tgindex
شعر پاک
@sherepaakchanelперсидский

کانال رسمی پایگاه ادبی شعر پاک http://sherepaak.com پانته‌آ عسکری

Последний пост
3 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
604
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
554
20 постов
Вовлечённость
91,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
337
1/48двое суток
386
1/72трое суток
416

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • سیاهپوشِ که‌ای؟! آن‌که سربلند گذشت؟! چراغِ نیزه شد از این جهانِ گَند گذشت؟! سیاهپوشِ که‌ای؟! آن‌که چون غزالِ جسور، به‌تاخت از وسطِ حلقه‌ی کمند گذشت؟! پیاده مانده‌ای و ناله می‌زنی او را، که تند و تیز، ازین فتنه با سمند گذشت؟! خمود و لِه شده زیرِ گرانیِ بازار، گریستی به کسی که "نگفته چند" گذشت؟! تو چون مگس به سرِ خویشتن بکوب که او، "عسل‌پسند" زِ سودای "حبه‌قند" گذشت! اسیرِ خِفّتِ خود باش زیرِ یوغِ ستم، که آن رهاییِ مطلق زِ هرچه بند گذشت.... #حسین_جنتی

  • без подписи

  • ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسین ای دل بُریده از همه ی رنگ ها حسین بر قتلِ تو فقیهِ دروغین بداد رأی ای کشته ی شیوخِ مقدس نما حسین سَمتِ تو از تمامی مردم فراری ام ای با غریب های جهان آشنا حسین ای بی کفن رها شده ی دشتِ کربلا ما را به حالِ خود تو نکردی رها حسین مصراعِ (شهریار) چنین نیز خواندنیست: ای عهده دارِ مردم بی دست و پا حسین در حقِ دشمنانِ خودَت هم تو سالها کردی به جای لعنت و نفرین دعا حسین با یک نفس تمامِ جهنم شوَد بهشت گویند اگر جهنمیان یک صدا : حسین امیدِ عابدان شده بعد از نماز حج امیدِ عاشقان شده بعد از خدا حسین آری برای یاری او استخاره ها کردند مومنان و نماندند با حسین معیار اگر که پینه ی پیشانی است و ریش تنها نبود این همه اربابِ ما حسین ننگا به ما که بی ادبانه برایمان گشته خلاصه در عطش و کربلا حسین من از حسینِ معرکه گیران گریختم از این حسین راهِ زیادیست تا حسین او را اگر که زنده شود باز می کُشند یک عِدّه زاهدانه و با ذکرِ یاحسین!   ✍#محسن_کاویانی 🌐https://sherepaak.com/poetry/ای-عهده-دار-مردم-بی-دست-و-پا-حسین @sherepaakchanel

  • без подписи

  • می‌تپد در سینه‌یِ صحرا دلی از‌جنسِ‌آب می‌تراود از لبانِ برکه شعرِ آفتاب سایه‌ها در ازدحامِ نور ویران می‌‌شوند می‌پرد از پلکِ تاریکِ دقایق، وهمِ خواب برکه‌یِ خُم در تجلی‌زارِ یک ظهرِ شگفت می‌خروشد در مدارِ کهکشان‌ها، غرقِ تاب دستِ او بالا و بالا رفت در‌سمت‌حضور تا بچیند از نگاهِ آسمان، صدها شهاب «هر‌که من‌مولایِ‌او‌هستم،‌علی‌‌مولایِ‌اوست» پاسخی روشن به‌پرسش‌هایِ‌انسان،بی‌جواب عشق در آیینه تکثیرِ تبسم می‌کند می‌شود رویایِ سبزِ شاخه‌ها غرقِ مُجاب آسمان خَم کرده سَر بر شانه‌هایِ این کویر تا ببیند جلوه‌یِ پروردگارِ بی‌نقاب باد می‌پیچد میانِ نخل‌هایِ تشنه‌لب می‌نشیند بر تنِ صحرا شمیمِ التهاب روزِ اکمالِ رسالت، پای اتمامِ نِعَم می‌رسد از سمتِ رحمان،‌روشن‌و‌پیدا خطاب عشق یعنی در غدیرِ خُم، علی را یافتن عشق یعنی دل سپردن بر ولایِ بوتراب   ✍#سیدهادی_محمدی 🌐https://sherepaak.com/poetry/سبز-در-سبز @sherepaakchanel

