🪴💌شعر وشاعران 💌🪴
Статистикаکانال شعروشاعران 🌺🌸کەلهۆڕ🌀🏵 https://t.me/joinchat/P4eUTDBZ5MihHUcH 🌌🔻 قابل توجه شاعران عزیز متون ادبی واشعار رابه ادمینهابفرستید👇 @KURDBANUO ادمین ارشد👆 ──── @slotfi51 ──── @Siroos_ansari ──── @silasR64 ━━💫━ 🍁 @shervashaeran📚
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 61
- Тип
- открытый
- Язык
- ku
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 465
- 1/48двое суток
- 1 678
- 1/72трое суток
- 1 810
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
✺ @eivankalhor ✺ ━━••───┈┈ مرگ چە زیاد شدە است این را من گفتم پیرمردی کە بغل دستم روی نیمکت پارک نشستە بود گفت: زندگی کم شدە است پسرم بە فکر فرو رفتم راست می گفت پیرمرد سرد و گرم چشیدە زندگی کم شدە است حساب کنیم در مدت عمرمان چقدر خندیدەایم؟ لذت بردەایم ؟ بە دلخواە لباس پوشیدەایم سفر رفتەایم ـ اصلا چقدر فکر امروز بودەایم کە زندگی کنیم برای فردا دویدەایم برای فردا ساختەایم برای فردا پول پس انداز کردەایم برای فردا نگران شدەایم فردا کی از راە می رسد؟ کە پول خرج کنیم کە دست مان خالی شود از دغدغەی زندگی کە ساعتی بنشینیم پای درختی و بر باد دهیم بادکنک اندوە را تا چشم باز کردیم اسب راهوار کودکی و نوجوانی و جوانی چهار نعل رفت ما ماندیم و غبار پیری بر تن و سفیدی برف پیری بر قلەی خیالمان چون مترسک با لباس رنگ و رو رفتە عمری بە سر بردیم دریغ از یک بوی ادکلن یک سفر لذت بخش یک خندە از تە دل پیرمرد راست می گفت مرگ زیاد نشدە است زندگی کم شدە است ✍ "جــــلال کـــوهـــی" ▬☆༅🍃♥️🍃༅☆▬ ✺ @shervashaeran ────┈┈┈┈
✺ @eivankalhor ✺ ━━••───┈┈ شیعری در وصف فاتحه و مراسمات اضافی شعروخوانش #سعیدلطفی @khoranma ▬☆༅🍃♥️🍃༅☆▬ ✺ @shervashaeran ────┈┈┈┈
✺ @eivankalhor ✺ ━━••───┈┈ ▬☆༅🍃♥️🍃༅☆▬ ✺ @shervashaeran ────┈┈┈┈
✺ @eivankalhor ✺ ━━••───┈┈ بنویس: «میآیم» تا تمام شهر را برایت آذین ببندم #سعیدلطفے ▬☆༅🍃♥️🍃༅☆▬ ✺ @shervashaeran ────┈┈┈┈
✺ @eivankalhor ✺ ━━••───┈┈ درد پنهان ای قلم حوصله کن دردفراوان دارم گله از بخت بد و بازی دوران دارم محرمی نیست که گویم غم اسرارنهان نکته ها با قلم و دفتر و دیوان دارم #عباسآقاجانی ▬☆༅🍃♥️🍃༅☆▬ ✺ @shervashaeran ────┈┈┈┈
✺ @eivankalhor ✺ خبرنگار آگاه وعاشق! درودبرتو ━━••───┈┈ که همیشه سمت مردم، سمت وطن ایستاده ای! دل نگرانی ها ودلشوره های تو ستودنی است! روزت گرامی باد! ✍ دکتر #عبدالحسینرحمتی ▬☆༅🍃♥️🍃༅☆▬ ✺ @shervashaeran ────┈┈┈┈ https://rubika.ir/shervashaeran
✺ @eivankalhor ✺ به نام خدا ────┈┈┈┈ " روز حقوق بشر و کرامت انسانی" ━━••───┈┈ وقتی هوای گرم اشتیاق در نگاهمان راه می افتد حصارتمدن بال می گشاید تا سیطره ی عشق ورزی با هاله ایی از نور پیرهنی از کلمات قصار منشور بر شانه های آریایی بودن به نام کوروش کبیر گره خورد!تکرار انسانیت رنگین کمانی از مهرورزی را به نگاه جهانیان ساطع می کند. نقاش زمان چه زیبا و پُراز مهر نگاه غزل بارت را در رخ قلم جای داده است. عشق دریای مواجی باشد در میان ساحل روح هایی که تو ناجیش باشید.