tgindex
سی مرغ
@simooorghперсидский

✨ #ارتباط_مؤثر برای جویندگان رشد 🧠 یادگیری هوشمندانه مهارت‌های #ارتباط ❤️ مورد اعتماد هزاران انسان در مسیر تغییر 👇 همین الان وارد دنیای #سی_مرغ شو Born : 18-09-2011

Последний пост
9 апр.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
29
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
9 639
−6 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
4 796
29 постов
Вовлечённость
49,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 29
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 9 апр.2 5501511

    I wish we could hug those we love through the phone. کاش تو این شرایط واقعا میتونستیم اینکار و انجام بدیم و کمی از دلتنگیامونو تسکین بدیم🥲✋🏻 @simooorgh

  • 8 апр.2 6412431

    در نامه‌ای برای دوست غمگینش نوشته بود: «میدانم که روزهای سختی را می‌گذرانی، میدانم که قلبت از شدت اندوه درد گرفته، میدانم که تحمل این روزها برایت دشوار است، میدانم که لحظه‌ها برایت به کندی می‌گذرد، با همه‌ی این‌ها یادت باشد من کنار تو هستم؛ یادت باشد که می توانیم کنار همدیگر سکوت کنیم یا گریه کنیم و صدای سکوت هم دیگر را بشنویم. عزیزم من درست اینجا کنار تو هستم نه در مقابلت. دوام می آوریم ، به تو قول می دهم... @simooorgh

  • 5 февр.5 479144149

    🌹🌷تصادفی داستانِ ضحاک را می‌خواندم… نه برای سیاست، نه برای امروز، نه حتی با نیتِ مقایسه. فقط یک ورق از شاهنامه، برای دل خودم. اما هرچه جلوتر رفتم، حس عجیبی افتاد به جانم؛ انگار این قصه را نه هزار سال پیش، که همین دیروز نوشته‌اند. ضحاک، پادشاهی است بیگانه؛ نه از تبار این خاک، نه از جنس این فرهنگ. می‌گویند عرب است و پایتختش بیت‌المقدس؛ شهری که خودش در طول تاریخ، همیشه بوی نزاع و سلطه و خون داده. او با شمشیر نمی‌آید، با فریب می‌آید. با «ترفند». و عجبا که ایرانِ اسطوره‌ای، دقیقاً از همین‌جا زمین می‌خورد. ضحاک در آغاز، پرهیزگار است. نمازخوان است. زاهد است. اما درست همان‌جا که باید، شیطان وارد می‌شود؛ نه با شاخ و دم، بلکه در هیأت یک آشپز خوش‌ذوق. برای اولین بار، گوشت را وارد سفره‌ی شاه می‌کند. پرندگان بریان، خوش‌بو و وسوسه‌انگیز. و ضحاک، طعم را که می‌چشد، دیگر همان آدم سابق نیست. قدرت هم همین‌طور است؛ اول فقط «طعمش» را می‌چشانی، بعد دیگر نمی‌شود نگهش داشت. ضحاک ذوق‌زده، آشپز را صدا می‌زند: «چه می‌خواهی در برابر این هنر؟ زر؟ مقام؟» و آشپز—که حالا می‌دانیم شیطان است—لبخند می‌زند و می‌گوید: «فقط اجازه بده شانه‌هایت را ببوسم.» چه پاداش ارزانی… و چه بهای گرانی. فردای آن روز، شانه‌ها زخم می‌شوند. زخم‌ها دهان باز می‌کنند و از دلِ بدنِ شاه، دو مار سیاه بیرون می‌خزند. تاریک، گرسنه، بی‌رحم. نماد ارتجاع، ظلم، و سیری‌ناپذیری. مارها آرام نمی‌گیرند. میل دارند به مغز. نه هر گوشتی؛ مغز. جای فکر. جای فهم. جای اعتراض. باز هم شیطان می‌آید، این‌بار در لباس «حکیم»: «نگران نباش شاه! راهش ساده است. هر روز، دو جوان ایرانی. مغزشان را بده به مارها، تا مغز خودت سالم بماند.» و از همان روز، عدالتِ ضحاک برقرار می‌شود: قرعه می‌کشند. بی‌طرفانه. منصفانه. امروز نوبتِ کیست؟ هر خانواده خوشحال است که «فعلاً» نوبتِ ما نشد. همه می‌گویند: «از این ستون به آن ستون فرج است…» اما ستون‌ها زیاد نیستند. و زمان، بی‌رحمانه سریع می‌گذرد. سالانه بیش از هفتصد مغز جوان خرجِ حفظِ مغز شاه می‌شود. در آشپزخانه‌ی دربار، دو نفر به نام ارمایل و گرمایل وجدان‌شان قلقلک می‌گیرد. نه آن‌قدر که همه‌چیز را به‌هم بزنند، نه آن‌قدر که ساکت بمانند. تصمیمی «میان‌دارانه» می‌گیرند: هر روز، فقط یک جوان قربانی شود. مغزش را با مغز گوسفند قاطی کنند. مارها متوجه نشوند. و سالی ۳۶۵ جوان نجات پیدا کنند. اصلاحات موفق است! مارها راضی‌اند. آشپزها خوشحال‌اند. و کسی نمی‌پرسد آن ۳۶۵ نفر دیگر چه شدند… جوان‌های نجات‌یافته را شبانه روانه‌ی بیابان می‌کنند: «فرار کن. برنگرد. آفتابی نشو.» و این‌گونه است که فرارِ مغزها در شاهنامه ثبت می‌شود. تا اینکه نوبت می‌رسد به کاوه. کاوه آهنگر. مردی که هفده پسرش خوراکِ همان مارها شده‌اند. دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. ضحاک تصمیم می‌گیرد از مردم امضا بگیرد که «من پادشاهی دادگرم». صف‌ها تشکیل می‌شود. امضا پشت امضا. سال‌ها تکرار. اما کاوه نه صف می‌ایستد نه امضا می‌کند. طومار را پاره می‌کند. فریاد می‌زند: «تو بیدادگری!» و همین فریاد، حکومت را می‌لرزاند. کاوه پیشبند چرمی‌اش را بر سر نیزه می‌کند. درفشی از دل کار و رنج. درفش کاویانی. جوان‌ها یکی‌یکی می‌پیوندند. قیام آغاز می‌شود. و من، کتاب را می‌بندم و با خودم می‌گویم: فردوسی فقط شاعر نبود. او حافظه‌ی تاریخی ما بود. و اسطوره، وقتی زنده است که هنوز «جواب بدهد». نداریم چاره مگر کاوگی نخواهیم جان جز به آزادگی تشخیص با خودت است… اما این قصه، ارزش پخش شدن دارد #اندیشه @simoorgh

