🌷شهدای املش و رانکوه🌷
Статистикаاولین و تنها رسانه ی معرفی۲۳۲🌹شهید🌷شهرستان املش ( 💠 املش 💠 رانکوه ) ✔ تصاویر ✔ وصیت نامه ✔ زندگی نامه ✔ خاطرات و... @elyas_abdollahpour مدیر کانال : الیاس"مهدی"عبداله پور املشی هیئت بقیه الله "عج" شهرستان املش کانال املشی ها
- Последний пост
- 7 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🌹یادشهدا آرام بخش دلها🌹 شهید مهدی حسینعلی زاده شهیدجنگ رمضان املش_رانکوه_روستای مربو ┄┅┅┅┅❀🇮🇷❀┅┅┅┅┄ 💠 #کانال_مردمی_املشی_ها https://instagram.com/amlashiha_ir ╔═ঊঈ🌾☔️🌱ঊঈ═╗ @amlashihair ╚═ঊঈ🌾☂🌱ঊঈ═╝
🌹یادشهدا آرام بخش دلها🌹 شهید امیرمحمد علی محمدی شهیدجنگ رمضان املش_رانکوه_روستای هلوسرا ┄┅┅┅┅❀🇮🇷❀┅┅┅┅┄ 💠 #کانال_مردمی_املشی_ها https://instagram.com/amlashiha_ir ╔═ঊঈ🌾☔️🌱ঊঈ═╗ @amlashihair ╚═ঊঈ🌾☂🌱ঊঈ═╝
🌹یادشهدا آرام بخش دلها🌹 شهید سید جعفر موسوی ┄┅┅┅┅❀🇮🇷❀┅┅┅┅┄ 💠 #کانال_مردمی_املشی_ها https://instagram.com/amlashiha_ir ╔═ঊঈ🌾☔️🌱ঊঈ═╗ @amlashihair ╚═ঊঈ🌾☂🌱ঊঈ═╝
یاد شهدا آرام بخش دلها🌹 سردار سرتیپ دوم شهید "حسین تختی املشی" (بهراد نصر) ┄┅┅┅┅❀🇮🇷❀┅┅┅┅┄ 💠 #کانال_مردمی_املشی_ها https://instagram.com/amlashiha_ir ╔═ঊঈ🌾☔️🌱ঊঈ═╗ @amlashihair ╚═ঊঈ🌾☂🌱ঊঈ═╝
17 تیر سالروز شهادت آیت الله محمد مهدی ربانی املشی گرامی باد 🔘 وی از اعضا و پیشگامان تأسیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود که در ۱۷ تیر ماه سال ۱۳۶۴ چشم از جهان فروبست و در حرم حضرت معصومه -سلام الله علیها- به خاک سپرده شد. 📝 مشاهده زندگینامه 👇 jameehmodarresin.org/1511 ┄┅┅┅┅❀🇮🇷❀┅┅┅┅┄ 💠 #کانال_مردمی_املشی_ها https://instagram.com/amlashiha_ir ╔═ঊঈ🌾☔️🌱ঊঈ═╗ @amlashihair ╚═ঊঈ🌾☂🌱ঊঈ═╝
🌹روزتان شهدایی 🇮🇷 شهید حسین بهرادنصر (تختی املشی) فرزند عباس متولد 1353/11/16 محل تولد : تهران تاریخ شهادت : 1400/07/26 محل شهادت : شلمان استان گیلان مذهب : شیعه دین : اسلام تحصیلات : لیسانس زبان ادبیات عرب درجه : سرتیپ دوم استان سکونت : گیلان شهر سکونت : لاهیجان نوع استخدام : کادر تاریخ حادثه : 1400/07/26 استان حادثه : گیلان محل دفن : گلزار شهدای لنگرود شرح علت شهادت : شهید مدافع وطن حسین بهرادنصر نیروی کادر اداره مبارزه با موادمخدر شهرستان لنگرود بامداد مورخ 1400/07/26 در عملیات دستگیری قاچاقچی موادمخدر براثر سانحه تصادف به یاران شهیدش پیوست. ┄┅┅┅┅❀🇮🇷❀┅┅┅┅┄ 💠 #کانال_مردمی_املشی_ها https://instagram.com/amlashiha_ir ╔═ঊঈ🌾☔️🌱ঊঈ═╗ @amlashihair ╚═ঊঈ🌾☂🌱ঊঈ═╝
یادشهدا آرام بخش دلها شهید عبدالله صمدی املش 🔻🔻🔻 کانال شهدای املش ╔══ঊঈ🌹🇮🇷ঊঈ══╗ @shohada_amlash ╚══ঊঈ🌹🇮🇷ঊঈ══╝
🌹یادشهدا آرام بخش دلها🌹 #شهید_امید_چایی_پز 🥀 شرح علت شهادت : شهید مدافع وطن امید چائی پز رئیس وظیفه عمومی شهرستان لاهیجان مورخ 1400/4/7 براثر درگیری با یکی از مراجعه کنندگان حین انجام وظیفه در محل کار خود به شهادت رسید. ┄┅┅┅┅❀🇮🇷❀┅┅┅┅┄ 💠 #کانال_مردمی_املشی_ها https://instagram.com/amlashiha_ir ╔═ঊঈ🌾☔️🌱ঊঈ═╗ @amlashihair ╚═ঊঈ🌾☂🌱ঊঈ═╝
