tgindex
"سیمین بابائی"

"سیمین بابائی"

Статистика
@simin_babaeiiперсидский

که ... تنها داشته مان، ناگفته هاست و این دانه های سمج ..

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
35
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
124
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
75
35 постов
Вовлечённость
60,5%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 35
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
11
1/48двое суток
12
1/72трое суток
13

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • . «در نشست شب‌های ادبی، همیشه احساس می‌کنم در بازار هستم: بعضی‌ها داد می‌زنند، بعضی‌ها ایده‌ها را می‌دزدند، و بعضی‌ها هم فقط آمده‌اند تا گرم بگیرند.» "آنا آخماتووا" https://t.me/simin_babaeii

  • 14 авг.3из chToolsBot

    سرقت موهایم دیگر تن به رشد نمی‌دهند و مدام خودشان را کوتاهتر می‌کنند حتی تارهای حنجره‌ام ستبر شده و هر کدام به تمرینِ صدای بم مشغولند دستی دارد زنم را از اقصی نقاطِ تنم می‌دزدد پشتِ لب‌هایم چیزهایی در حال روییدن است شبیه موهایم اما موهای من نیست و این صدا که گلویم را فتح کرده باید از حنجره‌ی دیگری آمده باشد شاید می‌خواهد ته‌مانده‌ی نازکِ صدایم را با خود ببرد می‌خواهم به رویِ آینه نیاورم‌ که آنچه نشانم می‌دهد من نیستم دست و پای مجهولم را جمع می‌کنم باید این آینه برایم بماند او با مختصاتِ من آشناست ناگهان به لرزه می‌افتد و تاریک می‌شود تاریک شده‌ام و سبک توی اتاق جا به جا می‌شوم انگار همه‌ام را دزدیده باشند دست می‌برم به پاهایم هیج نشانه‌ای نیست تنها صدایِ گام‌هایی را می‌شنوم و دست‌هایم دارند کم‌کم خودشان را جدا می‌کنند شبیهِ یک حباب توی هوا می‌لغزم کاش آینه نگاهم می‌کرد تا از باقی‌مانده‌ی خودم با خبر شوم همه جا تاریک است‌ احتمالا چشم‌هایم را دزدیده‌اند فریاد میزنم تا آینه برخیزد اما هیچ صدایی توی فضا نیست به صورتم دستبرد زده‌اند و به تمامِ اندامم پس اینکه توی هوا می‌لغزد کیست؟ کیست اینکه دنبالِ خودش می‌گردد؟ من اما هستم بی‌هیچ بدنی در جستجوی خودم باید خاطره‌ها را تصویر کنم و با خودم از یک قاب بیرون بزنم خاطره‌ای تنها مقابلِ یک میز دارد همه‌ام را می‌نویسد حتی این سرقتِ مشکوک را باید از این قاب بیرون بزنم و خودم را دوباره مقابلِ این آینه پیدا کنم خاطره محکم است و اجازه‌ی عبور نمی‌دهد رو به روی خودم ایستاده‌ام در فاصله‌ی یک خاطره باید بیرون بزنم و دوباره پیدا شوم اما این خاطره‌ محکم است... #صحرا_کلانتری #سرقت @sahra_kalantari

  • 13 авг.152из molakhahRoya

    #مفرهای_رویا اگر می‌ توانستم با چشم چپ‌ام در تهی‌گاه یک شعر پلک بزنم آن وقت ، مزبور چیزی شبیه مبهم بود/در افعال دری‌وری و نگاه کردن به انتها دری بود در پیشانی یک پنجره من اگر کمبود را/ در جوهر فقدان می‌ ریختم کلیشه ای منسوخ در روابط فی ما بین پا می‌گرفت شکلی شبیه ِ شدن حالا بیشتر از یک حوض در رگ‌های خودم غوطه ورم پاهایم به سرم می‌رسد و دست‌هایم از چشمها می زند بیرون وعده ای سر خرمن ام با فله ای از خودم در طیران جعبه ها/ انباشت می‌شوم و طریقی از من در جانب یک ور به سمت یک جهت می رود پاره ای متشکل ام در فرم هایی بی سرو ته و زیادی خود را /در فورانی بی خود از خودم درآورده ام من اگر نتوانستم چیزی در توان ام بود که در خواهش اشیا می نشست و با چیزی در جوارح امکان زندگی را پشت گوش می انداخت... به طرزی مهلک /پهناورم شاید به یک درخت برگردم توانستن چیزها هیچ وقت خالی از "من" نیست.... #رویا_مولاخواه @molakhahRoya

