tgindex
شعرحقیقی

شعرحقیقی

Статистика
@sherehaghighiперсидский

اشعار برگزیده و توپ عاشقانه وعارفانه غزل،مثنوی،تک بیت،سه گانی،شعر طرح، سخنان حکیمانه، کلیپ‌های عاشقانه و... ارتباط با ادمین: @ainsad تمام مکتب حافظ بیان این سخن است که عشق نقطه پرگار آفرینش بود...

Последний пост
26 февр.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
30
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
89
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
22
29 постов
Вовлечённость
24,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 30
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • #حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها #ام‌المومنین سلام از طرف حیّ ذوالجلال خدیجه به عصمت و شرف و عفت و کمال خدیجه بگو به دخت فلان و فلان که گفت پیمبر برای من نشود هیچ کس مثال خدیجه نبود پرچم اسلام پایدار و سرافراز بدون تیغ علی و بدون مال خدیجه خودش مهریه اش داد تا رسد به محمد شنیدنی است عجب قصه وصال خدیجه چه شوهری ، چه زنی ، بَه چه دختری و چه نسلی خوشا به حال پیمبر خوشا به حال خدیجه چه اهلبیت خدیجه چه اهلبیت پیمبر بگو که صلّ علی احمد و آل خدیجه تمام هستی خود داد ( لِرّسول و لِلّله ) کفن چگونه نیاید( مِنَ السما لِخدیجه ) تو ای حبیبه داور مرو ز پیش پیمبر که تازه دختر تو هست پنج ساله خدیجه تو نیستی که ببینی به کوچه های مدینه زنند فاطمه را بهر یک قباله خدیجه #عبدالحسین @raziolhossein

  • 24 февр.26из sarv_e_sokhangoo

    مکتبی که برای ما گشوده‌اند این است که تا کمر خم نکنیم، تا روسپی‌وار زندگی نکنیم، نخواهیم توانست خوشبخت و مرفّه و کامروا باشیم. بیایید تا درسِ این مکتب را تحقیر کنیم و این خوشبختی و رفاه و کامروایی را نفرت‌انگیز بشماریم، بیایید تا اعتقاد بیاوریم که لذّت‌هایی هست بسی بزرگتر و پاینده‌تر و والاتر از لذّت‌های مورد پسندِ فرومایگان، و آن لذّتِ اندیشه به حالِ محرومان و از یاد رفتگان است، لذّتِ دفاع از «حقیقت» و «عدالت». بکوشیم تا زانُوانمان نلرزد، سرِ خود را بلند نگاه داریم، در دورانهای دشوارِ زندگی است که نموده می‌شود مرد کیست و نامَرد، کی. #ایران_را_از_یاد_نبریم 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی‌ نُدوشن 🆔 @sarv_e_sokhangoo

  • 24 февр.23из karvandparsi

    . در کتاب التحبیر در تعبیر رقصیدن در خواب آمده «در خواب رقص کردن، اندر تأویل غم و مصیبت باشد». اما در خواب نه که به رأی العین می‌بینیم مردمانی بر جنازۀ جوانان خویش می‌رقصند. در آنسو کسی بر منبر این خروش خون و زخم را تقبیح می‌کند که آیین اجتماعی را درهم شکسته‌اند. آری آیین‌های فرهنگ از هم پاشیده. اما شیخ نمی‌گوید آغازگر این فروپاشی کیست؟ کیانند که ایران را چنین دچار آشفتگی و جنون کرده‌اند و هوش از سر کشور ربوده تا مرز رقص و نوحه از میان برخاسته. جامعه مانند بدن فرد در اضطراباتِ شدید مرز میان خنده و گریه را گم می‌کند. آن خطیبک نمی‌گوید که کدام عوامل قراردادهای اجتماعی را سست و بی‌مرز می کند؟ او بی‌عدالتی، تبعیض، فساد، ناکارآمدی، ظلم، خشونت و قتل را نمی‌تواند ببیند. او نمی‌داند سماع آن مادر بر مزار جوانش، گردباد خشم و درد است. شکلی از مبارزه است با نهادی که جوانی همین مادر را تباه کرد و به خاطر رقصی در خانه‌اش دستگیر و تهدیدش می‌کرد. سماع بر مزار جاویدنامان، هم یک کنش سیاسی است و هم یک واکنش عاطفی. گفته‌اند: قوموا و أرقصو للّه. اما مادران ایران می‌گویند خدایا بیا تا بر پاره‌های جگرمان برقصیم.

