- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 305
- 1/48двое суток
- 349
- 1/72трое суток
- 376
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
💛 صبح تا شب داری گوشیتو اسکــروـل میکنی 💬 ولی هنوز محتوای مـوردعلاقـت رو پیدا نکردی؟❓ 🔍🎀𝗈𝗎'𝗋 🔤𝖾𝖾𝖽𝗌
#Jayhoon #APFTP A pet for the Predator T.me/Grimmoor_fic
𝖩𝖺𝗒𝗁𝗈𝗈𝗇 𝖳𝗐𝗈 𝖲𝗁𝗈𝗍 𝘔𝘰𝘥𝘦𝘳𝘯 𝘈𝘴𝘴𝘢𝘴𝘴𝘪𝘯𝘴 - 𝘖𝘣𝘴𝘦𝘴𝘴𝘪𝘷𝘦 𝘉𝘦𝘩𝘢𝘷𝘪𝘰𝘳 - 𝘌𝘮𝘰𝘵𝘪𝘰𝘯𝘢𝘭 𝘔𝘢𝘯𝘪𝘱𝘶𝘭𝘢𝘵𝘪𝘰𝘯 - 𝘗𝘰𝘸𝘦𝘳 𝘐𝘮𝘣𝘢𝘭𝘢𝘯𝘤𝘦 - 𝘚𝘭𝘰𝘸 𝘉𝘶𝘳𝘯 - 𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵 𝘏𝘶𝘳𝘵/𝘊𝘰𝘮𝘧𝘰𝘳𝘵 - 𝘛𝘰𝘹𝘪𝘤 𝘙𝘦𝘭𝘢𝘵𝘪𝘰𝘯𝘴𝘩𝘪𝘱 - 𝘋𝘰𝘮/𝘚𝘶𝘣, 𝘋𝘰𝘮 𝘚𝘶𝘯𝘨𝘩𝘰𝘰𝘯 - 𝘚𝘶𝘣 𝘑𝘢𝘺 - 𝘏𝘶𝘮𝘪𝘭𝘪𝘢𝘵𝘪𝘰𝘯 - 𝘗𝘰𝘴𝘴𝘦𝘴𝘴𝘪𝘷𝘦 𝘉𝘦𝘩𝘢𝘷𝘪𝘰𝘳 - 𝘏𝘦𝘢𝘷𝘺 𝘉𝘋𝘚𝘔 - 𝘛𝘰𝘱 𝘚𝘶𝘯𝘨𝘩𝘰𝘰𝘯 - 𝘉𝘰𝘵𝘵𝘰𝘮 𝘑𝘢𝘺. 𝖳𝖶.
Member ˓ ♟ . #Sunghoon
Member ˓ ♟ . #Sunghoon
Member ˓ 🥍 . #Jake
Member ˓ 🥍 . #Jake
видео или голосовое, без подписи
یونجون این حرکت رو جلوی من بزنه در جا سکته میکنم ♡ ୨୧ Billboard: One Night Only ୨୧
٬ BETWEEN US 𝁇 Romance · Drama · Angst · Slow burn · Fluff Heejake, Jaywon, Sunsun
New reason Part8:Are you really the person I’ve been looking for all these years?
𐙚 ꫂ❁ 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒏𝒆𝒙𝒕 𝒅𝒐𝒐𝒓 ꫂ❁ 𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: Hoonjay پارک سونگهون، کاپیتان تیم هاکی، یک دفعهای از تیم میره. دست بچشو میگیره، شهر رو ترک میکنه و تو جایی ساکت و آروم ساکن میشه که غمش رو فراموش کنه. اما چرا شبا وقتی از پنجرش به بیرون زل میزد، فقط اتاق خواب همسایهی جذابش، جونگسونگ، به چشمش میومد؟ 𝑁𝑜𝑤 𝑟𝑒𝑎𝑑→ Chapter EIGHT⁸ 🚷 ⋆˚✿˖° 𝘢𝘯𝘰𝘯 #LND ───ʚ˚ɞ ─── @auhypen 𓂃 ٠࣪ ִֶָ☾.
When twilight falls 🌘 Genre: Romance, drama, bl Couple: sunsun سونگهون فکر میکرد از سرنوشتش فرار میکنه... اما درست همان روز، سرنوشت در قالب پسری با چشمهای عسلی، سر راهش ایستاده بود.
♡ Liked by enhaverse and 4,862 others ──────────── title : croupt couple : jayhoon heeki genre : smut • mafia • drama tap to read 01 ➜ tap to read 02
𝙏𝙝𝙚 𝙥𝙧𝙞𝙣𝙘𝙚 𝙤𝙛 𝙠𝙞𝙣𝙙𝙣𝙚𝙨𝙨 ✧.* ꒱ ! Tap here to read 🗝️ "Translated By Rainy - " ⚘ ·˚ ༘ #the_price_of_kindness ♡◝ 𓂃𓈒 Sunsun 𓂃𓈒part: 26 & 27 𓂃𓈒Comments: @orangeflowerarmiiibot ☆ ꒰ @orangeeflowerr !¡ ꒱
با رسیدن به مقصد،هر دو پسر از ماشین پیدا شدند.با نزدیک شدن به کافه،نیکی با باز کردن در به همراه سونگهون وارد شدند. نیکی با دیدن سه تا پیرمرد که شات الکل میزدند،بهشون نزدیک شد و محکم به میزشون کوبید. "ببینین کی اینجاست،جناب نیشیمورا" "زود پولا رو بده کار داریم" "بیا بشین یه نوشیدنی باهامون بخ.." "برای نوشیدن نیومدیم،زود پولا رو بده" پیرمرد لبخندش رو جمع کرد و خمی به ابروهایش آورد. "پولا رو بدین بهشون" پیرمرد دیگری بلند شد با تنه ای به نیکی از کنارش رد شد.بعد از پنج دقیقه با ساک مشکی رنگ بزرگی پولا رو به دست نیکی داد. "بیا اینم پولا،فقط آخرین بارت باشه با من اینجوری حرف میزنی" نیکی پوزخندی زد و قبل از حمله ور شدن به پیرمرد سونگهون جلوش رو گرفت و او را به سمت در کشوند، هنوز چند قدم نرفته بودند که ناگهان وسیله محکمی به زانوهاشون خورد و باعث شد با زانو به زمین فرود بیان. "سرتونو بالا بگیرین" دو پسر با شنیدن صدای آشنایی سرشونو بالا آوردن. "هیس...ونگ" "هی...ییونگ" "چیه؟چرا ماتتون برده؟درسته من دستور تمام اون نقشه ها رو دادم" نیکی و سونگهون هنوز در شک بودند،باورشون نمیشد هیونگشون رئیس خلافکارا باشه. 𝖧𝗈𝗈𝗇𝗄𝗂ᘏ
Engene Home انهایپن pinned a photo
The bad guy
Summer Diary with dongsaengz, ep2| ρrᥱ sᥙb ─────────────── 💭 ᵎᵎ T.me/PlaceOfPromises
[Summer Diary with dongsaengz, Ep2] !⠀ִֶָ── · 720 | ᥣιᥒk ─────────────── 💭 ᵎᵎ T.me/PlaceOfPromises