یادشهدا آرام بخش دلها 🌹 شهید حسن بابانیا 🥀 فرزند کاظم متولد 1374/06/07 محل تولد : شهرستان املش گیلان تاریخ شهادت : 1402/09/24 محل شهادت : شهرستان راسک سیستان و بلوچستان مذهب : شیعه دین : اسلام تحصیلات : دیپلم درجه : ستوان دوم استان سکونت : گیلان شهر سکونت : املش روستا سکونت : البرز نوع استخدام : کادر تاریخ حادثه : 1402/09/24 استان حادثه : سیستان و بلوچستان محل دفن : گلزارشهدای املش علت شهادت : مبارزه با گروهک تروریستی جیش الظلم عامل شهادت : گلوله معاندین نظام شرح علت شهادت : شهید مدافع وطن حسن بابانیا به همراه 10 نفر از همرزمانش بامداد روز جمعه 1402/9/24 در عملیات تروریستی جیش الظلم به مقر انتظامی شهرستان راسک سیستان و بلوچستان به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. ┄┅┅┅┅❀🇮🇷❀┅┅┅┅┄ 💠 #کانال_مردمی_املشی_ها https://instagram.com/amlashiha_ir ╔═ঊঈ🌾☔️🌱ঊঈ═╗ @amlashihair ╚═ঊঈ🌾☂🌱ঊঈ═╝
گوارا باد شربت شهادت بر شهدای انقلاب اسلامی ( امام خمینی ) مشخصات شهید شهید سید جعفر موسوی🌹 نام پدر: سید اسماعیل تاریخ تولد: ١٣۳۷/۰۱/۰۲ محل تولد: املش یگان خدمتی : ارتش (سرباز) تاریخ شهادت: ۱۳٦١/۰٢/١١ محل شهادت : شوش دانیال مزار شهید : گلزار شهدای املش قسمتی از وصیت نامه شهید سید جعفر موسوی با سلام و درود بی پایان بر رزمندگان اسلام در تمامی جبهه ها که با ایثار خون خود برای اعتلای کشور اسلامی چون چراغ هدایتی هستند بسوى الله ، درود بیکران نثار شهدای گلگون کفن اسلام از آدم تا خاتم و تا خمینی ، سلام بر بدنهای پاره پاره و بخون آغشته آنها،آنانی که تا آخرین لحظه حیات از اسلام و آزادی و عدالت و قسط و انسانیت در مسیر پر فروغ و سراسر نور خدایی ، در برابر ظلمت شیاطین دفاع کردند ، و ننگ و نفرت ابدی به پست فطرتان و دون صفتانی که برای ادامه حکومت ننگین و جبارانه خود دست به هر جنایتی میزنند ، ما رزمندگان اسلام به مستضعفان جهان پشت نمیکنیم و تا آخرین نفس خود حسین زمان خود را یاری میکنیم و چون کوه، استوار می مانیم . والسلام ┄┅┅┅┅❀🇮🇷❀┅┅┅┅┄ 💠 #کانال_مردمی_املشی_ها ╔═ঊঈ🌾☔️🌱ঊঈ═╗ @amlashihair ╚═ঊঈ🌾☂🌱ঊঈ═╝
شهید محمد باقر جعفريان در سال 1340 در خانواده اي مومن و متدين در املش چشم به جهان گشود. با سن کمي که داشت در فعاليت هاي انقلابي شرکت مي کرد. در زماني که يک دانش آموز دبيرستاني بود ، جنگ تحميلي آغاز گرديد بنابراين با علاقه اي که به مملکت و کشور خود داشت درس و مدرسه را رها کرده و با ثبت نام در بسيج به منطقه جنگي در مريوان تپه فرح سلطان اعزام شد ، پس از مدتي خدمت درآنجا به منطقه پيرانشهر اعزام گرديد. و بعد از خدمت در آنجا از طريق سپاه رودسر به جبهه هاي شلمچه رفت و در گردان علي بن ابي طالب (ع) به خدمت مشغول مي شود و در روز 23 تير ماه 1361 در حمله به سربازان عراقي در بصره توسط سربازان رژيم بعثي عراق تيري به قفسه سينه اين جوان اصابت مي نمايد که در روز 24 تيرماه 1361 در 23 ماه مبارک رمضان 1402 هجري در شب مبارک قدر ، شب نزول قرآن به سوي حق مي شتابد و شهيد مي شود . از سخنان و نوشته هاي که از شهيد باقي مانده است اين مي باشد: خدايا اول سخن خود را با تو در ميان مي گذارم و ترا شاهد و حکم فرما مي دانم و فقط ترا ستايش محکم و از تو سپاسگزارم از اينکه چنين نعمت بزرگي به من عطا کردي و ما را از منجلاب گناه بيرون کشيدي . و حال خدايا بهترين و عزيزترين چيزي که به من دادي و آن جان مي باشد و حال جانم را در راه تو هديه مي کنم