  • https://www.varzesh3.com/news/2345211/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%88-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D9%85%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF چرا رونالدو بعد از هر باخت با خودش حرف می‌زند؟

  • 🔴چرا در جامعه اعتراض شکل می گیرد؟ ✍️مصطفی ملکیان 🔹من یک مثال می‌زنم. فرض کنید مثلا رادیویی دارم که ولوم صدای آن خراب شده. راه معقول این است که روکش پلاستیکی این رادیو را بردارم، رادیو را از این روکش پلاستیکی بکشم بیرون و ذره ذره چیزی را که باعث خرابی ولوم رادیو شده پیدا و آن را تعمیر کنم. این راه البته راه معقول و عقلانی است و ظرافت‌ها و لطائف خودش را دارد و کم و بیش زمان می‌برد. 🔹حالا یک راه دیگر هم وجود دارد و آن اینکه برای در امان ماندن همسایگان از صدای نعره رادیو، پتویی را روی رادیو بیندازیم تا صدای آن کمی خفه شود. شاید با انجام این کار، چه بسا به سادگی این مسأله را حل کنیم؛ اما کم‌کم این پتو به دلیل ایجاد گرما، باعث شل شدن آلیاژهای رادیو می‌شود و مشکل ایجاد می‌کند. حالا می‌گوییم ظرف پر از یخی را هم بر روی این پتو بگذاریم که گرما را از بین ببرد. این یخ اما کم‌کم آب می‌شود و بر روی پتو و رادیو می‌ریزد و باعث زنگ‌زدگی می‌شود. 🔹حالا دستگاهی را هم آنجا می‌گذاریم که هرچند وقت یک‌بار ضدزنگی را هم به این فلزات بزند که از رطوبت، زنگ نزند و به همین شکل مشکلات را حل می‌کنید. اما شما ناگهان به خود می‌آیید و می‌بینید کارخانه‌ای عریض و طویل درست کرده‌اید، فقط برای اینکه صدای رادیو درست بیرون بیاید! این راهش نیست. راه درست، همان راه اول است که باید طی شود. ما متاسفانه از ابتدا با هر مسأله عملی یا مشکل نظری مواجه شدیم، از راه دوم استفاده کردیم و به جای حل مسأله و رفع مشکل، فقط سعی کردیم مسأله را بپوشانیم. اما باید بدانید که آخرسر هم باید این رادیو باز شود و آن مهره، چرخ‌دنده یا فنری که به مشکل خورده، درست شود. راه دیگری وجود ندارد. 🔹ما عموما مشکل را با «اَشکل» دفع کردیم؛ یعنی هر مشکلی را با «مشکل‌تری» دفع کردیم؛ و آن مشکل‌تر را باید با «مشکل‌ترتری» رفع کنیم و درنهایت کارمان به جایی می‌رسد که حتی اگر عزمی جزم و همتی والا و تصمیمی مقدس و مؤکد برای بهبود بخشیدن به اوضاع داشته باشیم، باز هم حل مشکل از توان‌مان بیرون است. 🔹من بارها گفته‌ام ظلمی که می‌شود در حق مردم انجام داد این است که مردم را به آستانه‌ای برسانند که خود مردم، احساسات و عواطف‌شان را به عقلانیت‌شان غلبه بدهند. 🔹می‌خواهم بگویم اگر در هر اوضاع و احوالی عزم کنیم بر اینکه مسأله را حل و مشکل را رفع کنیم، بهتر از این است که بگوییم «دیگر این راه را تا اینجا پیش آمده‌ایم و از این پس هم با همین وضع پیش خواهیم رفت.» @mostafamalekian

  • مدرس حقوق:علت اصلی اعتراضات دی ماه نارضایتی عمومی بود/ ضرورت بازگشت به اصول قانون اساسی https://www.irna.ir/news/86070679/%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA

  • Channel photo updated

  • 3 янв.35из ganje_adab_valadabadi

    💢اونجا که ژان پل ساتر میگه: آن‌قدر که از دست دادن چیزی، ما را افسرده می‌کند، از داشتن همان‌چیز احساس خوشبختی نمی‌کنیم... و این ذات آدمیزاد است! ⛱

  • سلام رفیق‌‌های جاان... عیار انسان‌های بزرگ و مردان نیک در بوته امتحان و ابتلا سنجیده می‌شود. روزتان مبارک باد بزرگ‌مردان 🌹❤️🌹

  • 3 янв.23из sokhanranihaa

    ✍️میانِ ما چه افتاده؟ شادی را دیگران کُشتند، ما چرا انتقام از خود می‌گیریم؟ 👤بهرام بیضایی #روجین 🌹

  • نام شیرین تو آرایه‌ی لب‌ های من است دوستت دارم و این لُبِّ کلام است ، پدر// ‌کوه اگر به حرف بیاید از پدر می‌گوید ... روزت مبارک پدر !