  • در مسجد ما گرچه خداییست,خدا نیست این کعبه بجز بتکده ای بی سر و پا نیست سجاده ی خونین شده تا مرکب شیخ است در قامت محراب,نیازی به خدا نیست صدها گل پرپر شده ی راه,در این دشت جز مفرش آرامش گام خلفا نیست پروانه! به دنبال گلستان چه هستی؟ از باغ, بجز ساقه ی خشکیده,بجا نیست تا زاهد شوریده, پی آن بت ترساست جز کفر,کسی محور پرگار ثنا نیست از رهبر این قافله چندی,خبری نیست شاید که بجز فقر,در این قافله,جا نیست زان روز که شد واعظ ما صاحب دولت جز غیرخدا قبله گهی,قبله ی ما نیست در سایه ی دستار,به سر,تاج نهادند ابلیس هم اینگونه پر از دلق و ریا نیست صد سفره ی پر,در حرم شیخ گشودند یک سفره ولی, باز برای فقرا نیست با تکه ی نانی به لب گور رسیدیم آن نیز که جز مانده ی سگهای شما نیست بر تار سر زلف زنان تیغ ‌کشیدند افسوس که بر تاری از این درد ,بها نیست ما را به بهشتی ابدی وعده نمودند گفتند رهی, جز گذر از رنج و بلا نیست گویند کلید گذر از این ره پر درد از یار سفر کرده ی این قصه جدا نیست ای یار سفر کرده,همه چشم به راهیم باز آ که در این قوم,بجز فتنه,به پا نیست   ✍️#علی‌اصغر_رضایی‌مقدم  🌐http://sherepaak.com/poetry/فتنه-3 @sherepaakchanel

  • مُفسدان‌چون جیبِ‌خود را مملو از زَر می‌کنند ملّتی را با فساد خویش مُضطَر می کنند ادّعا دارند دیندارند امّا در عمل دشمنی با حیدر و محمود و داوَر میکنند با سلاح رشوه و شمشیر تیزِ اختلاس غارت و یاغی گری چون قوم بَربَر می کنند در توهّم غوطه ور، غافل ز دار آخرت فکر شهوت رانی و دنیای بهتر می کنند زود ویلایی مجلّل می خرند اندر شمال روز وشب را با هوس رانی در آن سَر می کنند دائم از اموال مردم می خورند انگل صفت چهره ی مستضعفان را زرد و لاغر می کنند تا که گَندش در نیاید این همه جرم و فساد خانه‌ی خود را به نام دخت و همسر می‌کنند بعدِ گیر افتادن و رسوا شدن در دادگاه چون‌خر افتاده در مرداب عَرعَر می‌کنند ✍#علی_باقری 🌐http://sherepaak.com/poetry/انگل-صفت @sherepaakchanel

  • گل کرده دوباره خشم شیطانی تان کو نام و نشانی از مسلمانی تان پرپر شده صد هزار آلاله ی سرخ نفرین خدا به خوی حیوانی تان   ✍#مهدی_سیدحسینی 🌐http://sherepaak.com/poetry/رباعی-76 @sherepaakchanel

  • اینجا همه مادرانه ها رنگ غم است پشت پدران از غم فرزند خم است در سوگ عزیز خود همه می رقصند آهنگ عروسی و عزا مثل هم است!   ✍#رحیمی_رامهرمزی 🌐http://sherepaak.com/poetry/رنگ-غم @sherepaakchanel