و به رضاي تو در اين راه قدم مي گذارم . برادرانم و دوستانم و خواهرم اين را به شما توصيه مي کنم که پيروي از امام خميني و اطاعت بي چون چرا را به شما سفارش مي کنم راهش همانا راه امام زمان است ، و از اين پير کبير خستگي ناپذير و فريادرس مستضعفين اطاعت و پيروي کنيد . و هرگز از انقلاب جدا نشويد و خداوند چنين نعمت بزرگي که به ما عطا کرده با تمام توانائي و قدرت اين انقلاب را محافظت کنيد. اين شهيد با سن کم خود انساني مومن و متدين بود که حتي نماز شب خود را ترک نمي کرد و تا آنجايي که مي توانست بضاعتي که داشت به مردم کمک مي کرد تا اينکه در آخر جانش را فداي عقيده و وطنش نمود.
без подписи
زندگینامه شهید سیدجعفر موسوی بسم الله الرحمن الرحیم و لاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عنده ربهم یرزقون زندگینامه مپندارید آنهایی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه آنها زنده اند و در نزد خدایشان روزی می خورند. بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان شهید سید جعفر موسوی در سال 1337 در خانواده کشاورز از طبقه مستضعف دیده به جهان گشود او در دوره کودکی که حدود شش سال داشت بعلت فقر خانوادگی نتوانست به مدرسه برود و تحصیل علم کند اما در محله خود بنام زربیجار مکتب می رفت و خواندن قرآن را یاد گرفت و در خانه همیشه سعی داشت که خواندن و نوشتن را یاد بگیرد و تا اندازه ای موفق شد و تقریبا هشت سال داشت که شش ماه سر باغ خانها و سرمایه داران کار می کرد تا از این راه پوشاکی برای خود تهیه کند و شش ماه دیگر را در مغازه عمویش که خیاطی داشت شاگردی می کرد تا بتواند صنعتی برای خود کسب کند و در حدود دو سال بدین طریق گذشت و چون نتوانست در آنجا خوب این صنعت را یاد بگیرد مجبور شد تا مغازه دیگری در املش که از آشنایان بود شغل خیاطی را ادامه دهد و حدود یکسالی هم اینطور گذراند تا اینکه تصمیم گرفت از این محل به چالوس یکی از شهرهای مازندران که یکی از نزدیکان بودند عزیمت کند تا بتواند خیاطی را خوب یاد بگیرد روزها تا پاسی از شب گذشته مشغول کار بود و پس از فراغت از کار در همان مغازه می خوابید و حدود یکسالی هم درآ نجا با این وضع اسفناک که قلم قادر به شرح آن نیست گذراند بعد عازم تهران شد و نزد استادکاری پیمان بست کاملا این صنعت را به او بیاموزد و در حدود چند سالی هم در تهران سپری نمود و روزها کار می کرد و شبها در همان مغازه با آن هوای نا مناسب میخوابید چون درآمدش به آن اندازه نبود که خانه ای برای خود اجاره کند بعد از آنکه خیاطی را تا حدودی یاد گرفت به گیلان بازگشت با یکی از دوستان خود مشترکاً مغازه ای را اجاره نمودند شروع به کار کردند و یکسالی هم بدین منوال گذشت در این موقع حدود هجده سال داشت به خدمت سربازی اعزام شد و چون مصادف با حکومت طاغوت هیچگونه علاقه ای به خدمت نداشت و بلطف خداوند معاف شد و بعد از گرفتن معافی دکانی خریداری کرد و مشغول به خیاطی شد و در این موقع ازدواج کرد و در این هنگام بود که انقلاب به اوج خود رسیده بود و این شهید در تمام تظاهرات اسلامی ایران چه دربخش املش و سایر شهرها که به پا می شد شرکت فعال داشت تا اینکه انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی در 22 بهمن 57 پیروز شد و بعد