  • 3 янв.22из malgooneh

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🔹 پدرم را به یاد نمی‌آورم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به بهــانهٔ روز پـدر پدرم را به یاد نمی‌آورم. هرچه هست تصویری است کوتاه و خاموش از خُدایی که دَردی نجیب را به دوش می‌کشید. خیلی کم‌سن‌وسال بودم و هنوز موهایم شکن‌در‌شکن بر شانه‌هام ریخته بود و از شقیقه‌هام روی صورتم تاخته بود. دستی، انگار دست مادرم، مرا در توبه‌توی ناشناسِ کوچه‌هایِ خاکیِ آبادی با خود می‌برد. آن روزها تصـویـری ذهن کودکی‌هایم را به خودش مشغول کرده بود. تصویری که از درِ هر دکّانی رد می‌شدم می‌توانستم ببینم. تصویری از مردی غریب-آشنا که شباهت غریبی به پدرم داشت... خُدای دُردنوشِ من همه‌جا حیّ‌وحاضر بود، با جامه‌ای که به سبک‌وسیاق یونانیان به تن داشت. دوستش داشتم و مهربانی‌اش را در چشم‌هایش می‌دیدم با بار دَردی که بر گُرده می‌کشید؛ اما عریانی بازوانش، سینه‌اش، و ساق پاهایش آزارم می‌داد. با خودم کلنجار می‌رفتم که چرا پدرم تن خود را درست نپوشانده است. سال‌ها گذشت. حالا دیگر فهمیده بودم او اطلس، از ایزدانِ اساطیری یونان است که بارِ جهان را به دوش می‌کشد. پدرم را به یاد نمی‌آورم، اما... ┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄ مسعود آلگونه جونقانی #یادداشت https://t.me/mythopetics/355

  • 2 янв.15из hasnevaonline

    به پدران پر در آسمان کشیده شعر به گویش محلی شعر و خوانش: جواد صادقی (جواد عباس غلام) 📢 خبرنامه حسنوا

  • 👈بغل نکردیم نه اینکه دوسش نداریم 🤷‍♂بلکه چون کوه را نمیشه بغل کرد... 👏به افتخار همه ی باباها..... 👇اگر شرق اصفهانی نیستید با زیر نویس ببینید. #سلسله_مباحث_چراغ_بادی ۱۹ ✏️ برای دیدن کلیپهای این مدلی با لهجه دوسداشتنیمون میتونید عضو کانال طلبه ویون بشید. @sherehaghighi @talabewion ı▲طلبه‌ویــــون