  • چپاول می کنند یک عده ای اموال مردم را به دندان می کشند شریان استقلال مردم را برای‌خاطر‌امیال‌نامشروع‌هردم‌سخره‌میگیرند همه بود و نبود و کعبه ی آمال مردم را نگهبانی کجا؟ دزدان مادرزاد بی رحمند! که غارت می نمایند ذره المثقال مردم را میان‌لایه‌خاکستری‌مغزشان‌بوی‌تعقل‌نیست همین‌هایی‌که‌می‌گیرند هردم حال مردم را به جای برکت فصل بهار از ریشه می سوزند امید و آرزوی اول هر سال مردم را بنام‌مصلحت‌اندیشی‌و‌تصمیمهای‌نابجا‌گاهی فدای قوم‌و‌خویشان می‌کنند امثال مردم را قدیمی ها برای اینکه غم ها را بسوزانند به نیکی می گرفتتد از دل و جان فال مردم را همین یکرنگی و روراستی ها معجزاتی بود که‌موجب‌می‌شد‌از‌هر‌گوشه‌ای‌اقبال‌مردم را الهی من فدای همت آن نازنینانی که در هر خطه می گیرند زیر بال مردم را به فکر رونق و آبادی و بهبودی کارند شکوفا می نمایند معدن و انفال مردم را به جای سهم بندی‌های رابین هودی بی خود به‌مردم می‌سپارند سفره‌و‌یخچال مردم را و‌مردم تک‌تک افراد شهر‌و‌روستا هستند اگر حرف حسابی بوده انتگرال مردم را ✍#علی_معصومی 🌐https://sherepaak.com/poetry/انتگرال-مردم @sherepaakchanel

  • این شهر، به خونِ خویش بیدار شده‌ست هر کوچه، زبانِ سرخِ دیوار شده‌ست ای مردم شب دیده ،حقیقت پیداست؛ فردا ز هبوط شب، پدیدار شده‌ست   ✍#مهراد_بابایی 🌐http://sherepaak.com/poetry/فردای-سرخ @sherepaakchanel

  • قاصدک خسته از سفر بنشست نرم و آهسته رویِ سنگِ مزار سنگِ دل‌مُرده بی‌امان پرسید: چه شنیدی؟ چه گفت فصلِ بهار؟ قاصدک با نگاهِ پُر حسرت زد دو چشمش در آن حوالی چرخ همه جا برف بود و یخبندان پاسخش داد با سکوتی تلخ… سنگِ قبر از سکوتِ او دریافت از بهاران خبر ندارد باز آهی از عمقِ دل کشیده و کرد شرحِ ایّامِ رفته را آغاز گفت از آن دَم که رفتی از بَرِ من غرقِ خون شد دوباره خاکِ وطن هرچه آلاله بر زمین رویید چکمه، پیچید در لباسِ کفن هرکجا کورسویِ نوری بود دیوِ ظلمت به حُکمِ شب بلعید هرکه در دستِ خود چراغی داشت در خیابان به خونِ خود غلتید بانگِ وحدت اگرچه پی‌درپی پاره می‌کرد چُرتِ فاصله را جوخه‌های ستم ولی هر بار می‌بُریدند حلقِ چلچله را به مکانی غریب و نامعلوم شد صداقت به ناگهان تبعید می‌شکست استخوانِ حق‌گویان زیرِ ارّابه‌هایی از تهدید مثلِ هر دفعه بطنِ محبس‌ها پُر شد از سروهای آزاده از کبوتر شنیده‌ام خورشید در نبردِ اخیر، جان داده قاصدک خسته‌ام، از اینکه هنوز منتظر مانده‌ام برای بهار خسته از زَمهَریر و ظلمتِ شب خسته‌ام، از تداومِ پیکار… چون به پایان رسید صحبتِ سنگ قاصدک لب گشود و گفت ای دوست مطمئن باش روزی از تنِ شب می‌کَنَد تیغِ روشنایی پوست جان‌فدایانِ خفته در دلِ خاک بذرِ آگاهی‌اند و عشق و امید عاقبت از میانِ این خفقان خوشه‌ها سَر زنند، بی‌تردید… ✍#حمید_گیوه‌چیان 🌐https://sherepaak.com/poetry/خوشه%e2%80%8cهای-نور @sherepaakchanel