  • . می‌خواهم هر روز اندیشه‌ هایم را سانسور کنم!  پودر رختشویی هم لازم دارم  برای شست وشوی مغزی!  مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند  تا آرمان‌هایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت.  می‌دانی که؟ باید واقع‌بین بود !  صداخفه ‌کن هم اگر گیر آوردی ، بگیر!  می‌خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب،  برچسب فاحشه می‌زنندم  بغضم را در گلو خفه کنم! ترا به خدا ... اگر جایی دیدی حقی می‌فروختند  برایم بخر ... تا در غذا بریزم  ترجیح می‌دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم ! . سر آخر اگر پولی برایت ماند  برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند،  بیاویزم به گردنم ... و رویش با حروف درشت بنویسم:  من یک انسانم !! من هنوز یک انسانم  من هر روز یک انسانم #غادة_السمان https://t.me/simin_babaeii

  • 24 июл.521из totemmag

    📢 فراخوان ارسال اثر برای سی‌ودومین شماره‌ی مجله‌ی ادبی، هنری، اجتماعی مستقل «توتم» 🔹 ویژه‌نامه‌ی «مردم» هانا آرنت سیاست را نه قلمرو فرمانروایی، بلکه عرصه‌ی ظهور انسان‌ها در کنار یکدیگر می‌دانست؛ جایی که انسان، با سخن گفتن و کنش، از انزوای فردی بیرون می‌آید و جهانی مشترک می‌آفریند. از این منظر، «مردم» صرفاً نام یک جمعیت یا یک واحد آماری نیست؛ مردم، امکانِ پدیدار شدن سوژه‌هایی هستند که با حضور، گفت‌وگو و عمل، تاریخ را از نو می‌نویسند. آنچه جامعه‌ای را زنده نگه می‌دارد، نه صرفِ هم‌زیستی انسان‌ها، بلکه توانایی آنان برای ساختن فضایی مشترک از اندیشه، روایت و کنش است. «مردم» نه توده‌ای خاموش‌اند و نه مفهومی از پیش‌تعریف‌شده. آنان در مرز میان فرد و جمع، حافظه و فراموشی، قدرت و مقاومت، پیوسته در حال شکل گرفتن‌اند. هر دوره، مردمِ خود را می‌آفریند و هر مردم، زبان، روایت و امکان تازه‌ای برای فهم جهان پدید می‌آورند. از همین رو، اندیشیدن به مردم، اندیشیدن به نسبت انسان با آزادی، مسئولیت، تاریخ و آینده است. سی‌ودومین شماره‌ی مجله‌ی مستقل توتم با محوریت «مردم»، از همه‌ی نویسندگان، شاعران، پژوهشگران، مترجمان و منتقدان دعوت می‌کند تا از منظرهای فلسفی، اجتماعی، تاریخی، ادبی، هنری و فرهنگی، در این پرونده مشارکت کنند و خوانش‌های خود را از این مفهوم بنیادین با مخاطبان مجله به اشتراک بگذارند. 🖋️ موضوعات قابل پذیرش: • شعر • داستان کوتاه • مقاله، نقد و یادداشت تحلیلی 📄 شرایط ارسال: • آثار باید در قالب فایل Word ارسال شوند. • حجم هر اثر از سه‌هزار کلمه بیشتر نباشد. • ارسال عکس نویسنده و در صورت امکان، تصاویر مرتبط با مطلب الزامی است. آخرین مهلت ارسال آثار: ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ 📜 این شماره به‌صورت الکترونیکی و در شمار محدودی نسخه‌ی کاغذی منتشر خواهد شد. 📬 راه‌های ارسال آثار: از طریق ایمیل رسمی مجله‌ی توتم totemmag2020@gmail.com یا ارسال به آیدی تلگرام مدیر اجرایی مجله، سرکار خانم سارا محمدی‌نوترکی @Saramohamadinotarki برای بخش شعر، ارسال آثار به خانم سیمین بابایی، دبیر بخش شعر @simin_babaeiSadegh 🪶 «توتم» بر استقلال، کیفیت و پیوند اندیشه و هنر پای می‌فشارد. منتظر صداها، روایت‌ها و خوانش‌های شما از «مردم» هستیم؛ همان سوژه‌ای که تاریخ، فرهنگ و آینده، بی‌حضور او معنایی نخواهد داشت. @totemmag آدرس سایت: http://totem-mag.com @totemmag