  • 2 янв.19из havarpress

    «فرودستان، امپریالیسم و الیگارشی: تحلیلی بر چرخه‌ی انحراف اعتراضات» ✍مهدی وفائی نژاد متاسفانه در روزهای اخیر شاهد درگیری‌هایی هستیم که قربانیان اصلی آن جز فرودستان نیستند؛ فرودستانی که بخشی از آنان در قالب کارگران از فقر و گرسنگی به ستوه آمده‌اند و بخشی دیگر در قالب نیروهای نظامی و بسیجی در برابر یکدیگر صف‌آرایی کرده‌اند و یکدیگر را به کام مرگ می‌کشانند، بی‌آنکه توجه شود هر دو سوی این میدان از یک طبقه‌اند و به یک‌سان استثمار می‌شوند. از این رو شاهدیم بار دیگر اعتراضات مسالمت‌آمیز فرودستان برای نان، توسط گروهی از الیگارشی داخلی و نیروهای همسو با قدرت‌های خارجی به گروگان گرفته شده و از مسیر طبیعی خود منحرف شده است؛ تا جایی که برخی بازیگران خارجی مانند ترامپ و نتانیاهو مدعی «حمایت» از مردم ایران شده‌اند فارغ از این که کم تر از شش ماه پیش ۱۲۰۰ ایرانی را در دوازده روز به کام مرگ فرستادند و در حالی که سیاست‌های همان قدرت‌ها و تحریم های غیر انسانی آن ها در سال‌های گذشته خود از عوامل اصلی بحران‌های معیشتی امروز بوده است. از این جهت نکته قابل توجه این است فرودستان ما یکی از ابزارهای اصلی اعمال قدرت یعنی رسانه، را در اختیار ندارند. یه این معنی که هر صدایی از این طبقه برخیزد، به سرعت توسط رسانه‌های وابسته به جریان‌های سلطنت‌طلب یا نیروهای همسو با قدرت‌های خارجی مصادره و بازتفسیر می‌شود. به این نکته باید توجه داشت اعتراض به شرایط سخت کنونی، فی‌نفسه امری مشروع و قابل احترام است؛ مردمی که زندگی و معیشتشان از هم گسیخته و آرزوهایشان بر باد رفته، حق دارند صدای خود را بلند کنند. اما مسئله مهم این است که در شرایط نابرابر کنونی، اعتراضات فرودستان به‌سرعت توسط طبقات فرادست و نیروهای وابسته به قدرت‌های خارجی مصادره می‌شود و از مسیر عدالت‌خواهانه خود دور می‌گردد. فرودستان تنها زمانی می‌توانند بدیلی واقعی در برابر ظلم بسازند که در قالب اتحادیه‌های صنفی قدرتمند سازمان یابند؛ اتحادیه‌هایی که توان چانه‌زنی و ابزار اعمال قدرت جمعی، از جمله اعتصاب سراسری، را داشته باشند. در چنین شرایطی، هر حکومتی حتی اگر مستبدتر از آن در تاریخ وجود نداشته باشد چاره‌ای جز شنیدن و تن دادن مطالبات آنان نخواهد داشت. از این رو، اعتراضات پراکنده کنونی به باور من دستاوردی برای فرودستان نخواهد داشت و بیشتر به سود نیروهای وابسته به قدرت‌های خارجی و الیگارشی اقتصادی داخلی تمام می‌شود. تنها کارگران و زحمتکشان، از طریق فعالیت صنفی، سازمان‌یابی و آگاهی‌بخشی و کنشی جمعی بدور از پوپولیسم می‌توانند به مطالبات برحق خود دست یابند در غیر این صورت، هر کنش اجتماعی در معرض مصادره قرار می‌گیرد و به ابزاری برای پیشبرد اهداف نیروهایی بدل می‌شود که دغدغه‌ای جز منافع خود ندارند. #کارگران #عدالت #اعتراض #ایران @havarpress

  • 2 янв.14из golvabolbol110

    «بهتر از گل » قطعه دلبرِ ماه پیکرِ خود را دیدم اندر چمن که گل می چید خارِ گل دستِ آن پری رو را کرد مجروح و او همی خندید گفتمش خنده چیست گفتا گل بهتر از خود کسی نخواهد دید¹ __ 1_این قطعهٔ لطیف را در منتخبات اشعار أدیب الممالک فراهانی دیدم که به ایشان منسوب شده ، ولی وجود آن در جنگهایی که از نظر تاریخ مقدّم برعصر وی است این نسبت را دچار مشکل می کند. 💐🍃🍃@golvabolbol110

  • 🔺گفتگو با بیژن عبدالکریمی: میراث قاسم سلیمانی | از نقد تفکر الهیات‌زده تا فهم نیروی اصیل تاریخی 🕒 01:14:14