  • فلک بس کن خدا را شاهد اینجا آسمان هم غرق خون، آهسته می بارد تمام کوچه های زندگی بامرگ در گیر است دراین خاک به غم آغشته شادی هم زمین گیر است فلک بس کن نمی بینی که محکوم است بیداری؟ ومجرم، تا سر اندیشه بر دار است تبرها را نمی بینی؟ برای تاک های تازه روئیده! گناهش چیست این مادر؟ گناهش چیست خاکش باردار نطفه ی بیدار آزادیست؟ چه می خواهی؟ چرا دست از سر ما بر نمی داری؟ پر از داغیم پراز دردیم برای حق آزادی برای زنده ماندن با خدای سایه درگیریم تو می بینی که اینجا ذره ذره سرخ می میریم فلک بس کن خدا را شاهد اینجا ما زمین گیریم   ✍#سارا(س.سکوت) 🌐https://sherepaak.com/poetry/فلک-بس-کن @sherepaakchanel

  • خون خورد زمین از لبه‌ی تیغِ زبونان سیراب نشد مرتعِ این تشنه‌به‌خونان شمشیر مرصَّع به کفِ زنگیِ مست است دنیای دنی، روی نمودست به دونان آراسته دیهیم به لعلِ جگرِ خلق بر جبهّ نگین بافته از مغزِ نگونان کولی ز رعایا بگرفتند وکیلان قشر از سر اقشار بکندند قشونان یک‌ جار نبرخاسته از جیره‌بگیران یک «بار» نبرداشته این «ابن‌ِلَبونان» روشن نتوان کرد چراغ سخن ایرا آشفته شود خواب‌ِ خوشِ تیره‌درونان روی سرمان اسلحه، یعنی که «میَندیش» روی لبمان بخیه، که خاموش! مگو «نان»   ✍#سید‌رضا_هاشمی 🌐http://sherepaak.com/poetry/مرتع @sherepaakchanel

  • نمی‌دانم کشته‌ات را دفن می‌کنند یا می‌سوزانند اما از تو گلوله‌ای باقی می‌ماند که تفنگش را، لو می‌دهد.‌.. ✍#مینا_تمدن‌خواه 🌐https://sherepaak.com/poetry/تفنگش @sherepaakchanel

  • کدام سو برویم از جنون  ظلم  جهان نشان گرفته کمان را بسوی پیر وجوان دوباره کینه ی ظلمت به نور ، طغیان کرد تبر به حکم شیاطین زنند بر انسان بس است این‌همه ظلمی که سوی خلق خدا رسید از دل نامردمان ، نهان وعیان جنازه ها بغل جاده‌های نامردی بدون هیچ گناهی به خون خود غلطان هجوم سرکش سرما شکوفه ها را کشت رسیده بر دل دنیا دوباره  فصل خزان نوشته شد به تمامی دفتر تاریخ به رنگ خون که چه از سر گذشت بر دگران خدا کند که بیاید به جنگ تاریکی همان که وعده‌ی حق باشد و امام زمان     ✍#رویا_احمدی(آلما) 🌐https://sherepaak.com/poetry/تبر-به-حکم-شیاطین @sherepaakchanel

  • باغــبان غنچه های ســــرخ ســــر آشنــــای آب و دریـاهـــــا  پـــــدر خاطراتِ سبــــزِ ســــروِ استـــوار سفــــــره دارِ سایه ها و رهگــــذر پایِ نای ِ  شـــــاخه های انتــــظار چشــمِ رشـــدِ بــــذرهای در به در پاســــدارِ بوته هـــــای نوظهــــور التیـــــامِ  جای دنـــــدان و  تبــــر قُمری ات  جَلدِ خیالِ سینه هاست از قفس بیــــرون نخواهد شد دگر   ✍#مریم_کاسیانی 🌐https://sherepaak.com/poetry/پدر-35 @sherepaakchanel