  • 29 июн.751из totemmag

    اطلاعیه انتشار مجله ادبی، هنری و اجتماعی مستقل توتم در شمارگان سی و یکم با موضوع "آینده" منتشر شد. این شماره که در ششمین سال فعالیت مجله و با محوریت «آینده» تهیه شده است، به صورت الکترونیکی در سایت قابل دانلود و در قسمت گالری قابلیت تورق دارد. بنا بر درخواست و استقبال همراهان و مخاطبان گرامی، تعداد محدودی نسخه کاغذی از این شماره نیز صرفاً برای افرادی که پیشاپیش ثبت سفارش نمایند، منتشر خواهد شد. علاقه‌مندان برای هماهنگی، ثبت سفارش و دریافت اطلاعات تکمیلی می‌توانند با مدیر اجرایی مجله، سرکار خانم سارا محمدی‌نوترکی در ارتباط باشند. تلگرام: @Saramohamadinotarki مجله ادبی‌هنری‌اجتماعی مستقل توتم شماره ۳۱ | سال ششم فعالیت ویژه‌نامه «آینده» @totemmag

  • 20 июн.8541из AxNegarBot

    ‍ ‍ ‍ سی‌ویک‌امین شماره جمله‌ی ادبی هنری اجتماعی مستقل توتم ویژه آینده منتشر شد. در این شماره می‌خوانید سخن سردبیر رویا مولاخواه بخش فلسفی و اجتماعی ۱- در مسیر شدن؛ روایت چندوجهی از اصل تغییر مسلم دهقانی ۲- اینده‌فروشی؛ از فلسفه تا فیوچرز از چرچیل تا شت‌کوین جواد پورمهاجر ۳- انسان و درون‌ماندگاری؛ نگاهی به آخرین نوشته‌ی ژیل دلوز دکترایمان نمدیان پور ۴-دیالکتیک در فلسفه‌ی زیست احسان براهیمی ۵- تماشای تابلوی نقاشی با شهاب‌سنگ مرتضی منادی ۶-تفکر فلسفی درباره‌ی آینده؛ امکان، زمان و آزادی در تجربه‌ی انسانی آیدین آریایی ۷- ابن‌الوقت: هنر زیستن در اکنون و رهایی از اضطراب آینده سونیا عطایی ۸_گفت‌وگوی متن‌ها حسین رسول‌زاده ۹_زبانشهر و فروپاشی اعتماد به زبان مراد  قلی‌پور بخش خبر ۱۰_گفت‌وگو ویژه مجله توتم با خرم سعیدی، شاعر، نویسنده و پژوهشگر پرسشگر: سارا محمدی نوترکی بخش هنر ۱۱_فرزندان سرعت، آتش و ماشین؛ یادداشتی بر فیلم «مانیفستو» به کارگردانی جولیان رزفلت(بخش اول) امیرحسین تیکنی ۱۲_آرکی تایپ های پایدار در آثار زنده‌یاد بهرام بیضایی بخش ادبیات داستانی ۱۳_مراقبت و رشد متن: از نطفه تا ویرایش یادداشتی درباره‌ی زایش متن و مسئولیت نویسنده ناصر پویش ۱۴_ استرداد سوژه در سیالیت تاریخ یادداشتی بر رمان «از چشم‌های شما می‌ترسم» نوشته‌ی: فرخنده حاجی‌زاده ۱۵_جهان متروکه نگاهی به مجموعه‌داستان «زمین را بافتم، شکافتم» نوشته‌ی ربابه کریمی حسین نوروزی‌پور داستان‌ها ۱- پایان سکوت فاطمه شکرالله ابهری ۲-چمدان نفیسه خلیلیان ۳- زندگی سگی حجت یکتا ۴- خاطرات یک آهن‌پاره اصغر شکری‌زاده ۵- ملامحمد نعمت مرادی ۶- طلوعی به هنگام غروب محمدعلی فرج‌زاده ۷_ثبت در سودا رامین کاوه بخش شعر و ادب ۱۶_سه دریچه به شعر «اینجا هنوز ترس» سرده‌ی محمد آشور منتقدان: ابوالفضل‌پاشا، مراد قلی‌پور، هستی محمودوند ۱۷_ زنی با بال‌های رنگینش؛ جنسیت و زنانه در شعر نازنین نظام‌شهیدی نادر چگینی _اشعار (به کوشش سیمین بابائی) ۱- امیر طاهری (امرداد) ۲- اعظم ملک‌پور ۳- نصرت‌الله مسعودی ۴- زینب ساعدی ۵- سیروس امیری ۶- نسرین حزمی ۷- هایده حسینی ۸- علیرضا کاشف ۹- سوفیا جمالی ۱۰- حسین فرخی ۱۱- سامان ساردویی ۱۲- خالد بایزیدی ۱۳- معصومه داداش بهمنی ۱۴- محمد باغبان ۱۵- احسان براهیمی لینک دانلود از سایت: https://totem-mag.com/dp-34-2014-1 سال تأسیس:آذر ماه۱۳۹۹ صاخب امتیاز و سردبیر: رویامولاخواه دبیر اجرا و روابط عمومی: سارامحمدی نوترکی @Saramohamadinotarki دبیرشعر: سیمین بابائی @simin_babaei آدرس سایت: totem-mag.com ایمیل دییرخانه: totemmag2020@gmail.com:

  • 5 июн.8521из totemmag

    اطلاعیه انتشار مجله ادبی، هنری و اجتماعی مستقل توتم در آستانه انتشار شماره سی و یکم خود قرار دارد. این شماره که در ششمین سال فعالیت مجله و با محوریت «آینده» تهیه شده است، به زودی به صورت نسخه الکترونیکی منتشر خواهد شد. همچنین، بنا بر درخواست و استقبال همراهان و مخاطبان گرامی، تعداد محدودی نسخه کاغذی از این شماره نیز صرفاً برای افرادی که پیشاپیش ثبت سفارش نمایند، منتشر خواهد شد. علاقه‌مندان برای هماهنگی، ثبت سفارش و دریافت اطلاعات تکمیلی می‌توانند با مدیر اجرایی مجله، سرکار خانم سارا محمدی‌نوترکی در ارتباط باشند. تلگرام: @Saramohamadinotarki مجله ادبی‌هنری‌اجتماعی مستقل توتم شماره ۳۱ | سال ششم فعالیت ویژه‌نامه «آینده» @totemmag

  • . رگ هایم ... عبارات سرخی شد واژگون افتاده/ پشتِ نسوجِ کلمات وقتی پرندِ صدایت از طنابِ سکوت آویخت #سیمین_بابائی https://t.me/simin_babaeii .

  • 2 мая10522из simin_babaeii

    ‍ . "هسته‌ی هیچ"   باشد که درآیی ضرب در/ رنجی خنُک از هندسۀ رفتارِ لب‌ها ما گذشتیم/ چون معجر باد در مقامِ سکوت/ از لبۀ تیز فقدان قصدِ تعویق نیست نطق غلیظ ریشه را باشد که بلغزد هوش _ از اندام تو‌در‌توی دقایق/ به‌وقت ترمیم گواهمان _ لکه‌های زرد تقویم ما را دست‌کم گرفتند چون هجوم گرتۀ احتمالات/ نشسته _ بر گردۀ فربه تاریکی و اشاره کردیم/ به انکار مرزهای سیاه چنان هیبت جغدی/ لمیده بر زاویۀ پلک‌ها و چشم‌هامان _ چاله‌ای تهی بر‌آمده از مثلث عتیق جمجمه در طاقدیسِ ساییدۀ ابروان گفتیم ترس را/ خواب بگیرند تا منطقۀ چندم حواس مرز این حروف/ ضلع کدام دهان بود که دانه .. دانه .. پرواز رویاند بر ارتفاعات مستعد شانه‌؟ هنوز/ باقی مانده‌ایم در هر‌چه حافظۀ عمیق که فاصله _ شبیه حجم ما نیست و تکه‌های درشت بودِمان سخن گفتند با استخوان‌های دست‌چین/ درآاا... درآ/ به توانِ رنج از بُهت مساحتِ دریغ به شاهرگِ کوهستانیِ وجدان آنکه به ذات ایستاده با دلی رویین بر خطوط مچالۀ دنیا زیست کرده/ جاری دایرۀ صیرورتِ ناگهان تکانده‌ دست‌های دارچینی‌اش بر آخرین لایۀ تقدیر _ و نکهت بازدمَش از هستۀ هیچ دَویده/ سهل شکافِ مجسمِ حضور را #سیمین_بابائی https://t.me/simin_babaeii