منشورکوروش همچون عطری ست که در خود می پیچید تا نسخه ایی از کرامت انسانی را به درمان دردهای تب دار تجویز نماید. دلیل قاطعی که شوق زندگی می آفریند تا به آفتاب سلامی دوباره گوید.منشوری که هزاران رویا برای شکفتن دارد غرور فاخری بجامده نصیب اصالت ایرانی ست به خاطر خوب زیستن و زیباترین حس در حول مدار کردار نیک، گفتار نیک،پندار نیک،به رسم باستان همواره طنین عشق و وفا را بنوازد.بزرگ اندیشی که دل پُرشرر از حادثه در علم سبزش به هُرم نفس گرمش بهار واژگان به ذهن خلاقش غرق در جاذبه ی نور خداست. قامتی به کرامت سرو دلارای گلستان ازل جامه یی از زربفت اصالت بر رعناییش جذبه ی از نفوس پاکش گنجینه ایی از ادب را به تسلسل ادیبانه می گشاید.صبح امید به سِحر گفتارش طلوع می کند تا عطر حضورش به سازمان ملل عظمت نامش را فراتر از خاور دور به رقص قلم ها زیبنده کند. ────┈┈┈┈ ✍ : مهربانو #فروزنده_شفیعی زرنه ▬☆༅🍃♥️🍃༅☆▬ https://rubika.ir/shervashaeran ────┈┈┈┈
✺ @eivankalhor ✺ ━━••───┈┈ آدم زنده به محبت نیاز دارد و مرده به فاتحه؛ ولی ما جماعت برعکسیم برای مرده گل می بریم، و فاتحه زندگی بعضی ها را میخوانیم...! 👤 حسین پناهی ▬☆༅🍃♥️🍃༅☆▬ ✺ @shervashaeran ────┈┈┈┈
✺ @eivankalhor ✺ ━••───┈┈ وقتی بچه بودم کنار مادرم میخوابیدم و هرشب یک آرزو میکردم. مثلاً آرزو میکردم برایم اسباب بازی بخرد؛ میگفت «میخرم به شرط اینکه بخوابی.» یا آرزو میکردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ میگفت «میبرمت به شرط اینکه بخوابی.» یک شب پرسیدم «اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم میرسم؟» گفت «میرسی به شرط اینکه بخوابی.» هر شب با خوشحالی میخوابیدم. اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند. دیشب مادرمو خواب دیدم؛ پرسید «هنوز هم شبها قبل از خواب به آرزوهایت فکر میکنی؟» گفتم «شبها نمیخوابم.» گفت «مگر چه آرزویی داری؟» گفتم «تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم.» گفت «سعی خودم را میکنم به خوابت بیایم به شرط آنکه بخوابی. ───┈┈┈┈ ✍#حسین_پناهی آوا 🎙 #بارانـخسروی ▬༅🍃♥️🍃༅▬ ✺ @shervashaeran ✺ ────┈┈┈
✺ @eivankalhor ✺ به بهانه نکوداشت حسین پناهی/لحظاتی از نقشآفرینی شاعر سینمای ایران ━━••───┈┈ 🔹حسین پناهی زندگی کوتاهی داشت، اما توانست در همین زمان کوتاه، آثار ادبی و هنری تأثیرگذار و ماندگاری از خود به یادگار بگذارد. 🔹وی بیشتر از آنکه بازیگر باشد شاعری فیلسوف بود و رد پای این شاعرانگی را در جایجای زندگی شخصی و هنری وی میتوان یافت. به بهانه سالروز تولد این هنرمند دوستداشتنی، نگاهی به برخی از نقشآفرینیهای او داشتهایم. ───┈┈┈┈ #پرتره ▬☆༅🍃♥️🍃༅☆▬ ✺ @shervashaeran ────┈┈┈┈
✺ @eivankalhor ✺ ☑️ ۱۴ مرداد سالروز درگذشت حسین پناهی ━───┈┈ (زاده ۶ شهریور ۱۳۳۵ کهگیلویه – درگذشته ۱۴ امرداد ۱۳۸۳ تهران) شاعر، نویسنده، کارگردان و بازیگر ━━••───┈┈ پس از پایان تحصیل در بهبهان، برای تحصیل به مدرسه گلپایگانی رفت و پس از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم بهمحل زندگیاش بازگشت. چند ماهی در لباس روحانی بود تا اینکه زنی برای پرسش مسئلهای پیش او رفت و پرسید که فضله موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ پناهی باوجود اینکه میدانست روغن نجس است، ولی این را هم میدانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهارماه خانوادهاش را باید تأمین کند، بهزن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آن را دربیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که با فشارهای اطرافیان نتوانست تحمل کند که در آن لباس باقی بماند و این اقدام بهطرد وی از خانواده نیز منجر شد. پس از آن در تهران در مدرسه هنری آناهیتا چهارسال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامهنویسی را گذراند. وی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامههای خودش ساخت که مدتها در محاق ماند. با پخش نمایش «دو مرغابی در مه» از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی میکرد، خوش درخشید و با پخش نمایشهای تلویزیونی دیگرش طرف توجه مخاطبان خاص قرارگرفت. نمایشهای دو مرغابی در مه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا بهدرخواست مردم بهدفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰، او یکی از نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود. به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش میبارید و طنز تلخش بازیگر نقشهای خاصی بود. اما وی بیشتر شاعر بود و این شاعرانگی در ذرهذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعرش با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعه شعر تاکنون بیش از ۱۶ بار بازنشر شده و به ۶ زبان زنده دنیا ترجمه شدهاست. آرامگاه وی در گورستان شهر سوق "واقع در استان کهگیلویه و بویر احمد" است. ▬☆༅🍃♥️🍃༅☆▬ ✺ @shervashaeran ────┈┈┈┈
از بچگی بهمون میگفتن از کسی نترس فقط از خدا بترس درحالی که باید میگفتن از همه بترس فقط از خدا نترس 👤حسین پناهی ✺ @eivankalhor ✺ ━━▬▬▬▬▬━━
و مرگ مُردن نیست: و مرگ تنها نفس نکشیدن نیست! من مرده گان بی شماری را دیده ام که راه می رفتند؛ حرف می زدند؛ سیگار می کشیدند؛ و خیس از باران انتظار و تنهایی را درک می کردند.. حسین پناهی #ئـەیـوانڪەڵھـــوڕ ❂ @eivankalhor❂ ━━▬▬▬▬━━
یکی تکلیف من را با این مردم روشن کند این ها تنها در دو حالت تو را دوست دارند یا باید کسی باشی که نیستی یا باید بمیری و زیر خاک بروی 👤 حسین پناهی #ئـەیـوانڪەڵھـــوڕ ❂ @eivankalhor❂ ━━▬▬▬▬━━
پايانى براى قصه ها نيست، نه بره ها گرگ ميشوند، نه گرگها سير، خسته ام از جنس قلابى آدمها! دار ميزنم خاطرات كسى را كه مرا آزرده! حالم خوب است، اما گذشته ام درد ميكند! 👤حسین پناهی #ئـەیـوانڪەڵھـــوڕ ❂ @eivankalhor❂ ━━▬▬▬▬━━
دوره،دوره ی گرگهاست مهربان که باشی می پندارند دشمنی! گرگ که باشی خیالشان راحت میشود ازخودشانی! ما تاوان گرگ نبودنمان را می دهیم 👤"مرحوم حسین پناهی" ╆━━═❂࿇═┅┅─ 🌌🔻 @eivankalhor 🌌 ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
