی بود. اما با گذشت زمان، اقتدار نظام بیشتر شد. تعدادی از همین عوامل بازداشت و برخی هم اعدام شدند. اما واکنش خانواده‌ها متفاوت بود. اقلیتی بودند که از فرزندشان دفاع می‌کردند و می‌گفتند مظلوم بوده در حالی که بیشتر خانواده‌ها صادقانه برخورد می‌کردند؛ عقیده داشتند فرزندشان منحرف شده بود، لذا می‌گفتند فدای سر انقلاب. حتی از خانواده‌های شهدا عذرخواهی می‌کردند، می‌گفتند: «بچۀ ما کج رفت و ما هر کاری کردیم اصلاح نشد». می‌خواهم بگویم مردم ما در آن سال‌ها، هم در زمان انقلاب و هم در دوران جنگ، آزمون‌های سختی را پشت سر گذاشتند که کمتر در تاریخ تکرار می‌شود. ادامه دارد.... ⏪شناسه؛ گروه متمرکز بر هویت سیاسی زن ایرانی 📲 @shenase_iran

  • 🔹گروه ترویجی-پژوهشی شناسه وابسته به مرکز نوآوری و تعالی کوثر با همکاری دفتر مطالعات جنسیت و جامعه و حمایت خانه اندیشه‌ورزان برگزار می‌کند: ▫️ حلقه #پژواک؛ پژواک زنانه در سیاست و تاریخ ▫️جمع‌خوانی کتاب‌های حوزه جنسیت، زنان و خانواده با حضور اساتید حوزه مربوطه ▫️کتاب دوم: فوکو در ایران | نویسنده: بهروز قمری تبریزی 🔹 راهبر: دکتر زهرا داورپناه (عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده) 🕙 زمان: سه‌شنبه‌ها ساعت ۱۶-۱۸ 📍مکان: خانه اندیشه‌ورزان 💳 هزینه ثبت نام: ۵۰۰ هزارتومان ▫️در صورت حضور منظم در دوره، مبلغ عودت داده می‌شود. ▫️مهلت ثبت‌نام: تا ۴ مهرماه ❗️ جلسه نخست این دوره روز سه‌شنبه ۸ مهرماه خواهد بود. ▫️این دوره مخصوص اندیشه‌ورزان حوزه جنسیت و خانواده است. ◀️ جهت ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر در پیام‌رسان بله به شناسه زیر پیام دهید: @adminshenase ⏪ شناسه؛ گروه متمرکز بر هویت سیاسی زن ایرانی 📲@shenase_iran

  • 🔻 مصاحبه با سرکار خانم #لاله_افتخاری؛ نمایندۀ سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ▫️ #بخش_هشتم شرحِ غمِ دل‌سوختگان روزگار سختی بود. دلتنگی، بی‌خبری و فقدان، بخشی جدایی‌ناپذیر از آن سال‌ها شده بود. خاطرم هست یکی از شهدایی که به مراسمش رفتیم پدری بود با دو دختر خردسال داشت که اروند، پیکر پاکش را با خود برده و دیگر هیچ‌گاه بازنگردانده بود و خانواده‌اش سال‌ها چشم به راه بودند؛ بی‌آنکه امیدی برای بازگشتش باشد. غم‌انگیزتر از همه، دیدار با همسران شهدا بود؛ زنانی جوان، نجیب و صبور. چیزی نمی‌گفتند، اما سکوتشان پر از حرف‌هایی بود که تا عمق جان آدم را می‌لرزاند. گاه برای دلجویی به دیدارشان می‌رفتیم. سعی می‌کردیم همدلی کنیم و گوش بدهیم تا فقط کمی بار دلتنگی‌شان را سبک کنیم. یادم هست یکی از شهدا، ساخت خانه‌ای را نیمه تمام رها کرده بود. با سختی، با حقوق کارمندی و وام، بنای خانه را بالا آورده و به همسرش گفته بود: «می‌روم جبهه، ۴۵ روز دیگر که برگشتم، ادامه‌اش را می‌سازم.» این رزمنده رفته بود، در حالی که بچه‌ها کوچک بودند. سال‌ها گذشته بود و بچه‌ها بزرگ‌تر شده بودند، نه از شهادت این پدر خبری بود و نه از اسارتش. وقتی از رنج همسران شهدا می‌گوییم، نه اینکه داغ پدر و مادرها کمتر باشد، بلکه از این روست که بار بسیار سنگینی بر دوش این زنان نهاده می‌شد. همسر جوانی که در آن موقعیت خود نیاز به دلجویی دیگران دارد، حالا باید بشود سنگ صبور فرزندانش. باید نبودن پدر را برای بچه‌ها جبران و جای خالی‌اش را پر کند. آن هم در شرایطی که خودش چه از نظر عاطفی، چه از نظر معیشتی در تنگنا و سختی است. باید نگذارد بچه‌ها افسرده شوند و معنای شهادت را با زبانی کودکانه برایشان جا بیندازد. باید روایتی کند که دل کودک را آرام کند. از این دردها و سختی‌ها که می‌گوییم، بی‌اختیار ذهنمان می‌رود سمت روضه‌های حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها. ما که این تجربه‌ها را از نزدیک لمس کردیم، تازه فهمیدیم ابتلای اباعبدالله علیه‌السلام و اهل‌بیتش، چه جایگاهی دارد. تازه درمی‌یابیم که این روضه‌ها، تنها مجال گریه نیستند؛ کلاس‌های تربیتی‌اند. درس صبر و ایستادگی‌اند که هر سال، مثل یک دورۀ آموزشی، تازه می‌شوند و با زندگی امروز ما تطبیق پیدا می‌کنند. ادامه دارد.... ⏪شناسه؛ گروه متمرکز بر هویت سیاسی زن ایرانی 📲 @shenase_iran

