tgindex
شعر درد موزون

شعر درد موزون

Статистика
@sher_o_sheidaeeМузыкаперсидский

غمگین تر از شعری که می خوانی دلم تنگ است .. . . (تنها حمایت شما از ما نشر کانال میباشد) کانال دوم ما: @pishamadchannel ✅ ارتباط با ما : @Seyedmohsen1373

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
34
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
868
+2 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
190
34 постов
Вовлечённость
21,9%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 34
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
6
1/48двое суток
6
1/72трое суток
7

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • دل شکستهٔ ما ، چشم دوست را نگرفت در این حراجی دل ، حیف کار ما نگرفت به وصل هیچ امیدی دگر نخواهم داشت که اشک واسطه‌ام شد ولی دعا نگرفت چه مرگبارتر از عشق‌های یک‌طرفه است؟ شراره‌ای که مرا سوخت ، در تو پا نگرفت نشد حریف خمار غم تو ساقی نیز ؛ که هر چه ریخت…

  • دل شکستهٔ ما ، چشم دوست را نگرفت در این حراجی دل ، حیف کار ما نگرفت به وصل هیچ امیدی دگر نخواهم داشت که اشک واسطه‌ام شد ولی دعا نگرفت چه مرگبارتر از عشق‌های یک‌طرفه است؟ شراره‌ای که مرا سوخت ، در تو پا نگرفت نشد حریف خمار غم تو ساقی نیز ؛ که هر چه ریخت…

  • دل شکستهٔ ما ، چشم دوست را نگرفت در این حراجی دل ، حیف کار ما نگرفت به وصل هیچ امیدی دگر نخواهم داشت که اشک واسطه‌ام شد ولی دعا نگرفت چه مرگبارتر از عشق‌های یک‌طرفه است؟ شراره‌ای که مرا سوخت ، در تو پا نگرفت نشد حریف خمار غم تو ساقی نیز ؛ که هر چه ریخت به پیمانه‌ام ، مرا نگرفت پس از تو زنده نمی‌ماندم ، این مبالغه نیست هزار مرتبه جان دادم و خدا نگرفت‌ #محمد_عزیزی 🍃🥀 @sher_o_sheidaee

  • ْ ْ با دو صد فکر، نیاید به زبانم یک حرف بس‌که در کنجِ خموشی سخن از یادم رفت... #طغرا_مشهدی 🍃🥀 @sher_o_sheidaee

  • ✨ دنیا مجال بند زدن را نمی‌دهد با این همه دلی که شکستی چه می‌کنی! #حسین_زحمتکش 🍃🥀 @sher_o_sheidaee

  • +:چه عجب برداشتی این لامصبو -:مگه نگفتم دیگه بهم زنگ نزن +:می‌خوام ببینمت -:مگه دیگه تو خوابت منو ببینی +:منو سرلج ننداز که بد می‌بینی -:الکی باد نکن خودتو، بزرگ‌ترین بادکنکام با یه سوزن خالی میشن +:من تورو راحت به دست نیاوردم که به همین راحتی از دستت بدم -:تو منو از دست دادی فقط هنوز داغی حالیت نیست +:چرت‌وپرت نگو حوصله ندارم، بپوش دارم میام دنبالت -:من با تو هیچ‌جا نمیام، هیچ‌کاریم ندارم، تو مثل قطره اشک از چشمم افتادی، تو واسه من تموم شدی. همون موقع که منو ندید گرفتی‌و رفتی درست همون لحظه که پا رو دلم گذاشتی از دلم بیرونت کردم +:من باید می‌رفتم وگرنه الان هیچ کدوممون اینجا نبودیم -:الانم هیچ کدوم سرجامون نیستیم، تا با اونی بدون من +:خودت می‌دونی رفتنم اجبار بود -:من که جبری ندیدم، تو دلت خواست که رفتی. آدمی که سر دل و دلبرش قمار میکنه حقش که ببازه . . . #مهلا_بستگان 🍃🥀 @sher_o_sheidaee

  • نیاز دارم استراحت کنم و مدتی یک نفر دیگر به جای من زندگی کند. #گلنن_دویل_ملتن 🍃🥀 @sher_o_sheidaee

  • از پیله‌ای که بسته ام و وا نمیشوم پروانه‌ی غریبه‌ی فردا نمیشوم افتاده این درخت به دست تو بر زمین زخمی به من زدی که سرِپا نمیشوم یک پنجره غبار نشسته به جان من بعد از تو سالهاست تماشا نمیشوم گفتند مرده را بغلت زنده می‌کند کشتی مرا به بوسه و احیا نمی‌شوم آنقدرها بزرگ شدم با نبودنت حالا درون قلب کسی جا نمیشوم... #امیر_حسین_آزاد 🍃🥀 @sher_o_sheidaee