✺ @eivankalhor ✺ ☑️ ۱۴ مرداد سالروز درگذشت حسین پناهی ━───┈┈ (زاده ۶ شهریور ۱۳۳۵ کهگیلویه – درگذشته ۱۴ امرداد ۱۳۸۳ تهران) شاعر، نویسنده، کارگردان و بازیگر ━━••───┈┈ پس از پایان تحصیل در بهبهان، برای تحصیل به مدرسه گلپایگانی رفت و پس از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم بهمحل زندگیاش بازگشت. چند ماهی در لباس روحانی بود تا اینکه زنی برای پرسش مسئلهای پیش او رفت و پرسید که فضله موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ پناهی باوجود اینکه میدانست روغن نجس است، ولی این را هم میدانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهارماه خانوادهاش را باید تأمین کند، بهزن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آن را دربیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که با فشارهای اطرافیان نتوانست تحمل کند که در آن لباس باقی بماند و این اقدام بهطرد وی از خانواده نیز منجر شد. پس از آن در تهران در مدرسه هنری آناهیتا چهارسال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامهنویسی را گذراند. وی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامههای خودش ساخت که مدتها در محاق ماند. با پخش نمایش «دو مرغابی در مه» از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی میکرد، خوش درخشید و با پخش نمایشهای تلویزیونی دیگرش طرف توجه مخاطبان خاص قرارگرفت. نمایشهای دو مرغابی در مه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا بهدرخواست مردم بهدفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰، او یکی از نوآورترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود. به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش میبارید و طنز تلخش بازیگر نقشهای خاصی بود. اما وی بیشتر شاعر بود و این شاعرانگی در ذرهذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعرش با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعه شعر تاکنون بیش از ۱۶ بار بازنشر شده و به ۶ زبان زنده دنیا ترجمه شدهاست. آرامگاه وی در گورستان شهر سوق "واقع در استان کهگیلویه و بویر احمد" است. ▬☆༅🍃♥️🍃༅☆▬ ✺ @shervashaeran ────┈┈┈┈
✺ @eivankalhor ✺ ━━••───┈┈ " کـــۊچــه " " ✍ "جـــەلال کـــووهــــی https://t.me/+Pg6bbMv_Mvye5koJ ▬☆༅🍃♥️🍃༅☆▬ ✺ @shervashaeran ────┈┈┈┈
✺ @eivankalhor✺ 🎥 شعرخوانی زیبای دختر تاجیک: تو ایرانی، به تاریخت نگاهی کن.... ━━••───┈┈ شعر: حمیدرضا گلشنی راوی: آمنه عالم ▬☆༅🍃♥️🍃༅☆▬ ✺ @shervashaeran ────┈┈┈┈ https://rubika.ir/shervashaeran
✺ @eivankalhor ✺ به نام خدا "۸ مرداد روز جهانی رفاقت ودوستی بر تمام دوستان وفادار وبا معرفت گرامی باد" ━━••───┈┈ در آبادی مهرت! عطر دل انگیز وفا به دشت دل ها پُر از نام توست. غزلی از نگاه فریبایی ات ظهور عشق می آفریند. خیال چشم نرگس مستانه ات بهشت را معنا می کند. از دریچه ی نگاهت بهار ادب می روید. نغمه های حضور سبزت بر گلوی غزل باریدن گرفته است تا دل به آمدنت بایستد! ضیافت حضورت تکیه گاه بودن هاست! شمیم دلنواز نامت بهانه ایی ست برای از تو سرودن! به لهجه ی باران شکوه عیار مطلق زیبنده ی وفا را به میزان است! آغوش گشوده ات ماوای دلبستگی هاست تا آواره ترین لحظات همچون نسیمی از امید وزیدن بگیرد! امشب به یُمن رفاقت ومهربانی دوستان اهل معرفت برگی از تاریخ ورق می خورد تا قصیده و غزل به دست کلک خیال لابه لای گیسوان شب قدوم بارانی را به جشن نشیند! ────┈┈┈┈ ✍مهربانو #فروزندهشفیعی زرنه ▬☆༅🍃♥️🍃༅☆▬ ✺ @shervashaeran ────┈┈┈┈ https://rubika.ir/shervashaeran