  • 2 янв.22из bijanabdolkarimi

    این استاد دانشگاه گفت: وقتی فقط یک تفسیر رسمی از تاریخ به رسمیت شناخته می‌شود، هم تاریخ تحریف می‌شود و هم زمینه برای روایت‌های افراطی معکوس فراهم می‌گردد. همه جریان‌ها، همه گروه‌ها و همه اندیشه‌ها هم شکست داشته‌اند و هم پیروزی؛ هیچ‌کس بی‌خطا نبوده است. عبدالکریمی تصریح کرد: هر نسلی می‌خواهد تاریخ را دوباره تفسیر کند، اما ما هیچ مجالی برای این تفسیرها قائل نیستیم. وقتی استاد یا دانشجو اجازه نقد و تفسیر متفاوت نداشته باشد، شما با روایت واحد نه از حقیقت دفاع می‌کنید و نه از ارزش‌ها؛ بلکه مسئله را حذف می‌کنید. وی گفت: جهان امروز، جهان پسامدرن و هرمنوتیکی است. اگر اسلام، تشیع، حوزه‌های علمیه و گفتمان انقلاب نتوانند مولفه‌های فرهنگی این روزگار را درک و خود را به‌روز کنند، بدون آنکه از ارزش‌ها عدول شود، این ارزش‌ها هرگز وارد خودآگاهی بخش بزرگی از جامعه نخواهد شد. مسئله این نیست که ما ارزش نداریم؛ مسئله این است که این ارزش‌ها به دلیل موانع هرمنوتیکی، هنوز به وجدان تاریخی جامعه منتقل نشده‌اند. بیژن عبدالکریمی استاد دانشگاه گفت: به نظر من یکی از معیارهای مهم حقانیت اندیشه‌ها، جنبش‌ها و حتی رسانه‌ها در جهان امروز، میزان به‌رسمیت‌شناختن «دیگری» است؛ رسانه‌ای مانند بی‌بی‌سی نه صرفاً به خاطر بیان یک‌طرفه، بلکه به اندازه‌ای اعتبار پیدا می‌کند که به صدای دیگری اجازه بروز می‌دهد. وی افزود: در جامعه ما «دیگری» های بزرگی وجود دارند؛ از زنان گرفته تا اقلیت‌های دینی و قومی. من نگرانی‌های امنیتی را درک می‌کنم، اما معتقدم باید به این صداها مجال بیشتری داد، زیرا حذف دیگری نه به انسجام اجتماعی کمک می‌کند و نه به اقناع افکار عمومی. این استاد دانشگاه تصریح کرد: می‌دانم کشور با تهدیدهای واقعی امنیتی روبه‌روست و از تلاش نیروهای اطلاعاتی و امنیتی قدردانی می‌کنم، اما همه مسائل را نمی‌توان صرفاً امنیتی دید. باید برای اهل فلسفه، جامعه‌شناسان و گروه‌های مختلف اجتماعی نیز مجال سخن گفتن فراهم شود. عبدالکریمی در پایان تأکید کرد: سخن من نفی امنیت نیست، بلکه دفاع از نگاهی جامع‌تر است؛ نگاهی که در کنار امنیت، به تنوع صداها و فهم عمیق‌تر جامعه نیز توجه داشته باشد. در ادامه برنامه تلویزیونی جام‌جم با موضوع بررسی و ارزیابی مدیریت تصویر برند ایران، علیرضا معاف، استاد دانشگاه، با بیان اینکه کار رسانه در ایران بیش از حد ساده‌انگارانه فهم شده است، گفت: تصور می‌کنیم می‌توان مسائل عمیق اجتماعی و بحران‌های واقعی مردم را صرفاً در ساحت ذهنی و رسانه‌ای حل کرد، در حالی که مناقشه اصلی مردم در ساحت عینی، میدانی و انضمامی جریان دارد و رسانه نمی‌تواند جای واقعیت را بگیرد. برند ایران را فقط رسانه نمی‌سازد وی افزود: وقتی از «برند ایران» صحبت می‌کنیم، نمی‌توان آن را به بازنمایی‌های رسانه‌ای تقلیل داد؛ برند ملی اجزای متعددی دارد و یکی از مهم‌ترین آن‌ها رفتار و گفتار دولتمردان است. کشوری با پشتوانه‌ای چون فردوسی، مولوی، حافظ، ابن‌سینا، فارابی، سهروردی و متفکران معاصر، نمی‌تواند با ادبیات «ما نمی‌توانیم» و «نمی‌شود» معرفی شود، زیرا این نوع گفتار مستقیماً برند ملی را تخریب می‌کند. این استاد دانشگاه ادامه داد: رسانه چه کاری می‌تواند بکند وقتی در ساحت عینی، با بی‌ثباتی پول ملی، ناکارآمدی‌های مدیریتی و گلایه‌های واقعی مردم مواجه هستیم؟ در چنین شرایطی، بازنمایی رسانه‌ای دچار تعارض می‌شود؛ گاهی سخنان برخی مسئولان به‌گونه‌ای است که خود رسانه از پخش زنده آن دچار اضطراب می‌شود، چون نمی‌داند با چه گاف محتوایی یا کلامی مواجه خواهد شد. دو تصویر متناقض از ایران معاصر معاف تصریح کرد: ما امروز با دو سامانه کاملاً متفاوت مواجهیم؛ از یک‌سو سامانه‌ای پیشرفته که توان تولید فناوری‌های پیچیده و کارآمدی خود را در میدان واقعی نشان داده و از سوی دیگر، سامانه‌ای ناکارآمد که محصولاتی تولید می‌کند که حتی به سوژه شوخی مردم تبدیل می‌شود. این تعارض، رسانه و تولیدکننده گفتمان را در انتخاب تصویر ایران دچار بحران می‌کند. وی با اشاره به دیدگاه امام خمینی (ره) تأکید کرد: امام به‌صراحت می‌گوید که صرف اقامه شریعت کافی نیست و کشور باید «درست اداره شود». اگر بخواهیم تصویر درستی از ایران ارائه دهیم، باید همزمان به ارزش‌ها و به کیفیت حکمرانی توجه کنیم؛ بدون کارآمدی، افیشنسی، نظم اداری و مدیریت عقلانی، هیچ گفتمان رسانه‌ای قادر به ساختن برند معتبر ملی نخواهد بود.