  • "چه خبر یار؟ شنیدم که گرفتار شدی دل سپردی و برای دگری یار شدی بعدِ دل کندنت از من دلت آرام گرفت؟ خوب شد زندگی‌ات؟ یا که بدهکار شدی؟ بی تو اینجا خبری نیست به جز غصه و درد حال خوش بودی و رفتی و دل آزار شدی بودنت ، پنجره‌ای باز به رویاها بود ناگهان پنجره را بستی و دیوار شدی عشق را با طمعِ منطق خود تاخت زدی تا نهایت به دلت سخت بدهکار شدی تو خودت خواستی از قصه‌ی من پر بکشی پس نگو کار خدا بوده و ناچار شدی حسرت یارِ تو بودن به دلم ماند که ماند آخرین خواسته‌ام ، قسمت اغیار شدی من که در حد پرستش به تو دلبسته شدم من چه کردم که تو اینگونه جفاکار شدی؟ پشت کردی به من ای ناز غزالِ غزلم شیر را پس زدی و طعمه‌ی کفتار شدی مرگِ دل ، نقطه ی آغاز فروپاشی هاست حیف و صد حیف که تو دیر خبردار شدی" #حمیدرضا_گلشن 🍃🥀 @sher_o_sheidaee

  • به سقف خیره شدن های قبل خواب بس است. بخواب! فکر و خیالات بی حساب بس است مرا به عالم و آدم چه کار تا < غم > هست. اگر منم ،که مرا این رفیق ناب بس است سکوت پاسخ اظهار عشق من به تو بود. مرا که اهل سخن هستم این جواب بس است پی تو بودنم و دورتر شدن تا کی؟ دویدن و نرسیدن به این سراب بس است میان برزخ وصل و فراق مگذارم‌. بیا و یکسره کن کار را عذاب بس است. #محمد_عزیزی 🍃🥀 @sher_o_sheidaee

  • +:می‌ترسم دکتر می‌ترسم عادت کنم به جای خالیش، به اینکه دیگه منتظر اومدنش نباشم، دیگه مطمئن شم که قرار نیست برگرده، اونوقت غرق بشم تو خیال و خاطره‌هاشو با اونا زندگی کنم... -:چرا جای عادت به جای خالیش، سعی نمی‌کنی با نبودنش کنار بیای و فراموشش کنی؟ +:دکتر یه جوری از فراموشی حرف میزنی انگار شدنیه -:اگه بخوای، همه چیز شدنیه و میتونه اتفاق بیفته +: چیو بخوام؟ اونم وقتی بهش فکر می‌کنم بو عطرش می‌پیچه زیر دماغم، صدا خنده‌هاش گوشامو پر میپکنه، تنم از حرارت دستاش گُر میگیره و من وقتی به خودم میام که ساعت‌ها تو خیالم واقعی‌تر از موقع‌هایی که حتی بود باهاش زندگی کردم و از نو کنارش خاطره ساختم -:خودت میگی خیال، با خیال که نمیشه زندگی کرد... +: منم از همین می‌ترسم دکتر، می‌ترسم اونقدر نیاد که خیال بودنش پررنگ‌تر از خودش بشه و من اونقدر غرق شم تو نبودنش که عادت کنم به جای خالیش و دیگه چشم به راهش نباشم #مهلا_بستگان 🍃🥀 @sher_o_sheidaee

  • دلم گرفته، دلم عجیب گرفته است. و هیچ چیز، نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه نارنج می‌شود خاموش، نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این گل شب‌بوست، نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی‌رهاند. و فکر می‌کنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد. #سهراب_سپهری 🍃🥀 @sher_o_sheidaee

  • از اینکه زنی دیوانه وار با تو بحث می‌کند خوشحال باش! دنیای زن ها متفاوت و مرموز است؛ زن اگر سکوت کرد بدان سکوتش پایان توست.. #هوشنگ_ابتهاج 🍃🥀 @sher_o_sheidaee

  • هر شب نام تو را آرام؛ مثل دعایی که از یاد رفته باشد، در دهانم می‌چرخانم و بعد سَرَم را روی بالشت تنهایی‌ام می‌گذارم. تا شاید خواب مهربان تر از بیداری دستم را بگیرد و به همان آغوشی ببرد که از من دریغ شد. #زهرا_مرادی 🍃🥀 @sher_o_sheidaee

  • همه ی ما گاهی نیاز داریم بدانیم کسی هست که در دور دست ها جایی میان خلوتِ عاشقانه ی بی تکلفش به ما می‌اندیشد و دوستمان دارد فرقی نمی‌کند چقدر دور چقدر دست نیافتنی چقدر محال دوست داشتن و دوست داشته شدن - همین حواشیِ پررنگ تر از متن - حتی اگر دور از دسترس هم باشند، آدم را دلگرم می‌کنند برای ادامه دادن، برای بودن، برای زیستن... و این قدرت عشق است! #طاهره_اباذری_هریس 🍃🥀 @sher_o_sheidaee