از پیروزی انقلاب فعالیتش در بسیج کاملا مشهود بود و حتی با آن سواد کمی که داشت همیشه با گروههایی که با انقلاب اسلامی مخالفت می کردند مبارزه می کرد تا اینکه جنگ تحمیلی که توسط صدام کافر رخ داد او بارها داوطلب جبهه ها بود که موفق نشد تا اینکه دولت جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که معافیها 37 باید برای خدمت اعزام شوند او موقعی که از این جریان مطلع شد بسیار خوشحال گردید و فوراً خود را به ژاندارمری معرفی کرد و اعزام به خدمت شد و حدود چهار ماه در تهران دوره آموزشی را گذراند بعد از آن به جبهه های جنوب اعزام گردید و در آنجا با بعثیان عراقی مبارزه می کرد و حدود شش یا هفت ماه در خط مقدم جبهه جهاد نمود و عاقبت در عملیات بیت المقدس به درجه رفیع شهادت رسید در ضمن از او دو پسر به نامهای علی که حدود دو سال و عباس حدود چهار ماه دارند به یادگار مانده اند و این مختصری از زندگینامه شهیدی است که همیشه آرزوی آنرا داشت و شهادت را در راه خدا بزرگترین سعادت برای خود می دانست و بارها برای خانواده خود گفته بود. ┄┅═✧☫ کانال شهدای املش ☫✧═┅┄ ╔══ঊঈ🌹🇮🇷ঊঈ══╗ @shohada_amlash ╚══ঊঈ🌹🇮🇷ঊঈ══╝
وصیتنامه شهید سیدجعفر موسوی نام : سيدجعفر نام خانوادگى : موسوى نام پدر: سيداسماعيل تاريختولد : 1337/01/02 ش. ش : 19 محلصدورشناسنامه : رودسر تاريخ شهادت : 1361/02/11 نوع حادثه : اصابت ترکش خمپاره به پهلو شرح حادثه : حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن-توسط دشمندرجبهه استان : بنيادشهيداستانگيلان شهر: ادارهبنيادشهيداملش بسم الله الرحمن الرحيم وصيتنامه شهيد سيدجعفر موسوى به نام خداوند بخشنده و مهربان خدمت پدر بزرگوارم سلام عرض مىكنم پس از عرض سلام سلامتى شما را از خداوند بزرگ خواهانم اميدوارم كه حالتان خوب و تندرست بوده باشيد اگر احوالى از پسرت يعنى سيدجعفر خواسته باشيد به دعاگويى شما مشغول مىباشم پدرجان ما يك حمله در پيش داريم اميدوارم با پيروزى حق عليه باطل باشد پدرجان من آرزو داشتم كه كمك كارتان در كشاورزى باشم. ولى اين دشمنان دين و قرآن آرام نمىنشينند و ما هم كه و ظيفه داريم با اين كفار مبارزه كنيم تا آخرين قطره خون آمادهايم پدرجان من اگر در اين راه شهيد شدم ناراحت نباشيد چون من از شهداى انقلاب بالاتر نيستم. و اما پدرجان از من راضى باشيد چون پسر خوبى براى شما نبودم اميدوارم كه اگر بدى از من ديديد به خوبى خودتان ببخشيد و اما مادرم شما اگر شنيديد پسرت يعنى سيدجعفر شهيد يا زخمى شده مثل مادرهاى ديگر خوشحال باشيد و هيچگونه ناراحتى به خودتان راه ندهيد و اما برادرم حسن و حسين اگرمن شهيد شدم شما بچههايم على و عباس را مثل بچههاى خودتان تربيت كنيد و به آنها بگوئيد كه بابايتان با دشمنان اسلام جنگيده است و به آنها بگوئيد كه باباى شما شهيد شده من ديگر بيش از اين شما را سفارش نمىكنم و اما خواهرانم حوا و حورى شما هم به خانمم نصيحت كنيد چون حرف شما او را آرامش مىدهد و سلامم را به برادرانم برسانيد. خدا يار و نگهدار شما باشد و در پايان از شما ميخواهم كه هميشه گوش به فرمان امام باشيد و در هنگام نماز براى امام دعا كنيد. والسلام خدايا خدايا تا انقلاب مهدى ترا به جان مهدى خمينى را نگهدار از عمر ما بكاه و به عمراو بيفزا ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ┄┅═✧☫ کانال شهدای املش ☫✧═┅┄ ╔══ঊঈ🌹🇮🇷ঊঈ══╗ @shohada_amlash ╚══ঊঈ🌹🇮🇷ঊঈ══╝