  • 2 янв.10из bijanabdolkarimi

    عبدالکریمی گفت: ما با خلأ تئوریک جدی مواجهیم و نیازمند یک شیفت پارادایمی هستیم تا بتوانیم با بخشی از جامعه که با رسانه قهر کرده، نوعی آشتی برقرار کنیم. این تغییر نگرش از به‌رسمیت‌شناختن واقعی مخاطب آغاز می‌شود؛ مخاطبی که ادبیات، ارزش‌ها و جهان‌بینی‌اش لزوماً با ادبیات رسمی همخوان نیست. جامعه دوقطبی و مسئله «وحدت در کثرت» وی افزود: مسئله اصلی این است که در یک جامعه دوقطبی، چگونه می‌توان هر دو قطب را به رسمیت شناخت و شکاف را کاهش داد. این کار مدیریتی نیست، بلکه اندیشمندانه است. ما بیش از مدیر، به متفکر نیاز داریم؛ کسانی که بتوانند «وحدت در کثرت و کثرت در وحدت» را صورت‌بندی کنند. این استاد دانشگاه با اشاره به هویت چندلایه ایران اظهار کرد: ایران فقط یک لایه ندارد؛ اسلامیت و تشیع یک وجه آن است، ایرانیت یک وجه دیگر و معاصرت نیز لایه‌ای مستقل است. به نظر من، رسانه‌های ما بیش از حد بر وجه اسلامیت تأکید کرده‌اند و به ایرانیت و معاصرت کمتر پرداخته‌اند. تمایز میان حقیقت گفتمان انقلاب و نمود رسانه‌ای آن عبدالکریمی تأکید کرد: گفتمان انقلاب در ذات خود به‌شدت ایرانی است و این دو قابل تفکیک نیستند؛ از دفاع مقدس تا شهدای محور مقاومت، همه با پرچم ایران معنا پیدا می‌کنند. اما به دلیل فقدان تئوریک، این ایرانیت در خطبه‌ها، منابر و رسانه‌ها به گفتمان مسلط تبدیل نشده است. وی گفت: پس از کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران»، آن گفتمان ادامه پیدا نکرد و سکوتی شکل گرفت که خلأ آن توسط رسانه‌های بیگانه پر شد. مسئله من حقیقت انقلاب نیست، مسئله من ناتوانی رسانه در صورت‌بندی نظری و گفتمانی این حقیقت است؛ ناتوانی‌ای که باعث شده مخاطب، پاسخ پرسش‌های هویتی خود را در رسانه‌های رقیب جست‌وجو کند. این استاد دانشگاه با اشاره به شرایط فکری و فرهنگی جامعه گفت: سال دشواری است و به نظر من یکی از عوامل اصلی خودتحقیری این است که بخشی از جامعه، به‌ویژه بخش نوگرای آن، خود را در آینه تمدن غرب می‌بیند؛ تمدنی که ثروت، قدرت و هژمونی دارد و این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که تمدن جدید غربی، ثروتمندترین تمدن تاریخ بشر بوده است. وی افزود: مسئله اینجاست که نه فقط توده‌ها، بلکه حتی بسیاری از روشنفکران قدرت تحلیل ندارند و چون غرب قدرت و ثروت دارد، تصور می‌کنند از همه جهات برتر است. این در حالی است که نمی‌توانند ببینند در پس این رشد علمی و تکنولوژیک، روح بشر غربی متوحش باقی مانده و متافیزیک اخلاق در تمدن جدید غرب فروپاشیده و اخلاق بی‌بنیاد شده است. این استاد دانشگاه تصریح کرد: روشنفکر غربی یا غرب‌زده وقتی این نقدها را می‌شنود، فوراً می‌گوید عبدالکریمی غرب‌ستیز است؛ گویی این امکان در ذهن او وجود ندارد که می‌توان غرب‌ستیز نبود، اما محدودیت‌های تمدن غرب را بیان کرد و در عین حال عظمت علم و تکنولوژی جدید را نیز به رسمیت شناخت. عبدالکریمی گفت: خودباختگی را حتی در بخشی از نخبگان و روشنفکران ما هم می‌بینیم که ریشه‌های تاریخی دارد؛ از شکست‌های تاریخی در برابر غرب، مانند جنگ‌های ایران و روس گرفته تا شکست دولت عثمانی. اما نکته‌ای که روحانیت و گفتمان انقلاب متوجه نشدند، این بود که نفوذ صرفاً سیاسی، امنیتی یا نظامی نیست. وی افزود: غرب جذابیت‌هایی دارد و با ساحت دنیوی وجود انسان سازگاری عمیقی پیدا کرده است. ما باید راهی پیدا کنیم که بتوانیم با اگزیستانس انسان‌ها، با جان و عمق وجودشان ارتباط برقرار کنیم. به نظر من، گفتمان انقلاب ما فاقد چهره‌های اصیل فرهنگی است و کار فرهنگی اصیل، تبلیغ و تکرار شعار نیست. این استاد دانشگاه تأکید کرد: کار فرهنگی واقعی آنجاست که بتوان با جان انسان‌ها ارتباط برقرار کرد؛ این کار پیامبران است، نه هر سازمان و نهادی. با شو، برنامه و تکرار پیام نمی‌توان کار فرهنگی عمیق انجام داد. ما نیازمند تفکر فلسفی عمیق هستیم تا بتوانیم خود را به‌مثابه یک «عالمیت تاریخی» نشان دهیم. عبدالکریمی اظهار کرد: ما در سطح مذاهب مانده‌ایم و بنیادها را نشان نداده‌ایم. هیچ‌گاه به دانشجویانمان نگفته‌ایم که خرد ایرانی چگونه جهان را می‌فهمد، چه نسبتی با وجود برقرار می‌کند و انسان در آینه خرد ایرانی چگونه تعریف می‌شود. این وجوه به‌شدت مغفول مانده است. وی افزود: ما دچار نوعی تاریخ‌سازی شده‌ایم. روحانیت، گفتمان انقلاب و رسانه‌های ما مواجهه پدیدارشناسانه با واقعیت ندارند. دائماً از پیروزی‌ها سخن می‌گوییم و شکست‌ها را پنهان می‌کنیم، در حالی که جهان، جهانی هرمنوتیکی است و در آن هیچ مسئله‌ای تنها یک روایت واحد ندارد.