  • 2 мая761из simin_babaeii

    . این هوا حرف تازه‌‌ای دارد با منِ کهنه‌تر، از افلاطون زندگی در اتاق زیبا نیست از خودت دور شو، بزن بیرون با خودت دشمنی؟ بگو تا کی؟! ترس‌ها را بغل کن و برخیز فرصتی هم برای جبران هست؟ لحظه‌ها را بساز/ چون پائیز تازه یعنی که باز هم پائیز شاعر کوچه‌های تهران است شعر با زن حدیث مشترک و.. شعر، تکرارِ روح باران است شاید آن زن که نیمه شب از ترس از سکوت‌ش چکید من بودم شاید آن زن که چای را دم کرد درد را سر کشید، من بودم زندگی در اتاق زیبا نیست مثل پرواز بر گل قالی! باغ سهم کلاغِ شَر شد، آاه تا به کی ایده‌های پوشالی؟ روی سنگِ دلم نوشتم باز تو که محکم‌تر از قفس بودی! بال‌ها را به شعر چسباندی آاای سیمین، همیشه بس بودی! کوچه میراث نسل پائیز است در قفس ماندنت غم‌انگیز است کهنگی از صدات لبریز است تو برای بهار تازه بمان! #سیمین_بابائی با 🎧 بشنوید https://t.me/simin_babaeii

  • . دیوار ترد اندوه ترک برمی‌دارد جهان پوست می‌اندازد و تو زاده می‌شوی در امتداد فقدانی سنگین که آمدن را به تکرار/ تعبیری باشی، روشن سیمین تولدت مبارک رویای عزیزم❤️ #رویامولاخواه #تولد #بیست‌و‌سه_اسفند https://t.me/simin_babaeii

  • . "نبض نامرئی" جستن به توانِ هویتی بی مرز توازنِ مقصدی‌ست بی بنیان فراتر از روایتی چند وجهی حتی اگر بازمانده‌ی کشفی باشم اساطیری چگونه آغاز کنم ریشه‌ی خویش را در گستره‌ی تناقضی فلسفی؟! فردا را مصلوب جراحت‌های دیرین کردیم در باز‌پس‌گیریِ پدیده‌ای نمادین ما از ابتدا به تقلیل ذاتِ زیست/ کمر بستیم از رویش آرمان‌های پوشالی تا ابزارِ توهماتی رسمی کجاست معبدی که رسالت خدایانش برداشتنِ زخم/ از روح کودکان بی سرزمین باشد؟ و دانه‌های تُردِ آگاهی‌اش قوت لایموتِ پرندگانِ شیشه‌ای با من بیا و .. بیآمیز چون عطر آویشن با جهان روئیده در باورم چنان انکار خویش/ تن به مجارات رنجی جاری رنجی برخاسته از / روحِ بی رمق حیات وقت آن است برخیزیم تلخ/ چون اندام شعله‌ای سرگردان از نبض نامرئی تاریخ آنجا که تلخ‌تر شکسته می‌شود استخوان آگاهی‌مان که پیشینه‌مان/ کاخی‌ست مدفون زیر ویرانه‌های جهل زیر آوار فریب و ما بقایایمان را به دندان گرفتیم از عمق بی رحم تضادها تا سرمای استخوان سوزِ سردخانه‌ #سیمین_بابائی https://t.me/simin_babaeii

  • . امروز کارهای زیادی دارم؛ باید تمام خاطره‌ام را بِکُشم روحم را سنگ کنم و دوباره زیستن را بیاموزم. "آنا آخماتووا" https://t.me/simin_babaeii