وصیت نامه 🌹شهید والامقام محمدتقی نوری🌹 املش _ رانکوه به نام خداوند درهم کوبنده ستمگران تنها راه سعادت ایمان جهاد شهادت با عرض سلام به ساحت مقدس ولیعصر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف انسانیت از خدای خواهم از عمر من بکاهد و به عمر پر برکت امام بیافزاید و درود فراوان به شهیدان اسلام از هابیل تا حسین علیه السلام تا کربلای ایران سلام و درود بر شما ای مادر مهربان و پدر بزرگوار خواهش می کنم که برایم گریه نکنید و میدانم که گریه نمی کنید اما صبر در راه خداوند اجر عظیمی به شما خواهد داد بر سر قبرم جوان ناکام نویسید زیرا این راه که همان راه انبیاست و راه یگانه پاسدار کربلای حسین بن علی است که انتخاب کرده ام از شما خواهش می کنم آرم مقدس شهادت را بر سر قبرم بکشید جهاد دری است از درهای رحمت الهی که تنها بر روی رزمندگان به ویژه خداوند باز می شود بنده که تازه از خدمت آمدهام و این وجدانم نمی گذارد که من در خانه بنشینم بر خود لازم دانستم اکنون اسلام قرآن دینمان ناموسمان به جبهه آمده ام که از دین و قرآن و ناموس وطنم دفاع کنم خدایا مگر دوست نداری که به فیض شهادت این سعادت برسم ؟ خداوندا از تو می خواهم که توفیق شهادت را نصیبم کنی مرگ پرافتخاری که بارها با نظیر شدن ولی نصیبم نشده است شاید لایق شهید شدن نباشم زیرا که شهید مقامی والا را دارد و من فرد گناهکار و خوار که با یاد تو به جبهه می روم نه برای انتقام بلکه به منظور احیای دینم و تداوم انقلاب و حال مادر عزیز نگاهی در طبیعت با امیدهای بی پایان و دیدگانی پر است چون قطعاتی از باران که فرشتگان آسمان از طرف خداوند به ارمغان آوردهاند و یا در بوستان و گلستان و یا در شعر و ادب و یا در ژرف ترین کوهسار های طبیعت و یا در صحرای پاییزی که درختان به امید بهار دیگر برگ ها را به زمین فرو میریزند میاندیشم اما کلمهای را که قابل ستایش چرا داشته باشد نیافتم ناچار به عادت دیرینه ام قلب مرا می شکافم و از درون آن قطره خونی به نام سلام تقدیمت می کنم مادر مرا ببخش از اینکه نامه ام خونآلود است زیرا چیزی که باعث نوشتن نامه شده یک تکه چوب و مقداری از خون جوانان تیر خورده که روی دشت و بیابان و کوه های سر به فلک کشیده می باشد نوشته شده مادر من در زیر سنگ بزرگی هستم که هر لحظه امکان منفجر شدن آن می باشد مادر هدیه ای ندارم تقدیمت کنم جز یک چیز آن هم از کشته شدگان و و اجساد جوانان زیبا که تا چند روز پیش دارای اندامی زیبا چون شمشاد و صورتی نیکو مانند پنجه آفتاب و چشمانی چون ۲ ستاره صبحگاهی بودند ولی حالا طعمه گرگان و لاشخور ها شدند مادر وقتی که گلوله بر آنها حسابت می کند مانند بره که سر کارد را بر گلوی او فشار میدهند دست و پا میزنند و چند لحظه بعد از جوانی که هزاران امید و آرزو دارد جسدی بی جان بر جای می ماند اکنون بیاد شبهایی میافتم که تو تا سحرگاهان برایم لالایی میگفتی و با دست های زیبایت گهواره را تکان میدادی و بعد برایم قصه میگفتی اما قصه اینجا قصه من هست قصه جنگ است در اینجا با توپ و تفنگ و گلوله های سربی پذیرایی می شویم مادر من با تمام قوای خود میجنگم گرمی آفتاب