  • 2 янв.9из bijanabdolkarimi

    عبدالکریمی: رسانه باید بخش مدرن و سنتی جامعه را به رسمیت بشناسد ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۹:۲۷کد خبر: ۴۸۷۴۸۶۲دسته بندی‌: فرهنگی ، سینما،‌ تئاتر و تلویزیون عبدالکریمی: رسانه باید بخش مدرن و سنتی جامعه را به رسمیت بشناسد بیژن عبدالکریمی ضمن تاکید بر این موضوع که رسانه‌ها باید هر دو بخش جامعه را به رسمیت بشناسند تا پیام‌هایشان مؤثر باشد، گفت: اگر نتوانیم بخش سنتی و بخش مدرن جامعه را در نظر بگیریم، رسانه ملی نمی‌تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. بیژن عبدالکریمی استاد دانشگاه سه‌شنبه شب در برنامه تلویزیونی «جام‌جم» با اشاره به «خاصیت فراکتال» در تحلیل پدیده‌های اجتماعی گفت: خاصیت فراکتال به این معناست که هر جزء، بازنمایی از کلیت است؛ همان‌گونه که اگر آینه‌ای بشکند، هر تکه آن همچنان اوصاف آینگیِ کل آینه را در خود دارد. عبدالکریمی ادامه داد: از همین منظر، مسائل علوم انسانی و پدیدارهای اجتماعی و تاریخی را نمی‌توان صرفاً به‌صورت جزئی تحلیل کرد، چراکه هر امر جزئی ما را ناگزیر با شبکه‌ای از مفاهیم کلی‌تر مواجه می‌کند. وی افزود: عالم اسلام، نه فقط ایران، در وضعیت پارادوکسیکالی قرار دارد؛ از یک‌سو برخوردار از سنت و میراث عظیم تاریخی است و از سوی دیگر با جهان مدرن مواجه شده است. این مواجهه نیازمند ظهور یک متافیزیک تازه، یک اونتولوژی جدید و یک نظام اندیشگی نو است که جای آن به‌شدت در عالم اسلام و از جمله در ایران خالی است. این استاد دانشگاه با تأکید بر ناهمگونی مخاطبان رسانه اظهار کرد: وقتی از مردم و مخاطبان سخن می‌گوییم، باید توجه داشت که مخاطب یکدست نیست. جامعه ما از زمان مواجهه با مدرنیته دچار شکاف شده و امروز با یک جامعه دوقطبی مواجهیم. وی افزود: بخشی از جامعه سنتی با رسانه رسمی احساس بیگانگی ندارد، اما بخش دیگری از جامعه، که خود را شهروند جهانی می‌بیند و با ارزش‌های جهان‌شمولِ مورد تصورش همسوست، هیچ احساس همدلی با رسانه ملی ندارد. عبدالکریمی گفت: ضعف بزرگ ما در حوزه رسانه، فقدان درک درست از سوژه مدرن است. مسئولان رسانه‌ای گمان می‌کنند پیام مستقیماً به گوش مخاطب می‌رسد، در حالی که موانع هرمنوتیکی بی‌شماری وجود دارد و گاه پیام پیش از رسیدن به مخاطب از