  • 🔻 مصاحبه با سرکار خانم #لاله_افتخاری؛ نمایندۀ سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ▫️ #بخش_هفتم در امتداد عاشورا... جنگ با زندگی‌ ما درهم تنیده بود؛ آن‌قدر که دیگر جزئی از روزمرگی‌هایمان شده بود. هرکدام از ما در میان اقوام و نزدیکان، بالاخره یک نفر را در جبهه داشتیم؛ از همین رو همیشه در انتظار شنیدن خبری تازه بودیم؛ خبری که اغلب بوی فقدان و داغ می‌داد. ما همین که صدای مارش عملیات را از تلویزیون می‌شنیدیم، خود را آماده می‌کردیم. معمولاً هر یکی دو روز هم، بلندگویی در سطح شهر به حرکت درمی‌آمد و شهادت یک نفر را اعلام می‌کرد. وقتی صدای «بسم رب الشهدا و الصدیقینِ» آن بلندگو بلند می‌شد، کل شهر یکباره در سکوت فرو می‌رفت. همه می‌ایستادند و گوش می‌سپردند تا بشنوند این بار نوبت چه کسی‌ست. یادم هست یکی از همین شهدا، مردی بود با چند بچۀ کوچک که خانه‌اش در حاشیۀ شهر قرار داشت. همسر جوانش، همان روز برای خرید به شهر آمده بود. موعد بازگشت شوهرش از اعزام ۴۵ روزۀ بسیجیان رسیده بود و او با ذوق و شوق آمده بود خرید تا برای استقبال از همسرش تدارک ببیند. همان وقت که خریدهایش را انجام داده بود و آمادۀ بازگشت می‌شد، صدای بلندگو در خیابان پیچید و نام همسرش را از بلندگو شنید. اعلام کردند که او به شهادت رسیده و فردا پیکرش به شهر بازمی‌گردد. وقتی آدم به این صحنه فکر می‌کند، دلش فشرده می‌شود. زنی جوان، که خود را برای استقبال از شوهرش آماده می‌کرد ناگهان می‌فهمد که باید برای وداع با او آماده شود. اما مردم ما قوی بودند و این پایداری، از عمق باورشان می‌آمد. آن‌ها درس خودشان را در روز عاشورا، در فاطمیه در محرم و صفر، گرفته بودند و وقتی مصیبت‌های حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را به یاد می‌آوردند، داغ‌های خود را کوچک‌تر می‌دیدند و همین بود که می‌ایستادند، تحمل می‌کردند. ادامه دارد.... ⏪شناسه؛ گروه متمرکز بر هویت سیاسی زن ایرانی 📲 @shenase_iran