تابستان باد سرد پاییز و باد زمستان سنگینی آلات جنگی را تحمل می کنم و خود را فدای میهن می کنم پدر و مادر من از جبهه جنگ نمی گریزم زیرا نمی خواهم مایع سرافکندگی تو باشم گرچه تو از شهید شدنم گریه می کنی اما همیشه سربلند هستی و افتخار می کنی که پسرت فدای میهن خود شد او شجاعانه جنگید و با افتخار شهید شد مادر همه شب منتظر و چشم به راهی شاید ز سفر خنده کنان سوی تایم افسوس که قصه سرانجام ندارد تا دگر باز با آغوش تو آیم مادر منشین چشم راه بر سر راهم شاید که از این به بعد به درخانه نیایم با خواهر من که نباشد به امیدم شاید که غریبی نگذارد که بیایم به پدر من راضی شود از من شاید که مهلت ندهد وقته سیاهم مادر پیراهن من را به در خانه بیاورید تا آنکه بدانند برفتم رُفقایم ؛ پدر و مادر عزیز می خواهم مرا در کفن خون آلودم چون دامادی در حجله ببینید
🇮🇷شهید محمد تقی نوری🌹 در تاریخ دوم تیرماه سال 1344 در خانوده ای کشاورز متولد شد ودر سال 1365 همزمان با انجام عملیات کربلای 5 به در جه رفیع شهادت نایل گردید. شهید محمد تقی نوری از سن هفت سالگی پای به مدرسه گذاشت و تا کلاس پنجم ابتدایی ادامه تحصیل داد. وی فردی خوش رفتار و مظلوم و گوشه گیر بود ودر کارهای کشاورزی پا به پای خانوده اش تلاش می کرد. پدرش آقای ایرج نوری بعد از شهادت پسرش تا مدتها به عنوان متولی مسجد گلزار شهدای شهر رانکوه فعالیت می کرد که هم اینک این مسئولیت را به جوانان سپرده است . عشق نهفته در دل این شهید بزرگوار او را به دیار عاشقان رهسپار کرد تا در کنار عاشقان دیگر، از ناموس و مملکت خویش دفاع کند . او مزد خود را با اهدا خون پاک خویش دریافت نمود . پیکر پاک این شهید پس از تشییع در شهرستانهای رودسر واملش و زادگاه او در گلزار شهدای شهر رانکوه به خاک سپرده شد . همانند شهدای دیگر کوچه منتهی به زادگاه این شهید بزرگوار مزین به نام ایشان گردیده استد. روحش شاد و یادش گرامی باد .
یادشهدا آرام بخش دلها شهید محمدتقی نوری املش _ رانکوه 🔻🔻🔻 کانال شهدای املش ╔══ঊঈ🌹🇮🇷ঊঈ══╗ @shohada_amlash ╚══ঊঈ🌹🇮🇷ঊঈ══╝
без подписи
شهید باقر شعبانی اشکرمیدانی _ املش: از همه شما عزیزان می خواهم راه شهدا را ادامه دهید درود خدا به روان پاک سرور شهیدان حسین مظلوم (ع)، به یاد پرپر شدن جوانان کربلا می افتم، اشک چشم مهلت نمی دهد. اگر فریاد رس است و دیگر بس است. از همه شما عزیزان می خواهم راه شهدا را ادامه دهید. 🌹میخواهیم هر جمعه کار را با تبرک و مدد از این عارفان عاشق آغاز کنیم و با نامی و یادی از این ستارهها شب کنیم ؛باشد که ادای دینی بر آن همه رشادت، شهامت، مجاهدت و …ان شاءلله. بخش از وصیت نامه شهید باقر شعبانی به امید ظهور هرچه زودتر امام زمان (عج) و پیروزی سریع رزمندگان و طول عمر امام امت، بت شکن زمانه. این را بدانید دنیا فانی است و وفا ندارد، نیکی و بدی ثمره هر دو جهان است. این را بدانید هر روز عاشورا و ایران کربلاست. هرجا که شهید به شهادت می رسد همان جا آرامگاه اوست. یکی پس از دیگری ادامه دهنده راه انقلاب باشند. درود خدا به روان پاک سرور شهیدان حسین مظلوم (ع)، به یاد پرپر شدن جوانان کربلا می افتم، اشک چشم مهلت نمی دهد. اگر فریاد رس است و دیگر بس است. از همه شما عزیزان می خواهم راه شهدا را ادامه دهید.