  • مَه درخشید و جلوه در خُم کرد سرو رقصید و گل تبسّم کرد لب به عشق علی، سخنور شد دیده جوشید و حوض کوثر شد به سپهرم کشیده مهرِ علی چیستم؟ ذره در سپهرِ علی کیستم؟ عبد کمترینِ نجف نغمه‌گر بلبل حزین نجف کیستم؟ شهربند، کوی علی که ندیدم به غیر روی علی کیستم؟ بی‌خودی و مدهوشی به درش عبد حلقه برگوشی کیستم؟ جرم‌پیشه‌ی علنی کیستی؟ پرده‌پوشِ همچو منی کیستم؟ صید زخم خورده‌ی تو کشته‌ی زنده زنده مرده‌ی تو که نشد چون زهیر و حر بشود رفت سوی نجف که دُر بشود که شکسته نوشت و خسته نوشت نیک‌بختی ببین! که زی که نوشت که شکسته نوشت و کوفی، نه هو کشید و نبود صوفی، نه شور شعرم نبوده غیر علی دهنم کی سروده غیر علی به علی، جز علی، پسندم نیست عُلقه در قلب دردمندم نیست که علی کیست؟ کعبه‌ی مقصود که علی کیست؟ قبله‌ی مسجود که علی کیست؟ نور، در دیجور که علی کیست؟ مصحفِ مهجور که علی کیست؟ بر فلک، محور که علی کیست؟ بر ملَک، مهتر که علی کیست؟ نفس پیغمبر که علی کیست؟ رونق منبر که علی کیست؟ تیغ برّنده که علی کیست؟ شیر غرّنده که علی کیست؟ حیدر صفدر که علی کیست؟ شرزه‌ی خیبر که علی کیست؟ میر رزمنده که علی کیست؟ صد یَلَش، بنده که علی کیست؟ بر شرور، شرر که علی کیست؟ بر ضعیف، سپر که علی کیست؟ بر یتیم، پدر که علی کیست؟ بر فقیر، گهر که علی کیست؟ مهترِ هستی چون که بگشوده خود، درِ هستی که علی کیست؟ بهترین مردم برگزیده پی نبی در خُم که فصیح و بلیغ، در گفتن گفتنش چه؟ بگوی: دُر سُفتن هم گَه جنگ، شیر درّنده که ز خیبر به کلک، در کنده هم گَه جود، بحرِ پر گوهر سر دهد گر طلب کند کَس زر سرّ حق، روح‌بخش هر ذی‌روح درِ خلقت به صنعتش مفتوح همه‌ی خلق، ظلّ و وی ذی‌ظل همه‌ی خلق، جسم و حیدر، دل هم وصی رسول، هم صِهرش مه برج بتول، هم مهرش پدر زینب و حسین و حسن هر یکی قبله‌ی قبیله‌ی من گَه وصفش، قلم کلیل شود طبع صد حِمیَری، ذلیل شود مرکَب شعر، بی‌نفس گردد حرف، مرغ و قلم، قفس گردد که مگر خود به خود رهی بدهد ره به توصیف خود گَهی بدهد هین! چه گویی “سره”! مودّب شو به سگ کوی او مقرّب شو که به وصف علیست، معبودش که ز خلقت علیست، مقصودش شرمگین شد قلم ز گفته‌ی من قلمِ شرمِ دُر نسُفته‌ی من که علی در سخن، نمی‌گنجد در گپ و گفتِ من نمی‌گنجد توبه کردم ز جز علی زین پس من و مهر علی، همینم بس   ✍#سید‌رضا_هاشمی 🌐https://sherepaak.com/poetry/مثنوی-بی-الف @sherepaskchanel

  • دیوارها ساده ترین کاغذند و خون ارزانترین جوهر تا نامه و چاپار میان ما از اعتبار بیافتد چرا که آزادی نه آنست که با قلم و کاغذ بنویسند : “دستهای خون آلوده قلمهای قسم خورده اند” ✍#مهرداد_مانا 🌐https://sherepaak.com/poetry/هفت-قطعه-از-مانا @sherepaakchanel

  • اشک گاهی عشق است گاهی وصال ، گاهی فراق گاهی هم بغض بینوایانست که آب می شود از آتشِ درون تا بزداید زنگارِ ظلم را از آئینهٔ عالم    ✍️#علی‌زمان_خانمحمدی 🌐http://sherepaak.com/poetry/اشک-21 @sherepaakchanel