tgindex
Blumcat
@shukamadКнигиперсидский

Maddy | شوکا 🦌 Environmentalist Birds • Books • Quiet days Feminine energy & little obsessions To spend the days of life. http://t.me/safeCht_bot?start=o4I2O0

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
11
Всего постов
26
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
166
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
44
26 постов
Вовлечённость
26,5%
к подписчикам
Постов в день
1,6
всего 26
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
23
1/48двое суток
26
1/72трое суток
28

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • واقعا چرا از یک خانم متشخص سبقت میگیرید؟

  • 14 авг.7из storyoflonging

    امیدوارم نور به مسیرت بتابه عزیزم.

  • 13 авг.4из nassiminufoo

    فقط درصورتی حالم خوب میشه که برم پناهگاه گربه‌ی کانادا که چارصدتا گربه توشه.

  • چه روز‌هایی رو از سر گذروندم زن.

  • без подписи

  • معده‌ام از داخل گازم میگیره ، دندون داشت نمیدونستم؟

  • نمیدونم بیشتر اوقات به این فکر میکنم که شاید یکی یهو بی‌دلیل بهم پیام بده و آغاز یک گفت و گو رو داشته باشیم..

  • 13 авг.29из neogeniic

    واقعا تابستون بجز میوه‌هاش، هیچ نکته مثبتی نداره! فصلیکه هیچی ندار.

  • درحال دیدن راز بقا بودیم، بحث مارها شد، گفتم «می‌دونستید بعضی مارا زنده‌زا هستن و همه‌شون تخم نمی‌ذارن؟» همه شروع کردن به مخالفت، بابامم اولین نفر گفت «الکی درس می‌خونه، هیچی بلد نیست، مگه مار می‌تونه زایمان کنه؟» دو دقیقه بعد: یه مار زنگی باردار روی صفحه و گوینده: «این گونه زنده‌زاست.» بابام با اعتمادبه‌نفس: «من که از اول گفتم زنده‌زاست.»

  • بهم میگه «چرا انقدر کار می‌کنی؟» میگم «بیش از حد کار می‌کنم که فکر اضافه نکنم.» میگه «درباره‌ی چی فکر می‌کنی؟» میگم «اینکه نکنه تا ابد هیچ‌کس نیاد و تنها بمونم.»

  • برای‌آخرین‌بار‌تو‌را‌خدا‌نگهدارکه‌میروم‌به‌سوی‌سرنوشت.

  • 9 авг.492из nassiminufoo

    هزینه‌ی مراقبت از پوست و مو یه جراحی کمر گذاشته رو دستم. کمرم شکسته. مراقبت‌های دیگه بماند.

  • شیفته‌ی گل‌هام؛ از اون شیفتگی‌هایی که آدم دلش می‌خواد برای هر مناسبت کوچیکی یه دسته‌گل داشته باشه.

  • دلم می‌خواد صبح‌ها زود بیدار شم، برای خودم صبحونه‌های خفن و خوشمزه درست کنم و یه زندگی مرتب و قشنگ داشته باشم؛ ولی شب تا دیروقت بیدارم، نه پولش رو دارم نه حوصله‌ش رو... خلاصه کاش خدا خودش یه دستی به سر و وضع این بنده‌ی سرگردونش بکشه.

  • без подписи

  • امروز دوباره رانندگی کردم و دیگه از چیزی نمی‌ترسم؛ جز بابام که همچنان به‌عنوان آخرین مرحله‌ی آزمون بقا حضور داره. :)))

  • خداحفظم‌ کنه خیلی خانومی و داف شدم.

  • امروز روز بُکُش ‌‌و خوشگلم کن بود.

  • آقا اسنپی گفت سانتافه خیلی بهم میاد ، امیدواره هرچه زودتر بخرمش‌.

  • دراما‌های سالن زیبایی تو یه لول دیگه‌ست.