وصیت شهید یدالله بابایی،املش: به جبهه رفتیم تا ثابت کنیم که در خط انقلاب و امام هستیم … ما بر اساس اصل الهی و معنوی به جبهه رفتیم تا ثابت کنیم که در خط انقلاب و امام هستیم . زیرا ما پیرو حسین (ع) هستیم و باید راه او را دنبال کنیم که امام حسین (ع) با اصحاب خویش رفت و جان خود را فدا کرد و ما که پیرو حسین (ع) هستیم باید در راه او جان دهیم . وصیت شهید یدالله بابایی،املش:به جبهه رفتیم تا ثابت کنیم که در خط انقلاب و امام هستیم . میخواهیم هر جمعه کار را با تبرک و مدد از این عارفان عاشق آغاز کنیم و با نامی و یادی از این ستارهها شب کنیم ؛باشد که ادای دینی بر آن همه رشادت، شهامت، مجاهدت و …ان شاءلله. شهید یدالله بابایی در بیستم خرداد ماه و سال هزار سیصد چهل و شش در خانواده ای متدین و مذهبی و انقلابی ساکن روستای زربیجار شهرستان املش پا به عرصه وجود گذاشت. پدر بزرگوارش قبل از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به پیشه کشاورزی اشتغال داشت و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و با تشکیل سپاه پاسداران بعنوان نیروی رسمی سپاه مشغول بکار شد. و یدالله در آغوش پرمهر پدر و مادر مکرمه اش با عشق به ائمه اطهار علیهم السلام پرورش یافت. نام شهید : یدالله بابایی محل تولد : املش تاریخ تولد : .. تاریخ شهادت : ۱۳۶۶ محل شهادت : مجنون فرازی از وصیت نامه شهید : … ما بر اساس اصل الهی و معنوی به جبهه رفتیم تا ثابت کنیم که در خط انقلاب و امام هستیم . زیرا ما پیرو حسین (ع) هستیم و باید راه او را دنبال کنیم که امام حسین (ع) با اصحاب خویش رفت و جان خود را فدا کرد و ما که پیرو حسین (ع) هستیم باید در راه او جان دهیم . ما در کربلا نبودیم تا حسین را یاری کنیم ولی در زمان ما که امام امت می باشد به او لبیک می گوییم . بار خدایا خجلت زده و شرمگینم از اینکه با کوله باری از گناه و معصیت به پیش تو می آیم یک عمر در خواب غفلت به سر بردم و نپنداشتم که تو نظاره گر اعمال منی ، تو جز نافرمانی چیز دیگری از من ندیدی . ای برادران و خواهران که این جملات را پس از شهادت من می خوانید این را بدانید که حرکت من حرکتی با اراده و با آگاهی توأم با عشق به معبود بوده است و راضی نیستم هیچ کس با الفاظی چون جوان ناکام یا حیف شد و غیره یاد کند . چون که من به زندگی اصلی و واقعی خود رسیدم و من غصه می خورم برای آنهائی که در زندگی دنیا غرق شده اند و همچون کودکان به هر چیز که رنگ و زیبایی دارد دل می بندند و تمایل پیدا می کنند و حاضر به جدا شدن از آن نیستند . ای امت شهید پرور و قهرمان ایران ، از شما می خواهم همیشه در خط ولایت فقیه باشید و آنانکه ضد ولایت فقیه هستند ، با آنها مبارزه کنید و اجازه فعالیت به آنها ندهید …