  • 🔻 مصاحبه با سرکار خانم #لاله_افتخاری؛ نمایندۀ سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ▫️ #بخش_ششم روضه‌هایی که زندگی می‌کنیم شاهرود منطقه‌ایست که یکسری روستاهایش در دل کویر است، خرما و شتر و این‌ها دارد و یکسری روستاهای دیگرش در دل جنگل است. مادر برنامه‌ریزی کرده بود که علاوه بر شرکت در مراسم تشییع شهدا، به تمام این روستاها برویم، در برنامه‌هایشان شرکت کنیم و از خانوادۀ شهیدانشان دلجویی کنیم. می‌رفتیم به خانه‌هایشان، به آن‌ها دلداری می‌دادیم، آن‌ها خاطرات‌شان از شهیدشان را بازگو می‌کردند و... . وقتی به خانۀ مادری جوان می‌رفتیم که فرزندش را در جنگ از دست داده بود، مادر از عظمت راهی که فرزندش رفته‌ بود می‌گفت و او را تشویق می‌کرد که با ایمان و امید زندگی را ادامه دهد و حتی فرزند دیگری بیاورد. بعضی از خانواده‌ها بعدها می‌گفتند با همان تشویق‌ها دوباره مادر شدند، فرزندی به دنیا آوردند و حتی نام شهید را بر فرزند جدیدشان گذاشتند. در یکی از این بازدیدها به روستای قلعه‌نو رفتیم. خاطرم هست در آن روستا منزل شهدایی بود که در آشپزخانۀ پشت جبهه کار می‌کردند یعنی در خط مقدم نبودند اما خب دشمن حمله کرده و این‌ها به شهادت رسیده بودند. یکی از شهدا، فرزند خردسالی داشت که انسان را یاد سه سالۀ اباعبدالله می‌اندازد. مادر این کودک تعریف می‎‌کرد هر بار که پیکر شهیدی را می‌آورند، فرزندش می‌پرسد: «این یکی سر دارد؟» چون پدر خودش بی‌سر برگشته بود. ببینید این بچه‌ها در عالم کودکی‌شان چه تصوراتی دارند و چه چیزهایی برایشان اهمیت دارد. این بچه بالاخره پدری می‌خواست که حتی اگر از آن پدر فقط جنازه‌اش مانده، لااقل سر داشته باشد. ما هر روز با این روضه‌ها زندگی می‌کردیم. زخم‌های بی‌مرهمی دشمن به ما زد، آن هم در حالی که جهان از حقوق بشر و حقوق زن سخن می‌گفت. اما حقوق زن مگر غیر از حقوق آن زن جوان است که باید رنج خود را پنهان می‌کرد و با داغ همسر و مسئولیت فرزندان و مشکلات روزمره‌اش کنار می‌آمد و زندگی را جمع و جور می‌کرد؟ ادامه دارد.... ⏪شناسه؛ گروه متمرکز بر هویت سیاسی زن ایرانی 📲 @shenase_iran

  • 🔻 مصاحبه با سرکار خانم #لاله_افتخاری؛ نمایندۀ سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ▫️ #بخش_پنجم به تشیع زخم تو آمد بهار شاید سخت‌ترین وجه زندگی در سال‌های جنگ، نه کمبودها یا بعضاً سرو صدای بمباران‌ها، بلکه تشییع‌های پی‌درپی شهدا بود. ما اخیراً شهدای جنگ دوازده روزه با اسرائیل را تشییع کردیم، اما کافی‌ست تصور کنید که هشت سال تمام، هفته‌ای دو یا حتی سه بار، پیکرهایی را تشییع می‌کردیم که بسیاری‌شان آشنا بودند؛ همسایه، فامیل، یا جوانی که چهره‌اش را در مسجد یا کوچه دیده بودیم، و حالا پیکرش بازگشته بود. هر برهه‌ای که عملیات‌ سنگینی در جریان بود، این روال تکرار می‌شد؛ و از آنجا که بچه‌های شاهرود در بسیاری از عملیات‌ها جزو نیروهای خط‌شکن به شمار می‌آمدند، پیکر شهدایی که در همان روزهای نخست جان داده بودند، خیلی زود به شهر بازمی‌گشت. این تشییع‌ها، بخش ثابت زندگی ما شده بود. کارهای خانه، فعالیت‌های پشتیبانی، رسیدگی به فرزندان و… همه را طوری هماهنگ می‌کردیم که مثلاً در فلان ساعت باید برای تشییع به خیابان برویم. با همۀ بچه‌ها، از کوچک تا بزرگ، حتی نوزادان را برمی‌داشتیم و می‌رفتیم تشییع. گویی جزء ثابتی از زندگی‌مان شده بود. تأثیر این فضا چنان عمیق بود که حتی در بازی‌های کودکان ما هم نمود پیدا کرده بود. بچه‌ها همان چیزهایی را که می‌دیدند، بازی می‌کردند؛ و حالا «تشییع شهید» شده بود یکی از بازی‌های تکراری‌شان. یک بار دیدم تخته‌ای را روی زمین گذاشته‌اند، یکی نقش شهید را ایفا می‌کرد، دیگری پدر شهید بود و داشت سخنرانی می‌کرد… صحنه‌ای بود هم تلخ و هم عجیب. بچه‌ها، بی آنکه درکی کامل داشته باشند، در حال بازآفرینی واقعیتی بودند که هر روز در اطراف‌شان می‌دیدند. تشییع‌ها فقط آیین نبود؛ خود نوعی پیوند جمعی بود. خانوادۀ شهید تنها نمی‌ماندند و همسایگان و همشهریان با آن‌ها همراه می‌شدند. منبرها و سخنانی که در حاشیه این مراسم گفته می‌شد، نوعی ادراک جمعی از جنگ ایجاد می‌کرد و گاه الهام‌بخش تصمیم‌های تازه بود. ادامه دارد.... ⏪شناسه؛ گروه متمرکز بر هویت سیاسی زن ایرانی 📲 @shenase_iran