بین می‌رود یا حتی به ضد خود تبدیل می‌شود. اعتراض من به این است که رسانه ما نه درک درستی از مدرنیته دارد و نه استراتژی مشخصی برای ارتباط با سوژه مدرن. وی افزود: بخشی از گرایش مخاطب مدرن به رسانه‌های بیگانه ناشی از بودجه، برنامه‌ریزی و استراتژی آن‌هاست، اما بخش مهم‌تر، ضعف داخلی ماست. رسانه ما نتوانسته این بخش از جامعه را جذب کند و نمی‌داند چگونه با مخاطب مدرن و جهانی سخن بگوید. عبدالکریمی تأکید کرد: برای ارتباط با مخاطب اروپایی، آمریکایی یا آمریکای لاتین، نیاز به ادبیات و زبان رسانه‌ای متناسب داریم؛ امری که به‌نظر من، گفتمان رسمی ما با وجود ارزش‌های بزرگش، هنوز از آن بی‌بهره است. این استاد دانشگاه گفت: حتی در جهان اسلام نیز نگاه‌ها به ایران یکدست نیست. بخشی از همسایگان و کشورهای اسلامی نگاه مثبتی دارند، اما بخش دیگری به‌شدت تحت تأثیر رسانه‌های جهانی و آپاراتوس نظام بین‌الملل قرار گرفته‌اند و جهان را از دریچه همان رسانه‌ها می‌بینند؛ بنابراین نمی‌توان تصور کرد که تمام جهان اسلام الزاماً با ارزش‌های انقلاب اسلامی همسو باشد. عبدالکریمی با انتقاد از نگاه ساده‌انگارانه به مسئله رسانه گفت: همه حرف من این است که ما کار رسانه را بیش از حد ساده گرفته‌ایم و تصور می‌کنیم مشکلات موجود، صرفاً تکنیکی، اجرایی یا مدیریتی است؛ گویی اگر فردی برود و فرد دیگری جای او بیاید، مسئله حل می‌شود، در حالی که اساساً چنین نیست. فقدان تئوری؛ مسئله اصلی رسانه وی افزود: مشکل اصلی، فقدان شدید تئوری است. ما رسانه را نمی‌شناسیم؛ رسانه دارای اونتولوژی خاص خود است و با یک نظام اپیستمی ویژه سروکار دارد. رسانه تنها می‌تواند آن چیزی را بازنمایی کند که قابلیت ترجمه به زبان باینری داشته باشد. شما حتی اگر ۲۴ساعته شبکه قرآن پخش کنید، رسانه اساساً قادر به نمایش «ساحت قدس» نیست و نتیجه آن، دلزدگی و اشباع مخاطب خواهد بود. این استاد دانشگاه با تأکید بر پیچیدگی ارتباط رسانه‌ای اظهار کرد: ما فکر می‌کنیم کافی است پیام تولید و ارسال شود تا مخاطب آن را دریافت کند، در حالی که موانع هرمنوتیکی، تاریخی و زمینه‌ای متعددی وجود دارد. سخن بدون کانتکست معنا ندارد؛ همان‌طور که اگر شریعتی سخنانش را در بستر دیگری مطرح می‌کرد، آن تأثیر را نمی‌گذاشت. ضرورت شیفت پارادایمی در سیاست‌گذاری رسانه