  • 14 нояб.6 3905761

    من از پس هر کاری برمیام فقط قبلش باید … 🥲 شمام مثل من هستین؟

  • 27 окт.7 2605147

    تا حالا هوای کسی و اینطوری داشتی؟ @simooorgh

  • یعنی چند بار تا حالا پشیمون شدن؟ @simooorgh لطفا سی مرغ رو به دوستان خود معرفی کنید 🫶

  • فقط به حرکت ادامه بده @simooorgh

  • این کلیپ به درد وقتایی میخوره که حس میکنی داری از پا می افتی✋🏻 @simooorgh

  • اینو با جان دلت گوش کن✋🏻 @simooorgh

  • هیچ کس درباره این موضوع بهت نمیگه✋🏻 ولی تو این ویدیو ما بهت میگیم 🙃😉 دوستان جان، من اغلب ویدیوهای استوریهای اینستاگرام رو اینجا برای دانلود شما اپدیت میکنم ☺️ فقط ازتون خواهش میکنم حالا که بی چشم داشت اینکار و انجام میدم، شما هم حواستون به پیج سی مرغ باشه😘 چطوری؟ لطفا لایک کنید یا کامنت بفرستید😍 اینجوری پیج‌ نمیمیره و حالا که هیچ تبلیغی هم نداریم، لذت محتواهای قشنگ رو میبرید 😙

  • هرگز خودتو گول نزن و برای کسی که سراغتو نمیگیره، حضورتو یاداوری نکن! موافقی؟ لطفا برای دوستات بفرست😘 @simooorgh

  • کیا مثل من ، این مدلین؟ @simooorgh

  • از این شخص درست مواظبت کردی؟ @simooorgh

  • آدمایی که از احساساتشوت دوری می کنن ، نمیتونن ازش فرار کنن مگه نه؟ ویدیو رو حتما ببینید ✋🏻 و حتما با دوستانتون به اشتراک بگذارید @simooorgh

  • فارغ از اینکه بعضی از کارها یا بعضی از چیزها برای زندگی آدم ضروری هستن(مثل پول، ثروت یا رسیدن به جایگاه یا طبقه اجتماعی) اما اینکه مدام خودتو با بقیه مقایسه کنی و درگیر این باشی که بقیه کجان و تو چرا… ویدیو رو ببین تا بیشتر بهت توضیح بدم 🫶 @simooorgh

  • خاموشی احساسی وقتی گرفتار خاموشی احساسی میشی ، نمی تونی از چیزهایی که قبلا دوست داشتی لذت ببری✋🏻 یه سری نشونه ها داره که تو ویدیو بهش اشاره کردیم‌ @simooorgh

  • همیشه نمیتونی آدم ها رو نجات بدی چون اونا خودشون باید خودشون رو نجات بدن و این در حالیه که اونا باید خودشون این‌ تغییر و بخوان و ما فقط میتونیم کنارشون باشیم درسته؟ @simooorgh

  • احساس امنیت در خانه جان تو ساخته میشه😘 @simooorgh

  • میدونین رابطه ها چطور از بین میرن؟ اگه نمیدونین این ویدیو برای شماس 💝 @simooorgh

  • چرا منو همینطوری که هستم قبول نمی کنی؟؟ جوابش قابل تامله گوش بدید ✋🏻 @simooorgh