  • دکتر عینکشو به چشمش زدو به پرونده زیر دستش نگاه انداخت‌و گفت: خب؛ ازخودت بگو برام گفتم: چی بگم خودکار توی دستشو رو پرونده گذاشت‌و گفت: هرچیزی که لازمه بگی تا من بدونم گفتم: لازمه بدونی شما اولین دکتری نیستی که روبه‌روش میشینم و قطعا آخریش هم نخواهی بود دکتر لبخند زد‌و گفت: چرا؟ گفتم: چون نمی‌فهمین چی میگم گفت: هنوز که حرفی نزدی، شروع کن شاید اینبار با من به نتیجه رسیدی ناخودآگاه خندم گرفت‌‌و گفتم: الان اونجایی از زندگی وایستادم که می‌دونم همه‌چی شدنی همه‌چی از همه‌کس برمیاد هیچی بعید نیست هرچیزی یه تاریخ انقضایی داره هر آدمی یه تاریخ مصرفی می‌دونم همه میان که برن فقط گاهی بیشتر خوش می‌گذره، یکم بیشتر می‌مونن اما تهش میرن‌و نمی‌مونن می‌دونی دکتر؛ بعضی رفتنا بعضی از دست دادنا خیلی درد داره تو نمی‌دونی اونو از دست دادی یا خودتو نمی‌دونی اون رفته یا تو جا موندی نمی‌دونی بردی یا باختی نمی‌دونی دوست داشته شدی یا بازی خوردی برات ارزش قائل شده رفته یا براش مهم نبودی که رفته دکتر دوباره خودکارشو برداشت پرسید: تو الان حست چیه؟ گفتم: من باختم دکتر، خودمو، دلمو، غرورمو، شخصیتمو، اعتمادمو من همه چیو باختم دکتر یه من تو خالی مونده که به هیچ درد نمی‌خوره که حالش بد که از خودش شاکی با خودش قهر دکتر من از اولم می‌دونستم ما قسمت هم نیستیم اما دل به دلش دادم الانم پشیمونش نیستم فقط دلتنگم دکتر، می‌فهمی؟! دلتنگم . . . دلم تنگ میشه دستم به جایی بند نیست عصبی‌و کلافه میشم می‌خوابم تو خوابم نمیاد پا میشم تو زندگیم نیست تو لحظه‌هام نیست هیچ‌جا نیست انگار هیچوقت نبوده انگار همه‌ی عمری که داشتمش وهم‌ و خیال بوده دکتر من حتی با جای خالیش کنار میام اما دلتنگی امونم‌و بریده یه حالیم خیلی ساله یه حالیم مثل مریضی که دکتر ازش قطع امید کرده دکتر پرسید: تو پروندت نوشته روند درمان ادامه نمیدی. چرا؟ پوزخند زدم‌و گفتم: نمی‌خوام خوب شم این دردو دوست دارم. من به این حال بدی معتادم . . .! دکتر از رو صندلیش پا شد اومد نشست روبه‌روی منو گفت: پس چرا دکتر میری؟ گفتم: که یادم بمونه من تو خیالشمو اون بی‌خیال من . . . #مهلا_بستگان 🍃🥀 @sher_o_sheidaee

  • به کسانی که آسوده می‌خوابند حسادت می‌کنم. برای من شب نبردی بی پایان با افکارم است. 🍃🥀 @sher_o_sheidaee

  • تو گذشتی و شب و روز گذشت. آن زمان‌ها، به امیدی که تو، برخواهی گشت، پای هر پنجره، مات، می‌نشستم به تماشا، تنها، گاه بر پرده ابر، گاه در روزن ماه، دور، تا دورترین جاها می‌رفت نگاه؛ باز می‌گشتم، هیهات! چشم‌ها دوخته‌ام بر در و دیوار هنوز! #فریدون_مشیری 🍃🥀 @sher_o_sheidaee

  • «شمارو نمیدونم ولی من اگه برگردم عقب ، هر متن بلندی که برای کسی فرستاده بودم یا توضیحی داده بودم رو پاک می‌کنم و به جاش می‌نویسم «باشه» هیچ‌چیز و هیچ‌کسی ارزشش رو نداشت..» 🍃🥀 @sher_o_sheidaee

  • به اين نتيجه رسيده‌ام که مهم‌ترین چیز در زندگی رسیدن به موفقیت‌ها نیست بلکه رسیدن به تواضع است... که البته کار بسیار دشواری است؛ «توانایی گم نکردن خویش» #رزمان_سالیوان 🍃🥀 @sher_o_sheidaee