  • . مادر، ریشه‌ی آرامش و خاطره است و یقین دارم مهربانی و نوری که از وجود ایشان در جان شما باقی‌ مانده، همچنان جاری خواهد بود رویا جان میدانم هیچ واژه‌ای در چنین لحظاتی نمی‌تواند از سنگینی این فقدان بکاهد اما میخواهم بدانی در این روزهای سخت با قلبم در کنارت هستم و امیدوارم یاد و حضور روشن ایشان صبری عظیم‌تر از اندوه نهفته در دلت به همراه داشته باشد روح عزیز مادر در نور و آرامش🤍 #مادر #رویا_مولاخواه #سیمین_بابائی https://t.me/simin_babaeii

  • 26 февр.762из totemmag

    #اطلاعیه انتشار سی و یکمین شماره مجله‌ی ادبی‌ـ‌هنری‌ـ‌اجتماعی مستقل توتم ویژه "آینده" به صورت نسخه الکترونیکی و تعداد محدودی کاغذی بزودی...... @totemmag

  • #برگه_شوندان . ترانه: #سیمین_بابائی از اون روزی که حسّ تو نشسته توی این سینه به  من  زُل  میزنه  هر  شب،  نگاه  سرد  آئینه سکوتش تا چشای تو، وجودم  رو  میلرزونه اگه نشناسی این زن رو، تهِ این قصه میمونه طِلِسم این شب تلخو تو باید بشکنی، یا من؟ دلم، یا بغض شب؟ هرچی! فقط بشکن، فقط بشکن نزار پِلکاتو روی هم، بزار پیدا کنم رامو من از تنهایی میترسم، بگیر یک لحظه دستامو تمام خاطرات امشب، داره از اَبر میریزه نگا کن پَنجره بُغضِش، شبیه بُغضِ پائیزه طِلِسم این شب تلخو تو باید بشکنی یا من؟ دلم یا بغض شب؟ هرچی! فقط بشکن، فقط بشکن. https://t.me/shavandanpage

  • . انسان تنها کورسوی ضعیفی است در برابر طوفان، اما این کورسو استقامت می‌کند و این کورسو همه چیز است. #جوزف_کنراد سیمین عزیزم زادروزت بارقه‌ای است برای ادامه دادن باش تا فقدان بیش از این فربه نشود. سولماز نصرآبادی ۵ اسفند ۱۴۰۴ https://t.me/simin_babaeii

  • 24 февр.691из molakhahRoya

    . به صلابت عریان نفس به عقیق آرمیده/ بر حریر سینه ما استعاره های آرزو بودیم/ در صفوفِ درد می گریزیم/ از خمار شب از ورطه ی انبوه تاریکی/ به آغوش بکش هیبت نور ... و سوار بر اریکه ی سپیده آنجا که تندیس بهار به معنا .. نشسته بر ازدحام تبحّر سبزه ها غبار از گرده ی گل بزدای که ما ایستاده ایم بر هیئت آغاز #سیمین_بابائی https://t.me/simin_babaeii . تولدت در این روزهای توسی و تلخ بارقه ای شیرین به دنبا آمدنت مبارک عزیزم❤️

  • . «زندانیِ اختیاری» مردی که خودش را تمام روز در یک اتاق زندانی می‌کند اصلاً دیوانه نیست یا انار متراکمی‌ست که در پوست خودش جا خوش کرده یا پیاز متورمی‌ست که لایه‌لایه پرده برنمی‌دارد از تنهایی‌اش در بیروت مردی را دیدم با پای گچ‌گرفته که از تابوت بیرون نمی‌پرید پلنگ هم در قفس آهنین تصوّری از آزادی دارد در جنگ تن به تن هر دو پا گذاشتیم به فرار من از یک طرف منِ دیگر من از طرف دیگر و شانه به شانه به خانه رسیدیم دقیقاً و من زیر یک سقفِ دراز به دراز دراز کشیدم. خیلی خوب شد چند تابلو مختلف دور و برم میخکوب شد نه عاشقِ عاشقم نه کُشته ـ مُردهٔ شهری که ساکنانش در صدف خودشان گوش‌ماهیِ خودشانند قطع امید نمی‌کنم / امّا از مردی که در یک اتاق زندانی شده یا مُرده‌ای که روی تختخواب دراز کشیده #علی_باباچاهی یادش گرامی https://t.me/simin_babaeii